عَن ابْنِ عُمَرَ رضي الله عنهما: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يَرْفَعُ يَدَيْهِ حَذْوَ مَنْكِبَيْهِ إِذَا افْتَتَحَ الصَّلَاةَ، وَإِذَا كَبَّرَ لِلرُّكُوعِ، وَإِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ الرُّكُوعِ، رَفَعَهُمَا كَذَلِكَ أَيْضًا، وَقَالَ: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، رَبَّنَا وَلَكَ الحَمْدُ»، وَكَانَ لاَ يَفْعَلُ ذَلِكَ فِي السُّجُودِ.
از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که: هنگامی که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نماز را آغاز میکرد (تکبیر احرام میگفت) دستانش را تا مقابل شانههایش بالا میبرد و همچنین هنگام تکبیر رکوع و هنگام بلند کردن سرش از رکوع نیز آنها را بالا میبرد و میگفت: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، رَبَّنَا وَلَكَ الحَمْدُ» و این کار را در سجود انجام نمیداد.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دستانش را در سه موضع در نماز، تا روبروی شانهها بالا میبرد یعنی جایی که محل اتصال بازو با کتف است.
جایگاه نخست: هنگام شروع نماز در تکبیر احرام.
دوم: هنگام گفتن تکبیر برای رفتن به رکوع.
سوم: هنگام بلند شدن از رکوع و گفتن: سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ، رَبَّنَا وَلَكَ الحَمْدُ
اما هنگام رفتن به رکوع و هنگام برخاستن از رکوع، رفع یدین نمیکرد.
فواید
- از جمله حکمتهای رفع یدین در نماز این است که از زیباییها و زینتهای نماز و بزرگداشت الله سبحانه وتعالی است.
- از رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ رفع یدین در موضع چهارمی هم ثابت است چنانکه در روایت ابوحمید ساعدی نزد ابوداود و دیگران وارد شده است؛ یعنی هنگام برخاستن از تشهد اول در نمازهای سه رکعتی و چهار رکعتی.
- همچنین از رسول خدا ـ صلی الله علیه وسلم ـ روایت شده که دستانش را تا روبروی گوشهایش بالا میبرد بیآنکه آنها را لمس کند، چنانکه در روایت مالک بن حُوَیرث در صحیحین آمده است: «هرگاه رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ تکبیر میگفت دستانش را تا مقابل گوشهایش بالا میبرد».
- با هم گفتن تسمیع (سمع الله لمن حمده) و تحمید (ربنا ولك الحمد) مخصوص امام و کسی است که به تنهایی نماز میگزارد، اما کسی که پشت سر امام نماز میخواند تنها «ربنا ولك الحمد» میگوید.
- گفتن «رَبَّنَا وَلَكَ الحَمْدُ» پس از رکوع، از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به اثبات رسیده و با چهار صیغهٔ گوناگون وارد شده است که این یکی از آنهاست؛ و بهتر آن است که انسان هر چهار صیغه را بگوید، گاه این و گاهی دیگری را.
مرجع
صحيح البخاري (1/ 148) (735).
صحيح مسلم (1/ 292) (390).
الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري (1/ 122).
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام (ص151).
تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام، لابن عثيمين (2/ 192).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنِ ابْنَ مَسْعُودٍ رضي الله عنه قَالَ: عَلَّمَنِي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وَكَفِّي بَيْنَ كَفَّيْهِ، التَّشَهُّدَ، كَمَا يُعَلِّمُنِي السُّورَةَ مِنَ القُرْآنِ: «التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلاَمُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ».
وفي لفظ لهما: «إِنَّ اللهَ هُوَ السَّلَامُ، فَإِذَا قَعَدَ أَحَدُكُمْ فِي الصَّلَاةِ فَلْيَقُلْ: التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ، فَإِذَا قَالَهَا أَصَابَتْ كُلَّ عَبْدٍ لِلَّهِ صَالِحٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، ثُمَّ يَتَخَيَّرُ مِنَ الْمَسْأَلَةِ مَا شَاءَ».
از ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: درحالیکه کف دستم بين دو کف دستان رسول الله ـ صلى الله عليه وسلم ـ بود، تشهد را همچون سورهای از قرآن به من آموخت. [به این ترتیب:] «التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلاَمُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ، أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ». و در روایتی آمده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِنَّ اللهَ هُوَ السَّلَامُ، فَإِذَا قَعَدَ أَحَدُكُمْ فِي الصَّلَاةِ فَلْيَقُلْ: التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ، فَإِذَا قَالَهَا أَصَابَتْ كُلَّ عَبْدٍ لِلَّهِ صَالِحٍ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ، أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، ثُمَّ يَتَخَيَّرُ مِنَ الْمَسْأَلَةِ مَا شَاءَ»: «همانا الله خود سلام است [بنابراین نگویید سلام بر الله] هرگاه کسی برای خواندن تحيات در نمازش نشست، باید چنين بگويد: «التَّحِيَّاتُ لِلَّهِ وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّيِّبَاتُ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ» که اگر چنین گوید، در واقع [سلامش] به هر بندهٔ صالحی است که در آسمان و زمین است؛ و در ادامه میگوید شهادت میدهم که معبودی جز الله نیست و محمد بنده و فرستادهٔ اوست؛ سپس هر درخواستی که دارد برگزیند [و در دعای پس از تشهد بگوید]».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ تشهدی را که در نماز گفته میشود به ابن مسعود آموزش میدهد درحالیکه دست او در دستانش هست؛ تا توجه ابن مسعود به او باشد، همانگونه که سورهای از قرآن را به او آموزش میداد و این بیانگر توجه پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به تشهد از نظر لفظ و معنا میباشد. ایشان فرمودند: «التَّحِيَّات لله»: تحیات یعنی هر گفتار یا کرداری که دال بر تعظیم باشد؛ همهٔ این بزرگداشتها شایستهٔ الله عزوجل است. «الصَّلَوَاتُ»: همان صلاة یعنی نماز معروف است که فرض و نفل آن برای الله تعالی است. «الطَّيِّبَاتُ»: گفتارها و کردارها و اوصاف پاکی است که دال بر کمال هستند؛ همهٔ اینها شایستهٔ الله تعالی است. «السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته»: دعایی است برای پیامبر جهت سالم ماندن از هر آفت و امر ناپسندی و افزونطلبی هر خیر و خوبی برای ایشان. «السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين»: دعایی است برای سلامت نمازگزار و هر بندهٔ نیکوکاری در آسمان و زمین. «أشهد أن لا إله إلا الله»: یعنی به قطع اقرار میکنم که معبودی به حق نیست جز الله. «وأَنَّ مُحَمَّدًا عَبْدُهُ ورسولُهُ»: به بندگی ایشان و اینکه آخرین پیامبر است معترفم.
سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نمازگزار را تشویق میکند که هر دعایی میخواهد انتخاب نموده و بخواند.
فواید
- محل این تشهد، نشستن پس از آخرین سجده در هر نمازی و پس از رکعت دوم در نمازهای سه رکعتی و چهار رکعتی است.
- واجب بودن خواندن تحیات در تشهد؛ و جایز است با هر لفظی از الفاظ تشهد که از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ ثابت شده، تشهد بخواند.
- جواز خواندن هر دعایی که دوست دارد در نماز، تا وقتی که گناه نباشد.
- مستحب بودن آغاز کردن از خود در دعا.
مرجع
صحيح البخاري (8/ 59) (6265).
صحيح مسلم (1/ 301) (402).
الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري (1/ 168).
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام (ص206).
