پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که والیانی عهدهدار امور مسلمانان میشوند که اموال مسلمانان و دیگر امور دنیای آنان را در اختیار خود میگیرند و آن را چنانکه میخواهند مصرف میکنند و حق مسلمانان را از آنان باز میدارند. و در امر دین نیز از آنان چیزهایی سر میزند که از منکرات هستند. صحابه ـ رضی الله عنهم ـ پرسیدند که در آن وضعیت چه باید کنند؟ ایشان ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان کردند که اختصاص اموال توسط آنان به خود باعث نشود که آنچه دربارهٔ آنان بر عهدهٔ شماست یعنی سمع و طاعت را انجام ندهید، بلکه صبر کنید و گوش فرا دهید و اطاعت کنید و در امر حکومت با آنان نزاع نکنید و حقی را که از آنِ شماست، از الله بخواهید و اینکه آنان را اصلاح نموده و شر و ظلم آنان را دفع کند.
- این حدیث از دلایل نبوت پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ است، زیرا دربارهٔ چیزی خبر داده که در امتش رخ خواهد داد و چنانکه خبر داده، رخ داده است.
- جواز خبر دادن از بلایی که قرار است رخ دهد، به شخصی که قرار است با آن روبرو شود؛ تا خود را برای آن آماده نموده و وقتی رخ داد، در برابر آن صابر و محتسب باشد.
- چنگ زدن به کتاب و سنت عامل خروج از فتنهها و اختلافات است.
- ترغیب به شنیدن و اطاعت کردن از والیان در امر معروف و عدم خروج و شورش علیه آنان، حتی اگر ظلمی از سوی آنان رخ دهد.
- بهره بردن از حکمت و پیروی از سنت در دوران فتنهها.
- انسان باید آن حقی را که بر عهدهٔ او و وظیفهٔ اوست انجام دهد، حتی اگر ظلمی علیه او رخ داده باشد.
- این دلیلی است بر قاعدهٔ انتخاب سبکترین شر [از بین دو شر] یا کمترین زیان [از میان دو زیان].
صحيح البخاري (4/ 199) (3603). صحيح مسلم (3/ 1472) (1843). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 720). تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص52). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (9/ 402). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (1/ 280). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 554).