عن جابر رضي الله عنه قَالَ: قال لِي النبي -صلَّى الله عليه وسلَّم-: «لَوْ قدْ جَاءَ مَال البَحرين أَعْطَيتُكَ هَكَذَا وهكذا وهكذا»، فَلَمْ يَجِئْ مَالُ البَحرَينِ حَتَّى قُبِضَ النَّبي -صلَّى الله عليه وسلَّم- فلمَّا جَاء مَالُ البحرينِ أمر أبو بكر رضي الله عنه فَنَادَى: مَنْ كَانَ لَهُ عِندَ رسُول الله -صلَّى الله عليه وسلَّم- عِدَةٌ أَو دَينٌ فَلْيَأتِنَا، فَأَتَيتُهُ وقُلتُ لَهُ: إِنَّ النبيَّ -صلَّى الله عليه وسلَّم- قال لِي كَذَا وكذا، فَحَثَى لِي حَثِيَّةً فَعَدَدتُهَا، فَإِذَا هِيَ خَمسُمِئَةٍ، فَقَال لي: خُذْ مِثلَيهَا.
از جابر رضی الله عننه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَوْ قَدْ جاءَ مالُ الْبَحْرَيْنِ أعْطَيْتُكَ هكَذا وهكذا وَهَكَذا»: «اگر اموال بحرين برسد، اين قدر و اين قدر و اين قدر به تو خواهم داد». هنوز جزيه ی بحرين نرسيده بود که پيامبر صلى الله عليه وسلم از دنيا رفت. وقتی جزيه ی بحرين رسيد، به دستور ابوبکر رضی الله عنه اعلام کردند که هرکس، رسول الله صلى الله عليه وسلم به او وعده ای داده يا از پيامبر صلى الله عليه وسلم بستانکار است، به ما مراجعه کند. - جابر رضی الله عنه می گويد: - نزد ابوبکر رفتم و به او گفتم: پيامبر صلى الله عليه وسلم به من چنين وعده ای داد. پس ابوبکر رضی الله عنه مُشتی سکه به من داد. آن را شمردم که پانصد سکه بود. آنگاه ابوبکر رضی الله عنه به من فرمود: دو برابرِ آن را بردار.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
در این حدیث جابر بن عبدالله رضی الله عنهما خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی وعده داد: اگر مال بحرین بیاید، سهم زیادی از آن به وی بدهد؛ اما مال بحرین در زمان خلافت ابوبکر و بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه وسلم به دست آمد؛ ابوبکر رضی الله عنه در زمان خلافتش گفت: هرکس نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم وعده ای داشته یا طلبی از ایشان داشته، بیاید تا آن را وصول کند. چه بسا رسول الله صلی الله علیه وسلم از کسی چیزی خریده و به این سبب بدهکار شده باشد یا به کسی وعده ای داده باشد؛ این بود که جابر رضی الله عنه نزد ابوبکر رضی الله عنه آمده و گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: ««لَوْ قَدْ جاءَ مالُ الْبَحْرَيْنِ أعْطَيْتُكَ هكَذا وهكذا وَهَكَذا»: «اگر اموال بحرين برسد، اين قدر و اين قدر و اين قدر به تو خواهم داد». لذا ابوبکر رضی الله عنه به وی گفت: از این اموال بردار؛ و او با دو دستش ازاین اموال برداشت که چون آنها را شمرد پانصد سکه بود؛ سپس ابوبکر رضی الله عنه گفت: دو برابر این مقدار بردار؛ چراکه رسول الله صلی الله علیه وسلم سه بار فرموده بود: این قدر و این قدر و این قدر؛ به این ترتیب ابوبکر رضی الله عنه وعده ای را که رسول الله صلی الله علیه وسلم به جابر داده بود، جامه ی عمل پوشید.
مرجع
صحيح البخاري، للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ.
- صحيح مسلم، للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب، الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ.
- كنوز رياض الصالحين، لحمد بن ناصر العمار، دار كنوز إشبيليا- الطبعة الأولى 1430ه
- شرح رياض الصالحين، للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ.
- بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، سليم الهلالي دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى 1418ه.
- دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين, محمد علي بن محمد البكري, اعتنى بها: خليل مأمون شيحا, الناشر: دار المعرفة, بيروت، لبنان، الطبعة: الرابعة، 1425هـ - 2004م.
