عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : إذا قرأتم: الحمد لله فاقرءوا: ﴿بسم الله الرحمن الرحيم﴾ إنها أم القرآن، وأم الكتاب، والسبع المثاني، و﴿بسم الله الرحمن الرحيم﴾ إحداها.
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا قَرَأْتُمُ (الْحَمْدُ لِلَّهِ) فَاقْرَءُوا (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) إِنَّهَا أُمُّ الْقُرْآنِ، وَأُمُّ الْكِتَابِ، وَالسَّبْعُ الْمَثَانِى وَ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) إِحْدَاهَا»: «وقتی می خواستید سوره "حمد" را بخوانید، (پیش از آن) بسم الله الرحمن الرحیم بگویید، زیرا این سوره ام القرآن و ام الکتاب و سبع المثانی است و بسم الله الرحمن الرحیم جزئی از آن است».
به روایت بیهقی - به روایت دارقطنیدرجهصحیح است
شرح
این حدیث شریف بیانگر مشروعیت قرائت بسم الله الرحمن الرحیم، پیش از فاتحه در نماز است؛ و در تبیین دلیل آن می افزاید: زیرا بسم الله بخشی از سوره فاتحه است. و منظور از خواندن، خواندن آن بصورت خفی است نه جهری؛ زیرا عدم جهر و بلند گفتن بسم الله در احادیث بیشتر و صحیح تری وارد شده است. و طحاوی می گوید: ترک بلند گفتن بسم الله در نماز، بطور متواتر از رسول الله صلی الله علیه وسلم و جانشینانش نقل شده است.
مرجع
سنن الدارقطني، تحقيق: شعيب الأرنؤوط وآخرون، ط1، مؤسسة الرسالة، بيروت، لبنان، 1424 هـ.
صحيح الجامع الصغير وزيادته للألباني، ط3، المكتب الإسلامي، بيروت، 1408هـ.
سنن البيهقي الكبرى، أحمد بن الحسين أبو بكر البيهقي، مكتبة دار الباز، مكة المكرمة، 1414هـ – 1994م، تحقيق: محمد عبد القادر عطا.
توضيح الأحكام من بلوغ المرام، لعبدالله بن عبد الرحمن البسام، مكتبة الأسدي، مكة، ط الخامسة 1423هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن علي بن أبي طالب رضي الله عنه أنه قال: «أنا أَوَّلُ من يَجْثُو بين يَدَيِ الرحمن للخُصُومة يوم القيامة» وقال قيس بن عباد: وفيهم أُنْزِلَتْ : {هذان خصمان اخْتَصَمُوا في ربهم} [الحج: 19] قال: "هم الذين تَبَارَزُوا يوم بَدْرٍ: حمزة، وعلي، وَعُبَيْدَةُ، أو أبو عبيدة بن الحارث، وَشَيْبَةُ بن رَبِيعَةَ، وعتبة بن رَبِيعَةَ، والوليد بن عُتْبَةُ".
از علی بن ابی طالب رضی الله عنه روایت است که می گوید: «من اولین کسی هستم که در روز قیامت برای دادخواهی در برابر الله متعال زانو می زنم». قیس بن عباد می گوید: این آیه در مورد آنها [کسانی که در ادامه اسامی آنها می آید] نازل شد: «هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ»: «این دو [گروه مؤمن و کافر،] دشمنان یکدیگرند و درباره ی پروردگارشان ستیز می کنند». وی می گوید: «آنها کسانی بودند که در روز بدر با هم مبارزه کردند و عبارتند از: حمزه و علی و عبیده یا ابوعبیده بن حارث و شیبه بن ربیعه و عتبه بن ربیعه و ولید بن عتبه.
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح
در این اثر علی رضی الله عنه خبر می دهد که وی اولین نفری خواهد بود که در روز قیامت برای دادخواهی در برابر پروردگار جهانیان زانو می زند؛ و این آیه: «هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ» در مورد او و حمزه و ابوعبیده رضی الله عنهم نازل شده است؛ آنگاه که با سران کفر در روز بدر مبارزه کردند؛ با شیبه بن ربیعه و عتبه بن ربیعه و ولید بن عتبه؛ و این بر جواز مبارزه قبل از آغاز جنگ دلالت دارد.
مبارزه عبارت است از جنگ با شمشیر بین دو نفر قبل از جنگ.
