پرش به محتوا
احادیث با شرح

نكوهش گناهان

۲۱ حدیث

آیا شما را از بزرگ‌ترین [گناهان] کبیره آگاه نکنم؟

عن أبي بكرة رضي الله عنه قال: قال النبي صلى الله عليه وسلم: «‌أَلَا ‌أُنَبِّئُكُمْ بِأَكْبَرِ الْكَبَائِرِ؟» ثَلَاثًا، قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ، قَالَ: «الْإِشْرَاكُ بِاللهِ، وَعُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ» وَجَلَسَ وَكَانَ مُتَّكِئًا، فَقَالَ: «أَلَا وَقَوْلُ الزُّورِ»، قَالَ: فَمَا زَالَ يُكَرِّرُهَا حَتَّى قُلْنَا: لَيْتَهُ سَكَتَ.
از ابوبکرة ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «‌أَلَا ‌أُنَبِّئُكُمْ بِأَكْبَرِ الْكَبَائِرِ؟»: «آیا شما را از بزرگ‌ترین [گناهان] کبیره آگاه نکنم؟» و این را سه بار تکرار نمود. گفتند: آری، یا رسول الله. فرمود: «الْإِشْرَاكُ بِاللهِ، وَعُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ»: «شرک آوردن به الله و عقوق والدین» و درحالی‌که تکیه داده بود نشست و فرمود: «أَلَا وَقَوْلُ الزُّورِ»: «آگاه باشد و [همچنین سخن و] شهادت دروغ». راوی می‌گوید: و همچنان این را تکرار می‌کرد تا آنکه گفتیم: کاش ایشان سکوت می‌کردند.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ اصحابش را از بزرگ‌ترین گناهان کبیره خبر می‌دهد و این سه مورد را ذکر می‌کند: ۱- شرک آوردن به الله که عبارت است از: انجام هر نوعی از انواع عبادت برای غیر الله و یکسان شمردن غیر الله با الله در الوهیت و ربوبیت و اسماء و صفات او. ۲- عقوق والدین: عبارت است از هر نوع آزار دادن پدر و مادر با گفتار یا کردار و ترک نیکی در حق آنان. ۳- سخن دروغ که از مصادیق آن شهادت دروغ است؛ و آن عبارت است از هر سخن دروغی جهت تحقیر کسی که از او عیبجویی می‌شود، از طریق گرفتن مالش یا دست درازی به ناموس و آبروی او یا هر تعدی و تجاوز دیگری از این قبیل. پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ جهت توجه به قباحت و آثار بد سخن دروغ و مزورانه در جامعه، نسبت به آن چندین بار هشدار داده و این هشدار را تکرار کردند، تا جایی که صحابه از روی دلسوزی نسبت به ایشان و نارضایتی از آنچه باعث ناراحتی او می‌شود، گفتند: کاش به این تکرار ادامه ندهد.

فواید
  1. بزرگ‌ترین گناهان شرک ورزیدن به الله است زیرا پیامبر این گناه را در صدر گناهان کبیره و بزرگ‌ترین آنها معرفی می‌کند و این کلام حق تعالی موید آن است که می‌فرماید: {إِنَّ اللَّهَ لا يَغفِرُ أَن يُشرَكَ بِهِ وَيَغفِرُ ما دونَ ذلِكَ لِمَن يَشاءُ وَمَن يُشرِك بِاللَّهِ فَقَدِ افتَرى إِثمًا عَظيمًا} (بی‌گمان، الله این گناه را که به او شرک آورده شود نمی‌بخشد و غیر از آن را ـ برای هر‌کس بخواهد ـ می‌بخشد؛ و هر‌کس به الله شرک ورزد، یقیناً گناهی بزرگ بربافته است).
  2. بزرگی حقوق پدر و مادر، چراکه حق آنها را همراه با حق الله تعالی ذکر کرده است.
  3. گناهان به دو نوع کبایر و صغایر تقسیم می‌شوند. گناه کبیره هر گناهی است که مجازات دنیوی مانند حدود و نفرین و لعن، یا وعید اخروی مانند وعید به دوزخی شدن دارد. و گناهان کبیره درجاتی دارند که تحریمِ برخی شدیدتر از دیگری است. و هر گناهی که از جملهٔ کبایر نباشد، گناه صغیره است.
مرجع

