پرش به محتوا
احادیث با شرح

توحيد الوهيت

۴۱ حدیث

الله عزوجل شما را از سوگند خوردن به پدران‎تان باز می‌دارد

عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يَنْهَاكُمْ أَنْ تَحْلِفُوا بِآبَائِكُمْ»، قَالَ عُمَرُ: فَوَاللهِ مَا حَلَفْتُ بِهَا مُنْذُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَهَى عَنْهَا ذَاكِرًا وَلَا آثِرًا.
از عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يَنْهَاكُمْ أَنْ تَحْلِفُوا بِآبَائِكُمْ»: «الله عزوجل شما را از سوگند خوردن به پدران‎تان باز می‌دارد». عمر ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: به الله سوگند از وقتی که آن را از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیدم به آن (یعنی پدران) سوگند یاد نکردم، نه خود به عمد چنین سوگندی خوردم و نه آن را از دیگری نقل نمودم.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان می‌دارد که الله عزوجل از سوگند خوردن به پدران نهی کرده است؛ پس هرکه قصد سوگند خوردن دارد، نباید سوگند یاد کند مگر به الله و به دیگری قسم نخورد. سپس عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ ذکر می‌کند که از وقتی نهی از این نوع سوگند خوردن را از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیده است، هرگز به آن سوگند یاد نکرده است؛ چنانکه نه خود به عمد چنین سوگندی یاد نموده و نه سوگند دیگری به غیر الله را نقل نموده است.

فواید
  1. تحریم سوگند به غیر الله، به ویژه سوگند خوردن به پدران؛ زیرا از عادات جاهلیت است.
  2. سوگند: یعنی قسم خوردن به الله یا به نام‌ها یا صفات الله برای امری جهت تاکید بر آن.
  3. فضیلت عمر ـ رضی الله عنه ـ در سرعت پذیرش [امر پیامبر] و فهم نیکو و وَرَع و پرهیزگاری او.
مرجع

صحيح البخاري (8/ 132) (6647). صحيح مسلم (3/ 1266) (1646). تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام (ص684). الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري (2/ 134).

این حدیث در HadeethEnc.com

لعنت الله بر یهودیان و نصرانیان [که] قبرهای پیامبران‌شان را مساجد قرار دادند

عن عائشة أم المؤمنين وعبد الله بن عباس رضي الله عنهما قالا: لَمَّا نَزَلَ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ طَفِقَ يَطْرَحُ خَمِيصَةً لَهُ عَلَى وَجْهِهِ، فَإِذَا اغْتَمَّ بِهَا كَشَفَهَا عَنْ وَجْهِهِ، فَقَالَ وَهُوَ كَذَلِكَ: «لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى اليَهُودِ وَالنَّصَارَى، اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِيَائِهِمْ مَسَاجِدَ» يُحَذِّرُ مَا صَنَعُوا.
از عایشه و عبدالله بن عباس ـ رضی الله عنهم ـ روایت است که می‌گویند: هنگامی که [ملک الموت و حالات وفات] بر پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نازل شد، خمیصه‌ای (تکه پارچه‌ای) را بر چهرهٔ خود می‌انداخت و هنگامی که نفس‌شان تنگ می‌شد آن را از چهرهٔ خود برداشته و در همین حال می‌فرمود: «لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى اليَهُودِ وَالنَّصَارَى، اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِيَائِهِمْ مَسَاجِدَ»: «لعنت الله بر یهودیان و نصرانیان [که] قبرهای پیامبران‌شان را مساجد قرار دادند» و نسبت به کاری که انجام دادند هشدار می‌داد.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

عایشه و ابن عباس ـ رضی الله عنهم ـ خبر داده‌اند که هنگام وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم، ایشان تکه پارچه‌ای را بر صورت خود می‌انداخت و چون به علت سکرات مرگ نفس کشیدن بر ایشان دشوار می‌شد آن را از چهره برداشته و در این حال دشوار می‌فرمود: الله یهودیان و نصرانیان را نفرین کند و از رحمت خود دور سازد؛ زیرا آنان بر قبرهای پیامبران‌شان مسجدهایی ساختند و اگر اهمیت این امر نبود در چنین شرایطی آن را بازگو نمی‌کرد؛ و به این ترتیب رسول خدا امتش را از مشابهت با این کار نهی کردند. زیرا این از کارهای یهودیان و نصرانیان و وسیله‌ای است که به شرک ورزیدن به الله عزوجل می‌انجامد.

