پرش به محتوا
احادیث با شرح

اسلام

۲۱ حدیث

تو نزد مردمی خواهی رفت که اهل کتاب هستند، پس چون نزد آنان رسیدی، آنان را به گواهی دادن به این مهم فرابخوان که معبودی [به حق] جز الله نیست و اینکه محمد فرستادهٔ الله است

عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لِمُعَاذِ بْنِ جَبَلٍ، حِينَ بَعَثَهُ إِلَى الْيَمَنِ: «إِنَّكَ سَتَأْتِي قَوْمًا أَهْلَ كِتَابٍ، فَإِذَا جِئْتَهُمْ فَادْعُهُمْ إِلَى أَنْ يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ، فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ، فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ صَدَقَةً تُؤْخَذُ مِنْ أَغْنِيَائِهِمْ فَتُرَدُّ عَلَى فُقَرَائِهِمْ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ، فَإِيَّاكَ وَكَرَائِمَ أَمْوَالِهِمْ، وَاتَّقِ دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ، فَإِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللهِ حِجَابٌ».
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که گفت: هنگامی که رسول الله صلی الله علیه وسلم معاذ را به یمن می‌فرستاد خطاب به ایشان فرمود: «إِنَّكَ سَتَأْتِي قَوْمًا أَهْلَ كِتَابٍ، فَإِذَا جِئْتَهُمْ فَادْعُهُمْ إِلَى أَنْ يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ، فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ، فَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ اللهَ قَدْ فَرَضَ عَلَيْهِمْ صَدَقَةً تُؤْخَذُ مِنْ أَغْنِيَائِهِمْ فَتُرَدُّ عَلَى فُقَرَائِهِمْ، فَإِنْ هُمْ أَطَاعُوا لَكَ بِذَلِكَ، فَإِيَّاكَ وَكَرَائِمَ أَمْوَالِهِمْ، وَاتَّقِ دَعْوَةَ الْمَظْلُومِ، فَإِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللهِ حِجَابٌ»: «تو نزد مردمی خواهی رفت که اهل کتاب هستند، پس چون نزد آنان رسیدی، آنان را به گواهی دادن به این مهم فرابخوان که معبودی [به حق] جز الله نیست و اینکه محمد فرستادهٔ الله است، پس اگر در این باره از تو اطاعت کردند، به آنان خبر بده که الله پنج نماز در شبانه‌روز را بر آنان فرض نموده است، پس چون در این مورد از تو اطاعت کردند، به آنان خبر بده که الله صدقه‌ای را بر آنان واجب نموده که از ثروتمندان‌شان گرفته می‌شود و به فقرای‌شان بازگردانده می‌شود؛ پس اگر در این باره از تو اطاعت کردند، از اموال نفیس آنان برحذر باش و از دعای مظلوم بترس که بین او و الله حجابی نیست».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

هنگامی که پیامبر صلی الله علیه وسلم معاذ بن جبل رضی الله عنه را به عنوان معلم و دعوتگری به سوی الله به سرزمین یمن فرستاد، برای او بیان داشت که با مردمی از نصرانیان روبرو خواهد شد، تا آمادگی مواجهه با آنان را داشته باشد و دعوت آنان را از موارد مهم‌تر آغاز کند، بنابراین نخست آنان را به اصلاح عقیده فرابخواند، به اینکه گواهی دهند: معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است؛ زیرا با این گواهی دادن وارد اسلام می‌شوند؛ و چون به این مهم گردن نهادند و آن را پذیرفتند، آنان را به اقامه‌ی نماز امر کند، زیرا بزرگ‌ترین واجبات پس از توحید است؛ و چون نماز را اقامه کردند، ثروتمندان‌شان را امر کند تا زکات اموال خود را به فقرای‌شان بدهند؛ سپس او را از گرفتن بهترین اموال آنان نهی می‌کند زیرا واجب آن است که از متوسط دارایی آنان بگیرد. سپس او را به دوری از ظلم توصیه می‌کند تا آنکه مبادا مظلومی علیه او دعا کند، زیرا دعای مظلوم مستجاب است.

فواید
  1. معنای شهادت «لا اله الا الله» اختصاص دادن عبادت به الله و ترکِ عبادتِ غیر اوست.
  2. معنای شهادت «محمد رسول الله» ایمان به پیامبری او و ایمان به آنچه آورده و تصدیق او است و اینکه ایشان آخرین فرستادهٔ الله به سوی بشریت است.
  3. گفتگو با عالم یا کسی که شبهه‌ای دارد همانند گفتگو با جاهل نیست؛ به همین منظور است که پیامبر صلی الله علیه وسلم به معاذ گوشزد می‌کند که: «نزد مردمی خواهی رفت که اهل کتاب هستند».
  4. اهمیت اینکه مسلمان در دین خود بر اساس بصیرت و شناخت رفتار کند؛ تا آنکه از شبهات کسانی رهایی یابد که ایجاد شبهه‌ و تشکیک می‌کنند و این مهم با طلب علم ممکن است.
  5. باطل بودن دین یهودیان و نصرانیان پس از مبعوث شدن پیامبر صلی الله علیه وسلم و اینکه آنان در روز قیامت از اهل نجات نیستند مگر آنکه وارد دین اسلام شده و مسلمان شوند و به پیامبر صلی الله علیه وسلم ایمان بیاورند.
مرجع

صحيح البخاري (2/ 119) (1458)، (2/ 128) (1496)، (9/ 114) (7372). صحيح مسلم (1/ 50) (19). فتح الباري لابن حجر (13/ 349). الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح فوزان (ص54). الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص64).

