پرش به محتوا
احادیث با شرح

آداب جهاد

۷ حدیث

هرگاه الله در روز قیامت اولین و آخرین را گرد آورد، برای هر پیمان‌شکنی پرچمی برافراشته می‌شود و گفته می‌شود: این پیمان‌شکنیِ فلانی پسر فلانی است

عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضيَ اللهُ عنهما قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِذَا جَمَعَ اللهُ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرْفَعُ لِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ، فَقِيلَ: هَذِهِ غَدْرَةُ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ».
از ابن عمر رضی‌الله‌عنهما روایت است که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: «إِذَا جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرْفَعُ لِكُلِّ غَادِرٍ لِوَاءٌ، فَقِيلَ: هَذِهِ غَدْرَةُ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ». یعنی: «هرگاه الله در روز قیامت اولین و آخرین را گرد آورد، برای هر پیمان‌شکنی پرچمی برافراشته می‌شود و گفته می‌شود: این پیمان‌شکنیِ فلانی پسر فلانی است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم خبر می‌دهند که هرگاه خداوند در روز قیامت، اولین و آخرین را برای حسابرسی گرد آورد، برای هر خائنی که به پیمانی که با خدا یا با مردم بسته پایبند نبوده است، علامتی برپا می‌کند تا با آن خیانتش را رسوا سازد. در آن روز ندا داده می‌شود: این خیانتِ فلانی پسر فلانی است؛ تا کردار زشت او نزد اهل محشر آشکار شود.

فواید
  1. حرام بودن پیمان‌شکنی، و اینکه از گناهان کبیره است؛ زیرا این تهدید شدید در مورد آن آمده است.
  2. پیمان‌شکنی‌ای که به آن تهدید شده، شامل هر کسی می‌شود که او را بر جان، یا آبرو، یا راز، یا مالی امین دانسته‌ای و او به تو خیانت کرده و گمان نیک تو را به امانتداری‌اش بر هم زده است.
  3. قرطبی می‌گوید: این سخن، خطابی است به عرب بر اساس آنچه انجام می‌دادند؛ زیرا آنان برای وفاداری، پرچمی سفید و برای پیمان‌شکنی، پرچمی سیاه برمی‌افراشتند تا پیمان‌شکن را سرزنش و نکوهش کنند. پس حدیث اقتضا می‌کند که مانند آن برای پیمان‌شکن رخ دهد؛ تا در قیامت به صفتش مشهور شود و اهل موقف او را نکوهش کنند.
  4. ابن حجر گفته است: و در این [حدیث دلیلی است بر] اینکه مردم در روز قیامت با [نام] پدرانشان خوانده می‌شوند؛ به دلیل این سخن در حدیث که: «این پیمان‌شکنیِ فلانی پسر فلانی است».
مرجع

صحيح البخاري (4/ 104) (3188) صحيح مسلم (3/ 1359) (1735). تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام (ص745). الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري (2/ 188).

این حدیث در HadeethEnc.com

در یکی از غزوه‌های پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ زنی را کشته یافتند، پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ کشتن زنان و کودکان را محکوم کردند

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُما: أَنَّ امْرَأَةً وُجِدَتْ فِي بَعْضِ مَغَازِي النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَقْتُولَةً، فَأَنْكَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَتْلَ النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ.
از عبدالله بن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که؛ در یکی از غزوه‌های پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ زنی را کشته یافتند، پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ کشتن زنان و کودکان را محکوم کردند.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ در یکی از جنگ‌ها، جنازهٔ زنی می‌بیند، پس کشتن زنان و کودکان نابالغ را محکوم می‌کند.

