پیامبر صلی الله علیه وسلم دربارهٔ اختلاط با زنان نامحرم هشدار میدهد و میفرماید: خود را از وارد شدن بر زنان و وارد شدن زنان بر خود حفظ نموده و دور نگه دارید. پس مردی از انصار گفت: دربارهٔ نزدیکان شوهر مانند برادر شوهر و برادرزادهاش و عمو و پسرعمو و خواهرزادهٔ او و کسانی که از خویشان او هستند چه میفرمایید؟ یعنی کسانی که اگر زن مذکور متاهل نبود، میتوانست با آنان ازدواج کند. پس پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: از آنان چنان پرهیز نموده و حذر کنید که از مرگ میترسید و حذر میکنید! زیرا خلوت با خویشان شوهر، به فتنه و هلاکت در دین منجر میشود. خویشان شوهر - به جز پدر و پدربزرگ و فرزندان و نوههای او - در ممنوعیت اختلاط و پرهیز از آن سزاوارتر از بیگانگان هستند؛ زیرا خلوت با خویشاوندان شوهر بیشتر از خلوت با دیگران اتفاق میافتد و شری که از او انتظار میرود بیشتر از دیگران است؛ و امکان فتنهای که از سوی او رخ دهد بیشتر است، زیرا به راحتی میتواند به زن دسترسی داشته باشد و با او خلوت کند بدون آنکه این رفتارش مورد منع و انکار قرار گیرد؛ و از سوی دیگر حضور او ناگزیر است و نمیتوان او را از این کار بازداشت زیرا عادت بر این بوده که دربارهٔ خلوت زن با برادر شوهر سهلانگاری میکنند، بنابراین از نظر قبح و زشتی و فسادش شبیهِ مرگ است، برخلاف مرد غریبه که نسبت به او احتیاط بیشتری میشود.
- نهی از رفتن نزد زنان نامحرم و خلوت کردن با آنها از باب سد ذریعهٔ منتهی به زنا و فحشا.
- این نهی مردان نامحرم از جمله برادر همسر و خویشاوندان او را در بر میگیرد که با زن محرم نیستند و باید این مساله را در نظر گرفت که منظور ورودی است که به خلوت بینجامد.
- دوری از مکانهایی که احتمال لغزش در آنها میرود، از ترس گرفتار شدن به شر و فتنه، یک امر عام و کلی است.
- نووی میگوید: «علمای لغت بر این مهم اتفاقنظر دارند که «أحماء» خویشان شوهر هستند مانند پدرش، عمویش، برادرش، برادرزادهاش، پسرعمویش و مانند آنها؛ و «أختان» خویشاوندان زن هستند و «أصهار» هر دو را در بر میگیرد.
- ابن حجر دربارهٔ تشبیه «حَمْو» به مرگ میگوید: «عرب چیز ناخوشایند را به مرگ تشبیه میکنند؛ و وجه تشبیه این است که اگر گناه رخ دهد، این مرگ دین است و باعث مرگ خلوتکننده در صورت وقوع گناه و واجب شدن رجم میشود؛ و همچنین هلاکت زن با جداشدن از شوهر است در صورتی که غیرت شوهر را به طلاق دادن او وادارد».
صحيح البخاري (7/ 37) (5232). صحيح مسلم (4/ 1711) (2172). الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري (2/ 69). تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، لعبد الله البسام (ص589).