پرش به محتوا
احادیث با شرح

نشانه‌هاى قيامت

۲۶ حدیث

زمانی فرا می رسد که شخص می خوابد و امانت داری از قلب او برداشته می شود؛ به گونه ای که تنها اثر اندکی از امانت داری در قلبش می ماند و چون دوباره می خوابد، امانت داری به کلی از قلب او برداشته می شود و اثر آن تنها همانند يک تاول باقی می ماند.

عن حذيفة بن اليمان رضي الله عنه قال: حَدَثَنا رسول الله صلى الله عليه وسلم حدِيثَين قَد رَأَيتُ أَحَدَهُما وأنا أنتظر الآخر: حدثنا أنَّ الأمَانة نَزَلَت في جَذر قُلُوب الرِّجال، ثمَّ نزل القرآن فَعَلِموا مِن القرآن، وعَلِمُوا مِن السُنَّة، ثمَّ حدَّثنا عن رفع الأمانة، فقال: «يَنَامُ الرَّجُلُ النَّومَة فَتُقْبَضُ الأَمَانَةُ مِنْ قَلْبِهِ، فَيَظَلُّ أَثَرُهَا مِثلَ الوَكْتِ، ثُمَّ يَنَامُ النَّومَةَ فَتُقبَض الأَمَانَة مِن قَلْبِه، فَيَظَلُّ أَثَرُها مِثل أَثَر المَجْلِ، كَجَمْرٍ دَحْرَجْتَهُ عَلى رِجْلِكَ فَنَفِطَ، فَتَرَاهُ مُنْتَبِراً وَلَيس فِيه شَيء»، ثم أَخَذ حَصَاةً فَدَحْرَجَه على رجله «فَيَصبَح النَّاس يَتَبَايَعُون، فَلاَ يَكَاد أَحَدٌ يُؤَدِّي الأَمَانَةَ حَتَّى يُقَال: إِنَّ فِي بَنِي فُلاَن رَجُلاً أَمِيناً، حَتَّى يُقَال للرَّجُل: مَا أَجْلَدَهُ! مَا أَظْرَفَه! مَا أَعْقَلَه! وَمَا فِي قَلبِه مِثْقَالُ حَبَّة مِن خَرْدَل مِنْ إيمان»، ولَقَد أتى عَلَيَّ زَمَان وما أُبَالي أَيُّكُم بَايعت: لئِن كان مُسلِمًا لَيَرُدَنَّه عَلَيَّ دِينه، وَإِن كان نصرانيا أو يهوديا ليَرُدنَّه عَلَيَّ سَاعِيه، وأَمَّا اليوم فَمَا كُنت أَبَايِعُ مِنكُم إِلاَّ فُلاَنا وفُلاَناً».
از حذیفه بن یمان رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم دو حديث برای ما بيان فرمود که يکی از آنها را مشاهده کرده ام و منتظر ديگری هستم. فرمود: «أنَّ الأمَانة نَزَلَت في جَذر قُلُوب الرِّجال، ثمَّ نزل القرآن فَعَلِموا مِن القرآن، وعَلِمُوا مِن السُنَّة»: «امانت داری در اعماق دل های مردم جای گرفت (و ريشه در فطرت آنها دارد)؛ سپس قرآن نازل شد و مردم اين اصل را از قرآن و سنت آموختند». آنگاه درباره ی از ميان رفتن امانت داری سخن گفت و فرمود: «يَنَامُ الرَّجُلُ النَّومَة فَتُقْبَضُ الأَمَانَةُ مِنْ قَلْبِهِ، فَيَظَلُّ أَثَرُهَا مِثلَ الوَكْتِ، ثُمَّ يَنَامُ النَّومَةَ فَتُقبَض الأَمَانَة مِن قَلْبِه، فَيَظَلُّ أَثَرُها مِثل أَثَر المَجْلِ، كَجَمْرٍ دَحْرَجْتَهُ عَلى رِجْلِكَ فَنَفِطَ، فَتَرَاهُ مُنْتَبِراً وَلَيس فِيه شَيء»: «زمانی فرا می رسد که شخص می خوابد و امانت داری از قلب او برداشته می شود؛ به گونه ای که تنها اثر اندکی از امانت داری در قلبش می ماند و چون دوباره می خوابد، امانت داری به کلی از قلب او برداشته می شود و اثر آن تنها همانند يک تاول باقی می ماند؛ مانند اينکه اخگری را بر روی پای خود بغلتانيد و در نتيجه، پای تان وَرَم کند و تاول بزند؛ گرچه برآمده و متورّم به نظر می رسد، ولی چيزی در آن نيست». سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم سنگ ريزه ای برداشت و روی پایِ خود غلتانيد و افزود: «فَيَصبَح النَّاس يَتَبَايَعُون، فَلاَ يَكَاد أَحَدٌ يُؤَدِّي الأَمَانَةَ حَتَّى يُقَال: إِنَّ فِي بَنِي فُلاَن رَجُلاً أَمِيناً، حَتَّى يُقَال للرَّجُل: مَا أَجْلَدَهُ! مَا أَظْرَفَه! مَا أَعْقَلَه! وَمَا فِي قَلبِه مِثْقَالُ حَبَّة مِن خَرْدَل مِنْ إيمان»: «(در آن زمان) مردم با يکديگر داد و ستد می کنند، ولی کمتر کسی پيدا می شود که امانت را رعايت کند؛ تا حدی که گفته می شود: در فلان طايفه يک شخصِ امانت دار وجود دارد. و نيز درباره ی شخصی می گويند: چقدر زرنگ و چالاک و عاقل است! حال آنکه در قلب وی ذره ای ايمان حتی به اندازه ی يک دانه "سپند" نيز وجود ندارد». حذيفه رضی الله عنه می گويد: «زمانی، از داد و ستد با هريک از شما پروايی نداشتم؛ زيرا اگر طرف معامله مسلمان بود، اسلامش باعث می شد که در معامله با من، امانت را رعايت کند و اگر نصرانی يا يهودی بود، حاکمش امانت را به من بازمی گرداند؛ ولی امروز تنها با فلانی و فلانی داد و ستد می کنم».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

