پرش به محتوا
احادیث با شرح

صفات بهشت و جهنم

۵۴ حدیث

به بهشت سر زدم و ديدم که بيشتر بهشتيان فقرا هستند؛ و به دوزخ سر زدم، ديدم که بيشتر دوزخيان را زنان تشکیل می دهند.

عن ابن عباس وعمران بن الحصين رضي الله عنهم عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «اطَّلَعت في الجنة فرأيتُ أكثرَ أهلِها الفقراءَ، واطَّلعتُ في النار فرأيتُ أكثرَ أهلها النِّساءَ».
از ابن عباس و عمران بن حصین رضی الله عنهم روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اطَّلَعْتُ فِي الْجَنَّةِ فَرَأَيْتُ أَكْثَرَ أَهْلِهَا الْفُقَرَاءَ، وَاطَّلَعْتُ فِي النَّارِ فَرَأَيْتُ أَكْثَرَ أَهْلِهَا النِّسَاءَ»: «به بهشت سر زدم و ديدم که بيشتر بهشتيان فقرا هستند؛ و به دوزخ سر زدم، ديدم که بيشتر دوزخيان را زنان تشکیل می دهند».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که از بهشت سر زده و مشاهده نموده که بیشترین بهشتیان را فقرا تشکیل می دهند؛ چون چیزی ندارند که سبب طغیان شان شود و بی چیز و فروتن هستند؛ هرکس تاملی در آیات داشته باشد با این صحنه مواجه می شود که اغلب و اکثر کسانی که پیامبران را تکذیب کردند، اشراف و ثروتمندان بودند و از سوی دیگر، این فقرا و مستضعفان بودند که از پیامبران پیروی می کردند؛ و به همین دلیل هم بیشترین جمعیت بهشتیان را تشکیل می دهند. این حدیث بیانگر فضل هر فقیری بر هر ثروتمندی نیست بلکه به این معناست که در بهشت، جمعیت فقرا از ثروتمندان بیشتر است و این واقعیت را بیان می کند. و البته فقر و تنگدستی سبب بهشتی شدن آنها نبوده است هرچند از حساب شان کاسته است، بلکه به این دلیل وارد بهشت شدند که افراد نیک و صالحی بودند؛ و اگر فرد فقیر نیک و صالح نباشد، فضل و برتری ندارد. چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که از آتش دوزخ سر زده و بیشترین دوزخیان را زنان دیده است چون به عادت های بدی می پردازند که بر طبیعت و سرشت آنها غلبه داشته و متعلق به آنان است از جمله نا سپاسی از شوهر و لعن و نفرین زیاد؛ بنابراین بر آنها واجب است که به دین خود پایبند باشند تا از دوزخ و آتش آن در امان بمانند.

مرجع

- صحيح البخاري، للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. - صحيح مسلم، للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب، الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. - كنوز رياض الصالحين، لحمد بن ناصر العمار، دار كنوز إشبيليا، الطبعة الأولى، 1430ه. - شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ. - بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي، دار ابن الجوزي - الطبعة الأولى، 1418ه. -دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين, محمد علي بن محمد البكري, اعتنى بها: خليل مأمون شيحا, الناشر: دار المعرفة, بيروت - لبنان, الطبعة: الرابعة، 1425هـ - 2004م. -نزهة المتقين شرح رياض الصالحين, مصطفى سعيد الخن، مصطفى البغا، محي الدين مستو، علي الشربجي، محمد أمين لطفي, مؤسسة الرسالة, سنة النشر: 1407ه – 1987م, الطبعة: 14.

این حدیث در HadeethEnc.com

بهشت و دوزخ با هم بگومگو کردند؛ دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران در من جای دارند. و بهشت گفت: مردم مستضعف و مستمند در من جای دارند.

عن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه مرفوعاً: «احْتَجَّتِ الجنَّة والنَّار، فقالتِ النَّار: فيَّ الجبَّارون والمُتَكَبِّرُون. وقالتِ الجنَّة: فيَّ ضُعَفَاء الناسِ ومساكِينُهُم، فقضى الله بَيْنَهُمَا: إِنك الجنَّة رحْمَتي أَرحم بك من أشاء، وإِنك النَّار عذابي أُعذب بك من أشاء، ولِكِلَيْكُمَا عليَّ مِلْؤُهَا».
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «احْتجَّتِ الجنَّةُ والنَّارُ، فقالت النَّار: فيَّ الجبَّارُونَ والمُتَكَبِّرُون، وقَالتِ الجَنَّةُ: فيَّ ضُعفَاءُ النَّاسِ ومسَاكِينُهُم، فَقَضَى اللَّهُ بَيْنَهُما: إِنَّك الجنَّةُ رحْمتِي أَرْحَمُ بِكِ مَنْ أَشَاء، وَإِنَّكِ النَّارُ عَذابِي أُعذِّب بِكِ مَنْ أَشَاء، ولِكِلَيكُمَا عَلَيَّ مِلؤُها»: «بهشت و دوزخ با هم بگومگو کردند؛ دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران در من جای دارند. و بهشت گفت: مردم مستضعف و مستمند در من جای دارند. الله در ميان بهشت و دوزخ داوری کرد و فرمود: تو ای بهشت، رحمت من هستی و با تو به هرکس که بخواهم رحم می کنم. و تو ای دوزخ، عذاب من هستی؛ به وسيله ی تو هرکه را بخواهم عذاب می دهم. و پُر کردن هر دوی شما با من است».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