صحيح البخاري (3/ 172) (2654)، (8/ 4) (5976)، (8/ 62) (6273-6274). صحيح مسلم (1/ 91) (87). عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم (ص257) (380). شرح النووي على مسلم (2/ 81). الإلمام بشرح عمدة الأحكام لإسماعيل الأنصاري (2/ 149). تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام (ص703). أعلام السنة المنشورة لاعتقاد الطائفة الناجية المنصورة، لحافظ بن أحمد الحكمي (ص111).

این حدیث در HadeethEnc.com

كَانَ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ رَجُلٌ بِهِ جُرْحٌ، فَجَزِعَ، فَأَخَذَ سِكِّينًا فَحَزَّ بِهَا يَدَهُ، فَمَا رَقَأَ الدَّمُ حَتَّى مَاتَ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: بَادَرَنِي عَبْدِي بِنَفْسِهِ، حَرَّمْتُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ». «در میان کسانی که پیش از شما بودند، مردی بود که زخمی داشت، پس بی‌تابی کرد و کاردی برداشت و با آن دست خود را برید. پس خون بند نیامد تا اینکه مرد. الله تعالی فرمود: بندهٔ من در گرفتن جانش بر من پیشی گرفت، من بهشت را بر او حرام کردم

عَن الحَسَنِ قال: حَدَّثنا جُنْدَبُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ رضي الله عنه، فِي هَذَا المَسْجِدِ، وَمَا نَسِينَا مُنْذُ حَدَّثَنَا، وَمَا نَخْشَى أَنْ يَكُونَ جُنْدُبٌ كَذَبَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وسلم: «كَانَ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ رَجُلٌ بِهِ جُرْحٌ، فَجَزِعَ، فَأَخَذَ سِكِّينًا فَحَزَّ بِهَا يَدَهُ، فَمَا رَقَأَ الدَّمُ حَتَّى مَاتَ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: بَادَرَنِي عَبْدِي بِنَفْسِهِ، حَرَّمْتُ عَلَيْهِ الجَنَّةَ».
از حسن [بصری] روایت است که گفت: جُندَب بن عبدالله رضی الله عنه در این مسجد برای ما حدیث گفت، و از زمانی که برایمان حدیث گفته [حدیثش را] فراموش نکرده‌ایم، و بیم آن نداریم که جندب بر رسول خدا صلی الله علیه و سلم دروغ بسته باشد. گفت: رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «كَانَ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ رَجُلٌ بِهِ جُرْحٌ، فَجَزِعَ، فَأَخَذَ سِكِّينًا فَحَزَّ بِهَا يَدَهُ، فَمَا رَقَأَ الدَّمُ حَتَّى مَاتَ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: بَادَرَنِي عَبْدِي بِنَفْسِهِ، حَرَّمْتُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ». «در میان کسانی که پیش از شما بودند، مردی بود که زخمی داشت، پس بی‌تابی کرد و کاردی برداشت و با آن دست خود را برید. پس خون بند نیامد تا اینکه مرد. الله تعالی فرمود: بندهٔ من در گرفتن جانش بر من پیشی گرفت، من بهشت را بر او حرام کردم».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه و سلم خبر داده‌اند که در میان امت‌های پیش از ما مردی بود که زخمی به او رسید، پس بی‌تابی کرد و بر درد صبر نکرد، و چاقویی برداشت و دستش را با آن برید و برای مرگ شتاب کرد. پس خون بند نیامد تا اینکه مرد. خداوند متعال فرمود: بندهٔ من در گرفتن جانش بر من پیشی گرفت، من بهشت را بر او حرام کرده‌ام.