این حدیث توضیح می دهد که اندک اندک امانت از دلها برداشته می شود چنانکه با از بین رفتن اولین بخش آن، نور آن نیز از بین رفته و تاریکی جای آن را می گیرد مانند «الوکت» و آن رنگی مخالف رنگ قبل از خود می باشد. و چون بخش دیگری از امانت از بین برود، اثری از آن چون «المجل» در قلب می ماند؛ و آن اثری است که بعد از مدتی از بین می رود؛ و این تاریکی بیشتر و شدیدتر از تاریکی قبلی می باشد؛ سپس، از بین رفتن این نور بعد از مستقر شدن آن در قلب و خروج آن از قلب و اینکه تاریکی جایش را می گیرد، به اخگری تشبیه می کند که بر روی پا غلتانده شود و بر آن تاثیر گذاشته و سپس اخگر از بین برود و ورم ناشی از آن باقی بماند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم جهت توضیح و بیان بیشتر، سنگ ریزه ای را برداشت و روی پای خویش غلتانید. (فَيَصبَح النَّاس) و مردم بعد از این خواب که در آن امانت برداشته شده است (يَتَبَايَعُون فَلاَ يَكَاد) با یکدیگر داد و ستد می کنند، اما کمتر کسی از آنها پیدا می شود که (يُؤَدِّي الأَمَانَةَ) امانت را ادا کند. (حَتَّى يُقَال) تا جایی که به خاطر کمبود این وصف و شهرتِ کسی که از آن برخوردار است گفته می شود: (إِنَّ فِي بَنِي فُلاَن رَجُلاً أَمِيناً) در میان فلان قبیله مردی امین و امانت دار می باشد. (حَتَّى يُقَال للرَّجُل: مَا أَجْلَدَهُ! مَا أَظْرَفَه! مَا أَعْقَلَه) و مردی در کارها زرنگ و باهوش و زیرک توصیف می شود. (وَمَا فِي قَلبِه مِثْقَالُ حَبَّة مِن خَرْدَل مِنْ إيمان) که در قلب وی به اندازه ی دانه ی سپندی ایمان وجود ندارد، چه برسد به اینکه امانت وجود داشته باشد که یکی از شعبه های ایمان است. (وَمَا فِي قَلبِه مِثْقَالُ حَبَّة مِن خَرْدَل مِنْ إيمان) یعنی زمانی از داد و ستد با هريک از شما پروايی نداشتم؛ چون می دانستم امانت داری جریان دارد و هنوز برداشته نشده است و مردم به عهد و پیمان خود وفا می کنند. بنابراین برای داد و ستد با دیگری اقدام می کردم بدون اینکه از حال و وضع وی جویا شوم؛ و این به دلیل اطمینان و اعتماد به مردم بود. (وأَمَّا اليوم) اما امروز امانت داری از بین رفته و جز اندکی از آن باقی نمانده است؛ و بر این اساس است که حذیفه می گوید: (فَمَا كُنت أَبَايِعُ مِنكُم إِلاَّ فُلاَنا وفُلاَناً) جز با فلانی و فلانی داد و ستد نمی کنم. یعنی افرادی که آنها را می شناسم و به آنها اطمینان و اعتماد دارم.

