پرش به محتوا
احادیث با شرح

نكوهش هواى نفس و شهوت‌ها

۹ حدیث

هیچ آدمی ظرفی بدتر از شکم خود پر نکرده است. فرزند آدم را چند لقمه بس است که ستون بدنش را برپا دارد. و اگر ناچار باشد [بیشتر بخورد]، پس یک‌سوم برای خوراکش، یک‌سوم برای نوشیدنی‌اش، و یک‌سوم برای نفسش باشد

عَنْ المِقْدَامِ بْنِ مَعْدِي كَرِبَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «مَا مَلأَ آدَمِيٌّ وِعَاءً شَرًّا مِنْ بَطْنٍ، بِحَسْبِ ابْنِ آدَمَ أَكَلاَتٌ يُقِمْنَ صُلْبَهُ، فَإِنْ كَانَ لَا مَحَالَةَ، فَثُلُثٌ لِطَعَامِهِ، وَثُلُثٌ لِشَرَابِهِ، وَثُلُثٌ لِنَفَسِهِ».
از مقدام بن معدی کرب ‌رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: شنیدم رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌فرمود: «هیچ آدمی ظرفی بدتر از شکم خود پر نکرده است. فرزند آدم را چند لقمه بس است که ستون بدنش را برپا دارد. و اگر ناچار باشد [بیشتر بخورد]، پس یک‌سوم برای خوراکش، یک‌سوم برای نوشیدنی‌اش، و یک‌سوم برای نفسش باشد.»
به روایت امام احمد و ترمذی و نسائی و ابن‌ماجهدرجهصحیح است
شرح

پیامبر بزرگوار صلی‌الله‌علیه‌وسلم، ما را به یکی از اصول طب راهنمایی می‌کند، و آن پیشگیری است که انسان به‌وسیلهٔ آن سلامت خود را حفظ می‌نماید؛ و آن کم‌خوردن است. بلکه باید به اندازه‌ای بخورد که گرسنگی‌اش را برطرف کرده و او را بر انجام کارهای لازم نیرومند سازد. و به‌راستی بدترین ظرفی که پر می‌شود شکم است، چرا که از پرخوری بیماری‌های مهلکی به وجود می‌آید که شمارش‌ناپذیرند، چه زود و چه دیر، چه درون و چه برون. سپس رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمود: اگر انسان ناگزیر از سیر شدن است، باید خوردن را به اندازه‌ی یک‌سوم قرار دهد، و یک‌سوم دیگر را برای نوشیدن، و یک‌سوم را برای نفس کشیدن بگذارد، تا دچار تنگی و زیان نشود و سستی در انجام آنچه خداوند در امور دین یا دنیایش بر او واجب کرده، به سراغش نیاید.

فواید
  1. خودداری از افراط در خوردن و آشامیدن، و این اصلی جامع برای همهٔ اصول طب است؛ زیرا پرخوری موجب بیماری‌ها و ناخوشی‌های فراوان می‌گردد.
  2. هدف از خوردن، حفظ سلامتی و نیروست، و با آن‌ها زندگی سالم باقی می‌ماند.
  3. پرکردن شکم از غذا زیان‌های جسمی و دینی دارد. عمر رضی‌الله‌عنه گفت: «بپرهیزید از پرخوری، چرا که آن موجب تباهی بدن و سستی در نماز می‌گردد.»
  4. خوردن از نظر حکم به چند بخش تقسیم می‌شود: واجب: آن چیزی است که به‌وسیلهٔ آن زندگی حفظ می‌شود و ترک آن به زیان می‌انجامد. جایز: چیزی است که بیش از مقدار واجب باشد و بیمِ ضررش نرود. مکروه: چیزی است که بیمِ زیان از آن می‌رود. حرام: چیزی است که زیان آن معلوم و قطعی است. مستحب: آن است که انسان به‌وسیلهٔ آن بر عبادت و اطاعت خدا یاری گیرد. و همهٔ این‌ها در حدیث به سه مرتبه خلاصه شده است: ۱. پر کردن شکم. ۲. مقداری خوراک یا چند لقمه که ستون بدن را برپا دارد. ۳. فرمایش پیامبر: «یک‌سوم برای خوراکش، یک‌سوم برای نوشیدنی‌اش، و یک‌سوم برای نفسش.» و همهٔ این‌ها در صورتی است که جنس خوراک حلال باشد.
  5. این حدیث، قاعده‌ای از قواعد علم پزشکی است. و چون علم پزشکی بر سه اصل استوار است: حفظ نیرو، پرهیز، و دفع مواد زائد، حدیث بر دو اصل نخستین شامل شده است. چنان‌که خداوند متعال در فرمایش خود می‌گوید: «و بخورید و بیاشامید، و اسراف نکنید؛ همانا او اسراف‌کنندگان را دوست نمی‌دارد.» (اعراف: ۳۱)
  6. کمال این شریعت در آن است که مصالح انسان را در دین و دنیایش دربر گرفته است.
  7. از علوم شریعت، اصول طب و انواعی از آن است؛ همان‌گونه که دربارهٔ عسل و سیاه‌دانه آمده است.
  8. شامل بودن احکام شریعت بر حکمت، و اینکه آن‌ها بر پایهٔ دفع زیان‌ها و جلب منافع بنا شده‌اند.
مرجع

سنن الترمذي (4/ 188) (2380). سنن ابن ماجه (4/ 448) (3349). مسند أحمد (28/ 422) (17186). فتح الباري لابن حجر (9/ 528). جامع العلوم والحكم في شرح خمسين حديثا من جوامع الكلم، لابن رجب (2/ 467). التحفة الربانية في شرح الأربعين حديثًا النووية، لإسماعيل الأنصاري (ص100). فتح القوي المتين في شرح الأربعين وتتمة الخمسين، لعبد المحسن العباد (ص148).