فواید
  1. فضیلت صبر بر بلا، و ترک بی‌قراری از دردها تا مبادا به چیزی شدیدتر از آن بینجامد.
  2. سخن گفتن از امت‌های گذشته در آنچه خیر و پندی در آن باشد.
  3. ابن‌حجر می‌گوید: در این حدیث، پایبندی به حدود و حقوق الهی و همچنین رحمت خداوند بر آفریدگانش آشکار است؛ چرا که کشتن خود (خودکشی) را بر آنان حرام کرده و نشان داده است که جان‌ها همگی متعلق به خداست.
  4. حرام بودن به کار بردن اسبابی که به کشتن خود می‌انجامد، و تهدید شدید در این باره.
  5. ابن حجر گفته است: و این دلالت دارد بر اینکه او دستش را به قصد مرگ بریده است، نه به قصد مداوایی که گمان غالب بر سودمند بودن آن باشد.
مرجع

صحيح البخاري (4/ 170) (3463). صحيح مسلم (1/ 107) (113). فتح الباري، لابن حجر (3/ 227). شرح النووي على مسلم (2/ 127). تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، لعبد الله البسام (ص651).

این حدیث در HadeethEnc.com

گناهان كبيره عبارتند از: شرک ورزیدن به الله و بدرفتارى با والدين و قتل نفس و سوگند دروغ

عن عبد الله بن عمرو بن العاص رضي الله عنهما عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «الْكَبَائِرُ: الْإِشْرَاكُ بِاللهِ، وَعُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ، وَقَتْلُ النَّفْسِ، وَالْيَمِينُ الْغَمُوسُ».
از عبدالله بن عَمرو بن العاص ـ رضی الله عنهما ـ از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ روایت است که فرمود: «الْكَبَائِرُ: الْإِشْرَاكُ بِاللهِ، وَعُقُوقُ الْوَالِدَيْنِ، وَقَتْلُ النَّفْسِ، وَالْيَمِينُ الْغَمُوسُ»: «گناهان كبيره عبارتند از: شرک ورزیدن به الله و بدرفتارى با والدين و قتل نفس و سوگند دروغ».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ گناهان کبیره را توصیف می‌کند که عبارتند از گناهانی که انجام دهنده‌اش به وعید شدید در دنیا یا آخرت تهدید شده است. نخستین این گناهان، «شرک آوردن به الله» است؛ و آن عبارت است از انجام هر عبادتی از عبادات برای غیر الله و یکسان دانستن کسی یا چیزی با الله در یکی از ویژگی‌های الوهیت یا ربوبیت یا اسماء و صفات الله. و دومین آنها «عقوق والدین» است؛ یعنی هر آنچه باعث اذیت پدر و مادر شود چه از طریق گفتار باشد یا رفتار؛ و شامل ترک نیکی در حق آنان می‌شود. و سومین آنها «کشتن نفس» به ناحق است، مانند کشتن از روی ظلم و تعدی. و چهارمین آنها «سوگند غموس» است؛ و آن عبارت است از سوگند دروغ با علم به دروغ بودن آن. این سوگند را از آنجایی «غموس» (غوطه‌ور ساز) نامیده‌اند که صاحبش را در گناه یا در آتش دوزخ غوطه‌ور می‌سازد.

فواید
  1. سوگند غموس (سوگند دروغ نسبت به چیزی که در گذشته رخ داده) به دلیل شدت خطر و جرم آن کفاره ندارد و فقط باید از آن توبه نمود.
  2. به دلیل بزرگی این چهار گناه کبیره، به طور خاص از آنها نام برده شده است نه از این جهت که گناهان کبیره محدود به این چهار گناه هستند.
  3. گناهان به دو نوع کبایر و صغایر تقسیم می‌شوند. گناه کبیره هر گناهی است که مجازات دنیوی دارد مانند حدود و نفرین و لعن یا وعید اخروی دارد مانند وعید به دوزخی شدن. و گناهان کبیره درجاتی دارند که تحریم برخی شدیدتر است. و هر گناهی که از جملهٔ کبایر نباشد، گناه صغیره است.
مرجع

صحيح البخاري (8/ 137) (6675). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 408). رياض الصالحين للنووي (ص125) (337). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (5/ 610). تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص964).