مرجع
صحيح البخاري -الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ.
البدرُ التمام شرح بلوغ المرام، الحسين بن محمد بن سعيد، المعروف بالمَغرِبي، المحقق: علي بن عبد الله الزبن: دار هجر الطبعة: الأولى، 1414 هـ - 1994 م.
إرشاد الساري لشرح صحيح البخاري، أحمد بن محمد بن أبى بكر القسطلاني القتيبي المصري، المطبعة الكبرى الأميرية، مصر- الطبعة: السابعة، 1323 هـ.
منحة العلام في شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله الفوزان، طبعة دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى 1428.
توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله البسام، مكتبة الأسدي، مكة المكرمة، الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م.
تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام: تأليف الشيخ صالح الفوزان، عناية عبد السلام السليمان، مؤسسة الرسالة الطبعة الأولى.
فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية بالقاهرة، تحقيق صبحي رمضان وأم إسراء بيومي، الطبعة الأولى 1427.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عقبة بن عامر قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم وهو على المنبر، يقول: "{وأعدوا لهم ما استطعتم من قوة} [الأنفال: 60]، ألا إن القُوَّةَ الرَّميُ، ألا إن القوة الرمي، ألا إن القوة الرمي".
از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که بالای منبر می فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» [انفال: 60] «آنچه از نيرو در توان تان است، برای پيکار با آنان آماده سازيد». و افزود: «أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ، أَلا إنَّ القُوَّةَ الرَّميُ»: «بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است؛ بدانيد که نيرو همان تيراندازی است».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
حدیث مذکور بیانگر تفسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم از نیرویی است که به کسب آن در برابر دشمنان و کافران امر شده است؛ و این نیرو بنا بر تفسیر رسول الله صلی الله علیه وسلم تیراندازی می باشد. چون خسارت وارده توسط آن به دشمن بیشتر و از سوی دیگر، خطرات آن نسبت به رویارویی تن به تن با دشمن بسیار کمتر است.
تیراندازی در زمان نازل شدن این آیه، با تیر و کمان بود؛ اما اعجاز آیه این است که از لفظ «القوة» به معنای نیرو استفاده کرده است تا بیانگر نیرویی باشد که در هر زمان و مکانی وجود دارد. و همچنین اعجاز علمی وارده در حدیث شریف این است که از لفظ «الرمي» استفاده شده که شامل انواع تیراندازی می شود و به هر ابزار و سلاح جدیدی که تیراندازی با آن میسر باشد، تفسیر می گردد.
مرجع
- صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ.
- منحة العلام في شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله الفوزان، طبعة دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى 1428.
- توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله البسام، مكتبة الأسدي، مكة المكرمة، الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م.
- تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام:تأليف الشيخ صالح الفوزان- عناية عبد السلام السليمان - مؤسسة الرسالة الطبعة الأولى.
- فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية القاهرة، تحقيق صبحي رمضان وأم إسراء بيومي، الطبعة الأولى 1427.
- بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «لاَ تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا، فَإِذَا طَلَعَتْ فَرَآهَا النَّاسُ آمَنُوا أَجْمَعُونَ، فَذَلِكَ حِينَ: {لاَ يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ، أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا} [الأنعام: 158] وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدْ نَشَرَ الرَّجُلاَنِ ثَوْبَهُمَا بَيْنَهُمَا فَلاَ يَتَبَايَعَانِهِ، وَلاَ يَطْوِيَانِهِ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدِ انْصَرَفَ الرَّجُلُ بِلَبَنِ لِقْحَتِهِ فَلاَ يَطْعَمُهُ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَهُوَ يَلِيطُ حَوْضَهُ فَلاَ يَسْقِي فِيهِ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدْ رَفَعَ أَحَدُكُمْ أُكْلَتَهُ إِلَى فِيهِ فَلاَ يَطْعَمُهَا».