این حدیث در HadeethEnc.com

پس از خود براى مردان فتنه‌اى زيانبارتر از فتنهٔ زنان به جاى نگذاشته‌ام

عن أسامة بن زيد رضي الله عنهما عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «مَا تَرَكْتُ بَعْدِي فِتْنَةً أَضَرَّ عَلَى الرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ».
از اسامه بن زید ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمودند: «مَا تَرَكْتُ بَعْدِي فِتْنَةً أَضَرَّ عَلَى الرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ»: «پس از خود براى مردان فتنه‌اى زيانبارتر از فتنهٔ زنان به جاى نگذاشته‌ام».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر می‌دهد که پس از خود فتنه و آزمایشی برای مردان به جای نگذاشته‌ است که زیانبارتر از فتنهٔ زنان باشد؛ اگر این زن از خانوادهٔ او باشد شاید در مخالفت از شرع، پیرویِ او گردد؛ و اگر زنی نامحرم و بیگانه باشد، فتنه‌ی او از طریق اختلاط و خلوت با او و مفاسدی می‌باشد که در پی دارد.

فواید
  1. بر مسلمان لازم است که از فتنهٔ زنان حذر کند و همهٔ راه‌هایی را که به این فتنه منجر می‌شود، ببندد.
  2. شایسته‌ی مؤمن همین است که برای سالم ماندن از فتنه‌ها به الله پناه برده و تمسک جوید.
مرجع

صحيح البخاري (7/ 8) (5096). صحيح مسلم (4/ 2097) (2740). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (373). فتح الباري لابن حجر (9/ 138).

این حدیث در HadeethEnc.com

نصيب آدمی زاد از زنا نوشته شده است که ناگزير به آن دچار می شود: زنای چشم، نگاه کردن و زنای گوش، گوش دادن و زنای زبان، سخن گفتن و زنای دست، گرفتن و زنای پا، گام برداشتن می باشد؛ و قلب - به سوی حرام - ميل و آزرو می کند و اين شرمگاه است که آن را تصديق يا تکذيب می نمايد.

عن أبي هريرة رضي الله عنه أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «كُتب على ابن آدم نَصِيبُه من الزِنا مُدْرِكُ ذلك لا مَحَالة: العينان زِناهما النَظر، والأُذنان زِناهما الاستماع، واللسان زِناه الكلام، واليَدُ زِناها البَطْش، والرِّجل زِناها الخُطَا، والقلب يَهْوَى ويتمنى، ويُصَدِّق ذلك الفَرْج أو يُكذِّبُه».
از ابوهريره رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «كُتِبَ عَلَى ابْن آدَمَ نَصِيبُهُ مِنَ الزِّنَا مُدْرِكٌ ذَلِكَ لا مَحَالَةَ: العَيْنَانِ زِنَاهُمَا النَّظَرُ، وَالأُذُنَانِ زِنَاهُمَا الاسْتِمَاعُ، وَاللِّسَانُ زِناهُ الكَلاَمُ، وَاليَدُ زِنَاهَا البَطْشُ، وَالرِّجْلُ زِنَاهَا الخُطَا، والقَلْبُ يَهْوَى وَيَتَمَنَّى، وَيُصَدِّقُ ذَلِكَ الفَرْجُ أَوْ يُكَذِّبُهُ»: «نصيب آدمی زاد از زنا نوشته شده است که ناگزير به آن دچار می شود: زنای چشم، نگاه کردن و زنای گوش، گوش دادن و زنای زبان، سخن گفتن و زنای دست، گرفتن و زنای پا، گام برداشتن می باشد؛ و قلب - به سوی حرام - ميل و آزرو می کند و اين شرمگاه است که آن را تصديق يا تکذيب می نمايد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

انسان به ناچار گرفتار زنا می شود مگر کسی که الله متعال او را در پناه خویش مصون بدارد؛ سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم مثال هایی در این زمینه ذکر می کند و می فرماید: «زنای چشم، نگاه کردن است». یعنی زمانی که مردی به زنی بیگانه نگاه کند هرچند بدون شهوت باشد، این خود نوعی زنا می باشد که زنای چشم نام دارد. «و زنای گوش ها، شنیدن است». به این معنا که انسان به سخنان زنی گوش دهد و از صدای او لذت ببرد. این زنای گوش است. «و زنای دست گرفتن آن است». یعنی عملی که با دست انجام شود مانند لمس کردن و موارد مشابه. «و زنای پا، گام برداشتن آن می باشد». یعنی انسان به محل بدی ها و زشتی ها برود یا به صدای زنی گوش دهد و نزد او برود یا زنی را ببیند و به دنبال او بیفتد؛ این نیز نوعی زنا می باشد. «و قلب به سوی آن میل و آرزو می کند». یعنی قلب به زنان تمایل یافته و وابسته می شود؛ و این زنای قلب است. «و شرمگاه آن را تصدیق یا تکذیب می کند». یعنی اگر مرتکب زنا در محل شرمگاه شود، زنا کردن این اعضا مصداق می یابد و اگر در محل شرمگاه مرتکب زنا نشود، بلکه از آن سالم مانده و خود را حفظ کند، این خود تکذیب زنای این اعضا می شود. روایت مذکور در مورد وابسته شدن به زنان هشدار می دهد؛ و از وابستگی به صدای آنها، دیدن آنها، لمس کردن شان، افتادن در پی آنها و از گمراهی قلب با آنها بر حذر می دارد. چراکه اینها انواع زنا هستند و انسان عاقلِ پاکدامن باید از هرگونه وابستگی این اعضا به زنان حذر کند.

مرجع

نزهة المتقين، تأليف: مصطفى الخن، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى: 1397 هـ الطبعة الرابعة عشر 1407 هـ. كنوز رياض الصالحين، تأليف: حمد بن ناصر العمار ، الناشر: دار كنوز أشبيليا، الطبعة الأولى: 1430 هـ. بهجة الناظرين، تأليف: سليم بن عيد الهلالي، الناشر: دار ابن الجوزي ، سنة النشر: 1418 هـ- 1997م. صحيح مسلم، تأليف: مسلم بن الحجاج النيسابوري، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. رياض الصالحين، تأليف: محيي الدين يحيى بن شرف النووي ، تحقيق: د. ماهر بن ياسين الفحل ، الطبعة: الأولى، 1428 هـ. صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ. شرح رياض الصالحين، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، الناشر: دار الوطن للنشر، 1426 هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

من بر امتم از دو چیز می ترسم: قرآن و شیر؛ اما در رابطه با شیر (مردم) به چراگاه ها رفته و به دنبال لذت های خود می افتند و نمازها را ترک می گویند؛ و اما در رابطه با قرآن، منافقان آن را فرا گرفته تا به وسیله ی آن با مؤمنان مجادله نمایند.