این حدیث در HadeethEnc.com

اگر راست بگويد، رستگار است

عَنْ طَلْحَةَ بْنِ عُبَيْدِ اللهِ رضي الله عنه قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مِنْ أَهْلِ نَجْدٍ ثَائِرُ الرَّأْسِ، نَسْمَعُ دَوِيَّ صَوْتِهِ، وَلَا نَفْقَهُ مَا يَقُولُ حَتَّى دَنَا مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَإِذَا هُوَ يَسْأَلُ عَنِ الْإِسْلَامِ، فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «خَمْسُ صَلَوَاتٍ فِي الْيَوْمِ وَاللَّيْلَةِ» فَقَالَ: هَلْ عَلَيَّ غَيْرُهُنَّ؟ قَالَ: «لَا، إِلَّا أَنْ تَطَّوَّعَ، وَصِيَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ»، فَقَالَ: هَلْ عَلَيَّ غَيْرُهُ؟ فَقَالَ: «لَا، إِلَّا أَنْ تَطَّوَّعَ»، وَذَكَرَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الزَّكَاةَ، فَقَالَ: هَلْ عَلَيَّ غَيْرُهَا؟ قَالَ: «لَا، إِلَّا أَنْ تَطَّوَّعَ»، قَالَ: فَأَدْبَرَ الرَّجُلُ، وَهُوَ يَقُولُ: وَاللهِ، لَا أَزِيدُ عَلَى هَذَا، وَلَا أَنْقُصُ مِنْهُ، فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَفْلَحَ إِنْ صَدَقَ».
از طلحة بن عُبید الله ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: مردی از اهالیِ نجد، با موهايی ژوليده نزد رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ آمد؛ پژواک صدايش را از دور می‌شنيديم، ولی نمی‌فهميديم چه می‌گويد تا اينکه به رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ نزديک شد و دريافتيم که دربارهٔ اسلام می‌پرسد. پس رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمود: «خَمْسُ صَلَواتٍ في اليَوْمِ وَاللَّيْلَةِ»: «پنج نماز در شبانه روز». پرسيد: آيا جز اين پنج وعده، نماز ديگری هم بر من واجب است؟ فرمود: «لا، إِلا أنْ تَطَّوَّعَ، وَصِيامُ شَهْرِ رَمَضَانَ»: «خير؛ مگر اينکه خود بخواهی نماز بخوانی؛ و روزهٔ ماه رمضان [نيز واجب است]». آن مرد پرسید: آيا روزهٔ ديگری هم بر من واجب است؟ رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمود: «لا، إِلا أنْ تَطَّوَّعَ»: «خير؛ مگر اينکه خود بخواهی روزه بگیری». سپس رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ زکات را برايش ذکر کرد. آن مرد پرسيد: آيا جز زکات، صدقهٔ ديگری هم بر من واجب است؟ رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمود: «لا، إِلا أنْ تَطَّوَّعَ»: «خير؛ مگر اينکه خود بخواهی صدقه بدهی». آنگاه مرد مذکور درحالی بازگشت که می‌گفت: به الله سوگند نه بر اين واجبات چيزی می‌افزايم و نه چيزی از آنها می‌کاهم. پس رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ فرمود: «أفْلَحَ إنْ صَدَقَ»: «اگر راست بگويد، رستگار است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

مردی از اهالی نجد نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمد. موهای او ژولیده و پراکنده بود و صدایش بلند اما نامفهوم، تا آنکه به پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نزدیک شد و دربارهٔ فرایض اسلام از او پرسید. پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از نماز آغاز کرد و به او خبر داد که الله پنج نماز در هر شبانه‌روز بر او واجب کرده است. او پرسید: آیا جز آن نمازها، ادای نماز دیگری بر او لازم است؟ فرمود: خیر، مگر آنکه خودت نمازهای نافله بجا بیاوری. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: از جمله کارهایی که الله بر تو واجب نموده، روزهٔ ماه رمضان است. او پرسید: آیا روزهٔ دیگری جز روزهٔ رمضان بر او لازم است؟ فرمود: خیر، مگر آنکه خودت روزه [مستحب] بگیری. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ در مورد زکات به او گفت. آن مرد گفت: آیا پس از زکات فرض، صدقهٔ دیگری بر او لازم است؟ ایشان فرمود: خیر، مگر آنکه خود صدقه دهی. پس از آنکه مرد مذکور این فرایض را از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنید، درحالی رفت که سوگند یاد می‌کرد که به انجام این کارها پایبند خواهد بود و نه چیزی بر آنها می‌افزاید و از آنها کم می‌کند. پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ در پی آن فرمود: اگر آن مرد نسبت به سوگندی که یاد کرده صادق باشد، از رستگاران خواهد بود.

