قول الله تعالى : {فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ}. قال ابن عباس في الآية: "الأنداد: هو الشرك، أخفى من دَبِيبِ النمل على صَفَاةٍ سوداء في ظلمة الليل". وهو أن تقول: والله وحياتك يا فلان، وحياتي، وتقول: لولا كُلَيْبَةُ هذا لأتانا اللصوص، ولولا البط في الدار لأتانا اللصوص، وقول الرجل لصاحبه: ما شاء الله وشئت، وقول الرجل: لولا الله وفلان، لا تجعل فيها فلانا؛ هذا كله به شرك".
ابن عباس رضی الله عنهما در این مورد که الله متعال می فرماید: «فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» می گوید: انداد به معنای شرک است که از راه رفتن مورچه بر سنگی سیاه در تاریکی شب پنهان تر است. و مصداق آن این است که بگویی: به خدا سوگند و به حیات تو سوگند و به حیات من سوگند؛ و اینکه بگویی: اگر سگ نمی بود، دزد می آمد. و اگر مرغابی نمی بود دزد می آمد. و اینکه کسی به دیگری بگوید: آنچه که الله و تو بخواهید. و این سخن: اگر الله و فلانی نمی بودند. همه ی این موارد از مصادیق شرک هستند.
به روایت ابن ابی حاتمدرجهصحیح است
شرح
الله متعال می فرماید: «فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»: «پس همتایانی برای الله قرار ندهید، درحالی که [حقیقت را] می دانید». الله متعال مردم را از اینکه برای او مثل و مانند و همتا قائل شوند و بخشی از عبادت را برای او انجام دهند، نهی می کند؛ این درحالی است که خود خوب می دانند خالق و رازق فقط الله است و این مثل و مانند و همتایانی که برای الله متعال قائل می شوند، ناتوان و نیازمند بوده و اختیار هیچ کاری را ندارند. ابن عباس رضی الله عنهما "انداد" را به شرک تفسیر می کند و مثال آن را چنین بیان می کند؛ اینکه از راه رفتن مورچه ای بر سنگ سیاه در تاریکی شب پنهان تر است. سپس مصادیق آن را بیان می کند که عبارتند از: قسم خوردن به غیرالله؛ و بزرگ تر از آن اینکه الله متعال با غیرالله یکسان شمرده شود مانند این سوگند: سوگند به الله و زندگی ام؛ یا اینکه فقط سبب مورد توجه قرار گیرد و مسبب نادیده گرفته شود و امور به الله ارجاع داده نشود و گفته شود: اگر سگ نگهبان نمی بود، دزد می آمد. یا این سخن: اگر مرغابی در خانه نمی بود که ما را متوجه آمدن بیگانه کند، دزد می آمد. و از مصادیق شرک این است که کسی به دوستش بگوید: آنچه الله و تو بخواهید. و اینکه گفته شود: اگر الله و فلانی نمی بود. سپس در مورد همه ی این موارد تاکید می کند که مصداق شرک اصغر هستند؛ هرچند اگر گوینده ی این سخنان معتقد باشد فلانی یا مرغابی یا سگ ذاتا موثر هستند، مرتکب شرک اکبر شده است.
مرجع
الملخص في شرح كتاب التوحيد، صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، دار العاصمة، الرياض، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م.
تفسير القرآن العظيم، عبد الرحمن بن محمد بن إدريس ابن أبي حاتم، تحقيق: أسعد محمد الطيب، نشر: مكتبة نزار مصطفى الباز، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الثالثة، 1419هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم: «اللهُمَّ لَا تَجْعَلْ قَبْرِي وَثَنًا، لَعَنَ اللهُ قَوْمًا اتَّخَذُوا قُبُورَ أَنْبِيَائِهِمْ مَسَاجِدَ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اللهم لا تجعل قبري وثنًا، لعن الله قومًا اتخذوا قبور أنبيائهم مساجد»: «بارالها، قبر مرا بتی نگردان. الله قومی را لعنت نمود که قبور پیامبران خود را مساجد قرار دادند».
به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم به درگاه پروردگارش دعا کرد که قبرش را همانند بتی نگرداند که مردم با بزرگداشت و سجده بردن به آن عبادتش کنند. سپس خبر میدهد که الله تعالی کسانی را که قبور پیامبران را مسجد کردهاند، از رحمتش دور ساخته و طرد نموده است؛ زیرا مسجد قرار دادن آنها وسیلهای است برای عبادتِ قبرها و معتقد شدن به آنها.
