پرش به محتوا
احادیث با شرح

نكاح

۶۴ حدیث

به وصيت من درباره ی خوش رفتاری با زنان توجه کنيد؛ زيرا زن از دنده ی پهلو آفريده شده و کج ترين بخش دنده، قسمتِ بالای آن است. اگر بخواهی راستش کنی، می شکند و اگر رهايش نمايی، همچنان کج باقی می ماند؛ پس سفارشم را درباره ی زنان رعايت کنيد.

عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «اسْتَوْصُوا بالنِّساءِ خَيْرًا؛ فَإِنَّ المرأة خُلِقَتْ مِن ضِلعٍ، وَإنَّ أعْوَجَ مَا في الضِّلَعِ أعْلاهُ، فَإنْ ذَهَبتَ تُقيمُهُ كَسَرْتَهُ، وإن تركته، لم يزل أعوج، فاستوصوا بالنساء». وفي رواية: «المرأة كالضِّلَعِ إنْ أقَمْتَهَا كَسَرْتَهَا، وَإن اسْتَمتَعْتَ بها، استمتعت وفيها عوَجٌ». وفي رواية: «إنَّ المَرأةَ خُلِقَت مِنْ ضِلَع، لَنْ تَسْتَقِيمَ لَكَ عَلَى طَريقة، فإن استمتعت بها استمتعت بها وفيها عوج، وإنْ ذَهَبْتَ تُقِيمُهَا كَسَرْتَها، وَكَسْرُهَا طَلاَقُهَا».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اسْتوْصُوا بِالنِّساءِ خيْرًا، فإِنَّ المرْأَةَ خُلِقَتْ مِنْ ضِلَع، وَإِنَّ أَعْوجَ ما في الضِّلعِ أَعْلاه، فَإِنْ ذَهبتَ تُقِيمُهُ كَسرْتَه، وإِنْ تركتَه، لَمْ يزلْ أَعوج، فاستوْصُوا بِالنِّسَاءِ»: «به وصيت من درباره ی خوش رفتاری با زنان توجه کنيد؛ زيرا زن از دنده ی پهلو آفريده شده و کج ترين بخش دنده، قسمتِ بالای آن است. اگر بخواهی راستش کنی، می شکند و اگر رهايش نمايی، همچنان کج باقی می ماند؛ پس سفارشم را درباره ی زنان رعايت کنيد». و در روایتی آمده است: «المرأة كالضِّلَعِ إنْ أقَمْتَهَا كَسَرْتَهَا، وَإن اسْتَمتَعْتَ بها، استمتعت وفيها عوَجٌ»: «زن مانند دنده ی پهلوست که اگر قصد راست کردن آن را داشته باشی، آن را می شکنی؛ و اگر بخواهی از او بهره مند شوی، بايد با کجی اش بسازی». و در روایتی آمده است: «إنَّ المَرأةَ خُلِقَت مِنْ ضِلَع، لَنْ تَسْتَقِيمَ لَكَ عَلَى طَريقة، فإن استمتعت بها استمتعت بها وفيها عوج، وإنْ ذَهَبْتَ تُقِيمُهَا كَسَرْتَها، وَكَسْرُهَا طَلاَقُهَا»: «زن مانند دنده ی پهلوست که اگر قصد راست کردن آن را داشته باشی، آن را می شکنی؛ و اگر بخواهی از او بهره مند شوی، بايد با کجی اش بسازی؛ و اگر بخواهی راستش کنی، می شکند و شکستنش طلاقِ اوست».
به روایت مسلم - هر دو روایت متفق علیه استدرجهصحیح است
شرح