- نزهة المتقين شرح رياض الصالحين, مصطفى سعيد الخن، مصطفى البغا، محي الدين مستو، علي الشربجي، محمد أمين لطفي, مؤسسة الرسالة، ط14, سنة النشر: 1407ه – 1987م.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عبد الله بن عباس رضي الله عنهما قال: قَدِم عُيَينَة بن حِصنٍ، فَنزَل على ابنِ أَخِيه الحُرِّ بن قَيسٍ، وكان من النَّفَر الذين يُدنِيهِم عمر رضي الله عنه ، وكان القُرَّاء أصحاب مَجلِس عُمر رضي الله عنه ومُشاوَرَتِه كُهُولا كانوا أو شُبَّانًا، فقال عيينة لابن أَخِيه: يَا ابن أخي، لك وَجْه عند هذا الأمير فَاسْتَأذِن لِي عليه، فَاسْتَأذَن فَأَذِن لَه عُمر، فَلَمَّا دَخَل قال: هي يا ابن الخطَّاب، فَوالله مَا تُعطِينَا الجَزْلَ ولا تَحكُمُ فِينَا بِالعَدلِ، فغضب عمر رضي الله عنه حَتَّى هَمَّ أَنْ يُوقِعَ بِه، فقال له الحُرُّ: يا أمير المؤمنين، إنَّ الله تعالى قال لِنَبِيِّه صلى الله عليه وسلم : {خذ العفو وأمر بالعرف وأعرض عن الجاهلين}، وإِنَّ هذا مِن الجَاهِلِين، والله مَا جَاوَزَها عُمر حِين تَلاَهَا، وكان وَقَّافًا عند كِتَاب الله تعالى .
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: عيينه بن حصن - به مدينه - آمد و به خانه ی برادرزاده اش حر بن قيس رفت. حُر جزو افرادی بود که عمر رضی الله عنه آنها را به خود نزديک می کرد (و گرامی می داشت)؛ قاريان قرآن چه پير بودند يا جوان، همواره در مجلس عمر رضی الله عنه حضور داشتند و طرفِ مشورتش بودند. عيينه بن حصن به برادرزاده اش گفت: تو نزد اين امير، قدر و منزلت داری؛ از او بخواه که مرا به حضور بپذيرد. حر در این مورد اجازه خواست و عمر اجازه داد. هنگامی که عيينه وارد مجلس عمر رضی الله عنه شد، گفت: های، ای پسر خطاب! تو چيزِ زيادی به ما نمی دهی و در ميان ما به عدالت حکم نمی کنی. پس عمر رضی الله عنه خشمگين شد و قصد تنبيه او را کرد. این بود که حر به عمر گفت: ای امير مؤمنان، الله متعال به پيامبرش صلى الله عليه وسلم فرموده است: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»: «عفو و گذشت (در پيش) بگير و به کار نيک و پسنديده فرمان بده و از جاهلان روی بگردان». اين شخص نيز از جاهلان است. (ابن عباس رضی الله عنهما می گويد:) به خدا سوگند هنگامی که حر اين آيه را تلاوت نمود، عمر رضی الله عنه از کرده ی او گذشت؛ عمر رضی الله عنه در برابر کتاب خدا، بسيار مطيع بود.
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح
صحابه ی بزرگوار عبدالله بن عباس رضی الله عنهما از آنچه برای امیر مومنان عمر بن خطاب رضی الله عنه روی داده خبر می دهد؛ آنجا که عیینة بن حصن رضی الله عنه که از بزرگان قومش بود نزد ایشان حاضر شده و سخنش را با تندی و انکار آغاز می کند؛ و در ادامه سرزنش کنان می گوید: تو چیز زیادی به ما نمی دهی و در بین ما عادلانه حکم نمی کنی؛ به این دلیل عمر رضی الله عنه چنان ناراحت می شود که نزدیک است او را بزند؛ اما یکی از قاریان یعنی برادرزاده ی عیینه، حر بن قیس برمی خیزد و خلیفه راشد را مخاطب قرار داده و می گوید: ای امیر مومنان، الله متعال به پیامبرش می فرماید: «خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ»: «عفو و گذشت (در پيش) بگير و به کار نيک و پسنديده فرمان بده و از جاهلان روی بگردان». و این شخص از همان جاهلان است؛ عمر با شنیدن این آیه توقف نموده و خشم خود را فرو خورده و کنترل می کند؛ چراکه در برابر کتاب الله تسلیم بوده و مطیع؛ بنابراین جلوی خود را می گیرد و آسیبی به آن شخص وارد نمی کند. و این به سبب آیه ای است که آن را می شنود.