عن عقبة بن عامر، يقول: إن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: «إنِّي أخاف على أُمَّتي اثنَتَيْن: القرآنَ واللَّبَن، أما اللَّبَن فيَبْتَغُون الرِّيفَ ويتَّبِعون الشَّهَوَاتِ ويَتْركون الصلوات، وأما القرآن فيتعلَّمه المنافقون فيُجادِلون به المؤمنين».
از عقبة بن عامر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنِّي أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي اثْنَتَيْنِ: الْقُرْآنَ وَاللَّبَنَ، أَمَّا اللَّبَنُ فَيَبْتَغُونَ الرِّيفَ وَيَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ وَيَتْرُكُونَ الصَّلَوَاتِ، وَأَمَّا الْقُرْآنُ فَيَتَعَلَّمُهُ الْمُنَافِقُونَ فَيُجَادِلُونَ بِهِ الْمُؤْمِنِينَ»: «من بر امتم از دو چیز می ترسم: قرآن و شیر؛ اما در رابطه با شیر (مردم) به چراگاه ها رفته و به دنبال لذت های خود می افتند و نمازها را ترک می گویند؛ و اما در رابطه با قرآن، منافقان آن را فرا گرفته تا به وسیله ی آن با مؤمنان مجادله نمایند».
به روایت احمددرجهصحیح است
شرح

در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم ترس و نگرانی خود از دو چیز در مورد امتش را بیان می کند که مربوط به شیر و قرآن است؛ در رابطه با شیر برخی از مردم در چراگاه ها و مراتع به دنبال آن رفته و از شهوت ها و لذت های خود پیروی می کنند و از شهرهایی که نماز جمعه و جماعت در آن برپا می شود، دور می شوند و به این ترتیب در طلب شیر، نماز را ترک می کنند؛ و قرآن را منافقان فرا می گیرند، اما نه برای استفاده و عمل به آن، بلکه برای اینکه به وسیله ی آن با مؤمنان وارد جدال باطل شوند و حقی را که نزد ایشان است رد نمایند. درنتیجه خود شیر و خود قرآن جایی برای ترس و یا آسیب و زیان ندارد، بلکه منظور دو چیزی است که مربوط و متعلق و وابسته به این دو است. الله داناتر است.

مرجع

-مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقيق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2001م. -سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، تأليف محمد ناصر الدين الألباني، الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى، لمكتبة المعارف. -مختار الصحاح، لزين الدين أبو عبد الله محمد بن أبي بكر بن عبد القادر الحنفي الرازي، تحقيق: يوسف الشيخ محمد، نشر: المكتبة العصرية - الدار النموذجية، بيروت – صيدا، لطبعة: الخامسة، 1420هـ / 1999م. -النهاية في غريب الحديث والأثر، لابن الأثير، نشر: المكتبة العلمية - بيروت، 1399هـ - 1979م، تحقيق: طاهر أحمد الزاوى - محمود محمد الطناحي. -الفتح الرباني لترتيب مسند الإمام أحمد بن حنبل الشيباني ومعه بلوغ الأماني من أسرار الفتح الرباني, أحمد بن عبد الرحمن بن محمد البنا الساعاتي, دار إحياء التراث العربي, الطبعة: الثانية.

این حدیث در HadeethEnc.com

علم نیاموزید تا با آن به عالمان فخر بفروشید و با سفیهان جدل کنید

عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ رضي الله عنهما أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «لَا تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ لِتُبَاهُوا بِهِ الْعُلَمَاءَ، وَلَا لِتُمَارُوا بِهِ السُّفَهَاءَ، وَلَا تَخَيَّرُوا بِهِ الْمَجَالِسَ، فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ، فَالنَّارُ النَّارُ».
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَا تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ لِتُبَاهُوا بِهِ الْعُلَمَاءَ، وَلَا لِتُمَارُوا بِهِ السُّفَهَاءَ، وَلَا تَخَيَّرُوا بِهِ الْمَجَالِسَ، فَمَنْ فَعَلَ ذَلِكَ، فَالنَّارُ النَّارُ»: «علم نیاموزید تا با آن به عالمان فخر بفروشید و با سفیهان جدل کنید یا بوسیله‌ی آن در مجالس بالانشینی کنید که هرکس چنین کند [جزایش] دوزخ است، دوزخ است».
به روایت ابن‌ماجهدرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم ما را از طلب علم برای فخرفروشی و مباهات در برابر علما و اظهار اینکه ما نیز مانند شما عالم هستیم یا برای آنکه با علم، جاهلان را مورد خطاب قرار دهیم و با سفیهان و کم خردان جدل کنیم یا علم را برای آن بیاموزیم که در مجالس صدرنشین شویم و بر دیگران مقدم داشته شویم، برحذر داشته‌اند. و کسی که چنین کند با ریاکاری‌اش و عدم اخلاص در طلب علم برای الله، مستحق آتش دوزخ شده است.

فواید
  1. وعید دوزخ برای کسی است که علم را برای فخرفروشی یا جدال بوسیله‌ی آن یا صدرنشینی در مجالس و اینگونه اهداف یاد بگیرد.
  2. اهمیت اخلاص نیت برای کسی که علم را آموخته و می‌آموزد.
  3. نیت، اساس اعمال است و بر اساس آن پاداش داده می‌شود.
مرجع

سنن ابن ماجه (1/ 170) (254)، مرشد ذوي الحجا والحاجة (2/378)، مشارق الأنوار الوهاجة ومطالع الأسرار البهاجة في شرح سنن الإمام ابن ماجه (4/ 482).