معنای حدیث مذکور این است که: بهشت و دوزخ با یکدیگر مجادله کردند و هریک از آنها از دلیل و حجت خود دفاع می کرد؛ این موارد از امور غیبی هستند که بر ما واجب است به آنها ایمان داشته باشیم هرچند از نگاه عقلی بعید به نظر برسند؛ بهشت بر دوزخ و دوزخ بر بهشت اعتراض می کرد. دوزخ می گفت: جباران و متکبران در من جای دارند. جباران همان ستمگران و سنگدلان اند و متکبران همان کسانی که خود را برتر و بالاتر از دیگران دیده و مردم را تحقیر می کنند و حق را نمی پذیرند؛ چنانکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد کبر فرمودند: «الكِبْرُ بَطَرُ الحَقِّ وغَمْطُ النَّاسِ»: «کبر، سرکشی از حق و تحقير مردم است». و این دو دسته هر دو در آتش خواهند بود. پناه بر الله؛ و چه بسا کسی که در آتش می افتد از جمله کسانی باشد که با مردم نرم خو و مهربان و خوش اخلاق است اما نسبت به حق جبار است و خود را برتر از حق و حقیقت می بیند. لذا نرمخویی و مهربانی وی با مردم سودی به حالش ندارد و بلکه موصوف به کبر و خودبینی می باشد ولو اینکه با مردم نرمخو و مهربان باشد؛ چون در برابر حق تکبر ورزیده و خود را برتر از آن دیده است. اما بهشت می گوید: در آن ضعیف ترین مردم و فقرا جای دارند؛ کسانی که غالبا در برابر حق تسلیم بوده و از آن فرمان می برند؛ اما متکبران و خودبینان اغلب حق و حقیقت را نمی پذیرند. در نهایت الله متعال میان آنها داوری نموده و به بهشت می گوید: «تو رحمت من هستی که به وسیله ی تو به هرکه بخواهم رحم می کنم». و به دوزخ می گوید: «تو عذاب من هستی که به وسیله ی تو هرکه را بخواهم عذاب می کنم». سپس به هردوی آنها می فرماید: «و پر کردن هر دوی شما با من است». الله متعال پر کردن بهشت و دوزخ را خود بر عهده گرفته و بر خود واجب نموده است. این درحالی است که فضل و رحمت الله متعال گسترده تر از خشم و غضب او می باشد. چون روز قیامت فرا رسد، کسانی که باید به دوزخ بیفتند، به دوزخ انداخته می شوند و با این همه دوزخ می گوید: آیا باز هم هست؛ دوزخیان بیشتری را در من جای دهید. بنابراین الله متعال پایش را در دوزخ قرار می دهد. و در لفظی آمده که قدمش را در آن قرار می دهد که در اثر آن دوزخ در هم فرو می رود، بنابراین می گوید: کافی است کافی است و به این ترتیب پر می شود. اما بهشت؛ بهشت بسیار وسیع است، عرض آن به اندازه ی آسمان ها و زمین است، بهشتیان وارد آن می شوند، با این همه بخشی افزون بر بهشتیان باقی می ماند که الله متعال اقوامی را خلق نموده و به فضل و رحمت خود وارد بهشت می گرداند چون خود عهده دار پر کردن بهشت شده است.

مرجع

- صحيح البخاري –الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. - صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. - كنوز رياض الصالحين،لحمد بن ناصر العمار، دار كنوز إشبيليا- الطبعة الأولى1430ه. - شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ. - دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين؛ لمحمد بن علان الشافعي،تحقيق خليل مأمون شيحا-دار المعرفة-بيروت-الطبعة الرابعة1425ه. - بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين؛ تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي- الطبعة الأولى1418ه - نزهة المتقين شرح رياض الصالحين؛ تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشرة، 1407هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

روز قيامت مردی را می‌آورند و در دوزخ می‌اندازند که روده‌هايش پاره می‌شود و او مانند الاغی که به دور آسياب می‌چرخد، پيرامون آن می‌گردد

عَنْ أُسَامَةَ بْنِ زَيْدٍ رضي الله عنه قَالَ: قِيلَ لَهُ: أَلَا تَدْخُلُ عَلَى عُثْمَانَ فَتُكَلِّمَهُ؟ فَقَالَ: أَتَرَوْنَ أَنِّي لَا أُكَلِّمُهُ إِلَّا أُسْمِعُكُمْ؟ وَاللهِ لَقَدْ كَلَّمْتُهُ فِيمَا بَيْنِي وَبَيْنَهُ، مَا دُونَ أَنْ أَفْتَتِحَ أَمْرًا لَا أُحِبُّ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ فَتَحَهُ، وَلَا أَقُولُ لِأَحَدٍ يَكُونُ عَلَيَّ أَمِيرًا: إِنَّهُ خَيْرُ النَّاسِ بَعْدَمَا سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «يُؤْتَى بِالرَّجُلِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، فَيُلْقَى فِي النَّارِ، فَتَنْدَلِقُ أَقْتَابُ بَطْنِهِ، فَيَدُورُ بِهَا كَمَا يَدُورُ الْحِمَارُ بِالرَّحَى، فَيَجْتَمِعُ إِلَيْهِ أَهْلُ النَّارِ، فَيَقُولُونَ: يَا فُلَانُ مَا لَكَ؟ أَلَمْ تَكُنْ تَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ، وَتَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ؟ فَيَقُولُ: بَلَى، قَدْ كُنْتُ آمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَلَا آتِيهِ، وَأَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَآتِيهِ».
از اُسامه بن زید ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: به او گفته شد: آیا نزد عثمان نمی‌روی و با او سخن نمی‌گویی؟ پس اسامه گفت: آیا گمان می‌کنید من با او سخن نمی‌گویم مگر آنکه به گوش شما برسانم؟ به الله سوگند خصوصی با او سخن گفتم، بدون آنکه دروازه‌ای را باز کنم که دوست ندارم نخستین بازکننده‌اش باشم. و دربارهٔ کسی که بر من امیر شده نمی‌گویم: او بهترین مردم است، پس از آنکه از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیدم که می‌فرمود: «يُؤْتَى بِالرَّجُلِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، فَيُلْقَى فِي النَّارِ، فَتَنْدَلِقُ أَقْتَابُ بَطْنِهِ، فَيَدُورُ بِهَا كَمَا يَدُورُ الْحِمَارُ بِالرَّحَى، فَيَجْتَمِعُ إِلَيْهِ أَهْلُ النَّارِ، فَيَقُولُونَ: يَا فُلَانُ مَا لَكَ؟ أَلَمْ تَكُنْ تَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ، وَتَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ؟ فَيَقُولُ: بَلَى، قَدْ كُنْتُ آمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَلَا آتِيهِ، وَأَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَآتِيهِ»: «روز قيامت مردی را می‌آورند و در دوزخ می‌اندازند که روده‌هايش پاره می‌شود و او مانند الاغی که به دور آسياب می‌چرخد، پيرامون آن می‌گردد. دوزخيان در اطراف او جمع می‌شوند و به او می‌گويند: فلانی، چرا چنين وضعيتی داری؟ مگر تو امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کردی؟! می‌گويد: بله، من به کارهای پسنديده امر می‌کردم و خود آنها را انجام نمی‌دادم و از کارهای زشت بازمی‌داشتم، اما خود آنها را انجام می‌دادم».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

