عن المِقدام بن معدي كرب رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «إِذَا أَحَبَّ الرَّجُلُ أَخَاهُ فَلْيُخْبِرْهُ أَنَّهُ يُحِبُّهُ».
از مِقدام بن مَعدی کَرِب رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا أَحَبَّ الرَّجُلُ أَخَاهُ فَلْيُخْبِرْهُ أَنَّهُ يُحِبُّهُ»: «هرگاه شخصی برادر (مسلمان) خود را دوست داشت، باید به او خبر دهد که دوستش دارد».
به روایت ابوداوود و ترمذی و نسائی در «السنن الکبری» و احمددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم یکی از اسباب تقویت روابط مؤمنان و گسترش محبت در میان آنان را بیان داشتهاند؛ و آن اینکه اگر کسی برادرش را دوست داشت، باید به او خبر دهد که دوستش دارد.
فواید
- فضیلت محبت خالصانه برای الله تعالی، نه برای منافع دنیوی.
- مستحب است که شخص به کسی که او را به خاطر الله دوست دارد، از محبت خود خبر دهد تا محبت و الفت بین آنها بیشتر شود.
- گسترش محبت در میان مؤمنان، برادری ایمانی را تقویت میکند و جامعه را از فروپاشی و تفرقه حفظ مینماید.
مرجع
سنن أبي داود (7/ 444) (5124).
سنن الترمذي (4/ 199) (2392).
السنن الكبرى للنسائي (9/ 87) (9963).
مسند أحمد (28/ 408) (17171).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 450).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل المبارك (ص258).
رياض الصالحين للنووي، (ص138) (383).
سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، للألباني (1/ 777).
فيض القدير شرح الجامع الصغير، للمناوي (1/ 247).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (6/ 279).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي موسى الأشعري رضي الله عنه قَالَ: قالَ رسول اللَّه -صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم-: «إِنَّ مِنْ إِجْلاَلِ الله -تَعَالَى-: إِكْرَامَ ذِي الشَّيْبَةِ المُسْلِمِ، وَحَامِلِ القُرْآنِ غَيرِ الغَالِي فِيه، وَالجَافِي عَنْه، وَإِكْرَام ذِي السُّلْطَان المُقْسِط».
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ مِنْ إِجْلاَلِ الله -تَعَالَى-: إِكْرَامَ ذِي الشَّيْبَةِ المُسْلِمِ، وَحَامِلِ القُرْآنِ غَيرِ الغَالِي فِيه، وَالجَافِي عَنْه، وَإِكْرَام ذِي السُّلْطَان المُقْسِط»: «احترام و گرامی داشتِ پيرمرد مسلمان و حافظ و عالِم قرآن که در آن زياده روی يا کوتاهی نکند و نيز احترام حاکم و صاحب قدرتِ عادل، بخشی از بزرگ داشت و تعظيم الله متعال است».
به روایت ابوداووددرجهحسن است
شرح
این حدیث بیانگر بخشی از مواردی است که با رعایت آنها گرامی داشت و تعظیم و احترام الله متعال حاصل می گردد که عبارتند از: «إِكْرَامَ ذِي الشَّيْبَةِ المُسْلِمِ»: یعنی گرامی داشت پیرمرد مسلمان با رعایت احترام او در مجالس، مهربانی و خوش رفتاری در حق او و مواردی از این قبیل؛ و رعایت همه اینها به دلیل حرمتی که نزد خداوند متعال دارند، بخشی از کمال تعظیم و بزرگ داشت الله متعال می باشند.
«وَحَامِلِ القُرْآنِ» یعنی و رعایت احترام و جایگاه حافظ قرآن؛ و به این دلیل حامل قرآن نامیده شده که قرآن در سینه او حمل می شود؛ همچنین این احترام و حفظ جایگاه، کسی را شامل می شود که مشغول قرائت و تفسیر قرآن است. اما حامل قرآن که ذکر آن در این حدیث شریف آمده، با دو وصف متمایز گشته است: 1- «غَيرِ الغَالِي» که غلو، زیاده روی و تجاوز از حد می باشد؛ مراد از آن حامل قرآنی است که در عمل به قرآن و کندوکاو در معانی بخشهایی از قرآن که بر او پنهان مانده و مشتبه می گردد و همچنین در حدود قرائت و مخارج حروفش از حد تجاوز نکند؛ و گفته شده غلو: مبالغه در تجوید یا شتاب در خواندن قرآن است به گونه ای که مانع تدبر در معانی آن گردد. 2- «وَالجَافِي عَنْه»: یعنی حامل قرآنی که از آن دور نبوده و از تلاوت و قرائت نیکوی آن، دقت در معانی آن و عمل به محتوای آن روی گردان نمی باشد؛ و در معنای «الجفاء» گفته شده: یعنی آن را بعد از فراگیری رها کند؛ به ویژه زمانی که از باب تنبلی و روی گردانی، آن را فراموش کند.