فواید
- گذشتن از حد و حدود شرعی دربارهٔ قبور پیامبران و صالحان باعث میشود این قبور به جای الله عبادت شوند، بنابراین باید از هرگونه وسیلهای که به شرک منتهی میشود، اجتناب کرد.
- رفتن نزد قبور برای بزرگداشت و عبادت نزد آنها - هر قدر صاحبِ قبر مقرب درگاه خداوندی باشد - جایز نیست.
- حرام بودن بنای مساجد بر روی قبور.
- حرام بودن نماز در کنار قبرها حتی اگر مسجدی روی آن بنا نشده باشد، بجز نماز میت بر جنازهای که بر آن نماز نخوانده اند.
مرجع
مسند أحمد (12/ 314) (7358).
فتح المجيد شرح كتاب التوحيد، لعبد الرحمن التميمي (1/ 434).
القول المفيد على كتاب التوحيد، لمحمد بن عثيمين (1/ 434).
الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص178).
الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص194).
التمهيد لشرح كتاب التوحيد، لصالح آل الشيخ (ص51).
مشكاة المصابيح، للتبريزي (1/ 234).
این حدیث در HadeethEnc.comعن ابْنِ عُمَرَ رضي الله عنهما أنه سَمِعَ رَجُلًا يَقُولُ: لَا وَالْكَعْبَةِ، فَقَالَ ابْنُ عُمَرَ: لَا يُحْلَفُ بِغَيْرِ اللَّهِ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «مَنْ حَلَفَ بِغَيْرِ اللهِ فَقَدْ كَفَرَ أَوْ أَشْرَكَ».
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که ایشان از مردی شنید که میگوید: نه، قسم به کعبه! پس ابن عمر خطاب به او فرمود: به غیر الله سوگند یاد نمیشود، زیرا من از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که میفرمود: «مَنْ حَلَفَ بِغَيْرِ اللهِ فَقَدْ كَفَرَ أَوْ أَشْرَكَ»: «کسی که به غیر الله سوگند یاد کند کفر یا شرک ورزیده است».
به روایت ابوداوود و ترمذی و احمددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر داده است که هرکس به غیر الله و نامها و صفات او سوگند یاد کند، به الله متعال کفر یا شرک ورزیده است؛ زیرا اقتضای سوگند ٔ بزرگداشت و تعظیم کسی یا چیزی است که به او سوگند یاد شده است، حال آنکه چنین عظمت و بزرگداشتی تنها از آن الله است؛ بنابراین جز به الله و اسماء و صفات او سوگند یاد نمیشود. و این سوگند از مصادیق شرک اصغر است؛ اما اگر کسی که سوگند یاد میکند، کسی را که به نام او سوگند یاد کرده همانند الله یا بیشتر از او بزرگ بدارد، در این صورت سوگند او از مصادیق شرک اکبر است.
فواید
- بزرگداشت با سوگند، تنها حق الله سبحانه و تعالی است. بنابراین جز به الله و اسماء و صفات او سوگند یاد نمیشود.
- توجه و اهتمام صحابه به امر به معروف و نهی از منکر، به ویژه اگر آن منکر به شرک یا کفر ارتباط داشته باشد.
مرجع
سنن الترمذي (3/ 194) (1535).
سنن أبي داود (5/ 154- 155) (3251).
مسند أحمد (9/ 249) (5346)، (9/ 275) (5375)، (10/ 249) (6072).
فتح المجيد شرح كتاب التوحيد، لعبد الرحمن التميمي (ص413).
القول المفيد على كتاب التوحيد، لابن عثيمين (2/ 214).
الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص326).
الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص365).
التمهيد لشرح كتاب التوحيد، لصالح آل الشيخ (ص452).
فتاوى اللجنة الدائمة، (1/ 343).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ مَحْمُودِ بْنِ لَبِيدٍ رضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ الشِّرْكُ الْأَصْغَرُ» قَالُوا: وَمَا الشِّرْكُ الْأَصْغَرُ يَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: «الرِّيَاءُ، يَقُولُ اللهُ عز وجل لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِذَا جُزِيَ النَّاسُ بِأَعْمَالِهِمْ: اذْهَبُوا إِلَى الَّذِينَ كُنْتُمْ تُرَاؤُونَ فِي الدُّنْيَا، فَانْظُرُوا هَلْ تَجِدُونَ عِنْدَهُمْ جَزَاءً؟».