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لاَ تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا، فَإِذَا طَلَعَتْ فَرَآهَا النَّاسُ آمَنُوا أَجْمَعُونَ، فَذَلِكَ حِينَ: {لاَ يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ، أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا} [الأنعام: 158] وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدْ نَشَرَ الرَّجُلاَنِ ثَوْبَهُمَا بَيْنَهُمَا فَلاَ يَتَبَايَعَانِهِ، وَلاَ يَطْوِيَانِهِ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدِ انْصَرَفَ الرَّجُلُ بِلَبَنِ لِقْحَتِهِ فَلاَ يَطْعَمُهُ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَهُوَ يَلِيطُ حَوْضَهُ فَلاَ يَسْقِي فِيهِ، وَلَتَقُومَنَّ السَّاعَةُ وَقَدْ رَفَعَ أَحَدُكُمْ أُكْلَتَهُ إِلَى فِيهِ فَلاَ يَطْعَمُهَا»: «قیامت برپا نمیشود تا آنکه خورشید از محل غروبش طلوع کند و چون طلوع کند و مردم آن را ببینند، همه ایمان میآورند، و این زمانی است که: {لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا} [انعام: ۱۵۸] (ایمان کسی که قبلا ایمان نیاورده یا از ایمانش خیری حاصل نکرده است، سودی به حالش ندارد) و قیامت درحالی برپا میشود که دو مرد لباسشان را بین خود پهن کردهاند [و در حال خرید و فروش آن هستند] اما نه آن را خرید و فروش میکنند و نه جمعش میکنند؛ و قیامت برپا میشود درحالیکه مرد با شیر مادهشترش [که دوشیده] برمیگردد اما آن را نمینوشد؛ و قیامت برپا میشود درحالیکه مرد حوض خود را تعمیر میکند اما در آن آب نمینوشد و قیامت برپا میشود درحالیکه یکی از شما لقمهاش را به سوی دهانش بالا برده، اما آن را نمیخورد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر میدهد که یکی از نشانههای بزرگ قیامت آن است که خورشید به جای مشرق از مغرب طلوع کند و هنگامی که مردم آن را ببینند، همگی ایمان میآورند، اما آن هنگام ایمان آوردن کافر به او سودی نمیرساند و عمل صالح و توبه فایدهای ندارد. سپس رسول خدا صلی الله علیه وسلم خبر میدهد که قیامت ناگهان برپا میشود؛ تا جایی که مردم مشغول خود و کارهای روزمرهٔ زندگیشان هستند. درحالی قیامت برپا میشود که خریدار و فروشنده لباس خود را [که میخواهند خرید و فروش کنند] پهن کردهاند، اما نه آن را خرید و فروش میکنند و نه آن را جمع میکنند. و درحالی قیامت برپا میشود که شخصی شیر ماده شتر شیردهش را گرفته، اما آن را نمینوشد؛ و درحالی قیامت برپا میشود که شخص حوض خود را تعمیر میکند ولی در آن نمینوشد؛ و درحالی قیامت برپا میشود که شخص لقمه را به دهانش بالا برده که آن را بخورد، اما آن را نمیخورد.
فواید
- اسلام و توبه تا وقتی پذیرفته است که خورشید از محل غروبش طلوع نکرده باشد.
- تشویق به آماده شدن برای قیامت با ایمان و عمل صالح؛ زیرا قیامت ناگهان رخ میدهد.
مرجع
صحيح البخاري (8/ 106) (6506)، صحيح مسلم (1/ 137) (157)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري (23/ 92).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي سَعِيدٍ الخُدْرِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «يُؤْتَى بِالْمَوْتِ كَهَيْئَةِ كَبْشٍ أَمْلَحَ، فَيُنَادِي مُنَادٍ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: هَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، ثُمَّ يُنَادِي: يَا أَهْلَ النَّارِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: وهَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، فَيُذْبَحُ ثُمَّ يَقُولُ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، وَيَا أَهْلَ النَّارِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، ثُمَّ قَرَأَ: {وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ} [مريم: 39]، وَهَؤُلاَءِ فِي غَفْلَةٍ أَهْلُ الدُّنْيَا {وَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ} [مريم: 39]».
