عن أبي سليمان مالك بن الحويرث رضي الله عنه قال: أَتَينَا رسُول الله -صلَّى الله عليه وسلَّم- ونَحنُ شَبَبَةٌ مُتَقَارِبُون، فَأَقَمْنَا عِندَهُ عِشْرِينَ لَيلَةً، وَكَان رَسُولُ الله -صلَّى الله عليه وسلَّم- رَحِيمًا رَفِيقًا، فَظَنَّ أَنَّا قَدْ اشْتَقْنَا أَهْلَنَا، فَسَألَنا عمَّنْ تَرَكْنا مِنْ أَهلِنا، فأَخبَرنَاه، فقال: «ارْجِعُوا إلى أَهْلِيكُم، فَأَقِيمُوا فيهم، وَعَلِّمُوهُم وَمُرُوهُم، وَصَلُّوا صَلاَةَ كَذَا في حِينِ كذَا، وصَلُّوا كَذَا في حِينِ كَذَا، فَإِذا حَضَرَتِ الصلاةُ فَلْيُؤذِّن لكم أَحَدُكُم وَلْيَؤُمَّكُم أكبركم».
زاد البخاري في رواية له: «وصَلُّوا كَمَا رَأَيتُمُونِي أُصَلِّي».
از ابو سلیمان مالک بن حویرث رضی الله عنه روایت است که می گوید: ما تعدادی جوان هم سن و سال نزدِ رسول الله صلى الله عليه وسلم آمديم و بيست شب نزدش مانديم. رسول الله صلى الله عليه وسلم بسيار مهربان و دل سوز بود. احساس کرد که ما مشتاق خانواده و نزديکان خود شده ايم؛ بنابراین از ما درباره ی خانواده های مان پرسيد که آنها را ترک کرده بوديم و ما نيز پاسخش را داديم. فرمود: «ارْجِعُوا إلى أَهْلِيكُم، فَأَقِيمُوا فيهم، وَعَلِّمُوهُم وَمُرُوهُم، وَصَلُّوا صَلاَةَ كَذَا في حِينِ كذَا، وصَلُّوا كَذَا في حِينِ كَذَا، فَإِذا حَضَرَتِ الصلاةُ فَلْيُؤذِّن لكم أَحَدُكُم وَلْيَؤُمَّكُم أكبركم»: «نزدِ خانواده های تان باز گرديد و نزدِ آنها اقامت نماييد و آنها را تعليم دهيد و - به نماز و ساير احکام اسلام - امر کنيد و فلان نماز را در فلان وقت بخوانيد و فلان نماز را در فلان وقت؛ هنگامی که وقتِ نماز فرا می رسد، باید يکی از شما اذان بگويد و مسن ترين شما امامت دهد».
و بخاری در روایتی می افزاید: «وَصَلَّوا كمَا رَأَيتُمُوني أُصَلِّي»: «آن گونه نماز بخوانيد که می بینید من نماز می خوانم».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
مالک رضی الله عنه می گوید: درحالی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتیم که جوانانی هم سن و سال بودیم. این واقعه در "عام الوفود" در سال نهم هجری بود؛ و آنها جوان بودند و بیست روز نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم اقامت گزیدند.
آنان به هدف کسب دانش در دین الله آمده بودند. مالک می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم مهربان و دلسوز بود و احساس نمود که ما مشتاق خانواده و نزدیکان خود شده ایم؛ پس از ما در مورد خانواده های مان که ترک شان کرده بودیم سوال کرد و پاسخش را دادیم؛ سپس فرمود: «نزد خانواده های تان باز گردید و نزد آنها اقامت نمایید و به آنها بیاموزید و آنان را - به نماز و سایر احکام - امر کنید؛ و فلان نماز را در فلان وقت بخوانید؛ و چون وقت نماز فرا رسید باید یکی از شما اذان بگوید و مسن ترین شما امامت دهد». بخاری علاوه بر این می افزاید: «و نماز بخوانید چنانکه می بینید من نماز می خوانم».
این خود بیانگر آن است که رسول الله صلی الله علیه وسلم مشهور به مهربانی و دلسوزی بوده است؛ مهربان ترین و دلسوزترین مردم نسبت به آنها؛ چون می بیند آنها مشتاق دیدار خانواده های شان هستند و از آنها در مورد کسانی می پرسد که ترک شان کرده اند و آنها او را در جریان می گذارند، به آنها فرمان می دهد نزد خانواده های شان بازگردند.
اما اینکه فرمود: «مسن ترین شما امامت دهد» دلیلی بر مقدم کردن کسی برای امامت است که سن بیشتری دارد. و این روایت با روایتی منافات ندارد که می فرماید: «يَؤُمُّ الْقَوْمَ أَقْرَؤهُمْ لِكتَابِ اللَّه»: «کسی برای مردم امامت دهد که کتاب الله را بهتر قرائت می کند». زیرا این جوانان همگی در یک وقت به نزد پیامبر آمده بودند و ظاهرا در قرائت قرآن تفاوت زیادی بین آنها نبوده است و در این زمینه نزدیک به هم بوده اند؛ بر این اساس است که می فرماید: «بزرگترین شما از نطر سن و سال امامت دهد». چون آنها در قرائت قرآن یکسان یا نزدیک به هم بودند؛ بنابراین چون در قرائت و آگاهی به سنت و هجرت با هم برابر باشند، امامت به کسی برمی گردد که سن بیشتری داشته باشد.
و اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «چنان نماز بخوانید که می بینید من نماز می خوانم». بر این موضوع تاکید دارد که راه و روش رسول الله صلی الله علیه وسلم، آموزش دادن مردم با قول و فعل بوده است.
به عنوان مثال کسی را که بدون آرامش نماز می خواند با قول آموزش داده و به او فرمود: «إذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلاَةِ فَأَسْبِغ الْوُضُوءَ ثُمَّ اسْتَقْبِل الْقِبْلَةَ، فَكَبِّرْ، ثُمَّ اقْرَأْ بِمَا تَيَسَّرَ مَعَكَ مِنْ الْقُرْآنِ، ثُمَّ ارْكَعْ»: «وقتی می خواستی به نماز بايستی، وضوی کاملی بگير؛ آنگاه به قبله روی بياور و الله اکبر بگو؛ سپس در حدّ امکان، هرچه از قرآن ياد داری، بخوان و آنگاه رکوع کن» تا پایان روایت. اما این جوانان را با عمل خود می آموزد.
مرجع
رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428هـ.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لمحمد بن علان الشافعي، دار الكتاب العربي- بيروت - بدون تاريخ.
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي- الطبعة الأولى1418ه
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ.
صحيح البخاري، للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ.
صحيح مسلم، للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب - الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ.
كنوز رياض الصالحين، لحمد بن ناصر العمار، دار كنوز إشبيليا - الطبعة الأولى 1430هـ.
شرح رياض الصالحين، للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عبد الله بن عمر رضي الله عنهما عَنِ النَّبيِّ - صلى الله عليه وسلم - قَالَ: «إذا اسْتَأذَنَت أَحَدَكُم امرَأَتُه إلى المسجِد فَلا يَمنَعهَا، قال: فقال بلال بن عبد الله: والله لَنَمنَعُهُنَّ، قال: فَأَقبَلَ عليه عبد الله، فَسَبَّهُ سَبًّا سَيِّئًا، ما سَمِعتُه سَبَّهُ مِثلَهُ قَطُّ، وقال: أُخبِرُك عن رسول الله صلى الله عليه وسلم وتقول: والله لَنَمنَعُهُنَّ؟».
وفي لفظ: «لا تَمنَعُوا إِمَاء الله مسَاجِد الله...».
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إذا اسْتَأذَنَت أَحَدَكُم امرَأَتُه إلى المسجِد فَلا يَمنَعهَا»: «هرگاه زن يکی از شما اجازه ی رفتن به مسجد خواست، او را منع نکند». وقتی بلال بن عبد الله اين حديث را شنيد گفت: به خدا قسم آنان را از اين کار باز می داريم. این بود که عبد الله ابن عمر رضى الله عنهما رو به وی کرد و به شدت به او ناسزا گفت؛ ناسزايی که تا به حال از عبدالله بن عمر نشنيده بودم. و به او گفت: می گويم رسول الله صلى الله عليه وسلم چنين فرموده است و تو می گويی آنان را باز می داريم؟
و در لفظ ديگری آمده است: «لا تَمنَعُوا إِمَاء الله مسَاجِد الله»: «زنان را از رفتن به مساجد الله باز نداريد».
هر دو روایت متفق علیه استدرجهصحیح است
شرح
ابن عمر رضی الله عنهما روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: هرگاه همسر یکی از شما اجازه ی رفتن به مسجد خواست، او را از رفتن به مسجد باز ندارید؛ تا از فضیلت شرکت در جماعت محروم نماند؛ این حدیث بیانگر حکم خروج زنان برای نماز خواندن در مسجد می باشد که جایز بودن آن است. وقتی عبدالله بن عمر این حدیث را روایت می کرد، یکی از پسرانش به نام بلال حضور داشت؛ بلال که تغییر وضعیت زنان و تساهل آنان در آرایش و آراستگی را در جامعه ی زمان خود می دید و آن را با زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم مقایسه می کرد، غیرتش باعث شد – بدون قصد اعتراض به شارع - چنین سخنی بگوید: به خدا سوگند آنان را باز می داریم. اما پدرش این سخنش را حمل بر اعتراض نمود و آن را مصداق رد سخن پیامبر صلی الله علیه وسلم دانست؛ لذا خشم و غضب به خاطر الله و رسولش او را واداشت که دشنام و ناسزای بی سابقه ای نثار پسرش کند. و گفت: از رسول الله صلی الله علیه وسلم به تو خبر می دهم و تو می گویی: به خدا سوگند آنها را باز می داریم؟
مرجع
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426هـ.