خلاصة الكلام شرح عمدة الأحكام، لفيصل آل مبارك (ص94).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قال: كان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا قام إلى الصلاة يُكَبِّرُ حين يقوم، ثم يُكَبِّرُ حين يركع، ثم يقول: سَمِعَ اللَّه لِمَنْ حَمِدَهُ، حين يَرْفَعُ صُلْبَهُ من الرَّكْعَةِ، ثم يقول وهو قائم: ربنا ولك الحمد، ثم يُكَبِّرُ حين يَهْوِي، ثم يُكَبِّرُ حين يَرْفَعُ رأسه، ثم يُكَبِّرُ حين يَسْجُدُ، ثم يُكَبِّرُ حين يَرْفَعُ رأسه، ثم يفعل ذلك في صلاته كلها حتى يقضيها، ويُكَبِّرُ حين يقوم من الثِّنْتَيْنِ بعد الجلوس، ثم يقول: أبو هريرة «إني لأشَبَهُكم صلاة برسول الله صلى الله عليه وسلم ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم هنگام شروع نماز و هنگام ركوع، تكبير می گفت. و هنگامی كه از ركوع بلند می شد، «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» می گفت. و هنگامی كه راست می ايستاد «ربَّنَا وَلَكَ الْحَمْدُ» می گفت. سپس هنگام پائين رفتن برای سجده و بلند شدن از آن، تكبير می گفت. و برای سجده ی دوم نيز چنين می كرد. و تا پايان نماز، به همين شيوه عمل می نمود. گفتنی است كه هنگام بلند شدن از قعده اول نيز تكبير می گفت. سپس ابوهريره می گوید: نماز من بيش از همه به نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم شباهت دارد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
نماز سراسر تعظیم قولی و عملی الله متعال است؛ این حدیث شریف بیانگر شعار نماز یعنی اثبات بزرگی و عظمت الله متعال می باشد؛ و به این دلیل بزرگی و عظمت الهی شعار نماز قرار گرفته که نماز جهت تعظیم و تمجید باری تعالی مشروعیت یافته است. بنابراین نمازگزار برای وارد شدن به نماز، درحالی که ایستاده تکبیرة الاحرام می گوید. و بعد از فارغ شدن از قرائت و هنگام رفتن به رکوع تکبیر می گوید. چون سرش را از رکوع بالا می آورد، "سمع الله لمن حمده" گفته و کاملا راست می ایستد و در این حالت حمد و ثتای خداوند می گوید. سپس تکبیر گفته و به سجده می رود و با برداشتن سر از سجده باز تکبیر می گوید و به همین ترتیب نمازش را ادامه می دهد تا اینکه از آن فارغ می گردد؛ و چون از تشهد اول برای رکعت سوم برمی خیزد، تکبیر می گوید؛ و به این ترتیب شارع برای هر انتقالی در نماز جز بلند شدن از رکوع، تکبیر گفتن را مشروع نموده است.
مرجع
الإلمام بشرح عمدة الأحكام لإسماعيل الأنصاري، ط1، دار الفكر، دمشق، 1381ه
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426 هـ
تنبيه الأفهام شرح عمدة لأحكام لابن عثيمين، ط1، مكتبة الصحابة، الإمارات، 1426ه
عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق ، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408 هـ
صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423 هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أَنَس بن مالك رضي الله عنه عَنْ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «اعْتَدِلُوا في السجود، ولا يَبْسُطْ أحدكم ذِرَاعَيْهِ انْبِسَاطَ الكلب».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اعْتَدِلُوا فِي السُّجُودِ، وَلاَ يَبْسُطْ أَحَدُكُمْ ذِرَاعَيْهِ انْبِسَاطَ الْكَلْبِ»: «در سجده، اعتدال را رعایت کنيد و هيچيک از شما ساعدهايش را مانند سگ، بر زمين نگذارد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم به رعایت اعتدال در سجده امر می کند؛ اعتدال در سجده این است که نمازگزار در سجده حالت خوبی داشته باشد چنانکه دو کف دستش را بر زمین گذاشته و دو ساعدش را بلند کرده و از پهلوهایش دور نگه دارد؛ چون این هیئت بیانگر نشاط و رغبت مطلوب در نماز است؛ و در این حالت هریک از اعضای سجده، بهره ی خود را از عبادت می برد؛ و از پهن کردن ساعدها در سجده بر روی زمین نهی شده است چون دلیل تنبلی و خستگی بوده و مشابهت به سگ می باشد که شباهتی ناشایست است.