آخرین موردی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به رعایت احترام او توصیه می کند «ذِي السُّلْطَان المُقْسِط» می باشد؛ یعنی صاحب قدرت و منصبی که موصوف به عدل است که در این صورت رعایت احترام او به سبب نفع عام و خوب بودن او برای رعیت و زیردستانش می باشد.
مرجع
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415هـ.
تطريز رياض الصالحين للشيخ فيصل المبارك، ط1، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة، الرياض، 1423 هـ.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425 هـ.
رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428 هـ.
رياض الصالحين، ط4، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، 1428هـ.
سنن أبي داود، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، المكتبة العصرية، بيروت.
عون المعبود شرح سنن أبي داود، ومعه حاشية ابن القيم: تهذيب سنن أبي داود وإيضاح علله ومشكلاته للعظيم آبادي ط3، دار الكتب العلمية، بيروت، 1415 هـ.
كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.
مشكاة المصابيح، للتبريزي. تحقيق الألباني. الناشر : المكتب الإسلامي - بيروت. الطبعة : الثالثة - 1405 – 1985
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي شُريح خُويلد بن عمرو الخزاعي عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: «مَنْ كَان يُؤمِن بِاللهِ وَاليَومِ الآخِرِ فَلْيُكْرِم ضَيفَه جَائِزَتَه»، قَالوا: وما جَائِزَتُهُ؟ يَا رسول الله، قال: «يَومُهُ ولَيلَتُهُ، والضِّيَافَةُ ثَلاَثَةُ أَيَّامٍ، فَمَا كَانَ وَرَاءَ ذَلك فَهُوَ صَدَقَةٌ عَلَيه».
وفي رواية: «لا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يُقِيمَ عِنْدَ أَخِيهِ حَتَّى يؤْثِمَهُ» قالوا: يَا رَسول الله، وَكَيفَ يُؤْثِمَهُ؟ قال: «يُقِيمُ عِندَهُ ولاَ شَيءَ لَهُ يُقرِيهِ بهِ».
از ابی شُریح خُویلد بن عمرو خزاعی روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ كَان يُؤمِن بِاللهِ وَاليَومِ الآخِرِ فَلْيُكْرِم ضَيفَه جَائِزَتَه»: «هرکس به الله و روز قيامت ايمان دارد، باید مهمانش را گرامی بدارد و جايزه اش را بدهد». عرض کردند: ای رسول خدا، جايزه اش چيست؟ فرمود: «يَومُهُ ولَيلَتُهُ، والضِّيَافَةُ ثَلاَثَةُ أَيَّامٍ، فَمَا كَانَ وَرَاءَ ذَلك فَهُوَ صَدَقَةٌ عَلَيه»: «(پذيرايی به بهترين شکل و در حد توان در) يک شبانه روز؛ و مهمانی، سه شبانه روز است و بيش از آن، صدقه و احسانِ ميزبان نسبت به مهمانِ اوست». و در روایتی آمده است: «لا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يُقِيمَ عِنْدَ أَخِيهِ حَتَّى يؤْثِمَهُ»: «برای هيچ مسلمانی جايز نيست که آن قدر نزد برادرش بماند که او را گنه کار کند». گفتند: ای رسول خدا، چگونه او را گنه کار می گرداند؟ فرمود: «يُقِيمُ عِندَهُ ولاَ شَيءَ لَهُ يُقرِيهِ بهِ»: «نزدش می مانَد و او چيزی ندارد که از وی پذيرايی کند».