ابوهریره رضی الله خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم در باب معاشرت با زنان فرمودند: «وصیتی که شما را به آن توصیه می کنم پذیرا باشید؛ اینکه با زنان به خوبی رفتار کنید زیرا توانایی زنان در حوزه ی عقل و دین و اندیشه و در تمام امور [نسبت به مردان] پایین تر است. چراکه آنها از دنده ی پهلو خلق شده اند. الله متعال آدم علیه الصلاة والسلام را بدون پدر و مادر و از خاک آفرید چنانکه به او گفت، باش پس شد؛ و چون الله متعال اراده نمود این مخلوق را از وی گسترش دهد، همسرش را از او و از دنده ی کجش آفرید؛ و به این ترتیب همسرش از دنده ی کج او آفریده شد؛ و چون بخواهی از دنده ی کج استفاده کنی، با همان کجی که دارد باید مورد استفاده قرار گیرد و اگر بخواهی راستش کنی، می شکند. زن نیز چنین است؛ اگر انسان بخواهد از او بهره مند شود باید با همان کجی که دارد، از او بهره مند گردد و به آنچه میسر شد رضایت دهد؛ و اگر بخواهد او را راست گرداند، راست نمی شود و به این هدف دست نمی یابد؛ و اگر در دین خود راست و استوار باشد، به سبب اقتضای سرشت و طبیعتی که دارد هرگز راست شدنی نیست؛ و در همه چیز در خدمت شوهرش نخواهد بود بلکه حتما با او مخالفت می کند و علاوه بر کوتاهی که در ذاتش می باشد، کوتاهی دارد؛ و اگر کسی بخواهد او را راست کند، باعث شکستنش می شود و شکستن او طلاق وی می باشد. به این معنا که اگر تلاش کنی او را طبق خواسته های خود تنظیم کنی، امکان آن وجود ندارد بلکه نتیجه ی چنین تلاشی، خستگی از زن و طلاق دادن او می باشد.

مرجع

بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، سليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي، الدمام، الطبعة: الأولى 1415هـ. تطريز رياض الصالحين، فيصل بن عبد العزيز المبارك، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى 1423هـ، 2002م. رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، أبو زكريا محيي الدين النووي، تحقيق ماهر الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى 1428هـ، 2007م. شرح رياض الصالحين للشيخ ابن عثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض، 1426هـ. صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ. صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين، مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة: الرابعة عشر 1407هـ، 1987م. النهاية في غريب الحديث والأثر، مجد الدين أبو السعادات المبارك بن الأثير، تحقيق: طاهر أحمد الزاوى، محمود محمد الطناحي، نشر: المكتبة العلمية، بيروت، الطبعة: 1399هـ، 1979م.

این حدیث در HadeethEnc.com

برخی از شما همسران شان را مانند برده کتک می زنند و چه بسا در پايان همان روز، با او همبستر می شوند.