مرجع

صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، دار طوق النجاة ترقيم محمد فؤاد عبدالباقي، ط 1422هـ. صحيح مسلم، تأليف: مسلم بن حجاج النيسابوري، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقي، دار إحياء التراث العربي. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، تأليف: سليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، تأليف: مصطفى الخن ومصطفى البغا ومحي الدين مستو وعلي الشربجي ومحمد لطفي، مؤسسة الرسالة، ط 14، عام 1407 - 1987. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، تأليف: محمد علي بن محمد البكري الصديقي، عناية: خليل مأمون شيحا، الناشر: دار المعرفة، ط.4، 1425هـ. رياض الصالحين، للنووي، نشر: دار ابن كثير للطباعة والنشر والتوزيع، دمشق – بيروت، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، الطبعة الأولى، 1428هـ - 2007م. كنوز رياض الصالحين، نشر: دار كنوز إشبيليا، الطبعة: الأولى، 1430ه 2009م.

این حدیث در HadeethEnc.com

آیا دربارهٔ دجال به شما حدیثی نگویم که هیچ پیامبری به قومش نگفته باشد؟ او کور و یک چشم است و با خود چیزی مانند بهشت و دوزخ می‌آورد

عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَلاَ أُحَدِّثُكُمْ حَدِيثًا عَنِ الدَّجَّالِ، مَا حَدَّثَ بِهِ نَبِيٌّ قَوْمَهُ؟ إِنَّهُ أَعْوَرُ، وَإِنَّهُ يَجِيءُ مَعَهُ بِمِثَالِ الجَنَّةِ وَالنَّارِ، فَالَّتِي يَقُولُ إِنَّهَا الجَنَّةُ هِيَ النَّارُ، وَإِنِّي أُنْذِرُكُمْ كَمَا أَنْذَرَ بِهِ نُوحٌ قَوْمَهُ».
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «أَلاَ أُحَدِّثُكُمْ حَدِيثًا عَنِ الدَّجَّالِ، مَا حَدَّثَ بِهِ نَبِيٌّ قَوْمَهُ؟ إِنَّهُ أَعْوَرُ، وَإِنَّهُ يَجِيءُ مَعَهُ بِمِثَالِ الجَنَّةِ وَالنَّارِ، فَالَّتِي يَقُولُ إِنَّهَا الجَنَّةُ هِيَ النَّارُ، وَإِنِّي أُنْذِرُكُمْ كَمَا أَنْذَرَ بِهِ نُوحٌ قَوْمَهُ»: «آیا دربارهٔ دجال به شما حدیثی نگویم که هیچ پیامبری به قومش نگفته باشد؟ او کور و یک چشم است و با خود چیزی مانند بهشت و دوزخ می‌آورد، پس آنچه می‌گوید بهشت است [در حقیقت] دوزخ است و من (دربارهٔ او) به شما هشدار می‌دهم، چنانکه نوح قومش را هشدار داد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ دجال و صفات و نشانه‌های او به یارانش خبرهایی می‌دهد که پیامبری پیش از ایشان نگفته است، از جمله اینکه: یک چشم او کور است. و اینکه الله تعالی همراه او - آنطور که به نظر می‌آید - همانند بهشت و دوزخ قرار داده است. اما بهشت او دوزخ است و دوزخ او بهشت است؛ کسی که از او اطاعت کند وارد بهشتی می‌کند که در نگاه مردم بهشت است، اما در حقیقت دوزخی سوزان است؛ و کسی که از او سرپیچی کند، وارد دوزخی می‌کند که در چشم مردم دوزخ است، اما درحقیقت بهشتی نیکوست. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ ما را از فتنهٔ او برحذر می‌دارد، همانطور که نوح قومش را از این فتنه برحذر داشته بود.