هر دو روایت متفق علیه استدرجهصحیح است
شرح
حدیث ابی شریح خزاعی رضی الله عنه بر گرامی داشتن مهمان دلالت دارد؛ وی روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ كَان يُؤمِن بِاللهِ وَاليَومِ الآخِرِ فَلْيُكْرِم ضَيفَه جَائِزَتَه»: «هرکس به الله و روز قيامت ايمان دارد، باید مهمانش را گرامی بدارد» و این از باب تشویق به گرامی داشتن مهمان می باشد؛ به این معنا که گرامی داشتن مهمان یکی از نشانه های ایمان به الله و روز قیامت و از تکمیل کننده های ایمان به الله و روز قیامت می باشد. برخی از مصادیق آن عبارتند از: خوش رویی، نیک سخن گفتن، پذیرایی سه روزه، در روز اول به حد توان و آنچه میسر است و در دو روز دیگر مناسب با آنچه دارد و بدور از تکلف، تا خود و مهمان را به زحمت نیندازد؛ و پس از سه روز هرچه مهمانِ او باشد برای وی صدقه محسوب می گردد، اگر پذیرای او باشد. اما اینکه می فرماید: «فَلْيُكْرِم ضَيفَه جَائِزَتَه، يَومُهُ ولَيلَتُهُ، والضِّيَافَةُ ثَلاَثَةُ أَيَّامٍ»: «و جايزه اش را بدهد؛ (پذيرايی به بهترين شکل و در حد توان در) يک شبانه روز؛ و مهمانی، سه شبانه روز است» علما در معنای جایزه می گویند: مراد از آن رسیدگی و پذیرایی خوب و در حد امکان به اندازه ی یک شبانه روز از مهمان می باشد؛ اما در روز دوم و سوم غذایی را که میسر است و بیش از عادت خود نیست، به مهمان می دهد اما پس از سه روز اگر پذیرای وی باشد، برای او صدقه و عمل نیک محسوب می گردد. و در روایت مسلم آمده است: «لا يَحِلُّ لِمُسْلِمٍ أَنْ يُقِيمَ عِنْدَ أَخِيهِ حَتَّى يؤْثِمَهُ»: «برای هيچ مسلمانی جايز نيست که آن قدر نزد برادرش بماند که او را گنه کار کند». یعنی برای مهمان حلال نیست که بیش از سه روز نزد میزبان بماند و به این ترتیب موجبات گنه کار شدن وی را فراهم آورد؛ چه بسا این مساله باعث شود میزبان به دلیل اقامت طولانی مهمان نزد وی، از او غیبت کند یا رفتاری مرتکب شود که سبب رنجش خاطر مهمان شود یا گمان بدی در مورد وی ببرد؛ و احتمال همه ی اینها در صورتی است که مهمان بدون درخواست میزبان بیش از سه روز نزد وی بماند. نکته ی لازم به یادآوری این است که گرامی داشتن مهمان و پذیرایی از وی بر حسب وضعیت مهمان متفاوت است؛ گاهی مهمان از بزرگان قوم و افراد سرشناس است که در این صورت چنانکه شایسته ی وی می باشد از او پذیرایی می گردد و چون مهمان از وضعیت متوسطی در جامعه برخوردار باشد، مناسب جایگاه و وضعیت وی مورد پذیرایی قرار می گیرد و به همین ترتیب مناسب با وضعیت هر مهمان، از او پذیرایی می گردد.
مرجع
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415هـ.
تطريز رياض الصالحين، للشيخ فيصل المبارك، ط1، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة، الرياض، 1423 هـ.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425هـ.
رياض الصالحين، للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428هـ.
رياض الصالحين، ط4، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، 1428هـ.
فتح رب البرية بتلخيص الحموية، لمحمد بن صالح بن محمد العثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض.
كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ.
شرح رياض الصالحين، للشيخ ابن عثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض، 1426هـ.
صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة، (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي موسى الأشعري رضي الله عنه مرفوعاً: « المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ ».
وفي رواية: قِيلَ لِلنبي صلى الله عليه وسلم : الرَّجُلُ يُحِبُّ القَوْمَ وَلَمَّا يَلْحَق بهم؟ قال: « المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ».
عن عبد الله بن مسعود رضي الله عنه قال: جاء رجل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال: يا رسول الله، كَيفَ تَقُولُ فِي رَجُلٍ أحَبَّ قَومًا ولم يَلحَق بِهم؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ».
