عن أنس بن مالك رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم أعتق صفية، وجعل عِتْقَهَا صَدَاقَهَا.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم صفیه را آزاد کرد و آزادی او را مهریه اش قرار داد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
صفية دختر حُيی بن اخطب دختر یکی از بزرگان بنی نضیر و همسر کنانه بن ابی الحقیق بود که کنانه در روز خیبر کشته شد و رسول الله صلی الله علیه وسلم خیبر را فتح کرد و زنان و کودکان شان بردگان مسلمانان شدند و صفیه هم در میان آنها بوده و سهم دِحْيه بن خليفه كلبی رضی الله عنه شده بود. رسول الله صلی الله علیه وسلم زن دیگری از اسیران خیبر را به او داد و صفیه را برای خود برگزید تا دلش را به دست آورد و رحمت و لطفی باشد در حق صفیه و تعزیه و ناراحتی وی از بین برود. و این از بزرگی رسول الله صلی الله علیه وسلم بود که به استمتاع از وی به عنوان یک کنیز اکتفا نکرد، بلکه جایگاه و منزلت وی را رفعت بخشید و او را از ذلت بردگی نجات داده و در میان امهات المومنین جای داد؛ چنانکه صفیه را آزاد کرد و با وی ازدواج نمود و آزادی وی را مهریه اش قرار داد.
مرجع
- صحيح البخاري –الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ.
- صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ.
- الإلمام بشرح عمدة الأحكام للشيخ إسماعيل الأنصاري-مطبعة السعادة-الطبعة الثانية 1392ه.
- تيسير العلام شرح عمدة الأحكام-عبد الله البسام-تحقيق محمد صبحي حسن حلاق- مكتبة الصحابة- الشارقة- الطبعة العاشرة- 1426ه.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أنس بن مالك رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم رأى عبد الرحمن بن عوف، وعليه ردَعْ ُزَعفَرَان. فقال النبي صلى الله عليه وسلم : «مَهْيَمْ؟ فقال: يا رسول الله تزوجت امرأة، فقال: ما أصدقتها؟ قال: وَزْنُ نواة من ذهب قال: بارك الله لك، أَوْلِمْ ولو بشاة».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم عبدالرحمن بن عوف را دید که بر او اثر زعفران است؛ بنابراین فرمود: «مَهْيَمْ؟»: «این چه وضعیتی است؟». عبدالرحمن گفت: ای رسول خدا، با زنی ازدواج کردم. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَا أَصْدَقْتَهَا؟»: «چه مهریه ی او کردی؟». وی گفت: به وزن یک نواة از طلا؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «بَارَكَ اللَّهُ لَكَ، أَوْلِمْ وَلَوْ بِشَاةٍ»: «الله برای تو برکت عنایت کند؛ ولیمه بده هرچند با یک گوسفند باشد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم اثر مقداری زعفران بر عبدالرحمن بن عوف می بیند؛ حال آنکه برای مردان شایسته تر این است که از نوعی خوشبویی استفاده کنند که بوی آن پخش می شود و اثر آن باقی نمی ماند. بنابراین از روی انکار، در مورد اثر مذکور از وی سوال می کند؛ و عبدالرحمن خبر می دهد که تازه ازدواج کرده است و چه بسا اثر مذکور از همسرش بر لباس او مانده است؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم در این مورد ایرادی نمی گیرد. و از آنجا که رسول الله صلی الله علیه وسلم صحابه را دوست داشت، اوضاع و احوال آنان را جویا می شد تا در بهترین وضعیت باشند و آنان را از امور زشت و ناپسند باز می داشت.
در ادامه از وی در مورد مهریه ای سوال می کند که برای همسرش در نظر گرفته است؛ و عبدالرحمن می گوید: به اندازه ی وزن یک نواة از طلا مهریه ی وی می باشد. آنگاه برای او دعای برکت می کند و به او دستور می دهد به خاطر ازدواجش ولیمه بدهد ولو اینکه با گوسفندی باشد.