ادب صحابه رضی الله عنهم در برابر کتاب الله چنین بوده است، از حد و حدود آن تجاوز نمی کردند و چون به آنها گفته می شد الله متعال چنین می فرماید، در برابر آن تسلیم بوده و توقف می کردند.
مرجع
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415هـ.
تطريز رياض الصالحين، للشيخ فيصل المبارك، ط1، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة، الرياض، 1423هـ.
رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428هـ.
رياض الصالحين، ط4، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، 1428هـ.
كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ.
شرح رياض الصالحين، للشيخ ابن عثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض، 1426هـ.
صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.
تاج العروس من جواهر القاموس، لمحمّد بن محمّد بن عبد الرزّاق الحسيني، الملقّب بمرتضى، الزَّبيدي، تحقيق مجموعة من المحققين، دار الهداية.
الدلائل في غريب الحديث، لقاسم بن ثابت بن حزم العوفي السرقسطي، تحقيق: د. محمد بن عبد الله القناص، الناشر: مكتبة العبيكان، الرياض، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2001م.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ رضي الله عنه عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «سَتَكُونُ أَثَرَةٌ وَأُمُورٌ تُنْكِرُونَهَا» قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا تَأْمُرُنَا؟ قَالَ: «تُؤَدُّونَ الحَقَّ الَّذِي عَلَيْكُمْ، وَتَسْأَلُونَ اللَّهَ الَّذِي لَكُمْ».
از ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «تبعیض [و ترجیح دیگران بر شما] و اموری رخ خواهد داد که آن را انکار خواهید کرد». گفتند: یا رسول الله [در آن شرایط] ما را به چه امر میکنید؟ فرمود: «حقی را که بر عهدهٔ شماست انجام میدهید و آنچه را برای شماست از الله میخواهید».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که والیانی عهدهدار امور مسلمانان میشوند که اموال مسلمانان و دیگر امور دنیای آنان را در اختیار خود میگیرند و آن را چنانکه میخواهند مصرف میکنند و حق مسلمانان را از آنان باز میدارند. و در امر دین نیز از آنان چیزهایی سر میزند که از منکرات هستند. صحابه ـ رضی الله عنهم ـ پرسیدند که در آن وضعیت چه باید کنند؟ ایشان ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان کردند که اختصاص اموال توسط آنان به خود باعث نشود که آنچه دربارهٔ آنان بر عهدهٔ شماست یعنی سمع و طاعت را انجام ندهید، بلکه صبر کنید و گوش فرا دهید و اطاعت کنید و در امر حکومت با آنان نزاع نکنید و حقی را که از آنِ شماست، از الله بخواهید و اینکه آنان را اصلاح نموده و شر و ظلم آنان را دفع کند.
فواید
- این حدیث از دلایل نبوت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ است، زیرا دربارهٔ چیزی خبر داده که در امتش رخ خواهد داد و چنانکه خبر داده، رخ داده است.
- جواز خبر دادن از بلایی که قرار است رخ دهد، به شخصی که قرار است با آن روبرو شود؛ تا خود را برای آن آماده نموده و وقتی رخ داد، در برابر آن صابر و محتسب باشد.
- چنگ زدن به کتاب و سنت عامل خروج از فتنهها و اختلافات است.
- ترغیب به شنیدن و اطاعت کردن از والیان در امر معروف و عدم خروج و شورش علیه آنان، حتی اگر ظلمی از سوی آنان رخ دهد.
- بهره بردن از حکمت و پیروی از سنت در دوران فتنهها.
- انسان باید آن حقی را که بر عهدهٔ او و وظیفهٔ اوست انجام دهد، حتی اگر ظلمی علیه او رخ داده باشد.
- این دلیلی است بر قاعدهٔ انتخاب سبکترین شر [از بین دو شر] یا کمترین زیان [از میان دو زیان].
مرجع
صحيح البخاري (4/ 199) (3603).
