عن عُبَادَةَ بن الصَّامتِ رضي الله عنه قال: بَايَعْنَا رسولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم على السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ فِي الْعُسْرِ وَالْيُسْرِ، وَالْمَنْشَطِ وَالْمَكْرَهِ، وعلى أَثَرَةٍ علينا، وعلى أَلَّا نُنَازِعَ الْأَمْرَ أهلَه، وعلى أَنْ نَقُولَ بِالْحَقِّ أينما كُنَّا، لا نَخَافُ في الله لَوْمَةَ لَائِمٍ.
از عُبادة بن الصامِت ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: با رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر شنیدن و اطاعت کردن در سختی و آسانی و خوشی و ناخوشی و بر ترجیح دیگران بر ما بیعت کردیم و اینکه دربارهٔ امر (حکمرانی) با اهل آن درگیر نشویم و اینکه هرجا باشیم حق را بگوییم و در راه الله از سرزنش سرزنشگری نترسیم.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از صحابه پیمان و میثاق گرفت که در آسانی و سختی و در حال ثروت و فقر از اولوالامر و حکام اطاعت نموده و فرمان ببرند، چه این اوامر موافق با خواستهٔ نفس باشد یا چیزی باشد که نفس آن را نمیپسندد؛ حتی اگر حکام اموال عمومی یا مناصب یا هر چیز دیگری را به خود اختصاص دادند [و آن را با برخی دهند و به برخی ندهند] باز هم باید در معروف [و در آنچه گناه نباشد] امر آنان را شنید و اطاعت کرد و بر آنان خروج و شورش نکرد، زیرا فتنه و فسادی که در جنگیدن با آنان است شدیدتر از فسادی است که ظلم آنان در پی دارد؛ و از جمله مواردی که پیامبر از آنان پیمان گرفت، این است که حق را هر جا که باشند بگویند و حق گویی آنان خالصانه برای الله باشد و از سرزنش کسانی نترسند و پروا نکنند که آنها را سرزنش میکنند.
فواید
- ثمرهٔ شنیدن و اطاعت کردن از مسئولان امور، اتحاد کلمهٔ مسلمانان و دوری از تفرقه است.
- وجوب شنیدن و اطاعت کردن از مسئولان امور در آنچه معصیت و نافرمانی الله نیست، در آسانی و دشواری و در خوشی و ناخوشی و با وجود تبعیضی که از سوی آنان رخ میدهد.
- وجوب حقگویی هرجا که باشیم، بدون آنکه در راه الله از سرزنش کسی بترسیم.
مرجع
صحيح البخاري (9/ 47) (7055-7056)، (9/ 77) (7199، 7200).
صحيح مسلم (3/ 1470) (1709).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 277).
رياض الصالحين، للنووي (ص83) (186).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (2/ 419).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 202).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أُمِّ سَلَمَةَ أُمِّ المُؤمنين رضي الله عنها: أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «سَتَكُونُ أُمَرَاءُ فَتَعْرِفُونَ وَتُنْكِرُونَ، فَمَنْ عَرَفَ بَرِئَ، وَمَنْ أَنْكَرَ سَلِمَ، وَلَكِنْ مَنْ رَضِيَ وَتَابَعَ» قَالُوا: أَفَلَا نُقَاتِلُهُمْ؟ قَالَ: «لَا، مَا صَلَّوْا».
از مادر مؤمنان، أم سَلَمة ـ رضی الله عنها ـ روایت است که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «سَتَكُونُ أُمَرَاءُ فَتَعْرِفُونَ وَتُنْكِرُونَ، فَمَنْ عَرَفَ بَرِئَ، وَمَنْ أَنْكَرَ سَلِمَ، وَلَكِنْ مَنْ رَضِيَ وَتَابَعَ»: «حکام و مسئولانی خواهند بود که [برخی از کارهای آنان را به نیکی] میشناسید و برخی را منکر میبینید، پس آنکه [اعمال بد آنان را به بدی] شناخت، [از گناه] پاک مانده است و آنکه انکار کرد در امان مانده است، اما [گناهکار] کسی [است] که به آن خشنود شده و پیروی کرده است» گفتند: آیا با آنان نجنگیم؟ فرمود: «نه، تا وقتی که نماز میگزارند».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ علیه الصلاة والسلام ـ به ما خبر میدهد که افرادی بر ما حاکم خواهند شد که برخی از اعمال آنان را چون موافق با شرع است، خوب میدانیم و برخی دیگر را به دلیل مخالفت با شرع، منکر میبینیم. پس آنکه با دلش منکر را بد بداند و قادر به انکارش نباشد، از گناه و نفاق پاک مانده است؛ و کسی که قادر به انکار عملی یا انکار زبانی باشد و بر آنان انکار کند، از گناه و مشارکت در آن سالم مانده است. اما کسی که به کار آنان خشنود باشد و در این اعمال از آنان پیروی کند، همانند آنان هلاک خواهد شد.