مرجع
- صحيح البخاري -الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ.
- صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب، الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ.
- الإلمام بشرح عمدة الأحكام للشيخ إسماعيل الأنصاري -مطبعة السعادة- الطبعة الثانية 1392ه.
- تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام -محمد بن صالح العثيمين -رحمه الله- مكتبة الصحابة -الشارقة- الإمارات العربية المتحدة، الطبعة الأولى، 1426هـ.
- تيسير العلام شرح عمدة الأحكام -عبد الله البسام- تحقيق محمد صبحي حسن حلاق -مكتبة الصحابة- الشارقة، الطبعة العاشرة، 1426هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن الْبَرَاءِ بْنِ عَازِبٍ رضي الله عنهما قال: «رَمَقْتُ الصلاة مع محمد صلى الله عليه وسلم فوجدت قيامه، فَرَكْعَتَهُ، فاعتداله بعد ركوعه، فسجدته، فَجِلْسَتَهُ بين السجدتين، فسجدته، فَجِلْسَتَهُ ما بين التسليم والانصراف: قريبا من السَّوَاء».
وفي رواية: «ما خلا القيام والقعود، قريبا من السَّوَاءِ».
از براء بن عازب رضی الله عنهما روایت است که می گوید: نماز محمد صلی الله علیه وسلم را زير نظر گرفتم؛ متوجه شدم که قيام، رکوع، اعتدال بعد از رکوع، سجده، نشستن ميان دو سجده، سجده ی دوم و نشستن ميان سلام گفتن و روی برگرداندن رسول الله صلی الله علیه وسلم همه [از نظر زمانی] نزدیک به هم بود. و در روایتی آمده است: جز مدت زمان قيام و قعود يعنی تشهد، نزدیک به هم بود. [این دو طولانی تر بودند.]
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
براء بن عازب رضی الله عنهما روش نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم را توصیف می کند؛ و بیان می کند که نماز ایشان را با تامل زیر نظر گرفته تا کیفیت آن را درک نموده و از آن پیروی نماید؛ وی در این بررسی می گوید: اجزای نماز پیامبر صلی الله علیه وسلم متناسب و نزدیک به هم بود؛ چنانکه قرائت و نشستن ایشان برای تشهد مناسب با رکوع و اعتدال و سجده ی ایشان بود؛ به عنوان مثال چنین نبود که قیام نماز را طولانی کند و رکوع را کوتاه انجام دهد یا سجده را طولانی کند و قیام یا تشهد را مختصر کند؛ بلکه هر رکنی مناسب با رکن دیگر بود. و این بدان معنا نیست که قیام و نشستن برای تشهد به اندازه ی رکوع و سجده بوده است بلکه به این معناست که یکی از آنها را کوتاه نمی خواند و دیگری را طولانی.
مرجع
تيسير العلام، للبسام، الناشر: مكتبة الصحابة، الإمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، الطبعة العاشرة، 1426هـ - 2006 م.
تنبيه الأفهام، للعثيمين، طبعة مكتبة الصحابة الإمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، الطبعة الأولى، 1426.
تهذيب اللغة, المؤلف: محمد بن أحمد بن الأزهري الهروي، المحقق: محمد عوض مرعب, الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت, الطبعة: الأولى، 2001م.
- تأسيس الأحكام، لأحمد بن يحيى النجمي, طبعة دار المنهاج.
صحيح البخاري، لأبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة، الطبعة: الأولى 1422هـ.
