عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «بَادِرُوا بِالْأَعْمَالِ فِتَنًا كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ، يُصْبِحُ الرَّجُلُ مُؤْمِنًا وَيُمْسِي كَافِرًا، أَوْ يُمْسِي مُؤْمِنًا وَيُصْبِحُ كَافِرًا، يَبِيعُ دِينَهُ بِعَرَضٍ مِنَ الدُّنْيَا».
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «بَادِرُوا بِالْأَعْمَالِ فِتَنًا كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ، يُصْبِحُ الرَّجُلُ مُؤْمِنًا وَيُمْسِي كَافِرًا، أَوْ يُمْسِي مُؤْمِنًا وَيُصْبِحُ كَافِرًا، يَبِيعُ دِينَهُ بِعَرَضٍ مِنَ الدُّنْيَا»: «پیش از فتنههایی مانند تکههای شب تاریک، به انجام اعمال بشتابید [آنگاه که] شخص درحالی شب را به صبح میرساند که مؤمن است و هنگام شام کافر میشود، یا صبح را درحالیکه مؤمن است به شام میرساند و صبح کافر میشود؛ دینش را در برابر کالایی از دنیا میفروشد».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ مؤمن را به شتاب در انجام اعمال صالح و بیشتر انجام دادن کارهای نیک تشویق میکند پیش از آنکه با روی آوردن فتنهها و شبهاتی که مانع انجام اعمال نیک شده و از آنها بازمیدارند، انجام آنها ناممکن شود. فتنههایی که مانند تکههای شب تاریک است و حق و باطل در آنها آمخیته میشود و تشخیص آنها از یکدیگر برای مردم دشوار میشود و لغزش انسان به جایی میرسد که صبح مؤمن است و به وقت شام کافر میشود، یا هنگام شام مؤمن است و صبح کافر میشود. دینش را برای کالایی از دنیای فانی ترک میکند.
فواید
- وجوب تمسک به دین و شتاب در انجام کارهای نیک پیش از آنکه موانعی در مسیر آن ایجاد شود.
- اشاره به پی در پی بودن فتنههای آخر الزمان، چنانکه هرگاه فتنهای به پایان رسد، فتنهای دیگر در پی آن میآید.
- اگر دین انسان سست شود و در برابر امور دنیوی مانند مال یا هر چیز دنیوی دیگری از آن کوتاه آمده و تنازل کند، همین سبب انحراف و ترک دین و همراه شدن با فتنهها خواهد شد.
- این حدیث دال بر آن است که اعمال نیک سبب نجات از فتنهها هستند.
- فتنهها بر دو نوع است: فتنهٔ شُبهات که درمانش علم است و فتنهٔ شهوات که درمانش ایمان و صبر است.
- حدیث مذکور به این مهم اشاره دارد که هرکس عملش کم باشد، فتنه سریعتر گریبان او را خواهد گرفت و آنکه اعمال نیکش بسیار است، نباید به اعمال خود مغرور شود، بلکه باید بر آن بیفزاید.
مرجع
صحيح مسلم (1/ 110) (118).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 169).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (2/ 16).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 122).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «الإيمانُ بِضْعٌ وَسَبْعُونَ أو بِضْعٌ وسِتُّونَ شُعْبَةً: فَأَفْضَلُهَا قَوْلُ: لا إله إلا الله، وَأَدْنَاهَا إِمَاطَةُ الأَذَى عَنِ الطَّرِيقِ، وَالحَيَاءُ شُعْبَةٌ مِنَ الإِيمَانِ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الإيمانُ بِضْعٌ وَسَبْعُونَ أو بِضْعٌ وسِتُّونَ شُعْبَةً: فَأَفْضَلُهَا قَوْلُ: لا إله إلا الله، وَأَدْنَاهَا إِمَاطَةُ الأَذَى عَنِ الطَّرِيقِ، وَالحَيَاءُ شُعْبَةٌ مِنَ الإِيمَانِ»: «ايمان هفتاد و اندی یا شصت و اندی شعبه دارد که برترينش گفتن لااله الاالله می باشد و پايين ترين بخشِ ايمان، برداشتن خار و خاشاک (و هر چيز آزاردهنده ای) از سرِ راه است و شرم و حيا، بخشی از ايمان به شمار می رود».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
ایمان یک ویژگی یا یک بخش نیست بلکه شامل بخش ها و شعبه های مختلفی می باشد که تعداد آنها به هفتاد و اندی یا شصت و اندی شعبه می رسد که برترین آنها لا اله الا الله و کم مرتبه ترین آنها دور کردن هرچیزی از سر راه عابران است که سبب اذیت و آزار آنها می شود و می تواند سنگ یا خار یا هرچیزی در راه باشد. و حیا شعبه ای از ایمان است.