به اسامه بن زید ـ رضی الله عنهما ـ گفته شد: آیا نزد عثمان بن عفان ـ رضی الله عنه ـ نمی‌روی و دربارهٔ فتنه‌ای که بین مردم رخ داده حرف نمی‌زنی و برای خاموش کردن آن تلاش نمی‌کنی؟ و اسامه به آنان خبر می‌دهد که از باب مصلحت و برای جلوگیری از فتنه با او به صورت پنهانی سخن گفته است. منظور اسامه آن بود که نمی‌خواهد با انکار علنی بر امرا و در بین عموم، سبب دست درازی و بی‌حرمتی به خلیفه شود، زیرا این دروازهٔ فتنه و شر است و او نمی‌خواهد که نخستین بازکنندهٔ این دروازه باشد. سپس اسامه ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: او امیران را پنهانی نصیحت می‌کند و با کسی - حتی امیر - تعارف ندارد و مداهنه نمی‌کند و برای آنان تملق نمی‌کند که در روی آنان به باطل مدح‌شان گوید؛ چون از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیده که در روز قیامت شخصی را می‌آورند و در آتش می‌اندازند که دل و روده‌اش از شدت حرارت و عذاب، به سرعت بیرون می‌ریزد و در این حال گرد امعا و احشای خود می‌گردد مانند الاغ که گرد سنگ آسیاب می‌چرخد؛ پس اهل دوزخ گرد او حلقه می‌زنند و از او می‌پرسند: فلانی، مگر تو نبودی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کردی؟! می‌گوید: من شما را امر به معروف می‌کردم و خود انجامش نمی‌دادم و از منکر نهی می‌کردم و خود مرتکبش می‌شدم.

فواید
  1. اصل در نصیحت والیان امر این است که خصوصی باشد و در میان مردم بازگو نشود.
  2. وعید و تهدید شدید برای کسی که سخن و کردارش متفاوت است.
  3. ادب در برابر امیران و نرمش در برابر آنان و امر آنان به معروف و نهی آنان از منکر.
  4. نکوهشِ مداهنه با امیران دربارهٔ حق و ابراز چیزی که خلاف باطن است، مانند کسی که به باطل چاپلوسی می‌کند.
مرجع

صحيح البخاري (4/ 121) (3267). صحيح مسلم (4/ 2290) (2989). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (4/ 143). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (2/ 358). تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص156). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 220).

این حدیث در HadeethEnc.com

این سنگی بود که از هفتاد سال پیش در دوزخ انداخته شده بود و همچنان در دوزخ فرود می‌آمد تا آنکه [اکنون] به قعر آن رسید

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، إِذْ سَمِعَ وَجْبَةً، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «تَدْرُونَ مَا هَذَا؟» قَالَ: قُلْنَا: اللهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، قَالَ: «هَذَا حَجَرٌ رُمِيَ بِهِ فِي النَّارِ مُنْذُ سَبْعِينَ خَرِيفًا، فَهُوَ يَهْوِي فِي النَّارِ الْآنَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى قَعْرِهَا».
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: با رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بودیم که صدای بلندی شنیدیم، پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «تَدْرُونَ مَا هَذَا؟»: «آیا می‌دانید که این چیست؟» گفتیم: الله و پیامبرش داناترند. فرمود: «هَذَا حَجَرٌ رُمِيَ بِهِ فِي النَّارِ مُنْذُ سَبْعِينَ خَرِيفًا، فَهُوَ يَهْوِي فِي النَّارِ الْآنَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى قَعْرِهَا»: «این سنگی بود که از هفتاد سال پیش در دوزخ انداخته شده بود و همچنان در دوزخ فرود می‌آمد تا آنکه [اکنون] به قعر آن رسید».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ صدای آزار دهنده‌ای مانند سقوط اجسام می‌شنود، پس از صحابه‌ای که نزد او بودند دربارهٔ آن صدا می‌پرسد. و آنان می‌گویند: الله و پیامبرش داناترند. پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به آنان می‌فرماید: «این صدایی که شنیدید، صدای سنگی بود که هفتاد سال پیش از لبهٔ جهنم انداخته شده و تمام این مدت در حال سقوط بوده است، تا آنکه اکنون به قعر آن رسید و شما صدایش را شنیدید.