مرجع
- صحيح البخاري –الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ.
- صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ.
- الإلمام بشرح عمدة الأحكام للشيخ إسماعيل الأنصاري-مطبعة السعادة-الطبعة الثانية 1392ه.
- تيسير العلام شرح عمدة الأحكام-عبد الله البسام-تحقيق محمد صبحي حسن حلاق- مكتبة الصحابة- الشارقة- الطبعة العاشرة- 1426ه.
این حدیث در HadeethEnc.comعن سهل بن سعد الساعدي رضي الله عنهما أن رسول الله صلى الله عليه وسلم جاءته امرأة فقالت: إني وَهَبْتُ نفسي لك: فقامت طويلا، فقال رجل: يا رسول الله، زَوِّجْنِيهَا، إن لم يكن لك بها حاجة. فقال: هل عندك من شيء تُصْدِقُهَا؟ فقال: ما عندي إلا إِزَارِي هذا. فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : إِزَارُكَ إن أَعْطَيْتَهَا جلست ولا إِزَارَ لك، فالْتَمِسْ شيئا قال: ما أجد. قال: الْتَمِسْ ولو خَاتَمًا من حَدِيدٍ. فالْتَمَسَ فلم يجد شيئا. فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم هل معك شيء من القرآن؟ قال: نعم. فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : زَوَّجْتُكَهَا بما معك من القرآن».
از سهل بن سعد ساعدی رضی الله عنهما روایت است که زنی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و گفت: خودم را به شما بخشیدم؛ و مدتی طولانی ایستاد؛ پس مردی گفت: ای رسول خدا، اگر تو را به او نیازی نیست، او را به ازدواج من در بیاور؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی فرمود: «هَلْ عِنْدَكَ مِنْ شَيْءٍ تُصْدِقُهَا؟»: «آیا چیزی داری که مهریه ی او قرار دهی؟». آن مرد گفت: جز همین شلوارم چیز دیگری ندارم. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إزَارَكَ إنْ أَعْطَيْتَهَا جَلَسْتَ وَلا إزَارَ لَكَ، فَالْتَمِسْ شيئا»: «اگر شلوارت را به او بدهی، بدون شلوار خواهی ماند، چیز دیگری بیاب». آن مرد گفت: چیزی نیافتم. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «الْتَمِسْ وَلَوْ خَاتَماً مِنْ حَدِيدٍ»: «چیزی بیاب حتی اگر انگشتری از آهن باشد». و آن مرد به جستجو پرداخت و چیزی نیافت؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی فرمود: «هَلْ مَعَكَ شَيْءٌ مِنْ الْقُرْآنِ؟»: «آیا چیزی از قرآن حفظ داری؟» وی گفت: بله؛ پس فرمود: «زَوَّجْتُكَهَا بِمَا مَعَك مِنْ الْقُرْآنِ»: «در برابر آنچه از قرآن حفظ داری، او را به ازدواج تو درآوردم».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
احکامی است که به رسول الله صلی الله علیه وسلم اختصاص دارد و دیگران را شامل نمی شود؛ مانند ازدواج کردنِ بدون مهریه با زنی که خود را به ایشان می بخشد.
زنی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و خود را به ایشان می بخشد تا یکی از همسرانش باشد؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی نگاه می کند و در دلش جای نمی گیرد؛ ولی او را رد هم نمی کند تا خجالت نکشد؛ سپس از او روی می گرداند و زن مذکور می نشیند؛ در این میان مردی می گوید: ای رسول خدا، اگر نیازی به او نداری، او را به ازدواج من دربیاور،؛ و از آنجا که مهریه در نکاح لازم است، به مرد مذکور می فرماید: آیا چیزی داری که مهریه ی او کنی؟ وی می گوید: جز شلوارم چیزی ندارم. و اگر شلوارش را مهریه او کند، برهنه مانده و شلواری برای او نمی ماند. به همین دلیل به وی می فرماید: چیزی بیاب ولو اینکه انگشتری از آهن باشد. اما چون چیزی ندارد، به وی می فرماید: آیا چیزی از قرآن در خاطر داری؟ وی می گوید: بله؛ آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی می فرماید: در برابر آنچه از قرآن حفظ داری، او را به ازدواج تو درآوردم؛ قرآنی را که در خاطر داری به او بیاموز که همین مهریه ی او می باشد.