فواید
  1. ممنوعیت مسجد ساختن بر قبور پیامبران و صالحان که در آنها برای الله نماز برگزار شود؛ زیرا این وسیله‌ای به سوی شرک است.
  2. شدت توجه رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ و اهتمام ایشان به توحید و ترس ایشان از بزرگداشت قبور؛ زیرا این کار به شرک منجر می‌شود.
  3. جايز بودن لعنت فرستادن به يهود و نصارا و هر كسى كه مانند آنان بر روى آرامگاه‌ها بنا و مسجد مى‌سازد.
  4. ساختمان سازی بر روی قبور از سنت‌های یهودیان و نصرانیان است و در حدیث از مشابهت به آنان نهی شده است.
  5. از مصادیق مسجد نمودن قبور این است که نزد قبور و به سوی آن نماز خوانده شود، حتی اگر مسجدی بر روی آن ساخته نشود.
مرجع

صحيح البخاري (1/ 95) (435)، (2/ 102) (1390). صحيح مسلم (1/ 377) (531)، (1/ 376) (529). الملخص في شرح كتاب التوحيد، للشيخ صالح الفوزان (ص170). الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد بن عبد العزيز السليمان القرعاوي (ص185).

این حدیث در HadeethEnc.com

من بی‌نیازترین شریکان از شرک هستم؛ هرکس عملی را انجام دهد که در آن دیگری را با من شریک سازد، او و شرکش را رها می‌کنم

عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: أَنَا أَغْنَى الشُّرَكَاءِ عَنِ الشِّرْكِ، مَنْ عَمِلَ عَمَلًا أَشْرَكَ فِيهِ مَعِي غَيْرِي تَرَكْتُهُ وَشِرْكَهُ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «قال الله تبارك وتعالى: أنا أغنى الشركاء عن الشرك، من عمل عملًا أشرك فيه معي غيري، تركتُهُ وشركَهُ»: «الله تبارک و تعالی فرموده است: من بی‌نیازترین شریکان از شرک هستم؛ هرکس عملی را انجام دهد که در آن دیگری را با من شریک سازد، او و شرکش را رها می‌کنم».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه سلم خبر می‌دهد که الله تبارک و تعالی فرموده است: او بی‌نیازترین شریکان از شرک است؛ زیرا او از هر چیزی بی‌نیاز است و چون انسان عمل نیکی انجام دهد و آن را برای الله و غیر الله بگرداند، الله او را رها کرده و آن عمل را از وی نمی‌پذیرد و به صاحبش بازمی‌گرداند؛ بنابراین واجب است که اخلاص در عمل را برای الله سبحانه و تعالی داشته باشد، زیرا او هیچ عملی را نمی‌پذیرد مگر آنچه خالصانه برای ذات بخشنده‌ و بزگوارش باشد.

فواید
  1. هشدار نسبت به همهٔ انواع و اشکال شرک و اینکه شرک مانع پذیرش عمل است.
  2. درک و احساس بی‌نیازی الله و عظمت او از چیزهایی است که به اخلاص در عمل کمک می‌کند.
مرجع

صحيح مسلم (4/ 2289) (2985). شرح النووي على مسلم (18/ 115). الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص287). الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص325).