فواید
  1. آسانگیری شریعت اسلامی و آسانی آن برای مکلفان.
  2. رفتار نیکوی پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ با این مرد؛ چنانکه اجازه می‌دهد به ایشان نزدیک شود و سؤال بپرسد.
  3. آغاز دعوت به سوی الله از مسائل مهم‌تر.
  4. اسلام، عقیده و عمل است، بنابراین عمل بدون ایمان سودی ندارد و ایمان بدون عمل نیز سودمند نیست.
  5. اهمیت این اعمال و اینکه از ارکان اسلام هستند.
  6. نماز جمعه در نمازهای واجب پنجگانه داخل است؛ زیرا در روز جمعه، برای کسی که نماز جمعه بر او واجب شده، جایگزین نماز ظهر است.
  7. پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آموزش او را با مهم‌ترین فرایض اسلام یعنی ارکان اسلام پس از شهادتین آغاز کرد؛ زیرا او مسلمان بود و شهادتین گفته بود؛ و حج را ذکر نکرد؛ زیرا هنوز فرض نشده بود، یا هنوز وقت آن فرا نرسیده بود.
  8. اگر انسان تنها به واجبات شرعی اکتفا کند رستگار است، اما به این معنا نیست که انجام عبادات نافله مستحب نیست؛ زیرا در روز قیامت، نقص فرایض را با مستحبات جبران می‌کنند.
مرجع

صحيح البخاري (1/ 18) (46). صحيح مسلم (1/ 40) (11). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين. بهجة الناظرين، لسليم الهلالي (2/ 346). نزهة المتقين، لمجموعة من الباحثين (2/ 857). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (5/ 242).

این حدیث در HadeethEnc.com

امر شده‌ام با مردم بجنگم تا آنکه شهادت دهند معبودی [به حق] جز الله نیست و اینکه محمد فرستادهٔ الله است و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند

عَنِ ابْنِ عُمَرَ رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَيُقِيمُوا الصَّلاَةَ، وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الإِسْلاَمِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ».
از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَيُقِيمُوا الصَّلاَةَ، وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الإِسْلاَمِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ»: «امر شده‌ام با مردم بجنگم تا آنکه شهادت دهند معبودی [به حق] جز الله نیست و اینکه محمد فرستادهٔ الله است و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند، پس اگر چنین کردند، جان‌ها و اموالشان از سوی من در امان خواهد بود مگر به حق اسلام؛ و حساب‌شان با الله است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر می‌دهد که الله ایشان را به جنگیدن با مشرکان امر کرده تا آنکه شهادت دهند معبود به حقی جز الله نیست، یگانهٔ بی‌شریک است؛ و به پیامبری محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ شهادت دهند و به مقتضای این شهادت عمل کنند با پایبندی به نمازهای پنج‌گانه در شبانه‌روز و دادن زکات فرض به مستحقان آن. پس چون چنین کنند، اسلام جان و مال‌شان را معصوم می‌دارد و کشتن آنان جایز نیست مگر آنکه جرمی مرتکب شوند که بنابر احکام اسلام مستحق کشتن شوند، سپس الله تعالی در روز قیامت حساب آنان را برعهده دارد، زیرا الله است که نهان آنان را می‌داند.

فواید
  1. احکام بنابر ظواهر جاری می‌شود و الله عهده‌دار رسیدگی به امور پنهان و نهان و نهفته است.
  2. اهمیت دعوت به توحید و اینکه نخستین امری در دعوت است که باید از آن آغاز کرد.
  3. این حدیث به معنای مجبور کردن مشرکان به اسلام نیست، بلکه میان مسلمان شدن یا دادن جزیه مختارند، اما اگر ابا ورزیدند و از دعوت به اسلام باز داشتند، به موجب احکام اسلام راهی جز نبرد با آنان نمی‌ماند.
مرجع

صحيح البخاري (1/ 14) (25). صحيح مسلم (1/ 53) (22). التحفة الربانية في شرح الأربعين حديثًا النووية، لإسماعيل السعدي (ص23). شرح الأربعين النووية، لابن عثيمين (ص125).

این حدیث در HadeethEnc.com

از من دربارهٔ امر بس بزرگی پرسیدی و این برای کسی که الله برایش آسان کند، آسان است

