عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ: خَرَجَ مُعَاوِيَةُ عَلَى حَلْقَةٍ فِي الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: مَا أَجْلَسَكُمْ؟ قَالُوا: جَلَسْنَا نَذْكُرُ اللهَ، قَالَ آللَّهِ مَا أَجْلَسَكُمْ إِلَّا ذَاكَ؟ قَالُوا: وَاللهِ مَا أَجْلَسَنَا إِلَّا ذَاكَ، قَالَ: أَمَا إِنِّي لَمْ أَسْتَحْلِفْكُمْ تُهْمَةً لَكُمْ، وَمَا كَانَ أَحَدٌ بِمَنْزِلَتِي مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَقَلَّ عَنْهُ حَدِيثًا مِنِّي: وَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ عَلَى حَلْقَةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ، فَقَالَ: «مَا أَجْلَسَكُمْ؟» قَالُوا: جَلَسْنَا نَذْكُرُ اللهَ وَنَحْمَدُهُ عَلَى مَا هَدَانَا لِلْإِسْلَامِ، وَمَنَّ بِهِ عَلَيْنَا، قَالَ: «آللَّهِ مَا أَجْلَسَكُمْ إِلَّا ذَاكَ؟» قَالُوا: وَاللهِ مَا أَجْلَسَنَا إِلَّا ذَاكَ، قَالَ: «أَمَا إِنِّي لَمْ أَسْتَحْلِفْكُمْ تُهْمَةً لَكُمْ، وَلَكِنَّهُ أَتَانِي جِبْرِيلُ فَأَخْبَرَنِي أَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يُبَاهِي بِكُمُ الْمَلَائِكَةَ».
از ابوسعید خُدری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: معاویه نزد گروهی در مسجد رفت که حلقه زده بودند، پس گفت: چه چیز شما را اینجا نشانده است؟ گفتند: نشستهایم و ذکر و یاد الله میکنیم. گفت: شما را به الله سوگند جز برای این ننشستهاید؟ گفتند: به الله سوگند جز برای این ننشستهایم. وی گفت: من برای این از شما سوگند نخواستم که شما را متهم سازم و کسی کمتر از من از رسول خدا روایت نکرده است؛ رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ از خانه بیرون آمد و نزد حلقهای از اصحابش رفت و فرمود: «مَا أَجْلَسَكُمْ؟»: «چه چیز شما را [اینجا] نشانده است؟» گفتند: نشستهایم تا الله را یاد کنیم و او را برای آنکه ما را به اسلام هدایت کرد و برای آنچه بر ما منت نهاده حمد و ستایش گوییم. فرمود: «آللَّهِ مَا أَجْلَسَكُمْ إِلَّا ذَاكَ؟»: «سوگندتان میدهم به الله که آیا چیزی جز این شما را ننشانده است؟» گفتند: سوگند به الله که چیزی جز این ما را اینجا ننشانده است. آنگاه رسول خدا فرمود: «أَمَا إِنِّي لَمْ أَسْتَحْلِفْكُمْ تُهْمَةً لَكُمْ، وَلَكِنَّهُ أَتَانِي جِبْرِيلُ فَأَخْبَرَنِي أَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يُبَاهِي بِكُمُ الْمَلَائِكَةَ»: «من از روی اتهام و بدگمانی نسبت به شما قسمتان ندادم، بلکه جبرئیل نزد من آمد و به من خبر داد که الله عزوجل با شما به ملائکه مباهات میکند».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
معاویة بن ابی سفیان ـ رضی الله عنهما ـ نزد کسانی میرود که در مسجد حلقه زدند، و از آنان دربارهی علت جمع شدنشان میپرسد، و آنان میگویند: الله را یاد میکنیم، پس معاویه ـ رضی الله عنه ـ حاضران را سوگند میدهد که نشست و جمع شدنشان جز برای ذکر و یاد الله نیست؟ و آنان نیز برای وی سوگند یاد میکنند که هدفی جز این نداشتند، سپس به آنان میگوید: من از روی متهم ساختن شما به دروغ یا شک و تردید در صدق و راستیتان شما را قسم ندادم؛ سپس به بیان جایگاه خود نسبت به پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ میپردازد و اینکه کسی مانند ایشان به رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نزدیک نبود، زیرا برادر همسر پیامبر یعنی ام حبیبه بود؛ و همچنین کاتب وحی بود، اما با این حال کم حدیث روایت کرده است. و به آنان خبر میدهد که روزی پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از خانهاش بیرون آمد و آنان را دید که در مسجد نشسته و ذکر و یاد الله دارند و او را برای هدایتشان به اسلام و منتی که بر آنان نهاده ستایش میکنند، پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ همانند معاویه همین سؤال را از آنان پرسید و آنان را سوگند داد، سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ سبب این پرسش و سوگند دادن آنان فرمود که جبرئیل ـ علیه السلام ـ نزد ایشان آمده و خبر داده که الله عزوجل به سبب شما نزد ملائکه مباهات و افتخار میکند و فضل شما و عمل نیکتان را به آنان نشان میدهد و شما را نزد ملائکه میستاید.