این حدیث در HadeethEnc.com

بدانید که من به درگاه الله خودداری می‌کنم که از میان شما خلیلی (دوستی بسیار صمیمی) داشته باشم زیرا الله تعالی مرا خلیل خود برگزیده است، چنانکه ابراهیم را خلیل خود برگزید

عن جندب رضي الله عنه قال: سَمِعْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَبْلَ أَنْ يَمُوتَ بِخَمْسٍ وَهُوَ يَقُولُ «إِنِّي أَبْرَأُ إِلَى اللهِ أَنْ يَكُونَ لِي مِنْكُمْ خَلِيلٌ فَإِنَّ اللهَ تَعَالَى قَدِ اتَّخَذَنِي خَلِيلًا كَمَا اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا، وَلَوْ كُنْتُ مُتَّخِذًا مِنْ أُمَّتِي خَلِيلًا لَاتَّخَذْتُ أَبَا بَكْرٍ خَلِيلًا! أَلَا وَإِنَّ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ كَانُوا يَتَّخِذُونَ قُبُورَ أَنْبِيَائِهِمْ وَصَالِحِيهِمْ مَسَاجِدَ، أَلَا فَلَا تَتَّخِذُوا الْقُبُورَ مَسَاجِدَ! إِنِّي أَنْهَاكُمْ عَنْ ذَلِكَ».
از جُندَب رضی الله عنه روایت است که گفت: از پیامبر صلی الله علیه وسلم شنیدم که پنج شب پیش از وفاتش می‌فرمود: «إِنِّي أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ أَنْ يَكُونَ لِي ‏ ‏مِنْكُمْ ‏ ‏خَلِيلٌ ‏ ‏فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ اتَّخَذَنِي ‏ ‏خَلِيلًا ‏ ‏كَمَا اتَّخَذَ ‏ ‏إِبْرَاهِيمَ ‏ ‏خَلِيلًا،‏ ‏وَلَوْ كُنْتُ مُتَّخِذًا مِنْ أُمَّتِي ‏ ‏خَلِيلًا ‏ ‏لَاتَّخَذْتُ ‏ ‏أَبَا بَكْرٍ ‏ ‏خَلِيلًا، ‏ ‏أَلَا وَإِنَّ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ كَانُوا يَتَّخِذُونَ قُبُورَ أَنْبِيَائِهِمْ وَصَالِحِيهِمْ مَسَاجِدَ، أَلَا فَلَا تَتَّخِذُوا الْقُبُورَ مَسَاجِدَ إِنِّي ‏ ‏أَنْهَاكُمْ عَنْ ذَلِكَ»: «بدانید که من به درگاه الله خودداری می‌کنم که از میان شما خلیلی (دوستی بسیار صمیمی) داشته باشم زیرا الله تعالی مرا خلیل خود برگزیده است، چنانکه ابراهیم را خلیل خود برگزید؛ و اگر از امت خود خلیلی برمی‌گزیدم، بی‌شک ابوبکر را خلیل خود قرار می‌دادم. آگاه باشید که پیشینیان شما قبور پیامبران و صالحان خود را مسجد قرار می‌دادند، آگاه باشید که قبرها را مسجد نگردانید، من شما را از این کار بازمی‌دارم».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم ما را از جایگاه خود نزد الله تعالی خبر داده است و اینکه به بالاترین مدارج محبت نزد الله رسیده‌ است، چنانکه ابراهیم رسیده بود؛ و بر این اساس داشتن خلیلی جز الله را نفی می‌کند چون قلبش پر از محبت الله تعالی و بزرگداشت و شناخت او شده است، بنابراین جایی برای کسی جز الله ندارد؛ و اگر ایشان از میان مردم خلیلی برمی‌گزید، بی‌شک و حتما او ابوبکر صدیق رضی الله عنه بود. سپس نسبت به زیر پا گذاشتن حدود جایز محبت هشدار می‌دهد، چنانکه یهودیان و نصرانیان دربارهٔ قبور پیامبران و صالحان خود مرتکب این خطا شدند، تا جایی که آنان را معبودانی شریک خداوند قرار دادند که به جای الله عبادت شدند؛ و بر قبرهای‌شان مساجد و معابد ساختند. و رسول خدا صلی الله علیه وسلم امتش را از اینکه همچون آنان عمل کنند، نهی کرده است.