صحيح مسلم (3/ 1472) (1843).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 720).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص52).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (9/ 402).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (1/ 280).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 554).
این حدیث در HadeethEnc.comعن عقبة بن الحارث رضي الله عنه قال: صليت وراء النبي صلى الله عليه وسلم بالمدينة العصر، فسَلَّمَ ثم قام مُسرعًا، فتَخَطَّى رِقَابَ الناس إلى بعض حُجَرِ نِسائه، فَفَزِعَ الناسُ من سُرْعَتِهِ، فخرج عليهم، فرأى أنهم قد عجبوا من سُرْعَتِهِ، قال: «ذكرت شيئاً من تِبْرٍ عندنا فكرهت أن يَحْبِسَنِي، فأمرتُ بِقِسْمَتِهِ».
وفي رواية: «كنت خَلَّفْتُ في البيت تِبْرًا من الصدقة، فكرهت أن أُبَيِّتَهُ».
از عقبة بن حارث رضی الله عنه روایت است که می گوید: نماز عصر را در مدينه پشت سر رسول الله صلى الله عليه وسلم خواندم. پس از سلام دادن (و پايان نماز) با شتاب برخاست و از روی شانه های مردم عبور كرد و به خانه ی يكی از همسرانش رفت. مردم از شتاب رسول الله صلى الله عليه وسلم شگفت زده و نگران شدند. اندکی بعد نزد مردم برگشت و ديد كه از تعجيل او شگفت زده شده اند. پس فرمود: «ذكرت شيئاً من تبْرٍ عندَنا، فكرِهْتُ أن يَحْبِسَنِي، فأمرتُ بِقِسْمَتِهِ»: «به يادم آمد كه مقداری طلا (نقره) در خانه ی ماست و دوست نداشتم مرا به خود مشغول سازد؛ لذا دستور دادم آن را تقسيم كنند».
و در روایتی آمده است: «كنْتُ خلَّفْتُ في الْبيتِ تِبراً من الصَّدقةِ، فكرِهْتُ أنْ أُبَيِّتَه»: «قطعه ای از طلای صدقه در خانه گذاشته بودم و دوست نداشتم آن را شب در خانه نگه دارم».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح
عقبة بن حارث رضی الله عنه می گوید: روزی نماز عصر را همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم خوانده است که پس از اتمام نماز، بلافاصله رسول الله صلی الله علیه وسلم برخاسته و از روی گردن نمازگزاران به سوی خانه ی یکی از همسرانش رفته است؛ مردم که این صحنه را دیدند ترسیده و شگفت زده شدند؛ وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم به مسجد بازگشت و مردم را شگفت زده یافت، سبب آن را بیان نمود و خبر داد که مقداری طلای ضرب نشده را به یاد آورده که باید تقسیم شود؛ و دوست نداشت فکر کردن به آن، او را از توجه و رو آوردن به الله عزوجل به خود مشغول نماید.
مرجع
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، سليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي، الدمام، الطبعة: الأولى 1415هـ.
رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، أبو زكريا محيي الدين النووي، تحقيق ماهر الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى 1428هـ.
كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، كنوز إشبيليا، الرياض، الطبعة: الأولى1430هـ.
شرح رياض الصالحين للشيخ ابن عثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض، الطبعة: 1426هـ.
صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين، مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة: الرابعة عشر 1407هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي موسى الأشعري رضي الله عنه قال: دخلتُ عَلى النَبيِّ -صلَّى الله عليه وسلَّم- أنَا ورجلاَن مِنْ بَنِي عَمِّي، فَقَال أحدهما: يا رسول الله، أمرنا على بعض ما ولاك الله عز وجل وقال الآخر مثل ذلك، فقال: «إِنَّا وَالله لاَ نُوَلِّي هَذَا العَمَلَ أَحَدًا سَأَلَهُ، أَو أَحَدًا حَرِصَ عَلَيهِ».
