عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضيَ اللهُ عنهما قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِذَا جَمَعَ اللهُ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرْفَعُ لِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ، فَقِيلَ: هَذِهِ غَدْرَةُ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ».
از ابن عمر رضیاللهعنهما روایت است که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «إِذَا جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرْفَعُ لِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ، فَقِيلَ: هَذِهِ غَدْرَةُ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ». یعنی: «هرگاه الله در روز قیامت اولین و آخرین را گرد آورد، برای هر پیمانشکنی پرچمی برافراشته میشود و گفته میشود: این پیمانشکنیِ فلانی پسر فلانی است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم خبر میدهند که هرگاه خداوند در روز قیامت، اولین و آخرین را برای حسابرسی گرد آورد، برای هر خائنی که به پیمانی که با خدا یا با مردم بسته پایبند نبوده است، علامتی برپا میکند تا با آن خیانتش را رسوا سازد. در آن روز ندا داده میشود: این خیانتِ فلانی پسر فلانی است؛ تا کردار زشت او نزد اهل محشر آشکار شود.
فواید
- حرام بودن پیمانشکنی، و اینکه از گناهان کبیره است؛ زیرا این تهدید شدید در مورد آن آمده است.
- پیمانشکنیای که به آن تهدید شده، شامل هر کسی میشود که او را بر جان، یا آبرو، یا راز، یا مالی امین دانستهای و او به تو خیانت کرده و گمان نیک تو را به امانتداریاش بر هم زده است.
- قرطبی میگوید: این سخن، خطابی است به عرب بر اساس آنچه انجام میدادند؛ زیرا آنان برای وفاداری، پرچمی سفید و برای پیمانشکنی، پرچمی سیاه برمیافراشتند تا پیمانشکن را سرزنش و نکوهش کنند. پس حدیث اقتضا میکند که مانند آن برای پیمانشکن رخ دهد؛ تا در قیامت به صفتش مشهور شود و اهل موقف او را نکوهش کنند.
- ابن حجر گفته است: و در این [حدیث دلیلی است بر] اینکه مردم در روز قیامت با [نام] پدرانشان خوانده میشوند؛ به دلیل این سخن در حدیث که: «این پیمانشکنیِ فلانی پسر فلانی است».
مرجع
صحيح البخاري (4/ 104) (3188)
صحيح مسلم (3/ 1359) (1735).
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام (ص745).
الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري (2/ 188).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي بكرة رضي الله عنه قال: قال النبي صلى الله عليه وسلم: «أَلَا أُنَبِّئُكُمْ بِأَكْبَرِ الْكَبَائِرِ؟» ثَلَاثًا، قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ، قَالَ: «الْإِشْرَاكُ بِاللهِ، وَعُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ» وَجَلَسَ وَكَانَ مُتَّكِئًا، فَقَالَ: «أَلَا وَقَوْلُ الزُّورِ»، قَالَ: فَمَا زَالَ يُكَرِّرُهَا حَتَّى قُلْنَا: لَيْتَهُ سَكَتَ.
از ابوبکرة ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «أَلَا أُنَبِّئُكُمْ بِأَكْبَرِ الْكَبَائِرِ؟»: «آیا شما را از بزرگترین [گناهان] کبیره آگاه نکنم؟» و این را سه بار تکرار نمود. گفتند: آری، یا رسول الله. فرمود: «الْإِشْرَاكُ بِاللهِ، وَعُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ»: «شرک آوردن به الله و عقوق والدین» و درحالیکه تکیه داده بود نشست و فرمود: «أَلَا وَقَوْلُ الزُّورِ»: «آگاه باشد و [همچنین سخن و] شهادت دروغ». راوی میگوید: و همچنان این را تکرار میکرد تا آنکه گفتیم: کاش ایشان سکوت میکردند.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ اصحابش را از بزرگترین گناهان کبیره خبر میدهد و این سه مورد را ذکر میکند:
۱- شرک آوردن به الله که عبارت است از: انجام هر نوعی از انواع عبادت برای غیر الله و یکسان شمردن غیر الله با الله در الوهیت و ربوبیت و اسماء و صفات او.