فواید
- فضیلت معاویه ـ رضی الله عنه ـ و اشتیاق ایشان برای اقتدا به رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ در تبلیغ علم.
- جایز بودن قسم دادن دیگران بدون متهم ساختن آنان برای نشان دادن اهمیت یک خبر.
- فضیلت مجالس ذکر و علم و اینکه الله تعالی این مجالس را دوست دارد و به سبب آن نزد ملائکه مباهات میکند.
مرجع
صحيح مسلم (4/ 2075) (2701).
نزهة المتقين (2/ 993).
بهجة الناظرين، لسليم الهلالي (2/ 522).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (17/ 271).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي الدَّرْدَاءِ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَلاَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرِ أَعْمَالِكُمْ، وَأَزْكَاهَا عِنْدَ مَلِيكِكُمْ، وَأَرْفَعِهَا فِي دَرَجَاتِكُمْ وَخَيْرٌ لَكُمْ مِنْ إِنْفَاقِ الذَّهَبِ وَالوَرِقِ، وَخَيْرٌ لَكُمْ مِنْ أَنْ تَلْقَوْا عَدُوَّكُمْ فَتَضْرِبُوا أَعْنَاقَهُمْ وَيَضْرِبُوا أَعْنَاقَكُمْ؟» قَالُوا: بَلَى. قَالَ: «ذِكْرُ اللهِ تَعَالَى».
از ابودَرداء ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «ألا أُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرِ أعْمالِكُمْ، وأزْكَاهَا عِنْدَ مَلِيكِكُمْ، وأرْفَعِهَا فِي دَرَجَاتِكُمْ، وَخَيرٍ لَكُمْ مِنْ إنْفَاقِ الذَّهَبِ وَالوَرِقِ، وَخَيْرٍ لَكُمْ مِنْ أن تَلْقَوا عَدُوَّكُمْ فَتَضْرِبُوا أعْنَاقَهُمْ وَيَضْرِبُوا أعْنَاقَكُمْ؟»: «آيا شما را از بهترين اعمالتان و پاکترين آنها نزد فرمانروایتان (پروردگار متعال) و مؤثرترين آنها در بالا بردن درجاتتان آگاه نسازم که برای شما از انفاق طلا و نقره و از روبرو شدن با دشمنتان که گردن آنها را بزنيد و آنها گردن شما را بزنند، بهتر است؟» گفتند: آری. فرمود: «ذِكر الله تَعَالَى»: «ذکر الله متعال».
به روایت ترمذی و ابنماجه و احمددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از یارانش میپرسد که:
آیا میخواهید به شما خبر داده و بیاموزم که بهترین اعمال شما و گرامیترین آنها و رو به رشدترین و پاکترین و خالصترین آنها نزد الله مالک عزوجل چیست؟
عملی که بیشتر باعث بالا رفتن درجات شما در بهشت خواهد شد؟
و از صدقه دادن طلا و نقره برایتان بهتر است؟
و بهتر از آن است که با کفار روبرو شوید و گردن آنان را بزنید و گردن شما را بزنند؟
صحابه فرمودند: آری، میخواهیم.