فواید
  1. تشویق به آماده شدن برای آخرت با عمل نیک و حذر کردن از دوزخ.
  2. در اموری که انسان نسبت به آن علمی ندارد، مستحب است علم آن را به الله متعال نسبت دهد. (بگوید: الله اعلم)
  3. معلم باید پیش از بیان یک چیز، توجه طرف مقابل را جلب کند تا باعث فهم و درک بیشتر گردد.
مرجع

صحيح مسلم (4/ 2184) (2844). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 476). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 369). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (6/ 414).

این حدیث در HadeethEnc.com

نزد سعيد بن جبير بودم که گفت: چه کسی از شما ستاره ای را دید که ديشب سقوط کرد؟ گفتم: من. سپس گفتم: من مشغول نماز خواندن نبودم بلکه عقربی مرا نيش زده بود.

عن حُصين بن عبد الرحمن قال: كنتُ عند سعيد بن جُبير فقال: أيكم رأى الكوكب الذي انقَضَّ البارحة؟ فقلتُ: أنا، ثم قلتُ: أما إني لم أكن في صلاة، ولكني لُدغْتُ، قال: فما صنعتَ؟ قلت: ارتقيتُ، قال: فما حَمَلك على ذلك؟ قلت: حديث حدَّثَناه الشعبي، قال: وما حدَّثَكم؟ قلتُ حدثنا عن بريدة بن الحُصيب أنه قال: "لا رُقْية إلا مِن عَيْن أو حُمَة"، قال: قد أحسَن مَن انتهى إلى ما سمع، ولكن حدثنا ابن عباس عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: "عُرضت عليّ الأُمم، فرأيتُ النبي ومعه الرَّهط والنبي ومعه الرجل والرجلان، والنبي وليس معه أحد، إذ رُفع لي سواد عظيم فظننتُ أنهم أمَّتي، فقيل لي: هذا موسى وقومه، فنظرتُ فإذا سواد عظيم، فقيل لي: هذه أمَّتك، ومعهم سبعون ألفا يدخلون الجنة بغير حساب ولا عذاب، ثم نهض فدخل منْزله، فخاض الناس في أولئك؛ فقال بعضهم: فلعلهم الذين صحِبوا رسول الله صلى الله عليه وسلم وقال بعضهم: فلعلهم الذين وُلِدُوا في الإسلام فلم يشركوا بالله شيئا، وذكروا أشياء، فخرج عليهم رسول الله صلى الله عليه وسلم فأخبروه، فقال: هم الذين لا يَسْتَرقون، ولا يَكْتَوُون، ولا يَتَطَيَّرون، وعلى ربهم يتوكلون، فقام عُكاشة بن مِحصَن فقال: ادع الله أن يجعلني منهم، قال: أنت منهم، ثم قام جل آخر فقال: ادع الله أن يجعلني منهم، فقال: سَبَقَك بها عكاشة".
از حصین بن عبدالرحمن روایت است که می گوید: نزد سعيد بن جبير بودم که گفت: چه کسی از شما ستاره ای را دید که ديشب سقوط کرد؟ گفتم: من. سپس گفتم: من مشغول نماز خواندن نبودم بلکه عقربی مرا نيش زده بود. سعيد پرسيد: چه کردی؟ گفتم: رقیه خواندم و دم کردم. پرسيد: چرا چنین کردی؟ گفتم: زيرا شعبی در اين زمينه حديثی برای ما بيان کرد. پرسيد: شعبی چه حديثی بيان کرد؟ گفتم: شعبی به نقل از بريده بن حُصیب گفت: "فقط برای چشم زخم و نيش زدن جانوران زهر دار، رقیه خوانده و دم می شود". سعيد گفت: کسی که به شنيده هايش عمل نمايد، کار بسيار خوبی انجام داده است. اما ابن عباس برای ما از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت نموده که ایشان فرمودند: «عُرِضَتْ عَلَيَّ الأُمَمُ، فَرَأَيْتُ النَّبِيَّ وَمَعَهُ الرَّهطُ، وَالنَّبِيَّ وَمَعَهُ الرَّجُلُ وَالرَّجُلاَنِ، وَالنَّبِيَّ لَيْسَ مَعَهُ أَحَدٌ، إِذْ رُفِعَ لِي سَوَادٌ عَظِيمٌ فَظَنَنْتُ أَنَّهُمْ أُمَّتِي، فَقِيلَ لِي: هَذَا مُوسَى وَقَوْمُهُ، فَنَظَرْتُ فَإِذَا سَوَادٌ عَظِيمٌ، فَقِيلَ لِي: هَذِهِ أُمَّتُكَ، وَمَعَهُمْ سَبْعُونَ أَلْفًا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ وَلاَ عَذَابٍ»: «امت های مختلف بر من عرضه گرديد. پيامبری را ديدم که جمع اندکی همراه اوست. پيامبر ديگری را ديدم که يک نفر و دو نفر با اوست. و پيامبری را ديدم که هيچکس همراه او نيست. ناگهان جمعی بزرگ ظاهر شد. گمان کردم امتيان من هستند. ولی به من گفته شد: اين موسی و قوم او است. به سوی دیگری نگاه کردم که باز هم جمع بزرگی را مشاهده نمودم. به من گفته شد: اين امت توست و هفتاد هزار نفر از ميان آنان، بدون محاسبه و عذاب وارد بهشت می شوند». سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم برخاست و به منزلش رفت. مردم درباره ی کسانی که بدون حساب و عذاب وارد بهشت می شوند، با يکديگر به گفتگو پرداختند؛ برخی گفتند: آنها اصحاب رسول الله هستند. و برخی گفتند: آنان کسانی هستند که مسلمان متولد شده اند و هیچگاه به الله شرک نورزيده اند. و نظرات دیگری نيز مطرح کردند. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم بيرون آمد و در مورد آنها خبر داد: «هُمُ الَّذِينَ لاَ يَسْتَرْقُونَ، وَلا يَكْتَوُون، وَلاَ يَتَطَيَّرُونَ، وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»: «آنها كسانی هستند كه درخواست دم نمی کنند، (و هنگامی که بيمار می شوند، از کسی) نمی خواهند که آنها را داغ کند، فال نمی گيرند و بر پروردگارشان توكل می نمايند». اینجا بود که عکاشه بن محصن برخاست و گفت: از الله متعال بخواه تا مرا جزو آنان قرار دهد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَنْتَ مِنْهُمْ»: «تو از آنان هستی». سپس مرد ديگری برخاست و گفت: از الله متعال بخواه تا مرا نيز جزو آنان قرار دهد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «سَبَقَكَ بِهَا عُكَّاشَةُ»: «عکاشه از تو سبقت گرفت».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