عَنْ مُعَاذِ بْنِ جَبَلٍ رضي الله عنه قَالَ: كُنْتُ مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي سَفَرٍ، فَأَصْبَحْتُ يَوْمًا قَرِيبًا مِنْهُ وَنَحْنُ نَسِيرُ، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللهِ أَخْبِرْنِي بِعَمَلٍ يُدْخِلُنِي الجَنَّةَ وَيُبَاعِدُنِي عَنِ النَّارِ، قَالَ: «لَقَدْ سَأَلْتَنِي عَنْ عَظِيمٍ، وَإِنَّهُ لَيَسِيرٌ عَلَى مَنْ يَسَّرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ، تَعْبُدُ اللَّهَ وَلاَ تُشْرِكْ بِهِ شَيْئًا، وَتُقِيمُ الصَّلاَةَ، وَتُؤْتِي الزَّكَاةَ، وَتَصُومُ رَمَضَانَ، وَتَحُجُّ البَيْتَ» ثُمَّ قَالَ: «أَلاَ أَدُلُّكَ عَلَى أَبْوَابِ الخَيْرِ: الصَّوْمُ جُنَّةٌ، وَالصَّدَقَةُ تُطْفِئُ الخَطِيئَةَ كَمَا يُطْفِئُ الْمَاءُ النَّارَ، وَصَلاَةُ الرَّجُلِ مِنْ جَوْفِ اللَّيْلِ» قَالَ: ثُمَّ تَلاَ: «{تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ}، حَتَّى بَلَغَ {يَعْمَلُونَ}» ثُمَّ قَالَ: «أَلاَ أُخْبِرُكَ بِرَأْسِ الأَمْرِ كُلِّهِ وَعَمُودِهِ، وَذِرْوَةِ سَنَامِهِ؟» قُلْتُ: بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ، قَالَ: «رَأْسُ الأَمْرِ الإِسْلاَمُ، وَعَمُودُهُ الصَّلاَةُ، وَذِرْوَةُ سَنَامِهِ الجِهَادُ» ثُمَّ قَالَ: «أَلاَ أُخْبِرُكَ بِمَلاَكِ ذَلِكَ كُلِّهِ؟» قُلْتُ: بَلَى يَا نَبِيَّ اللهِ، فَأَخَذَ بِلِسَانِهِ قَالَ: «كُفَّ عَلَيْكَ هَذَا» فَقُلْتُ: يَا نَبِيَّ اللهِ، وَإِنَّا لَمُؤَاخَذُونَ بِمَا نَتَكَلَّمُ بِهِ؟ فَقَالَ: «ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ يَا مُعَاذُ، وَهَلْ يَكُبُّ النَّاسَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ أَوْ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ إِلاَّ حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ».
از مُعاذ بن جَبَل رضی الله عنه روایت است که می‌گوید: در سفری همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم بودم. روزی نزدیک ایشان در حال حرکت بودم که گفتم: یا رسول الله، مرا از عملی خبر بده که وارد بهشتم کند و از آتش دوزخ دور نماید. فرمود: «لَقَدْ سَأَلْتَنِي عَنْ عَظِيمٍ، وَإِنَّهُ لَيَسِيرٌ عَلَى مَنْ يَسَّرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ، تَعْبُدُ اللَّهَ وَلاَ تُشْرِكْ بِهِ شَيْئًا، وَتُقِيمُ الصَّلاَةَ، وَتُؤْتِي الزَّكَاةَ، وَتَصُومُ رَمَضَانَ، وَتَحُجُّ البَيْتَ»: «از من دربارهٔ امر بس بزرگی پرسیدی و این برای کسی که الله برایش آسان کند، آسان است؛ اینکه الله را عبادت کنی و چیزی را با او شریک نیاوری و نماز را برپا داری و زکات را بپردازی و رمضان را روزه بگیری و به حج خانه [کعبه] بروی». سپس فرمود: «أَلاَ أَدُلُّكَ عَلَى أَبْوَابِ الخَيْرِ: الصَّوْمُ جُنَّةٌ، وَالصَّدَقَةُ تُطْفِئُ الخَطِيئَةَ كَمَا يُطْفِئُ الْمَاءُ النَّارَ، وَصَلاَةُ الرَّجُلِ مِنْ جَوْفِ اللَّيْلِ»: «آیا تو را به دروازه‌های خیر راهنمایی نکنم؟ روزه سپر است و صدقه گناه را خاموش می‌کند چنانکه آب، آتش را؛ و نماز شخص در دل شب». سپس این آیه را خواند: {تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ، فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ} ([در دل شب] پهلوهای‌شان از بسترها جدا می‌شوند و پروردگارشان را با بیم و امید [به نیایش] می‌خوانند و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند. هیچکس نمی‌داند به [پاس] آنچه [این مؤمنان در دنیا] انجام می‌دهند، چه [بسیار مایهٔ] روشنی چشم‌ها برای‌شان نهفته است) سپس فرمود: «أَلاَ أُخْبِرُكَ بِرَأْسِ الأَمْرِ كُلِّهِ وَعَمُودِهِ، وَذِرْوَةِ سَنَامِهِ؟»: «آیا تو را از راس و اساس امر و ستونش و نقطهٔ اوجش آگاه نمایم؟» گفتم: آری یا رسول الله. فرمود: «رَأْسُ الأَمْرِ الإِسْلاَمُ، وَعَمُودُهُ الصَّلاَةُ، وَذِرْوَةُ سَنَامِهِ الجِهَادُ»: «راس امر [و اساس آن] اسلام است و ستونش نماز و نقطهٔ اوجش جهاد می‌باشد». سپس فرمود: «أَلاَ أُخْبِرُكَ بِمَلاَكِ ذَلِكَ كُلِّهِ؟»: «آيا تو را از پايه و زيرساختِ همهٔ اين امور خبر ندهم؟» گفتم: آری ای پیامبر خدا. ایشان زبان خود را گرفت و فرمود: «كُفَّ عَلَيْكَ هَذَا»: «مواظب این باش». گفتم: ای رسول خدا، مگر ما برای سخنانی که می‌گوييم، بازخواست می‌شويم؟ فرمود: «ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ يَا مُعَاذُ، وَهَلْ يَكُبُّ النَّاسَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ أَوْ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ إِلاَّ حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ»: «مادرت به عزایت بنشيند ای معاذ! مگر مردم را چيزی جز نتایج سخنان‌شان با چهره یا با بینی در دوزخ واژگون می‌سازد؟».
به روایت ترمذی و ابن‌ماجه و احمددرجهبا مجموع طرق آن، صحیح است
شرح