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: ذکر الله تعالی در همهٔ اوقات و در همهٔ شرایط و حالات.
فواید
- مداومت بر ذکر الله تعالی در ظاهر و باطن، از بهترین اسباب نزدیکی به الله و سودمندترین آنها نزد حق تعالی است.
- درواقع همهٔ اعمال برای برپا داشته شدن ذکر و یاد الله تشریع شدهاند. الله تعالی میفرماید: {وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي} (نماز را برای یاد من برپا دار). و رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرماید: «إِنَّمَا جُعِلَ الطَّوَافُ بِالْبَيْتِ وَبَيْنَ الصَّفَا وَالْمَرْوَةِ وَرَمْيُ الْجِمَارِ لِإِقَامَةِ ذِكْرِ اللَّهِ»: «همانا طواف خانهٔ کعبه و [سعی] بین صفا و مروه و رمی جمرات برای برپا داشتن ذکر و یاد الله تعالی وضع شدهاند» [به روایت ابوداود و ترمذی].
- عز بن عبدالسلام در قواعد خود میگوید: حدیث مذکور بر این دلالت دارد که در همهٔ عبادات، ثواب بر اساس میزان زحمتی نیست که فرد متحمل میشود، بلکه ممکن است الله تعالی برای اعمال کم، بیشتر از اعمال زیاد اجر و پاداش دهد، بنابراین پاداش بر اساس رتبهای که هر عمل از نظر شرف و برتری دارد، داده میشود.
- مناوی در فیض القدیر میگوید: حدیث مذکور بر این حمل میشود که ذکر، برای کسانی که مخاطب این سخن بودند، بهترین عمل بود؛ و اگر شجاع و سلحشور مورد خطاب باشد که حضور او در میدان نبرد برای اسلام مفید است، به او جهاد پیشنهاد میشود؛ و اگر ثروتمندی که فقرا از مال او استفاده میکنند مورد خطاب قرار گیرد صدقه به او پیشنهاد میشود؛ و کسی که توانایی حج را دارد حج به او پیشنهاد میشود؛ و کسی که پدر و مادرش نزد او هستند، نیکوکاری به آنها به او توصیه میشود و اینگونه میان همهٔ احادیث توافق ایجاد میشود.
- کاملترین ذکر، ذکری است که با نطق زبان، همراه با تدبر دل باشد، سپس آن ذکری که تنها با دل باشد مانند تفکر؛ و سپس آنچه تنها بر زبان باشد که همه ان شاء الله پاداش دارند.
- پایبندی مسلمان به اذکاری که وابسته به احوال و شرایط هستند مانند اذکار صبح و شام و اذکار وارد شدن به مسجد و خانه و دستشویی و خارج شدن از آنها و دیگر اذکار او را از جملهٔ کسانی قرار میدهد که بسیار ذکر الله میگویند.
مرجع
سنن الترمذي (5/ 389) (3377).
سنن ابن ماجه (4/ 705) (3790).
مسند أحمد (36/ 33) (21702).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (2/ 513).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (2/ 985).
كنوز رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَسِيرُ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ، فَمَرَّ عَلَى جَبَلٍ يُقَالُ لَهُ جُمْدَانُ، فَقَالَ: «سِيرُوا هَذَا جُمْدَانُ، سَبَقَ الْمُفَرِّدُونَ» قَالُوا: وَمَا الْمُفَرِّدُونَ يَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: «الذَّاكِرُونَ اللهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتُ».