حصین بن عبدالرحمن رحمه الله از گفتگویی خبر می دهد که بین او و سعید بن جبیر رحمه الله در مورد رقیه خواندن صورت گرفت؛ چون حصین را عقرب نیش زده بود و جهت مداوای آن رقیه ی شرعی خوانده بود؛ زمانی که سعید دلیل این کارش را جویا شد، به وی از حدیث شعبی خبر داد که محتوای آن مباح بودن رقیه به خاطر چشم زخم و سم بود؛ بنابراین سعید او را در این زمینه ستایش و تایید کرد. اما برای او حدیثی را روایت کرد که ترک رقیه را کار خوبی معرفی می کرد؛ و آن حدیث ابن عباس رضی الله عنهما و بیانگر چهار صفتی بود که هرکس موصوف به آنها باشد، مستحق بهشت رفتن بدون حساب و عذاب می باشد. و عبارتند از: طلب نکردن رقیه، داغ نکردن، فال نگرفتن و اعتماد صادقانه به الله متعال؛ و زمانی که عکاشه از رسول الله صلی الله علیه وسلم خواست تا برای وی دعا کند از آنها باشد، رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر داد که او از آنان است. و چون مرد دیگری برخاست و همین خواسته را مطرح کرد، رسول الله صلی الله علیه وسلم با خوشرویی پاسخ وی را به گونه ای داد که طرح این سوال و درخواست متوقف شود.

مرجع

-صحيح البخاري، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422ه. -صحيح مسلم، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت. -الملخص في شرح كتاب التوحيد، دار العاصمة، الرياض، الطبعة: الأولى، 1422ه - 2001م. -الجديد في شرح كتاب التوحيد، مكتبة السوادي، جدة، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الخامسة، 1424هـ - 2003م.

این حدیث در HadeethEnc.com

الله متعال با هر عملی که داشته باشد، [سرانجام] او را وارد بهشت می‌کند

عَنْ عُبَادَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «مَنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَنَّ عِيسَى عَبْدُ اللهِ وَرَسُولُهُ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ، وَالْجَنَّةُ حَقٌّ، وَالنَّارُ حَقٌّ، أَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ عَلَى مَا كَانَ مِنَ الْعَمَلِ».
از عُبادة ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَأَنَّ عِيسَى عَبْدُ اللهِ وَرَسُولُهُ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ، وَالْجَنَّةُ حَقٌّ، وَالنَّارُ حَقٌّ، أَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ عَلَى مَا كَانَ مِنَ الْعَمَلِ»: «هرکس شهادت دهد كه معبود به حقی جز الله نيست، یکتاست و شریکی ندارد و محمد بنده و فرستادهٔ اوست و عیسی بنده و فرستاده و کلمهٔ اوست که به مریم القا نمود و روحی از جانب اوست [و نيز مخلوق اوست] و بهشت حقّ است و آتش (دوزخ) حقّ است، الله متعال با هر عملی که داشته باشد، [سرانجام] او را وارد بهشت می‌کند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ به ما خبر می‌دهد که هرکس کلمهٔ توحید را با علم به معنایش و عمل به مقتضایش به زبان آورد و به بندگی محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ و پیامبری او شهادت دهد و به بندگی عیسی و پیامبری او اعتراف کند و اینکه الله او را با این سخن خود «کُن»: (باش) آفرید و روحی از ارواحی است که الله خلق کرده است و مادرش را از نسبت ناروای یهودیان پاک بداند و به اینکه بهشت حق است و دوزخ حق است، ایمان داشته باشد و به وجود آن دو معتقد باشد و اینکه این دو، نعمت و عذاب الهی هستند، و بر این باور از دنیا برود، فرجامش به سوی بهشت است، اگرچه در طاعات خود کوتاهی کرده و گناهانی داشته باشد.

فواید
  1. الله تعالی عیسی بن مریم را با کلمهٔ «کُن» آفرید، بی‌آنکه پدری داشته باشد.
  2. بیان اینکه عیسی و محمد صلی الله علیهما وسلم، بندگان الله و پیامبران او هستند، بنابراین آن دو پیامبر هستند و دروغ نمی‌گویند و بنده هستند و عبادت نمی‌شوند.
  3. فضیلت توحید و پاک شدن گناهان توسط آن و اینکه فرجام موحد بهشت است، اگرچه مرتکب برخی گناهان شده باشد.
مرجع

صحيح البخاري (4/ 165) (3435). صحيح مسلم (1/ 57) (28). الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص25). الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص36).