صحيح مسلم، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ دَخَلَ المَسْجِدَ فَدَخَلَ رَجُلٌ، فَصَلَّى، فَسَلَّمَ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَرَدَّ وَقَالَ: «ارْجِعْ فَصَلِّ، فَإِنَّكَ لَمْ تُصَلِّ»، فَرَجَعَ يُصَلِّي كَمَا صَلَّى، ثُمَّ جَاءَ، فَسَلَّمَ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: «ارْجِعْ فَصَلِّ، فَإِنَّكَ لَمْ تُصَلِّ» ثَلاَثًا، فَقَالَ: وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالحَقِّ مَا أُحْسِنُ غَيْرَهُ، فَعَلِّمْنِي، فَقَالَ: «إِذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلاَةِ فَكَبِّرْ، ثُمَّ اقْرَأْ مَا تَيَسَّرَ مَعَكَ مِنَ القُرْآنِ، ثُمَّ ارْكَعْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ رَاكِعًا، ثُمَّ ارْفَعْ حَتَّى تَعْدِلَ قَائِمًا، ثُمَّ اسْجُدْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ سَاجِدًا، ثُمَّ ارْفَعْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ جَالِسًا، وَافْعَلْ ذَلِكَ فِي صَلاَتِكَ كُلِّهَا».
از ابوهُریره رضی الله عنه روایت است که: رسول خدا صلی الله علیه و سلم وارد مسجد شدند، پس مردی وارد شد و نماز خواند، سپس بر پیامبر صلی الله علیه و سلم سلام کرد. ایشان پاسخ دادند و فرمودند: «ارْجِعْ فَصَلِّ، فَإِنَّكَ لَمْ تُصَلِّ» یعنی: «بازگرد و نماز بخوان، زیرا تو نماز نخواندی»، پس آن مرد بازگشت و همانگونه که نماز خوانده بود، دوباره خواند. سپس آمد و بر پیامبر صلی الله علیه و سلم سلام کرد. ایشان فرمودند: «ارْجِعْ فَصَلِّ، فَإِنَّكَ لَمْ تُصَلِّ» «بازگرد و نماز بخوان، زیرا تو نماز نخواندی» و این کار سه بار تکرار شد. پس آن مرد گفت: سوگند به آنکه تو را به حق مبعوث کرد، بهتر از این بلد نیستم، پس به من بیاموز. ایشان فرمودند: «إِذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلَاةِ فَكَبِّرْ، ثُمَّ اقْرَأْ مَا تَيَسَّرَ مَعَكَ مِنَ الْقُرْآنِ، ثُمَّ ارْكَعْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ رَاكِعًا، ثُمَّ ارْفَعْ حَتَّى تَعْدِلَ قَائِمًا، ثُمَّ اسْجُدْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ سَاجِدًا، ثُمَّ ارْفَعْ حَتَّى تَطْمَئِنَّ جَالِسًا، وَافْعَلْ ذَلِكَ فِي صَلَاتِكَ كُلِّهَا». یعنی: «هرگاه برای نماز برخاستی، تکبیر بگو، سپس آنچه از قرآن برایت میسر است بخوان، سپس رکوع کن تا در حالت رکوع آرام گیری، سپس سر بردار تا کاملاً راست بایستی، سپس سجده کن تا در حالت سجده آرام گیری، سپس سر بردار تا در حالت نشسته آرام گیری، و این کار را در تمام نمازت انجام بده».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه و سلم وارد مسجد شدند؛ پس از ایشان مردی وارد شد و با عجله دو رکعت نماز خواند و در قیام و رکوع و سجودش آرامش نداشت، و پیامبر صلی الله علیه و سلم در نماز به او مینگریستند. پس آن مرد نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم که در گوشهای از مسجد نشسته بودند، آمد و بر ایشان سلام کرد. ایشان پاسخ سلامش را دادند و به او فرمودند: بازگرد و نمازت را دوباره بخوان؛ زیرا تو نماز نخواندی. پس بازگشت و با عجله همانگونه که نماز خوانده بود، دوباره خواند. سپس آمد و بر پیامبر صلی الله علیه و سلم سلام کرد. ایشان به او فرمودند: بازگرد و نماز بخوان؛ زیرا تو نماز نخواندی. و این کار را سه بار انجام داد. پس آن مرد گفت: سوگند به آنکه تو را به حق مبعوث کرد، بهتر از این بلد نیستم، پس به من بیاموز. پیامبر صلی الله علیه و سلم به او فرمودند: هرگاه برای نماز برخاستی، تکبیرة الاحرام بگو، سپس سورهٔ فاتحه و آنچه خدا بخواهد که بخوانی را بخوان، سپس رکوع کن تا در حالت رکوع آرام گیری، به این صورت که کف دستانت را بر زانوهایت بگذاری و پشتت را صاف کنی و رکوعت را کامل به جا آوری. سپس سر بردار و کمرت را راست کن تا استخوانها به مفصلهایشان بازگردند و کاملاً راست بایستی. سپس سجده کن تا در حالت سجده آرام گیری، به این صورت که پیشانی همراه با بینی، دو دست، دو زانو و نوک انگشتان پا را بر زمین قرار دهی. سپس سر بردار تا در حالت نشسته میان دو سجده آرام گیری. سپس این کار را در هر رکعت از نمازت انجام بده.