تنبيه الأفهام شرح عمدة لأحكام، لابن عثيمين، ط1، مكتبة الصحابة، الإمارات، 1426هـ.
عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408 هـ.
صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ.
صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعًا: «صلاة الرجل في جماعة تَضعُفُ على صلاته في بيته وفِي سُوقِه خمسا وعشرين ضِعفًا، وذلك: أَنَّه إِذَا تَوَضَّأ، فَأَحسَن الوُضُوء، ثمَّ خرج إلى المسجد لاَ يُخرِجُهُ إلاَّ الصلاة؛ لَم يَخْطُ خُطوَةً إِلاَّ رُفِعَت له بِها درجة، وَحُطَّ عَنهُ بها خطيئة، فإذا صلَّى لم تزل الملائكة تُصَلِّي عليه، ما دام في مُصَلاَّه: اللهُمَّ صَلِّ عليه، اللهم اغفِر له، اللهم ارْحَمه، ولا يزال في صلاة ما انتظر الصلاة».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «صَلاةُ الرَّجُلِ في جَمَاعةٍ تُضَعَّفُ عَلَى صَلاتِهِ فِي بَيْتهِ وفي سُوقِهِ خَمْساً وَعِشْرِينَ ضِعْفَاً، وَذلِكَ: أَنَّهُ إذَا تَوَضَّأ، فَأحْسَنَ الوُضُوءَ، ثُمَّ خَرَجَ إلى المَسْجِدِ، لا يُخرِجُهُ إلا الصَّلاةُ، لَمْ يَخْطُ خَطْوَةً إلا رُفِعَتْ لَهُ بِهَا دَرَجَةٌ، وَحُطَّ عَنهُ بِهَا خَطِيئَةٌ، فَإذَا صَلَّى لَمْ تَزَلِ المَلائِكَةُ تُصَلِّي عَلَيْهِ، مَا دَامَ في مُصَلاَّهُ: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيهِ، اللَّهُمَّ اغفِر له، اللَّهُمَّ ارْحَمْهُ، وَلا يَزَالُ في صَلاةٍ مَا انْتَظَرَ الصَّلاَةَ»: «نماز هر فرد مسلمان به جماعت، بر نمازی که در خانه و بازار می خواند، بيست و پنج درجه برتری دارد؛ زيرا هرگاه يکی از شما وضوی درست و کاملی بگيرد و به مسجد برود و و انگيزه ای جز نماز، او را بيرون نياورده باشد، با هر قدمی که برمی دارد، يک درجه بر درجاتش افزود می شود و يکی از گناهانش کم می گردد. و هنگامی که نماز می گزارد، مادامی که در محل نمازش نشسته، ملائکه برای او دعا می کنند و می گويند: يا الله، بر او درود بفرست؛ یا الله، او را بیامرز و ببخش، يا الله، بر او رحم بفرما. و تا زمانی که در انتظار نماز نشسته، گويا در نماز است».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که ثواب و پاداش نماز هر فرد مسلمان به جماعت، تا بیست و پنج درجه بیش از نماز خواندن وی در خانه و بازار به تنهایی می باشد.
و اینکه فرمود: «وذلك» اگر مراد از آن فضل نماز جماعت بر نمازی باشد که به تنهایی خوانده می شود، به طور مشخص مقصود «جماعت در مسجد» می باشد.
و اینکه فرمود: «أنه» مراد از آن این شأن یا همان فرد مسلمانی است که چون به طور کامل وضو بگیرد و سنت ها و آداب را رعایت کند و سپس به سوی مسجد خارج شود و چیزی جز شرکت در نماز جماعت باعث خروج او نشده باشد – بنابراین در صورتی که چیزی جز نماز او را به مسجد بکشاند یا هدفی همراه نماز باعث خارج شدن وی به سوی مسجد گردد، ثوابی که ذکر می گردد برای او نخواهد بود – هیچ گامی بر نمی دارد مگر اینکه با آن درجه ای بر درجاتش افزوده می شود و گناهی از گناهانش پاک می شود؛ و این در مورد گناهان صغیره ای است که مربوط به حق الله می باشد؛ و چون نماز بخواند مادامی که در مکان نمازش نشسته باشد، همواره ملائکه بر وی درود می فرستند و از خداوند متعال برای او رحمت و طلب مغفرت می خواهند. و احتمال دارد منظور این باشد: مادامی که در محل نمازش - هرچند دراز کشیده - باشد و بی وضو نشود.
و مادامی که نمازگزار در انتظار نماز است، گویا در نماز می باشد.
مرجع
الإلمام بشرح عمدة الأحكام، إسماعيل بن محمد الأنصاري، دار الفكر، دمشق، الطبعة: الأولى، 1381هـ.
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق: محمد صبحي حلاق، مكتبة الصحابة، الأمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، الطبعة: العاشرة، 1426هـ.
تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام، محمد بن صالح العثيمين، مكتبة الصحابة، الإمارات، الطبعة: الأولى، 1426هـ.