عن عبد الله بن زمعة رضي الله عنه أنّه سمع النبي صلى الله عليه وسلم يخطب، وذكر الناقة والذي عقرها، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «إذِ انبَعَثَ أشقاها: انْبَعَثَ لَهَا رجل عزِيز، عَارِم منيع في رَهطِه»، ثم ذكر النساء، فوعظ فيهنَّ، فقال: «يَعمِد أحدكم فيجلد امرأته جلد العبد، فلعلَّه يُضَاجِعُهَا من آخر يومه» ثمَّ وعظهم فِي ضَحِكِهم من الضَّرطَة، وقال: «لم يضحك أحدكم ممَّا يفعل؟!».
از عبدالله بن زمعه رضی الله عنه روایت است که از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده که در سخنرانی اش، درباره ی شتر صالح عليه السلام و کسی که آن را پَی کرد، سخن گفت و فرمود: «"إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا" انْبعثَ لَها رَجُلٌ عزِيزٌ، عارِمٌ منِيعٌ في رهْطِهِ»: «"إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا" مردی که در ميان قومش بی نظير و گرامی، مقتدر و بسيار تبهکار بود، به سرعت برخاست (و ماده شتر را پی کرد)». سپس درباره ی زنان سخن گفت و فرمود: «يعْمِدُ أَحَدكُمْ فيجْلِدُ امْرأَتَهُ جلْد الْعَبْدِ فلَعلَّهُ يُضاجعُهَا مِنْ آخِر يومِهِ»: «برخی از شما همسران شان را مانند برده کتک می زنند و چه بسا در پايان همان روز، با او همبستر می شوند»! سپس مردم را درباره ی بادی که از شکم خارج می شود، نصيحت کرد و فرمود: «لِمَ يضحكُ أَحَدَكُمْ مِمَّا يفعل؟»: «چرا برخی از شما به خاطر کاری که از خودش سر می زند، به ديگران می خندد؟».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم سخنرانی می کرد که یکی از شنوندگان عبدالله بن زمعه بوده است؛ از جمله مواردی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در این سخنرانی به آن پرداخته و عبدالله شنیده، ذکر شتری بوده که معجزه ی پیامبر خدا صالح علیه السلام بوده است؛ و از کسی سخن گفته که آن را پی کرده و به او قُدار بن سالف می گفتند و بدبخت ترین افراد قوم بود؛ برخی از صفت های وی که به آنها اشاره شده عبارتند از: بی نظیر بودن، پر فساد بودن، صاحب قدرت در میان قومش. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم در سخنرانی اش فرمود: «يعْمِدُ أَحَدكُمْ فيجْلِدُ امْرأَتَهُ جلْد الْعَبْدِ»: «برخی از شما همسران شان را مانند برده کتک می زنند». معمولا کتک کاری شدید بوده است؛ سیاق حدیث بیانگر بعید بودن این دو امر از انسان عاقل می باشد؛ اینکه به شدت همسرش را به باد کتک بگیرد و در ادامه ی روز یا همان شب با وی همبستر شود؛ این درحالی است که همبستری و هم خوابگی زمانی نیکو است که با میل و رغبت همراه باشد؛ حال آنکه غالبا کسی که کتک خورده و لطمه دیده، از کسی که با او چنین رفتاری داشته نفرت دارد؛ و این مساله به مذمت و نکوهش چنین رفتار متناقضی اشاره دارد؛ و بیانگر این مهم است که اگر چاره ای جز تنبیه نیست، باید تادیب با تنبیه اندکی همراه باشد به گونه ای که نفرت مطلق به دنبال نداشته باشد؛ لذا نباید در تنبیه و تادیب افراط و زیاده روی کرد. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را در مورد خندیدن به خاطر بادی که از دیگری خارج می شود، هشدار می دهد. زیرا چنین رفتاری خلاف مروت و جوانمردی بوده و با هتک حرمت همراه است؛ و در بیان زشتی آن فرمود: «لِمَ يضحكُ أَحَدَكُمْ مِمَّا يفعل؟»: «چرا برخی از شما به خاطر کاری که از خودش سر می زند، به ديگران می خندد؟». زیرا خندیدن برای امری عجیب است. خنده ای که اثر آن، خود را بر پوست ظاهر نماید تبسم است؛ و اگر قوی تر بوده و با صدا همراه باشد، "ضحک" می باشد؛ و اگر بیش از این مقدار باشد "قهقهه" نام دارد. این درحالی است که خارج شدن باد امری معمولی و مشترک در میان همه ی انسان ها می باشد، بنابراین چه دلیلی برای خندیدن به آن وجود دارد؟

مرجع

بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، سليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي، الدمام، الطبعة: الأولى 1415هـ. تطريز رياض الصالحين، فيصل بن عبد العزيز المبارك، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى 1423هـ، 2002م. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، محمد علي بن البكري بن علان، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، الطبعة: الرابعة 1425هـ. رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، أبو زكريا محيي الدين النووي، تحقيق ماهر الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى 1428هـ. رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، أبو زكريا محيي الدين النووي، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، الطبعة: الرابعة 1428هـ. شرح رياض الصالحين، محمد بن صالح العثيمين، دار الوطن، الرياض، الطبعة: 1426هـ. صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ. صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ. كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، كنوز إشبيليا، الرياض، الطبعة: الأولى1430هـ، 2009م. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين، مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة: الرابعة عشر 1407هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

هیچ مرد مؤمنی از زن مؤمنی [یعنی همسرش] متنفر نشود؛ زیرا اگر یک اخلاق او را نپسندد، از اخلاق دیگرش رضایت دارد

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي لله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَا يَفْرَكْ مُؤْمِنٌ مُؤْمِنَةً، إِنْ كَرِهَ مِنْهَا خُلُقًا رَضِيَ مِنْهَا آخَرَ» أَوْ قَالَ: «غَيْرَهُ».
از ابوهُریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «لَا يَفْرَكْ مُؤْمِنٌ مُؤْمِنَةً، إِنْ كَرِهَ مِنْهَا خُلُقًا رَضِيَ مِنْهَا آخَرَ»: «هیچ مرد مؤمنی از زن مؤمنی [یعنی همسرش] متنفر نشود؛ زیرا اگر یک اخلاق او را نپسندد، از اخلاق دیگرش رضایت دارد» یا فرمود: «غَيْرَهُ»: «از اخلاق دیگرش».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از این نهی کردند که شوهر از زنش چنان متنفر شود که مرتکب ستم در حق او گردد و او را ترک گوید و نسبت به او بی‌توجهی و روی‌گردانی کند؛ زیرا انسان ذاتا دچار نقص است و اگر یک اخلاق بد او را نپسندید، قطعا در او اخلاق دیگری می‌یابد که پسندیده است؛ بنابراین از همان اخلاق نیکی که می‌پسندد راضی باشد و بر اخلاق ناپسندش صبر کند. این باعث می‌شود صبر کند و نسبت به همسرش کینه‌ای به دل نگیرد که به جدایی از او بینجامد.

