İçeriğe geç
Tafsir As-Saadi - Persian · An-Noor
Sure 24

An-Noor

Bu, Arapçadan başka bir dilde bir tefsirdir; Quranic Universal Library’de (QUL, Tarteel’e ait) bulunduğu hâliyle, spa5k/tafsir_api’nin tuttuğu QUL verilerinin açık kopyası üzerinden alınmıştır. QUL’un kaydı kimin yazdığını ya da çevirdiğini veya hangi basılı neşri izlediğini söylemez ve metin için bir lisans belirtmez; bu yüzden bunu gösterme hakkı doğrulanmamıştır. Kimse bunu basılı bir kitapla karşılaştırmadı ve hiçbir âlim gözden geçirmedi. Her bölüm, yorumladığı âyetlerin yanında durur; bu âyetler Tanzil’in Kur’ân metnidir, orada olduğu gibi gösterilir. Sabīl bunun hiçbirini yazmamış ve çevirmemiştir.

Metin kaynağı:Quranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMIT2026-10-21 tarihinde alındı

32–33. âyetler

وَأَنكِحُوا۟ ٱلْأَيَـٰمَىٰ مِنكُمْ وَٱلصَّـٰلِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَآئِكُمْ ۚ إِن يَكُونُوا۟ فُقَرَآءَ يُغْنِهِمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ ۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ 32 وَلْيَسْتَعْفِفِ ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغْنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ ۗ وَٱلَّذِينَ يَبْتَغُونَ ٱلْكِتَـٰبَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا ۖ وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِىٓ ءَاتَىٰكُمْ ۚ وَلَا تُكْرِهُوا۟ فَتَيَـٰتِكُمْ عَلَى ٱلْبِغَآءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا۟ عَرَضَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۚ وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ مِنۢ بَعْدِ إِكْرَٰهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ 33

وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ و مردان و زنان بي‌همسر و بردگان و كنيزان خود را كه سزاوار [ازدواج هستند] به همسري [ديگران] در آوريد، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خويش دارا و بي‌نياز مي‌گرداند و خداوند داراي خير فراوان، و آگاه است. وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ و آنان كه امكان ازدواج ندارند بايد پاكدامني پيشه كنند، تا آنكه خداوند آنان را از فضل خويش توانگر مي‌سازد. و كساني از بردگانتان كه خواستار قرار داد «كتابت» براي آزاد شدن هستند، اگر خيري در ايشان سراغ داريد با آنان قرار داد ببنديد، و از مال خداوند كه به شما ارزاني داشته است به آنان بدهيد، و همچنين كنيزان خود را وادار به زنا نكنيد اگر آنان خواستند عفيف و پاكدامن باشند، و از اين رهگذر خواهان مال و دارايي زودگذر دنيا باشيد. و هر كس آنان را وادار سازد خداوند پس از وادار كردنشان [نسبت به آنها] آمرزگار و مهربان است.