فواید
  1. فضل ابوبکر صدیق رضی الله عنه و اینکه برترین اصحاب و شایسته‌ترین مردم به خلافت رسول الله صلی الله علیه وسلم پس از وفات ایشان بود.
  2. ساختن مساجد بر قبور از کارهای منکر امت‌های پیشین است.
  3. نهی از تبدیل نمودن قبرها به مکان‌هایی برای عبادت که در کنار آنها یا به سوی آنها نماز بخوانند و بر آنها مسجد یا گنبد بسازند؛ تا از وقوع شرک به این سبب جلوگیری شود.
  4. بر حذر داشتن و هشدار دادن نسبت به غلو و زیاده‌روی در مورد صالحان، چون به شرک می‌انجامد.
  5. اهمیت آنچه پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت به آن هشدار داده‌ است، چون پنج شب پیش از وفات بر آن تاکید کردند.
مرجع

صحيح مسلم (1/ 377) (532). شرح النووي على مسلم (5/ 13). الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص188). الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص172).

این حدیث در HadeethEnc.com

نگویید آنچه الله و فلانی بخواهند، بلکه بگویید: آنچه الله بخواهد، سپس فلانی بخواهد

عَنْ حُذَيْفَةَ رضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «لَا تَقُولُوا: مَا شَاءَ اللهُ وَشَاءَ فُلَانٌ، وَلَكِنْ قُولُوا: مَا شَاءَ اللهُ ثُمَّ شَاءَ فُلَانٌ».
از حُذَیفه ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «لَا تَقُولُوا: مَا شَاءَ اللهُ وَشَاءَ فُلَانٌ، وَلَكِنْ قُولُوا: مَا شَاءَ اللهُ ثُمَّ شَاءَ فُلَانٌ»: «نگویید آنچه الله و فلانی بخواهند، بلکه بگویید: آنچه الله بخواهد، سپس فلانی بخواهد».
به روایت ابوداوود و نسائی در «السنن الکبری» و احمددرجهبا مجموع طرق آن، صحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از این نهی کرده‌اند که مسلمان چنین بگوید: «آنچه الله بخواهد و فلانی بخواهد»، یا آنچه الله و فلانی بخواهند؛ زیرا مشیت و ارادهٔ الله مطلق است و کسی در آن با او شریک نیست. اما آوردن واو عطف در این جمله، این احساس را ایجاد می‌کند که کسی با الله شریک است و [در اراده‌شان] با هم یکسان هستند. بلکه بگوید: آنچه الله بخواهد، سپس فلانی بخواهد. یعنی با گفتن «سپس» به جای «واو»، مشیت بنده را تابع مشیت الله کند، زیرا «سپس» نشانگر تعقیب و تراخی (بعدا آمدن) است.

فواید
  1. تحریم گفتن: «آنچه الله و تو بخواهی» و جملاتی شبیه این که در آن با «واو» عطف به الله آمده است، زیرا از مصادیق شرک در الفاظ و اقوال است.
  2. جایز بودن گفتن «آنچه الله، سپس تو بخواهی» و شبیه آن که در آن عطف با «سپس» و «بعد» آمده است، به دلیل انتفای محذور در آن.
  3. اثبات مشیت برای الله و اثبات مشیت برای بنده؛ و اینکه مشیت بنده تابع مشیت الله تعالی است.
  4. نهی از شریک نمودن خلق در مشیت الله، اگرچه لفظا باشد.
  5. اگر بنده معتقد باشد که مشیت و ارادهٔ بنده همانند مشیت الله متعال است و در شمول و اطلاق با آن برابر است، یا معتقد باشد که بنده مشیتی مستقل دارد، دچار شرک اکبر شده است، اما اگر به کمتر از آن معتقد باشد، دچار شرک اصغر شده است.
مرجع

السنن الكبرى للنسائي (9/ 361) (10755). سنن أبي داود (7/ 334) (4980). مسند أحمد (38/ 299) (23265)، (38/ 364) (23339). الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص368). الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص329).