فواید
  1. دعوت مؤمن به عدالت و رفتار عاقلانه در هر اختلافی که میان او و همسرش رخ می‌دهد و پرهیز از رفتار احساسی و واکنش‌های موقت.
  2. شان مؤمن چنین است که از همسر مؤمنش کینهٔ کلی به دل نمی‌گیرد که باعث جدایی از او شود، بلکه شایسته‌ی او این است که با توجه به صفات پسندیدهٔ همسرش، از صفات ناپسندش چشم‌پوشی کند.
  3. تشویق به معاشرت و هم‌صحبتی نیکو میان زن و شوهر.
  4. ایمان، انسان را به مکارم اخلاقی فرا می‌خواند؛ و امکان ندارد که مرد و زن مؤمن اخلاق و ویژگی خوبی نداشته باشند؛ زیرا لازمهٔ ایمان، وجود خصلت‌های نیک در مرد و زن مومن است.
مرجع

صحيح مسلم (2/ 1091) (1469). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 359). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (3/ 122). فتح رب البرية بتلخيص الحموية، لابن عثيمين (ص117). مجموع فتاوى ابن باز (25/ 246). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 282).

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلى الله عليه وسلم ترک ازدواج از سوی عثمان بن مظعون جهت عبادت را نپذيرفت؛ و اگر به او اجازه ی اين کار را می داد، ما خود را اخته می کرديم.

عن سعد بن أبي وقاص رضي الله عنه قال: رد رسول الله صلى الله عليه وسلم على عثمان بن مظعون التَّبَتُّلَ، ولو أذن له لاختَصَيْنَا.
از سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم ترک ازدواج از سوی عثمان بن مظعون جهت عبادت را نپذيرفت؛ و اگر به او اجازه ی اين کار را می داد، ما خود را اخته می کرديم.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

سعد بن ابی وقاص رضی الله عنه روایت می کند که عثمان بن مظعون از شدت اشتیاق و تمایلی که به عبادت داشت، تصمیم گرفته بود خود را کاملا وقف عبادت کند و از لذت های دنیا کناره گیری نماید؛ بنابراین از رسول الله صلی الله علیه وسلم اجازه می گیرد که از زنان دوری کرده و ازدواج نکند و تنها به عبادت الله روی بیاورد؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی اجازه نمی دهد چون ترک لذت های دنیا و از همه چیز بریدن برای عبادت، مصداق غلو در دین و رهبانیت مذموم می باشد. بلکه دینداری درست و صحیح، عبادت الله متعال به همراه استفاده از پاکی ها می باشد؛ به همین دلیل اگر رسول الله صلی الله علیه وسلم به عثمان اجازه ی این کار را می داد، بسیاری از مردم در عبادت از او پیروی می کردند.

مرجع

- صحيح البخاري، للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. - صحيح مسلم، للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب - الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. - الإلمام بشرح عمدة الأحكام، للشيخ إسماعيل الأنصاري -مطبعة السعادة- الطبعة الثانية، 1392ه. - تيسير العلام شرح عمدة الأحكام -عبد الله البسام- تحقيق محمد صبحي حسن حلاق -مكتبة الصحابة- الشارقة، الطبعة العاشرة، 1426ه. - خلاصة الكلام شرح عمدة الأحكام، فيصل بن عبد العزيز المبارك، الطبعة الثانية، 1412هـ - 1992م. الإعلام بفوائد عمدة الأحكام، لابن الملقن، المحقق: عبد العزيز بن أحمد بن محمد المشيقح، دار العاصمة للنشر والتوزيع، المملكة العربية السعودية، الطبعة الأولى، 1417هـ - 1997م.