از ابوسعید خُدری رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يُؤْتَى بِالْمَوْتِ كَهَيْئَةِ كَبْشٍ أَمْلَحَ، فَيُنَادِي مُنَادٍ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: هَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، ثُمَّ يُنَادِي: يَا أَهْلَ النَّارِ، فَيَشْرَئِبُّونَ وَيَنْظُرُونَ، فَيَقُولُ: وهَلْ تَعْرِفُونَ هَذَا؟ فَيَقُولُونَ: نَعَمْ، هَذَا المَوْتُ، وَكُلُّهُمْ قَدْ رَآهُ، فَيُذْبَحُ ثُمَّ يَقُولُ: يَا أَهْلَ الجَنَّةِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، وَيَا أَهْلَ النَّارِ خُلُودٌ فَلاَ مَوْتَ، ثُمَّ قَرَأَ: {وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ} [مريم: 39]، وَهَؤُلاَءِ فِي غَفْلَةٍ أَهْلُ الدُّنْيَا {وَهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ} [مريم: 39]»: «مرگ را در شکل و شمایل قوچی املح (سفید و سیاه) میآورند، سپس ندادهندهای صدا میزند: که ای اهل بهشت! پس اهل بهشت گردنهای خود را کشیده و مینگرند؛ میگوید: آیا این را میشناسید؟ میگویند: آری، این مرگ است و همهٔ آنان او را دیدهاند؛ سپس ندا میزند که ای اهل دوزخ! پس گردنهای خود را میکشند و مینگرند؛ و میگوید: آیا این را میشناسید؟ پس میگویند: آری این مرگ است و همگی آن را دیدهاند، سپس آن ذبح میشود؛ آنگاه میگوید: ای اهل بهشت، جاودانگی است و مرگی نیست و ای اهل دوزخ، جاودانگی است و مرگی نیست! سپس این آیه را خواند: ﴿وَأَنذِرهُم يَومَ الحَسرَةِ إِذ قُضِيَ الأَمرُ وَهُم في غَفلَةٍ} [مریم: ۳۹] (و [ای پیامبر،] به آنان دربارۀ روز [پشیمانی و] حسرت هشدار بده؛ آنگاه كه کار [داورى] انجام میگیرد؛ و [امروز] آنان در غفلتند) و آنان - اهل دنیا - در غفلت هستند {وَهُم لا يُؤمِنونَ} [مریم: ۳۹] {و آنان ایمان نمیآورند}».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم بیان میدارد که در روز قیامت مرگ را به شکل گوسفند نری میآورد که سیاه و سفید است، پس ندا داده میشود که ای اهل بهشت! آنان گردن خود را میکشند و سرشان را بالا میگیرند و مینگرند، پس به آنها گفته میشود: آیا این را میشناسید؟ میگویند: آری، این مرگ است و همهٔ آنان او را دیدهاند و شناختهاند، سپس منادی ندا میزند: ای اهل دوزخ! پس گردنهایشان را میکشند و سرشان را بالا میگیرند و مینگرند، سپس میگوید: آیا این را میشناسید؟ میگویند: آری، این مرگ است و همهشان او را دیدهاند، سپس او را ذبح میکنند، آنگاه منادی ندا میزند که: ای اهل بهشت، بقایی است ابدی و مرگی نیست؛ و ای اهل دوزخ، بقایی است ابدی و دیگر مرگی نیست. این برای آن است که خوشی و نعمت بهشتیان بیشتر شود و بر عذاب کافران افزوده گردد. سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم این آیه را خواندند: {وَأَنذِرهُم يَومَ الحَسرَةِ إِذ قُضِيَ الأَمرُ وَهُم في غَفلَةٍ وَهُم لا يُؤمِنونَ} [مريم: ۳۹] (و [ای پیامبر،] به آنان دربارۀ روز [پشیمانی و] حسرت هشدار بده؛ آنگاه كه کار [داورى] انجام میگیرد؛ و [امروز] آنان در غفلتند و ایمان نمیآورند). بنابراین در روز قیامت میان اهل بهشت و دوزخ جدایی حاصل میشود و هریک به سمتی میروند که در مسیر آن بودهاند و تا ابد در آن میمانند، آنگاه بدکار حسرت میخورد و پشیمان میشود که چرا عمل نیک انجام نداده است؛ و آنکه کوتاهی نموده هم حسرت میخورد که چرا به اعمال خیر خود نیفزوده است.
فواید
- فرجام نهایی انسان در آخرت یا جاودانگی در بهشت است و یا جاودانگی در دوزخ.
- هشدار شدید درباره هول و وحشت روز قیامت، و اینکه آن روز، روز حسرت و پشیمانی است.
- بیان تدوام و ماندگاری سرور و شادی اهل بهشت و دوام و پایداری غم و اندوه اهل دوزخ.