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که می گوید: با دو تن از پسرعموهايم نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم رفتم؛ يکی از آنها عرض کرد: ای رسول خدا، مسؤوليت بخشی از آنچه الله عز وجل شما را مسئول آن قرار داده است، به ما بسپار. و ديگری نيز همين را گفت. این بود که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «إِنَّا وَالله لاَ نُوَلِّي هَذَا العَمَلَ أَحَدًا سَأَلَهُ، أَو أَحَدًا حَرِصَ عَلَيهِ»: «به الله سوگند، ما رياست و سرپرستی را به کسی که خودش آن را درخواست کند يا به کسی که مشتاقِ آن باشد، واگذار نمی کنيم».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
حدیث مذکور از مسئولیت دادن به کسانی نهی می کند که در پیِ آن بوده و مشتاق آن هستند؛ زمانی که دو نفر از رسول الله صلی الله علیه وسلم می خواهند به آنها بخشی از مسئولیتی بدهد که الله متعال به ایشان داده است، می فرماید: «به الله سوگند، ما رياست و سرپرستی را به کسی که خودش آن را درخواست کند يا به کسی که مشتاقِ آن باشد، واگذار نمی کنيم». یعنی ما مسئولیتی را به کسی نمی دهیم که آن را بخواهد و درخواست کند یا مشتاق آن باشد. چون کسی که آن را بخواهد یا مشتاقش باشد، چه بسا غرض وی از دریافت آن سلطه طلبی باشد نه اصلاح کار و بار مردم و رعایت مصحلت آنها؛ بنابراین چون خود را در معرض این تهمت قرار دادند، رسول الله صلی الله علیه وسلم از درخواست ریاست و مسئولیت بازداشته و فرمودند: «به الله سوگند، ما رياست و سرپرستی را به کسی که خودش آن را درخواست کند يا به کسی که مشتاقِ آن باشد، واگذار نمی کنيم».
حدیث عبدالرحمن بن سمرة رضی الله عنه این موضوع را تاکید می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «يَا عَبدَ الرَّحمن بنَ سمُرَةَ! لا تَسأَلِ الإمارَةَ، فَإنَّكَ إن أُعْطِيتَها عَن غَيْرِ مسأَلَةٍ أُعنتَ علَيها، وإن أُعطِيتَها عَن مسأَلةٍ وُكِلتَ إلَيْها»: «ای عبدالرحمن بن سمره، هيچگاه خواستارِ امارت نباش؛ زيرا اگر بدون درخواست به امارت برسی، در مسير امارت از سوی الله ياری می شوی و اگر به درخواست خود به امارت برسی، با آن تنها می مانی - و از کمک و ياریِ الله محروم می گردی -».
بنابراین برای ولی امر مسلمانان جایز نیست که درخواست کسی را بپذیرد و اجابت کند که فرماندهی شهری یا مکانی چون روستایی یا موارد مشابهی را طللب می کند، هرچند صلاحیت و شایستگی آن را داشته باشد.
همچنین اگر کسی درخواست مقام قضاوت داشت و به عنوان مثال از ولی امر در باب قضاوت - مثلا وزیر دادگستری - خواست که او را قاضی فلان شهر بگمارد، نباید چنین کند؛ اما اگر مسئولی درخواست انتقال از شهری به شهر دیگر یا درخواست مشابه دیگری داشت، از مصادیق این حدیث نمی باشد؛ چون چنین شخصی از قبل انتخاب شده و درخواست وی متوجه انتقال به مکان دیگری می باشد؛ مگر اینکه در چنین مواردی بدانیم نیت و قصد وی از جابجایی، سلطه پیدا کردن بر فلان شهر است که درخواست جابجایی به آن را داده است؛ در این صورت او را بازمی داریم چراکه اعمال به نیت ها بستگی دارد.
اما اگر این مساله مطرح شود که با توجه به این حدیث، درخواست یوسف علیه السلام از عزیز مصر را چگونه پاسخ می دهید، اینکه فرمود: «اجْعَلْنِي عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ»: «[یوسف] گفت: «مرا بر [سرپرستىِ] خزانه هاى [مالی و غذاییِ این] سرزمین بگمار [كه] بی تردید من نگهبانى دانا هستم».
دو پاسخ برای آن وجود دارد؛
1- در صورتی که شریعت امت های قبل از ما با شریعت ما مخالف باشد، در این صورت شریعت ما مورد اعتماد بوده و بدان عمل می شود؛ طبق قاعده ی معروف نزد اصولی ها که می گوید: «شریعت قبل از ما شریعت ماست مادامی که شریعت ما بر خلاف آن وارد نشده باشد». و در این مورد شریعت ما خلاف آن را بیان داشته است؛ به این ترتیب ما نباید به کسی مسئولیت بدهیم که آن را درخواست کند.