عمدة الأحكام من كلام خير الأنام -صلى الله عليه وسلم-، لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، الطبعة: الثانية، 1408هـ.
صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ.
صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عبد الله بن عمر رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «صلاةُ الجَمَاعَة أَفضَلُ من صَلاَة الفَذِّ بِسَبعٍ وعِشرِين دَرَجَة».
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «صَلاَةُ الْجَمَاعَة أفْضَلُ مِنْ صَلاَةِ الْفَذِّ بِسَبْعٍ وَعِشْرِينَ دَرَجَةً»: «نماز جماعت، بيست و هفت درجه بر نماز انفرادی برتری دارد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
این حدیث بیانگر فضل نماز جماعت نسبت به نمازی است که به صورت انفرادی و به تنهایی خوانده شود؛ چراکه نماز جماعت با فایده های زیاد و مصالح بزرگی همراه است؛ و ثواب و پاداش آن بیست و هفت برابر نمازی است که به تنهایی خوانده شود؛ و بین این دو فاصله ی زیادی می باشد؛ و تردیدی نیست که هرکس این سود کلان را از دست بدهد، محروم است.
مرجع
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق: محمد صبحي حلاق، مكتبة الصحابة، الإمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، الطبعة: العاشرة، 1426هـ.
تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام، محمد بن صالح العثيمين، مكتبة الصحابة، الإمارات، الطبعة: الأولى، 1426هـ.
عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم، لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، الطبعة: الثانية، 1408هـ.
صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ.
صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن جابر رضي الله عنه قال: أراد بنو سلمة أن ينتقلوا للسكن قرب المسجد فبلغ ذلك رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال لهم: «إنه قد بلغني أنكم تُريدون أن تنتقلوا قُرب المسجد؟» فقالوا: نعم، يا رسول الله قد أردنا ذلك، فقال: «بَنِي سَلِمَة، دِيارَكُم، تُكتب آثارُكُم، ديارَكُم تُكتب آثاركُم».
وفي رواية: «إن بكلِّ خَطْوَة درجة».
از جابر رضی الله عنه روایت است که می گوید: بنی سلمه تصميم گرفتند به نزديکی مسجد نقل مکان کنند. اين خبر به رسول الله صلى الله عليه وسلم رسيد. پس به آنها فرمود: «إِنَّه قَدْ بَلَغَنِي أَنَّكُمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَنْتَقِلُوا قُربَ الْمَسْجِد؟»: «به من خبر رسيده که می خواهيد به نزديک مسجد نقل مکان کنيد». گفتند: بله، ای رسول خدا؛ فرمود: «بَنِي سَلِمةَ، ديارَكُم، تكْتبْ آثَارُكُم، دِيارَكُم، تُكْتَبْ آثارُكُمْ»: «ای بنی سلمه، در محل خود بمانيد تا گام های تان (به سوی مسجد) ثبت شود؛ در محل اقامت خود بمانيد تا پاداش گام هايی که به سوی مسجد برمی داريد، به شما برسد».
و در روايتی آمده است: «إِنَّ بِكُلِّ خَطْوةٍ درجةً»: «هر قدمی، يک درجه است».
بخاری به مانند آن روایت کرده است - به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
بنی سلمه تصمیم گرفتند محل خود را که از مسجد دور بود، ترک کنند و به مکانی نزدیک مسجد نقل مکان کنند؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم از خالی شدن اطراف مدینه اظهار ناخرسندی نمود. چنانکه در روایت بخاری آمده است. و دوست داشت اطراف مدینه آباد باشد تا وسعت جمعیتی مسلمانان در چشم منافقان و مشرکان بزرگ باشد. لذا از آنها سوال نمود و گفت: «به من خبر رسيده که می خواهيد به نزديک مسجد نقل مکان کنيد». گفتند: بله ای رسول خدا چنین قصدی کرده ایم؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «دِيارَكُم، تُكْتَبْ آثارُكُمْ»: «در محل اقامت خود بمانيد تا پاداش گام هايی که به سوی مسجد برمی داريد، به شما برسد». و این مساله را دو بار تکرار نمود. و برای آنها بیان داشت که در برابر هر گامی که به سوی مسجد برمی دارند، یک نیکی یا درجه خواهد بود.
و از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: «در میان شما بیشترین اجر و پاداش را کسی دارد که خانه اش از مسجد دورتر است». گفته شد: چرا ای ابوهریره؟ فرمود: «به دلیل تعداد گام های زیادی که به سوی مسجد برمی دارد». مالک در "الموطأ" آن را روایت کرده است.
بنابراین هرچه منزل و محل سکونت دورتر از مسجد باشد، این باعث افزایش درجات و بخشیده شدن گناهان می شود. و این فضل زمانی متحقق می شود که کسی وضویی کامل در خانه گرفته و پیاده و نه سواره به سوی مسجد حرکت کند؛ فرقی نمی کند گام هایی که بر می دارد اندک باشند یا زیاد، در برابر هر قدمی که برداشته می شود یک درجه افزوده شده و یک گناه پاک می شود.