فواید
  1. بزرگی فتنهٔ دجال.
  2. نجات از فتنهٔ دجال با ایمان صادقانه و پناه بردن به الله تعالی و پناه بردن از دجال به الله در تشهد پایانی و حفظ ده آیه‌ی اول سورهٔ کهف ممکن است.
  3. توجه بسیار پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به امتش، چنانکه صفات دجال را چنان برای امت خود تبیین می‌کند که هیچ پیامبری پیش از ایشان چنین بیان نکرده بود.
مرجع

صحيح البخاري (4/ 134) (3338). صحيح مسلم (4/ 2250) (2936).

این حدیث در HadeethEnc.com

سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، دنيا تمام نمی شود مگر آن که شخصی از کنار قبری می گذرد و آنجا درنگ می کند و می گويد: ای کاش من به جای صاحب اين قبر بودم! انگيزه اش از اين آرزو، دين نيست؛ بلکه فقط به خاطر سختی ها و مصیبت هایی که بر او گذشته، چنين آرزويی می کند.

عن أبي هريرة رضي الله عنه قالَ: قالَ رَسُولُ اللَّه -صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم-: «والذي نفسي بيده لا تذهب الدنيا حتى يمر الرجل على القبر، فَيَتَمَرَّغَ عليه ويقول: يا ليتني كنت مكان صاحب هذا القبر، وليس به الدِّينُ، ما به إلا البلاء».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «والَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لا تَذْهَبُ الدُّنْيَا حَتَّى يَمُرَّ الرَّجُلُ عَلَی القَبْرِ، فَيَتَمَرَّغَ عَلَيْهِ وَيَقُولُ: يَا لَيْتَنِي كُنْتُ مَكَانَ صَاحِبِ هذَا القَبْرِ، وَلَيْسَ بِهِ الدِّينُ، ما بِهِ إلاَّ البَلاَءُ»: «سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، دنيا تمام نمی شود مگر آن که شخصی از کنار قبری می گذرد و آنجا درنگ می کند و می گويد: ای کاش من به جای صاحب اين قبر بودم! انگيزه اش از اين آرزو، دين نيست؛ بلکه فقط به خاطر سختی ها و مصیبت هایی که بر او گذشته، چنين آرزويی می کند».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که در آخر الزمان مردی از کنار قبر دیگری می گذرد و آرزو می کند ای کاش به جای او بود؛ و این به دلیل سختی ها و مشقت های دنیوی و فتنه های زیادی است که به آنها گرفتار شده است؛ آرزو می کند به جای آن صاحب قبر باشد، چون از رنج و سختی های دنیا راحت شده است. این حدیث دلیلی بر آرزوی مرگ نیست بلکه فقط خبر از وقایعی است که در آخر الزمان روی می دهد.

مرجع

صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري, تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر, دار طوق النجاة ترقيم محمد فؤاد عبدالباقي, 1422ه. صحيح مسلم، تأليف: مسلم بن حجاج النيسابوري, تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقي, دار إحياء التراث العربي. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين, تأليف: محمد علي بن محمد البكري الصديقي, عناية: خليل مأمون شيحا, الناشر: دار المعرفة, ط 4، 1425ه. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين, تأليف: سليم بن عيد الهلالي, دار ابن الجوزي. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين, تأليف: مصطفى الخن ومصطفى البغا ومحي الدين مستو وعلي الشربجي ومحمد لطفي, مؤسسة الرسالة, ط 14، 1407ه - 1987م. تطريز رياض الصالحين, تأليف: فيصل مبارك, دار العاصمة, 1423ه – 2002م.