فواید
- اینها ارکان نماز هستند و نه از روی سهو و نه از روی جهل ساقط نمیشوند، به دلیل اینکه پیامبر آن نمازگزار را به اعادهٔ نماز امر کردند و تنها به آموزش او اکتفا ننمودند.
- آرام یافتن (طمأنینه) رکنی از ارکان نماز است.
- نووی گفته است: و در این [حدیث] آمده که هر کس در برخی از واجبات نماز اخلال ورزد، نمازش صحیح نیست.
- نووی گفته است: و در این [حدیث]، [اهمیت] مدارا با یادگیرنده و جاهل و ملاطفت با او، و روشن ساختن مسئله برای او و خلاصه کردن مقاصد، و اکتفا کردن در حق او به موارد مهم، به جای موارد تکمیلی که توان حفظ کردن و به پا داشتن آنها را ندارد، [آمده است].
- نووی گفته است: و در این [حدیث] آمده که هرگاه از مفتی دربارهٔ چیزی سؤال شود و چیز دیگری نیز باشد که سؤالکننده به آن نیاز دارد ولی از آن نپرسیده است، برای مفتی مستحب است که آن را برایش ذکر کند، و این از باب نصیحت است، نه از باب سخن گفتن در چیزی که به او مربوط نیست.
- فضیلت اعتراف به کوتاهی، به دلیل این سخن [آن مرد] که: «بهتر از این بلد نیستم، پس به من یاد بده».
- ابن حجر گفته است: و در این [حدیث]، [اهمیت] امر به معروف و نهی از منکر، و درخواست یادگیرنده از عالم برای اینکه به او بیاموزد، [آمده است].
- مستحب بودن سلام کردن هنگام ملاقات و واجب بودن پاسخ آن، و اینکه اگر ملاقات تکرار شود، هرچند فاصلهٔ زمانی کم باشد، تکرار سلام مستحب است، و اینکه پاسخ دادن به آن در هر بار واجب است.
مرجع
صحيح البخاري (1/ 152) (757).
صحيح مسلم (1/ 298) (397).
تيسير العلام، للبسام (ص167).
تنبيه الأفهام، للعثيمين (2/ 213).
الإفهام في شرح عمدة الأحكام، عبد العزيز بن باز (ص203).
الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري (1/ 138).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي قَتَادَةَ الأَنْصَارِيِّ رضي الله عنه قال: «أن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان يُصَلِّي وهو حامل أُمَامَةَ بنت زينب بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم ».
ولأبي العاص بن الربيع بن عبد شَمْسٍ رضي الله عنه : «فإذا سجد وضعها، وإذا قام حملها».
از ابوقتاده انصاری رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم درحالی نماز می خواند که امامه دختر زينب (نوه اش) را بر دوش داشت. و در روایت ابوالعاص بن ربیع بن عبد شمس رضی الله عنه آمده که: چون سجده می کرد او را [بر روی زمین] می گذاشت و هنگامی که بر می خاست او را بر می داشت.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلى الله عليه وسلم در نماز نوه اش امامه بنت زینب را بر دوش می گرفت چنانکه به وقت قیام او را بر دوش خود می گذاشت و وقتی رکوع یا سجده می کرد با محبت و مهربانی او را بر زمین می گذاشت.