این حدیث در HadeethEnc.com

اینکه به الله قسم دروغ یاد کنم برایم بهتر است از اینکه به غیرالله قسم راست بخورم.

عن عبد الله بن مسعود رضي الله عنه قال: "لأن أحلف بالله كاذبًا أحب إليَّ من أن أحلف بغيره صادقًا".
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که می گوید: اینکه به الله قسم دروغ یاد کنم برایم بهتر است از اینکه به غیرالله قسم راست بخورم.
به روایت ابن ابی شیبه - به روایت عبدالرزاقدرجهصحیح است
شرح

ابن مسعود رضی الله عنه می گوید: بر فرض که به دروغ به الله قسم یاد کنم، این برایم بهتر است از اینکه به غیرالله قسم یاد کنم و راست بگویم؛ و از این جهت قسم دروغ خوردن به الله را بر قسم راست خوردن به غیرالله ترجیح می دهد، چون در این حالت قسم خوردن به الله، با نیکی توحید همراه است هرچند گناه دروغ را به همراه دارد؛ اما سوگند خوردن به غیرالله هرچند راست باشد، با نیکی راستگویی و بدی شرک همراه است. و نیکی توحید از نیکی راستگویی بزرگ تر است و بدی دروغ کمتر از بدی شرک می باشد.

مرجع

كتاب التوحيد للإمام محمد بن عبد الوهاب ص252 ت: د. دغش العجمي . مكتبة أهل الأثر , الطبعة الخامسة , 1435ه الجديد في شرح كتاب التوحيد لمحمد بن عبد العزيز السليمان القرعاوي, ت: محمد بن أحمد سيد , مكتبة السوادي، الطبعة: الخامسة، 1424ه الملخص في شرح كتاب التوحيد للشيخ صالح الفوزان , دار العاصمة , الطبعة الأولى 1422ه المصنف لابن أبي شيبة, ت: كمال يوسف الحوت, مكتبة الرشد, الطبعة: الأولى، 1409 إرواء الغليل للألباني , المكتب الإسلامي , ط2, 1405ه

این حدیث در HadeethEnc.com

در ستایش من زیاده‌روی نکنید چنانکه نصرانیان در ستایش فرزند مریم از حد گذشتند، زیرا همانا من بندهٔ الله هستم، پس بگویید: بندهٔ الله و فرستادهٔ اوست

عَن عُمَرَ بنِ الخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قال: سَمِعْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «لَا تُطْرُونِي كَمَا أَطْرَتِ النَّصَارَى ابْنَ مَرْيَمَ؛ فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُهُ، فَقُولُوا: عَبْدُ اللهِ وَرَسُولُهُ».
از عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرمود: «لَا تُطْرُونِي كَمَا أَطْرَتِ النَّصَارَى ابْنَ مَرْيَمَ؛ فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُهُ، فَقُولُوا: عَبْدُ اللهِ وَرَسُولُهُ»: «در ستایش من زیاده‌روی نکنید چنانکه نصرانیان در ستایش فرزند مریم از حد گذشتند، زیرا همانا من بندهٔ الله هستم، پس بگویید: بندهٔ الله و فرستادهٔ اوست».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم از افراط و عبور از حد و حدود شرع در مدح و توصیف ایشان به اوصاف و افعال مخصوص الله تعالی یا ادعای غیب‌دانی ایشان یا به فریادن خواندن او همراه الله تعالی نهی می‌کند، چنانکه نصرانیان دربارهٔ عیسی بن مریم علیه السلام چنین رفتاری داشتند. سپس بیان می‌دارد که بنده‌ای از بندگان الله است و امر می‌کند که دربارهٔ ایشان بگوییم: او بندهٔ الله و فرستادهٔ اوست.