از مردی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا تَوَضَّأَ أَحَدُكُمْ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ، ثُمَّ خَرَجَ إِلَى الصَّلَاةِ لَمْ يَرْفَعْ قَدَمَهُ الْيُمْنَى إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ حَسَنَةً، وَلَمْ يَضَعْ قَدَمَهُ الْيُسْرَى إِلَّا حَطَّ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عَنْهُ سَيِّئَةً، فَلْيُقَرِّبْ أَحَدُكُمْ أَوْ لِيُبَعِّدْ»: ««هرگاه يکی از شما به خوبی وضو گرفته و سپس برای نماز بيرون شود، پای راستش را بر نمی دارد مگر اينکه الله متعال برای او يک نيکی می نويسد و پای چپش را بر زمين نمی گذارد مگر اينکه الله متعال يک گناه او را پاک می کند، پس هریک از شما دوست دارد فاصله ی بين قدم هايش را کم يا زياد کند». به روایت ابوداود.
و از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «أَتَانِي رَبِّي عَزَّ وَجَلَّ اللَّيْلَةَ فِي أَحْسَنِ صُورَةٍ - أَحْسِبُهُ يَعْنِي فِي النَّوْمِ - فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ، هَلْ تَدْرِي فِيمَ يَخْتَصِمُ المَلَأُ الأَعْلَى؟ قَالَ: قُلْتُ: نَعَمْ، يَخْتَصِمُونَ فِي الْكَفَّارَاتِ وَالدَّرَجَاتِ، قَالَ: وَمَا الْكَفَّارَاتُ وَالدَّرَجَاتُ؟ قَالَ: الْمُكْثُ فِي الْمَسَاجِدِ بَعْدَ الصَّلَوَاتِ، وَالْمَشْيُ عَلَى الْأَقْدَامِ إِلَى الْجَمَاعَاتِ، وَإِبْلَاغُ الْوُضُوءِ فِي الْمَكَارِهِ»: «ديشب پروردگارم در بهترين شکل و هيئت نزد من آمد - گمان می کنم مراد ایشان در خواب بود - و فرمود: «ای محمد، آيا می دانی ملائکه در ملکوت اعلی درباره ی چه چيزی با هم بحث و مجادله می کنند؟ گفتم: بله. مجادله ی آنها بر سر کفارات و درجات است. فرمود: کفارات و درجات چه هستند؟ فرمود: ماندن در مساجد بعد از نمازها، پیاده رفتن و قدم زنان به سوی مسجد جهت شرکت در نمازهای جماعت و وضوی کامل در شرایط سخت و دشوار». به روایت امام احمد.
بنابراین دست یافتن به درجات با این امور محقق می شود:
1- با وضو به مسجد رفتن؛
2- امید به اجر و پاداش آن داشتن؛ به دلیل حدیث متفق علیه: «إِنَّمَا الأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ، وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى»: «اعمال به نيت ها بستگی دارند و دست آوردِ هر کسی، همان چيزی است که نيت کرده است».
3- خارج شدن از خانه فقط به قصد مسجد؛
4- پیاده و قدم زنان به مسجد رفتن و سواره نرفتن مگر به سبب عذری.
مرجع
كنوز رياض الصالحين، أ. د. حمد بن ناصر بن عبد الرحمن العمار، دار كنوز اشبيليا، الطبعة الأولى، 1430هـ.
بهجة الناظرين، الشيخ: سليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي، الكتاب غير نازل في الشاملة وحملته من المكتبة الوقفية، ولم أجد بيانات غير ما ذكرنا.
نزهة المتقين، د. مصطفى سعيد الخن، د. مصطفى البغا، محي الدين مستو، علي الشرجبي، محمد أمين لطفي، مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة الأولى.
1397هـ - 1977م.
شرح رياض الصالحين، الشيخ: محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن للنشر، طبع عام 1426هـ.
رياض الصالحين، د. ماهر بن ياسين الفحل، الناشر: دار ابن كثير للطباعة والنشر والتوزيع، دمشق - بيروت، الطبعة: الأولى، 1428هـ - 2007م.
صحيح البخاري، محمد بن اسماعيل البخاري، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ.
صحيح مسلم، المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسن القشيري، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.
شرح الزرقاني على موطأ الإمام مالك، المؤلف: محمد بن عبد الباقي بن يوسف الزرقاني، تحقيق: طه عبد الرءوف سعد، الناشر: مكتبة الثقافة الدينية - القاهرة، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2003م.
موطأ الإمام مالك، المؤلف: مالك بن أنس بن مالك الأصبحي، صححه ورقمه وخرج أحاديثه وعلق عليه: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت - لبنان، عام النشر: 1406هـ - 1985م.
سنن أبي داود، المؤلف: أبو داود سليمان بن الأشعث الأزدي، المحقق: محمد محيي الدين عبد الحميد، الناشر: المكتبة العصرية، صيدا - بيروت.