سپس از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ پرسیدند: آیا با این والیان امر که چنین صفاتی دارند، نجنگیم؟ پس رسول خدا آنان را از این کار نهی کرد و فرمود: نه، تا وقتی که نماز را در میان شما برگزار میکنند [با آنان نجنگید].
فواید
- یکی از نشانههای پیامبری پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر دادن از امور غیبی است که همچون خبر ایشان رخ میدهند.
- راضی شدن به منکر و مشارکت در آن جایز نیست و انکار آن واجب است.
- اگر حاکمان کاری را انجام دادند که مخالف شریعت است، اطاعت از آنان در آن امر جایز نیست.
- جایز نبودن شورش و خروج علیه حاکمان و مسئولان امر، زیرا به تباهی و خونریزی و ناامنی میانجامد. بنابراین تحمل منکر حاکمان گنهکار و صبر بر آزار آنان سادهتر است.
- امر نماز بسیار بزرگ و والاست، زیرا جدا کنندهی کفر و اسلام است.
مرجع
صحيح مسلم (3/ 1480) (1854).
المفهم لما أشكل من تلخيص كتاب مسلم (4/ 64).
البحر المحيط الثجاج في شرح صحيح الإمام مسلم بن الحجاج (32/ 206).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 279).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل بن عبد العزيز المبارك (ص150).
الشرح الممتع على زاد المستقنع، لابن عثيمين (11/ 323).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (2/ 435).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين (1/ 211).
این حدیث در HadeethEnc.comعن الزبير بن عدي، قال: أَتَيْنَا أنسَ بنَ مَالِكٍ رضي الله عنه فَشَكَوْنَا إليه ما نَلْقَى من الحَجَّاجِ، فقال: «اصْبِرُوا، فإنه لا يأتي زمانٌ إلا والذي بعده شَرٌّ منه حَتَّى تَلْقَوا رَبَّكُم» سمعتُه من نَبِيِّكُم صلى الله عليه وسلم .
از زبير بن عدی روایت است که می گويد: نزد انس بن مالک رضی الله عنه رفتيم و از رفتاری که حَجاج با ما می کرد، شکايت کرديم. انس رضی الله عنه فرمود: «اصْبِروا فإِنَّه لا يأْتي زمانٌ إلاَّ والَّذي بعْده شَرٌ منه حتَّى تلقَوا ربَّكُمْ»: «صبر کنيد؛ زيرا هر زمانی که می آيد، زمان بعدی بدتر خواهد بود و اين رويه ادامه دارد تا آن که پروردگارتان را ملاقات کنيد». اين را از پيامبرتان صلى الله عليه وسلم شنيدم.
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح
زبیر بن عدی به همراه عده ای نزد انس بن مالک رضی الله عنه خدمتکار رسول الله صلی الله علیه وسلم می آید و از رفتار و عملکرد حجاج بن یوسف ثقفی، یکی از فرماندهان و امیران خلفای بنی امیه شکایت می کنند که شخصی جبار و ظالم و خونریز بود؛ اما انس رضی الله عنه آنها را به صبر کردن بر ظلم حاکمان دستور می دهد و به ایشان خبر می دهد که مردم هیچ زمانی را سپری نمی کنند مگر اینکه زمان بعد از آن بدتر است تا اینکه پروردگارشان را ملاقات کنند. و یادآور می شود که این مساله را از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده است. و این شر و بدی، شر مطلق و عام نیست؛ بلکه از جهاتی شر است و از جهاتی خیر می باشد.
مرجع
- دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لابن علان، نشر دار الكتاب العربي.
- نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الرابعة عشر، 1407هـ - 1987م.
- شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين، نشر: دار الوطن للنشر، الرياض، الطبعة: 1426هـ.
- بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، للهلالي، نشر: دار ابن الجوزي.
- صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال: «مَنْ خَرَجَ مِنَ الطَّاعَةِ، وَفَارَقَ الْجَمَاعَةَ فَمَاتَ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً، وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ، يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبَةٍ، أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ، وَمَنْ خَرَجَ عَلَى أُمَّتِي، يَضْرِبُ بَرَّهَا وَفَاجِرَهَا، وَلَا يَتَحَاشَى مِنْ مُؤْمِنِهَا، وَلَا يَفِي لِذِي عَهْدٍ عَهْدَهُ، فَلَيْسَ مِنِّي وَلَسْتُ مِنْهُ».
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَنْ خَرَجَ مِنَ الطَّاعَةِ، وَفَارَقَ الْجَمَاعَةَ فَمَاتَ، مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً، وَمَنْ قَاتَلَ تَحْتَ رَايَةٍ عِمِّيَّةٍ، يَغْضَبُ لِعَصَبَةٍ، أَوْ يَدْعُو إِلَى عَصَبَةٍ، أَوْ يَنْصُرُ عَصَبَةً، فَقُتِلَ، فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ، وَمَنْ خَرَجَ عَلَى أُمَّتِي، يَضْرِبُ بَرَّهَا وَفَاجِرَهَا، وَلَا يَتَحَاشَى مِنْ مُؤْمِنِهَا، وَلَا يَفِي لِذِي عَهْدٍ عَهْدَهُ، فَلَيْسَ مِنِّي وَلَسْتُ مِنْهُ»: «هر كه از اطاعت [حاكم] خارج شود و خود را از جماعت [مسلمانان] جدا نماید و [در اين حالت] بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است؛ و هركس زیر پرچم مجهولى بجنگد که براى ايل و تبار خشمگین شود يا به سوى ايل و تبار فرابخواند يا از باب تعصب نسبت به ایل و تبار آن را یاری کند و (در این مسیر) كشته شد، كشته شدنش جاهلی است (در مسیر جاهليت مرده است)؛ و هر كسى بر امتم قيام كند و نيكوكار و بدكار را بزند و از عاقبت چنین رفتاری با مومنان نترسد و پروا نکند و به عهد و پيمان صاحب عهد وفا نكند، او از من نيست و من از او نيستم».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان فرمودند که هر کس از اطاعت حاکمان (اولیالأمر) سر باز زند و از جماعت مسلمانان که بر بیعت با امام (رهبر) اتفاق کردهاند جدا شود، اگر در چنین حالی بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است. جاهلیت به این معنا که افراد در آن دوران از هیچ امیری اطاعت نمیکردند و به هیچ جماعتی نمیپیوستند، بلکه فرقه فرقه و گروه گروه بوده که برخی با برخی دیگر میجنگیدند.
و پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که هرکس زیر پرچمی بجنگند که در آن حق و باطل مشخص نیست و صرفا برای تعصب قوم یا قبیله و نه برای یاری دین و حق با آنان همراه شده و درنتیجه بدون بصیرت و علم و صرفا از روی تعصب بجنگد و در همین حال بمیرد، همچون مردن در جاهلیت است.
و کسی که علیه امت محمد ـ صلی الله علیه وسلم ـ خارج شود و نیک و بد آن را بزند و برایش مهم نباشد که چه میکند و از عقوبت کشتن مؤمنان این امت نترسد و به کافرانی که پیمان دارند توجه نکند و به عهد والیان امر اهمیت ندهد و آن را زیر پا بگذارد، این رفتار او از گناهان کبیره است و کسی که چنین رفتاری داشته باشد، مستحق وعید شدید است.
فواید
- اطاعت کردن از حاکمان در آنچه معصیت و نافرمانی الله عزوجل نباشد، واجب است.
- این حدیث با هشدار شدید برای کسی همراه است که از طاعت امام و حاکم خارج شده و از جماعت مسلمانان جدا میشود؛ اینکه اگر بر این وضعیت بمیرد بر راه و روش اهل جاهلیت مرده است.
- در حدیث نهی از جنگیدن با انگیزهی تعصب قومی - قبیلهای [و ملی] است.
- وجوب وفا به پیمانها.
- در طاعت و پایبندی به جماعت خیر بسیار و امنیت و آرامش و صلاح اوضاع نهفته است.
- نهی از مشابهت با اوضاع و احوال اهل جاهلیت.
- امر به ملازمت و همراهی با جماعت مسلمانان.
مرجع
صحيح مسلم.
شرح النووي على مسلم (12/ 238).
توضيح الأحكام من بلوغ المرام، للبسام (6/ 179).