معاذ رضی الله عنه می‌گوید: «در سفری همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بودم، پس روزی در حال حرکت نزدیک ایشان بودم که گفتم: یا رسول الله، مرا از عملی خبر بده که مرا وارد بهشت کند و از دوزخ دور نماید». فرمود: «دربارهٔ کاری از من پرسیدی که انجامش بر نفس‌ها سخت [و دشوار] است، اما برای کسی که الله آن را برایش آسان سازد، سهل است. فرایض اسلام را بجای بیاور: نخست: تنها الله را عبادت کن و چیزی را با او شریک نکن. دوم: نمازهای فرض پنجگانه در شبانه‌روز را انجام بده: نماز صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشاء را با شروط و ارکان و واجباتش ادا کن. سوم: زکات فرض را بپرداز که عبادتی مالی و واجب در هر مالی است که به اندازهٔ مشخصی در شرع برسد و به مستحقان آن داده می‌شود. چهارم: رمضان را روزه بگیر. یعنی خودداری از خوردن و نوشیدن و دیگر باطل کننده‌های روزه به نیت عبادت از طلوع فجر تا غروب آفتاب. پنجم: برای انجام مناسک حج جهت عبادت الله عزوجل، قصد خانه‌ی کعبه و مکه کن. سپس رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «آیا تو را به راهی راهنمایی نکنم که به دروازه‌های خیر می‌رسد؟» و این با انجام نوافل پس از فرایض میسر می‌باشد: نخست: روزهٔ مستحب که با شکستن شهوت و ضعیف کردن توان، مانع گرفتار شدن به گناهان می‌شود. دوم: صدقهٔ مستحب که آتش گناه را پس از ارتکاب آن خاموش می‌کند و اثر آن را از بین می‌برد. سوم: نماز تهجد در یک سوم پایانی شب؛ سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم این آیه را خواندند: {[در دل شب] پهلوهای‌شان از بسترها جدا می‌شود} یعنی از بسترها دور می‌شوند {و پروردگارشان را فرا می‌خوانند} با نماز و ذکر و قرائت و دعا، با {بیم و امید؛ و از آنچه به آنان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند. هیچکس نمی‌داند به [پاس] آنچه [این مؤمنان در دنیا] انجام می‌دهند، چه [بسیار مایهٔ] روشنی چشم‌ها برای‌شان نهفته است} یعنی نعمت‌هایی که در روز قیامت باعث روشنی چشمان آنان می‌شود و نعمت‌های بهشت {به عنوان پاداشی برای آنچه انجام می‌دادند}. سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: آیا تو را از اصل دین و ستونش که دین بر آن استوار است و نقطهٔ اوجش خبر ندهم؟ معاذ رضی الله عنه فرمود: آری یا رسول الله. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: اساس امر، اسلام است یعنی شهادتین. انسان با این دو اصل دین را خواهد داشت. و ستون اسلام نماز است. بنابراین بدون نماز، اسلامی نخواهد بود همانطور که خانه بدون ستون نمی‌شود. پس کسی که نماز بگزارد دینش قوی می‌شود و سر بر می‌آورد. و نقطهٔ اوجش با جهاد و صرف کوشش در نبرد با دشمنان الله برای اعلای کلمة الله است. سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «آیا تو را از چیزی خبر ندهم که آنچه گذشت را مستحکم می‌سازد؟» آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم زبانش را گرفت و فرمود: «این را نگه دار و سخنی بیهوده نگو که ‌ارتباطی به تو ندارد و نیازی به طرح آن نیست». معاذ گفت: آیا پروردگارمان برای آنچه می‌گوییم هم ما را بازخواست و محاسبه نموده و برای آنچه بر زبان آوردیم مجازات‌مان می‌کند؟! پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «مادرت به عزایت بنشیند!» این سخن از باب نفرین نیست، بلکه از روی عادت عرب در گفتار، جهت جلب توجه و به تامل واداشتن طرف مقابل به چیزی است که باید بداند و متوجه آن باشد. سپس فرمود: «آیا چیزی جز حاصل زبان‌های مردم چون کفر و تهمت و ناسزا و غیبت و سخن‌چینی و بهتان و مانند آنها مردم را بر چهره‌های‌شان در آتش دوزخ می‌افکند؟».

فواید
  1. توجه بسیار صحابه رضی الله عنهم به علم؛ برای همین زیاد از پیامبر صلی الله علیه وسلم سؤال می‌کردند.
  2. فقه و فهم صحابه رضی الله عنهم؛ چون می‌دانستند که اعمال سبب ورود به بهشت است.
  3. پرسش معاذ، پرسش بسیار بزرگی است چون درحقیقت راز زندگی و وجود است. چراکه هر موجودی شامل آدمیان و جنیان که در این دنیاست، سرانجامی به سوی بهشت یا دوزخ دارد. از این‌رو پرسش مذکور بسیار مهم است.
  4. ورود به بهشت وابسته به انجام پنج رکن اسلام است که عبارتند از: شهادتین، نماز، زکات، روزه و حج.
  5. اساس دین و با ارزش‌ترین وظایف و برترین واجبات، توحید الله تعالی با عبادت او به یگانگی و بدون شریک است.
  6. رحمت الله تعالی به بندگانش که دروازه‌های خیر را به روی آنان گشوده است تا از اسباب اجر و مغفرت گناهان بهره گیرند.
  7. فضیلت نزدیکی جستن به الله با نوافل، پس از ادای فرایض.
  8. نماز در اسلام به منزله‌ی ستونی است که خیمه بر آن استوار است و اسلام با از بین رفتنش، از بین می‌رود؛ همانطور که خیمه با سقوط ستونش می‌افتد.
  9. وجوب حفظ زبان از آنچه به دین انسان آسیب می‌زند.
  10. نگه داشتن زبان و کنترل آن اصل همهٔ خیرات و برکات است.
مرجع

سنن الترمذي (4/ 362) (2616). سنن ابن ماجه (5/ 116) (3973). مسند أحمد (36/ 344) (22016). التحفة الربانية، لإسماعيل الأنصاري (ص67). شرح الأربعين النووية، للعثيمين (ص291). الأحاديث الأربعين النووية مع ما زاد عليها ابن رجب وعليها الشرح الموجز المفيد، لعبد الله بن صالح المحسن (ص57).