این حدیث در HadeethEnc.com

«زن بيوه بدون مشورت با او و دختر باكره بدون اجازه اش، به ازدواج درآورده نمی شوند». گفتند: ای رسول خدا! اجازه ی دختر باكره چگونه است؟ فرمود: «اينكه سكوت نمايد».

عن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «لا تنُكْحَ ُالأيُّم حتى تُستأمر، ولا تنكح البكر حتى تُستَأذن، قالوا: يا رسول الله، فكيف إذنها قال: أن تسكت».
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «لا تُنْكَحُ الأَيِّمُ حَتَّى تُسْتَأْمَرَ، وَلا تُنْكَحُ الْبِكْرُ حَتَّى تُسْتَأْذَنَ»: «زن بيوه بدون مشورت با او و دختر باكره بدون اجازه اش، به ازدواج درآورده نمی شوند». گفتند: ای رسول خدا! اجازه ی دختر باكره چگونه است؟ فرمود: «أَنْ تَسْكُتَ»: «اينكه سكوت نمايد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

عقد ازدواج عقد بسیار مهم و حساسی است که طی آن برای شوهر چیزی مباح می شود که زن به شدت از آن مراقبت می کند. و با این عقد، زن اسیر شوهر می گردد؛ به همین دلیل شارع عادلِ مهربانِ با حکمت این حق را به او داده که شریک زندگی اش را انتخاب کند؛ چون اوست که می خواهد با وی زندگی کند و خود از هرکسی بهتر به خواسته ها و تمایلاتش آگاه است. به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم از اینکه زنی بیوه بدون مشورت با او به ازدواج کسی درآورده شود، نهی می کند. چنانکه از ازدواج دادن دختر باکره بدون اجازه گرفتن از او در این زمینه، نهی کرده است. و از آنجا که حیای دختر باکره غالب است، تنها به اجازه دادن او اکتفا شده، چنانکه به سکوت وی به نشانه ی رضایتش اکتفا شده است.

مرجع

تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات ، مكتبة التابعين، القاهرة، 1426هـ. الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري، ط1، دار الفكر، دمشق، 1381ه. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت.

این حدیث در HadeethEnc.com

هرگاه يكی از شما قصد خواستگاری از زنی داشت، اگر می توانست به محاسن او نگاه كند، اين كار را بكند.

عن جابر بن عبد الله، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : "إذا خطبَ أحدُكم المرأة، فإن استطاع أن ينظر إلى ما يدعوه إلى نِكاحها فَلْيَفْعَلْ". فخطبتُ جارية فكنت أتَخَبَّأُ لها، حتى رأيتُ منها ما دَعاني إلى نِكاحها فتزَوجتُها.
از جابر بن عبدالله رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا خَطَبَ أَحَدُكُمْ الْمَرْأَةَ، فَإِنْ اسْتَطَاعَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى مَا يَدْعُوهُ إِلَى نِكَاحِهَا فَلْيَفْعَلْ»: «هرگاه يكی از شما قصد خواستگاری از زنی داشت، اگر می توانست به محاسن او نگاه كند، اين كار را بكند». من قصد خواستگاری از دختر جوانی داشتم؛ خود را از او پنهان می کردم تا چیزی از او ببینم که مرا به ازدواج با او راغب کند؛ و سرانجام با وی ازدواج نمودم.
به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهحسن است
شرح

حدیث مذکور بر این دلالت دارد که برای انسان مستحب است به زنی نگاه کند که با وی قصد ازدواج دارد؛ و این نگاه کردن شامل صورت و دست هایش می شود؛ چون با دیدن صورت به زیبایی یا عدم آن و با دیدن دست ها می توان به وضعیت جسمی او پی برد؛ و این مذهب اکثر علما می باشد. و در این مورد رضایت زن شرط نیست؛ بلکه مرد می تواند این کار را در غفلت زن انجام دهد، بدون اینکه زن متوجه شود یا از قبل در جریان قرار بگیرد؛ چنانکه جابر رضی الله عنه رفتار نمود. و اگر برای او امکان دیدن نباشد، مستحب است زنی مورد اطمینان را نزد وی بفرستد تا به او نگاه کند و صفات وی را برای او توصیف نماید؛ این موارد مشروع می باشد چون سبب تمایل و رغبت میان آنها می شود؛ و ازدواجی که بعد از شناخت باشد، غالبا با ندامت و پشیمانی پس از ازدواج همراه نخواهد بود.