سبل السلام، لمحمد الصنعاني (2/ 374).
منحة العلام شرح بلوغ المرام، لعبد الله الفوزان (8/ 338).
مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، لعلي القاري (6/ 2395).
این حدیث در HadeethEnc.comعن عرفجة رضي الله عنه قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: «مَنْ أَتَاكُمْ وَأَمْرُكُمْ جَمِيعٌ عَلَى رَجُلٍ وَاحِدٍ، يُرِيدُ أَنْ يَشُقَّ عَصَاكُمْ، أَوْ يُفَرِّقَ جَمَاعَتَكُمْ، فَاقْتُلُوهُ».
از عَرفَجه ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرمود: «مَنْ أَتَاكُمْ وَأَمْرُكُمْ جَمِيعٌ عَلَى رَجُلٍ وَاحِدٍ، يُرِيدُ أَنْ يَشُقَّ عَصَاكُمْ، أَوْ يُفَرِّقَ جَمَاعَتَكُمْ، فَاقْتُلُوهُ»: «هر کس به سوی شما بیاید در حالی که کار (حکومت و امور) شما تحت رهبری یک نفر است، و بخواهد اتحاد شما را بشکند یا جماعت شما را متفرق کند، او را بکشید».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان میدارد که چون مسلمانان بر یک حاکم و یک جماعت جمع و متحد بودند، سپس کسی با این هدف آمد در باب حکومت با او مخالفت کند یا قصد اختلاف و پراکندگی میان مسلمانان و چند دستگی آنان داشت، بر آنان واجب است برای دفع شر او و حفظ جان مسلمانان مانع شوند و با وی بجنگند.
فواید
- وجوب گوش سپردن و اطاعت کردن از ولی امر مسلمانان در آنچه مصداق گناه و نافرمانی نیست و تحریم خروج و شورش علیه او.
- کسی که بر حاکم مسلمانان و جماعت آنان شورش کند، جنگیدن با او واجب است، از هر شرف و نسبی که برخوردار باشد.
- ترغیب به اتحاد و دوری از تفرقه و اختلاف.
مرجع
صحيح مسلم (3/ 1480) (1852).
منحة العلام في شرح بلوغ المرام، لعبد الله الفوزان (8/ 349).
توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام، للبسام (6/ 329).
فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام، لابن عثيمين (5/ 302).
المفاتيح في شرح المصابيح، الحسين المُظْهِري (4/ 295).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ عُثْمَانَ الشَّحَّامِ، قَالَ: انْطَلَقْتُ أَنَا وَفَرْقَدٌ السَّبَخِيُّ إِلَى مُسْلِمِ بْنِ أَبِي بَكْرَةَ وَهُوَ فِي أَرْضِهِ، فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ فَقُلْنَا: هَلْ سَمِعْتَ أَبَاكَ يُحَدِّثُ فِي الْفِتَنِ حَدِيثًا؟ قَالَ: نَعَمْ، سَمِعْتُ أَبَا بَكْرَةَ رضي الله عنه يُحَدِّثُ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّهَا سَتَكُونُ فِتَنٌ، أَلَا ثُمَّ تَكُونُ فِتْنَةٌ الْقَاعِدُ فِيهَا خَيْرٌ مِنَ الْمَاشِي فِيهَا، وَالْمَاشِي فِيهَا خَيْرٌ مِنَ السَّاعِي إِلَيْهَا، أَلَا فَإِذَا نَزَلَتْ أَوْ وَقَعَتْ فَمَنْ كَانَ لَهُ إِبِلٌ فَلْيَلْحَقْ بِإِبِلِهِ، وَمَنْ كَانَتْ لَهُ غَنَمٌ فَلْيَلْحَقْ بِغَنَمِهِ، وَمَنْ كَانَتْ لَهُ أَرْضٌ فَلْيَلْحَقْ بِأَرْضِهِ»، قَالَ فَقَالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللهِ أَرَأَيْتَ مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ إِبِلٌ وَلَا غَنَمٌ وَلَا أَرْضٌ؟ قَالَ: «يَعْمِدُ إِلَى سَيْفِهِ فَيَدُقُّ عَلَى حَدِّهِ بِحَجَرٍ، ثُمَّ لِيَنْجُ إِنِ اسْتَطَاعَ النَّجَاءَ، اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟ اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟ اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟»، قَالَ: فَقَالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللهِ أَرَأَيْتَ إِنْ أُكْرِهْتُ حَتَّى يُنْطَلَقَ بِي إِلَى أَحَدِ الصَّفَّيْنِ، أَوْ إِحْدَى الْفِئَتَيْنِ، فَضَرَبَنِي رَجُلٌ بِسَيْفِهِ، أَوْ يَجِيءُ سَهْمٌ فَيَقْتُلُنِي؟ قَالَ: «يَبُوءُ بِإِثْمِهِ وَإِثْمِكَ، وَيَكُونُ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ».