این حدیث در HadeethEnc.com

او را نکش، زیرا اگر او را بکشی، او در جایگاه تو خواهد بود پیش از آنکه او را بکشی و تو در جایگاه او خواهی بود، پیش از آنکه سخنی را بگوید که گفت

عَنْ المِقْدَادِ بْنَ عَمْرٍو الكِنْدِيَّ رضي الله عنه: أَنَّهُ قَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: أَرَأَيْتَ إِنْ لَقِيتُ رَجُلًا مِنَ الكُفَّارِ فَاقْتَتَلْنَا، فَضَرَبَ إِحْدَى يَدَيَّ بِالسَّيْفِ فَقَطَعَهَا، ثُمَّ لاَذَ مِنِّي بِشَجَرَةٍ، فَقَالَ: أَسْلَمْتُ لِلَّهِ، أَأَقْتُلُهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ بَعْدَ أَنْ قَالَهَا؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لاَ تَقْتُلْهُ» فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّهُ قَطَعَ إِحْدَى يَدَيَّ، ثُمَّ قَالَ ذَلِكَ بَعْدَ مَا قَطَعَهَا؟ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لاَ تَقْتُلْهُ، فَإِنْ قَتَلْتَهُ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَتِكَ قَبْلَ أَنْ تَقْتُلَهُ، وَإِنَّكَ بِمَنْزِلَتِهِ قَبْلَ أَنْ يَقُولَ كَلِمَتَهُ الَّتِي قَالَ».
از مِقداد بن عمرو کِندی رضی الله عنه روایت است که: ایشان به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: نظرتان چیست اگر با مردی از کفار روبرو شدم و با هم جنگیدیم و با شمشیر یکی از دستانم را قطع کرد و سپس از من گریخت و به درختی پناه برد و گفت: برای الله اسلام آوردم؛ ای رسول خدا، آیا پس از گفتن این، او را بکشم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لاَ تَقْتُلْهُ»: «او را نکش». وی گفت: یا رسول الله، او یکی از دستانم را قطع کرده است و پس از قطع کردنش این را گفته است! رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لاَ تَقْتُلْهُ، فَإِنْ قَتَلْتَهُ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَتِكَ قَبْلَ أَنْ تَقْتُلَهُ، وَإِنَّكَ بِمَنْزِلَتِهِ قَبْلَ أَنْ يَقُولَ كَلِمَتَهُ الَّتِي قَالَ»: «او را نکش، زیرا اگر او را بکشی، او در جایگاه تو خواهد بود پیش از آنکه او را بکشی و تو در جایگاه او خواهی بود، پیش از آنکه سخنی را بگوید که گفت».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

مِقداد بن اسود رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌پرسد که اگر در میدان نبرد، با کافری روبرو شود و با شمشیر مبارزه کنند و کافر یکی از دستان او را قطع کند، سپس از او بگریزد و به درختی پناه ببرد و لا اله الا الله بگوید، آیا کشتن او برای من، پس از آنکه دست مرا قطع کرده حلال است؟ پس پیامبر صلی الله علیه وسلم خطاب به او می‌فرماید: «او را نکش». و مقداد می‌گوید: یا رسول الله، او یکی از دستانم را قطع کرده است، آیا با این حال او را نکشم؟! پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «او را نکش، زیرا خون او حرام شده است و اگر پس از اسلام آوردنش او را بکشی، به سبب اسلام آوردنش مانند تو خونش حرام است و تو با کشتن او مانند او [قبل از آنکه اسلام بیاورد و خونش به دلیل محارب بودن حلال بود] خونت با کشتنش حلال می‌شود و قصاص خواهی شد».

فواید
  1. هرکس از او گفتار یا کرداری سر بزند که نشان از وارد شدن او به اسلام باشد، کشتن وی حرام است.
  2. اگر کافری در اثنای نبرد مسلمان شود، خونش معصوم می‌شود و باید از او دست نگه داشت مگر اینکه خلاف آن از وی آشکار گردد.
  3. بر مسلمان واجب است که هوای نفس و خواسته‌اش تابع شرع باشد نه تابع عصبیت و انتقام.
  4. ابن حجر می‌گوید: «[این حدیث] دال بر جایز بودن پرسش از امری پیش از رخ دادن آن است - با ترجیح اینکه داستان مذکور رخ نداده است. - اما آنچه از برخی سلف نقل شده که چنین پرسش‌هایی را مکروه می‌دانستند، محمول بر مواردی است که به ندرت اتفاق می‌افتند. اما پرسش از آنچه وقوعش عادتا ممکن است، مشروع می‌باشد تا [حکم آن] دانسته شود.
مرجع

صحيح البخاري (5/ 85) (4019). صحيح مسلم (1/ 95) (95). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 359). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 461). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (6/ 345). المعجم الوسيط، (2/ 815).