فواید
  1. زنان و کودکانی که نمی‌جنگند و کسانی که در حکم آنان قرار می‌گیرند مانند پیران از کار افتاده و راهبان، کشته نمی‌شوند. البته تا زمانی که صاحب‌نظر و کمکی در جنگ با مسلمانان نباشند، که اگر چنین باشند، کشته می‌شوند.
  2. نهی از کشتن زنان و کودکان، زیرا آنها با مسلمانان نمی‌جنگند؛ و هدف از جهاد در راه الله، فقط شکستن شوکت جنگندگان است، تا آنکه دعوت حق به همهٔ مردم برسد.
  3. مهربانی پیامبر صلی الله علیه وسلم، حتی در غزوات و جنگ‌ها.
مرجع

صحيح البخاري (4/ 61) (3014). صحيح مسلم (3/ 1364) (1744). الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري (2/ 189). تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام (ص746).

این حدیث در HadeethEnc.com

ای مردم، رويارويی با دشمن را آرزو نكنيد و از الله عافيت بخواهيد.

عن عبد الله بن أبي أوفى رضي الله عنه أَنَّ رسول الله صلى الله عليه وسلم فِي بَعْض أَيَّامه التي لَقِي فيها العدو انتظر، حتى إذا مَالَتِ الشمس قام فِيهم، فقال: «أَيُّها الناس، لا تَتَمَنَّوْا لِقَاء الْعَدُوِّ، وَاسْأَلوا الله الْعافية فَإِذا لَقِيتموهم فَاصْبِرُوا، وَاعلموا أَنَّ الْجَنَّة تحت ظِلال السُّيوف ثُمَّ قَال النَّبِي صلى الله عليه وسلم: اللهمَّ مُنزِلَ الْكتاب، وَمُجْرِيَ السَّحاب، وَهازم الأَحْزاب: اهْزِمهم، وَانصُرنا علَيهم».
از عبدالله بن ابی اوفی رضی الله عنه روایت است که: رسول الله صلی الله علیه وسلم در يكی از روزهايی که با دشمن روبرو شد، تا پس از زوال آفتاب منتظر ماند. سپس در ميان آنها برخاست و فرمود: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ لا تَتَمنَّوا لِقَاءَ الْعدُو، وَاسْأَلُوا اللَّه العَافِيَةَ، فَإِذَا لقيتُموهم فاصْبرُوا، وَاعْلَمُوا أَنَّ الْجَنَّة تَحْتَ ظِلاَلِ السُّيُوفِ»: «ای مردم، رويارويی با دشمن را آرزو نكنيد و از الله عافيت بخواهيد؛ ولی اگر با دشمن روبرو شديد، صبر و پايداری كنيد و بدانيد كه بهشت زير سايه ی شمشيرهاست». سپس چنین دعا نمود: «اللَّهُمَّ مُنْزِلَ الْكِتَابِ وَمُجْرِيَ السَّحَاب، وَهَازِمَ الأَحْزاب، اهْزِمْهُمْ، وَانْصُرْنا عَلَيْهِمْ»: «يا الله، ای نازل كننده ی كتاب و ای ذاتی که ابرها را به حرکت درمی آوری، ای شکست دهنده ی دسته های دشمن، احزاب - يعنی گروه های دشمن - را شکست بده و ما را بر آنها پيروز بگردان».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

عبدالله بن ابی اوفی رضی الله عنه خبر می دهد که باری رسول الله صلی الله علیه وسلم با دشمن روبرو شد و منتظر ماند و جنگ را تا پس از زوال آفتاب آغاز نکرد؛ پس از زوال آفتاب، در میان صحابه برخاست – که معمولا این کار را بعد از نماز انجام می داد – و به سخنرانی پرداخت و آنها را از تمنای روبرو شدن با دشمن که با نوعی عجب و خودپسندی همراه است، نهی کرد؛ و توصیه نمود از الله عافیت بخواهند. سپس فرمود: «و چون با آنها روبرو شدید، صبر کنید». یعنی اگر الله متعال جنگ با آنها را مقدر نمود و به رویارویی با دشمن مبتلا شدید، در این هنگام صبر کنید و بی تابی نکنید و بدانید که یکی از دو نیکی برای شما خواهد بود؛ یا الله متعال شما را بر دشمن تان یاری می کند و غلبه و پیروزی از آن شما خواهد بود و به این ترتیب الله متعال شکست دشمن در دنیا و ثواب و پاداش در آخرت را برای شما میسر می گرداند؛ و یا اینکه بعد از تلاش و جهاد مغلوب شده و شکست می خورید و به ثواب و پاداش اخروی دست می یابید. اما اینکه فرمود: «بدانید که بهشت زیر سايه ی شمشيرهاست». به این معناست که جهاد وسیله ی رفتن مسلمان به بهشت می باشد. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم به درگاه پروردگارش و با توسل به شریعتی که نازل کرده و قدرت کاملش دعا می کند و از او می خواهد که مسلمانان را بر دشمن شان یاری نموده و پیروز بگرداند. چراکه توفیق تنها از جانب الله است.