از محمود بن لَبید ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «بیشترین چیزی که از آن بر شما بیمناک هستم، شرک اصغر است». گفتند: ای رسول خدا، شرک اصغر چیست؟ فرمود: «ریا؛ الله عزوجل در روز قیامت و هنگامی که مردم بنابر اعمال خود جزا داده میشوند، به آنان [یعنی ریاکاران] میگوید: نزد کسانی بروید که در دنیا برای آنان ریاکاری میکردید و ببینید آیا نزد آنان پاداشی مییابید؟».
به روایت احمددرجهحسن است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که بیشترین چیزی که از آن بر امتش میترسد، شرک اصغر یعنی ریاست؛ اینکه به خاطر مردم اعمال [نیک] انجام دهند. سپس دربارهٔ مجازات ریاکاران در روز قیامت خبر داده که به آنان گفته میشود: نزد کسانی بروید که برای آنان کارهای نیک انجام میدادید و ببینید آیا میتوانند به شما پاداش دهند و برای آن عمل به شما اجر دهند؟!
فواید
- واجب بودن اخلاص در عمل برای الله عزوجل و پرهیز نمودن از ریا.
- شدت دلسوزى پيامبر ـ صلى الله عليه وسلم ـ براى امتش و كوشش ايشان براى هدايت و نصيحت آنان.
- اگر این ترس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نسبت به صحابه است که سروران نیکوکاران بودند، پس این بیم نسبت به کسانی که بعد از آنان میآیند، بیشتر است.
مرجع
مسند أحمد (39/ 39) (23630).
الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص57).
الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص45).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مَسعودٍ رضي الله عنه عن رَسولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم قال: «الطِّيَرَةُ شِرْكٌ، الطِّيَرَةُ شِرْكٌ، الطِّيَرَةُ شِرْكٌ، -ثلاثًا-»، وَمَا مِنَّا إِلَّا، وَلَكِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يُذْهِبُهُ بِالتَّوَكُّلِ.
از عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «طِیَره (شوم انگاری) شرک است، طیره شرک است، طیره شرک است - و این را سه بار تکرار کردند -». و این چیزی است که ناگزیر در دل ما میافتد، اما الله عزوجل با توکل آن را از بین میبرد.
به روایت ابوداوود و ترمذی و ابنماجه و احمددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نسبت به طیره یعنی شومانگاری به واسطهٔ هر چیزی - شنیدنی باشد یا دیدنی، از پرندگان باشد یا حیوانات یا بیماران یا عددها یا روزها و هر چیز دیگری - هشدار دادهاند. اما از آنجایی [در شوم انگاری] از طیر (پرنده) نام برده شده که نزد جاهلیت مشهور بود؛ و اصل آن رها کردن پرنده هنگام شروع هر کاری - سفر یا تجارت یا غیر آن - بود. و به این ترتیب اگر پرنده به سمت راست میرفت فال خوب میزدند و کار و تصمیمشان را به انجام و اجرا درمیآوردند و اگر به سمت چپ پرواز میکرد شومانگاری میکردند و از انجام کاری که قصدش را داشتند، دست میکشیدند. ایشان خبر دادهاند که این کار شرک است و شومانگاری از این جهت شرک است که کسی جز الله خیر نمیآورد و شر را دور نمیکند، بیآنکه شریکی در این کار داشته باشد.
ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ ذکر نموده که گاهی مقداری از این شومانگاری در دل مسلمان واقع میشود، اما باید با توکل بر الله توام با انجام اسباب، آن را از خود دور کند.
فواید
- طیره (شوم انگاری) شرک است زیرا در آن تعلق و وابستگی دل به غیر الله رخ میدهد.
- اهمیت تکرار مسائل مهم برای آنکه به خاطر سپرده شود و در دل استقرار یابد.
- توکل بر الله تعالی، طیره را از بین میبرد.
- امر به توکل کردن فقط بر الله و تعلق دل به او سبحانه و تعالی.
مرجع
سنن أبي داود (6/ 54) (3915).
سنن ابن ماجه (4/ 560) (3538).
سنن الترمذي (3/ 258) (1614).
مسند أحمد (6/ 213) (3687).
الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص259).
الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص233).
این حدیث در HadeethEnc.comعن عدي بن حاتم رضي الله عنه : "أنه سمع النبي صلى الله عليه وسلم يقرأ هذه الآية: "اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ" فقلت له: إنا لسنا نعبدهم، قال: أليس يُحَرِّمُونَ ما أحل الله فتُحَرِّمُونَهُ؟ ويُحِلُّونَ ما حَرَّمَ الله فتُحِلُّونَهُ؟ فقلت: بلى، قال: فتلك عبادتهم".