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ در مسیر مکه حرکت میکرد که از کنار کوهی به نام جُمدان گذشت، پس فرمود: «سِيرُوا هَذَا جُمْدَانُ، سَبَقَ الْمُفَرِّدُونَ»: «حرکت کنید، این جُمدان است، مُفَرِّدان پیشی جستند». گفتند: یا رسول الله، مُفَرِّدان چه کسانی هستند؟ فرمود: «الذَّاكِرُونَ اللهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتُ»: «مردان و زنانی که بسیار الله را یاد میکنند».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ منزلت کسانی را بیان میکند که ذکر خدا را زیاد میگویند؛ و اینکه آنان در کسب درجات والا در بهشت، از دیگران سبقت گرفته و جدا افتادهاند و آنان را به کوه جُمدان تشبیه میکند که از دیگر کوهها جدا افتاده است.
فواید
- مستحب بودن ذکر زیاد و مشغول بودن به آن؛ زیرا پیشی گرفتن در آخرت با طاعت بسیار و اخلاص در عبادات امکانپذیر است.
- میتواند ذکر و یاد خداوند تنها با زبان باشد، یا تنها با دل باشد، یا با دل و زبان باشد که این بالاترین درجهٔ آن است.
- از جملهٔ اذکار، آن دسته از اوراد شرعی است که مقید هستند، مانند اذکار صبح و شام و اذکار پس از نمازهای فرض و غیره.
- نووی میگوید: بدان که فضیلت ذکر محدود به تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر و مانند آن نیست، بلکه هرکس در راه طاعت الله تعالی عمل کند، ذاکر الله تعالی است.
- ذکر الله از بزرگترین اسباب ثبات و پایداری است. الله سبحانه و تعالی میفرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ} [انفال: ۴۵] (اى كسانى كه ایمان آوردهاید، هنگامی که با گروهی [از دشمنان] روبرو شدید، پایداری نمایید و الله را بسیار یاد کنید؛ باشد که رستگار شوید).
- وجه مشابهت میان اهل ذکر و کوه جُمدان، جدا بودن و انفراد است؛ زیرا کوه جُمدان از دیگر کوهها جداست و ذاکران نیز اینگونهاند. جدا افتاده کسی است که دل و زبانش با یاد پروردگارش از دیگران جداست حتی اگر میان مردم باشد؛ و با اوقات خلوت انس میگیرد و از زیاد آمیخته شدن با مردم، دچار عدم انس و دلتنگی میشود. شاید هم وجه مشابهت آن باشد که ذکر باعث پایداری بر دین است، چنانکه کوهها باعث ثبات و پایداری زمین هستند؛ یا منظور سبقت گرفتن به سوی نیکیها در دنیا و آخرت باشد زیرا مسافری که از مدینه به مکه میرود وقتی به جُمدان برسد، نشانهٔ رسیدن او به مکه است؛ و کسی که به آنجا رسید از دیگران سبقت گرفته است. و به این ترتیب آنکه ذکر الله میگوید، به سبب ذکر و یاد زیاد الله از دیگران سبقت جسته است. والله اعلم.
مرجع
صحيح مسلم (4/ 2062) (2676).
نزهة المتقين، لمجموعة من الباحثين (2/ 983).
تيسير الكريم الرحمن في تفسير كلام المنان، لابن سعدي (ص665).
بهجة الناظرين، لسليم الهلالي (2/ 510).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (5/ 516).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَقِيتُ إِبْرَاهِيمَ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ، أَقْرِئْ أُمَّتَكَ مِنِّي السَّلاَمَ، وَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ الجَنَّةَ طَيِّبَةُ التُّرْبَةِ عَذْبَةُ الْمَاءِ، وَأَنَّهَا قِيعَانٌ، وَأَنَّ غِرَاسَهَا سُبْحَانَ اللهِ وَالحَمْدُ لِلَّهِ وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ».
از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَقِيتُ إِبْرَاهِيمَ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ، أَقْرِئْ أُمَّتَكَ مِنِّي السَّلاَمَ، وَأَخْبِرْهُمْ أَنَّ الجَنَّةَ طَيِّبَةُ التُّرْبَةِ عَذْبَةُ الْمَاءِ، وَأَنَّهَا قِيعَانٌ، وَأَنَّ غِرَاسَهَا سُبْحَانَ اللهِ وَالحَمْدُ لِلَّهِ وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَاللَّهُ أَكْبَرُ»: «شب اسرا ابراهیم را ملاقات کردم که گفت: ای محمد، سلام مرا به امت خود برسان و به آنان خبر بده که خاک بهشت نیکوست و آبش گواراست و یکدست و بیدرخت است و کاشتن درخت آن با سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر است».