مرجع

- صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه. - صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423 هـ. - عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق ، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408 هـ - تأسيس الأحكام للنجمي، ط2، دار علماء السلف، 1414ه - الإلمام بشرح عمدة الأحكام لإسماعيل الأنصاري، ط1، دار الفكر، دمشق، 1381ه - تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الأمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426 هـ - الإعلام بفوائد عمدة الأحكام لابن الملقن المحقق: عبد العزيز بن أحمد بن محمد المشيقح دار العاصمة للنشر والتوزيع، المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1997 م. - الاستذكار لابن عبد البر، تحقيق سالم محمد عطا، محمد علي معوض، دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421 - 2000. - تحفة الأحوذي للمباركفوري - دار الكتب العلمية - بيروت.

این حدیث در HadeethEnc.com

هرکه برای آن بجنگد که کلمهٔ الله برتر باشد، او در راه الله [جنگیده] است

عَنْ أَبِي مُوسَى رضي الله عنه قَالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنِ الرَّجُلِ يُقَاتِلُ شَجَاعَةً، وَيُقَاتِلُ حَمِيَّةً، وَيُقَاتِلُ رِيَاءً، أَيُّ ذَلِكَ فِي سَبِيلِ اللهِ؟ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللهِ هِيَ الْعُلْيَا، فَهُوَ فِي سَبِيلِ اللهِ».
از ابوموسی اشعری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که: از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ مردی پرسیده شد که از روی شجاعت می‌جنگد و از روی تعصب می‌جنگد و از روی ریا می‌جنگد، اینکه کدام‌یک در راه الله است؟ رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ پرسید: «مَنْ قَاتَلَ لِتَكُونَ كَلِمَةُ اللهِ هِيَ الْعُلْيَا، فَهُوَ فِي سَبِيلِ اللهِ»: «هرکه برای آن بجنگد که کلمهٔ الله برتر باشد، او در راه الله [جنگیده] است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ اختلاف نیت مردم در جنگ پرسیده شد؛ کسی که از روی شجاعت یا تعصب و غیرت یا برای خودنمایی کردن در برابر مردم و دیگر اهداف می‌جنگد؛ اینکه کدام‌یک از این نیت‌ها در راه الله است؟ پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر می‌دهد که کسی وصف جنگجوی در راه الله را می‌گیرد که برای برتری و اعلای کلمهٔ الله بجنگد.

فواید
  1. اصل در درستی یا تباهی اعمال، نیت و خالص بودن عمل برای الله متعال است.
  2. اگر قصد اصلی از جهاد، اِعلای کلمة الله باشد و هدف مشروع دیگری مانند به دست آوردن غنیمت هم به آن افزوده شود، به اصل نیت آسیب نمی‌زند.
  3. دور کردن دشمنان از سرزمین و حریم خود، از مصادیق نبرد در راه الله است.
  4. فضیلت وارد شده دربارهٔ مجاهدان، ویژهٔ کسی است که برای اِعلای کلمة الله بجنگد.
مرجع

صحيح البخاري (9/ 136) (7458). صحيح مسلم (3/ 1513) (1904). تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، لعبد الله البسام (ص753). الإعلام بفوائد عمدة الأحكام، لابن الملقن (10/ 380).

