پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ منزلت کسانی را بیان میکند که ذکر خدا را زیاد میگویند؛ و اینکه آنان در کسب درجات والا در بهشت، از دیگران سبقت گرفته و جدا افتادهاند و آنان را به کوه جُمدان تشبیه میکند که از دیگر کوهها جدا افتاده است.
- مستحب بودن ذکر زیاد و مشغول بودن به آن؛ زیرا پیشی گرفتن در آخرت با طاعت بسیار و اخلاص در عبادات امکانپذیر است.
- میتواند ذکر و یاد خداوند تنها با زبان باشد، یا تنها با دل باشد، یا با دل و زبان باشد که این بالاترین درجهٔ آن است.
- از جملهٔ اذکار، آن دسته از اوراد شرعی است که مقید هستند، مانند اذکار صبح و شام و اذکار پس از نمازهای فرض و غیره.
- نووی میگوید: بدان که فضیلت ذکر محدود به تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر و مانند آن نیست، بلکه هرکس در راه طاعت الله تعالی عمل کند، ذاکر الله تعالی است.
- ذکر الله از بزرگترین اسباب ثبات و پایداری است. الله سبحانه و تعالی میفرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ} [انفال: ۴۵] (اى كسانى كه ایمان آوردهاید، هنگامی که با گروهی [از دشمنان] روبرو شدید، پایداری نمایید و الله را بسیار یاد کنید؛ باشد که رستگار شوید).
- وجه مشابهت میان اهل ذکر و کوه جُمدان، جدا بودن و انفراد است؛ زیرا کوه جُمدان از دیگر کوهها جداست و ذاکران نیز اینگونهاند. جدا افتاده کسی است که دل و زبانش با یاد پروردگارش از دیگران جداست حتی اگر میان مردم باشد؛ و با اوقات خلوت انس میگیرد و از زیاد آمیخته شدن با مردم، دچار عدم انس و دلتنگی میشود. شاید هم وجه مشابهت آن باشد که ذکر باعث پایداری بر دین است، چنانکه کوهها باعث ثبات و پایداری زمین هستند؛ یا منظور سبقت گرفتن به سوی نیکیها در دنیا و آخرت باشد زیرا مسافری که از مدینه به مکه میرود وقتی به جُمدان برسد، نشانهٔ رسیدن او به مکه است؛ و کسی که به آنجا رسید از دیگران سبقت گرفته است. و به این ترتیب آنکه ذکر الله میگوید، به سبب ذکر و یاد زیاد الله از دیگران سبقت جسته است. والله اعلم.
صحيح مسلم (4/ 2062) (2676). نزهة المتقين، لمجموعة من الباحثين (2/ 983). تيسير الكريم الرحمن في تفسير كلام المنان، لابن سعدي (ص665). بهجة الناظرين، لسليم الهلالي (2/ 510). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (5/ 516).