مرجع
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426هـ.
خلاصة الكلام شرح عمدة الأحكام لفيصل بن عبد العزيز آل المبارك ، ط2، 1412هـ.
الإلمام بشرح عمدة الأحكام لإسماعيل الأنصاري، ط1، دار الفكر، دمشق، 1381ه
الإفهام في شرح عمدة الأحكام لابن باز، تحقيق: سعيد القحطاني، ط1، مؤسسة عبد العزيز بن باز الخيرية، 1434هـ.
صحيح البخاري، ط1، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي سلمة بن عبد الرحمن، أنه قال: سألت عائشة زوج النبي صلى الله عليه وسلم : كم كان صَداقُ رسول الله صلى الله عليه وسلم ؟ قالت: «كان صَدَاقُهُ لأزواجه ثِنْتَيْ عشرة أُوقِيَّةً ونَشَّاً»، قالت: «أتدري ما النَّشُّ؟» قال: قلت: لا، قالت: «نصف أُوقِيَّةٍ، فتلك خمسمائة درهم، فهذا صَدَاقُ رسول الله صلى الله عليه وسلم لأزواجه».
از ابوسلمه بن عبدالرحمن روایت است که می گويد: از عايشه رضی الله عنها همسر گرامی رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسيدم: مهريه ی همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم چقدر بود؟ گفت: مهريه ی همسران ایشان دوازده اوقيه و يک نَشّ بود. و افزود: آيا می دانی نَشّ چيست؟ گفتم: نه. فرمود: نصف اوقيه که مجموع آنها پانصد درهم می شود. اين مهريه ی همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم بود.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
موضوع حدیث استحباب تخفیف در مهریه می باشد؛ چنانکه بهترین مهریه آن است که کمتر باشد و بهترین زنان کسانی هستند که خرج کمتری داشته باشند. و خبر می دهد که غالبا مهریه ی همسران رسول الله صلی الله علیه وسلم دوازده و نیم اوقیه بوده است. و ایشان الگوی کاملی در عادات و عبادات می باشد.
هر اوقیه چهل درهم است که با این حساب مهریه ی هریک از آنان پانصد درهم بوده است. متاسفانه امروزه عملکرد مردم در تعیین مهریه بر خلاف راه و روش رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد و مهریه های سنگین تعیین شده و جو فخرفروشی به خاطر آنچه به زن و سرپرستانش داده می شود حاکم است؛ فرقی نمی کند شوهر ثروتمند باشد یا فقیر؛ و در این زمینه مصلحت شوهر در نظر گرفته نمی شود بلکه بیشتر رقابت زنان بر سر میزان مهریه مطرح است که البته یکی از اسباب تاخیر در ازدواج جوانان می باشد.
مرجع
- صحيح الإمام مسلم, تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي, دار إحياء التراث العربي – بيروت.
- توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام، مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة، الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م.
- بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية، الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م.
- فتح ذي الجلال والإكرام شرح بلوغ المرام، لمحمد بن صالح بن محمد العثيمين، تحقيق: صبحي بن محمد رمضان، وأُم إسراء بنت عرفة، ط1، المكتبة الإسلامية، مصر، 1427هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن ابن عباس رضي الله عنهما أن عليًّا قال: تزوجتُ فاطمةَ رضي الله عنها ، فقلتُ: يا رسول الله، ابْنِ بِي، قال: «أَعْطِها شيئًا» قلت: ما عندي مِن شيء، قال: «فأينَ دِرْعُكَ الحُطَمِيَّة؟» قلت: هي عندي، قال: «فأعطها إياه».