۲- عقوق والدین: عبارت است از هر نوع آزار دادن پدر و مادر با گفتار یا کردار و ترک نیکی در حق آنان.
۳- سخن دروغ که از مصادیق آن شهادت دروغ است؛ و آن عبارت است از هر سخن دروغی جهت تحقیر کسی که از او عیبجویی میشود، از طریق گرفتن مالش یا دست درازی به ناموس و آبروی او یا هر تعدی و تجاوز دیگری از این قبیل.
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ جهت توجه به قباحت و آثار بد سخن دروغ و مزورانه در جامعه، نسبت به آن چندین بار هشدار داده و این هشدار را تکرار کردند، تا جایی که صحابه از روی دلسوزی نسبت به ایشان و نارضایتی از آنچه باعث ناراحتی او میشود، گفتند: کاش به این تکرار ادامه ندهد.
فواید
- بزرگترین گناهان شرک ورزیدن به الله است زیرا پیامبر این گناه را در صدر گناهان کبیره و بزرگترین آنها معرفی میکند و این کلام حق تعالی موید آن است که میفرماید: {إِنَّ اللَّهَ لا يَغفِرُ أَن يُشرَكَ بِهِ وَيَغفِرُ ما دونَ ذلِكَ لِمَن يَشاءُ وَمَن يُشرِك بِاللَّهِ فَقَدِ افتَرى إِثمًا عَظيمًا} (بیگمان، الله این گناه را که به او شرک آورده شود نمیبخشد و غیر از آن را ـ برای هرکس بخواهد ـ میبخشد؛ و هرکس به الله شرک ورزد، یقیناً گناهی بزرگ بربافته است).
- بزرگی حقوق پدر و مادر، چراکه حق آنها را همراه با حق الله تعالی ذکر کرده است.
- گناهان به دو نوع کبایر و صغایر تقسیم میشوند. گناه کبیره هر گناهی است که مجازات دنیوی مانند حدود و نفرین و لعن، یا وعید اخروی مانند وعید به دوزخی شدن دارد. و گناهان کبیره درجاتی دارند که تحریمِ برخی شدیدتر از دیگری است. و هر گناهی که از جملهٔ کبایر نباشد، گناه صغیره است.
مرجع
صحيح البخاري (3/ 172) (2654)، (8/ 4) (5976)، (8/ 62) (6273-6274).
صحيح مسلم (1/ 91) (87).
عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم (ص257) (380).
شرح النووي على مسلم (2/ 81).
الإلمام بشرح عمدة الأحكام لإسماعيل الأنصاري (2/ 149).
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام (ص703).
أعلام السنة المنشورة لاعتقاد الطائفة الناجية المنصورة، لحافظ بن أحمد الحكمي (ص111).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رضي الله عنهما قَالَ: مَرَّ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِقَبْرَيْنِ، فَقَالَ: «إِنَّهُمَا لَيُعَذَّبَانِ، وَمَا يُعَذَّبَانِ فِي كَبِيرٍ، أَمَّا أَحَدُهُمَا فَكَانَ لاَ يَسْتَتِرُ مِنَ البَوْلِ، وَأَمَّا الآخَرُ فَكَانَ يَمْشِي بِالنَّمِيمَةِ» ثُمَّ أَخَذَ جَرِيدَةً رَطْبَةً، فَشَقَّهَا نِصْفَيْنِ، فَغَرَزَ فِي كُلِّ قَبْرٍ وَاحِدَةً، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ، لِمَ فَعَلْتَ هَذَا؟ قَالَ: «لَعَلَّهُ يُخَفِّفُ عَنْهُمَا مَا لَمْ يَيْبَسَا».
از ابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که گفت: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از کنار دو قبر گذشت که فرمود: «إِنَّهُمَا لَيُعَذَّبَانِ، وَمَا يُعَذَّبَانِ فِي كَبِيرٍ، أَمَّا أَحَدُهُمَا فَكَانَ لاَ يَسْتَتِرُ مِنَ البَوْلِ، وَأَمَّا الآخَرُ فَكَانَ يَمْشِي بِالنَّمِيمَةِ»: «این دو عذاب داده میشوند، آن هم به خاطر گناهانی كه [در نظر شما] بزرگ نیستند؛ یکی از آن دو از ادرار خود پرهیز نمیکرد و دیگری سخنچینی میکرد». سپس شاخهٔ تازهٔ درخت خرمایی را گرفت و آن را دو نیم کرد و هر نیمهٔ را در یکی از قبرها فرو برد. گفتند: یا رسول الله، چرا چنین کردی؟ فرمود: «لَعَلَّهُ يُخَفِّفُ عَنْهُمَا مَا لَمْ يَيْبَسَا»: «چه بسا تا وقتی که خشک نشدهاند عذابشان سبک شود و تخفیفی پیدا کند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از کنار دو قبر میگذرد و میفرماید: صاحبان این دو قبر عذاب میبینند، اما برای چیزی عذاب نمیبینند که در نگاه شما کار بزرگی باشد، هرچند نزد الله بزرگ هستند؛ یکی از آن دو هنگام قضای حاجت به حفظ بدن و لباس خود از ادرار توجه نمیکرد و دیگری میان مردم سخنچینی میکرد و به قصد آسیب زدن و ایجاد اختلاف بین مردم، سخن دیگران را به هم میرساند.
فواید
- سخنچینی و ترک پرهیز و پاکی داشتن خود از ادرار، از گناهان کبیره و از اسباب عذاب قبر است.
- الله سبحانه وتعالی برخی از امور غیب - مانند عذاب قبر - را به عنوان نشانهٔ پیامبری ایشان ـ صلی الله علیه وسلم ـ آشکار میکند.
- این کار یعنی نصف کردن شاخهٔ درخت نخل و گذاشتن آن بر روی قبر، مخصوص پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ است زیرا الله متعال او را به وضعیت صاحب دو قبر مذکور مطلع نمود، بنابراین نباید دیگران را با ایشان قیاس کرد زیرا کسی به احوال خفتگان در قبور آگاه نیست.
مرجع
صحيح البخاري (1/ 53) (218).
صحيح مسلم (1/ 240) (292).
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، لعبد الله البسام (ص43).
خلاصة الكلام شرح عمدة الأحكام، لفيصل آل مبارك (ص22).
الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري (1/ 29).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «أتدرون من المفلس؟» قالوا: المُفْلِس فينا من لا دِرهَمَ له ولا مَتَاع، فقال: «إن المفلس من أمتي من يأتي يوم القيامة بصلاة وصيام وزكاة، ويأتي وقد شَتَمَ هذا، وقذف هذا، وأكل مال هذا، وسَفَكَ دم هذا، وضرب هذا، فيعطى هذا من حسناته، وهذا من حسناته، فإن فنيت حسناته قبل أن يُقْضَى ما عليه، أخذ من خطاياهم فَطُرِحتْ عليه، ثم طُرِحَ في النار».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَتَدْرُون من الْمُفْلِس؟»: «آيا می دانيد مفلس کيست؟». گفتند: از نظرِ ما مفلس کسی است که درهم و کالایی (ثروتِ نقدی و غيرنقدی) ندارد. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِي مَنْ يَأْتِي يَوْمَ الْقيامةِ بِصَلاةٍ وَصِيَامٍ وزَكَاةٍ، ويأْتِي وقَدْ شَتَمَ هذا، وقذَف هذَا وَأَكَلَ مالَ هَذَا، وسفَكَ دَم هذَا، وَضَرَبَ هذا، فيُعْطَى هذَا مِنْ حسَنَاتِه، وهَذا مِن حسَنَاتِه، فَإِنْ فَنِيَتْ حسناتُهُ قَبْلَ أَنْ يُقْضِيَ مَا عَلَيْه، أُخِذَ مِنْ خَطَايَاهُمْ فَطُرِحَتْ علَيْه، ثُمَّ طُرِح في النَّارِ»: «مفلس در امت من کسی است که روز قيامت با انبوهی از (اعمال نيک، مانند) نماز و روزه و زکات حاضر می شود؛ ولی فلانی را دشنام داده و به آن يکی تهمت زده و مالِ اين را خورده و خونِ آن يکی را ريخته و فلانی را زده است. لذا از نيکی هايش به هريک از اينها داده می شود و اگر نيکی هايش پيش از ادای بدهی هایش تمام شد، از بدی های آنان کسر می گردد و به حسابِ او منظور می شود و سپس او را در آتشِ دوزخ می اندازند».