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ»: «هر شخصی با کسی خواهد بود که او را دوست دارد». و در روایتی آمده است: به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفته شد: شخصی گروهی را دوست دارد، ولی در عمل به آنان نمی رسد؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ»: «هر شخصی با کسی خواهد بود که او را دوست دارد». از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که می گوید: مردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا، درباره ی شخصی که گروهی را دوست دارد، ولی در عمل به آنان نمی رسد، چه می گوييد؟ فرمود: «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ»: «هر شخصی با کسی خواهد بود که او را دوست دارد».
هر دو روایت متفق علیه استدرجههر دو روایت آن صحیح است
شرح
انسان در آخرت همراه کسی یا کسانی خواهد بود که آنها را در دنیا دوست دارد. این حدیث به دوست داشتن و محبت نسبت به پیامبر و صالحان و پیروان آنها بر حسب مراتبی که دارند، تشویق نموده و در مورد محبت و دوستی با کسانی هشدار می دهد که در برابر اینان و متضاد ایشان هستند؛ چراکه محبت دلیلی بر میزان ارتباط محب با محبوب و مناسبت اخلاقی میان آنها و اقتدای به محبوب می باشد؛ محبت دلیل بر وجود چنین ارتباطی و بلکه باعث و انگیزه در این زمینه می باشد؛ همچنین هرکس الله متعال را دوست داشته باشد، ذات این دوست داشتن از بزرگ ترین اعمالی است که او را به الله متعال نزدیک می گرداند؛ و الله متعال شکور است و کسی را که برای نزدیکی به او تلاش می کند، چندین برابر تلاشش عطا می نماید. اما لازمه ی اینکه کسی دیگری را دوست داشته باشد، برابری جایگاه و مرتبه در میان آنها نیست؛ زیرا جایگاه و مرتبه ی افراد بنا بر اعمال نیک آنها متفاوت می باشد؛ و معیت و همراهی به مجرد اجتماع در چیزی حاصل می گردد و لازمه ی آنها اشتراک در همه ی موارد نیست؛ بنابراین چون همگی وارد بهشت شوند، معیت مصداق می یابد هرچند درجات متفاوت باشد؛ بنابراین کسی که رسول الله صلی الله علیه وسلم یا یکی از مومنان را دوست داشته باشد، با حسن نیت همراه او در بهشت خواهد بود چرا که حسن نیت اصل بوده و عمل تابع آن است؛ و لازمه ی اینکه همراه آنهاست، این نیست که در مرتبه و منزلت آنها بوده و پاداشی چون پاداش آنها از هر جهت دریافت می کند.
مرجع
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415ه.
تطريز رياض الصالحين للشيخ فيصل المبارك، ط1، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة، الرياض، 1423 هـ.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425 ه.
رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428 هـ.
صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت.
كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: اشترى رجل من رجل عَقَارًا، فوجد الذي اشترى العَقَارَ في عَقَارِه جَرَّةً فيها ذهب، فقال له الذي اشترى العقار: خذ ذهبك، إنما اشتريت منك الأرض ولم أَشْتَرِ الذهب، وقال الذي له الأرض: إنما بِعْتُكَ الأرض وما فيها، فتحاكما إلى رجل، فقال الذي تحاكما إليه: أَلَكُمَا ولد؟ قال أحدهما: لي غلام، وقال الآخر: لي جارية قال: أنكحا الغلام الجارية، وأنفقا على أنفسهما منه وتَصَدَّقَا.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اشْتَرَى رَجُلٌ مِنْ رَجُلٍ عَقَاراً، فَوَجَدَ الَّذِي اشْتَرَى العَقَارَ فِي عَقَارِهِ جَرَّةً فِيهَا ذَهَبٌ، فَقَالَ لَهُ الَّذِي اشْتَرَى العَقَارَ: خُذْ ذَهَبَكَ، إنَّمَا اشْتَرَيْتُ مِنْكَ الأَرْضَ وَلَمْ أشْتَرِ الذَّهَبَ، وَقَالَ الَّذِي لَهُ الأَرْضُ: إنَّمَا بِعْتُكَ الأَرْضَ وَمَا فِيهَا، فَتَحَاكَمَا إلَى رَجُلٍ، فَقَالَ الَّذِي تَحَاكَمَا إلَيْهِ: أَلَكُمَا وَلَدٌ؟ قالَ أحَدُهُما: لِي غُلاَمٌ، وقالَ الآخَرُ: لِي جَارِيَةٌ؛ قال: أنْكِحَا الغُلاَمَ الجَارِيَةَ، وأنْفِقَا عَلَى أنْفُسِهمَا مِنْهُ وَتَصَدَّقَا»: «مردی از مردی ديگر زمينی خريد. مرد خريدار در آن زمين، كوزه ای پر از طلا يافت. به فروشنده گفت: طلاهايت را بگير؛ زيرا من از تو فقط زمين را خريده ام، نه طلايش را. فروشنده گفت: من زمين و آنچه در آن است، به تو فروخته ام. سرانجام، برای داوری نزد مردی ديگر رفتند. آن مرد پرسيد: آيا شما فرزند داريد؟ يكی از آنها گفت: من يك پسر دارم. و ديگری گفت: من يك دختر دارم. آن مرد گفت: اين پسر و دختر را به ازدواج يكديگر در آوريد و از اين طلاها خرج شان را بدهيد و به آنها انفاق كنيد».