این حدیث در HadeethEnc.com

الله، راه راست و مستقیمی را مثال زده

عَنْ النَّوَّاسِ بْنِ سَمْعَانَ الْأَنْصَارِيِّ رضي الله عنه عَنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا، وَعَلَى جَنْبَتَيْ الصِّرَاطِ سُورَانِ، فِيهِمَا أَبْوَابٌ مُفَتَّحَةٌ، وَعَلَى الْأَبْوَابِ سُتُورٌ مُرْخَاةٌ، وَعَلَى بَابِ الصِّرَاطِ دَاعٍ يَقُولُ: أَيُّهَا النَّاسُ، ادْخُلُوا الصِّرَاطَ جَمِيعًا، وَلَا تَتَعَرَّجُوا، وَدَاعٍ يَدْعُو مِنْ فَوْقِ الصِّرَاطِ، فَإِذَا أَرَادَ يَفْتَحُ شَيْئًا مِنْ تِلْكَ الْأَبْوَابِ، قَالَ: وَيْحَكَ لَا تَفْتَحْهُ، فَإِنَّكَ إِنْ تَفْتَحْهُ تَلِجْهُ، وَالصِّرَاطُ الْإِسْلَامُ، وَالسُّورَانِ: حُدُودُ اللهِ، وَالْأَبْوَابُ الْمُفَتَّحَةُ: مَحَارِمُ اللهِ، وَذَلِكَ الدَّاعِي عَلَى رَأْسِ الصِّرَاطِ: كِتَابُ اللهِ، وَالدَّاعِي مِنِ فَوْقَ الصِّرَاطِ: وَاعِظُ اللهِ فِي قَلْبِ كُلِّ مُسْلِمٍ».
از نَوَّاس بن سَمعان انصاری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا صِرَاطًا مُسْتَقِيمًا، وَعَلَى جَنْبَتَيْ الصِّرَاطِ سُورَانِ، فِيهِمَا أَبْوَابٌ مُفَتَّحَةٌ، وَعَلَى الْأَبْوَابِ سُتُورٌ مُرْخَاةٌ، وَعَلَى بَابِ الصِّرَاطِ دَاعٍ يَقُولُ: أَيُّهَا النَّاسُ، ادْخُلُوا الصِّرَاطَ جَمِيعًا، وَلَا تَتَعَرَّجُوا، وَدَاعٍ يَدْعُو مِنْ فَوْقِ الصِّرَاطِ، فَإِذَا أَرَادَ يَفْتَحُ شَيْئًا مِنْ تِلْكَ الْأَبْوَابِ، قَالَ: وَيْحَكَ لَا تَفْتَحْهُ، فَإِنَّكَ إِنْ تَفْتَحْهُ تَلِجْهُ، وَالصِّرَاطُ الْإِسْلَامُ، وَالسُّورَانِ: حُدُودُ اللهِ، وَالْأَبْوَابُ الْمُفَتَّحَةُ: مَحَارِمُ اللهِ، وَذَلِكَ الدَّاعِي عَلَى رَأْسِ الصِّرَاطِ: كِتَابُ اللهِ، وَالدَّاعِي مِنِ فَوْقَ الصِّرَاطِ: وَاعِظُ اللهِ فِي قَلْبِ كُلِّ مُسْلِمٍ»: «الله، راه راست و مستقیمی را مثال زده که در دو کنارهٔ آن دو دیوار است که بر آن دیوارها درهایی باز است و بر درها پرده‌ای آویزان است و در دروازهٔ آن صراط، دعوتگری است که می‌گوید: ای مردم همگی وارد این راه [مستقیم] شوید و منحرف نشوید و بر بالای صراط دعوتگری دیگر است که هرگاه [کسی بخواهد] یکی از آن درها را باز کند [و پردهٔ آن را کنار بزند] می‌گوید: وای بر تو، آن را باز نکن که اگر بازش کنی واردش می‌شوی. آن راه، اسلام است و آن دو دیوار، حدود الهی است و درهای باز محارم الهی هستند و آن دعوتگر بر آغاز راه کتاب الله است و دعوتگر بالای راه، پند دهندهٔ الهی در دل هر مسلمان است».
به روایت ترمذی و احمددرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم بیان داشته‌اند که الله برای اسلام راهی راست و مستقیم را مثال زده که هیچ کجی در آن نیست و بر دو کناره‌ی این راه دو دیوار است که از دو جهت آن را احاطه کرده‌اند و این دو دیوار، حدود الهی هستند؛ و در داخل این دیوارها درهایی باز است که محرمات الهی هستند و بر درها پرده‌هایی آویزان است که برای طی کنندهٔ این راه درون آن درها را پنهان می‌دارند؛ و در آغاز راه دعوتگری است که مردم را راهنمایی می‌کند و به آنان می‌گوید: در این راه حرکت کنید بی‌آنکه به اطراف و دو سو منحرف شوید. این دعوتگر همان کتاب الله است؛ و دعوتگر دیگری نیز بر بالای راه است که هرگاه رهگذر می‌خواهد کمی آن پرده‌ها را از آن درها کنار بزند، او را هشدار می‌دهد و می‌گوید: وای بر تو بازش نکن! زیرا اگر آن را باز کنی واردش می‌شوی و نمی‌توانی خود را از داخل شدن به آن باز بداری. این دعوتگر همان پند دهنده و واعظ الهی است که در دل هر مسلمان هست.

فواید
  1. اسلام همان دین حق است و همان صراط مستقیمی است که ما را به بهشت می‌رساند.
  2. واجب بودن پای‌بندی به حدود الله و به آنچه حلال و حرام نموده است؛ و دانستن اینکه سهل‌انگاری در این باره به هلاکت می‌انجامد.
  3. بیان فضیلت قرآن کریم و تشویق به عمل به آن؛ چرا که هدایت و نور و فلاح در قرآن است.
  4. رحمت الله نسبت به بندگانش که در دل‌های مؤمنان چیزی را قرار داده که آنان را باز می‌دارد و پندشان می‌دهد تا در مهلکه نیفتند.
  5. الله با رحمت خود برای بندگانش موانعی قرار داده تا آنان را از گرفتار شدن در گناهان باز بدارد.
  6. مثال زدن یکی از وسائل آموزش و افزایش درک معانی و مفاهیم است.
مرجع

سنن الترمذي (4/ 539) (2859)، مسند أحمد (29/ 181، 183) (17634)، جامع العلوم والحكم (2/161)، فيض القدير (4/253)، التنوير شرح الجامع الصغير (7/100)، الفتح الرباني لترتيب مسند الإمام أحمد بن حنبل الشيباني (1/ 83).