این حدیث در HadeethEnc.com

هرکس درحالی به دیدار الله برود که چیزی را با او شریک نیاورده باشد، وارد بهشت می‌شود و کسی که به دیدار او برود درحالی‌که به او شرک آورده، وارد دوزخ می‌شود

عن جابر بن عبد الله رضي الله عنهما قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: «مَنْ لَقِيَ اللهَ لَا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ لَقِيَهُ يُشْرِكُ بِهِ دَخَلَ النَّارَ».
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌فرمود: «مَنْ لَقِيَ اللهَ لَا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ لَقِيَهُ يُشْرِكُ بِهِ دَخَلَ النَّارَ»: «هرکس درحالی به دیدار الله برود که چیزی را با او شریک نیاورده باشد، وارد بهشت می‌شود و کسی که به دیدار او برود درحالی‌که به او شرک آورده، وارد دوزخ می‌شود».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر می‌دهد که هرکس درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک نیاورده باشد، فرجامش بهشت است؛ ولو اینکه به سبب برخی از گناهانش عذاب شود؛ و هرکس درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک نیاورده باشد، در دوزخ جاودانه می‌شود.

فواید
  1. فضیلت توحید و اینکه توحید، سبب نجات از جاودانگی در دوزخ است.
  2. نزدیکی بهشت و دوزخ به انسان و اینکه میان او و این دو جز مرگ نیست.
  3. هشدار نسبت به شرک - کم و زیاد آن - زیرا نجات از دوزخ به اجتناب از شرک وابسته است.
  4. آنچه در مورد اعمال معتبر است، این است که بنده اعمالش را چگونه به پایان رسانده است.
مرجع

صحيح مسلم (1/ 94) (93). الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص49). الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص60).

این حدیث در HadeethEnc.com

هرکس برای من آنچه بین فک‌ها و پاهایش هست [یعنی دهان و شرمگاه] را تضمین کند [که با آن دو مرتکب گناه نمی‌شود] بهشت را برای او تضمین می‌کنم

عن سهل بن سعد رضي الله عنه عن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: «مَنْ يَضْمَنْ لِي مَا بَيْنَ لَحْيَيْهِ وَمَا بَيْنَ رِجْلَيْهِ أَضْمَنْ لَهُ الْجَنَّةَ».
از سهل بن سعد رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ يَضْمَنْ لِي مَا بَيْنَ لَحْيَيْهِ وَمَا بَيْنَ رِجْلَيْهِ أَضْمَنْ لَهُ الْجَنَّةَ»: «هرکس برای من آنچه بین فک‌ها و پاهایش هست [یعنی دهان و شرمگاه] را تضمین کند [که با آن دو مرتکب گناه نمی‌شود] بهشت را برای او تضمین می‌کنم».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم از دو امری خبر می‌دهد که اگر مسلمان به آنها پایبند و ملتزم باشد، وارد بهشت خواهد شد. نخست: حفظ زبان از سخنانی که باعث خشم الله تعالی می‌شوند؛ و دوم: حفظ شرمگاه از وقوع در فحشا؛ زیرا بسیار اتفاق می‌افتد که انسان با این دو عضو مرتکب گناه می‌شود.

فواید
  1. حفظ زبان و شرمگاه، راه ورود به بهشت است.
  2. در این حدیث به صورت مشخص از زبان و شرمگاه نام برده شده، زیرا این دو بزرگ‌ترین سرچشمه‌های بلا و مصیبت هستند که در دنیا و آخرت دامنگیر انسان می‌شوند.
مرجع

صحيح البخاري (8/ 100) (6474). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، تأليف سليم الهلالي (3/ 9). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، تأليف د. مصطفى الخِن وغيره (2/ 1035). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (18/ 85). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (6/ 117). إرشاد الساري لشرح صحيح البخاري، للقسطلاني (9/ 272).