صحيح أبي داود - الأم، المؤلف: محمد ناصر الدين الألباني، الناشر: مؤسسة غراس للنشر والتوزيع، الكويت، الطبعة الأولى، 1423هـ - 2002م.
مسند الإمام أحمد بن حنبل، المؤلف: أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل الشيباني، المحقق: شعيب الأرناؤوط - عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى، 1421هـ - 2001م.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «صَلَاةُ الرَّجُلِ فِي جَمَاعَةٍ تَزِيدُ عَلَى صَلَاتِهِ فِي بَيْتِهِ وَصَلَاتِهِ فِي سُوقِهِ بِضْعًا وَعِشْرِينَ دَرَجَةً، وَذَلِكَ أَنَّ أَحَدَهُمْ إِذَا تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ، ثُمَّ أَتَى الْمَسْجِدَ لَا يَنْهَزُهُ إِلَّا الصَّلَاةُ، لَا يُرِيدُ إِلَّا الصَّلَاةَ، فَلَمْ يَخْطُ خَطْوَةً إِلَّا رُفِعَ لَهُ بِهَا دَرَجَةٌ، وَحُطَّ عَنْهُ بِهَا خَطِيئَةٌ، حَتَّى يَدْخُلَ الْمَسْجِدَ، فَإِذَا دَخَلَ الْمَسْجِدَ كَانَ فِي الصَّلَاةِ مَا كَانَتِ الصَّلَاةُ هِيَ تَحْبِسُهُ، وَالْمَلَائِكَةُ يُصَلُّونَ عَلَى أَحَدِكُمْ مَا دَامَ فِي مَجْلِسِهِ الَّذِي صَلَّى فِيهِ، يَقُولُونَ: اللهُمَّ ارْحَمْهُ، اللهُمَّ اغْفِرْ لَهُ، اللهُمَّ تُبْ عَلَيْهِ، مَا لَمْ يُؤْذِ فِيهِ، مَا لَمْ يُحْدِثْ فِيهِ».
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «صَلَاةُ الرَّجُلِ فِي جَمَاعَةٍ تَزِيدُ عَلَى صَلَاتِهِ فِي بَيْتِهِ وَصَلَاتِهِ فِي سُوقِهِ بِضْعًا وَعِشْرِينَ دَرَجَةً، وَذَلِكَ أَنَّ أَحَدَهُمْ إِذَا تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ، ثُمَّ أَتَى الْمَسْجِدَ لَا يَنْهَزُهُ إِلَّا الصَّلَاةُ، لَا يُرِيدُ إِلَّا الصَّلَاةَ، فَلَمْ يَخْطُ خَطْوَةً إِلَّا رُفِعَ لَهُ بِهَا دَرَجَةٌ، وَحُطَّ عَنْهُ بِهَا خَطِيئَةٌ، حَتَّى يَدْخُلَ الْمَسْجِدَ، فَإِذَا دَخَلَ الْمَسْجِدَ كَانَ فِي الصَّلَاةِ مَا كَانَتِ الصَّلَاةُ هِيَ تَحْبِسُهُ، وَالْمَلَائِكَةُ يُصَلُّونَ عَلَى أَحَدِكُمْ مَا دَامَ فِي مَجْلِسِهِ الَّذِي صَلَّى فِيهِ، يَقُولُونَ: اللهُمَّ ارْحَمْهُ، اللهُمَّ اغْفِرْ لَهُ، اللهُمَّ تُبْ عَلَيْهِ، مَا لَمْ يُؤْذِ فِيهِ، مَا لَمْ يُحْدِثْ فِيهِ»: «نماز مرد در جماعت بر نمازش در خانهاش و نمازش در (محل کارش در) بازار بیست و چند درجه برتری دارد، چنانکه اگر یکی از آنها خوب وضو بگیرد و سپس به مسجد بیاید و انگيزهای جز نماز بلندش نکرده باشد و قصدی جز نماز نداشته باشد، گامی برنمیدارد مگر آنکه با آن یک درجه بر درجات او افزوده میشود و یک گناه از او پاک میشود تا آنکه وارد مسجد شود؛ و چون وارد مسجد شد تا وقتی که در انتظار نماز است، در حال نماز خواهد بود؛ و تا وقتی که یکی از شما در جایی باشد که در آن نماز خوانده است ملائکه بر او درود میفرستند و میگویند: بارالها، او را مورد رحمت قرار ده، یا الله، او را بیامرز، بارالها، توبهاش را بپذیر؛ تا وقتی که در آن مجلس، آزار نرساند و وضویش باطل نشود».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که چون مسلمان در جماعت نماز بگزارد، این نمازش بیست و چند درجه بهتر از نمازش در خانهاش یا دکانش در بازار است. سپس به بیان سبب آن میپردازد که: وقتی مرد خوب، کامل و نیکو وضو بگیرد، سپس به سوی مسجد برود درحالیکه چیزی جز ارادهٔ نماز او را خارج نکرده باشد، هیچ گامی برنمیدارد مگر آنکه با آن درجهای بر درجات و منزلتش افزوده میشود و گناهی از گناهانش پاک میشود، پس چون به مسجد داخل شود و به انتظار نماز بنشیند، تا وقتی که در انتظار نماز است اجر و ثواب نماز به او میرسد و تا وقتی که در جایی باشد که آنجا نماز خوانده است، ملائکه برای او دعا میکنند و میگویند: «بارالها او را بیامرز، بارالها او را رحمت کن، بارالها بر او بازگرد» تا وقتی که وضویش را باطل نکرده باشد یا کاری نکرده باشد که باعث آزار مردم یا ملائکه شود.
