عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَا يَزَالُ البَلاَءُ بِالمُؤْمِنِ وَالمُؤْمِنَةِ فِي نَفْسِهِ وَوَلَدِهِ وَمَالِهِ حَتَّى يَلْقَى اللَّهَ وَمَا عَلَيْهِ خَطِيئَةٌ».
از ابوهُریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَا يَزَال الْبَلاءُ بِالْمُؤْمِنِ وَالْمؤمِنَةِ في نَفْسِهِ وَولَدِهِ ومَالِهِ حَتَّى يَلْقَى اللَّه تعالى وَمَا عَلَيْهِ خَطِيئَةٌ»: «زن و مرد مؤمن همواره در جان و مال و فرزندش مورد آزمايش قرار میگيرد تا آنکه الله متعال را در حالی ملاقات میکنند که هيچ خطا و گناهی بر آنها نيست».
به روایت ترمذی و احمددرجهحسن است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که بلا و آزمایش از بندهی مومن (زن و مرد) جدا نمیشود؛ چنانکه در مورد جان و سلامتی و بدنش مورد آزمایش قرار میگیرد و همچنین در مورد فرزندانش با بیماری یا وفات یا نافرمانی یا به هر نوع دیگری؛ و در مالش نیز مورد امتحان و آزمایش قرار میگیرد، چنانکه دچار فقر یا از بین رفتن مال و تجارت و سرقت اموال و کسادی بازار و تنگی روزی خواهد شد، تا آنکه الله تعالی با این بلاها همهٔ گناهانش را پاک میکند و هنگامی که به دیدار پروردگارش میرود، از همهٔ گناهان و خطاهایی که مرتکب شده، پاک باشد.
فواید
- از مصادیق رحمت الله در حق بندگان مؤمنش این است که گناهانشان را با مصیبتهای دنیا و آفتهای آن در همین دنیا پاک میکند.
- صرف بلا، به شرط داشتن ایمان، گناهان را پاک میکند، حال اگر بنده صبر کند و بیتابی و نارضایتی نداشته باشد و خشمگین نگردد، اجر هم میبرد.
- تشویق به صبر در همهٔ امور، چه اموری که دوست دارد و چه در امور ناپسند. بنده صبر میکند تا آنچه را خداوند واجب نموده، ادا نماید؛ و صبر میکند تا از آنچه الله حرام کرده، دوری کند؛ و همهی این کارها را به امید اجر و پاداش پروردگار و ترس از مجازات او انجام میدهد.
- اینکه میفرماید: «برای مرد و زن مؤمن»؛ در اینجا اضافه شدن لفظ زن مؤمن برای تاکید روی زنان است؛ چون اگر فقط «مؤمن» هم گفته بود، این لفظ مرد و زن را شامل میشد، زیرا لفظ مؤمن خاصِ مردان نیست. بنابراین اگر بلایی برای زن مؤمن رخ دهد، او نیز وعدهٔ این پاداش و پاک شدن گناهان را دارد.
- آنچه باعث میشود دردها و رنجها و مصیبتهای پی در پی برای بنده آسان بگذرد، فضیلتی است که در پی بلا و آزمایش نصیب او میشود.
مرجع
سنن الترمذي (4/ 204) (2399).
مسند أحمد (13/ 248) (7859).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 113).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص51).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (1/ 273).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 80).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ صُهَيْبٍ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «عَجَبًا لِأَمْرِ الْمُؤْمِنِ، إِنَّ أَمْرَهُ كُلَّهُ خَيْرٌ، وَلَيْسَ ذَاكَ لِأَحَدٍ إِلَّا لِلْمُؤْمِنِ، إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ، فَكَانَ خَيْرًا لَهُ، وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ، فَكَانَ خَيْرًا لَهُ».