از عثمان شَحّام روایت است که گفت: من و فَرقَد سَبخی به سوی مسلم بن ابیبکره که در زمینش بود، رفتیم. پس بر او وارد شدیم و گفتیم: آیا از پدرت حدیثی دربارهٔ فتنهها شنیدهای؟ گفت: آری، از ابوبکره رضی الله عنه شنیدم که حدیث میگفت، که رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمودند: «إِنَّهَا سَتَكُونُ فِتَنٌ، أَلَا ثُمَّ تَكُونُ فِتْنَةٌ الْقَاعِدُ فِيهَا خَيْرٌ مِنَ الْمَاشِي فِيهَا، وَالْمَاشِي فِيهَا خَيْرٌ مِنَ السَّاعِي إِلَيْهَا، أَلَا فَإِذَا نَزَلَتْ أَوْ وَقَعَتْ فَمَنْ كَانَ لَهُ إِبِلٌ فَلْيَلْحَقْ بِإِبِلِهِ، وَمَنْ كَانَتْ لَهُ غَنَمٌ فَلْيَلْحَقْ بِغَنَمِهِ، وَمَنْ كَانَتْ لَهُ أَرْضٌ فَلْيَلْحَقْ بِأَرْضِهِ» یعنی: «همانا به زودی فتنههایی خواهد بود، هان! سپس فتنهای خواهد بود که نشسته در آن از راهرونده در آن بهتر است، و راهرونده در آن از شتابنده به سوی آن بهتر است. هان! پس هرگاه [فتنه] فرود آمد یا واقع شد، هر کس شتری دارد به شترانش بپیوندد، و هر کس گوسفندی دارد به گوسفندانش بپیوندد، و هر کس زمینی دارد به زمینش بپیوندد» [راوی] گفت: پس مردی گفت: ای رسول خدا، اگر کسی نه شتری، نه گوسفندی و نه زمینی داشت، چه؟ فرمودند: «يَعْمِدُ إِلَى سَيْفِهِ فَيَدُقُّ عَلَى حَدِّهِ بِحَجَرٍ، ثُمَّ لِيَنْجُ إِنِ اسْتَطَاعَ النَّجَاءَ، اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟ اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟ اللهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ؟» یعنی: «به سراغ شمشیرش برود و لبهٔ آن را با سنگی بکوبد [تا کند شود]، سپس اگر توانست، نجات یابد. خداوندا آیا رساندم؟ خداوندا آیا رساندم؟ خداوندا آیا رساندم؟» [راوی] گفت: پس مردی گفت: ای رسول خدا، اگر به اجبار به یکی از دو صف یا یکی از دو گروه برده شوم و مردی با شمشیرش مرا بزند، یا تیری بیاید و مرا بکشد، چه؟ فرمودند: «يَبُوءُ بِإِثْمِهِ وَإِثْمِكَ، وَيَكُونُ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ» یعنی: «[قاتل] با گناه خود و گناه تو بازمیگردد و از اصحاب آتش خواهد بود».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
عثمان شَحّام و فَرقَد سَبَخی از مسلم، پسرِ صحابیِ بزرگوار ابوبکره رضی الله عنه، پرسیدند: آیا از پدرش حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و سلم دربارهٔ فتنهها و جنگی که میان مسلمانان رخ میدهد، شنیده است؟ او گفت آری، پیامبر صلی الله علیه و سلم خبر دادهاند که پس از وفاتشان فتنههایی خواهد بود، و در این فتنهها، فردِ نشسته که از آن غافل است، از راهرونده در آن که به دنبال آن نمیرود و جستجویش نمیکند، بهتر است. و راهرونده در آن، از شتابنده به سوی آن که به دنبالش میرود و در آن مشارکت میکند، بهتر است. سپس پیامبر صلی الله علیه و سلم کسی را که فتنه در زمانهاش فرود آید یا واقع شود، راهنمایی کردند که اگر پناهگاهی یافت، به آن پناه ببرد؛ پس هر کس شترانی در حال چرا دارد، به شترانش بپیوندد، و هر کس گوسفندانی در حال چرا دارد، به گوسفندانش بپیوندد، و هر کس زمین و مزرعهای دارد، به زمینش بپیوندد. پس مردی گفت: ای رسول خدا، اگر کسی پناهگاهی از شتر و گوسفند و زمین نداشت، چه؟ فرمودند: به سراغ سلاحش برود و آن را بکوبد و از کار بیندازد، سپس اگر توانست، با خود و فرزندانش فرار کند و نجات یابد. سپس ایشان صلی الله علیه و سلم سه بار [خدا را] گواه گرفتند و فرمودند: خداوندا آیا رساندم؟ خداوندا آیا رساندم؟ خداوندا آیا رساندم؟ پس مردی گفت: ای رسول خدا، اگر مجبور شوم که با یکی از دو صف یا یکی از دو گروه مشارکت کنم و مردی با شمشیرش مرا بزند، یا تیری بیاید و مرا بکشد، چه؟ فرمودند: [قاتل] با گناه خود و گناه کسی که کشته، بازمیگردد و در روز قیامت از اصحاب آتش خواهد بود.