مرجع
صحيح البخاري (6/ 93) (4730)، صحيح مسلم (4/ 2188) (2849)، التوضيح شرح الجامع الصحيح (22/595)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري (19/ 52)، البحر المحيط الثجاج (43/686).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ عَدِيِّ بْنِ حَاتِمٍ عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «الْيَهُودُ مَغْضُوبٌ عَلَيْهِمْ، وَالنَّصَارَى ضُلَّالٌ».
از عَدی بن حاتِم روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «الْيَهُودُ مَغْضُوبٌ عَلَيْهِمْ، وَالنَّصَارَى ضُلَّالٌ»: «یهودیان، مغضوب علیهم و نصرانیان، گمراهان هستند».
به روایت ترمذیدرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که یهودیان قومی هستند که الله بر آنان خشم گرفته است، زیرا حق را شناختند و بدان عمل نکردند. و نصرانیان قومی گمراه هستند؛ زیرا بدون علم عمل کردهاند.
فواید
- جمع بین علم و عمل، نجات از راه کسانی است که مورد خشم قرار گرفتهاند و گمراه شدهاند.
- هشدار نسبت به راه یهودیان و نصرانیان و پایبند ماندن به راه مستقیم که همان اسلام است.
- هم یهودیان و هم نصرانیان گمراه و مورد خشم هستند، اما ویژهترین اوصاف یهودیان این است که مورد خشم قرار گرفتهاند و ویژهترین اوصاف نصرانیان گمراهی آنان است.
مرجع
سنن الترمذي (5/ 71) (2954)، النهاية في غريب الحديث و الأثر ( ص 548)، المنهل العذب المورود (5/250)، البحر المحيط الثجاج (9/248).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: تَلَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ هَذِهِ الْآيَةَ: {هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ، وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ، وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ} [آل عمران: 7]. قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «فَإِذَا رَأَيْتِ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ سَمَّى اللهُ، فَاحْذَرُوهُمْ».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم این آیه را تلاوت کرد که: {هُوَ الَّذي أَنزَلَ عَلَيكَ الكِتابَ مِنهُ آياتٌ مُحكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الكِتابِ وَأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلوبِهِم زَيغٌ فَيَتَّبِعونَ ما تَشابَهَ مِنهُ ابتِغاءَ الفِتنَةِ وَابتِغاءَ تَأويلِهِ وَما يَعلَمُ تَأويلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرّاسِخونَ فِي العِلمِ يَقولونَ آمَنّا بِهِ كُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنا وَما يَذَّكَّرُ إِلّا أُولُو الأَلبابِ} [آل عمران: ٧] (اوست که کتاب (قرآن) را بر تو نازل کرد. بخشی از آن، آیات محکم [صریح و روشن] است که آنها اساسِ کتابند و [بخشی] دیگر متشابهات است [که تأویلپذیرند]؛ اما کسانی که در دلهایشان انحراف است، برای فتنهجویی [و گمراه کردن مردم] و به خاطرِ تأویل آن [به دلخواه خود،] از متشابهِ آن پیروی میکنند؛ حال آنکه تأویلش را [کسی] جز الله نمیداند؛ و راسخان در علم (علمای دین) میگویند: ما به همۀ آن [آیات ـ چه محکم و چه متشابه] ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست؛ و جز خردمندان کسی پند نمیگیرد) رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «فَإِذَا رَأَيْتِ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ سَمَّى اللهُ، فَاحْذَرُوهُمْ»: «هرگاه کسانی را دیدید که پیگیر متشابه آن هستند، آنان همان کسانی هستند که الله از آنان نام برده، پس از آنان برحذر باشید».