این حدیث در HadeethEnc.com

قيامت برپا نمی شود تا آن که فرات، گنجی از طلا آشکار سازد که بر سرِ آن جنگ روی می دهد و از هر صد نفر، نود و نُه نفر کشته می شوند.

عن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «لا تقوم الساعة حتى يحسر الفرات عن جبل من ذهب يُقْتَتَلُ عليه، فَيُقْتَلُ من كل مائة تسعة وتسعون، فيقول كل رجل منهم: لعلي أن أكون أنا أنجو». وفي رواية: «يوشك أن يحسر الفرات عن كنز من ذهب، فمن حضره فلا يأخذ منه شيئا».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى يَحْسِرَ الفُرَاتُ عَنْ جَبَلٍ مِنْ ذَهَبٍ يُقْتَتَلُ عَلَيْهِ، فَيُقْتَلُ مِنْ كُلِّ مِئَةٍ تِسْعَةٌ وَتِسْعُونَ، فَيَقُولُ كُلُّ رجُلٍ مِنْهُمْ: لَعَلِّي أنْ أكُونَ أنَا أنْجُو»: «قيامت برپا نمی شود تا آن که فرات، گنجی از طلا آشکار سازد که بر سرِ آن جنگ روی می دهد و از هر صد نفر، نود و نُه نفر کشته می شوند؛ هر کسی می گويد: شايد من همان يک نفری باشم که نجات می يابد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

پیامبرمان صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که در نزدیکی قیامت رود فرات گنجی از طلا یا کوهی از طلا را نمایان می کند؛ یعنی این گنج همچون کوهی سر بر می آورد؛ و مردم بر سر آن با هم می جنگند و این گنج یکی از فتنه ها و آزمایشات است؛ سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم ما را - در صورت دسترسی به این گنج - از نزدیک شدن به آن نهی می کند چون هیچکس از این فتنه نجات نمی یابد؛ و چه بسا کسانی که به این گنج دسترسی داشته باشند نزد خود معنای این حدیث را تاویل کنند تا سهمی از آن داشته باشند؛ از فتنه ها به الله متعال پناه می بریم.

مرجع

- رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير، دمشق، الطبعة الأولى، 1428ه. - بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1418ه. - نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ. - صحيح البخاري، للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. - صحيح مسلم، للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب، الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. - شرح رياض الصالحين، للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

مردم، مدينه را در بهترين وضعی که دارد، ترک خواهند کرد؛ آنگاه درندگان و پرندگانِ لاشخور، در مدينه جای می گيرند.

عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: سمعتُ رسولَ اللهِ - صلى الله عليه وسلم - يقولُ: (يتركون المدينة على خير ما كانت، لا يَغْشَاهَا إلا العَوَافِي يريد -عوافي السِّباع والطير-، وآخِر من يُحْشَرُ راعيان من مُزَيْنَةَ، يُرِيدَانِ المدينةَ يَنْعِقَانِ بغنمهما، فيَجِدَانِها وُحُوشًا، حتى إذا بلغا ثَنِيَّةَ الوَدَاعِ خَرَّا على وُجوههما).
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند: «يَتْرُكُونَ المَدِينَةَ عَلَى خَيْرِ مَا كَانَتْ، لا يَغْشَاهَا إلاَّ العَوَافِي يُريد- عَوَافِي السِّبَاعِ والطَّيرِ- وَآخِرُ مَنْ يُحْشَرُ رَاعِيَانِ مِنْ مُزَيْنَةَ، يُرِيدَانِ المَدِينَةَ يَنْعِقَانِ بِغَنَمِهِمَا، فَيَجِدَانِهَا وُحُوشاً، حَتَّى إذَا بَلَغَا ثَنِيَّةَ الودَاعِ خَرَّا عَلَى وُجُوهِهمَا»: «مردم، مدينه را در بهترين وضعی که دارد، ترک خواهند کرد؛ آنگاه درندگان و پرندگانِ لاشخور، در مدينه جای می گيرند. و آخرين کسانی که حشر می شوند، دو چوپان از طايفه ی "مُزَينه" هستند؛ گوسفندان شان را به سوی مدينه می رانند و می بينند که حيوانات وحشی تمام مدينه را گرفته اند؛ آنگاه اين دو چوپان به "ثنية الوداع" می رسند و به روی خود بر زمين می افتند و می ميرند».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که ساکنان مدینه - الله متعال به شرافت و بزرگی آن بیفزاید - از آن خارج می شوند و جز حیوانات وحشی و پرندگان لاشخور در آن باقی نمی مانند؛ و این وضعیت در آخر الزمان رخ می دهد؛ چنانکه دو چوپان با گوسفندان شان از مزینه به مدینه می آیند که متوجه می شوند درندگان مدینه را فراگرفته اند و مدینه خالی از سکنه می باشد؛ این دو نفر آخرین نفراتی هستند که حشر می شوند؛ و چون به ثنیة الوداع می رسند افتاده و می میرند.