این حدیث در HadeethEnc.com

مثال هم‌نشین نیک و هم‌نشین بد مانند کسی است که مشک همراه خود دارد و کسی که در کوره می‌دمد

عَنْ أَبِي مُوسَى رضي الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «إِنَّمَا مَثَلُ الْجَلِيسِ الصَّالِحِ وَالْجَلِيسِ السَّوْءِ كَحَامِلِ الْمِسْكِ وَنَافِخِ الْكِيرِ، فَحَامِلُ الْمِسْكِ: إِمَّا أَنْ يُحْذِيَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَبْتَاعَ مِنْهُ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ مِنْهُ رِيحًا طَيِّبَةً، وَنَافِخُ الْكِيرِ: إِمَّا أَنْ يُحْرِقَ ثِيَابَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ رِيحًا خَبِيثَةً».
از ابوموسی ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «إِنَّمَا مَثَلُ الْجَلِيسِ الصَّالِحِ وَالْجَلِيسِ السَّوْءِ كَحَامِلِ الْمِسْكِ وَنَافِخِ الْكِيرِ، فَحَامِلُ الْمِسْكِ: إِمَّا أَنْ يُحْذِيَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَبْتَاعَ مِنْهُ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ مِنْهُ رِيحًا طَيِّبَةً، وَنَافِخُ الْكِيرِ: إِمَّا أَنْ يُحْرِقَ ثِيَابَكَ، وَإِمَّا أَنْ تَجِدَ رِيحًا خَبِيثَةً»: «مثال هم‌نشین نیک و هم‌نشین بد مانند کسی است که مشک همراه خود دارد و کسی که در کوره می‌دمد. آنکه با خود مشک دارد (=عطار) یا از آن به تو می‌دهد، یا از او می‌خری، یا از او بوی خوش به تو می‌رسد؛ اما آنکه در کوره می‌دمد (=آهنگر) یا لباست را می‌سوزاند، یا از او بوی بد به تو می‌رسد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ برای دو نوع از مردم مثال می‌زند: نوع نخست: هم‌نشین و دوست نیکوکاری که به سوی الله و خشنودی او راهنمایی می‌کند و در راه طاعت او یاری می‌رساند، مثال او مانند عطر فروش است که یا به تو عطر می‌دهد، یا از او می‌خری و یا بوی خوش او به تو می‌رسد. و نوع دوم: هم‌نشین و دوست بد است که از راه الله باز می‌دارد و برای انجام گناهان کمک می‌کند و از او کار زشت می‌بینی و به سبب هم‌نشینی با او سرزنش می‌شوی. مثال او همانند آهنگری است که در آتش کوره‌اش می‌دمد؛ یا لباست به سبب جرقه‌هایی که از آتش او می‌جهد می‌سوزد، یا آنکه به سبب نزدیکی او، بوی بدش به تو می‌رسد.

فواید
  1. جواز مثال زدن برای نزدیک نمودن معانی به ذهن شنونده.
  2. تشویق به هم‌نشینی با اهل طاعت و صالحان و دوری از اهل فساد و بداخلاقان.
مرجع

صحيح البخاري (7/ 96) (5534). صحيح مسلم (4/ 2026) (2628). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 431). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين (1/ 339). شرح النووي على مسلم (16/ 178).