از صُهَیب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «عَجَبًا لِأَمْرِ الْمُؤْمِنِ، إِنَّ أَمْرَهُ كُلَّهُ خَيْرٌ، وَلَيْسَ ذَاكَ لِأَحَدٍ إِلَّا لِلْمُؤْمِنِ، إِنْ أَصَابَتْهُ سَرَّاءُ شَكَرَ، فَكَانَ خَيْرًا لَهُ، وَإِنْ أَصَابَتْهُ ضَرَّاءُ صَبَرَ، فَكَانَ خَيْرًا لَهُ»: «وضعیت مؤمن شگفتآور و عجیب است؛ وضعیت او در همه حال خیر است؛ و این حالت برای هیچکسی جز مؤمن نیست؛ اگر خوشی به او رسد، شکر گوید و این برای او خیر است؛ و اگر زیانی به او رسد، صبر میکند و این برای او خیر است».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ از وضعیت مؤمن و احوال او اظهار شگفتی میکند و این تعجب از بابت وضعیت خوب او در هر حالت است؛ زیرا احوال او در همه حال خیر و خوب است و فقط مومن است که چنین وضعیتی دارد؛ زیرا اگر خوشی به او رسد، خداوند را در برابر آن شکر میگوید و درنتیجه پاداش شکر برای او حاصل میشود؛ و اگر ناخوشی و زیانی به او رسد، صبر نموده و از خداوند امید پاداشِ صبر دارد؛ و به این ترتیب اجر و پاداش صبر برای او حاصل میگردد؛ و اینگونه در همه حال اجر و پاداش دارد.
فواید
- فضیلت شکر در خوشی و صبر در ناخوشی؛ و کسی که چنین رفتار و عملی داشته باشد، خیر هر دو جهان را به دست آورده است؛ و کسی که برای نعمت شکر نگوید و بر مصیبت صبر نکند، این اجر را از دست میدهد و گناهکار میشود.
- فضیلت ایمان؛ و اینکه در هر حال پاداش فقط برای اهل ایمان خواهد بود.
- شکر به هنگام خوشی و صبر به هنگام ناخوشی از خصلتهای مؤمنان است.
- ایمان به قضا و قدر باعث میشود مؤمن در هر حال خشنود باشد، برخلاف غیر مؤمن که همواره در هنگام زیان دیدن خشمگین است؛ و اگر نعمتی از الله عزوجل به او برسد، او را از انجام طاعت پروردگار به خود مشغول میدارد، علاوه بر اینکه آن را در راه معصیت و نافرمانی الله صرف میکند.
مرجع
صحيح مسلم (4/ 2295) (2999).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 82).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (1/ 197).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 59).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أنس بن مالك رضي الله عنه قال: «إنكم لتعملون أعمالا هي أَدَقُّ في أعينكم من الشَّعْرِ، كنا نَعُدُّهَا على عهد رسول الله - صلى الله عليه وسلم - من المُوبِقَاتِ».
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: شما مرتکب اعمالی می شويد که در نظرتان باريک تر از مو می باشد. - يعنی در نظر شما ناچيز و بی اهميت است؛ - حال آنکه ما در زمان رسول الله صلى الله عليه وسلم آنها را جزو گناهان نابودکننده می شمرديم.
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح
صحابی بزرگوار انس بن مالک رضی الله عنه خطاب به گروهی که در اعمال تساهل به خرج می دهند، می گوید: شما برخی از گناهان را به سبب عدم تامل در مورد کسی که با آنها نافرمانی می شود، سبک شمرده و بسیار کوچک می پندارید؛ اما همین گناهانی که کوچک و بی اهمیت شان می پندارید، نزد صحابه از گناهان نابود کننده و ویرانگر شمرده می شد چون کسی که نافرمانی می شد نزد آنها بزرگ و با عظمت بود؛ و دلیل دیگر ترس و مراقبت و محاسبه ای بود که صحابه داشتند.
مرجع
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415ه.
تطريز رياض الصالحين للشيخ فيصل المبارك، ط1، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة، الرياض، 1423 هـ.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة،بيروت، 1425 ه.
رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428 هـ.
كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ.
صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أنس -رضي الله عنه - أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: "إذا أراد الله بعبده الخير عجل له العقوبة في الدنيا، وإذا أراد بعبده الشر أمسك عنه بذنبه حتى يُوَافِيَ به يومَ القيامة".
از انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بعبْدِهِ الخَيْر عجَّلَ لَهُ الْعُقُوبةَ في الدُّنْيَا، وإِذَا أَرَادَ اللَّه بِعبدِهِ الشَّرَّ أمسَكَ عنْهُ بذَنْبِهِ حتَّى يُوافِيَ بهِ يَومَ الْقِيامةِ»: «هرگاه الله متعال برای بنده اش اراده ی خير کند، عقوبت يا نتيجه ی اعمال بدش را در دنيا به تعجيل می اندازد و اگر نسبت به بنده اش اراده ی بد نمايد، او را در گناهش رها می کند تا در روز قيامت به حسابش برسد».