مرجع

نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين، مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة: الرابعة عشر 1407هـ، 1987م. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، محمد علي بن البكري بن علان، نشر دار الكتاب العربي. شرح رياض الصالحين، محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، سليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي، الدمام، الطبعة: الأولى 1418هـ. صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ. صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

در آخر الزمان يکی از خلفای شما اموال را تقسيم و انفاق می کند و آن را نمی شمارد.

عن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه مرفوعاً: «يكون خليفة من خلفائكم في آخر الزمان يحثُو المالَ ولا يَعُدُّهُ».
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يكُونُ خَلِيفَةٌ مِنْ خُلَفَائِكُمْ فِي آخِرِ الزَّمَانِ يَحْثُو المَالَ وَلا يَعُدُّهُ»: «در آخر الزمان يکی از خلفای شما اموال را تقسيم و انفاق می کند و آن را نمی شمارد».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که در آخر الزمان خلیفه ی مسلمانان به دلیل اموال زیاد و غنایم بسیار و سخاوتی که دارد، بدون حساب و کتاب به انفاق اموال می پردازد.

مرجع

نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الرابعة عشر، 1407ه - 1987م. شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين، نشر: دار الوطن للنشر، الرياض، الطبعة: 1426ه. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، للهلالي، نشر: دار ابن الجوزي. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

این حدیث در HadeethEnc.com

زمانی بر مردم خواهد آمد که شخصی با زکات طلای خود می گردد و هيچ مستحقی نمی يابد که زکاتش را بگيرد. در آن زمان به علت کمیِ مردان و فراوانیِ زنان، هر چهل زن به دنبال يک مرد می افتند و به او پناه می برند.

عن أبي موسى الأشعري رضي الله عنه أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «لَيَأْتِيَنَّ على الناس زمانٌ يَطُوفُ الرجلُ فيه بالصدقة من الذهب فلا يجد أحدا يأخذها منه، ويُرَى الرجلُ الواحدُ يَتْبَعُهُ أربعون امرأة يَلُذْنَ به من قِلَّةِ الرجال وكَثْرَةِ النساء».
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَيَأتِيَنَّ عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ يَطُوفُ الرَّجُلُ فِيهِ بالصَّدَقَةِ مِنَ الذَّهَبِ فَلا يَجِدُ أَحَداً يَأخُذُهَا مِنهُ، وَيُرَى الرَّجُلُ الوَاحِدُ يَتْبَعُهُ أرْبَعُونَ امْرَأَةً يَلُذْنَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ الرِّجَالِ وَكَثْرَةِ النِّسَاءِ»: «زمانی بر مردم خواهد آمد که شخصی با زکات طلای خود می گردد و هيچ مستحقی نمی يابد که زکاتش را بگيرد. در آن زمان به علت کمیِ مردان و فراوانیِ زنان، هر چهل زن به دنبال يک مرد می افتند و به او پناه می برند».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

مال و اموال در بین مردم زیاد خواهد شد تا جایی که کسی را نمی یابند از مال خود به او بدهند؛ و تعداد مردان کم شده و زنان زیاد می شوند؛ و این وضعیت یا به سبب جنگ های ویرانگر است و یا به دلیل افزایش تولد زنان؛ تا جایی که به دنبال یک مرد چهل زن می باشد؛ از دخترانش گرفته تا خواهران و نزدیکانش که به او پناه برده و از او کمک می خواهند.