این حدیث در HadeethEnc.com

از هفت [گناه] هلاک کننده دوری کنید

عن أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ»، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ وَمَا هُنَّ؟ قَالَ: «الشِّرْكُ بِاللهِ، وَالسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالْحَقِّ، وَأَكْلُ الرِّبَا، وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلَاتِ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «اجْتَنِبُوا السَّبْعَ الْمُوبِقَاتِ»: «از هفت [گناه] هلاک کننده دوری کنید». گفتند: یا رسول الله، آنها چه هستند؟ فرمود: «الشِّرْكُ بِاللهِ، وَالسِّحْرُ، وَقَتْلُ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالْحَقِّ، وَأَكْلُ الرِّبَا، وَأَكْلُ مَالِ الْيَتِيمِ، وَالتَّوَلِّي يَوْمَ الزَّحْفِ، وَقَذْفُ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ الْغَافِلَاتِ»: «شرک ورزیدن به الله، سحر و جادوگری، کشتن جانی که الله حرام نموده مگر به حق، خوردن ربا، خوردن مال یتیم، فرار در روز نبرد به هنگام رویارویی با دشمن و تهمت ناموسی زدن به زنان پاکدامن مؤمن بی‌خبر از گناه».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم امتش را به دوری از هفت جرم و گناهی امر می‌کند که هلاکت و نابودی آنها را در پی دارند؛ و وقتی از ایشان پرسیدند که این هفت گناه چه هستند، چنین بیان نمودند که: نخست: شرک به الله؛ به معنای گرفتن همتا و شبیه برای او سبحانه به هر شکلی که باشد، و اختصاص دادن هر نوع عبادتی برای غیر الله. و رسول خدا صلى الله عليه وسلم با شرک آغاز می‌کند چون بزرگ‌ترین گناهان است. دوم: سحر و جادوگری که عبارت است از: گره‌ها و وِردها و داروها و دود کردن چیزهایی که در بدن شخصی که سحر می‌شود، تاثیر گذاشته و باعث مرگ یا بیماری‌ می‌شود یا به جدایی بین زن و شوهر می‌انجامد؛ و سحر عملی شیطانی است که بسیاری از انواع آن جز با شرک ورزیدن و تقرب به شیاطین با انجام آنچه دوست ‌دارند، امکان‌پذیر نیست. سوم: کشتن نفسی که الله از کشتن آن منع نموده مگر با مجوزی شرعی که توسط حاکم اجرا می‌شود. چهارم: گرفتن ربا با خوردن آن یا به هر نوعی که می‌توان از آن استفاده نمود و بهره برد. پنجم: تجاوز و دست‌درازی به مال کودکی که پیش از رسیدن به بلوغ، پدرش فوت شده است. ششم: گریختن از نبرد با کافران. هفتم: متهم نمودن زنان آزاده و پاکدامن به زنا. و همچنین متهم کردن مردان بی‌گناه به زنا.

فواید
  1. گناهان کبیره محدود به این هفت گناه نیستند و پرداختن به این موارد به صورت مشخص، به دلیل بزرگی و خطر آنهاست.
  2. کشتن دیگری اگر بر مبنای حقی مانند قصاص یا ارتداد یا زنای پس از احصان (زنای مرد یا زن متاهل) جایز است و این حکم را حاکم شرعی اجرا می‌کند.
مرجع

صحيح البخاري (4/ 10) (2766). صحيح مسلم (1/ 92) (89). شرح صحيح البخارى لابن بطال (8/ 489). الملخص في شرح كتاب التوحيد، للشيخ صالح الفوزان (ص201).

این حدیث در HadeethEnc.com

هر انسانی که به ناحق و مظلومانه کشته شود، نخستين فرزند آدم، در گناه قتلش شريک است؛ زيرا او نخستين کسی بود که قتل و خونريزی را بنا نهاد.

عن عبد الله بن مسعود رضي الله عنه مرفوعًا: «ليس مِنْ نَفْسٍ تُقْتَلُ ظُلماً إِلاَّ كَان على ابنِ آدَمَ الأَوَّل كِفْلٌ مِن دمِهَا؛ لِأَنَّه كان أوَّل مَن سَنَّ القَتْلَ».
از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ليس مِنْ نفْسٍ تُقْتَلُ ظُلمًا إِلاَّ كَانَ عَلَى ابنِ آدمَ الأوَّلِ كِفْلٌ مِنْ دمِهَا؛ لأَنَّهُ كَان أَوَّل مَنْ سَنَّ الْقَتْلَ»: «هر انسانی که به ناحق و مظلومانه کشته شود، نخستين فرزند آدم در گناه قتلش شريک است؛ زيرا او نخستين کسی بود که قتل و خونريزی را بنا نهاد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

حدیث مذکور بیانگر این مهم است که چرا یکی از فرزندان آدم علیه السلام در تمام خون هایی که بعد از او ریخته می شود، شریک است؛ چنانکه گفته شده قابیل برادرش هابیل را از روی حسادت کشت؛ و این دو برادر، اولین قاتل و مقتول تاریخ فرزندان آدم علیه السلام هستند. و به این ترتیب قابیل متحمل سهمی از گناه خون هایی شد که بعد از او ریخته شدند، چون او اولین نفری بود که قتل و خونریزی را باب کرد و بعد از او هرکس مرتکب قتل شد، در این کار به او اقتدا نمود.