2- یوسف علیه الصلاة والسلام می دید که مال و اموال عمومی در حال از بین رفتن و تلف شدن است و در حفاظت و مراقبت از آن کوتاهی شده و بازیچه ی دست نالایقان قرار گرفته است؛ بنابراین خواست تا شهرهای مختلف را از این بی کفایتی و پیامدهای ناگوار آن نجات دهد؛ در چنین وضعیتی هدف وی از بین بردن مدیریت ضعیف و بی کفایتی بود که دود آن به چشم همه می رفت؛ در چنین شرایطی اقدام کردن جهت بهبود اوضاع عمومی ایرادی به آن وارد نیست؛ بنابراین اگر رئیس و مسئولی را در جایی ببینیم که مسئولیتش را به نحو احسن انجام نمی دهد و بلکه موقعیتی را که اشغال کرده ضایع نموده و فساد وی برای مردم بیشتر است، کسی که شایستگی و اهلیت مقام و مسئولیت مورد نظر را دارد، در صورتی که کسی جز او نباشد، می تواند از ولی امر بخواهد آن پست و مقام را به وی بدهد؛ و به عنوان مثال بگوید: مرا مسئول فلان شهر قرار بده. تا به این ترتیب شر موجود در آن از بین رفته و اوضاع رو به بهبودی برود. و هیچ اشکالی در آن نیست و بلکه مطابق با قواعد شرعی می باشد.
اما حدیث عثمان بن ابوالعاص که به رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: مرا امام قومم در نماز قرار بده و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «تو امام آنها هستی». برخی از علما در مورد آن می گویند: این حدیث بر جواز درخواست امامت در خیر و خوبی دلالت دارد؛ و در دعاهای عبادالرحمن که الله متعال آنها را در سوره ی فرقان توصیف می کند، آمده که می گویند: «وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا»: «و ما را پیشوای پرهیزگاران قرار بده». و این از باب درخواست ریاست مکروه نیست. بلکه درخواست ریاستی مکروه و ناروا است که مربوط به مسایل دنیوی باشد که هرکس آن را بخواهد، به او داده نمی شود و اگر به آن دست یابد، یاری نمی گردد.
مرجع
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، سليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي، الدمام، الطبعة: الأولى 1415هـ.
رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، أبو زكريا محيي الدين النووي، تحقيق ماهر الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى 1428هـ، 2007م.
رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، أبو زكريا محيي الدين النووي، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، الطبعة: الرابعة 1428هـ.
شرح رياض الصالحين، محمد بن صالح العثيمين، دار الوطن، الرياض، الطبعة: 1426هـ.
صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ.
صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين، مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة: الرابعة عشر 1407هـ، 1987م.
این حدیث در HadeethEnc.comأنَّ عَائِذَ بن عَمْرو رضي الله عنه دَخَل على عُبَيد الله بن زياد، فقال: أي بُنَيَّ، إِنِّي سَمِعت رَسُول الله صلى الله عليه وسلم يقول: «إِنَّ شَرَّ الرِّعَاءِ الحُطَمَةُ» فَإِيَّاك أَن تَكُون مِنهُم، فقال له: اجْلِس فَإِنَّما أَنْت مِن نُخَالَةِ أَصحَاب محمَّد صلى الله عليه وسلم فقال: وهل كَانَت لَهُم نُخَالَة؟! إِنَّمَا كَانَت النُخَالَة بَعدَهُم وَفِي غَيرِهِم.
عائذ بن عمرو رضی الله عنه نزد عبیدالله بن زیاد رفت و گفت: ای پسر، من از رسول الله صلى الله عليه وسلم شنيدم که فرمود: «إِنَّ شَرَّ الرِّعَاءِ الحُطَمَةُ»: «بدترين سرپرست ها، کسانی هستند که به زيردستان خود ستم می کنند». پس مراقب باش از آنها نباشی. ابن زياد به عائذ رضی الله عنه گفت: بنشين؛ به راستی تو از اصحاب دون پايه ی محمد هستی. (نه از اصحاب برجسته اش). عائذ رضی الله عنه فرمود: آیا هیچ فرومايه ای در ميان اصحاب محمد صلى الله عليه وسلم وجود داشت؟! بلکه فرومايگان در نسل های پس از ايشان و در ميان کسانی جز صحابه ظهور کردند.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
عائذ بن عمرو رضی الله عنه درحالی نزد عبیدالله بن زیاد می رود که عبیدالله بعد از پدرش امیر عراق می باشد؛ و به وی می گوید: من از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمود: «إِنَّ شَرَّ الرِّعَاءِ الحُطَمَةُ»: «بدترين سرپرست ها، کسانی هستند که به زيردستان خود ستم می کنند».