فواید
  1. هشدار دربارهٔ عبور از حد و حدود شرعی در بزرگداشت و ستایش؛ زیرا این کار منجر به شرک خواهد شد.
  2. آنچه پیامبر صلی الله علیه وسلم درباره‌اش هشدار داده‌ است، در این امت رخ داده و گروهی دربارهٔ پیامبر صلی الله علیه و سلم و گروهی دربارهٔ اهل بیت ایشان و همچنین گروهی دربارهٔ اولیاء الله دچار غلو شدند و به این ترتیب گرفتار شرک شدند.
  3. رسول الله صلی الله علیه وسلم خود را چنین وصف نموده که بندهٔ الله است؛ تا بیان دارد که او بنده‌ای تربیت‌شده‌ای الله است؛ و جایز نیست که هیچیک از ویژگی‌های ربوبیت و پروردگاری برای ایشان قرار داده شود.
  4. رسول الله صلی الله علیه وسلم خود را اینگونه وصف نموده که فرستادهٔ الله است؛ تا بیان دارد که او فرستاده‌ای از سوی الله است، بنابراین باید سخن او را راست شمرد و از وی پیروی کرد.
مرجع

صحيح البخاري (4/ 167) (3445). عمدة القاري شرح صحيح البخاري، محمود بن أحمد بدر الدين العيني (16/ 37). فتح الباري، لابن حجر (6/ 490). منار القاري شرح مختصر صحيح البخاري، حمزة محمد قاسم (4/ 208).

این حدیث در HadeethEnc.com

بهره‌مندترین مردم از شفاعت من در روز قیامت کسی است که خالصانه از دل - یا از جان - لا اله الا الله گوید

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه أَنَّهُ قَالَ: قِيلَ: يَا رَسُولَ اللهِ، مَنْ أَسْعَدُ النَّاسِ بِشَفَاعَتِكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؟ قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَقَدْ ظَنَنْتُ يَا أَبَا هُرَيْرَةَ أَنْ لَا يَسْأَلَنِي عَنْ هَذَا الْحَدِيثِ أَحَدٌ أَوَّلُ مِنْكَ؛ لِمَا رَأَيْتُ مِنْ حِرْصِكَ عَلَى الْحَدِيثِ، أَسْعَدُ النَّاسِ بِشَفَاعَتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ، مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ خَالِصًا مِنْ قَلْبِهِ أَوْ نَفْسِهِ»».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: گفته شد: یا رسول الله! سعادتمندترین مردم برای [کسب] شفاعت شما در روز قیامت چه کسانی هستند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَقَد ظَنَنتُ يا أبا هريرةَ أن لا يسألُني عن هذا الحديثِ أحدٌ أولى منكَ لما رأيتُ من حرصِك على الحديثِ أسعدُ النَّاسِ بشَفاعتي يومَ القيامةِ من قال لا إلهَ إلَّا اللَّهُ خالصًا مِن قلبه أو نَفسِهِ»: «ای ابوهریره، به دلیل اهتمامی که به حدیث داشتی، گمان داشتم که کسی پیش از تو در این باره از من نمی‌پرسد. بهره‌مندترین مردم از شفاعت من در روز قیامت کسی است که خالصانه از دل - یا از جان - لا اله الا الله گوید».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر می‌دهد که بهره‌مندترین مردم از شفاعت او در روز قیامت کسی است که «لا اله الا الله را خالصانه از دل گوید» یعنی اینکه معبود به حقی جز الله نیست و اینکه از شرک و ریا سالم باشد.

فواید
  1. اثبات شفاعت برای پیامبر صلی الله علیه وسلم در آخرت و اینکه این شفاعت تنها برای موحدان است.
  2. شفاعت پیامبر صلی الله علیه وسلم عبارت است از توسل ایشان به الله متعال برای داخل نشدن موحدانی به دوزخ که [به سبب گناهانی جز شرک] مستحق دوزخ شده‌اند و برای آنانی که داخل آتش شده‌اند تا از آن بیرون آیند.
  3. فضیلتِ به زبان آوردن خالصانهٔ کلمهٔ توحید و اثر بسیار بزرگ آن.
  4. محقق نمودن کلمهٔ توحید با آگاهی از معنای آن و عمل به مقتضای آن است.
  5. فضیلت ابوهریره رضی الله عنه و اهتمام ایشان به علم.
مرجع

صحيح البخاري (1/ 31) (99). منار القاري شرح مختصر صحيح البخاري، لحمزة محمد قاسم (1/ 197). القول المفيد على كتاب التوحيد، لابن عثيمين (1/ 343).