مرجع

تطريز رياض الصالحين، فيصل بن عبد العزيز المبارك، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى 1423هـ، 2002م. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، محمد علي بن البكري بن علان، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، الطبعة: الرابعة 1425هـ. رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، أبو زكريا محيي الدين النووي، تحقيق ماهر الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى 1428هـ. كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، كنوز إشبيليا، الرياض، الطبعة: الأولى 1430هـ. صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ. صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

ای رسول خدا، به من بگوييد: اگر کسی می خواست مال مرا - به زور - بگيرد، چه کنم؟ فرمود: «مال خود را به او نده».

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضيَ اللهُ عنه قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ، أَرَأَيْتَ إِنْ جَاءَ رَجُلٌ يُرِيدُ أَخْذَ مَالِي؟ قَالَ: «فَلَا تُعْطِهِ مَالَكَ» قَالَ: أَرَأَيْتَ إِنْ قَاتَلَنِي؟ قَالَ: «قَاتِلْهُ» قَالَ: أَرَأَيْتَ إِنْ قَتَلَنِي؟ قَالَ: «فَأَنْتَ شَهِيدٌ»، قَالَ: أَرَأَيْتَ إِنْ قَتَلْتُهُ؟ قَالَ: «هُوَ فِي النَّارِ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: مردی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا، به من بگوييد: اگر کسی می خواست مال مرا - به زور - بگيرد، چه کنم؟ فرمود: «فَلا تُعْطِهِ مَالَكَ»: «مال خود را به او نده». پرسيد: اگر با من درگیر شد چه کنم؟ فرمود: «قَاتِلْهُ»: «با او درگیر شده و مقابله کن». عرض کرد: به من بگوييد: اگر مرا کُشت، چه؟ فرمود: «فَأنْتَ شَهِيدٌ»: «در اين صورت، تو شهيد هستی». پرسيد: بفرماييد اگر من او را بکشم، چه؟ فرمود: «هُوَ فِي النَّارِ»: «او، دوزخی است».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

مردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می آید و می گوید: ای رسول خدا، به من بگو اگر مردی آمد و به ناحق قصد گرفتن مالم را داشت، حق دارم چه کنم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مالت را به او نده». وی می گوید: ای رسول خدا، اگر بر سر این مساله با من درگیر شد، حق دارم چه کنم؟ می فرماید: از مالت دفاع کن هرچند منجر به درگیری با متجاوز شود. اما باید این نکته را مد نظر داشت که در دور کردن وی باید به ترتیب از آسان ترین روش ها استفاده کرد مانند کمک خواستن از دیگران یا ترساندن با عصا یا پخش کردن آتش اما نه به سمت متجاوز. وی در ادامه می گوید: اگر بر من مسلط شد و مرا کشت، وضعیت من به چه صورت خواهد بود؟ می فرماید: برای تو اجر و پاداش کسی خواهد بود که شهید می شود. آنگاه می پرسد: اگر من بر او غلبه کردم و در دفاع از مالم او را کشتم، وضعیت او به چه صورت خواهد بود؟ می فرماید: اگر این کار را حلال ندانسته باشد، تا مدتی در آتش دوزخ خواهد بود. و اگر این کار را حلال دانسته باشد برای همیشه در آتش دوزخ خواهد بود چون امری را حلال دانسته که تحریم آن در دین معلوم و آشکار است.

مرجع

صحيح مسلم (1/ 124) (140). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (2/ 449). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (2/ 936). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (5/ 389).