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم از صحابه رضی الله عنهم سوال می کند: «آيا می دانيد مفلس کيست؟». و آنها در پاسخ، تعریفی از مفلس ارائه می دهند که در بین مردم رواج داشته و معروف است؛ مفلس را فقیری معرفی می کنند که نقدینگی و کالایی در اختیار ندارد. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم به آنها خبر می دهد، مفلس در این امت کسی است که در روز قیامت با نیکی های زیاد و اعمال نیک و صالح فراوانی چون نماز و روزه و زکات درحالی حاضر می شود که فلانی را دشنام داده و فلانی را زده و مال یکی را گرفته و به آن یکی تهمت زده و خون دیگری را ریخته است؛ و مردم خواهان رسیدن به حق خود در این موارد هستند؛ و حقی را که در دنیا به آن نرسیدند در آخرت طلب می کنند؛ به این ترتیب به نفع آنها از وی قصاص می گیرند. و هریک از این افراد که حقی بر گردن او دارند، به میزان طلبی که دارد، از نیکی های وی برمی دارد؛ در این میان اگر نیکی های وی تمام شود، از گناهان طلبکاران برداشته شده و بر دوش او گذاشته می شود، سپس به آتش انداخته می شود.
مرجع
- رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين؛ للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428ه .
- بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين؛ تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي- الطبعة الأولى1418ه
- نزهة المتقين شرح رياض الصالحين؛ تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ.
- صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ.
- شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ»، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ وَمَا هُنَّ؟ قَالَ: «الشِّرْكُ بِاللهِ، وَالسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالْحَقِّ، وَأَكْلُ الرِّبَا، وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلَاتِ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ»: «از هفت [گناه] هلاک کننده دوری کنید». گفتند: یا رسول الله، آنها چه هستند؟ فرمود: «الشِّرْكُ بِاللهِ، وَالسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالْحَقِّ، وَأَكْلُ الرِّبَا، وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلَاتِ»: «شرک ورزیدن به الله، سحر و جادوگری، کشتن جانی که الله حرام نموده مگر به حق، خوردن ربا، خوردن مال یتیم، فرار در روز نبرد به هنگام رویارویی با دشمن و تهمت ناموسی زدن به زنان پاکدامن مؤمن بیخبر از گناه».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم امتش را به دوری از هفت جرم و گناهی امر میکند که هلاکت و نابودی آنها را در پی دارند؛ و وقتی از ایشان پرسیدند که این هفت گناه چه هستند، چنین بیان نمودند که:
نخست: شرک به الله؛ به معنای گرفتن همتا و شبیه برای او سبحانه به هر شکلی که باشد، و اختصاص دادن هر نوع عبادتی برای غیر الله. و رسول خدا صلى الله عليه وسلم با شرک آغاز میکند چون بزرگترین گناهان است.
دوم: سحر و جادوگری که عبارت است از: گرهها و وِردها و داروها و دود کردن چیزهایی که در بدن شخصی که سحر میشود، تاثیر گذاشته و باعث مرگ یا بیماری میشود یا به جدایی بین زن و شوهر میانجامد؛ و سحر عملی شیطانی است که بسیاری از انواع آن جز با شرک ورزیدن و تقرب به شیاطین با انجام آنچه دوست دارند، امکانپذیر نیست.