و «الحطمة»: عبارت است از کسی که رفتار بدی با شتران دارد و آنها را بسیار خسته می کند. ضرب المثلی است برای والی و سرپرست بد؛ و با آن از کسی تعبیر می شود که ظلم می کند و رحم و مهربانی ندارد.
و اینکه در روایت آمده است: «پس مراقب باش که از آنها نباشی» سخن عائذ و نصیحت او برای ابن زیاد است. اما پاسخ ابن زیاد چنین است: «به راستی تو از اصحاب دون پايه ی محمد هستی». یعنی تو از فاضلان و علمای اصحاب و اصحابی نیستی که مرتبه و جایگاهی دارند؛ بلکه در میان آنها از فرومایگان هستی. این بود که عائذ رضی الله عنه در پاسخ فرمود: «آیا هیچ فرومايه ای در ميان اصحاب محمد صلى الله عليه وسلم وجود داشت؟! بلکه فرومايگان در نسل های پس از ايشان و در ميان کسانی جز صحابه ظهور کردند». این جمله از بهترین سخنان و دقیق ترین و راست ترین آنان است که هر مسلمانی بدان باور دارد؛ چون صحابه رضی الله عنهم همگی برگزیدگان مردم و بزرگان امت بودند و از همه ی کسانی که بعد از ایشان آمدند، بهتر؛ همگی عادل و الگو بوده و فرومایه و دون مایه ای در میان آنها نبوده است؛ بلکه فساد و تباهی از سوی کسان پس از ایشان بروز نمود و در میان آنها بوده است.
مرجع
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، سليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي، الدمام، الطبعة: الأولى 1415هـ.
تطريز رياض الصالحين، فيصل بن عبد العزيز المبارك، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى 1423هـ، 2002م.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، محمد علي بن البكري بن علان، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، الطبعة: الرابعة 1425هـ.
رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، أبو زكريا محيي الدين النووي، تحقيق ماهر الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى 1428هـ، 2007م.
رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، أبو زكريا محيي الدين النووي، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، الطبعة: الرابعة 1428هـ.
صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.
كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، كنوز إشبيليا، الرياض، الطبعة: الأولى1430هـ، 2009م.
المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، أبو زكريا محيي الدين النووي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: الثانية 1392هـ.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين، مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة: الرابعة عشر 1407هـ، 1987م.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عبد الله بن عتبة بن مسعود، قال: سمعت عمر بن الخطاب رضي الله عنه يقول: إن ناسا كانوا يُؤْخَذُونَ بالوحي في عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم وإن الوحي قد انقطع، وإنما نأخذكم الآن بما ظهر لنا من أعمالكم، فمن أظهر لنا خيرًا أَمَّنَّاهُ وقَرَّبْنَاهُ، وليس لنا من سريرته شيء، الله يحاسبه في سريرته، ومن أظهر لنا سوءًا لم نأمنه ولم نصدقه وإن قال: إن سريرته حسنة.