این حدیث در HadeethEnc.com

همهٔ امت من مورد عفو هستند جز مُجاهِران

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «كُلُّ أُمَّتِي مُعَافًى إِلَّا المُجَاهِرِينَ، وَإِنَّ مِنَ المُجَاهَرَةِ أَنْ يَعْمَلَ الرَّجُلُ بِاللَّيْلِ عَمَلًا، ثُمَّ يُصْبِحَ وَقَدْ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ، فَيَقُولَ: يَا فُلاَنُ، عَمِلْتُ البَارِحَةَ كَذَا وَكَذَا، وَقَدْ بَاتَ يَسْتُرُهُ رَبُّهُ، وَيُصْبِحُ يَكْشِفُ سِتْرَ اللَّهِ عَنْهُ».
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ می‌فرماید: «كُلُّ أُمَّتِي مُعَافًى إِلَّا المُجَاهِرِينَ، وَإِنَّ مِنَ المُجَاهَرَةِ أَنْ يَعْمَلَ الرَّجُلُ بِاللَّيْلِ عَمَلًا، ثُمَّ يُصْبِحَ وَقَدْ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ، فَيَقُولَ: يَا فُلاَنُ، عَمِلْتُ البَارِحَةَ كَذَا وَكَذَا، وَقَدْ بَاتَ يَسْتُرُهُ رَبُّهُ، وَيُصْبِحُ يَكْشِفُ سِتْرَ اللَّهِ عَنْهُ»: «همهٔ امت من مورد عفو هستند جز مُجاهِران، و از مصادیق مجاهره این است که شخص در شب، مرتکب گناهی شود و شب را درحالی به صبح برساند ‌که الله پرده‌پوشی او کرده است، پس بگوید: ای فلانی، دیشب چنین و چنان کردم! او شب را درحالی گذرانده بود که پروردگارش پرده‌پوشی او کرده بود، اما صبح، او پرده‌پوشی الله را از خود کنار می‌زند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان کرده که برای مسلمان گناهکار امید عفو و مغفرت الهی می‌رود، مگر برای کسی که از روی تفاخر و وقاحت گناه خود را اعلام می‌کند؛ چنین شخصی شایستهٔ عفو نیست زیرا شب هنگام گناه کرده و صبح هنگام پرده‌پوشی الله از خود را برمی‌دارد و به دیگری می‌گوید که در شب فلان گناه را انجام داده است. شب را با ستر و پوشش پروردگار به صبح رسانده و صبح هنگام پوشش پروردگار را از خود برمی‌دارد!!

فواید
  1. زشتی و قباحت علنی کردن گناه پس از آنکه الله تعالی آن را پوشانده است.
  2. در علنی کردن گناه اشاعهٔ فحشا میان مؤمنان است.
  3. کسی که الله در دنیا پرده‌پوشی او را کرده است، در آخرت نیز پرده‌پوشی او را خواهد نمود و این از وسعت رحمت الله تعالی دربارهٔ بندگان اوست.
  4. کسی که به گناهی مبتلا شده، باید پرده‌پوشی خود را کرده و گناه را علنی نکند و به درگاه الله توبه نماید.
  5. بزرگی گناه مُجاهران که عمدا گناهان خود را علنی می‌کنند و خود را از فرصت عفو محروم می‌نمایند.
مرجع

صحيح البخاري (8/ 20) (6069). صحيح مسلم (4/ 2291) (2990). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (3/ 15). منار القاري شرح مختصر صحيح البخاري، لحمزة قاسم (5/ 251). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 329). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين (1/ 255).