متفق علیه با روایت های متعدددرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که مردی زمینی را از مرد دیگری خرید؛ خریدار در این زمین مقداری طلا پیدا کرد، اما به دلیل پرهیزگاری که داشت، طلای پیدا شده را به فروشنده بازگرداند؛ چون زمین را از وی خریده بود نه طلایی که در آن وجود داشت؛ اما فروشنده هم از روی تقوا و پرهیزگاری که داشت، از پذیرفتن آن خودداری کرد چون معتقد بود زمین را با آنچه در خود داشته، فروخته است؛ به این ترتیب با یکدیگر اختلاف کردند و به قاضی گفتند: کسی را بفرست تا این مقدار طلا را گرفته و در موردی که خود صلاح می دانی، مصرف کند؛ قاضی نیز این پیشنهاد را نپذیرفت؛ سپس از آنها پرسید: آیا فرزند دارند؟ یکی از آنها گفت پسری دارد و دیگری از داشتن دختری خبر داد؛ پس به آنها پیشنهاد کرد این پسر و دختر را به ازدواج هم درآورده و از این طلا خرج شان را داده و به آنها انفاق کنند.
مرجع
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الرابعة عشر، 1407ه - 1987م.
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين، نشر: دار الوطن للنشر، الرياض، الطبعة: 1426هـ.
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، للهلالي، نشر: دار ابن الجوزي.
تطريز رياض الصالحين، لفيصل الحريملي، نشر: دار العاصمة، الرياض، الطبعة: الأولى، 1423هـ - 2002م.
صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي موسى الأشعري رضي الله عنه عن النبيِّ -صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم- أَنَّهُ قَالَ: «الخَاِزنُ المسلم الأمين الَّذِي يُنْفِذُ ما أُمِرَ بِهِ فَيُعْطِيهِ كَامِلاً مُوَفَّراً طَيِّبَةً بِهِ نَفسُهُ فَيَدْفَعُه إلى الَّذِي أُمِرَ لَهُ بِهِ، أَحَدُ المُتَصَدِّقِين».
وفي رواية: «الذي يُعطِي مَا أُمِرَ به».
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الخَاِزنُ المسلم الأمين الَّذِي يُنْفِذُ ما أُمِرَ بِهِ فَيُعْطِيهِ كَامِلاً مُوَفَّراً طَيِّبَةً بِهِ نَفسُهُ فَيَدْفَعُه إلى الَّذِي أُمِرَ لَهُ بِهِ، أَحَدُ المُتَصَدِّقِين»: «انباردار مسلمان و امينی که مأموريت خود را به درستی انجام می دهد و صدقه را با رضايت خاطر و به طور کامل، به کسی می رساند که فرمان يافته است، خود يکی از صدقه دهندگان به شمار می رود». و در روایتی آمده است: «الذي يُعطِي مَا أُمِرَ به».
به روایت بخاری - متفق علیه، این لفظ بخاری استدرجهصحیح است
شرح
«الخازن» مبتدا و «أحد المتصدقين» خبر می باشد؛ یعنی خازن و انبارداری که این چهار صفت را داشته باشد: اسلام، امانت داری، انجام آنچه بدان ماموریت یافته و رضایت خاطر و خوشرویی به هنگام بذل و بخشش.