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که علی رضی الله گفت: با فاطمه رضی الله عنها ازدواج کردم؛ گفتم: ای رسول خدا، به من اجازه ی ورود نزد فاطمه بدهید. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَعْطِها شيئًا»: «چیزی [به عنوان مهریه] به او بده». گفتم: چیزی ندارم. فرمود: «فأينَ دِرْعُكَ الحُطَمِيَّة؟»: «زره حُطَمی ات کجاست؟». گفتم: آن را دارم. فرمود: «فَأَعْطِهَا إِيَّاهُ»: «آن را به فاطمه بده».
به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
در این حدیث آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم پسر عموی خود علی بن ابی طالب رضی الله عنه را به ازدواج دخترش فاطمه رضی الله عنها درمی آورد؛ و به علی رضی الله عنه امر می کند مهریه ای به همسرش بدهد تا به این ترتیب دل او را به دست آورده و تمایل خود را به او نشان دهد، اما چون علی رضی الله عنه چیزی به این منظور نزد خود نمی یابد، رسول الله صلی الله علیه وسلم از او در مورد زره اش می پرسد تا آن را به عنوان مهریه به فاطمه رضی الله عنها بدهد. هرچند چیز اندکی به حساب می آمد.
و اینکه فرمود: «الحطمية» یعنی منسوب به قبیله ی حطمة بن محارب یکی از شاخه های عبدالقیس که زره می ساختند.
مرجع
- سنن أبي داود , ت: محمد محي الدين, المكتبة العصرية.
- سنن للنسائي, تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة, مكتب المطبوعات الإسلامية الطبعة: الثانية، 1406.
- مسند أحمد، تحقيق شعيب الأرنؤوط، الناشر: مؤسسة الرسالة الطبعة : الأولى ، 1421 هـ - 2001 م.
- صحيح أبي داود - الأم للألباني , مؤسسة غراس للنشر والتوزيع، الطبعة: الأولى، 1423 هـ.
- توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام، مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة.الطبعة: الخامِسَة، 1423هـ - 2003م.
- بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م.
- شرح سنن النسائي المسمى «ذخيرة العقبى في شرح المجتبى» للإثيوبي, دار آل بروم، الطبعة: الأولى.
- نيل الأوطار للشوكاني , ت: عصام الدين الصبابطي, دار الحديث، الطبعة: الأولى، 1413هـ.
- فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام للشيخ ابن عثيمين- المكتبة الإسلامية القاهرة - تحقيق صبحي رمضان وأم إسراء بيومي- الطبعة الأولى 1427.
این حدیث در HadeethEnc.comعن علقمة، والأسود، قالا: أُتِيَ عبد الله في رجل تَزوجَ امرأة ولم يَفرض لها، فتُوفي قبل أن يَدخل بها، فقال عبد الله: سَلُوا هل تجدون فيها أثرا؟ قالوا: يا أبا عبد الرحمن، ما نجد فيها - يعني أثرا - قال: أقول برأيي فإن كان صوابا فمن الله، «لها كمَهْرِ نسائها، لا وَكْسَ ولا شَطَطَ، ولها الميراث، وعليها العِدَّة»، فقام رجل، من أشجع، فقال: في مثل هذا قضى رسول الله صلى الله عليه وسلم فينا، في امرأة يقال لها بِرْوَع بنت وَاشِقٍ تزوجت رجلا، فمات قبل أن يَدخل بها، «فقضى لها رسول الله صلى الله عليه وسلم بمِثل صَداق نسائها، ولها الميراث، وعليها العِدَّة» فرفع عبد الله يَديْهِ وكبَّر.