از عبدالله بن عتبة بن مسعود روایت است که می گويد: شنيدم عمر بن خطاب رضی الله عنه می فرمود: «مردم در زمان رسول الله صلى الله عليه وسلم با وحی مؤاخذه می شدند؛ ولی اينک وحی قطع شده است و ما شما را مطابق اعمالی مؤاخذه می کنيم که از شما سر می زند. هرکس اعمال نيکی از او نمايان شود، به او امان می دهيم و او را به خود نزديک می گردانيم و به باطنِ او کاری نداريم و الله او را در موردِ باطنش محاسبه خواهد کرد؛ و از هرکس اعمال بدی ببينيم، به او امان نمی دهيم و اگر ادعا کند باطنش خوب است (و قصدِ بدی ندارد) او را تصديق نمی کنيم».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح
عمر بن خطاب رضی الله عنه در مورد کسی سخن می گوید که در زمان نزول وحی، باطن بد خود را پنهان می کرد که البته با نزول وحی، حقیقت او از رسول الله صلی الله علیه وسلم پنهان نمی ماند؛ چون در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم منافقانی بودند که خیر و خوبی از خود نشان می دادند و شر و بدی را در باطن پنهان می کردند؛ اما الله متعال با نزول وحی بر رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را رسوا می کرد؛ اما زمانی که وحی قطع شد، مردم منافقان را نمی شناختند چون نفاق در قلب است؛ از این جهت است که عمر رضی الله عنه می گوید: هم اکنون که نزول وحی قطع شده است، ما شما را بر اساس ظاهرتان مواخذه و قضاوت می کنیم؛ هرکس خیر و خوبی نشان دهد، به خوبی با او رفتار می کنیم هرچند در باطن شر و بدی پنهان کرده باشد؛ و هرکس رفتار بدی داشته باشد، بر مبنای همان شری که اظهار داشته با او برخورد می کنیم؛ و ما مسئول نیت دیگران نیستیم؛ نیت ها را الله پروردگار جهانیان می داند؛ اوست که از وسوسه ی نفس انسان آگاه است.
مرجع
- صحيح البخاري -للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ.
- نزهة المتقين بشرح رياض الصالحين/ تأليف مصطفى سعيد الخن-مصطفى البغا-محي الدين مستو-علي الشربجي-محمد أمين لطفي-مؤسسة الرسالة-بيروت –لبنان-الطبعة الرابعة عشرة1407.
- بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين – سليم بن عيد الهلالي دار ابن الجوزي –الطبعة الأولى 1418.
- دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين - محمد علي بن محمد بن علان الصديقي-اعتنى بها: خليل مأمون شيحا-دار المعرفة للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت – لبنان-الطبعة: الرابعة، 1425 هـ - 2004 م.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عائشة رضي الله عنها قَالَتْ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ -صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم- يقُولُ في بيتي هَذَا: «اللهم من وَلِيَ من أمر أمتي شيئًا فَشَقَّ عليهم، فَاشْقُقْ عليه، ومن وَلِيَ من أمر أمتي شيئًا فَرَفَقَ بهم، فَارْفُقْ به».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: در همین خانه ام از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند: «اللَّهُمَّ مَنْ وَلِيَ مِنْ أمرِ أُمَّتِي شَيْئاً فَشَقَّ عَلَيْهِمْ فَاشْقُقْ عَلَيْهِ، وَمَنْ وَلِيَ مِنْ أمْرِ أُمَّتِي شيئًا فَرَفَقَ بِهِمْ فَارْفَقْ بِهِ»: «يا الله، هرکس مسؤوليتی در امتم بر عهده گرفت و بر آنها سخت گيری نمود، بر او سخت بگير و هرکس مسؤوليتی در امتم عده دار شد و با آنها مدارا کرد، تو نيز بر او آسان بگير».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
این حدیث بیانگر بزرگی موضوع حکومت داری و ولایت است؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم دعا می کند که هرکس والی و عهده دار امور مردم شود و بر آنها سخت بگیرد و آنها را در تنگنا بیندازد، الله متعال با وی مقابله به مثل نماید؛ و هرکس با عدالت و انصاف و رحمت و نرمی با آنان برخورد نماید، الله متعال به او پاداش عنایت کند و پاداش از جنس عمل است.
مرجع
صحيح مسلم, ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي, دار إحياء التراث العربي, بيروت.
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين, دار مدار الوطن للنشر، الرياض, الطبعة، 1426هـ.
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي, دار ابن الجوزي.
تطريز رياض الصالحين، لفيصل بن عبد العزيز المبارك النجدي, تحقيق: عبد العزيز آل حمد, دار العاصمة, الطبعة الأولى، 1423هـ.
كنوز رياض الصالحين، بإشراف حمد العمار, دار كنوز إشبيليا, الطبعة الأولى, 1430ه.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لمحمد بن علان الصديقي, دار الكتاب العربي.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين, مؤسسة الرسالة, الطبعة الرابعة عشر, 1407ه.
فيض القدير شرح الجامع الصغير، للمناوي، دار الكتب العلمية، بيروت - لبنان، الطبعة الاولى، 1415ه - 1994م.
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com