به روایت ترمذیدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که علامت و نشانه ی اینکه الله متعال در مورد بنده اراده ی خیری نموده، این است که مجازات وی در برابر گناهانش را در همین دنیا قرار داده است تا درحالی از دنیا خارج شود که گناهی برای محاسبه شدن در روز قیامت به همراه نداشته باشد. چون هرکس در همین دنیا در برابر عملش محاسبه گردد، حساب وی در آخرت سبک خواهد بود؛ و علامت و نشانه ی اینکه الله متعال در مورد بنده ای اراده ی شر و بدی نموده، این است که در برابر گناهانش، او را در دنیا مجازات نمی کند و مجازات او را تا روز قیامت به تاخیر می اندازد و با کوله باری از گناه حاضر می شود و به این ترتیب او را چنانکه مستحق آن است مجازات می نماید.
مرجع
الملخص في شرح كتاب التوحيد، للشيخ صالح الفوزان, دار العاصمة, الطبعة الأولى، 1422ه.
الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد بن عبد العزيز السليمان القرعاوي, تحقيق: محمد بن أحمد سيد, مكتبة السوادي، الطبعة: الخامسة، 1424ه.
جامع الترمذي, تحقيق: أحمد شاكر, شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي, الطبعة: الثانية، 1395هـ.
صحيح الجامع الصغير, للألباني, المكتب الإسلامي.
این حدیث در HadeethEnc.comعن النُّعمان بن بَشير رضي الله عنه قال: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ -وَأَهْوَى النُّعْمَانُ بِإِصْبَعَيْهِ إِلَى أُذُنَيْهِ-: «إِنَّ الْحَلَالَ بَيِّنٌ وَإِنَّ الْحَرَامَ بَيِّنٌ، وَبَيْنَهُمَا مُشْتَبِهَاتٌ لَا يَعْلَمُهُنَّ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِدِينِهِ وَعِرْضِهِ، وَمَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ، كَالرَّاعِي يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى يُوشِكُ أَنْ يَرْتَعَ فِيهِ، أَلَا وَإِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى، أَلَا وَإِنَّ حِمَى اللهِ مَحَارِمُهُ، أَلَا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً، إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، أَلَا وَهِيَ الْقَلْبُ».
از نعمان بن بَشیر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرمود: - و در این حال نعمان با انگشتانش به گوشهایش اشاره کرد -: «إِنَّ الْحَلَالَ بَيِّنٌ وَإِنَّ الْحَرَامَ بَيِّنٌ، وَبَيْنَهُمَا مُشْتَبِهَاتٌ لَا يَعْلَمُهُنَّ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِدِينِهِ وَعِرْضِهِ، وَمَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ، كَالرَّاعِي يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى يُوشِكُ أَنْ يَرْتَعَ فِيهِ، أَلَا وَإِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى، أَلَا وَإِنَّ حِمَى اللهِ مَحَارِمُهُ، أَلَا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً، إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، أَلَا وَهِيَ الْقَلْبُ»: «حلال واضح و حرام واضح است؛ و در بين آنها مواردى مشتبه و پوشیده وجود دارد كه بسيارى از مردم از آنها بىخبرند؛ پس هر كسى از آن موارد مشتبه دورى جوید، دين و آبرويش را حفاظت کرده است؛ و هر كسى مرتكب شبهات شود، مرتكب حرام میشود، مانند: چوپانى كه در نزدیکی منطقهٔ ممنوعه [حیوانات خود را] میچراند و هر لحظه امكان دارد در داخل آن علفزار بچرند. بدانيد هر پادشاهى محدودهٔ حمايت شدهاى دارد و محدودهٔ حمايت شدهٔ الهى محرمات او هستند. بدانيد در بدن تكه گوشتى وجود دارد كه اگر اصلاح گرديد، كليهٔ بدن اصلاح شده است و اگر فاسد گرديد همهٔ بدن فاسد شده است، بدانيد كه آن قلب است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به بیان قاعدهای عام میپردازد؛ این قاعده همه چیز را در شریعت به سه بخش تقسیم میکند: حلال آشکار و واضح، حرام آشکار واضح، و امور مُشتَبَه که از حیث حلال بودن و حرام بودن واضح نیستند و بیشتر مردم حکم آنها را نمیدانند.