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۵۴
۵۴ حدیث
  1. به بهشت سر زدم و ديدم که بيشتر بهشتيان فقرا هستند؛ و به دوزخ سر زدم، ديدم که بيشتر دوزخيان را زنان تشکیل می دهند.
  2. بهشت و دوزخ با هم بگومگو کردند؛ دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران در من جای دارند. و بهشت گفت: مردم مستضعف و مستمند در من جای دارند.
  3. روز قيامت مردی را می‌آورند و در دوزخ می‌اندازند که روده‌هايش پاره می‌شود و او مانند الاغی که به دور آسياب می‌چرخد، پيرامون آن می‌گردد
  4. این سنگی بود که از هفتاد سال پیش در دوزخ انداخته شده بود و همچنان در دوزخ فرود می‌آمد تا آنکه [اکنون] به قعر آن رسید
  5. نزد سعيد بن جبير بودم که گفت: چه کسی از شما ستاره ای را دید که ديشب سقوط کرد؟ گفتم: من. سپس گفتم: من مشغول نماز خواندن نبودم بلکه عقربی مرا نيش زده بود.
  6. الله متعال با هر عملی که داشته باشد، [سرانجام] او را وارد بهشت می‌کند
  7. هرکس درحالی به دیدار الله برود که چیزی را با او شریک نیاورده باشد، وارد بهشت می‌شود و کسی که به دیدار او برود درحالی‌که به او شرک آورده، وارد دوزخ می‌شود
  8. هرکس برای من آنچه بین فک‌ها و پاهایش هست [یعنی دهان و شرمگاه] را تضمین کند [که با آن دو مرتکب گناه نمی‌شود] بهشت را برای او تضمین می‌کنم
  9. هرکس الله متعال او را از شرّ پاره گوشت ميان دو فکش و همچنین از شرّ پاره گوشت ميان دو پايش حفاظت کند، وارد بهشت می شود.
  10. بهشت به هریک از شما از بند کفش او نزدیک‌تر است و دوزخ نیز مانند آن
  11. در بهشت صد درجه وجود دارد که الله متعال آن را برای مجاهدانِ راه خود مهیا کرده است و فاصله ی هر درجه با درجه ی ديگر، به اندازه ی فاصله ی بين زمين و آسمان می باشد.
  12. دوزخ با شهوت‌ها پوشانده شده و بهشت با سختی‌ها پوشانده شده است
  13. بر دروازه ی بهشت ايستادم؛ بيشترِ کسانی که واردِ بهشت می شدند، فقيران و مستمندان بودند و ثروتمندانِ بهشتی را نگه داشته و هنوز اجازه ی ورود نداده بودند.
  14. اگر مؤمن از مجازاتی آگاه بود که نزد الله است، هيچکس در بهشت طمع نمی کرد و اگر کافر از رحمتی آگاه بود که نزد الله است، هيچکس از بهشت پروردگار نااميد نمی شد.
  15. هرکس يك جفت از يك چيز (مانند دو درهم يا دو اسب يا دو شتر و امثالِ آن) انفاق کند، از دروازه های بهشت ندا داده می شود: ای بنده ی الله، اين نتيجه ی کار خير است. هرکس اهل نماز باشد، از دروازه ی نماز و هرکس اهل صدقه باشد، از دروازه ی صدقه و هرکس اهل جهاد باشد، از دروازه ی جهاد فرا خوانده می شود.
  16. ای ابوسعید، هر کس به الله به عنوان پروردگار، و به اسلام به عنوان دین، و به محمد به عنوان پیامبر راضی باشد، بهشت بر او واجب می‌شود
  17. همانا آسان‌ترین عذاب در میان اهل آتش از آنِ کسی است که دو کفش و دو بند کفش از آتش دارد، که از [حرارت] آن دو، مغزش چنان به جوش می‌آید که دیگ به جوش می‌آید. [او] چنان می‌پندارد که هیچ‌کس عذابی شدیدتر از او ندارد، در حالی که بی‌تردید او آسان‌ترین عذاب را دارد
  18. ترغیب و تشویق به نعمت های بهشت و ترهیب و ترساندن از عذاب دردناک دوزخ
  19. بهشت و دوزخ بر من عرضه شد و هرگز [صحنه‌ای] مانند امروز، در [نشان دادنِ اوجِ] خیر و شر ندیده بودم. و اگر آنچه را من می‌دانم، شما می‌دانستید، هرآینه کم می‌خندیدید و بسیار می‌گریستید
  20. الله - عز وجل - از کسانی که به زنجير بسته می شوند و وارد بهشت می گردند، تعجب می کند.
  21. آيا به شما از کسی خبر بدهم که بر آتش دوزخ حرام است يا از کسی که آتش دوزخ بر او حرام می باشد؟ آتش دوزخ بر هر مسلمانِ خوش برخورد، باوقار، نرم خو و آسان گير حرام است.
  22. آتش برخی از دوزخيان را تا دو قوزک پاهای شان فرا می گيرد و عده ای را تا زانوهای شان و گروهی را تا کمرهای شان و برخی را تا شانه های شان.
  23. روز قيامت درحالی دوزخ آورده می شود که هفتادهزار افسار دارد و با هر افساری، هفتادهزار مَلَک هستند که آن را می کِشند.
  24. از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ بیشترین چیزی که مردم را وارد بهشت می‌کند پرسیده شد؛ ایشان فرمودند: «تقوای الله و اخلاق نیک
  25. سه گروه وارد بهشت نمی شوند: شرابخوار و کسی که پیوند خويشاوندی را قطع می کند و تصديق کننده ی سحر.
  26. بهشت و دوزخ با هم گفتگو کرده و هریک دلایل خود را ارائه داد؛ بهشت گفت: ضعیفان و فقیران وارد من می شوند؛ و دوزخ گفت: ستمگران و مستکبران وارد من می شوند. آنگاه الله متعال به دوزخ فرمود: تو عذاب من هستی که به وسیله ی تو از هر که بخواهم انتقام می گیرم؛ و به بهشت فرمود: تو رحمت من هستی که به وسیله ی تو به هرکس بخواهم رحم می کند.
  27. سوگند به ذاتی که جان محمد در دست اوست، من اميدوارم که شما نصف بهشتيان باشيد؛ زيرا کسی جز مسلمان وارد بهشت نمی شود. شما نسبت به مشرکان، مانند موی سفيدی در پوست گاوی سياه هستيد؛ يا مانندِ مويی سياه در پوست گاوی سرخ موی.
  28. وقتی روز قيامت فرا می رسد، الله متعال به هر مسلمانی يک يهودی يا نصرانی می دهد و می فرمايد: اين عوض و بلاگردان تو از آتش دوزخ است.
  29. سيحون و جيحون و فرات و نيل همه از جوی های بهشت است.