مرجع

نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الرابعة عشر، 1407هـ - 1987م. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، للهلالي، نشر: دار ابن الجوزي. صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

این حدیث در HadeethEnc.com

انسان های نيکوکار يکی پس از ديگری می روند و افرادی باقی می مانند که مانند نخاله ی جو يا خرما بی ارزش اند و الله هيچ توجهی به آنها نمی نمايد.

عن مرداس الأسلمي رضي الله عنه قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ -صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ-: «يذهب الصالحون الأول فالأول، ويبقى حُثَالَةٌ كَحُثَالَةِ الشعير أو التمر لا يُبَالِيهُم الله بَالَةً».
از مرداس اسلمی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يَذْهَبُ الصَّالِحُونَ الأَوَّلُ فَالأَوَّلُ، وَتَبْقَى حُثَالَةٌ كَحُثَالَةِ الشَّعِيرِ أوِ التَّمْرِ لا يُبَالِيهُمُ اللهُ بَالَةً»: «انسان های نيکوکار يکی پس از ديگری می روند و افرادی باقی می مانند که مانند نخاله ی جو يا خرما بی ارزش اند و الله هيچ توجهی به آنها نمی نمايد».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که الله متعال در آخر الزمان صالحان را قبض روح می کند و در پسِ آنها مردمانی می مانند که شایستگی توجه ندارند؛ الله متعال برای آنها قدر و منزلتی قائل نمی شود و آنها را به حساب نیاورده و به ایشان رحم نکرده و رحمتی بر آنها نازل نمی نماید؛ آنها بدترین مردم نزد الله هستند که قیامت بر آنها برپا می گردد.

مرجع

نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الرابعة عشر، 1407ه 1987م. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، للهلالي، نشر: دار ابن الجوزي. تطريز رياض الصالحين، لفيصل الحريملي، نشر: دار العاصمة، الرياض، الطبعة: الأولى، 1423هـ - 2002م. صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422ه.