از علقمه و اسود روایت است که می گویند: قضاوت در مورد مردی که با زنی ازدواج کرده بود و مهریه ای برای او معین نکرده بود و قبل از اینکه با او همبستر شود، فوت شده بود، نزد عبدالله بن مسعود آورده شد؛ عبدالله بن مسعود رضی الله عنه گفت: ببینید و بررسی کنید نقلی در این مورد از رسول الله صلی الله علیه وسلم و سایر صحابه می یابید؟ گفتند: ای ابوعبدالرحمن نقلی در این مورد نیافتیم؛ فرمود: من نظر خودم را می گویم، اگر درست باشد از جانب الله است: برای این زن مهریه ای به اندازه ی زنان امثال او می باشد نه بیشتر و نه کمتر؛ و از شوهرش ارث می برد و باید عده ی وفات شوهرش را بگذراند». این بود که مردی از قبیله ی اشجع برخاست و گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم در مساله ای مشابه، به همین صورت در بین ما قضاوت نمود. در مورد زنی که به او بِرْوَع دختر واشِق گفته می شد و با مردی ازدواج کرده بود و شوهرش قبل از اینکه با وی همبستر شود، فوت شد؛ به مهریه ای مثل مهریه ی زنان امثال او و حق داشتن وی در میراث شوهرش و اینکه باید عده ی وفات او را بگذراند، قضاوت کرد. بنابراین عبدالله دستانش را بلند کرد و تکبیر گفت.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
حدیث مذکور بر این مساله دلالت دارد که هر زنی با فوت شوهرش بعد از عقد نکاح و قبل از تعیین مهریه، مستحق همه ی مهریه می باشد. هرچند همبستری و خلوت بین آنها نبوده و مهریه ای برای او مشخص نشده باشد. در این صورت اصطلاحا برای او مهر مثل می باشد؛ مهریه ای مثل مهریه ی زنانی که از بستگان و نزدیکان وی هستند.
همچنین حدیث مذکور بر این دلالت دارد که این زن باید عده ی وفات شوهرش را بگذراند چون عقد نکاح صورت گرفته است، هرچند همبستری و خلوتی در بین آنها نبوده است؛ چنانکه از وی ارث می برد چون همسر در عصمت شوهرش می باشد.
مرجع
- سنن أبي داود , ت: محمد محي الدين, المكتبة العصرية
- سنن الترمذي, ت:محمد فؤاد عبد الباقي , مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الطبعة: الثانية، 1395 هـ
- سنن ابن ماجه، ت: محمد فؤاد عبد الباقي, دار إحياء الكتب العربية
- سنن للنسائي, تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة, مكتب المطبوعات الإسلامية الطبعة: الثانية، 1406
- مسند أحمد، تحقيق شعيب الأرنؤوط. الناشر : مؤسسة الرسالة الطبعة : الأولى ، 1421 هـ - 2001 م
- صحيح أبي داود - الأم للألباني , مؤسسة غراس للنشر والتوزيع، الطبعة: الأولى، 1423 هـ
- توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام. مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة.الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م
- بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر. دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م
- شرح سنن النسائي المسمى «ذخيرة العقبى في شرح المجتبى» للإثيوبي, دار آل بروم , الطبعة: الأولى
- نيل الأوطار للشوكاني , ت: عصام الدين الصبابطي, دار الحديث، الطبعة: الأولى، 1413هـ
- البدرُ التمام شرح بلوغ المرام للمَغرِبي, ت: علي بن عبد الله الزبن, دار هجر, الطبعة: الأولى 1428 هـ
فتاوى اللجنة الدائمة - المجموعة الأولى- : اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء- جمع وترتيب: أحمد بن عبد الرزاق الدويش.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عقبة بن عامر قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «خير النكاح أيْسَرُه»، وقال النبي صلى الله عليه وسلم لرجل: أتَرضى أن أُزَوِّجَكَ فُلانة «قال: نعم، قال لها: أترْضَين أن أُزوِّجَكِ فلانا» قالت: نعم، فزوجها رسول الله صلى الله عليه وسلم ، ولم يَفرض صداقًا، فدخل بها، فلم يُعطها شيئًا، فلما حضرتْهُ الوفاة قال: إن رسول الله صلى الله عليه وسلم زوجني فلانة، ولم أُعطها شيئًا، وقد أعطيتها سَهمي من خَيبر، فكان له سهم بخيبر فأخذتْهُ فباعتْهُ فبلغ مائة ألف.
