پیامبر بزرگوار صلیاللهعلیهوسلم، ما را به یکی از اصول طب راهنمایی میکند، و آن پیشگیری است که انسان بهوسیلهٔ آن سلامت خود را حفظ مینماید؛ و آن کمخوردن است. بلکه باید به اندازهای بخورد که گرسنگیاش را برطرف کرده و او را بر انجام کارهای لازم نیرومند سازد. و بهراستی بدترین ظرفی که پر میشود شکم است، چرا که از پرخوری بیماریهای مهلکی به وجود میآید که شمارشناپذیرند، چه زود و چه دیر، چه درون و چه برون. سپس رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم فرمود: اگر انسان ناگزیر از سیر شدن است، باید خوردن را به اندازهی یکسوم قرار دهد، و یکسوم دیگر را برای نوشیدن، و یکسوم را برای نفس کشیدن بگذارد، تا دچار تنگی و زیان نشود و سستی در انجام آنچه خداوند در امور دین یا دنیایش بر او واجب کرده، به سراغش نیاید.
- خودداری از افراط در خوردن و آشامیدن، و این اصلی جامع برای همهٔ اصول طب است؛ زیرا پرخوری موجب بیماریها و ناخوشیهای فراوان میگردد.
- هدف از خوردن، حفظ سلامتی و نیروست، و با آنها زندگی سالم باقی میماند.
- پرکردن شکم از غذا زیانهای جسمی و دینی دارد. عمر رضیاللهعنه گفت: «بپرهیزید از پرخوری، چرا که آن موجب تباهی بدن و سستی در نماز میگردد.»
- خوردن از نظر حکم به چند بخش تقسیم میشود: واجب: آن چیزی است که بهوسیلهٔ آن زندگی حفظ میشود و ترک آن به زیان میانجامد. جایز: چیزی است که بیش از مقدار واجب باشد و بیمِ ضررش نرود. مکروه: چیزی است که بیمِ زیان از آن میرود. حرام: چیزی است که زیان آن معلوم و قطعی است. مستحب: آن است که انسان بهوسیلهٔ آن بر عبادت و اطاعت خدا یاری گیرد. و همهٔ اینها در حدیث به سه مرتبه خلاصه شده است: ۱. پر کردن شکم. ۲. مقداری خوراک یا چند لقمه که ستون بدن را برپا دارد. ۳. فرمایش پیامبر: «یکسوم برای خوراکش، یکسوم برای نوشیدنیاش، و یکسوم برای نفسش.» و همهٔ اینها در صورتی است که جنس خوراک حلال باشد.
- این حدیث، قاعدهای از قواعد علم پزشکی است. و چون علم پزشکی بر سه اصل استوار است: حفظ نیرو، پرهیز، و دفع مواد زائد، حدیث بر دو اصل نخستین شامل شده است. چنانکه خداوند متعال در فرمایش خود میگوید: «و بخورید و بیاشامید، و اسراف نکنید؛ همانا او اسرافکنندگان را دوست نمیدارد.» (اعراف: ۳۱)
- کمال این شریعت در آن است که مصالح انسان را در دین و دنیایش دربر گرفته است.
- از علوم شریعت، اصول طب و انواعی از آن است؛ همانگونه که دربارهٔ عسل و سیاهدانه آمده است.
- شامل بودن احکام شریعت بر حکمت، و اینکه آنها بر پایهٔ دفع زیانها و جلب منافع بنا شدهاند.
سنن الترمذي (4/ 188) (2380). سنن ابن ماجه (4/ 448) (3349). مسند أحمد (28/ 422) (17186). فتح الباري لابن حجر (9/ 528). جامع العلوم والحكم في شرح خمسين حديثا من جوامع الكلم، لابن رجب (2/ 467). التحفة الربانية في شرح الأربعين حديثًا النووية، لإسماعيل الأنصاري (ص100). فتح القوي المتين في شرح الأربعين وتتمة الخمسين، لعبد المحسن العباد (ص148).