نزد اهل سنت و جماعت اعمال بخشی از ایمان هستند و این دیدگاه درستی است که دلایل شرعی از جمله همین روایت بر آن دلالت دارند.
مرجع
- صحيح البخاري، للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ.
- صحيح مسلم، للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب، الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ.
- شرح رياض الصالحين، للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ.
- نزهة المتقين بشرح رياض الصالحين، تأليف مصطفى سعيد الخن، مصطفى البغا، محي الدين مستو، علي الشربجي، محمد أمين لطفي، مؤسسة الرسالة، بيروت، لبنان، الطبعة الرابعة عشر، 1407ه.
- بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1418ه.
- دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، المؤلف: محمد علي بن محمد بن علان الصديقي، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت، لبنان، الطبعة: الرابعة، 1425هـ - 2004م.
- تطريز رياض الصالحين، تأليف فيصل آل مبارك، تحقيق د. عبد العزيز آل حمد، دار العاصمة، الرياض، الطبعة الأولى، 1423هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنِ الْبَرَاءِ رضي الله عنه: عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ قَالَ فِي الْأَنْصَارِ: «لَا يُحِبُّهُمْ إِلَّا مُؤْمِنٌ، وَلَا يُبْغِضُهُمْ إِلَّا مُنَافِقٌ، مَنْ أَحَبَّهُمْ أَحَبَّهُ اللهُ وَمَنْ أَبْغَضَهُمْ أَبْغَضَهُ اللهُ».
از بَراء ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ انصار فرمود: «لَا يُحِبُّهُمْ إِلَّا مُؤْمِنٌ، وَلَا يُبْغِضُهُمْ إِلَّا مُنَافِقٌ، مَنْ أَحَبَّهُمْ أَحَبَّهُ اللهُ وَمَنْ أَبْغَضَهُمْ أَبْغَضَهُ اللهُ»: «جز مؤمن آنان را دوست نمیدارد و جز منافق از آنان کینه به دل نمیگیرد. هرکه آنان را دوست بدارد، الله دوستش میدارد و هرکه آنان را دشمن بدارد، الله او را دشمن میدارد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر دادهاند که محبت انصار، اهالی مدینه نشانهٔ کمال ایمان است؛ و این به دلیل سابقهٔ آنان در یاری اسلام و پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ و تلاش برای پناه دادن به مسلمانان و بذل مال و جانشان در راه الله است؛ و کینه داشتن از آنان نشانهٔ نفاق میباشد. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان داشتند که هرکس انصار را دوست بدارد، الله او را دوست خواهد داشت. و هرکه کینهی انصار داشته باشد، الله او را دشمن خواهد داشت.
فواید
- این حدیث در بر دارندهٔ منقبت و مزیت بزرگی برای انصار است، زیرا محبت آنان نشانهٔ ایمان و برائت از نفاق است.
- دوست داشتن اولیاء الله و یاری دادن آنان سببی است برای کسب محبت الله.
- فضیلت سابقین اولین (پیشگامان نخست) در اسلام.
مرجع
صحيح البخاري (5/ 32) (3783).