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۴۱
۴۱ حدیث
  1. الله عزوجل شما را از سوگند خوردن به پدران‎تان باز می‌دارد
  2. لعنت الله بر یهودیان و نصرانیان [که] قبرهای پیامبران‌شان را مساجد قرار دادند
  3. من بی‌نیازترین شریکان از شرک هستم؛ هرکس عملی را انجام دهد که در آن دیگری را با من شریک سازد، او و شرکش را رها می‌کنم
  4. بدانید که من به درگاه الله خودداری می‌کنم که از میان شما خلیلی (دوستی بسیار صمیمی) داشته باشم زیرا الله تعالی مرا خلیل خود برگزیده است، چنانکه ابراهیم را خلیل خود برگزید
  5. نگویید آنچه الله و فلانی بخواهند، بلکه بگویید: آنچه الله بخواهد، سپس فلانی بخواهد
  6. اینکه به الله قسم دروغ یاد کنم برایم بهتر است از اینکه به غیرالله قسم راست بخورم.
  7. در ستایش من زیاده‌روی نکنید چنانکه نصرانیان در ستایش فرزند مریم از حد گذشتند، زیرا همانا من بندهٔ الله هستم، پس بگویید: بندهٔ الله و فرستادهٔ اوست
  8. بهره‌مندترین مردم از شفاعت من در روز قیامت کسی است که خالصانه از دل - یا از جان - لا اله الا الله گوید
  9. هرکس درحالی بمیرد که به جای الله همتایی را به فریاد می‌خواند، به دوزخ درآید
  10. اهل سخت‌گیری [و غلو] هلاک شدند
  11. سرايت بيماری و نيز بدشگونی حقيقت ندارند؛ ولی به فال نيک گرفتن را می‌پسندم» گفتند: «به فال نیک گرفتن چیست؟» فرمود: «سخن نیکو
  12. پس بر چه چیزی با شما بیعت کنیم؟ فرمود: «عَلَى أَنْ تَعْبُدُوا اللهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَالصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ، وَتُطِيعُوا -وَأَسَرَّ كَلِمَةً خَفِيَّةً- وَلَا تَسْأَلُوا النَّاسَ شَيْئًا»: «بر اینکه الله را عبادت کنید و چیزی را به او شریک نیاورید و بر نمازهای پنج‌گانه و اینکه اطاعت کنید - و چیزی را زمزمه کرد - و اینکه از مردم چیزی طلب نکنید
  13. هرکس دچار فقر و فاقه شود و آن را نزد مردم ببرد، فقرش از ميان نخواهد رفت؛ اما هرکس فقرش را نزد الله ببرد - و برطرف شدن فقرش را از الله بخواهد - الله متعال روزیِ زودرس يا ديررسی به او می دهد (و فقرش را برطرف می سازد).
  14. رسول الله صلى الله عليه وسلم نزدم آمد و ايستاده از دهانه ی مشکی که آويزان بود، آب نوشيد. لذا برخاستم و دهانه ی مشک را بُريدم.
  15. خداوند یهود و نصاری را لعنت کند که قبرهای پیامبرانشان را مسجد قرار دادند
  16. قسم به آنکه جانم به دست اوست، از راه و روش کسانی که پیش از شما بودند پیروی خواهید کرد
  17. مردی نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد و در باره‌ای بعضی امور با او گفتگو کرد و سپس گفت: آنچه الله بخواهد و تو بخواهی؛ پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «أَجَعَلْتَنِي لِلَّهِ عَدْلًا؟ قُلْ: مَا شَاءَ اللهُ وَحْدَهُ»: «آیا مرا هم ردیف الله قرار دادی؟ بگو: تنها آنچه الله بخواهد
  18. هرگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم امیری را برای سپاه یا سریه ای مشخص می کرد، او را به رعايت تقوای الهی در حق خودش و مسلمانان همراهش و همچنين نيکی به همراهانش توصيه می نمود.