مرجع
تيسير العلام للبسام الناشر: مكتبة الصحابة، الأمارات - مكتبة التابعين، القاهرة الطبعة- العاشرة، 1426 هـ - 2006 م .
تنبيه الأفهام للعثيمين -طبعة مكتبة الصحابة الامارات - مكتبة التابعين- القاهرة- الطبعة الأولى 1426.
صحيح البخاري -أبو عبد الله محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة الجعفي البخاري، تحقيق محمد زهير بن ناصر الناصر - الناشر : دار طوق النجاة -الطبعة : الأولى 1422هـ.
صحيح مسلم المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
تأسيس الأحكام -أحمد بن يحيى النجمي- دار المنهاج- القاهرة- مصر -الطبعة الأولى.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أَنَس بن مالك رضي الله عنه «أنّ النبي صلى الله عليه وسلم وأبا بكر وعمر رضي الله عنهما : كانوا يَسْتَفْتِحُونَ الصلاة بـ"الحمد لله رب العالمين"».
وفي رواية: « صَلَّيْتُ مع أبي بكر وعمر وعثمان، فلم أسمع أحدا منهم يقرأ "بسم الله الرحمن الرحيم"».
ولمسلم: « صَلَّيْتُ خلف النبي صلى الله عليه وسلم وأبي بكر وعمر وعثمان فكانوا يَسْتَفْتِحُونَ بـ"الحمد لله رب العالمين"، لا يَذْكُرُونَ "بسم الله الرحمن الرحيم" في أول قراءة ولا في آخرها».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که: رسول الله صلی الله علیه وسلم و ابوبکر و عمر رضی الله عنهما نماز را با «الحمدلله رب العالمين» آغاز می کردند. و در روایتی آمده که می گوید: همراه ابوبکر و عمر و عثمان نماز خواندم و از هیچیک نشنیدم که «بسم الله الرحمن الرحیم» بخواند. و در روایت مسلم آمده است: پشت سر رسول الله صلی الله علیه وسلم و ابوبکر و عمر و عثمان نماز خواندم که نماز را با «الحمدلله رب العالمين» آغاز می کردند و در ابتدای قرائت و آخر آن «بسم الله الرحمن الرحيم» را ذکر نمی کردند.
به روایت مسلم - متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
انس بن مالک رضی الله عنه ذکر می کند با اینکه مدت زمان طولانی را همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم و خلفای راشدین بوده، اما از هیچیک نشنیده که در نماز «بسم الله الرحمن الرحيم» بگوید؛ نه در ابتدای قرائت و نه در آخر آن؛ بلکه نماز را با «الحمد لله رب العالمين» آغاز می کردند.
علما در حکم قرائت «بسم الله الرحمن الرحيم» و بلند گفتن آن اختلاف کرده اند که صحیح ترین اقوال علما این است که نمازگزار قبل از قرائت در هر رکعت از نمازش، بسم الله را آهسته می گوید چه نماز سری باشد یا جهری فرقی نمی کند.
مرجع
تيسير العلام للبسام، الناشر: مكتبة الصحابة، الغمارات - مكتبة التابعين، القاهرة الطبعة- العاشرة، 1426 هـ - 2006 م .
تنبيه الأفهام للعثيمين -طبعة مكتبة الصحابة الإمارات - مكتبة التابعين- القاهرة- الطبعة الأولى 1426.
الإفهام في شرح عمدة الأحكام –عبد العزيز بن باز-اعتناء سعيد بن علي بن وهف القحطاني –الرياض –الطبعة الأولى -1435.
الإلمام بشرح عمدة الأحكام لإسماعيل الأنصاري -طبعة دار الفكر- دمشق -الأولى 1381.
خلاصة الكلام –فيصل المبارك الحريملي -الطبعة: الثانية، 1412 هـ - 1992 م.
صحيح البخاري -أبو عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق محمد زهير بن ناصر الناصر -الناشر : دار طوق النجاة -الطبعة : الأولى 1422هـ.
صحيح مسلم - المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com