این حدیث در HadeethEnc.com

مثال مؤمنان در مودت و مهربانی و عطوفتی که با یکدیگر دارند مانند یک بدن است که اگر عضوی از آن به درد آید، بقیهٔ بدن با بی‌خوابی و تب با آن همراهی می‌کنند

عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ، إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى».
از نُعمان بن بَشیر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ، إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى»: «مثال مؤمنان در مودت و مهربانی و عطوفتی که با یکدیگر دارند مانند یک بدن است که اگر عضوی از آن به درد آید، بقیهٔ بدن با بی‌خوابی و تب با آن همراهی می‌کنند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان نموده‌اند که باید حال و وضع مسلمانان با یکدیگر در دوست داشتن خیر و مهربانی و یاریِ هم و درد و رنجی که به سبب زیانی به آنان می‌رسد، مانند یک بدن باشد که اگر عضوی از آن بیمار شود بقیهٔ بدن با بی‌خوابی و تب به آن واکنش نشان می‌دهند.

فواید
  1. باید حقوق مسلمانان بزرگ داشته شود و به همکاری و نرمش با یکدیگر تشویق شوند.
  2. باید میان اهل ایمان محبت و یاری حکم‌فرما باشد.
مرجع

صحيح البخاري (8/ 10) (6011). صحيح مسلم (4/ 1999) (2586). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين (1/ 246). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 317). كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين (4/ 405). تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص173). المعجم الوسيط (1/ 492).

این حدیث در HadeethEnc.com

اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است

عَنْ عَبْدِ اللهِ بنِ عُمَر رضي الله عنهما قال: قال رسولُ الله صلى الله عليه وسلم: «بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ».
از عبدالله بن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «بُنِيَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ: شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، وَإِقَامِ الصَّلَاةِ، وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ، وَحَجِّ الْبَيْتِ، وَصَوْمِ رَمَضَانَ»: «اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است: شهادت دادن به اینکه معبود [به‌حقی] نیست جز الله و اینکه محمد بنده و فرستاده‌ی اوست؛ و برپا داشتن نماز و پرداخت زکات و حج خانه‌ی [کعبه] و روزهٔ رمضان».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ اسلام را با پنج رکن آن به بنایی تشبیه کرده که بر این پنج رکن استوار است؛ و بقیهٔ خصلت‌های اسلام همانند کامل کننده‌های این بنا و ساختمان هستند. نخستین این ارکان: شهادتین است: شهادت به «لا اله الا الله و محمد رسول الله»؛ و این دو یک رکن به حساب می‌آیند و از یکدیگر جدا نمی‌شوند و بنده با اعتراف به یگانگی الله و شایستگی او برای عبادت شدن به یگانگی و درحالی‌که به مقتضای آن عمل می‌کند و به رسالت محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ مؤمن است و از وی پیروی می‌کند، آن را به زبان می‌آورد. و رکن دوم: برپا داشتن نماز است، یعنی نمازهای فرض پنج‌گانه در شبانه روز: نماز صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا، با شروط و ارکان و واجبات آن. و رکن سوم: پرداخت زکات فرض است؛ یک عبادت مالی است که در هر مالی که به اندازهٔ مشخصی در شرع برسد، واجب می‌گردد و به مستحقان آن داده می‌شود. رکن چهارم: حج، یعنی قصد سفر به مکه برای برپا داشتن مناسک جهت عبادت الله عزوجل. و رکن پنجم: روزهٔ رمضان است؛ و آن عبارت است از خودداری از خوردن و نوشیدن و سایر مُفطِرات به نیت عبادت الله، از طلوع فجر تا غروب خورشید.

فواید
  1. لازم و ملزوم بودن شهادتین، چنانکه یکی از آنها بدون دیگری درست نیست، بنابراین [هر دو شهادت] یک رکن محسوب می‌شوند.
  2. شهادتین اساس دین هستند، چنانکه هیچ قول و عملی پذیرفته نمی‌شود مگر با این دو.
مرجع

صحيح البخاري (1/ 11) (8)، صحيح مسلم (1/ 45) (16)، و(1/ 88) (82)، فتح الباري لابن رجب (1/ 22)، جامع العلوم والحكم (1/147)، شرح الأربعين لابن العطّار (ص 62)، شرح الأربعين النووية لعبد الكريم الخضير (ص 87)، فتح القوي المتين في شرح الأربعين للعباد (ص 29)، شرح الأربعين النووية لصالح آل الشيخ (ص 91 - 95)، التحفة الربانية لإسماعيل الأنصاري (ص 12).

این حدیث در HadeethEnc.com

هرکس در اسلام نیکی کند، برای کاری که در جاهلیت انجام داده بازخواست نمی‌شود؛ و هرکس در اسلام بدی کند، برای [گناهان] اول و آخرش مورد بازخواست قرار می‌گیرد

عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: قَالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللهِ، أَنُؤَاخَذُ بِمَا عَمِلْنَا فِي الْجَاهِلِيَّةِ؟ قَالَ: «مَنْ أَحْسَنَ فِي الْإِسْلَامِ لَمْ يُؤَاخَذْ بِمَا عَمِلَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ، وَمَنْ أَسَاءَ فِي الْإِسْلَامِ أُخِذَ بِالْأَوَّلِ وَالْآخِرِ».
از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که گفت: مردی گفت: ای رسول الله، آیا برای کارهایی که در جاهلیت انجام داده‌ایم بازخواست خواهیم شد؟ فرمود: «مَنْ أَحْسَنَ فِي الْإِسْلَامِ لَمْ يُؤَاخَذْ بِمَا عَمِلَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ، وَمَنْ أَسَاءَ فِي الْإِسْلَامِ أُخِذَ بِالْأَوَّلِ وَالْآخِرِ»: «هرکس در اسلام نیکی کند، برای کاری که در جاهلیت انجام داده بازخواست نمی‌شود؛ و هرکس در اسلام بدی کند، برای [گناهان] اول و آخرش مورد بازخواست قرار می‌گیرد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم فضیلت وارد شدن به اسلام را بیان می‌کند؛ و اینکه هرکس اسلام بیاورد و اسلامش نیکو شود و مخلص و صادق باشد، برای گناهانی که در جاهلیت مرتکب شده محاسبه نمی‌شود؛ و کسی که در اسلام مرتکب بدی شود یعنی منافق باشد یا از دینش برگشته و مرتد گردد، هم برای گناهانی که در حال کفر مرتکب شده بازخواست می‌شود و هم برای گناهانی که در اسلام مرتکب شده است.

فواید
  1. توجه صحابه رضوان الله علیهم و ترس آنان از گناهانی که در جاهلیت انجام داده بودند.
  2. تشویق به پایداری بر اسلام.
  3. فضیلت اسلام آوردن و اینکه باعث پاک شدن گناهان پیشین می‌شود.
  4. مرتد و منافق برای همهٔ کارهایی که در جاهلیت انجام داده و همهٔ گناهانی که در اسلام مرتکب شده، محاسبه می‌شود.
مرجع

صحيح البخاري (9/ 14) (6921). صحيح مسلم (1/ 111) (120). مشارق الأنوار على صحاح الآثار (2/229). الكواكب الدراري (24/43). عمدة القاري شرح صحيح البخاري (24/ 76).

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۲۱
۲۱ حدیث
  1. تو نزد مردمی خواهی رفت که اهل کتاب هستند، پس چون نزد آنان رسیدی، آنان را به گواهی دادن به این مهم فرابخوان که معبودی [به حق] جز الله نیست و اینکه محمد فرستادهٔ الله است
  2. اگر راست بگويد، رستگار است
  3. امر شده‌ام با مردم بجنگم تا آنکه شهادت دهند معبودی [به حق] جز الله نیست و اینکه محمد فرستادهٔ الله است و نماز را بر پا دارند و زکات را بپردازند
  4. از من دربارهٔ امر بس بزرگی پرسیدی و این برای کسی که الله برایش آسان کند، آسان است
  5. او را نکش، زیرا اگر او را بکشی، او در جایگاه تو خواهد بود پیش از آنکه او را بکشی و تو در جایگاه او خواهی بود، پیش از آنکه سخنی را بگوید که گفت
  6. مثال مؤمنان در مودت و مهربانی و عطوفتی که با یکدیگر دارند مانند یک بدن است که اگر عضوی از آن به درد آید، بقیهٔ بدن با بی‌خوابی و تب با آن همراهی می‌کنند
  7. اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است
  8. هرکس در اسلام نیکی کند، برای کاری که در جاهلیت انجام داده بازخواست نمی‌شود؛ و هرکس در اسلام بدی کند، برای [گناهان] اول و آخرش مورد بازخواست قرار می‌گیرد
  9. زیرا او روزی نگفت که پروردگارا گناه مرا در روز قیامت بیامرز
  10. شیطان نزد یکی از شما می‌آید و می‌گوید: چه کسی این را آفرید؟ چه کسی آن را آفرید؟ تا به آنجا می‌رسد که می‌گوید: چه کسی پروردگار تو را آفرید؟ پس چون به اینجا رسید به الله پناه ببرد و [از ادامه دادن آن] دست بکشد
  11. بی‌گمان الله هیچ مؤمنی را در برابر کار نیکی ستم نمی‌کند؛ او را در دنیا در برابر آن پاداش می‌دهد و در آخرت نیز به سبب آن نیکوکاریش ثواب می‌دهد
  12. بر هر خیری که از پیش انجام داده‌ای اسلام آوردی
  13. نطفهٔ هریک از شما مدت چهل شبانه‌روز در رحم مادر جمع می‌شود
  14. من ضِمام بن ثَعلبه از (قبیلۀ) بنی سعد بن بکر هستم
  15. یهودیان، مغضوب علیهم و نصرانیان، گمراهان هستند
  16. لا اله الا الله بگو تا روز قیامت برایت به آن شهادت دهم
  17. آنچه تو می‌گویی و به آن فرا می‌خوانی قطعا نیکوست، ای کاش به ما خبر دهی که آنچه ما انجام داده‌ایم کفاره‌ای دارد
  18. أَيُّمَا امْرِئٍ قَالَ لِأَخِيهِ: يَا كَافِرُ، فَقَدْ بَاءَ بِهَا أَحَدُهُمَا، إِنْ كَانَ كَمَا قَالَ، وَإِلَّا رَجَعَتْ عَلَيْهِ». یعنی: «هر کس به برادرش بگوید: ای کافر، پس آن [وصف] به یکی از آن دو بازگشته است؛ اگر همان‌گونه باشد که گفته، [به خودِ اوست] وگرنه به گوینده بازمی‌گردد
  19. اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است
  20. اگر نمازهای واجب را بخوانم، و رمضان را روزه بدارم، و حلال را حلال بشمارم، و حرام را حرام بدانم
  21. از من دربارهٔ امر بس بزرگی پرسیدی و این برای کسی که الله برایش آسان کند، آسان است

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com