به روایت ترمذیدرجهبا شواهدش حسن است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر داده که در شب اسراء و معراج ابراهیم خلیل علیه السلام را ملاقت کرده است که ابراهیم خطاب به ایشان فرموده است: ای محمد، از جانب من به امت خود سلام برسان و آگاهشان کن که خاک بهشت نیکوست و آبش شیرین است و شور نیست و بهشت وسیع است و بیدرخت؛ و کاشت درختان آن سخنان پاک است که همان باقیات صالحات هستند: یعنی: سُبْحَانَ اللهِ، وَالحَمْدُ لِلَّهِ، وَلاَ إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ، وَاللَّهُ أَكْبَرُ، که هرگاه مسلمان آنها را بگوید و تکرار کند، برای او درختی در بهشت کاشته میشود.
فواید
- تشویق به مداومتِ ذکر برای کاشته شدن درختان بیشتر در بهشت.
- فضل و برتری امت اسلامی؛ چنانکه ابراهیم علیه السلام به آنان سلام میرساند.
- تشویق امت محمد صلی الله علیه وسلم توسط ابراهیم علیه السلام به ذکر بیشتر الله تعالی.
- طیبی میگوید: «بهشت قیعان (صاف و بیدرخت) است، سپس الله تعالی با فضل خود بر حسب اعمال مردم، در آن درختان و کاخهایی به وجود آورده است و به هر عاملی برحسب عملش [از درختان و کاخها] اختصاص مییابد. سپس از آنجا که حق تعالی او را به سوی عملی که برایش خلق نموده، هدایت کرد تا ثواب آن را به دست آورد، وی را همچون کشتکنندهی آن درختان قرار داده است.
مرجع
سنن الترمذي (5/ 455) (3462).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي (2/ 512).
الكاشف عن حقائق السنن (شرح المشكاة)، للطيبي (6/ 1831).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (17/ 186).
مشكاة المصابيح، للتبريزي (2/ 716).
مرعاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، للمباركفوري (7/ 476).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (2/ 985).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَا مِنْ قَوْمٍ يَقُومُونَ مِنْ مَجْلِسٍ لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ فِيهِ إِلَّا قَامُوا عَنْ مِثْلِ جِيفَةِ حِمَارٍ، وَكَانَ لَهُمْ حَسْرَةً».
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت است که رسول الله صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «مَا مِنْ قَوْمٍ يَقُومُونَ مِنْ مَجْلِسٍ لَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ فِيهِ إِلَّا قَامُوا عَنْ مِثْلِ جِيفَةِ حِمَارٍ، وَكَانَ لَهُمْ حَسْرَةً»: «هیچ گروهی نیست که از مجلسی برخيزند که در آن الله متعال را ياد نکردهاند، مگر اینکه گويا از کنار لاشهٔ الاغی مُرده برخاستهاند و [آن مجلس] برای آنان مايهٔ افسوس و حسرت خواهد بود».
به روایت ابوداووددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم خبر دادهاند که هرگاه گروهی در مجلسی بنشینند و در آن مجلس خداوند را یاد نکنند، چنان برمیخیزند که گویا از کنار لاشهٔ الاغی گندیده برخاستهاند زیرا سخن گفتن، آنان را از یاد الله مشغول داشته و آن مجلس در روز قیامت برای آنان سبب حسرت و افسوس و نقصان و پشیمانی خواهد شد.
فواید
- این هشدار دربارهٔ غافل شدن از یاد الله صرفا محدود به مجالس نیست، بلکه غیر آن را نیز در بر میگیرد. نووی میگوید: «برای کسی که در جایی نشسته مکروه است که پیش از یاد کردن الله از آنجا برخیزد».