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۲۶
۲۶ حدیث
  1. زمانی فرا می رسد که شخص می خوابد و امانت داری از قلب او برداشته می شود؛ به گونه ای که تنها اثر اندکی از امانت داری در قلبش می ماند و چون دوباره می خوابد، امانت داری به کلی از قلب او برداشته می شود و اثر آن تنها همانند يک تاول باقی می ماند.
  2. آیا دربارهٔ دجال به شما حدیثی نگویم که هیچ پیامبری به قومش نگفته باشد؟ او کور و یک چشم است و با خود چیزی مانند بهشت و دوزخ می‌آورد
  3. سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، دنيا تمام نمی شود مگر آن که شخصی از کنار قبری می گذرد و آنجا درنگ می کند و می گويد: ای کاش من به جای صاحب اين قبر بودم! انگيزه اش از اين آرزو، دين نيست؛ بلکه فقط به خاطر سختی ها و مصیبت هایی که بر او گذشته، چنين آرزويی می کند.
  4. قيامت برپا نمی شود تا آن که فرات، گنجی از طلا آشکار سازد که بر سرِ آن جنگ روی می دهد و از هر صد نفر، نود و نُه نفر کشته می شوند.
  5. مردم، مدينه را در بهترين وضعی که دارد، ترک خواهند کرد؛ آنگاه درندگان و پرندگانِ لاشخور، در مدينه جای می گيرند.
  6. در آخر الزمان يکی از خلفای شما اموال را تقسيم و انفاق می کند و آن را نمی شمارد.
  7. زمانی بر مردم خواهد آمد که شخصی با زکات طلای خود می گردد و هيچ مستحقی نمی يابد که زکاتش را بگيرد. در آن زمان به علت کمیِ مردان و فراوانیِ زنان، هر چهل زن به دنبال يک مرد می افتند و به او پناه می برند.
  8. انسان های نيکوکار يکی پس از ديگری می روند و افرادی باقی می مانند که مانند نخاله ی جو يا خرما بی ارزش اند و الله هيچ توجهی به آنها نمی نمايد.
  9. لا اله الا الله، وای بر عرب از شری که نزدیک شده است، امروز از سد یاجوج و ماجوج مانند این باز شده است
  10. از بدترین مردم کسانی هستند که قیامت به هنگام زنده بودن آنها برپا می‌شود و کسانی که قبرها را مسجد قرار می‌دهند
  11. درحالی که رسول الله صلى الله عليه وسلم در ميان ما بود، درباره ی «حجة الوداع» با يکديگر صحبت می کرديم و نمی دانستيم که حجة الوداع چيست.
  12. هیچ پيامبری نبوده مگر اینکه به امتش درباره ی يک چشمِ بسيار دروغگو هشدار داده است.
  13. هر کس ده آیه از ابتدای سورهٔ کهف را حفظ کند، از [فتنهٔ] دجال در امان می‌ماند». و در روایتی دیگر آمده است: «از آخر سورهٔ کهف
  14. در يکی از صبح ها رسول الله صلى الله عليه وسلم درباره ی دجال سخن به ميان آورد و گاه صدايش را بالا برده و گاه پايين می آورد که ما گمان کرديم دجال - ظهور کرده و در نزديکیِ مدينه - در ميان درختان خرماست.
  15. بر راه های ورودی مدينه ملائکه ای قرار دارند كه مانع ورود طاعون و دجال به آن می شوند.
  16. شش چيز را قبل از فرا رسيدن قيامت بخاطر داشته باش.
  17. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: فاصله ی بعثت من تا قیامت به این اندازه است». و این فاصله را با اشاره ی دو انگشتش نشان داد.
  18. تا زمانی که آتشی از سرزمين حجاز پيدا نشود و روشنايی آن، گردن شترها را در بصری فرا نگيرد، قيامت برپا نخواهد شد.
  19. در پايان (عمر) امت من، خليفه ای خواهد بود که مال را با دو دستش مشت می کند و بدون اينکه بشمارد، جمع آوری می نمايد.
  20. شما با جزيرة العرب می جنگيد و الله متعال آن را فتح می نمايد. سپس با فارس (ايران) می جنگيد و الله متعال آن را فتح می کند. پس از آن با روم می جنگيد و الله متعال آن را فتح می کند. آنگاه با دجال می جنگيد و الله متعال به شما فتح و پيروزی عنايت می کند.
  21. این امر تا جایی می‌رسد که شب و روز رسیده است؛ و الله متعال هیچ خانه‌ای را در شهر [و روستا] و بادیه رها نمی‌کند مگر این دین را وارد آن می‌کند
  22. دو گروه از امتم هستند كه الله متعال آنها را از دوزخ محافظت كرده است: گروهی که با (کفار) هند می جنگد و گروهی که همراه عيسی بن مريم علیهما السلام می باشد.
  23. تا با ترك هايی نجنگيد كه دارای چشمان كوچك، چهره هايی قرمز با بينی هايی پهن و صورت هايی مانند سپر هستند، قيامت برپا نخواهد شد.همچنين تا با قومی نجنگيد كه كفش های شان از مو ساخته شده، قيامت برپا نخواهد شد.
  24. تا زمانی كه شما با مردم خوزستان و كِرمان نجنگيد كه عجم هستند و چهره هايی قرمز، بينی هايی فرو رفته و چشم هايی كوچك دارند و صورت های شان مانند سپرهای ضخيم و كفش های شان از مو ساخته شده، قيامت برپا نخواهد شد.
  25. سوگند به کسی كه جانم در دست او است، زمانی بر مردم می آید كه قاتل نمی داند چرا می کشد و مقتول نمی داند چرا كشته می شود.
  26. ای خالد، بزودی پس از من اتفاقات و فتنه ها و اختلافاتی خواهد بود، اگر توانستی بنده ی مقتول الله باشی نه قاتل، چنین کن.

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com