این حدیث در HadeethEnc.com

هرگاه کسانی را دیدید که پی‌گیر متشابه آن هستند، آنان همان کسانی هستند که الله از آنان نام برده، پس از آنان برحذر باشید

عَنْ ‌عَائِشَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا قَالَتْ: تَلَا رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ هَذِهِ الْآيَةَ: {هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ، وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ، وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ} [آل عمران: 7]. قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «فَإِذَا رَأَيْتِ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ سَمَّى اللهُ، فَاحْذَرُوهُمْ».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم این آیه را تلاوت کرد که: {هُوَ الَّذي أَنزَلَ عَلَيكَ الكِتابَ مِنهُ آياتٌ مُحكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الكِتابِ وَأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلوبِهِم زَيغٌ فَيَتَّبِعونَ ما تَشابَهَ مِنهُ ابتِغاءَ الفِتنَةِ وَابتِغاءَ تَأويلِهِ وَما يَعلَمُ تَأويلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرّاسِخونَ فِي العِلمِ يَقولونَ آمَنّا بِهِ كُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنا وَما يَذَّكَّرُ إِلّا أُولُو الأَلبابِ} [آل عمران: ٧] (اوست که کتاب (قرآن) را بر تو نازل کرد. بخشی از آن، آیات محکم [صریح و روشن] است که آنها اساسِ کتابند و [بخشی] دیگر متشابهات است [که تأویل‌پذیرند]؛ اما کسانی ‌که در دل‌های‌شان انحراف است، برای فتنه‌جویی [و گمراه کردن مردم] و به خاطرِ تأویل آن [به دلخواه خود،] از متشابهِ آن پیروی می‌کنند؛ حال آنکه تأویلش را [کسی] جز الله نمی‌داند؛ و راسخان در علم (علمای دین) می‌گویند: ما به همۀ آن [آیات ـ چه محکم و چه متشابه‌] ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست؛ و جز خردمندان کسی پند نمی‌گیرد) رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «فَإِذَا رَأَيْتِ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ فَأُولَئِكَ الَّذِينَ سَمَّى اللهُ، فَاحْذَرُوهُمْ»: «هرگاه کسانی را دیدید که پی‌گیر متشابه آن هستند، آنان همان کسانی هستند که الله از آنان نام برده، پس از آنان برحذر باشید».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم این آیه را تلاوت کردند: {هُوَ الَّذي أَنزَلَ عَلَيكَ الكِتابَ مِنهُ آياتٌ مُحكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الكِتابِ وَأُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في قُلوبِهِم زَيغٌ فَيَتَّبِعونَ ما تَشابَهَ مِنهُ ابتِغاءَ الفِتنَةِ وَابتِغاءَ تَأويلِهِ وَما يَعلَمُ تَأويلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرّاسِخونَ فِي العِلمِ يَقولونَ آمَنّا بِهِ كُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنا وَما يَذَّكَّرُ إِلّا أُولُو الأَلبابِ} [آل عمران: ٧] (اوست که کتاب (قرآن) را بر تو نازل کرد. بخشی از آن، آیات محکم [صریح و روشن] است که آنها اساسِ کتابند و [بخشی] دیگر متشابهات است [که تأویل‌پذیرند]؛ اما کسانی ‌که در دل‌هایشان انحراف است، برای فتنه‌جویی [و گمراه کردن مردم] و به خاطرِ تأویل آن [به دلخواه خود] از متشابهِ آن پیروی می‌کنند؛ حال آنکه تأویلش را [کسی] جز الله نمی‌داند؛ و راسخان در علم (علمای دین) می‌گویند: ما به همۀ آن [آیات ـ چه محکم و چه متشابه‌] ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست؛ و جز خردمندان کسی پند نمی‌گیرد). در این آیه الله تعالی خبر داده که او قرآن را بر پیامبر نازل کرده است که بخشی از آن آیاتی است با دلالت واضح و احکام مشخص که ابهامی در آنها نیست؛ و این آیات اصل کتاب و مرجع آن است و در اختلافت مرجع هستند؛ و بخشی از آن آیاتی است که احتمال چند معنا دارد و معنایش برای برخی از مردم پوشیده است یا ممکن است گمان کنند که میان آن و آیات دیگر تعارض است. سپس الله عزوجل به بیان تعامل مردم با این آیات می‌پردازد: کسانی که در دل‌های‌شان انحراف از حق است، محکم را رها می‌کنند و به متشابه روی می‌آورند که معنای محتمل دارد و هدف‌شان از آن طرح شبهه و گمراه ساختن مردم است و می‌خواهند آن را بر حسب هوای نفس خود تاویل کنند. اما آنها که در علم راسخ هستند این متشابه را می‌شناسند و آن را به محکم برمی‌گردانند و به آن ایمان دارند و می‌دانند که از سوی الله سبحانه و تعالی است و ممکن نیست که پوشیدگی یا تعارض در آن باشد اما کسی از این موضوع پند نمی‌گیرد مگر صاحبان عقل سلیم. سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم خطاب به ام المؤمنین عایشه رضی الله عنها فرمودند که اگر کسانی را دید که پی‌گیر و پیرو متشابه هستند آنان همین کسانی هستند که الله در این کلامش از آنان نام برده است: {فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ} (اما کسانی که در دل‌های‌شان انحراف است) پس از آنان برحذر باشید و به سخن‌شان گوش ندهید.