- حسرتی که در روز قیامت گریبان آنها را خواهد گرفت، یا به دلیل از دست رفتن ثواب برای استفاده نکردن از وقت در طاعت خداوند است و یا به دلیل گناه و مجازاتی است که به دلیل پر کردن وقت با معصیت خداوند است.
- این هشدار در صورتی است که غفلت با انجام کارهای مباح صورت بگیرد؛ چگونه خواهد بود حسرت مجالسی که در آن حرامهایی مانند غیبت و سخنچینی رخ میدهد؟!
مرجع
سنن أبي داود (7/ 221) (4855).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (2/ 120).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 654).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي ذَرٍّ رضي الله عنه: أَنَّ نَاسًا مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالُوا لِلنَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: يَا رَسُولَ اللهِ، ذَهَبَ أَهْلُ الدُّثُورِ بِالْأُجُورِ، يُصَلُّونَ كَمَا نُصَلِّي، وَيَصُومُونَ كَمَا نَصُومُ، وَيَتَصَدَّقُونَ بِفُضُولِ أَمْوَالِهِمْ، قَالَ: «أَوَلَيْسَ قَدْ جَعَلَ اللهُ لَكُمْ مَا تَصَّدَّقُونَ؟ إِنَّ بِكُلِّ تَسْبِيحَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَكْبِيرَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَحْمِيدَةٍ صَدَقَةً، وَكُلِّ تَهْلِيلَةٍ صَدَقَةً، وَأَمْرٌ بِالْمَعْرُوفِ صَدَقَةٌ، وَنَهْيٌ عَنْ مُنْكَرٍ صَدَقَةٌ، وَفِي بُضْعِ أَحَدِكُمْ صَدَقَةٌ»، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ، أَيَأتِي أَحَدُنَا شَهْوَتَهُ وَيَكُونُ لَهُ فِيهَا أَجْرٌ؟ قَالَ: «أَرَأَيْتُمْ لَوْ وَضَعَهَا فِي حَرَامٍ أَكَانَ عَلَيْهِ فِيهَا وِزْرٌ؟ فَكَذَلِكَ إِذَا وَضَعَهَا فِي الْحَلَالِ كَانَ لَهُ أَجْرٌ».
از ابوذر رضی الله عنه روایت است که: گروهی از اصحاب پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به ایشان گفتند: «ای رسول خدا! ثروتمندان پاداشها را با خود بردند! آنان همانند ما نماز میخوانند و روزه میگیرند، ولی با داراییهای اضافیشان صدقه میدهند (در حالی که ما چنین مالی نداریم).» پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «آیا خدا برای شما راههایی برای صدقه دادن قرار نداده است؟ هر تسبیح (ذکر «سبحانالله») صدقه است، هر تکبیر (ذکر «اللهاکبر») صدقه است، هر تحمید (ذکر «الحمدلله») صدقه است، هر تهلیل (ذکر «لا إله إلا الله») صدقه است، هر امر به معروف (دعوت به کار نیک) صدقه است، هر نهی از منکر (بازداشتن از بدی) صدقه است، و حتی همبستری یکی از شما با همسرش نیز صدقه است.» صحابه گفتند:«ای رسول خدا! آیا یکی از ما نیاز جنسیاش را برآورده میکند و برایش در آن اجر (ثواب) هست؟»پیامبر فرمودند: «به من بگویید، اگر این نیاز را از راه حرام برآورده کند، آیا گناهی بر او نیست؟ پس اگر آن را از راه حلال انجام دهد، برایش پاداش خواهد بود.»