این حدیث در HadeethEnc.com

به شما دستور داده بودم که فلانی و فلانی را آتش بزنيد؛ ولی عذاب دادن با آتش مخصوص الله است؛ پس اگر آن دو را يافتيد، آنها را بکُشيد.

عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: بَعَثَنَا رسول الله صلى الله عليه وسلم في بَعْثٍ، فقال: «إن وجَدْتُم فُلانا وفُلانا» لرجلين من قُرَيْش سَمَّاهُما «فأَحْرِقُوهُمَا بالنَّار» ثم قال رسول الله صلى الله عليه وسلم حين أردنا الخروج: «إني كنت أَمَرْتُكُمْ أن تُحْرِقُوا فلانًا وفلانًا، وإن النَّار لا يُعَذِّبُ بها إلا الله، فإن وجَدْتُمُوهُما فاقْتُلُوهُما».
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم ما را در قالب لشکری به جهاد فرستاد و دو نفر از قريش را نام برد و فرمود: «إن وجَدْتُم فُلانا وفُلانا، فأَحْرِقُوهُمَا بالنَّار»: «اگر فلانی و فلانی را يافتيد، آنها را با آتش بسوزانید»؛ سپس هنگام حرکت به ما فرمود: «إني كُنتُ أَمَرْتُكُمْ أن تُحْرِقُوا فلانًا وفلانًا، وإن النَّار لا يُعَذِّبُ بِهَا إلا الله، فَإن وجَدْتُمُوهُما فاقْتُلُوهُما»: «به شما دستور داده بودم که فلانی و فلانی را آتش بزنيد؛ ولی عذاب دادن با آتش مخصوص الله است؛ پس اگر آن دو را يافتيد، آنها را بکُشيد».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

در این حدیث ابوهریره رضی الله عنه خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را در قالب لشکری برای جنگ با دشمن فرستاد و به ایشان امر نمود چون دو نفر از قریش را دیدند و دست شان به آنها رسید، آنها را با آتش بسوزانند. اما زمانی که لشکر آماده ی رفتن می شود و رسول الله صلی الله علیه وسلم برای وداع قبل از سفر می آید، می فرماید: «من به شما دستور دادم فلانی و فلانی را بسوزانید، اما تنها الله متعال است که با آتش عذاب می کند، پس اگر دست تان به آنها رسید، آنان را بکشید».

مرجع

نزهة المتقين، تأليف: جمعٌ من المشايخ، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى: 1397 هـ الطبعة الرابعة عشر 1407 هـ. كنوز رياض الصالحين، تأليف: حمد بن ناصر بن العمار ، الناشر: دار كنوز أشبيليا، الطبعة الأولى: 1430 هـ. بهجة الناظرين، تأليف: سليم بن عيد الهلالي، الناشر: دار ابن الجوزي ، سنة النشر: 1418 هـ- 1997م. رياض الصالحين، تأليف: محيي الدين يحيى بن شرف النووي ، تحقيق: د. ماهر بن ياسين الفحل ، الطبعة: الأولى، 1428 هـ. صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ. دليل الفالحين، تأليف: محمد بن علان، الناشر: دار الكتاب العربي، نسخة الكترونية ، لا يوجد بها بيانات نشر. شرح رياض الصالحين، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، الناشر: دار الوطن للنشر، الطبعة: 1426 ه.

این حدیث در HadeethEnc.com

شايسته - و روا - نيست کسی با آتش عذاب دهد مگر پروردگارِ آتش.