  19. آیا تو را برای ماموریتی نفرستم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ مرا برای انجامش فرستاد؟ آنکه هیچ تمثالی را رها نکنی مگر آنکه آن را از بین ببری و هیچ قبر مرتفعی را نیابی مگر آنکه آن را [با زمین] هم‌سطح کنی
  20. بزرگترين گناهان كبيره: شرک ورزيدن به الله متعال، ايمن بودن از مكر الله متعال، نااميدى از رحمت الله متعال و مأيوس شدن از لطف الله متعال است.
  21. آن را بيرون كن، چرا كه جز ضعف و بيماری چيزی به تو نمی افزايد؛ و اگر درحالی بميری كه اين حلقه در دستت باشد، هرگز رستگار نخواهی شد.
  22. در گردن هیچ شتری قلاده‌ای از زه [کمان] یا [هر] قلاده [دیگری] نباشد مگر آنکه بریده شود
  23. هرکس تمیمه‌ای آویزان کند شرک ورزیده است
  24. هر كسى خود را به چيزى وابسته كند، به آن موكول مى شود.
  25. ای رویفع، چه بسا عمری طولانی کنی، به مردم خبر بده که هرکس ریشش را گره بزند یا قلاده ببندد یا با سرگین حیوانی یا استخوانی استنجا کند، محمد از او بری می باشد.
  26. کسی که «لَا إِلَهَ إِلَّا الله» بگوید و به آنچه جز الله عبادت مى‌شود كافر شود، مال و خونش حرام مى‌شود و حساب او بر عهدهٔ الله خواهد بود
  27. الله تعالی در روز قیامت به کسی از دوزخيان كه كمترين عذاب را دارد، می‌گويد: اگر تمام آنچه روی زمين است از آنِ تو می‌بود، آیا برای نجات و آزادی خود فدیه می‌دادی؟ می‌گويد: بله
  28. آن یک سخن درست است که جن آن را می‌دزدد و همانند قدقد مرغ در گوش دوست خود قرار می‌دهد، سپس آنان بیش از صد دروغ به آن می‌افزایند
  29. رسول الله صلى الله عليه وسلم هيچ چيزی را بدشگون و شوم نمی دانست (و هيچگاه فال بد نمی زد).
  30. آنان که اين تصاویر را می سازند، روز قيامت عذاب می شوند، به آنها گفته می شود: آنچه را خلق کرده اید، زنده کنيد.
  31. ملائکه وارد خانه‌ای نمی‌شوند که در آن سگ و تصویر [جاندار] باشد
  32. به طاغوت‌ها و به پدران‌تان سوگند یاد نکنید
  33. با این دو کفش من برو، پس هر کس را پشت این باغ ملاقات کردی که با یقین قلبی شهادت می‌دهد هیچ معبودی جز الله نیست، او را به بهشت بشارت بده
  34. ای ابو عايشه، سه چيزند که هرکس در مورد يکی از آنها صحبت کند (یعنی معتقد به آنها باشد)، دروغ بزرگی به الله نسبت داده است.
  35. تمام زمين جز مقبره و حمام مسجد است.
  36. بر روی قبور ننشینید و به سوی آن نماز نگزارید
  37. هيچيک از سخنان مردم، شايسته ی اين نماز نيست؛ بلکه نماز، عبارت از تسبيح و تکبير و قرائت قرآن است.
  38. آنان قومى هستند هرگاه بندهٔ صالحى يا مرد نیکوکاری در ميان آنان وفات كند، بر روى قبر وى مسجدى بنا ‌می‌کنند
  39. حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده، عذاب ندهد
  40. هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک نیاورده، وارد بهشت می‌شود؛ و هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک آورده، وارد دوزخ می‌شود
  41. همانا خداوند سه چیز را برای شما می‌پسندد و سه چیز را برای شما ناپسند می‌دارد

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com