صحيح مسلم (1/ 85) (75).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 447).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص257).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (6/ 258).
شرح النووي على مسلم (2/ 63).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين (1/ 350).
این حدیث در HadeethEnc.comعن جابر رضي الله عنه: أَنَّ رَجُلًا سَأَلَ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: أَرَأَيْتَ إِذَا صَلَّيْتُ الصَّلَوَاتِ الْمَكْتُوبَاتِ، وَصُمْتُ رَمَضَانَ، وَأَحْلَلْتُ الْحَلَالَ، وَحَرَّمْتُ الْحَرَامَ، وَلَمْ أَزِدْ عَلَى ذَلِكَ شَيْئًا، أَأَدْخُلُ الْجَنَّةَ؟ قَالَ: «نَعَمْ»، قَالَ: وَاللهِ لَا أَزِيدُ عَلَى ذَلِكَ شَيْئًا.
از جابر رضی الله عنه روایت است که گفت: مردی از رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسید: نظرتان در این مورد چیست: اگر نمازهای فرض را بهجا آوردم و رمضان را روزه بگیرم و حلال را حلال بدانم و حرام را حرام [و مرتکبش نشوم] و بر این موارد چیزی نیفزایم، آیا وارد بهشت خواهم شد؟ فرمود: «آری»؛ وی گفت: به الله سوگند چیزی بر آن نخواهم افزود.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم بیان میکند که هرکس نمازهای فرض پنجگانه را ادا نماید و چیزی از نوافل بر آن نیفزاید و روزهٔ رمضان را بگیرد و روزهٔ مستحبی نگیرد و معتقد به حلال بودن حلال باشد و انجامش دهد و معتقد به حرام بودن حرام باشد و از آن اجتناب کند، چنین شخصی وارد بهشت میشود.
فواید
- توجه مسلمان به انجام فرایض و ترک حرام و اینکه هدف او بهشتی شدن است.
- اهمیت انجام حلال و اعتقاد به حلال بودن آن و تحریم حرام و اعتقاد به حرمت آن.
- انجام واجبات و ترک حرامها سبب وارد شدن به بهشت است.
مرجع
صحيح مسلم (1/ 44) (15).
جامع العلوم والحكم (1/513). شرح الأربعين النووية للعثيمين (ص: 215).
فتح القوي المتين في شرح الأربعين للعباد (ص 77).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي مالكٍ الأشعريِّ رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «الطُّهُورُ شَطْرُ الْإِيمَانِ، وَالْحَمْدُ لِلهِ تَمْلَأُ الْمِيزَانَ، وَسُبْحَانَ اللهِ وَالْحَمْدُ لِلهِ تَمْلَآنِ -أَوْ تَمْلَأُ- مَا بَيْنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ، وَالصَّلَاةُ نُورٌ، وَالصَّدَقَةُ بُرْهَانٌ، وَالصَّبْرُ ضِيَاءٌ، وَالْقُرْآنُ حُجَّةٌ لَكَ أَوْ عَلَيْكَ، كُلُّ النَّاسِ يَغْدُو، فَبَايِعٌ نَفْسَهُ فَمُعْتِقُهَا أَوْ مُوبِقُهَا».