  30. (روز قیامت) در وسط جهنم پلی را نصب می کنند که بر آن خارهایی چون خارهای سعدان است، سپس به مردم دستور می دهند تا از آن عبور کنند، برخی به سلامتی عبور می کنند و نجات می یابند؛ برخی زخمی می شوند اما در نهایت نجات می یابند، برخی نیز گرفتار شده و در جهنم واژگون می شوند.
  31. بهشت و دوزخ با يکديگر مجادله کردند؛ پس دوزخ گفت: من به جباران و متکبران اختصاص داده شده ام. و بهشت گفت: مرا چه شده که فقط افراد ضعيف و حقير و ساده، وارد من می شوند؟
  32. دو باغ وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس نقره هستند. و دو باغ ديگر وجود دارد كه ظروف و هر چه در آنهاست، از جنس طلا می باشند؛ و در بهشت عدن بين مردم و نگاه کردن آنها به پروردگارشان چیزی جز ردای كبريايی بر صورتش وجود ندارد.
  33. منادی ندا می‌دهد: نعمت صحت و سلامتی برای شما خواهد بود و هیچگاه بیمار نمی‌شوید؛ نعمت زندگی و حیات جاودان برای شما خواهد بود و هیچگاه نمی‌میرید؛ و نعمت جوانی همیشگی برای‌تان خواهد بود و هرگز پیر نمی‌شوید؛ و ناز و نعمت برای شما خواهد بود و هرگز طعم درد و رنج را نخواهید چشید
  34. هرچه تمنا کردی و همانندِ آن، برای تو خواهد بود
  35. الله متعال خطاب به بهشتيان می‌فرمايد: ای بهشتيان؟ آنان می‌گويند: گوش به فرمانیم ای پروردگار ما، آماده‌ی خدمتيم. پس می‌فرمايد: آيا راضی هستيد؟ می‌گويند: چرا راضی نباشيم درحالی‌که تو به ما چیزهایی ارزانی داشته‌ای که به هيچ‌يک از مخلوقاتت عنايت نکرده‌ای؟
  36. وقتی بهشتیان وارد بهشت شوند، الله تبارک وتعالی می‌فرماید: می‌خواهید چیزی به نعمت‌های‌تان بیفزایم؟
  37. همانا برای مؤمن در بهشت، خیمه‌ای از یک مرواریدِ توخالی است که طول (ارتفاع) آن شصت میل است. مؤمن در آن همسرانی دارد که بر آنان دور می‌زند و برخی از آنان برخی دیگر را نمی‌بینند
  38. در بهشت درختی است که سوارکار بر اسبی ورزیده، تندرو و تیزپا، صد سال [در سایهٔ آن] می‌راند و آن را به پایان نمی‌رساند
  39. بهشتيان صاحبان غرفه هایی را که بالاتر از آنان قرار دارند، مانند ستاره ای درخشان می بينند که در دوردست، در کرانه ای از شرق يا غرب آسمان سوسو می زند و اين به خاطر تفاضلی است که در ميان آنها وجود دارد.
  40. جایی به اندازه يک كمان در بهشت، از آنچه خورشيد بر آن طلوع و غروب می كند بهتر است.
  41. همانا در بهشت بازاری است که هر جمعه به آنجا می‌آیند
  42. بهشتيان، غرفه های - ساير بهشتيان - را در بهشت، آن گونه می بينند که شما ستارگان را در آسمان مشاهده می کنيد.
  43. هیچ مسلمانی نیست که سه فرزندِ نابالغش بميرند، مگر اینکه الله متعال به لطف رحمت خويش بر فرزندانِ آن شخص، او را وارد بهشت می گرداند.
  44. دو گروه از دوزخيان هستند که آنها را نديده‌ام: گروهی که تازيانه‌هايی چون دُم گاو با خود دارند و با آن مردم را می‌زنند. و زنانِ پوشیده و در عین حال لختی [از راه درست و از مسير اطاعت پروردگار] منحرف هستند و ديگران را نيز به انحراف و فتنه می‌کشانند
  45. ای گروه زنان، صدقه بدهید، زیرا من شما را بیشترین اهل آتش دیدم.» گفتند: ای رسول خدا، به چه دلیل؟ فرمودند: «زیاد نفرین می‌کنید و از همسرانتان ناسپاسی می‌کنید. من کسی را ندیده‌ام که با وجود کاستی در عقل و دین، در ربودن عقل یک مرد هوشیار و دوراندیش، تواناتر از یکی از شما (زنان) باشد
  46. خداوند تبارک و تعالی فرمود: برای بندگان صالحم چیزهایی آماده کرده‌ام که نه چشمی دیده، و نه گوشی شنیده، و نه بر قلب بشری خطور کرده است
  47. من آخرين فرد دوزخی را که از دوزخ بيرون می آيد و آخرين فرد بهشتی را که وارد بهشت می شود، می شناسم؛ مردی است که بر روی زمين می خزد و از دوزخ بيرون می آيد. الله - عز وجل - به او می فرمايد: برو و واردِ بهشت شو. او به سوی بهشت می رود و تصور می کند که بهشت پُر است. پس باز می گردد و می گويد: پروردگارا، بهشت را پُر يافتم.
  48. هر مالی که به يکی از بندگانم عنايت کرده ام، حلال است. همانا من همه ی بندگانم را مسلمان و بر راه راست آفريدم؛ اما شيطان ها نزد آنها آمده و آنان را از دين شان منحرف می کنند.
  49. «آيا برای ديدن خورشيد نیم روز، در يک روز آفتابی دچار مشکل می شوید؟» گفتند: خیر. فرمود: «آيا برای ديدن ماه شب چهارده در یک شب صاف و بدون ابر دچار مشکل می شوید؟».
  50. زنی به خاطر گربه ای که آن را زندانی کرده بود تا اینکه (گربه) مرد، عذاب داده شد و به اين سبب وارد دوزخ گرديد. (چون وقتی گربه را زندانی کرد) نه به او آب داد و نه غذا و نه آزادش کرد که از جانوران زمين - شکار کند و - بخورد.
  51. چون الله بهشت و دوزخ را آفرید جبرئیل علیه السلام را فرستاد
  52. مرگ را در شکل و شمایل قوچی املح (سفید و سیاه) می‌آورند
  53. آتش (در درسترس) شما یک بخش از هفتاد بخش آتش دوزخ است
  54. همانا اولین گروهی که وارد بهشت می‌شوند، بر صورت ماه [کامل] شب بدر هستند. سپس کسانی که پس از آنان می‌آیند، بر [صورت] درخشان‌ترین ستارهٔ مرواریدگون در آسمان از نظر روشنایی هستند. نه ادرار می‌کنند و نه مدفوع، نه آب دهان می‌اندازند و نه بینی پاک می‌کنند. شانه‌هایشان از طلاست، و عرقشان مشک است، و مجمرهایشان (عودسوزهایشان) از چوب عود هندی است، و همسرانشان حورالعین هستند. همگی بر خلقت یک مرد، بر صورت پدرشان آدم، با قدی به بلندیِ شصت ذراع در آسمان هستند

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com