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۲۱
۲۱ حدیث
  1. آیا شما را از بزرگ‌ترین [گناهان] کبیره آگاه نکنم؟
  2. كَانَ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ رَجُلٌ بِهِ جُرْحٌ، فَجَزِعَ، فَأَخَذَ سِكِّينًا فَحَزَّ بِهَا يَدَهُ، فَمَا رَقَأَ الدَّمُ حَتَّى مَاتَ، قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: بَادَرَنِي عَبْدِي بِنَفْسِهِ، حَرَّمْتُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ». «در میان کسانی که پیش از شما بودند، مردی بود که زخمی داشت، پس بی‌تابی کرد و کاردی برداشت و با آن دست خود را برید. پس خون بند نیامد تا اینکه مرد. الله تعالی فرمود: بندهٔ من در گرفتن جانش بر من پیشی گرفت، من بهشت را بر او حرام کردم
  3. گناهان كبيره عبارتند از: شرک ورزیدن به الله و بدرفتارى با والدين و قتل نفس و سوگند دروغ
  4. مثال هم‌نشین نیک و هم‌نشین بد مانند کسی است که مشک همراه خود دارد و کسی که در کوره می‌دمد
  5. از هفت [گناه] هلاک کننده دوری کنید
  6. هر انسانی که به ناحق و مظلومانه کشته شود، نخستين فرزند آدم، در گناه قتلش شريک است؛ زيرا او نخستين کسی بود که قتل و خونريزی را بنا نهاد.
  7. ای رسول خدا، به من بگوييد: اگر کسی می خواست مال مرا - به زور - بگيرد، چه کنم؟ فرمود: «مال خود را به او نده».
  8. همهٔ امت من مورد عفو هستند جز مُجاهِران
  9. وقتی به معراج رفتم از كنار گروهی گذشتم كه ناخن های مسی داشتند كه چهره ها و سينه های شان را با آن می خراشيدند؛ گفتم: ای جبريل، اينها چه كسانی هستند؟ گفت: اينان كسانی هستند كه گوشت مردم را می خورند و دست روی عزت و آبروی مردم می گذارند.
  10. هرگاه دو مسلمان با شمشیرهای‌شان با هم رویارو شوند، قاتل و مقتول [هر دو] در دوزخند
  11. از رسول الله صلى الله عليه وسلم سؤال شد: چه چيزی بيش از همه مردم را واردِ بهشت می کند؟ فرمود: «تقوای الهی و خوش خلقی». و پرسيده شد: چه چيزی بيش از همه مردم را وارد دوزخ می گرداند؟ فرمود: «دهان و شرمگاه».
  12. آيا به شما خبر دهم که "عَضْه" (=دروغ و بهتان) چيست؟ همان سخن چينی و ایجاد خصومت و دشمنی از این طریق در بین مردم است.
  13. سه گروه هستند که الله متعال با آنها سخن نمی گوید و پاک شان نمی کند و عذاب دردناکی برای آنان خواهد بود: پير زناکار، تهی دست متکبر و مردی که سوگند خوردن به الله کالای او می باشد: چيزی خرید و فروش نمی کند، مگر اينکه قسم می خورد.
  14. هرگاه الله متعال بخواهد بر قومی عذاب نازل کند، عذاب همه ی آنها را دربرمی گیرد، سپس هریک بر اساس اعمالش حشر می شود.
  15. زنگ، از آوازهای شيطان است.
  16. سرکش ترین مردم در برابر الله سه دسته هستند: آنکه کسی را در حرم الهی بکشد، آنکه کسی را به جای قاتل بکشد و آنکه کسی را به سبب دشمنی دوران جاهلیت بکشد.
  17. لعنت الله بر دزدی که تخم مرغ می دزدد و دستش قطع می شود و ريسمان می دزدد و دستش بريده می شود.
  18. چهار [خصلت] است که اگر در کسی باشد منافقی خالص است و هرکس خصلتی از آن در وی باشد، خصلتی از نفاق در اوست تا آنکه ترکش کند: چون سخن گوید دروغ گوید و چون پیمان ببندد پیمان شکند و چون وعده دهد خلاف وعده کند و چون دشمنی کند از حد به در رود و حق کشی کند
  19. هر کس خود را از کوهی پرت کند و به این وسیله خود را بکشد، او در آتش دوزخ [نیز] پیوسته خود را [از بلندی] پرت می‌کند و برای همیشه در آن جاودان خواهد بود
  20. از گناهانِ کوچک شمرده شده بپرهیزید
  21. چهار [خصلت] است که اگر در کسی باشد منافقی خالص است و هرکس خصلتی از آن در وی باشد، خصلتی از نفاق در اوست تا آنکه ترکش کند: چون سخن گوید دروغ گوید و چون پیمان ببندد پیمان شکند و چون وعده دهد خلاف وعده کند و چون دشمنی کند از حد به در رود و حق کشی کند

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com