فواید
- خبر دادن از وقوع فتنهها برای هشدار دادن نسبت به آنهاست، تا مردم برای آن آماده شوند و در آن وارد نشوند و از خداوند صبر و نجات از شر آن را بخواهند.
- نووی گفته است: این سخن پیامبر صلی الله علیه و سلم که: «نشسته در آن از ایستاده بهتر است»، تا آخر آن، به معنای بیان خطر بزرگ آن، و تشویق به پرهیز از فتنه و گریختن از آن است، و اینکه شر و فتنهٔ آن بسته به میزان درگیر شدن با آن است.
- نووی گفته است: گناه از کسی که مجبور به حضور در آنجا شده، برداشته شده است. اما قتل، با اکراه و اجبار مباح نمیشود، بلکه به اجماع [علما]، کسی که مجبور [به کشتن] شده در صورت انجام کاری که به آن امر شده، گناهکار است.
- ابن حجر گفته است: و دیگران گفتهاند: هرگاه گروهی بر امام شورش کند و از انجام وظیفهٔ واجب خود امتناع ورزد و جنگ برپا کند، جنگیدن با آن واجب است. و همچنین اگر دو گروه با هم بجنگند، بر هر فرد توانایی واجب است که جلوی خطاکار را بگیرد و طرف درست را یاری کند، و این قول جمهور است. و دیگران تفصیل قائل شدهاند و گفتهاند: هر جنگی که میان دو گروه از مسلمانان در جایی که امام جماعتی وجود ندارد، واقع شود، جنگیدن در آن هنگام ممنوع است و احادیث این باب و غیر آن بر این حالت حمل میشود.
- نووی گفته است: علما دربارهٔ جنگ فتنه اختلاف نظر دارند. گروهی گفتهاند: در فتنههای بین مسلمانان نباید جنگید، و حتی اگر به خانهاش وارد شوند و قصد کشتنش را داشته باشند، برایش جایز نیست که از خود دفاع کند؛ زیرا طلبکننده [حمله کننده] متأول است (یعنی بر اساس شبههای عمل میکند)، و این مذهب ابوبکره صحابی رضی الله عنه و دیگران است. و ابن عمر و عمران بن حصین رضی الله عنهما و دیگران گفتهاند: در آن داخل نمیشود، اما اگر قصد دفاع از خود را داشته باشد، [میتواند بجنگد]. پس این دو مذهب بر ترک ورود به همهٔ فتنههای میان مسلمانان متفق هستند. و بیشتر صحابه و تابعین و عموم علمای اسلام گفتهاند: یاری کردنِ برحق در فتنهها و قیام همراه با او برای جنگیدن با شورشیان واجب است، همانطور که خداوند متعال فرموده است: {فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ...} (پس با آن [گروهی] که طغیان میکند بجنگید تا به امر الله بازگردد...) تا پایان آیه. و این [نظر] صحیح است، و احادیث بر کسی حمل میشود که طرف برحق برایش آشکار نشده باشد، یا بر دو گروه ظالمی حمل میشود که هیچیک از آن دو تأویلی [برای کار خود] ندارند.
مرجع
صحيح مسلم (4/ 2212) (2887).
النهاية في غريب الحديث والأثر (91).
شرح سنن أبي داود للعباد (478/ 3).
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com