فواید
  1. آیات محکم در قرآن، آیاتی است که دلالتش واضح است و معنایش آشکار؛ اما متشابه آن است که احتمال بیش از یک معنا را داشته باشد و نیازمند تامل و فهم است.
  2. هشدار نسبت به هم‌نشینی با اهل انحراف و اهل بدعت و کسانی که موارد محل اشکال را به قصد گمراه کردن مردم و به شک انداختن آنان مطرح می‌کنند.
  3. پایان یافتن این آیه با {وما يذكر إلا أولو الألباب} به نکوهش غیر مستقیم اهل انحراف و مدح راسخان در علم اشاره دارد، یعنی کسی که یادآور نشد و پند نگرفت و از هوای نفس خود پیروی کرد، از صاحبان خرد نیست.
  4. پیروی از متشابه سبب انحراف دل است.
  5. وجوب بازگرداندن آیات متشابه که گاها معنای‌شان فهم نمی‌شود به آیات محکم.
  6. الله سبحانه وتعالی بخشی از قرآن را محکم و بخشی دیگر را متشابه قرار داده است و این از باب آزمایش مردم است تا اهل ایمان از اهل گمراهی تمایز یابند.
  7. در وجود متشابه در قرآن مجالی است برای اظهار فضل علما بر دیگران و بیان اینکه عقل‌ها از درک همه چیز قاصرند تا تسلیم آفریدگار خود شده و به عجز خود اعتراف کنند.
  8. فضیلت رسوخ در علم و ضرورت پایداری در آن.
  9. مفسرین دربارهٔ توقف بر لفظ {الله} در این قسمت از آیه: {وما يعلم تأويله إلا الله والراسخون في العلم} دو دیدگاه دارند: بنابر روش آنهایی که بر {الله} وقف می‌کنند، منظور آیه از تاویل، علم حقیقت و کُنه آن چیز و آنچه راهی برای درکش نیست، می‌باشد مانند امر روح و قیامت که الله متعال علم آن را به خود اختصاص داده است؛ و راسخان در علم به آن ایمان می‌آورند و حقایق آن را به الله موکول می‌کنند و تسلیم شده و در سلامت می‌مانند. اما بر اساس دیدگاه کسانی که بر {الله} توقف نمی‌کنند، منظور از تاویل، تفسیر و کشف و توضیح است، به این معنا که الله آن را می‌داند و راسخان در علم نیز آن را می‌دانند و به آن ایمان می‌آورند و آن را به آیات محکم بازمی‌گردانند.
مرجع

صحيح البخاري (6/ 33) (4547)، صحيح مسلم (4/ 2053) (2665)، فتح الباري (8/211)، شرح النووي على مسلم (16/217)، النهاية في غريب الحديث والأثر (ص 407، 465)، فتح الودود في شرح سنن أبي داود (4/415)، تحفة الأبرار شرح مصابيح السنّة (1/129)، البحر المحيط الثجاج في شرح صحيح الإمام مسلم بن الحجاج (41/ 559).