فواید
- نماز شخصی که به تنهایی در خانه یا بازار نماز میخواند، درست است اما به سبب ترک بدون عذر نماز جماعت گناهکار میشود.
- نماز جماعت در مسجد، بیست و پنج یا بیست و شش یا بیست و هفت درجه بهتر از نمازی است که شخص به تنهایی میخواند.
- یکی از وظایف ملائکه، دعا برای مؤمنان است.
- فضیلت با وضو رفتن به مسجد.
مرجع
صحيح البخاري (1/ 103) (477).
صحيح مسلم (1/ 459) (649).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين (1/ 26).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 178).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (1/ 72).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص15).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 43).
المعجم الوسيط (1/ 60).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رضي الله عنهما أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «مَنْ أَكَلَ ثُومًا أَوْ بَصَلًا، فَلْيَعْتَزِلْنَا -أَوْ قَالَ: فَلْيَعْتَزِلْ- مَسْجِدَنَا، وَلْيَقْعُدْ فِي بَيْتِهِ»، وَأَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أُتِيَ بِقِدْرٍ فِيهِ خَضِرَاتٌ مِنْ بُقُولٍ، فَوَجَدَ لَهَا رِيحًا، فَسَأَلَ فَأُخْبِرَ بِمَا فِيهَا مِنَ البُقُولِ، فَقَالَ قَرِّبُوهَا إِلَى بَعْضِ أَصْحَابِهِ كَانَ مَعَهُ، فَلَمَّا رَآهُ كَرِهَ أَكْلَهَا، قَالَ: «كُلْ فَإِنِّي أُنَاجِي مَنْ لاَ تُنَاجِي».
ولِمُسْلِمٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللهِ، عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «مَنْ أَكَلَ مِنْ هَذِهِ الْبَقْلَةِ، الثُّومِ - وقَالَ مَرَّةً: مَنْ أَكَلَ الْبَصَلَ وَالثُّومَ وَالْكُرَّاثَ فَلَا يَقْرَبَنَّ مَسْجِدَنَا، فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَتَأَذَّى مِمَّا يَتَأَذَّى مِنْهُ بَنُو آدَمَ».
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ أَكَلَ ثُومًا أَوْ بَصَلًا، فَلْيَعْتَزِلْنَا -أَوْ قَالَ: فَلْيَعْتَزِلْ- مَسْجِدَنَا، وَلْيَقْعُدْ فِي بَيْتِهِ»: «هرکس سیر یا پیازی خورد، باید از ما کناره گیرد - یا فرمود: از مسجد ما کناره گیرد - و باید در خانهاش بنشیند». و برای رسول الله صلى الله عليه وسلم دیگی آوردند كه در آن چند نوع سبزی بود که بوی تندی از آنها به مشام ایشان صلى الله عليه وسلم رسيد. پس از محتويات آن پرسيد و آنها سبزيجاتی را كه در آن وجود داشت، نام بردند. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود که آن را به یکی از اصحابش که همراه ایشان بود بدهند، ولی وقتی پیامبر متوجه شد که او نیز خوردنش را نمیپسندد، فرمود: «كُلْ، فَإِنِّي أُنَاجِي مَنْ لا تُنَاجِي»: «بخور که من با كسی [از نزديک] سخن میگويم (جبرئيل) كه تو سخن نمیگويی». و مسلم از جابر بن عبدالله روایت نموده که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ أَكَلَ مِنْ هَذِهِ الْبَقْلَةِ، الثُّومِ - وقَالَ مَرَّةً: مَنْ أَكَلَ الْبَصَلَ وَالثُّومَ وَالْكُرَّاثَ فَلَا يَقْرَبَنَّ مَسْجِدَنَا، فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَتَأَذَّى مِمَّا يَتَأَذَّى مِنْهُ بَنُو آدَمَ»: «هرکس این سبزی یعنی سیر - و باری دیگر فرمودند: هرکس که پیاز و سیر و تره - خورد، به این مسجد ما نزدیک نشود، زیرا ملائکه از آنچه آدمیان از آن اذیت میشوند، آزار میبینند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم کسی را که سیر یا پیاز خورده، از آمدن به مسجد نهی کرده است تا با بوی آنها برادرانش را که در نماز جماعت حاضر میشوند اذیت نکند؛ و این نهی از آمدن به مسجد است نه از خوردن آنها؛ زیرا این دو از خوراکیهای مباح هستند. و برای پیامبر صلی الله علیه وسلم دیگی آوردند که حاوی سبزیجاتی بود، پس از آن بوی تندی احساس کرد که به او محتویات دیگ را گفتند؛ و ایشان از خوردنش امتناع ورزید و آن را به یکی از اصحابش تقدیم کرد تا از آن بخورد، اما آن صحابی نیز به اقتدا از پیامبر صلی الله علیه وسلم، خوردنش را نپسندید؛ وقتی پیامبر صلی الله علیه وسلم متوجه این مساله شد فرمود: بخور، زیرا من وحی را با ملائکه نجوا میکنم.
و پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر دادند که ملائکه از بوهای بد آزار میبینند، چنانکه مردم از آن اذیت میشوند.
فواید
- نهی از آمدن به مسجد برای کسی که سیر یا پیاز یا تره خورده باشد.
- هر چیز بدبویی که نمازگزاران از آن اذیت شوند، در این نهی داخل است، مانند بوی سیگار و تنباکو و مانند آن.
- علت این منع، بوی بد است. اما اگر بوی آن با پختن خوب یا به روش دیگری از بین برود، کراهت آن نیز از بین خواهد رفت.
- کراهت خوردن این امور برای کسی است که باید برای نماز در مسجد حضور یابد تا جماعت مسجد را از دست ندهد، اما در صورتی که خوردن آنها نوعی حیله برای عدم حضور در نماز باشد، عملش حرام خواهد بود.
- خودداری پیامبر صلی الله علیه وسلم از خوردن سیر و چیزهایی مانند آن از باب تحریم آن نبوده است، بلکه به سبب مناجات ایشان با جبرئیل علیه السلام بود.
- روش نیکوی پیامبر صلی الله علیه وسلم در آموزش؛ چنانکه حکم را به همراه سبب آن بیان میکرد تا مخاطب با دانستن حکمت، اطمینان یابد و آرام گیرد.
- قاضی عیاض میگوید: «علما همهٔ اماکن گردآمدن برای نماز به جز مسجد را مانند مصلای عید و محل خواندن نماز جنازه و دیگر اماکن جمع شدن برای عبادت و همچنین اماکن جمع شدن برای کسب علم و ذکر و ولیمه و مانند آن را بر همین قیاس کردهاند؛ اما بازارها و جاهایی مانند آن را شامل نمیشود».
- علما میگویند: «این حدیث دلیلی بر جلوگیری از ورود کسی به مسجد دارد که سیر و سبزیجاتی مانند آن خورده است، حتی اگر مسجد خالی باشد، زیرا محل ملائکه میباشد و عمومیت احادیث بر آن دلالت دارند.
مرجع
صحيح البخاري (1/ 170) (855).
صحيح مسلم (1/ 394) (564)، (1/ 395) (564).
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام (ص204).
تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام، لابن عثيمين (2/ 260).
تاج العروس من جواهر القاموس، للزَّبيدي (5/ 332).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ غَدَا إِلَى الْمَسْجِدِ أَوْ رَاحَ أَعَدَّ اللهُ لَهُ فِي الْجَنَّةِ نُزُلًا، كُلَّمَا غَدَا أَوْ رَاحَ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ غَدَا إِلَى الْمَسْجِدِ أَوْ رَاحَ أَعَدَّ اللهُ لَهُ فِي الْجَنَّةِ نُزُلًا، كُلَّمَا غَدَا أَوْ رَاحَ»: «کسی که در ابتدا يا پايان روز به مسجد برود، الله برای هر نوبت که در ابتدا يا انتهای روز به مسجد میرود، ضيافتی در بهشت برای او فراهم میسازد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم کسی را که برای عبادت یا علم یا دیگر اهداف خیر در هر وقت روز - اول روز یا آخر آن - به مسجد برود، بشارت داده که برای هر نوبت که در ابتدا يا انتهای روز به مسجد میرود، جایگاه و محل ضیافتی در بهشت تدارک میبیند.
فواید
- فضیلت رفتن به مسجد و تشویق به محافظت بر نماز جماعت در مسجد. کسی که از رفتن به مسجد سرباز میزند چه خیر و فضل و اجر و چه بسیار ضیافتهایی را از دست میدهد که الله تبارک و تعالی برای مهمانان خانهاش تدارک دیده است.
- وقتی مردم کسانی را گرامی داشته و تکریم میکنند که به خانههایشان میآیند و از آنها پذیرایی میکنند، الله تعالی گرامیتر از بندگان خود است! بنابراین کسی که قصد خانهاش را کند، گرامی میدارد و برای او ضیافتی بزرگ تدارک میبیند.
- شادی و غبطه برای رفتن به مساجد؛ زیرا هر صبح و شام که به مسجد میرود به تعداد هر نوبت برای او ضیافتی آماده میشود.
مرجع
صحيح البخاري (1/ 133) (662).
صحيح مسلم (1/ 463) (669).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 153).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (2/ 166).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 204).
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com