عنْ ابنِ مَسْعُودٍ رَضيَ اللهُ عنهُ قَالَ: كُنَّا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي سَفَرٍ، فَانْطَلَقَ لِحَاجَتِهِ، فَرَأَيْنَا حُمَّرَةً مَعَهَا فَرْخَانِ، فَأَخَذْنَا فَرْخَيْهَا، فَجَاءَتِ الْحُمَرَةُ فَجَعَلَتْ تَفْرِشُ، فَجَاءَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: «مَنْ فَجَعَ هَذِهِ بِوَلَدِهَا؟ رُدُّوا وَلَدَهَا إِلَيْهَا»، وَرَأَى قَرْيَةَ نَمْلٍ قَدْ حَرَّقْنَاهَا، فَقَالَ: «مَنْ حَرَّقَ هَذِهِ؟» قُلْنَا: نَحْنُ. قَالَ: «إِنَّهُ لَا يَنْبَغِي أَنْ يُعَذِّبَ بِالنَّارِ إِلَّا رَبُّ النَّارِ».
از ابن مسعود رضی الله عنه روایت است که می گويد: در سفری همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم بوديم؛ وقتی ایشان برای قضای حاجت رفت، پرنده ای ديديم که دو جوجه داشت؛ جوجه هايش را گرفتيم و پرنده ی مادر اطراف جوجه هايش می گشت. وقتی رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد، فرمود: «مَنْ فَجَعَ هذِهِ بِوَلَدِهَا؟ رُدُّوا وَلَدَهَا إِلَيْها»: «چه کسی اين پرنده را با گرفتن جوجه هايش آزرده است؟ بچه هايش را به او برگردانيد». و رسول الله صلى الله عليه وسلم لانه ی مورچه هايی را ديد که آن را آتش زده بوديم؛ پرسيد: «مَنْ حَرَّقَ هذِهِ؟»: «چه کسی اين را آتش زده است؟» پاسخ داديم: ما. فرمود: «إنَّهُ لا يَنْبَغِي أنْ يُعَذِّبَ بالنَّارِ إِلا رَبُّ النَّارِ»: «شايسته - و روا - نيست کسی با آتش عذاب دهد مگر پروردگارِ آتش».
به روایت ابوداووددرجهصحیح است
شرح

ابن مسعود رضی الله عنه خبر می دهد که آنها همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم در سفری بودند که ایشان برای قضای حاجت می رود؛ صحابه در نبود ایشان پرنده ای به همراه جوجه هایش می یابند و جوجه هایش را از مادرشان جدا می کنند و به این ترتیب باعث نگرانی و آشفتگی مادر می شوند که به دور جوجه های خود می چرخد؛ عادت پرنده ها همین است که وقتی جوجه های آنها گرفته شود، در فراغ آنها فریاد کشیده و بی تابی می کنند. وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم باز می گردد و این وضعیت را مشاهده می کند، دستور می دهد جوجه ها را آزاد کنند تا نزد مادرشان باز گردند و صحابه این کار را انجام می دهند. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم خانه ی مورچه هایی را می بیند که سوزانده شده است؛ لذا می فرماید: چه کسی این را سوزانده است؟ صحابه می گویند: ما ای رسول خدا؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «شايسته - و روا - نيست کسی با آتش عذاب دهد مگر پروردگارِ آتش». و از این عمل نهی می کند. بنابراین اگر کسی با مشکل مورچه ها مواجه بود نباید آنها را بسوزاند بلکه از چیزی برای فراری دادن آنها استفاده کند؛ و در صورتی که رها شدن از شر آنها جز با کشتن و از بین بردن آنها ممکن نباشد، کشتن شان جهت دفع اذیت و آزار آنها اشکالی ندارد اما نه با سوزاندن؛ با اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم از کشتن مورچه ها نهی کرده است، اما اگر اذیت و آزار داشته باشند و راهی جز کشتن آنها برای رهایی از شرشان نباشد، اشکالی ندارد کشته شوند.

مرجع

سنن أبي داود (4/ 309) (2675). نزهة المتقين، لمجموعة من الباحثين (2/ 1105). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (19/ 150). بهجة الناظرين، لسليم الهلالي (3/ 120). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (6/ 300).

این حدیث در HadeethEnc.com

هرکس به الله و روز قیامت ایمان دارد نباید بر چهارپایی سوار شود که از غنایم مسلمانان می باشد؛ چنانکه آن را ضعیف و ناتوان نموده و آنگاه آن را به غنایم باز گرداند. و هرکس به الله و روز قیامت ایمان دارد نباید لباسی را بپوشد که از غنایم مسلمانان است چنانکه آن را کهنه نموده و آنگاه به غنایم بازگرداند.