این حدیث در HadeethEnc.com

فتنه‌ها بر قلب‌ها مانند حصیر، رشته به رشته عرضه می‌شوند

عَنْ حُذَيْفَةَ رضي الله عنه قَالَ: كُنَّا عِنْدَ عُمَرَ رضي الله عنه، فَقَالَ: أَيُّكُمْ سَمِعَ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَذْكُرُ الْفِتَنَ؟ فَقَالَ قوْمٌ: نَحْنُ سَمِعْنَاهُ، فَقَالَ: لَعَلَّكُمْ تَعْنُونَ فِتْنَةَ الرَّجُلِ فِي أَهْلِهِ وَجَارِهِ؟ قَالُوا: أَجَلْ، قَالَ: تِلْكَ تُكَفِّرُهَا الصَّلَاةُ وَالصِّيَامُ وَالصَّدَقَةُ، وَلَكِنْ أَيُّكُمْ سَمِعَ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَذْكُرُ الَّتِي تَمُوجُ مَوْجَ الْبَحْرِ؟ قَالَ حُذَيْفَةُ: فَأَسْكَتَ الْقَوْمُ، فَقُلْتُ: أَنَا، قَالَ: أَنْتَ لِلَّهِ أَبُوكَ، قَالَ حُذَيْفَةُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «تُعْرَضُ الْفِتَنُ عَلَى الْقُلُوبِ كَالْحَصِيرِ عُودًا عُودًا، فَأَيُّ قَلْبٍ أُشْرِبَهَا نُكِتَ فِيهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ، وَأَيُّ قَلْبٍ أَنْكَرَهَا نُكِتَ فِيهِ نُكْتَةٌ بَيْضَاءُ، حَتَّى تَصِيرَ عَلَى قَلْبَيْنِ، عَلَى أَبْيَضَ مِثْلِ الصَّفَا فَلَا تَضُرُّهُ فِتْنَةٌ مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ، وَالْآخَرُ أَسْوَدُ مُرْبَادًّا كَالْكُوزِ، مُجَخِّيًا لَا يَعْرِفُ مَعْرُوفًا، وَلَا يُنْكِرُ مُنْكَرًا، إِلَّا مَا أُشْرِبَ مِنْ هَوَاهُ»، قَالَ حُذَيْفَةُ: وَحَدَّثْتُهُ، أَنَّ بَيْنَكَ وَبَيْنَهَا بَابًا مُغْلَقًا يُوشِكُ أَنْ يُكْسَرَ، قَالَ عُمَرُ: أَكَسْرًا لَا أَبَا لَكَ؟ فَلَوْ أَنَّهُ فُتِحَ لَعَلَّهُ كَانَ يُعَادُ، قُلْتُ: لَا بَلْ يُكْسَرُ، وَحَدَّثْتُهُ أَنَّ ذَلِكَ الْبَابَ رَجُلٌ يُقْتَلُ أَوْ يَمُوتُ حَدِيثًا لَيْسَ بِالْأَغَالِيطِ. قَالَ أَبُو خَالِدٍ: فَقُلْتُ لِسَعْدٍ: يَا أَبَا مَالِكٍ، مَا أَسْوَدُ مُرْبَادٌّ؟ قَالَ: شِدَّةُ الْبَيَاضِ فِي سَوَادٍ، قَالَ: قُلْتُ: فَمَا الْكُوزُ مُجَخِّيًا؟ قَالَ: مَنْكُوسًا.
از حذیفه رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: نزد عمر رضی‌الله‌عنه بودیم که ایشان فرمودند: کدام یک از شما از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم شنیده است که از فتنه‌ها یاد کنند؟ گروهی گفتند: ما شنیدیم. عمر فرمود: شاید منظورتان فتنهٔ مرد در خانواده و همسایه‌اش است؟ گفتند: آری. عمر گفت: آن را نماز و روزه و صدقه کفاره می‌دهد. اما کدام یک از شما از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم شنیده است که از آن [فتنه‌ای] یاد کنند که مانند موج دریا موج می‌زند؟ حذیفه گفت: پس آن گروه سکوت کردند و من گفتم: من. عمر گفت: تو! خدا پدرت را بیامرزد! حذیفه گفت: از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم شنیدم که می‌فرمودند: «تُعْرَضُ الْفِتَنُ عَلَى الْقُلُوبِ كَالْحَصِيرِ عُودًا عُودًا، فَأَيُّ قَلْبٍ أُشْرِبَهَا نُكِتَ فِيهِ نُكْتَةٌ سَوْدَاءُ، وَأَيُّ قَلْبٍ أَنْكَرَهَا نُكِتَ فِيهِ نُكْتَةٌ بَيْضَاءُ، حَتَّى تَصِيرَ عَلَى قَلْبَيْنِ، عَلَى أَبْيَضَ مِثْلِ الصَّفَا فَلَا تَضُرُّهُ فِتْنَةٌ مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ، وَالْآخَرُ أَسْوَدُ مُرْبَادًّا كَالْكُوزِ، مُجَخِّيًا لَا يَعْرِفُ مَعْرُوفًا، وَلَا يُنْكِرُ مُنْكَرًا، إِلَّا مَا أُشْرِبَ مِنْ هَوَاهُ»، قَالَ حُذَيْفَةُ: وَحَدَّثْتُهُ، أَنَّ بَيْنَكَ وَبَيْنَهَا بَابًا مُغْلَقًا يُوشِكُ أَنْ يُكْسَرَ، قَالَ عُمَرُ: أَكَسْرًا لَا أَبَا لَكَ؟ فَلَوْ أَنَّهُ فُتِحَ لَعَلَّهُ كَانَ يُعَادُ، قُلْتُ: لَا بَلْ يُكْسَرُ، وَحَدَّثْتُهُ أَنَّ ذَلِكَ الْبَابَ رَجُلٌ يُقْتَلُ أَوْ يَمُوتُ حَدِيثًا لَيْسَ بِالْأَغَالِيطِ. قَالَ أَبُو خَالِدٍ: فَقُلْتُ لِسَعْدٍ: يَا أَبَا مَالِكٍ، مَا أَسْوَدُ مُرْبَادٌّ؟ قَالَ: شِدَّةُ الْبَيَاضِ فِي سَوَادٍ، قَالَ: قُلْتُ: فَمَا الْكُوزُ مُجَخِّيًا؟ قَالَ: مَنْكُوسًا. یعنی: «فتنه‌ها بر قلب‌ها مانند حصیر، رشته به رشته عرضه می‌شوند. پس هر قلبی که آن را جذب کند (بپذیرد)، نقطه‌ای سیاه در آن نگاشته می‌شود، و هر قلبی که آن را انکار کند، نقطه‌ای سفید در آن نگاشته می‌شود. تا اینکه قلب‌ها بر دو گونه شوند: [یکی] سفید مانند سنگ صاف، که تا زمانی که آسمان‌ها و زمین پابرجاست، هیچ فتنه‌ای به او زیان نمی‌رساند. و دیگری سیاه و خاکستری، مانند کوزهٔ واژگون، که نه نیکی را می‌شناسد و نه زشتی را انکار می‌کند، مگر آنچه از هوای نفسش جذب کرده باشد». حذیفه گفت: و به او حدیث گفتم که میان تو و آن [فتنه]، دری بسته است که نزدیک است شکسته شود. عمر گفت: شکستنی [بی‌بازگشت]؟ خدا پدرت را بیامرزد! اگر گشوده می‌شد، شاید دوباره بسته می‌شد. گفتم: نه، بلکه شکسته می‌شود. و به او حدیث گفتم که آن در، مردی است که کشته می‌شود یا می‌میرد؛ این حدیثی است [صحیح] و از اشتباهات نیست. اباخالد [راوی] گفت: به سعد گفتم: ای ابامالک، «أَسْوَدُ مُرْبَادٌّ» چیست؟ گفت: سفیدیِ آمیخته با سیاهی. گفتم: «الْكُوزُ مُجَخِّيًا» چیست؟ گفت: [کوزهٔ] واژگون.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه در مجلس خود بودند و گروهی از صحابه رضی‌الله‌عنهم نزد ایشان بودند. پس به آنان فرمودند: کدام یک از شما از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم شنیده است که از فتنه‌ها یاد کنند؟ برخی از آنان گفتند: ما شنیدیم که از فتنه‌ها یاد می‌کردند. عمر رضی‌الله‌عنه فرمود: شاید منظورتان ابتلا و امتحان شخص در امور خاصِ اوست؛ در همسر و فرزندش به خاطر محبت زیاد به آنان و بخل ورزیدن بر آنان و مشغول شدن به آنان و غفلت از بسیاری از کارهای خیر، یا به خاطر کوتاهی در ادای حقوق و تربیت و تعلیم آنان؟ و همچنین فتنهٔ مرد در همسایه‌اش و مانند آن. شاید منظورتان اینهاست؟ گفتند: آری. عمر گفت: اینها فتنه‌هایی هستند که موجب محاسبه می‌شوند و گناهانی هستند که امید می‌رود با نیکی‌هایی مانند نماز، روزه و صدقه کفاره شوند. اما کدام یک از شما از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم شنیده است که از فتنه‌های عمومی یاد کنند که به دلیل بزرگی و شیوع فراوانشان، مردم را مانند ناآرامی‌های امواج دریا مضطرب می‌سازد؟ پس آن گروه سکوت کردند. حذیفة بن یمان رضی‌الله‌عنهما گفت: من شنیده‌ام. پس عمر رضی‌الله‌عنه خوشحال شد و به او گفت: خدا پدرت را رحمت کند که مانند تو را آورده است؛ بگو. حذیفه گفت: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: فتنه‌ها آشکار می‌شوند و به پهنای قلب انسان می‌چسبند، همان‌طور که حصیر به پهلوی کسی که بر آن خوابیده می‌چسبد، و چسبندگیِ شدیدِ فتنه‌ها در قلب تأثیر می‌گذارد. و این فتنه‌ها بازمی‌گردند و فتنه پس از فتنه‌ای دیگر تکرار می‌شود. پس هر قلبی که [فتنه] در آن داخل شود و آن را دوست بدارد و با آن آمیخته شود، مانند آمیخته شدن شراب [با آب]؛ نقطه‌ای سیاه در قلبش نگاشته می‌شود. و هر قلبی که آن را رد کند، نقطه‌ای سفید در آن نگاشته می‌شود. تا اینکه قلب‌ها بر دو نوع شوند؛ [یکی] قلبی سفید به دلیل استواری‌اش بر پیمان ایمان و سلامتش از خلل، و اینکه فتنه‌ها به آن نچسبیده و در آن تأثیر نکرده است، مانند سنگ صاف و لغزنده‌ای که چیزی به آن نمی‌چسبد، پس تا زمانی که خدا را ملاقات کند، هیچ فتنه‌ای به او زیان نمی‌رساند. و قلب دیگر، قلبی است که رنگش از فتنه‌ها سیاه شده است، مانند کوزهٔ کج یا واژگونی که آبی در آن نمی‌ماند. پس همچنین این قلب، هیچ خیر و حکمتی به آن نمی‌چسبد. نه نیکی را می‌شناسد و نه زشتی را انکار می‌کند، مگر آنچه را که نفسش دوست بدارد و هوس کند. حذیفه به عمر گفت: همانا چیزی از آن فتنه‌ها در زندگی تو رخ نمی‌دهد، و میان تو و آن، دری بسته است که نزدیک است شکسته شود. عمر گفت: شکستنی [بی‌بازگشت]؟ اگر گشوده می‌شد، شاید دوباره بسته می‌شد. حذیفه گفت: نه، بلکه شکسته می‌شود. و اینکه آن در، مردی است که کشته می‌شود یا می‌میرد. و آنچه ذکر کردم، خبری راست و محقق است و از نوشته‌های اهل کتاب یا از اجتهاد صاحب‌نظری نیست، بلکه از حدیث پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم است.