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
برخی از فقرای صحابه، نزد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم از حال و فقر خود شکایت کردند؛ از اینکه نمیتوانند با مال صدقه بدهند تا همان پاداشهای بزرگ را به دست آورند که برادران ثروتمندشان به آن میرسند و نمیتوانند همانند آنها کارهای خیر انجام دهند؛ زیرا آنها (ثروتمندان) همانگونه که ما نماز میخوانیم و روزه میگیریم، آنها هم نماز میخوانند و روزه میگیرند، اما آنها از اموال اضافیشان صدقه میدهند، در حالی که ما صدقه نمیدهیم. پس پیامبر صلی الله علیه و سلم آنان را به صدقاتی که بر آن توانایی داشتند، راهنمایی کردند و فرمودند: آیا خداوند برای شما چیزی قرار نداده است که با آن برای خودتان صدقه دهید؟! پس همانا گفتنِ «سبحان الله» برای شما پاداش صدقه دارد، و همچنین گفتنِ «الله اکبر» صدقه است، و گفتنِ «الحمدلله» صدقه است، و گفتنِ «لا اله الا الله» صدقه است، و «امر به معروف» صدقه است، و «نهی از منکر» صدقه است، بلکه در نزدیکیِ هر یک از شما با همسرش نیز صدقهای است. پس آنان شگفتزده شدند و گفتند: ای رسول خدا، آیا یکی از ما شهوتش را برآورده میسازد و برایش در آن پاداشی است؟! فرمودند: به من بگویید اگر آن را در راه حرام مانند زنا یا غیر آن قرار میداد، آیا برایش گناهی نبود؟ پس همانگونه، هرگاه آن را در راه حلال قرار دهد، برایش پاداش خواهد بود.
فواید
- رقابت اصحاب در انجام کارهای خیر، و حرص آنان برای به دست آوردن پاداش و فضل بزرگ از نزد خداوند متعال.
- فراوانیِ راههای انجام کار خیر، و اینکه شامل هر عملی میشود که مسلمان با نیت صالح و قصد نیکو انجام دهد.
- آسانی و سهولت اسلام، به طوری که هر مسلمانی کاری را خواهد یافت که با آن از خداوند اطاعت کند.
- نووی گفته است: در این حدیث دلیلی است بر اینکه کارهای مباح با نیتهای صادقانه به طاعت تبدیل میشوند. پس هر گاه انسان در رابطهی جنسیاش نیتِ ادای حق همسر و معاشرت نیکو با وی همانگونه که خداوند به آن دستور داده، و یا قصد طلب فرزند صالح، و پاکدامن نگهداشتن خود و یا همسر و جلوگیری از نگاه به حرام یا اندیشیدن و یا قصد کردن آن و دیگر مقاصد نیکو داشته باشد، این رابطه برایش عبادت محسوب میشود.
- بیان مثال و قیاس؛ تا برای شنونده روشنتر و تأثیرگذارتر باشد.
مرجع
صحيح مسلم (2/ 697) (1006).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 201).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (2/ 161).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (3/ 31).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 150).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ بُسْرٍ رضي الله عنه أَنَّ رَجُلاً قَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ إِنَّ شَرَائِعَ الإِسْلاَمِ قَدْ كَثُرَتْ عَلَيَّ، فَأَخْبِرْنِي بِشَيْءٍ أَتَشَبَّثُ بِهِ، قَالَ: «لاَ يَزَالُ لِسَانُكَ رَطْبًا مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ».
از عبدالله بن بُسر رضی الله عنه روایت است که مردی گفت: یا رسول الله، شرایع [و عبادات] اسلام به سبب زیاد بودنشان بر من غلبه یافته است، پس مرا از چیزی خبر بده که به همان چنگ بزنم. فرمود: «لاَ يَزَالُ لِسَانُكَ رَطْبًا مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ»: «همواره زبانت به ذکر الله تر باشد».
به روایت ترمذی و ابنماجه و احمددرجهصحیح است
شرح
مردی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم شکایت میبرد که عبادات نافله آنقدر بر وی بسیار و پرشمار شدهاند که به دلیل ضعفش از انجام آنها ناتوان شده است، سپس از پیامبر میخواهد که او را به کار آسان و پر ثوابی راهنمایی کند تا به همان چنگ بزند.
پس پیامبر صلی الله علیه وسلم به او توصیه میکند که همواره زبانش به ذکر الله در حرکت باشد و در همه وقت و همه حال تسبیح و تحمید و استغفار و دعا و دیگر اذکار را بگوید.
فواید
- فضیلت مداومت بر ذکر الله تعالی.