عدى بن حاتم - رضى الله عنه - روايت مى كند كه: "شنیدم پيامبر - صلى الله عليه وسلم - اين آيه را قرائت مى كردند: (اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ)، يعنى: "آنان دانشمندان و عابدان خود را معبودانى به جاى الله قرار دادند، و (همچنين) عيسى پسر مريم را، در حالى كه به آنان امر نشده بود بجز الله يگانه كه معبودى بحق غير از او نيست، را عبادت كنند، (الله) پاک و منزه است از آنچه كه شريک او مى سازيد"، پس به او گفتم: ما آنان را عبادت نمى كرديم، فرمودند: آيا آنچه را كه الله حلال كرده بود، حرام نمى كردند؟ و آنچه را كه الله حرام كرده بود، حلال نمى كردند؟ گفتم: بله، فرمودند: اين همان عبادتشان است.
به روایت ترمذیدرجهصحیح است
شرح
هنگامى كه اين صحابى بزرگوار تلاوت رسول الله - صلى الله عليه و سلم - را از اين آيه شنيد كه در آن حال يهود و نصارا را بازگويى مى كردند: آنانى كه دانشمندان و عابدان خود را الهى غير الله قرار داده بودند، و براى آنان شريعتى مخالف با شريعت الله متعال را ساخته بودند، و از آنان فرمانبردارى مى كردند، اشكالى در معناى اين آيه برايشان پيش آمده بود؛ زيرا گمان مى برند كه عبادت در سجده و مانند آن منحصر مى شود، پس رسول الله - صلى الله عليه و سلم - براى او بيان نمودند كه از جمله ى عبادت كردن دانشمندان و عابدانشان: اطاعت كردن از آنها در حرام كردن حلال، و حلال كردن حرام بوده است، و اين بر خلاف حكم الله متعال و حكم رسولش - صلى الله عليه و سلم - مى باشد.
فواید
- اینکه اطاعت از علما و غير آنان از مخلوقين در تغيير احكام الله متعال - اگر اطاعت كننده بداند كه آنان مخالف با شريعت الله امر مى كنند - شرک اكبر است.
- حلال كردن و حرام كردن حقّ الله - متعال - است.
- بيان نوعى از انواع شرک است، كه همان شرک اطاعت كردن مى باشد.
- مشروعيت آموزش انسان بى علم.
- معنای عبادت وسیع است و شامل هر چیزی است که الله متعال دوست دارد و از آن راضی است، اعم از گفتار و کردار، ظاهر و باطن.
- بيان گمراهى دانشمندان و عابدان يهود و نصارا است.
- اثبات شرک يهود و نصارا است.
- اساس دين همه پيامبران یکی است، وآن اساس توحيد است.
- اطاعت كردن از مخلوق در برابر معصيت خالق، عبادت كردن مخلوق است.
- واجب بودن سؤال كردن از اهل علم در آنچه كه حكمش واضح نيست.
- تلاش صحابه - رضى الله عنهم - براى آموختن علم.
مرجع
كتاب التوحيد، للإمام محمد بن عبد الوهاب، ت: د. دغش العجمي. مكتبة أهل الأثر, الطبعة الخامسة, 1435ه.
الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد بن عبد العزيز السليمان القرعاوي, ت: محمد بن أحمد سيد, مكتبة السوادي، الطبعة: الخامسة، 1424ه.
الملخص في شرح كتاب التوحيد، للشيخ صالح الفوزان, دار العاصمة, الطبعة الأولى، 1422ه.
سلسلة الأحاديث الصحيحة، للألباني, مكتبة المعارف, الطبعة الأولى, 1415ه.
جامع الترمذي, ت: أحمد شاكر, مكتبة ومطبعة مصطفى البابي, الطبعة: الثانية، 1395ه.
این حدیث در HadeethEnc.comعن جابر رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم سئل عن النُّشْرَةِ؟ فقال: هي من عمل الشيطان.
جابر - رضى الله عنه - روايت مى كند كه از رسول الله - صلى الله عليه و سلم - درباره باز كردن سحر به وسيله ى سحر ديگرى سؤال شد؟ فرمودند: اين از عملكرد شيطان است.