سوم: کشتن نفسی که الله از کشتن آن منع نموده مگر با مجوزی شرعی که توسط حاکم اجرا میشود.
چهارم: گرفتن ربا با خوردن آن یا به هر نوعی که میتوان از آن استفاده نمود و بهره برد.
پنجم: تجاوز و دستدرازی به مال کودکی که پیش از رسیدن به بلوغ، پدرش فوت شده است.
ششم: گریختن از نبرد با کافران.
هفتم: متهم نمودن زنان آزاده و پاکدامن به زنا. و همچنین متهم کردن مردان بیگناه به زنا.
فواید
- گناهان کبیره محدود به این هفت گناه نیستند و پرداختن به این موارد به صورت مشخص، به دلیل بزرگی و خطر آنهاست.
- کشتن دیگری اگر بر مبنای حقی مانند قصاص یا ارتداد یا زنای پس از احصان (زنای مرد یا زن متاهل) جایز است و این حکم را حاکم شرعی اجرا میکند.
مرجع
صحيح البخاري (4/ 10) (2766).
صحيح مسلم (1/ 92) (89).
شرح صحيح البخارى لابن بطال (8/ 489).
الملخص في شرح كتاب التوحيد، للشيخ صالح الفوزان (ص201).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ صُرَدٍ رضي الله عنه قَالَ: كُنْتُ جَالِسًا مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَرَجُلاَنِ يَسْتَبَّانِ، فَأَحَدُهُمَا احْمَرَّ وَجْهُهُ، وَانْتَفَخَتْ أَوْدَاجُهُ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنِّي لَأَعْلَمُ كَلِمَةً لَوْ قَالَهَا ذَهَبَ عَنْهُ مَا يَجِدُ، لَوْ قَالَ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ، ذَهَبَ عَنْهُ مَا يَجِدُ» فَقَالُوا لَهُ: إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «تَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ»، فَقَالَ: وَهَلْ بِي جُنُونٌ؟
از سلیمان بن صُرَد رضیاللهعنه روایت است که گفت: همراه با پیامبر صلیاللهعلیهوسلم نشسته بودم که دو مرد به یکدیگر ناسزا گفتند و صورت یکی از آنان قرمز شد و رگهای گردنش بیرون زد، پس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمود: «إِنِّي لَأَعْلَمُ كَلِمَةً لَوْ قَالَهَا ذَهَبَ عَنْهُ مَا يَجِدُ، لَوْ قَالَ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ، ذَهَبَ عَنْهُ مَا يَجِدُ»: «من سخنی را میدانم که اگر آن را بگوید، این حالتش برطرف میشود؛ اگر بگوید: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ، این حالتش برطرف میشود». پس به او گفتند: پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «از شیطان به الله پناه ببر» و او گفت: مگر من دیوانهام؟
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
دو مرد در برابر پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به هم ناسزا و دشنام دادند که چهرهٔ یکی از آن دو سرخ شد و رگهای گردنش برجسته شد.
پس پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمود: «من سخنی را میدانم که اگر این فرد خشمگین بگوید، خشمش از بین میرود. اگر بگوید: أعوذ بالله من الشيطان الرجيم».
پس به او گفتند: پیامبر صلیاللهعلیهوسلم میفرماید: از شیطان به الله پناه ببر
که آن مرد گفت: آیا من دیوانهام؟! وی گمان میکرد که تنها از جنون (دیوانگی در اثر جنزدگی) به الله پناه برده میشود.
فواید
- اشتیاق پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به ارشاد و راهنمایی هنگام وجود سبب آن.
- خشم از سوی شیطان است.