پس هر که مواردی را که مشتبه هستند ترک نماید، دینش را با دوری از گرفتار شدن به حرام حفظ کرده است و ناموس و آبرویش را از عیبجویی مردم به سبب ارتکاب این مشتبهات در امان نگه داشته است. اما کسی که امور مشتبه [که از وجهی به حلال و از وجهی به حرام شبیه هستند] را ترک نگوید و از آنها دوری نکند، در واقع خود را یا در معرض گرفتار شدن به حرام قرار داده است یا در معرض بیآبرو شدن نزد مردم. و پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ مثالی آورده تا وضعیت کسی را که بیان دارد مرتکب شبهات شده است؛ و او را همانند چوپانی دانسته که حیواناتش را در نزدیکی زمینی چرا میدهد که صاحبش آن را خط کشی و مرزبندی کرده است و نزدیک است که حیواناتش در آن زمین حفاظت شده بچرند، زیرا نزدیک آن هستند. به همین ترتیب هرکس کاری را انجام دهد که شبهه دارد، با این کار به حرام نزدیک شده و نزدیک است که در آن واقع شود. پس از آن پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر داده که در بدن تکهگوشتی است (یعنی قلب) که با اصلاح آن همهٔ بدن صالح میشود و با فساد آن همهٔ بدن تباه و فاسد میگردد.
فواید
- ترغیب و تشویق به ترک امور مشتبه که حکمش واضح نیست.
مرجع
صحيح البخاري (1/ 20) (52).
صحيح مسلم (3/ 1219) (1599).
التحفة الربانية في شرح الأربعين حديثا النووية (ص18).
شرح الأربعين النووية، لابن عثيمين (ص105).
فتح القوي المتين في شرح الأربعين وتتمة الخمسين، للعباد (ص41).
فتح الباري لابن حجر (4/ 291).
شرح النووي على مسلم (11/ 28).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِمَنْكِبِي، فَقَالَ: «كُنْ فِي الدُّنْيَا كَأَنَّكَ غَرِيبٌ أَوْ عَابِرُ سَبِيلٍ»، وَكَانَ ابْنُ عُمَرَ، يَقُولُ: إِذَا أَمْسَيْتَ فَلاَ تَنْتَظِرِ الصَّبَاحَ، وَإِذَا أَصْبَحْتَ فَلاَ تَنْتَظِرِ المَسَاءَ، وَخُذْ مِنْ صِحَّتِكَ لِمَرَضِكَ، وَمِنْ حَيَاتِكَ لِمَوْتِكَ.
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که میگوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم شانهٔ مرا گرفت و فرمود: «كُنْ فِي الدُّنْيَا كَأَنَّكَ غَرِيبٌ أَوْ عَابِرُ سَبِيلٍ»: «در دنیا چنان باش که گویا غریبه یا رهگذری». و ابن عمر میگفت: چون شب را درک نمودی منتظر صبح نباش و چون صبح را درک کردی منتظر شب نباش؛ و از سلامتیات برای بیماریات و از زندگیات برای مرگت [توشه] برگیر».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح
ابن عمر رضی الله عنهما ذکر کرده که پیامبر صلی الله علیه وسلم شانهاش را - که محل رسیدن کتف به بازو است - گرفت و خطاب به او فرمود: «در دنیا چنان باش که گویا غریبهای هستی که به شهری آمده که نه خانهای دارد که به آن پناه برد و نه ساکنی دارد که او را دلداری دهد و عاری از خانواده و وابستگان و وابستگیهاست، مواردی که او را از خالق به خود مشغول میکنند؛ بلکه خود را در وضعیتی سختتر از غریب تصور کن؛ مانند رهگذری باش که در طلب وطنش از راهی میگذرد، زیرا غریب شاید در سرزمین غربت ساکن شود و در آن اقامت گزیند، بر خلاف رهگذری که قصد سرزمین دیگری را دارد، زیرا وضعیت او به شکلی است که بارش سبکتر است و توقف نمیکند و همهٔ تلاش او برای رسیدن به سرزمینش است. از سوی دیگر مسافر به چیزی بیش از همان توشهای که او را به مقصدش برساند نیازی ندارد. همینگونه مؤمن نیز در دنیا به بیش از چیزی که او را به هدفش برساند نیازی ندارد.