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم این آیه را تلاوت کردند: {هُوَ الَّذي أَنزَلَ عَلَيكَ الكِتابَ مِنهُ آياتٌ مُحكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الكِتابِ وَأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلوبِهِم زَيغٌ فَيَتَّبِعونَ ما تَشابَهَ مِنهُ ابتِغاءَ الفِتنَةِ وَابتِغاءَ تَأويلِهِ وَما يَعلَمُ تَأويلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرّاسِخونَ فِي العِلمِ يَقولونَ آمَنّا بِهِ كُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنا وَما يَذَّكَّرُ إِلّا أُولُو الأَلبابِ} [آل عمران: ٧] (اوست که کتاب (قرآن) را بر تو نازل کرد. بخشی از آن، آیات محکم [صریح و روشن] است که آنها اساسِ کتابند و [بخشی] دیگر متشابهات است [که تأویلپذیرند]؛ اما کسانی که در دلهایشان انحراف است، برای فتنهجویی [و گمراه کردن مردم] و به خاطرِ تأویل آن [به دلخواه خود] از متشابهِ آن پیروی میکنند؛ حال آنکه تأویلش را [کسی] جز الله نمیداند؛ و راسخان در علم (علمای دین) میگویند: ما به همۀ آن [آیات ـ چه محکم و چه متشابه] ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست؛ و جز خردمندان کسی پند نمیگیرد). در این آیه الله تعالی خبر داده که او قرآن را بر پیامبر نازل کرده است که بخشی از آن آیاتی است با دلالت واضح و احکام مشخص که ابهامی در آنها نیست؛ و این آیات اصل کتاب و مرجع آن است و در اختلافت مرجع هستند؛ و بخشی از آن آیاتی است که احتمال چند معنا دارد و معنایش برای برخی از مردم پوشیده است یا ممکن است گمان کنند که میان آن و آیات دیگر تعارض است. سپس الله عزوجل به بیان تعامل مردم با این آیات میپردازد: کسانی که در دلهایشان انحراف از حق است، محکم را رها میکنند و به متشابه روی میآورند که معنای محتمل دارد و هدفشان از آن طرح شبهه و گمراه ساختن مردم است و میخواهند آن را بر حسب هوای نفس خود تاویل کنند. اما آنها که در علم راسخ هستند این متشابه را میشناسند و آن را به محکم برمیگردانند و به آن ایمان دارند و میدانند که از سوی الله سبحانه و تعالی است و ممکن نیست که پوشیدگی یا تعارض در آن باشد اما کسی از این موضوع پند نمیگیرد مگر صاحبان عقل سلیم. سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم خطاب به ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها فرمودند که اگر کسانی را دید که پیگیر و پیرو متشابه هستند آنان همین کسانی هستند که الله در این کلامش از آنان نام برده است: {فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ} (اما کسانی که در دلهایشان انحراف است) پس از آنان برحذر باشید و به سخنشان گوش ندهید.
فواید
- آیات محکم در قرآن، آیاتی است که دلالتش واضح است و معنایش آشکار؛ اما متشابه آن است که احتمال بیش از یک معنا را داشته باشد و نیازمند تامل و فهم است.
- هشدار نسبت به همنشینی با اهل انحراف و اهل بدعت و کسانی که موارد محل اشکال را به قصد گمراه کردن مردم و به شک انداختن آنان مطرح میکنند.
- پایان یافتن این آیه با {وما يذكر إلا أولو الألباب} به نکوهش غیر مستقیم اهل انحراف و مدح راسخان در علم اشاره دارد، یعنی کسی که یادآور نشد و پند نگرفت و از هوای نفس خود پیروی کرد، از صاحبان خرد نیست.
- پیروی از متشابه سبب انحراف دل است.
- وجوب بازگرداندن آیات متشابه که گاها معنایشان فهم نمیشود به آیات محکم.
- الله سبحانه وتعالی بخشی از قرآن را محکم و بخشی دیگر را متشابه قرار داده است و این از باب آزمایش مردم است تا اهل ایمان از اهل گمراهی تمایز یابند.
- در وجود متشابه در قرآن مجالی است برای اظهار فضل علما بر دیگران و بیان اینکه عقلها از درک همه چیز قاصرند تا تسلیم آفریدگار خود شده و به عجز خود اعتراف کنند.
- فضیلت رسوخ در علم و ضرورت پایداری در آن.
- مفسرین دربارهٔ توقف بر لفظ {الله} در این قسمت از آیه: {وما يعلم تأويله إلا الله والراسخون في العلم} دو دیدگاه دارند: بنابر روش آنهایی که بر {الله} وقف میکنند، منظور آیه از تاویل، علم حقیقت و کُنه آن چیز و آنچه راهی برای درکش نیست، میباشد مانند امر روح و قیامت که الله متعال علم آن را به خود اختصاص داده است؛ و راسخان در علم به آن ایمان میآورند و حقایق آن را به الله موکول میکنند و تسلیم شده و در سلامت میمانند. اما بر اساس دیدگاه کسانی که بر {الله} توقف نمیکنند، منظور از تاویل، تفسیر و کشف و توضیح است، به این معنا که الله آن را میداند و راسخان در علم نیز آن را میدانند و به آن ایمان میآورند و آن را به آیات محکم بازمیگردانند.