- امر به پناه بردن از شیطان رانده شده به الله هنگام خشم. الله تعالی میفرماید: ﴿وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيۡطَٰنِ نَزۡغٞ فَٱسۡتَعِذۡ بِٱللَّهِۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾ [الأعراف: 200] «و اگر وسوسهای از سوی شیطان به تو رسید، به الله پناه ببر [که] بیتردید، او شنوای داناست».
- پرهیز از دشنام و چیزهای شبیه آن مانند لعن و نفرین و ایجاد تنفر نسبت به آنها؛ زیرا منجر به مفاسدی میان مردم میشود.
- انتقال نصیحت برای کسی که آن را نشنیده تا از آن بهرهمند گردد.
- پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در مورد خشم هشدار دادهاند زیرا منجر به شر و بیتدبیری میگردد و ایشان صلیاللهعلیهوسلم خود خشمگین نمیشد مگر زمانی که حرمتهای الهی هتک میشد که این خشم پسندیده است.
- نووی دربارهٔ سخن آن مرد که گفت: «آیا فکر میکنی دیوانه هستم؟» میگوید: «احتمالا گویندهٔ این سخن از منافقان یا از بادیهنشیان تندخو بوده است».
مرجع
صحيح البخاري (4/ 124) (3282).
صحيح مسلم (4/ 2015) (2610).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 110).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص50).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (1/ 270).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 78).
این حدیث در HadeethEnc.comعن وَاثِلَةَ بن الأَسْقَعِ ـ رضي الله عنه ـ مرفوعاً: «إن من أعظم الفِرَى أن يَدَّعِيَ الرجلُ إلى غير أبيه، أو يُرِي عَيْنَهُ ما لم تَرَ، أو يقول على رسول الله صلى الله عليه وسلم ما لم يَقْلْ».
از واثلة بن اسقع رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إنَّ مِنْ أَعْظَمِ الفِرَى أَنْ يَدَّعِيَ الرَّجُلُ إِلَى غَيْرِ أبِيْهِ، أوْ يُرِيَ عَيْنهُ مَالم تَرَ، أوْ يقولَ عَلَى رسولِ اللّه - صلى الله عليه وسلم - مَا لَمْ يَقُلْ»: «از بزرگ ترين دروغ ها، اين است که شخصی خودش را به غيرِ پدرش نسبت دهد يا مدّعیِ ديدن خوابی شود که نديده است يا سخنی را به رسول الله صلى الله عليه وسلم نسبت دهد که ایشان نگفته است».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح
از بدترین مصادیق دروغ بستن به الله متعال این است که شخصی خود را به کسی جز پدرش نسبت دهد یا شخصی او را به کسی جز پدرش نسبت دهد و او این مساله را تایید کند؛ این از بدترین انواع دروغ می باشد. و از بزرگترین و بدترین دروغ ها نزد الله این است که کسی ادعا کند در خواب چیزی را دیده که هرگز ندیده است؛ همچنین از بزرگترین و بدترین دروغ ها نزد الله این است که سخن یا عمل یا تاییدی به رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت داده شود که ایشان از آن بری می باشد.
مرجع
- صحيح البخاري، للإمام محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق محمد الناصر، دار طوق النجاة.
- بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين؛ تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي- الطبعة الأولى1418ه.
- نزهة المتقين شرح رياض الصالحين؛ تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشرة، 1407هـ.
- كنوز رياض الصالحين»، لحمد بن ناصر العمار، دار كنوز إشبيليا- الطبعة الأولى1430ه.
- دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لمحمد علي بن محمد بن علان بن إبراهيم البكري الصديقي الشافعي اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة .
- شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ عَائِشَةَ أُمِّ المؤْمنينَ رَضيَ اللهُ عنها قَالَت: قُلْتُ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: حَسْبُكَ مِنْ صَفِيَّةَ كَذَا وَكَذَا، -قَالَ أَحدُ الرُّوَاةِ: تَعْنِي قَصِيرَةً- فَقَالَ: «لَقَدْ قُلْتِ كَلِمَةً لَوْ مُزِجَتْ بِمَاءِ الْبَحْرِ لَمَزَجَتْهُ» قَالَتْ: وَحَكَيْتُ لَهُ إِنْسَانًا، فَقَالَ: «مَا أُحِبُّ أَنِّي حَكَيْتُ إِنْسَانًا وَأَنَّ لِي كَذَا وَكَذَا».
از مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها روایت است که فرمود: به پیامبر صلی الله علیه و سلم گفتم: از صفیه همین [عیب] برای شما بس که چنین و چنان است - یکی از راویان گفت: منظورش قدکوتاهش بود - پس پیامبر فرمودند: «لَقَدْ قُلْتِ كَلِمَةً لَوْ مُزِجَتْ بِمَاءِ الْبَحْرِ لَمَزَجَتْهُ» یعنی: «سخنی گفتی که اگر با آب دریا آمیخته میشد، آن را تغییر میداد [و آلوده میکرد]». [عایشه] گفت: و [برای ایشان] ادای شخصی را درآوردم. پس فرمودند: «مَا أُحِبُّ أَنِّي حَكَيْتُ إِنْسَانًا وَأَنَّ لِي كَذَا وَكَذَا» یعنی: «دوست ندارم که ادای کسی را درآورم، هرچند در برابر آن چنین و چنان [از دنیا] برای من باشد».
به روایت ابوداوود و ترمذی و احمددرجهصحیح است
شرح
امالمؤمنین عایشه رضی الله عنها به پیامبر صلی الله علیه و سلم گفت: از صفیه -منظورش امالمؤمنین رضی الله عنها است- همین برایت کافی است که از عیبهای بدنیاش این است که قدکوتاه است. پس پیامبر فرمودند: سحنی گفتی که اگر با آب دریا مخلوط میشد، بر آن چیره میگشت و آن را تغییر میداد و فاسد میکرد. [عایشه] گفت: و برای تحقیر، رفتار انسانی [دیگر] را تقلید کردم. پس پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: خوشحالم نمیکند که از عیبش سخن بگویم، یا به قصد تحقیر ادایش را درآورم و مانند او عمل کنم یا مانند او سخن بگویم، هرچند در برابر آن چیزهای بسیاری از دنیا به من داده شود.
فواید
- هشدار و ترساندن از غیبت.
- تقلید کردن از حرکات و ادای دیگران را درآوردن به قصد تحقیر و کوچک شمردن، از غیبت حرام است.
- توصیف عیبهای بدنی، بخشی از غیبت است.
- قاضی گفته است: «مزج» به معنای مخلوط کردن و تغییر دادن با افزودن چیزی دیگر به آن است. و معنای [حدیث] این است که این غیبت، اگر از چیزهایی بود که با دریا مخلوط میشود، با وجود کثرت و فراوانی آب دریا، حالت آن را تغییر میداد، پس چگونه خواهد بود [تأثیر آن] بر اعمال اندکی که با آن آمیخته شده است.
- بیان چیزی از حسادتی که میان همسران یک مرد (هووها) رخ میدهد.
- تأیید نکردنِ منکر از سوی ایشان صلی الله علیه و سلم.
- کوچک شمردنِ شأن دنیا و آنچه در آن است، هنگامی که با رضایت خداوند متعال و عدم خشم او مقایسه شود.
- اسلام، دین اخلاق نیکوست، و به حفظ آبروها از اینکه با گفتار یا کردار شکسته شود، امر کرده است؛ زیرا این کار از چیزهایی است که دشمنی و کینه را میان مسلمانان به ارث میگذارد.
مرجع
سنن أبي داود (7/ 237) (4875).
سنن الترمذي (4/ 275) (2502).
مسند أحمد (41/ 433) (24964).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (3/ 25).
مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، للقاري (7/ 3046).
التيسير بشرح الجامع الصغير، للمناوي (2/ 339).
فيض القدير شرح الجامع الصغير، للمناوي (5/ 411).
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com