از ابومالک اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الطُّهُورُ شَطْرُ الْإِيمَانِ، وَالْحَمْدُ لِلهِ تَمْلَأُ الْمِيزَانَ، وَسُبْحَانَ اللهِ وَالْحَمْدُ لِلهِ تَمْلَآنِ -أَوْ تَمْلَأُ- مَا بَيْنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالصَّلَاةُ نُورٌ، وَالصَّدَقَةُ بُرْهَانٌ، وَالصَّبْرُ ضِيَاءٌ، وَالْقُرْآنُ حُجَّةٌ لَكَ أَوْ عَلَيْكَ، كُلُّ النَّاسِ يَغْدُو، فَبَايِعٌ نَفْسَهُ فَمُعْتِقُهَا أَوْ مُوبِقُهَا»: «پاکی [به وسیلهی وضو و غسل] نصف ایمان است و الحمدلله ترازو را پر میکند و سبحان الله والحمدلله ما بین آسمانها و زمین را پر میکنند و نماز نور است و صدقه برهان است و صبر روشنایی است و قرآن یا حجتی است برای تو یا علیه تو. همهٔ مردم صبح [از خانه] بیرون میروند [و به کارهای مختلف خود میپردازند و] دربارهی خويشتن داد و ستد میکنند؛ پس برخی خود را [با انجام نيکی، از عذاب] رها مینمايند و عدهای خود را [با انجام بدی] به هلاکت میرسانند».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر میدهد که پاکی ظاهر با وضو و غسل است که شرط صحت نماز است. و اینکه گفتن «الحمدلله» ترازو [ی اعمال] را پر میکند که به معنای ثنا و ستایش او سبحانه وتعالی است؛ و توصیف او به صفات کمال. این ثنا را در روز قیامت وزن میکنند و [از سنگینیاش] ترازوی اعمال را پر میکند. و اینکه گفتن «سبحان الله والحمدلله» یعنی مبرا دانستن الله از هرگونه نقص و توصیف او به کمال تام چنانکه شایستهٔ جلال اوست، به همراه محبت و بزرگداشت او، مابین آسمانها و زمین را پر میکند. و اینکه «نماز نور است»؛ نوری در دل بنده و در چهرهاش و در قبرش و در هنگام رستاخیز در روز محشر. و اینکه «صدقه برهان است» و دلیلی است بر درستی ایمان مؤمن و تفاوت او با منافق که از صدقه دادن خودداری میکند زیرا به آنچه در برابر صدقه وعده داده شده، باور ندارد. و اینکه «صبر روشنایی است» - و صبر یعنی نگه داشتن نفس از جزع و فزع و ناخشنودی - نوری است که حرارت و داغی به همراه دارد، همانند روشنایی خورشید؛ زیرا دشوار است و نیازمند مجاهدهٔ نفس و نگه داشتن آن از مواردی میباشد که به آنها میل دارد؛ و صاحب آن همواره بر روشنایی و هدایت است و در مسیر درست حرکت میکند. منظور صبر بر طاعت الله و نافرمانی نکردن از او و صبر بر مصیبتها و انواع ناخوشیهای دنیاست. و اینکه «قرآن حجتی است برای توست» اگر آن را تلاوت نموده و به آن عمل کنی؛ یا «حجتی است علیه تو» اگر آن را ترک نموده و به آن عمل نکرده و آن را نخوانی. سپس رسول خدا صلی الله علیه وسلم خبر میدهد که همهٔ مردم تلاش میکنند و به هر سو میروند و از خواب برمیخیزند و از خانههایشان بیرون میروند تا کارهای گوناگونشان را انجام دهند، برخی از آنها در مسیر طاعت و بندگی الله حرکت میکنند و به این ترتیب خود را از آتش دوزخ آزاد میکنند و برخی از این مسیر منحرف میشوند و در گناهان و نافرمانیها گرفتار میشوند و به این ترتیب با افتادن در دوزخ خود را هلاک میسازند.
فواید
- طهارت بر دو نوع است: طهارت ظاهر که با وضو و غسل امکانپذیر است و طهارت درون که با توحید و ایمان و عمل صالح ممکن است.
- اهمیت محافظت بر نماز، زیرا نوری برای بنده در دنیا و روز قیامت است.
- صدقه دلیلی است بر درستی ایمان.
- اهمیت عمل به قرآن و تصدیق آن، تا آنکه حجتی برای انسان باشد نه علیه او.
- نفس را اگر با طاعت مشغول نسازی تو را با گناه مشغول میدارد.
- هر انسانی ناگزیر باید تلاش کند؛ حال یا خودش را با انجام طاعات آزاد میسازد یا با معصیت و نافرمانی هلاک میکند.