مرجع
صحيح البخاري (6/ 33) (4547)، صحيح مسلم (4/ 2053) (2665)، فتح الباري (8/211)، شرح النووي على مسلم (16/217)، النهاية في غريب الحديث والأثر (ص 407، 465)، فتح الودود في شرح سنن أبي داود (4/415)، تحفة الأبرار شرح مصابيح السنّة (1/129)، البحر المحيط الثجاج في شرح صحيح الإمام مسلم بن الحجاج (41/ 559).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا: أَنَّ نَاسًا مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ، كَانُوا قَدْ قَتَلُوا وَأَكْثَرُوا، وَزَنَوْا وَأَكْثَرُوا، فَأَتَوْا مُحَمَّدًا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالُوا: إِنَّ الَّذِي تَقُولُ وَتَدْعُو إِلَيْهِ لَحَسَنٌ، لَوْ تُخْبِرُنَا أَنَّ لِمَا عَمِلْنَا كَفَّارَةً، فَنَزَلَ {وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللهِ إِلَهًا آخَرَ وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلا بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ}[الفرقان: 68]، وَنَزَلَت: {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ} [الزمر: 53].
از ابن عباس ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که: مردمی از اهل شرک که در قتل و زنا زیادهروی کرده بودند نزد محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمدند و گفتند: آنچه تو میگویی و به آن فرا میخوانی قطعا نیکوست، ای کاش به ما خبر دهی که آنچه ما انجام دادهایم کفارهای دارد، پس این آیه نازل شد: {وَالَّذينَ لا يَدعونَ مَعَ اللَّهِ إِلهًا آخَرَ وَلا يَقتُلونَ النَّفسَ الَّتي حَرَّمَ اللَّهُ إِلّا بِالحَقِّ وَلا يَزنونَ وَمَن يَفعَل ذلِكَ يَلقَ أَثامًا} [الفرقان: ۶۸] (و کسانی که معبود دیگری با الله نمیخوانند و کسی که الله [کشتنش را] حرام کرده است، جز بهحق نمیکشند و زنا نمیکنند؛ و هرکس این [گناهان] را مرتکب شود، کیفرِ گناه [خویش] را میبیند) و این آیه نازل شد: {قُل يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسرَفوا عَلى أَنفُسِهِم لا تَقنَطوا مِن رَحمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغفِرُ الذُّنوبَ جَميعًا إِنَّهُ هُوَ الغَفورُ الرَّحيمُ} [الزمر: ۵۳] {[ای پیامبر،] به بندگانم که [در ارتکاب شرک و گناه] زیادهروی کردهاند، بگو: از رحمت الهی مأیوس نباشید؛ چرا که [اگر توبه کنید،] الله همۀ گناهانتان را میبخشد. به راستی که او تعالی بسیار آمرزندهی مهربان است).
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
مردانی از مشرکان نزد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آمدند درحالیکه مرتکب قتل و زنای زیادی شده بودند، پس به پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ گفتند: آنچه تو به سوی آن دعوت میدهی یعنی اسلام و آموزههای آن، چیز خوبی است، اما حال و وضع ما که مرتکب شرک و کبائر شدهایم چگونه است، آیا برای آن کفارهای وجود دارد؟
پس این دو آیه نازل شد که الله متعال توبهٔ مردم را با وجود زیاد و بزرگ بودن گناهان میپذیرد و اگر چنین نبود به کفر و طغیانشان ادامه میدادند و وارد این دین نمیشدند.
فواید
- فضیلت اسلام و عظمت آن و اینکه گناهان پیش از خود را نابود میکند.
- وسعت رحمت الله نسبت به بندگانش و مغفرت و عفو و بخشش او.
- تحریم شرک و تحریم کشتن دیگری به ناحق و تحریم زنا و وعید و تهدید برای کسانی که مرتکب این گناهان میشوند.
- توبهٔ صادقانهیِ مقرون با اخلاص و عمل نیک، همهٔ گناهان کبیره را پاک میکند، از جمله کفر ورزیدن به الله تعالی.
- تحریم نومیدی و یاس از رحمت الله سبحانه وتعالی.
مرجع
صحيح البخاري (6/ 125) (4810)، صحيح مسلم (1/ 113) (122)، إرشاد الساري لشرح صحيح البخاري (7/ 319)، النهاية في غريب الحديث والأثر (ص 808).
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com