از عقبة بن عامر روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «خَيْرُ النِّكَاحِ أَيْسَرُهُ»: «بهترین ازدواج، آسان ترین ازدواج است». و رسول الله صلی الله علیه وسلم به مردی فرمود: «أَتَرْضَى أَنْ أُزَوِّجَكَ فُلَانَةَ؟»: «آیا راضی می شوی تو را به ازدواج فلان زن درآورم؟» وی گفت: بله؛ و به آن زن فرمود: «أَتَرْضَيْنَ أَنْ أُزَوِّجَكِ فُلَانًا؟»: «آیا راضی می شوی تو را به ازدواج فلان مرد درآورم؟» وی گفت: بله؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن زن را به ازدواج درآورد و مهریه ای برای او مشخص نکرد؛ و شوهرش با او همبستر شد و چیزی به او نداد. زمانی که این مرد در بستر مرگ قرار گرفت، گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم مرا به ازدواج فلانی درآورد و من چیزی به همسرم ندادم، سهم خود از خیبر را به او می دهم. وی سهمی از خیبر داشت که همسرش آن را گرفت و فروخت و مبلغ آن به صدهزار رسید.
به روایت ابوداووددرجهصحیح است
شرح
در این حدیث عقبة بن عامر رضی الله عنه ذکر می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به آسانگیری در ازدواج تشویق نموده است. و بیان می کند که بهترین ازدواج آن است که با مهریه ی کمتری همراه باشد؛ و به ازدواج با مهریه ی کم توصیه و تشویق شده است. زیاد بودن مهریه بر خلاف مهریه ی افضل و بهترین مهریه می باشد. هرچند تعیین آن جایز است. وقتی مهریه ها اندک باشد، ازدواج کردن برای کسی سخت نخواهد بود و به این ترتیب آمار ازدواجی که به آن تشویق شده بالا می رود. و فقرا نیز قادر به ازدواج بوده و افزایش نسلی صورت می گیرد که یکی از مهمترین اهداف ازدواج است.
سپس عقبة رضی الله عنه ذکر می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به مردی پیشنهاد ازدواج با زنی داد و همین پیشنهاد را با آن زن مطرح نمود؛ وقتی هر دو طرف موافق این ازدواج بودند، آنها را به عقد نکاح یکدیگر درآورد و آن مرد اسمی از مهریه نبرد و بدون اینکه چیزی به او بدهد با وی همبستر شد. زمانی که در بستر مرگ قرار گرفت، زمینی را که سهم وی از غنایم خیبر بود به عنوان مهریه ی وی به او دارد. و همسرش آن را گرفت و فروخت که بهای آن به صدهزار رسید.
مرجع
- سنن أبي داود , ت: محمد محي الدين, المكتبة العصرية.
- ضعيف أبي داود - الأم للألباني , مؤسسة غراس للنشر والتوزيع، الطبعة: الأولى، 1423 هـ.
- توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام. مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة.الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ.
- سبل السلام للصنعاني، نشر: دار الحديث.
- شرح سنن النسائي المسمى «ذخيرة العقبى في شرح المجتبى» للإثيوبي, دار آل بروم , الطبعة: الأولى.
- نيل الأوطار للشوكاني , تحقيق: عصام الدين الصبابطي , دار الحديث، مصر الطبعة: الأولى، 1413هـ.
- التَّحبير لإيضَاح مَعَاني التَّيسير للصنعاني، ت: محَمَّد صُبْحي حَلّاق, مَكتَبَةُ الرُّشد، الطبعة: الأولى، 1433 هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com