- تسهیل و آسانی اسباب اجر، از فضل بزرگ الله تعالی است.
- برتری بندگان بر یکدیگر به سبب بهرهٔ آنها در ابواب خیر و نیکوکاری است.
- ذکر زیاد الله با زبان از طریق گفتن تسبیح و تحمید (الحمدلله) و تهلیل (لا اله الا الله) و تکبیر و دیگر اذکار توام با همراهی دل، جایگزین بسیاری از طاعات نافله است.
- رعایت حال سوال کنندگان توسط پیامبر صلی الله علیه وسلم، چنانکه به هرکس پاسخ مناسب او را میگفت.
مرجع
سنن الترمذي (5/ 388) (3375).
سنن ابن ماجه (4/ 707) (3793).
مسند أحمد (29/ 226) (17680).
جامع العلوم والحكم في شرح خمسين حديثا من جوامع الكلم، لابن رجب الحنبلي (2/ 510).
التحفة الربانية في شرح الأربعين حديثًا النووية، لإسماعيل الأنصاري (ص104).
فتح القوي المتين في شرح الأربعين وتتمة الخمسين، للنووي وابن رجب (ص154).
الأحاديث الأربعون النووية وعليها الشرح الموجز المفيد، لعبد الله بن صالح المحسن (ص93).
این حدیث در HadeethEnc.comعن الْأَغَرِّ رضي الله عنه، وَكَانَ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ تُوبُوا إِلَى اللهِ، فَإِنِّي أَتُوبُ فِي الْيَوْمِ إِلَيْهِ مِائَةَ مَرَّةٍ».
از اَغَرّ رضی الله عنه که از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم بود، روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ تُوبُوا إِلَى اللهِ، فَإِنِّي أَتُوبُ فِي الْيَوْمِ إِلَيْهِ مِائَةَ مَرَّةٍ». یعنی: «ای مردم، به سوی الله توبه کنید، زیرا من روزی صد بار به درگاه او توبه میکنم».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه و سلم مردم را به بسیار توبه کردن و استغفار امر میکنند، و از خودشان خبر میدهند که ایشان در روز بیش از صد بار به درگاه خداوند متعال توبه و استغفار میکنند، در حالی که گناهان گذشته و آیندهٔ ایشان آمرزیده شده است. و در این کار، کمال فروتنی و بندگی برای خداوند جل و علا وجود دارد.
فواید
- هر کسی - مرتبه و درجهٔ ایمانش هر چه باشد - نیازمند بازگشت به سوی خداوند تبارک و تعالی و کامل کردن خود با توبه است، و اینکه هیچکس از کوتاهی در ادای حق خداوند تبارک و تعالی به دور نیست: {وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ} (و ای مؤمنان همگی به سوی الله توبه کنید).
- توبه، عام است، خواه از انجام محرمات و گناهان باشد یا از کوتاهی در انجام واجبات.
- اخلاص در توبه، شرط پذیرش آن است. پس هر کس گناهی را برای غیر خدا ترک کند، توبهکار محسوب نمیشود.
- نووی گفته است: توبه سه شرط دارد: اینکه از گناه دست بکشد، و اینکه از انجام آن پشیمان شود، و اینکه عزم قاطع کند که هرگز به مانند آن بازنگردد. و اگر گناه مربوط به انسانی دیگر باشد، شرط چهارمی دارد و آن: بازگرداندن حق ستانده شده به صاحبش، یا طلب حلالیت از اوست.
- تذکر به اینکه استغفار پیامبر صلی الله علیه و سلم لزوماً برای گناهانی که ایشان مرتکب شده باشند، نیست، بلکه به خاطر کمال بندگی و تعلق خاطر ایشان به ذکر خداوند سبحان، و درک عظمت حق الهی و کوتاهی بنده - هر چقدر هم عمل کند - در شکر نعمتهای اوست، و از باب تشریع (پایهگذاری سنت) برای امت پس از خودشان، و حکمتهای دیگری از این قبیل است.
مرجع
صحيح مسلم (4/ 2075) (2702).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 33).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (1/ 97).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 52).
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com