به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
از پيامبر - صلى الله عليه و سلم - در مورد معالجه انسان سحر شده به روشى كه در زمان جاهليت به آن عمل مى شد، سؤال پرسيدند، مانند: حكم باطل كردن سحر به وسيله ى سحر ديگرى؟ پس ايشان - صلى الله عليه و سلم - جواب دادند كه اين از اعمال شيطانى است يا به وسيله ى شيطان انجام مى شود؛ زيرا اين كار به وسيله ى انواع سحر و بكارگيرى شيطان صورت مى گيرد، و همه آنها روش هاى شركى و حرام هستند. اما "نشره جایز " -که همان باطل كردن سحر به صورت شرعی- عبارتست از: باطل كردن سحر با رقيه ى شرعى، يا يافتن سحر و باز كردن آن با دست به همراه قرائت قرآن، يا به وسيله ى داروهاى مباح مى باشد.
فواید
- مشروعيت سؤال كردن از علما در هنگام ندانستن حكمى؛ تا مبادا دچار كار حرامى شود.
- از روش هايى كه در زمان جاهليت براى باز كردن سحر به كار مى بردند نهى شده است؛ زيرا اين روش سحر مى باشد، و سحر كُفر است.
- كليه اعمال شيطان حرام هستند.
مرجع
1- الملخص في شرح كتاب التوحيد، صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، دار العاصمة، الرياض، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م.
2- الجديد في شرح كتاب التوحيد، محمد بن عبد العزيز السليمان القرعاوي، تحقيق: محمد بن أحمد سيد، مكتبة السوادي، الطبعة: الخامسة، 1424هـ - 2003م.
3- سنن أبي داود، سليمان بن الأشعث أبوداود، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، المكتبة العصرية، صيدا، بيروت.
4- مسند الإمام أحمد بن حنبل، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، تحقيق: شعيب الأرنؤوط و عادل مرشد، وآخرون، تحت إشراف: عبد الله بن عبد المحسن التركي، مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2001م.
5- سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، محمد ناصر الدين الألباني، مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عبد الله بن عمرو بن العاص - رضي الله عنه- مرفوعاً: "مَن ردته الطِّيَرَة عن حاجته فقد أشرك، قالوا: فما كفارة ذلك؟ قال: أن تقول: اللهم لا خير إلا خيرك، ولا طَيْرَ إِلَّا طَيْرُكَ ولا إله غيرك".
عبدالله بن عمرو بن العاص - رضى الله عنه - روايت مى كندكه: " اگر فال بد (در آنچه كه مى بينيد يا مى شنويد) كسى را از انجام كارى باز دارد بيگمان دچار شرک شده است، گفتند: بس کفاره ی آن چيست؟ فرمودند: بگوييد: الهى خيرى غير از خير تو نيست، و فالى غير از فال تو نيست، و الهى غير از تو نيست".
به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
رسول الله - صلى الله عليه و سلم - در اين حديث به ما خبر مى دهند كه هر كسى فال بد او را از كارى كه قصد انجام آن را دارد باز گرداند، همانا او مرتكب نوعى از شرک شده است، و هنگامى كه يكى از صحابه در مورد کفاره ی اين گناه بزرگ پرسيدند، آنان را به گفتن اين عبارت هاى مبارک كه در اين حديث آمده اند و دربردارنده ى واگذارى امور به الله متعال، و نفى قدرتى غير از او است، راهنمايى نمودند.
فواید
- اثبات شرک براى كسى كه فال بد او را از انجام كارى باز داشته است.
- قبول شدن توبه مشرک.
- راهنمایی شخصی که مرتکب فال بد شده، به گفتن برخی عبارات.
- همانا خیر و شر را الله متعال مقدر کرده است.
مرجع
1- فتح المجيد شرح كتاب التوحيد، مطبعة السنة المحمدية، القاهرة، مصر، الطبعة: السابعة، 1377هـ - 1957م.
2- القول المفيد على كتاب التوحيد، دار ابن الجوزي، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الثانية, محرم، 1424ه.
3- الملخص في شرح كتاب التوحيد، دار العاصمة الرياض، الطبعة: الأولى 1422هـ - 2001م.
4- الجديد في شرح كتاب التوحيد، مكتبة السوادي، جدة، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الخامسة، 1424هـ - 2003م.
5- التمهيد لشرح كتاب التوحيد، دار التوحيد، تاريخ النشر: 1424هـ.
6- مسند الإمام أحمد بن حنبل، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة-الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2001م.
7- السلسلة الصحيحة، مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى.
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com