مرجع

- سنن أبي داود, ت: محمد محي الدين, المكتبة العصرية. - مسند أحمد، تحقيق شعيب الأرنؤوط. الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى، 1421هـ - 2001م. - بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، ت: سمير بن أمين الزهري, دار الفلق - ط: السابعة، 1424هـ. - شرح سنن النسائي المسمى، ذخيرة العقبى في شرح المجتبى، للإثيوبي, دار آل بروم, الطبعة الأولى. - توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام، مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة، الطبعة الخامِسَة، 1423هـ - 2003م. - مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح للقاري, دار الفكر، بيروت, الطبعة الأولى، 1422هـ. - البدرُ التمام شرح بلوغ المرام للمَغرِبي, ت: علي بن عبد الله الزبن, دار هجر, الطبعة الأولى، 1428هـ. - صحيح أبي داود – الأم، للألباني، الناشر: مؤسسة غراس للنشر والتوزيع، الكويت، الطبعة الأولى، 1423هـ - 2002م.

این حدیث در HadeethEnc.com

نکاح و ازدواج را اعلان کنید.

عن عامر بن عبد الله بن الزبير، عن أبيه، أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: "أعْلِنُوا النِّكاح".
از عامر بن عبدالله بن زبیر از پدرش روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَعْلِنُوا النِّكَاحَ»: «نکاح و ازدواج را اعلان کنید».
به روایت احمددرجهحسن است
شرح

حدیث مذکور بر مشروعیت اعلان ازدواج و انتشار خبر آن در بین مردم دلالت می کند؛ تا هم اظهار شادی و سرور باشد و هم با ازدواج مخفیانه متمایز باشد؛ و ضابطه ی نوع این اعلان عرف است؛ یکی از ابزار اعلان ازدواج، ولیمه یا همان غذای عروسی می باشد؛ همچنان که شاهد گرفتن و همراهی زوجین و دف زدن و موارد مشابه را شامل می شود.

مرجع

- مسند أحمد، تحقيق شعيب الأرنؤوط، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى، 1421هـ - 2001م. - البدرُ التمام شرح بلوغ المرام للمَغرِبي, ت: علي بن عبد الله الزبن, دار هجر, الطبعة الأولى، 1428هـ. - بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية، الطبعة الأولى، 1435هـ - 2014م. - صحيح الجامع الصغير وزياداته, محمد ناصر الدين الألباني, الناشر: المكتب الإسلامي، ط 3, 1408هـ. - منحة العلام في شرح بلوغ المرام، تأليف عبد الله الفوزان، طبعة دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1428ه. - توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام، تأليف عبد الله البسام- مكتبة الأسدي – مكة المكرمة – الطبعة الخامِسَة، 1423هـ - 2003م. - فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين- المكتبة الإسلامية، القاهرة، تحقيق صبحي رمضان وأم إسراء بيومي- الطبعة الأولى، 1427ه.

این حدیث در HadeethEnc.com

نکاح (درست) نیست مگر با (اجازه‌ی) ولی

عن أبي موسى رضي الله عنه أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «لا نِكَاحَ إِلّا بِوَليٍّ».
از ابوموسی ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «لا نِكَاحَ إِلّا بِوَليٍّ»: «نکاح (درست) نیست مگر با (اجازه‌ی) ولی».
به روایت ابوداوود و ترمذی و ابن‌ماجه و احمددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان نموده‌اند که ازدواج زن صحیح نیست مگر با وجود ولی [زن] که عقد نکاح را بر عهده گیرد.