- صبر نیازمند تحمل و احتساب [اجر] است و با مشقت همراه است.
مرجع
صحيح مسلم (1/ 203) (223)، شرح الأربعين لابن دقيق العيد (ص 84)، شرح الأربعين النووية للعثيمين (ص: 231)، الرياض الزكية شرح الأربعين النووية للخضير (ص 293)، فتح القوي المتين في شرح الأربعين للعباد (ص 79)
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ زَيْدِ بْنِ خَالِدٍ الجُهَنِيِّ رضي الله عنه أَنَّهُ قَالَ: صَلَّى لَنَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ صَلَاةَ الصُّبْحِ بِالْحُدَيْبِيَةِ عَلَى إِثْرِ سَمَاءٍ كَانَتْ مِنَ اللَّيْلَةِ، فَلَمَّا انْصَرَفَ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ، فَقَالَ: «هَلْ تَدْرُونَ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ؟» قَالُوا: اللهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، قَالَ: «أَصْبَحَ مِنْ عِبَادِي مُؤْمِنٌ بِي وَكَافِرٌ، فَأَمَّا مَنْ قَالَ: مُطِرْنَا بِفَضْلِ اللهِ وَرَحْمَتِهِ، فَذَلِكَ مُؤْمِنٌ بِي وَكَافِرٌ بِالْكَوْكَبِ، وَأَمَّا مَنْ قَالَ: بِنَوْءِ كَذَا وَكَذَا، فَذَلِكَ كَافِرٌ بِي وَمُؤْمِنٌ بِالْكَوْكَبِ».
از زید بن خالد جُهَنی رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم در پی بارانی که شب آمده بود، نماز صبح را در حُدیبیه برای ما برگزار کرد و چون نماز را به پایان رساند، رو به مردم کرد و فرمود: «آیا میدانید پروردگارتان چه فرموده است؟» گفتند: الله و پیامبرش آگاهترند. فرمود: «از میان بندگانم گروهی شب را با ایمان به من و گروهی با کفر ورزیدن به من به صبح رساندند؛ اما آنکه گفت: با فضل الله و رحمت او باران داده شدیم، پس او به من مؤمن و به ستارگان کافر است؛ اما آنکه گفت: برای جایگاه فلان [ستاره] و فلان [ستاره] به ما باران داده شد، او به من کافر و به ستاره مؤمن است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیبیه که روستایی نزدیک به مکه است، پس از بارانی که آن شب آمده بود، نماز صبح را برگزار کردند و چون سلام گفتند و نمازشان را به پایان رساندند رو به مردم کردند و از آنان پرسیدند: آیا میدانید پروردگارتان عزوجل چه گفته است؟ آنان گفتند: الله و پیامبرش آگاهترند. ایشان فرمودند: الله تعالی بیان نموده که مردم هنگام نزول باران به دو گروه تقسیم میشوند: گروهی که به الله تعالی مؤمن هستند و گروهی که به الله تعالی کافرند؛ اما آنکه بگوید: با فضل الله و رحمت او بر ما باران بارید و نزول باران را به الله تعالی نسبت دهد، او به الله خالق که در هستی تصرف میکند مؤمن و به ستاره کافر است. اما آنکه بگوید: به سبب فلان ستاره و فلان ستاره بر ما باران بارید، او به الله کافر است و به ستاره مؤمن؛ و این کفر اصغر است که نزول باران را به ستاره نسبت داده است درحالیکه الله ستارهها را نه سبب شرعی نزول باران قرار داده است و نه سبب قَدَری؛ اما اگر کسی نزول باران و دیگر حوادث زمینی را به حرکت ستارگان در طلوع و سقوط آن نسبت دهد و معتقد باشد ستارهها فاعل حقیقی آن هستند، مرتکب کفر اکبر شده است.
