Tsallaka zuwa abin da ke ciki
Tafsir As-Saadi - Persian · Al-Baqara
Sura ta 2

Al-Baqara

Wannan tafsiri ne da wani harshe ba Larabci ba, kamar yadda yake a Quranic Universal Library (QUL, ta Tarteel), wanda aka ɗauka ta kwafin buɗaɗɗen bayanan QUL da spa5k/tafsir_api ke riƙewa. Bayanan QUL ba su faɗi wanda ya rubuta ko ya fassara shi ba, ko wane bugu da aka buga yake bi, kuma ba su bayyana lasisi ga rubutun ba, saboda haka ba a tabbatar da haƙƙin nuna shi ba. Babu wanda ya kwatanta shi da littafin da aka buga, kuma babu malami da ya duba shi. Kowane sashe yana kusa da ayoyin da yake bayani a kansu, waɗanda rubutun Alƙur’ani ne na Tanzil, kamar yadda yake a can. Sabīl bai rubuta ko ɗaya daga cikinsa ba, kuma bai fassara shi ba.

Rubutu dagaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITan ɗauka 2026-10-21

Aya ta 197

ٱلْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَـٰتٌ ۚ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ ٱلْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِى ٱلْحَجِّ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا۟ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ ٱللَّهُ ۗ وَتَزَوَّدُوا۟ فَإِنَّ خَيْرَ ٱلزَّادِ ٱلتَّقْوَىٰ ۚ وَٱتَّقُونِ يَـٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ 197

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ ، حج در ماههاي معيني انجام مي شود ، پس هرکس در اين ماهها با احرام بستن يا تلبيه حج را برخورد فرض گردانيد، بدانيد که آميزش جنسي و گناه و نافرماني و جدال در اثناي حج روا نيست، و هرآنچه از خير انجام دهيد خداوند آن را مي داند. و توشه برگيريد، و بهترين توشه پرهيزگاري است . و اي خردمندان! از من بترسيد.

(197) خداوند متعال خبر می‎دهد که حج در ماه‌های معینی صورت می‌گیرد؛ (﴿أَشۡهُرٞ مَّعۡلُومَٰتٞ﴾) که برای مخاطبان مشخص و معروف هستند، طوری که به تخصیص احتیاج ندارند، آن‌گونه که روزه به تعیین ماه آن نیاز داریم، و آن طور که خداوند اوقات نمازهای پنجگانه‌را بیان کرده است. اما حج [یادگار] آیین ابراهیم است و همواره در میان فرزندان ابراهیم ادامه داشته و برای آنان معروف است. و جمهور علما معتقدند که منظور از ماه‌های معلوم، شوال، ذی‌القعده و ده روز از ماه ذی‌الحجه است که غالباً احرام حج در آنها بسته می‎شود. (﴿فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ ٱلۡحَجَّ﴾)؛ یعنی: هرکس در این ماه‌های معلوم برای حج احرام بست. چون شروعِ احرام به حج، آن را فرض می‎گرداند، گرچه نفل هم باشد. و شافعی و پیروان او از این آیه استنباط کرده‎اند که احرام بستن برای حج قبل از ماه‌های حج، جایز نیست. من می‎گویم این آیه بر قول جمهور که می‎گویند: احرام بستن برای حج قبل از ماه‌های حج جایز است، دلالت می‎نماید، و این به حق نزدیک‌تر است. و (﴿فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ ٱلۡحَجَّ﴾) بیانگر آن است که فرض گرداندن حج گاهی اوقات در ماه‌های مذکور انجام می‎پذیرد، و گاهی در این ماه‌ها انجام نمی‎پذیرد، و گرنه آن را به این ماه‌ها مقید نمی‎کرد. (﴿فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي ٱلۡحَجِّ﴾) یعنی واجب است که احرام به حج را ارج نهید، به خصوص احرامی که در ماه‌های حج بسته می‎شود، و شما باید آن را از هر آنچه که فاسد یا ناقصش می‎نماید، از قبیل: آمیزش جنسی و مقدمات عملی و زبانی آن، دور نگه دارید. و «فسوق» یعنی همۀ گناهان، و از جمله آن اموری است که در حالت احرام انجام دادنش ممنوع است. و «جدال» یعنی جر و بحث و بگو مگو، چون جر و بحث و جدال، باعث کینه و دشمنی می‎شود. و مقصود از «حج» اظهار فروتنی و عجز در برابر خدا و نزدیکی جستن به او با انجام عبادات، و دوری جستن از ارتکاب گناهان و بدی‌ها می‌باشد. حجی که با این نیت صورت پذیرد، حج مبارک و مبرور است، و حج مبرور، پاداشی جز بهشت ندارد. این چیزها گرچه در هرجا و در هر وقت ممنوع هستند، اما ممنوعیت آن در حج شدیدتر است. و بدان که نزدیکی جستن به خدا، فقط با ترک گناهان به دست نمی‌آید، بلکه باید اوامر خداوند هم انجام شود. بنابراین پروردگار متعال فرمود: (﴿وَمَا تَفۡعَلُواۡ مِنۡ خَيۡرٖ يَعۡلَمۡهُ ٱللَّهُ﴾) واژۀ (﴿مِنۡ﴾) بر عموم دلالت می‌نماید، پس هر کار خوب و هر عبادتی را شامل می‌شود؛ یعنی خداوند آن را می‎داند واین در واقع ایجاد انگیزه برای انجام دادن کار خیر است، به ویژه در آن سرزمین محترم و اماکن مقدس. پس شایسته است هر کار خیری از قبیل: نماز، روزه، صدقه، طواف و نیکوکاری با زبان و عمل، در آن سرزمین انجام شود. سپس خداوند دستور داد که بندگان برای این سفر مبارک، توشه برگیرند؛ زیرا توشه برداشتن به معنی بی‎نیازی از مردم و دست دراز نکردن به سوی آنان و چشم ندوختن به اموال‏شان است. و برداشتن توشۀ بیشتر، سبب می‌شود که آدمی به همسفرانش کمک کند و بیشتر به پروردگار جهانیان نزدیک ‎شود. منظور از توشه، این است که وسیلۀ سواری برای رسیدن به آنجا آماده کند و کالای مورد نیاز را همراه خود ببرد. و اما توشۀ حقیقی که همواره در دنیا و آخرت به آدمی فایده می‎رساند؛ توشۀ تقوا و پرهیزگاری است. این توشه، انسان را به کامل‌ترین لذت و بزرگ‌ترین نعمت و سعادت همیشگی می‎رساند و هرکس این توشه را نداشته باشد، از این نعمت محروم می‎ماند و در معرض هر شری قرار می‎گیرد و از رسیدن به سرای پرهیزگاران باز می‌ماند. پس این بیانگر مکانت و جایگاه رفیع پرهیزگاری است. سپس خداوند سبحان، خردمندان را به آن فرمان داد و فرمود: (﴿وَٱتَّقُونِ يَٰٓأُوۡلِي ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾) و ای دارندگان عقل‌های متین! از پروردگارتان بترسید، پروردگاری که عقل‌ها به پرهیزگاری او فرمان می‎دهند. و ترک پرهیزگاری، دلیلی بر جهل و نادانی و فساد فکر است.