عن رويفع بن ثابت الأنصاري أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «من كان يؤمن بالله وباليوم الآخر فلا يَركَب دابة مِن فَيءِ المسلمين حتى إذا أَعْجَفَها رَدَّها فيه، ومن كان يؤمن بالله وباليوم الآخر فلا يَلبس ثوبا مِن فَيءِ المسلمين حتى إذا أَخْلَقَه رَدَّه فيه».
از رویفع بن ثابت انصاری روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَرْكَبْ دَابَّةً مِنْ فَيْءِ الْمُسْلِمِينَ حَتَّى إِذَا أَعْجَفَهَا رَدَّهَا فِيهِ، وَمَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَلْبَسْ ثَوْبًا مِنْ فَيْءِ الْمُسْلِمِينَ حَتَّى إِذَا أَخْلَقَهُ رَدَّهُ فِيهِ»: «هرکس به الله و روز قیامت ایمان دارد نباید بر چهارپایی سوار شود که از غنایم مسلمانان می باشد؛ چنانکه آن را ضعیف و ناتوان نموده و آنگاه آن را به غنایم باز گرداند. و هرکس به الله و روز قیامت ایمان دارد نباید لباسی را بپوشد که از غنایم مسلمانان است چنانکه آن را کهنه نموده و آنگاه به غنایم بازگرداند».
به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمیدرجهحسن است
شرح

در این حدیث آمده که برای هیچ مجاهدی جایز نیست لباسی از لباس هایی را بپوشد که در اموال غنایم می باشد؛ اینکه آن را کهنه کرده و سپس به غنایم بازگرداند. یا اینکه برای او جایز نیست بر چهارپایی از چهارپایانی سوار شود که جزو اموال غنیمت هستند و آن را ضعیف و ناتوان کرده و سپس به اموال غنیمت بازگرداند. چون این کار ضرر رساندن به سایر مجاهدانی است که در غنیمت سهم دارند و از مصادیق اختصاص دادن چیزی از اموال غنیمت به خود می باشد که از آن نهی شده است. اما اگر کسی بر چهارپایی از اموال غنیمت سوار شود، بدون اینکه نقشی در ضعیف و ناتوان شدن آن داشته باشد یا لباسی از اموال غنایم را بپوشد و آن را تلف یا کهنه نکند، مثلا چهارپایی را سوار شود تا او را به خانه اش برساند یا از دشمن دور کند، سپس آن را به غنایم بازگرداند یا لباسی را بپوشد که عورتش را بپوشاند یا خود را گرم کند و سپس به غنایم بازگرداند، در این صورت اشکالی ندارد. اما اگر کسی آنها را بفروشد، در دنیا و آخرت از دَین آنها پاک و بری نمی شود مگر با بازگرداندن شان به اموال غنیمت.

مرجع

- سنن أبي داود، ت: محمد محي الدين, المكتبة العصرية. - مسند أحمد، تحقيق شعيب الأرنؤوط، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م. - سنن الدارمي، تحقيق: حسين سليم أسد الداراني, دار المغني للنشر والتوزيع، المملكة العربية السعودية, الطبعة: الأولى، 1412 هـ. - صحيح أبي داود - الأم، للألباني، مؤسسة غراس للنشر والتوزيع، الطبعة: الأولى، 1423 هـ. - بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية، الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م. - تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة: الأولى، 1427 ه - 2006 م. - منحة العلام في شرح بلوغ المرام، لعبد الله الفوزان، دار ابن الجوزي، ط1 1428هـ. - فتح ذي الجلال والاكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية، الطبعة الأولى 1427. - توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام، مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة، الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ. - عون المعبود شرح سنن أبي داود، للعظيم آبادي، دار الكتب العلمية، بيروت, الطبعة: الثانية، 1415 هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com