اولین صفت مسلمان بودن است؛ انبار دار اگر کافر و امانت دار باشد و وظیفه اش را به درستی هم انجام دهد، اجر و پاداشی برای او نخواهد بود؛ چون کفار در برابر عمل خوبی که در دنیا انجام داده اند، اجری در آخرت ندارند؛ الله متعال می فرماید: «وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا»: «و به [بررسى] کارهای شان می پردازیم و همه را [همچون] غبارى پراكنده می سازیم».
و می فرماید: «وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»: «و هریک از شما که از دینش بازگردد و در حال کفر بمیرد، اعمالش در دنیا و آخرت تباه می گردد و آنان اهلِ آتش اند و همیشه در آن خواهند بود». اما اگر عمل خوبی داشته باشد سپس اسلام بیاورد، درواقع با خیر و خوبی که در گذشته داشته، اسلام آورده است و اجر و پاداش آنها را دریافت می کند.
صفت دوم: امین بودن؛ یعنی کسی که امانت دار است؛ مال را حفظ می کند و آن را ضایع نکرده و مانع فساد آن شده و در این زمینه کوتاهی و تعدی نمی کند.
صفت سوم: آنچه بدان ماموریت یافته، به درستی انجام می دهد؛ برخی از مردم امانت دار هستند اما تنبل؛ اما کسی که وصف آن در حدیث آمده، هم امانت دار است و هم آنچه پروردگارش به وی دستور داده انجام می دهد و به این ترتیب بین قوت و امانت جمع می کند.
صفت چهارم: رضایت خاطر داشته باشد؛ امری را که بدان ماموریت یافته با رضایت خاطر انجام می دهد؛ به عبارت دیگر چون چیزی را به دیگری می بخشد، منت نمی گذارد یا اظهار فضل نمی کند بلکه با طیب خاطر می بخشد و عطا می کند.
در این صورت خود یکی از صدقه دهندگان است با اینکه حتی پول خردی هم از مال خود نداده است.
مرجع
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415ه.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425 ه.
رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428 هـ.
رياض الصالحين، ط4، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، 1428هـ.
كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ.
شرح رياض الصالحين للشيخ ابن عثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض، 1426هـ.
صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن معاذ بن أنس رضي الله عنه مرفوعًا: «مَن كَظَمَ غَيظًا، وَهُو قادر على أن يُنفِذَه، دَعَاه الله سبحانه وتعالى على رؤوس الخَلاَئِق يوم القيامة حتَّى يُخَيِّره من الحُور العَين مَا شَاء».
از معاذ بن انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ كظَمَ غيظا، وهُو قَادِرٌ عَلَى أَنْ يُنْفِذَه، دَعَاهُ الله سُبْحانَهُ وتَعالَى عَلَى رُؤُوسِ الْخلائقِ يَوْمَ الْقِيامَةِ حَتَّى يُخَيِّرَهُ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ مَا شَاءَ»: «هرکس خشمش را فرو ببرد، درحالی که می تواند آن را عملی سازد (يا انتقام بگيرد)، الله متعال در روز قیامت او را در انظار عمومی صدا می زند و به او اجازه می دهد هرچه از زنان زيبای بهشتی که می خواهد، برای خود برگزيند».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهحسن لغیره است
شرح
در این حدیث آمده که چون مسلمانی از دیگری خشمگین شود و با وجود قدرت، علیه او اقدام نکند و برای کسب رضایت الله متعال چنین رفتاری داشته باشد و بر اسباب خشم و ناراحتی که برای وی میسر شده، صبر کند، این پاداش بزرگ برای او خواهد بود که در روز قیامت و در انظار عمومی صدا زده می شود و به او این اختیار داده می شود که هر تعداد از زنان زیبای بهشتی که می خواهد برای خود انتخاب نماید.
مرجع
مسند أحمد، تحقيق شعيب الأرنؤوط، الناشر: مؤسسة الرسالة الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م.
سنن أبي داود، للإمام أبي داود تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، الناشر: المكتبة العصرية، صيدا - بيروت.
سنن ابن ماجه، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء الكتب العربية - فيصل عيسى البابي الحلبي.
سنن الترمذي، للإمام الترمذي، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، الناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي، مصر، الطبعة: الثانية، 1395 هـ - 1975 م.
صحيح الترغيب والترهيب – الألباني، مكتبة المعارف – الرياض.