فواید
  1. اجازه‌ی ولی، شرط درستی نکاح است، بنابراین اگر نکاح بدون ولی صورت گیرد یا زن خودش را به عقد دیگری در آورد، نکاح درست نیست.
  2. ولی، نزدیک‌ترین مردان به زن است، بنابراین با وجود ولیِ نزدیک، ولیِ دور نکاح زن را بر عهده نمی‌گیرد.
  3. در ولی: مکلف بودن، مرد بودن، رشید بودن در شناخت مصالح نکاح و یکی بودن دین ولی و زنی که ولایت او را بر عهده دارد، شرط است؛ و چون در کسی یکی از این صفات موجود نباشد، اهلیت ولایت در عقد نکاح را ندارد.
مرجع

سنن أبي داود (3/ 427) (2085). سنن الترمذي (2/ 392) (1101). سنن ابن ماجه (3/ 79) (1881). مسند أحمد (32/ 280) (19518). البدرُ التمام شرح بلوغ المرام، للمَغرِبي (7/ 57). إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل، للألباني (6/ 237). توضِيح الأحكام من بلوغ المَرَام، للبسام (5/ 262). منحة العلام في شرح بلوغ المرام، لعبد الله الفوزان (7/ 222). فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام، لابن عثيمين (4/ 469).

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۱۴
۱۴ حدیث
  1. به وصيت من درباره ی خوش رفتاری با زنان توجه کنيد؛ زيرا زن از دنده ی پهلو آفريده شده و کج ترين بخش دنده، قسمتِ بالای آن است. اگر بخواهی راستش کنی، می شکند و اگر رهايش نمايی، همچنان کج باقی می ماند؛ پس سفارشم را درباره ی زنان رعايت کنيد.
  2. برخی از شما همسران شان را مانند برده کتک می زنند و چه بسا در پايان همان روز، با او همبستر می شوند.
  3. هیچ مرد مؤمنی از زن مؤمنی [یعنی همسرش] متنفر نشود؛ زیرا اگر یک اخلاق او را نپسندد، از اخلاق دیگرش رضایت دارد
  4. رسول الله صلى الله عليه وسلم ترک ازدواج از سوی عثمان بن مظعون جهت عبادت را نپذيرفت؛ و اگر به او اجازه ی اين کار را می داد، ما خود را اخته می کرديم.
  5. «زن بيوه بدون مشورت با او و دختر باكره بدون اجازه اش، به ازدواج درآورده نمی شوند». گفتند: ای رسول خدا! اجازه ی دختر باكره چگونه است؟ فرمود: «اينكه سكوت نمايد».
  6. هرگاه يكی از شما قصد خواستگاری از زنی داشت، اگر می توانست به محاسن او نگاه كند، اين كار را بكند.
  7. نکاح و ازدواج را اعلان کنید.
  8. نکاح (درست) نیست مگر با (اجازه‌ی) ولی
  9. أَيُّمَا امْرَأَةٍ نَكَحَتْ بِغَيْرِ إِذْنِ مَوَالِيهَا، فَنِكَاحُهَا بَاطِلٌ - ثَلَاثَ مَرَّاتٍ - فَإِنْ دَخَلَ بِهَا فَالْمَهْرُ لَهَا بِمَا أَصَابَ مِنْهَا، فَإِنْ تَشَاجَرُوا فَالسُّلْطَانُ وَلِيُّ مَنْ لَا وَلِيَّ لَهُ». یعنی: «هر زنی که بدون اجازهٔ ولی (سرپرست) خود ازدواج کند، پس ازدواجش باطل است – [این را] سه بار [تکرار کردند] – و اگر با او همبستر شده باشد، پس مهریه به خاطر بهره‌ای که از او برده، برای آن زن خواهد بود. و اگر [اولیای زن] دچار اختلاف و مشاجره شوند، پس حاکم (سلطان)، ولیِ کسی است که ولی‌ای ندارد
  10. زن بيوه از ولی اش سزاوارتر به تصمیم گرفتن برای ازدواج خود می باشد؛ و از دختر باکره بايد در مورد ازدواجش اجازه گرفته شود؛ و سکوت وی به منزله ی اجازه ی او می باشد.
  11. هیچ زنی نمی تواند زن دیگری را به ازدواج کسی در آورد و هیچ زنی نمی تواند خود را به ازدواج کسی درآورد. و زن زناکار است که خود را به ازدواج کسی در می آورد.
  12. دختر باکره ای نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و با ایشان مطرح نمود که پدرش بدون رضایت او، وی را به ازدواج کسی درآورده است؛ بنابراین رسول الله صلى الله عليه وسلم او را مختار نمود.
  13. هر برده ای که بدون اجازه ی آقایش ازدواج کند، زناکار است.
  14. لعنت الله بر کسی که محلل است و آنکه برای او حلاله می شود.

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com