ابن عمر به این نصیحت عمل نمود و میگفت: «چون صبح کردی منتظر شب نباش و چون به شب رسیدی منتظر صبح نباش و خود را از جملهٔ اهل قبور بدان، زیرا عمر انسان خالی از سلامتی و بیماری نیست؛ بنابراین از ایام سلامتی با اطاعت و فرمانبرداری و کارهای نیک برای زمان بیماری استفاده کن و اعمال صالح را در هنگام سلامتی غنیمت بدان، پیش از آنکه بیماری مانعی میان تو و طاعات شود؛ و زندگی خود در دنیا را غنیمت شمار و در آن چیزی را جمع کن که برای تو پس از مرگ مفید باشد.
فواید
- دست گذاشتن معلم بر شانهٔ دانش آموز در هنگام آموزش برای انس گرفتن و جمع شدن حواس او.
- پیش قدم شدم در نصیحت و ارشاد برای کسی که خود درخواست نکرده است.
- آموزش نیکوی پیامبر صلی الله علیه وسلم با ذکر مثالهای قانع کننده مانند این سخن که فرمودند: «در دنیا همانند غریبه یا رهگذر باش».
- مردم در مسیرشان به سوی آخرت متفاوت هستند؛ چنانکه در زهد و پارسایی، رهگذر منزلتی بالاتر از غریب دارد.
- بیان کوتاه کردن آرزو و آماده شدن برای مرگ.
- این حدیث بر ترک کسب روزی و حرام شمردن لذتهای دنیا دلالت نمیکند، بلکه دلالت آن بر تشویق به زهد در دنیا و کم و ناچیز شمردن آن است.
- شتاب نمودن برای اعمال نیک پیش از آنکه توان انجامشان از دست برود و بیماری یا مرگ بین او و آن فاصله بیندازد.
- فضیلت عبدالله بن عمر رضی الله عنهما که تحت تاثیر این موعظهٔ پیامبر صلی الله علیه وسلم قرار گرفت.
- وطن مؤمنان بهشت است. مؤمن در دنیا غریب است و در حال سفر به سوی آخرت میباشد؛ بنابراین به هیچ چیز این سرزمین غربت دل نمیبندد بلکه دلش دلبستهی سرزمینی است که قرار است به آنجا بازگرد؛ و اقامتش در دنیا برای آن است که نیازش را رفع کند و توشهٔ بازگشت به سرزمینش را فراهم سازد.
مرجع
صحيح البخاري (8/ 89) (6416).
التحفة الربانية في شرح الأربعين حديثًا النووية، لإسماعيل الأنصاري (ص90).
شرح الأربعين النووية، لابن عثيمين (ص390).
فتح القوي المتين في شرح الأربعين وتتمة الخمسين، للنووي وابن رجب (ص131).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «لَا تَحَاسَدُوا، وَلَا تَنَاجَشُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا، وَلَا تَدَابَرُوا، وَلَا يَبِعْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَكُونُوا عِبَادَ اللهِ إِخْوَانًا الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ، لَا يَظْلِمُهُ وَلَا يَخْذُلُهُ، وَلَا يَحْقِرُهُ التَّقْوَى هَاهُنَا» وَيُشِيرُ إِلَى صَدْرِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ «بِحَسْبِ امْرِئٍ مِنَ الشَّرِّ أَنْ يَحْقِرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ، كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ، دَمُهُ، وَمَالُهُ، وَعِرْضُهُ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «لَا تَحَاسَدُوا، وَلَا تَنَاجَشُوا، وَلَا تَبَاغَضُوا، وَلَا تَدَابَرُوا، وَلَا يَبِعْ بَعْضُكُمْ عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَكُونُوا عِبَادَ اللَّهِ إِخْوَانًا الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ، لَا يَظْلِمُهُ وَلَا يَخْذُلُهُ، وَلَا يَحْقِرُهُ التَّقْوَى هَاهُنَا» وَيُشِيرُ إِلَى صَدْرِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ «بِحَسْبِ امْرِئٍ مِنَ الشَّرِّ أَنْ يَحْقِرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ، كُلُّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ حَرَامٌ، دَمُهُ، وَمَالُهُ، وَعِرْضُهُ». «با یکدیگر حسادت نورزید، و بازارگرمیِ کاذب نکنید، و با یکدیگر دشمنی نکنید، و به یکدیگر پشت نکنید، و بر معاملهٔ یکدیگر، معامله نکنید، و ای بندگان خدا، با هم برادر باشید. مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نمیکند، او را تنها نمیگذارد و او را تحقیر نمیکند. تقوا اینجاست» و سه بار به سینهٔ خود اشاره کردند. «برای شرارتِ یک شخص همین بس که برادر مسلمانش را تحقیر کند. همه چیزِ مسلمان بر مسلمان حرام است: خونش، و مالش، و آبرویش».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه و سلم مسلمان را دربارهٔ برادر مسلمانش به نیکی سفارش کردند و برخی از واجبات و آدابی را که در برابر آنان بر عهده دارد، بیان کردند؛ از جمله: سفارش اول: با یکدیگر حسادت نورزید، به این صورت که برخی از شما آرزوی از بین رفتن نعمت دیگری را داشته باشد. دوم: در معامله قیمت را به دروغ و با تبانی بالا نبرید، به این صورت که شخصی قیمت کالا را بالا ببرد در حالی که قصد خرید آن را ندارد؛ و منظورش تنها سود رساندن به فروشنده یا ضرر رساندن به خریدار باشد. سوم: با یکدیگر دشمنی نکنید، و آن ارادهٔ ضرر رساندن است که ضد محبت است؛ مگر آنکه دشمنی در راه خداوند متعال باشد که در آن صورت واجب است. چهارم: به یکدیگر پشت نکنید، به این صورت که هر یک از شما به برادرش پشت کند و از او روی بگرداند و او را ترک کند. پنجم: بر معاملهٔ یکدیگر، معامله نکنید، به این صورت که به کسی که کالایی را خریده بگویی: من مانند آن را با قیمتی کمتر یا با همان قیمت و کیفیتی بهتر دارم. سپس ایشان علیه الصلاة والسلام به سفارشی جامع اشاره کردند و فرمودند: همچون برادرانی برای یکدیگر باشید؛ به این صورت که کارهای نهیشده را ترک کنید و در حق یکدیگر محبت، نرمی، دلسوزی و مهربانی بورزید و در امور خیر با هم همکاری کنید، و همواره دلی پاک و نیتی خیرخواهانه داشته باشید. و از لوازم این برادری این است که: به برادر مسلمانش ستم نکند و به حق او تجاوز ننماید. و اینکه برادر مسلمانش را در حالی که به او ستم میشود، تنها نگذارد و او را در جایی که میتواند یاریاش کند و ظلم را از او بردارد، رها نکند. و اینکه او را تحقیر نکند و کوچک نشمارد و با دیدهٔ حقارت و پستی به او ننگرد؛ که این از تکبر قلبی ناشی میشود. سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم سه بار بیان کردند که تقوا در قلب است، و هر کس در قلبش تقوایی باشد که مقتضیِ اخلاق نیکو و ترس از خدا و مراقبت از اوست، هیچ مسلمانی را تحقیر نخواهد کرد. و سپس بیان نموند که از خصلتهای شر و اخلاق پست برای شخص همین کافی است که برادر مسلمانش را تحقیر کند؛ و این به خاطر تکبری است که در قلب اوست. سپس پیامبر صلى الله عليه وسلم برای تأکید بر نکات پیشین فرمودند که هر مسلمانی به طور کامل بر مسلمان دیگر حرام است؛ یعنی ریختن خونش، چه با کشتن باشد یا آسیبهای کمتر مانند زخمی کردن و زدن؛ و همچنین دستدرازی به مالش، با گرفتنِ ناحق آن؛ و نیز لطمه زدن به آبرویش، با بدگویی از شخصیت یا اصل و نسب او.
فواید
- امر به هر آنچه مقتضای برادری ایمانی است، و نهی از هر آنچه در گفتار و کردار، ضد آن است.
- اساس تقوا آن چیزی است که در قلب از شناخت خدا، ترس از او و مراقبت از او وجود دارد، و اعمال نیک از این تقوا، سرچشمه میگیرند.
- انحراف ظاهری، بر ضعف تقوای قلب دلالت دارد.
- نهی از آزار رساندن به مسلمان به هر شکلی از اشکال، چه با گفتار یا کردار.