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415هـ.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425هـ.
رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428هـ.
شرح رياض الصالحين، للشيخ ابن عثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض، 1426هـ.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعَن عَائِشَةَ أُمِّ المؤْمِنين رضي الله عنها زَوْجَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَدَّثَتْهُ قَالَتْ: جَاءَتْنِي امْرَأَةٌ مَعَهَا ابْنَتَانِ تَسْأَلُنِي، فَلَمْ تَجِدْ عِنْدِي غَيْرَ تَمْرَةٍ وَاحِدَةٍ، فَأَعْطَيْتُهَا فَقَسَمَتْهَا بَيْنَ ابْنَتَيْهَا، ثُمَّ قَامَتْ فَخَرَجَتْ، فَدَخَلَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَحَدَّثْتُهُ، فَقَالَ: «مَنْ يَلِي مِنْ هَذِهِ البَنَاتِ شَيْئًا، فَأَحْسَنَ إِلَيْهِنَّ، كُنَّ لَهُ سِتْرًا مِنَ النَّارِ».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: زنی با دو دخترش نزد من آمد و از من کمک خواست؛ اما چیزی جز یک خرما نداشتم که به آنها بدهم؛ همین خرما را به مادرشان دادند که آن را به دو نیمه تقسیم کرد و هر قسمتی را به یکی از دخترانش داد و خود چیزی از آن نخورد. سپس برخاست و رفت. چون رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد ما آمد، ایشان را در جریان آنچه اتفاق افتاده بود، گذاشتم که فرمود: «مَنْ ابْتُلِيَ مِنْ هذه البنَاتِ بِشَيءٍ فأَحْسَن إِلَيهِنَّ، كُنَّ لَهُ سِتْرًا مِن النَّار»: «هرکس با (سرپرستیِ) چنين دخترانی مورد آزمايش قرار گیرد و به ايشان نیکی کند، برای او حجاب و مانعی از آتش خواهند بود».
متفق علیه، این لفظ بخاری استدرجهصحیح است
شرح
زنی همراه دو دخترش نزد عایشه رضی الله عنها می رود و به علت فقر، از او درخواست کمک می کند؛ عایشه رضی الله عنها می گوید: جز یک خرما نزد وی نبوده که همان را به مادر این دو دختر می دهد و مادر آن را به دو نیمه تقسیم کرده و هر قسمتی را به یکی از دخترانش می دهد؛ و خود چیزی از آن نمی خورد. وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم نزد ام المومنین عایشه رضی الله عنها می رود، ایشان را در جریان قرار می دهد چون اتفاق عجیب و غریبی بود. و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مَنْ ابْتُلِيَ مِنْ هذه البنَاتِ بِشَيءٍ فأَحْسَن إِلَيهِنَّ، كُنَّ لَهُ سِتْرًا مِن النَّار»: «هرکس با (سرپرستی) چنين دخترانی مورد آزمايش قرار گیرد و به ايشان نیکی کند، برای او حجاب و مانعی از آتش خواهند بود».
و مراد از اینکه می فرماید: «مَنْ ابْتُلِيَ» این نیست که به شر و بدی از جانب آنها مورد آزمایش قرار گیرد؛ بلکه منظور این است که هرکس برای وی چنین مقدر شود. چنانکه الله متعال می فرماید: «وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ»: «و [ای مردم،] شما را با بدی و نیکی می آزماییم و [سرانجام] به سوی ما بازگردانده می شوید».
بنابراین هرکس دو دختر برای وی مقدر شود و او به آنها نیکی کند، این کارش در روز قیامت برای او مانع و حجابی در برابر آتش می باشد. به عبارت دیگر الله متعال به دلیل نیکی کردن وی به این دختران، آتش را از وی دور می گرداند. چون دختر ضعیف است و نمی تواند کسب رزق کند و کسب رزق و روزی بر عهده ی مرد است. الله متعال می فرماید: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ»: «مردان بر زنان سرپرست و نگهبانند، به خاطر آنکه الله برخی از اینان را بر برخی برتری داده است و [نیز] به خاطر آنکه از اموال خویش [برای زنان] خرج می کنند».
مرجع
صحيح البخاري (8/ 7) (5995).
صحيح مسلم (4/ 2027) (2629).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 353).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص199).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (5/ 151).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (3/ 106).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 277).
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com