فواید
  1. خطرناک بودن فتنه‌های عمومی؛ به دلیل ریختن خون‌ها، از بین رفتن اموال و زوال امنیت که در این فتنه‌ها رخ می‌دهد.
  2. فتنه‌های خاص اگر مربوط به دین باشد، صاحبش نکوهیده است؛ زیرا یا بدعت است یا گناه. و اگر مربوط به امور دنیوی باشد، امتحان و آزمونی برای صاحبش است و بر او صبر واجب است.
  3. قلب از فتنه‌هایی که بر آن عرضه می‌شود، تأثیر می‌پذیرد و خوشبخت کسی است که خداوند او را به ثبات بر هدایت، رهنمون شود.
  4. نووی می‌گوید: صاحب کتاب «التحریر» گفته است: معنای حدیث این است که هرگاه مرد از هوای نفسش پیروی کند و مرتکب گناهان شود، با هر گناهی که انجام می‌دهد، تاریکی‌ای وارد قلبش می‌شود. و هرگاه چنین شد، دچار فتنه شده و نور اسلام از او زایل می‌گردد. و قلب مانند کوزه است، پس هرگاه واژگون شود، آنچه در آن است می‌ریزد و پس از آن چیزی وارد آن نمی‌شود.
  5. سخن عمر به حذیفه که «لَا أَبَا لَكَ» (پدر نداری) معنایش این است: در این امر جدی باش و آماده شو، مانند کسی که یاوری ندارد.
  6. فضیلت عمر رضی‌الله‌عنه، و اینکه او دری بسته میان مردم و فتنه بود.
مرجع

صحيح مسلم (1/ 128-129) (144). النهاية في غريب الحديث والأثر (606) (649) (471) (521) (340) (139). شرح النووي على مسلم (2/ 171).

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۹
۹ حدیث
  1. هیچ آدمی ظرفی بدتر از شکم خود پر نکرده است. فرزند آدم را چند لقمه بس است که ستون بدنش را برپا دارد. و اگر ناچار باشد [بیشتر بخورد]، پس یک‌سوم برای خوراکش، یک‌سوم برای نوشیدنی‌اش، و یک‌سوم برای نفسش باشد
  2. پس از خود براى مردان فتنه‌اى زيانبارتر از فتنهٔ زنان به جاى نگذاشته‌ام
  3. نصيب آدمی زاد از زنا نوشته شده است که ناگزير به آن دچار می شود: زنای چشم، نگاه کردن و زنای گوش، گوش دادن و زنای زبان، سخن گفتن و زنای دست، گرفتن و زنای پا، گام برداشتن می باشد؛ و قلب - به سوی حرام - ميل و آزرو می کند و اين شرمگاه است که آن را تصديق يا تکذيب می نمايد.
  4. من بر امتم از دو چیز می ترسم: قرآن و شیر؛ اما در رابطه با شیر (مردم) به چراگاه ها رفته و به دنبال لذت های خود می افتند و نمازها را ترک می گویند؛ و اما در رابطه با قرآن، منافقان آن را فرا گرفته تا به وسیله ی آن با مؤمنان مجادله نمایند.
  5. علم نیاموزید تا با آن به عالمان فخر بفروشید و با سفیهان جدل کنید
  6. الله، راه راست و مستقیمی را مثال زده
  7. هرگاه کسانی را دیدید که پی‌گیر متشابه آن هستند، آنان همان کسانی هستند که الله از آنان نام برده، پس از آنان برحذر باشید
  8. فتنه‌ها بر قلب‌ها مانند حصیر، رشته به رشته عرضه می‌شوند
  9. هیچ‌یک از شما ایمان نمی‌آورد مگر آنکه خواسته و هوای نفسش تابع چیزی باشد که من آورده‌ام

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com