فواید
- مستحب بودن گفتن «مُطِرنا بِفَضلِ اللهِ ورَحمتِه» (با فضل و رحمت الله باران داده شدیم) پس از نزول باران.
- هرکس خلقت و ایجاد نزول باران و دیگر امور را به ستارگان نسبت دهد، مرتکب کفر اکبر شده است؛ و اگر آن را سبب نزول باران بداند مرتکب کفر اصغر شده است، زیرا ستارگان نه سبب شرعی نزول باران هستند و نه سبب حسی [و طبیعی] آن.
- نعمت اگر کفران و ناسپاسی شود، ممکن است سبب کفر باشد و اگر شکر شود میتواند سبب ایمان باشد.
- نهی از گفتن «به سبب فلان ستاره باران بارید» حتی اگر منظور وقت [ظهور آن ستاره] باشد؛ و این برای بستن راه شرک است.
- وجوب وابستگی دل به الله تعالی در جلب نعمتها و دفع مصیبتها.
مرجع
صحيح البخاري (1/ 169) (846)، صحيح مسلم (1/ 83) (71)، البحر المحيط الثجاج في شرح صحيح الإمام مسلم بن الحجاج (2/ 484)، المفهم لما أشكل من تلخيص كتاب مسلم (1/ 260).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ أَبِي بَكْرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَتْ: قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنِّي عَلَى الحَوْضِ حَتَّى أَنْظُرَ مَنْ يَرِدُ عَلَيَّ مِنْكُمْ، وَسَيُؤْخَذُ نَاسٌ دُونِي، فَأَقُولُ: يَا رَبِّ مِنِّي وَمِنْ أُمَّتِي، فَيُقَالُ: هَلْ شَعَرْتَ مَا عَمِلُوا بَعْدَكَ، وَاللَّهِ مَا بَرِحُوا يَرْجِعُونَ عَلَى أَعْقَابِهِمْ».
از اسماء دختر ابوبکر رضی الله عنهما روایت است که گفت: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِنِّي عَلَى الحَوْضِ حَتَّى أَنْظُرَ مَنْ يَرِدُ عَلَيَّ مِنْكُمْ، وَسَيُؤْخَذُ نَاسٌ دُونِي، فَأَقُولُ: يَا رَبِّ مِنِّي وَمِنْ أُمَّتِي، فَيُقَالُ: هَلْ شَعَرْتَ مَا عَمِلُوا بَعْدَكَ، وَاللَّهِ مَا بَرِحُوا يَرْجِعُونَ عَلَى أَعْقَابِهِمْ»: «من بر حوض هستم تا ببینم کدامیک از شما بر من وارد میشود و مردمی را در نزدیکی من میگیرند [و از رسیدن به من بازمیدارند] پس میگویم: پروردگارا [او] از من و از امت من است! اما گفته میشود: آیا دانستی پس از تو چه کردند؟ به الله سوگند همواره به پشت سرشان بازمیگشتند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم بیان میدارد که در روز قیامت بر سر حوض خود خواهد بود تا بنگرد چه کسانی از امتش به آن حوض وارد میشوند، و مردمی را در نزدیکی او علیه الصلاة والسلام میگیرند [و از رسیدن به حوض بازمیدارند] که ایشان میفرماید: پروردگارا [آنها] از من و از امت من هستند، اما گفته میشود: آیا تو دانستی که پس از جدا شدن تو از آنان، چه کردند؟ همواره به عقب بازگشتند و از دینشان مرتد شدند پس آنها از تو و از امت تو نیستند.
فواید
- رحمت پیامبر صلی الله علیه وسلم نسبت به امتش و توجه ایشان به آنها.
- خطر مخالفت با آموزههای پیامبر صلی الله علیه وسلم.
- تشویق به تمسک بر سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم.
مرجع
صحيح البخاري (8/ 121) (6593)، صحيح مسلم (4/ 1793) (2292)، عمدة القاري (23/144)، البحر المحيط الثجاج (37/322).
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com