- اینکه مسلمان آرزو کند مانند دیگری باشد - بدون آرزوی از بین رفتن آن نعمت برای دیگری - از حسد نیست. و این «غبطه» نامیده میشود؛ غبطه جایز است و به رقابت در کارهای نیک کمک میکند.
- انسان به طور طبیعی خوش ندارد که کسی در چیزی از فضائل بر او برتری یابد. پس اگر آرزوی از بین رفتن آن برای دیگری را داشته باشد، آن حسدِ ناپسند است، و اگر مسابقه را دوست داشته باشد، آن غبطهٔ جایز است.
- اینکه به خریدار توضیح دهی که در خریدش به طور فاحشی فریب خورده است، از مصادیق معامله بر معاملهٔ برادر مسلمان نیست؛ این از لوازم نصیحت است، به شرط آنکه نیتش نصیحت برادر خریدارش باشد، نه ضرر رساندن به فروشنده، و اعمال به نیتها بستگی دارد.
- اگر فروشنده و خریدار بر سر قیمت به رضایت نرسیده باشند و قیمت نهایی نشده باشد، [پیشنهاد قیمت] از مصادیق معامله بر معاملهٔ برادر مسلمان نیست.
- دشمنی در راه خدا، از جملهٔ دشمنیِ نهیشده در این حدیث نیست؛ بلکه آن دشمنی واجب و از محکمترین دستاویزهای ایمان است.
مرجع
صحيح مسلم (4/ 1986) (2564).
التحفة الربانية في شرح الأربعين حديثًا النووية، لإسماعيل الأنصاري (ص79).
شرح الأربعين النووية، لابن عثيمين (ص339).
فتح القوي المتين في شرح الأربعين وتتمة الخمسين، النووي وابن رجب (ص118).
الأحاديث الأربعون النووية وعليها الشرح الموجز المفيد، لعبد الله المحسن (ص67).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضيَ اللهُ عنهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «انْظُرُوا إِلَى مَنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ، وَلَا تَنْظُرُوا إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَكُمْ، فَهُوَ أَجْدَرُ أَلَّا تَزْدَرُوا نِعْمَةَ اللهِ عَلَيْكُمْ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «انْظُرُوا إِلَى مَنْ أَسْفَلَ مِنْكُمْ، وَلَا تَنْظُرُوا إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَكُمْ، فَهُوَ أَجْدَرُ أَلَّا تَزْدَرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ». «به کسی که پایینتر از شماست بنگرید، و به کسی که بالاتر از شماست ننگرید؛ زیرا این کار سزاوارتر است برای آنکه نعمت خدا بر خودتان را کوچک و حقیر نشمارید».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه و سلم به مسلمان امر کردند که در امور دنیا از قبیل جایگاه، مال، مقام و غیره به کسی بنگرد که حالش از او پایینتر و کمتر است، و در امور دنیایش به کسی که از او بالاتر و برتر است ننگرد. زیرا این نگریستن به کسی که پایینتر است، شایستهتر و سزاوارتر است برای آنکه نعمت خدا بر خودت را حقیر و کم نشماری.
فواید
- قناعت از والاترین اخلاق مؤمنان است و نشانهای بر رضایت به تقدیر خداوند است.
- ابن جریر گفته است: این حدیث دربردارندهٔ انواع خیر است؛ زیرا انسان هرگاه کسی را ببیند که در دنیا بر او برتری داده شده، نفسش مانند آن را طلب میکند و نعمتی را که از سوی خداوند متعال دارد، کوچک میشمارد و برای بیشتر به دست آوردن حریص میشود تا به آن برسد یا نزدیک شود، و این حالت در بیشتر مردم وجود دارد. اما هرگاه در امور دنیا به کسی بنگرد که از او پایینتر است، نعمت خداوند متعال بر خودش برایش آشکار میشود، پس شکر آن را به جا میآورد و فروتنی میکند و با آن [نعمت]، کار خیر انجام میدهد.
مرجع
صحيح البخاري (8/ 102) (6490).
صحيح مسلم (4/ 2275) (2963).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (7/ 261).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 534).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص316).
توضيح الأحكام من بلوغ المرام ، لعبد الله البسام (7/ 287).
منحة العلام شرح بلوغ المرام، لعبد الله الفوزان (10/ 17).
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com