(32) خداوند متعال اولیا و اربابان را فرمان می‌دهد تا مردان و زنان مجردی را که زیر دست آنها هستند، به عقد ازدواج دیگران در آورند. پس بر خویشاوند و سرپرست یتیم واجب است تا کسانی را که مخارجشان بر عهدۀ اوست و نیاز به ازدواج دارند، شوهر بدهد؛ و چون دستور داده شده‌اند تا زیردستان خود را به عقد ازدواج دیگران در آورند، به طریق اولی باید خودشان اقدام به ازدواج نمایند. (﴿وَٱلصَّٰلِحِينَ مِنۡ عِبَادِكُمۡ وَإِمَآئِكُمۡ﴾) و کنیزان و غلامان صالح خود را به همسری [دیگران] درآورید. احتمال دارد که منظور از «صالحین»، صلاح و شایستگی دینی باشد. و همانا سیدِ بردگان و کنیزان شایسته و صالح ـ و آن کسانی هستند که زناکار و فاجر نباشند ـ موظف است که این برده یا کنیز صالح را، به پاداش صلاح و شایستگی‌اش، به نکاح کسی در بیاورد. و دیگران را، در رابطه با ازدواج با وی، ترغیب نماید. چون ازدواج با کنیز یا برده‌ای که به سبب زنا دچار فساد شده است، ممنوع می‌باشد. پس این آیه، آنچه را که در آغاز سوره بیان شد- مبنی بر اینکه ازدواج با زن و یا مرد زناکار حرام است مگر اینکه توبه نماید- تأیید می‌کند. و پاکدامنی و صلاح در مورد بردگان و کنیزان به طور ویژه بیان شده است؛ چون معمولاً عمل زشت، بیشتر در میان کنیزان و بردگان وجود دارد. و احتمال دارد که منظور از صالحین، این باشد که کنیزان و بردگان شایستگی ازدواج و صلاحیت آن را داشته، و به ازدواج نیازمند باشند. این مفهوم را، این اصل کلی تایید می‌نماید که «سید» قبل از آنکه کنیز یا برده نیازی به ازدواج داشته باشد، موظف به شوهر دادن یا زن گرفتن برای وی نیست. البته مدّ نظر قرار دادنِ هردو معنی هم بعید نیست. والله اعلم (﴿إِن يَكُونُواۡ فُقَرَآءَ﴾) اگر فقیر باشند؛ یعنی اگر همسران و ازدواج کنندگان تنگدست و فقیر باشند، (﴿يُغۡنِهِمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) خداوند آنان را از فضل خویش دارا و بی‌نیاز می‌نماید. پس اگر گمان می‌برید که چنانچه ازدواج نمایید، به علت مخارجِ تشکیل خانواده تنگدست می‌شوید و از عهدۀ آن بر نمی‌آیید، [بدانید که خداوند شما را یاری می‌دهد، و هرگز این گمان] شما را از مهیا کردن شرایط ازدواج آنها باز ندارد. و این، تشویق برای ازدواج می‌باشد، و وعده ایست به فردی که در صدد آن می‌باشد، و اینکه خداوند او را بعد ‌از فقر و تنگدستی، توانگر و دارا خواهد کرد. (﴿وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ﴾) و خداوند دارای خیر فراوان و فضل بزرگ است، و می‌داند چه کسی شایستۀ برخورداری از فضل دینی و دنیوی خداست، یا سزاوار یکی از آن دو می‌باشد. پس به هرکس آنچه را که صلاح می‌داند و حکمتش اقتضا می‌نماید، می‌بخشد.

(33) (﴿وَلۡيَسۡتَعۡفِفِ ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغۡنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) و آنان که امکانات ازدواج را ندارند، باید پاکدامنی پیشه کنند تا خداوند آنان را از فضل خویش توانگر کند. این، حکم کسی است که توانایی ازدواج‌را ندارد؛ یعنی حکم او، این است که از آنچه حرام است، دست بکشد؛ و کاری بکند که او را از حرام دور بدارد، و با وسوسه‌های قلبی‌اش که او را به ورطۀ ارتکاب حرام می‌کشاند، مبارزه نماید. نیز همان کاری را بکند که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:«ای گروه جوانان! هرکس از شما توانایی ازدواج را دارد، ازدواج نماید. و هر کس توانایی ازدواج را ندارد، باید روزه بگیرد؛ چراکه روزه برای او باز دارنده، و سپری در برابر گناه است.» (﴿ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا﴾) و کسانی که به‌خاطر اینکه فقیر و تنگدست هستند، نمی‌توانند ازدواج بکنند؛ یا چون اولیا و اربابانشان فقیر و نادار هستند، ازدواج برایشان میسّر نمی‌باشد، و یا اینکه از ازدواج آنها امتناع می‌ورزند، باید راه عفت و پاکدامنی را در پیش بگیرند. و این تفسیر، بهتر از تفسیر کسی است که در آیه، مضافی منصوب که کلمۀ «مَهر» است، مقدر می‌نماید؛ و «مضاف الیه» را که کلمۀ «نکاح» است، جانشین آن می‌سازد، که در آن صورت تقدیر آیه این گونه خواهد بود:«الَّذینَ لا یجِدُ‌ونَ مَهرَ نِکاحٍ» آنان که قادر به پرداخت مهریه نیستند؛ زیرا در این تقدیر دو اشکال وجود دارد: یکی اینکه: در کلام، حذف صورت می‌گیرد؛ و اصل، عدم حذف می‌باشد. دوم اینکه: معنی منحصر به کسی می‌گردد که دو حالت دارد؛ یا توانگر است و یا تنگدست. پس بردگان و کنیزان و کسانی که باید ولی و سرپرستشان، آنها را زن یا شوهر بدهند، خارج شده و آیه شامل آنها نمی‌گردد. (﴿حَتَّىٰ يُغۡنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ﴾) تا آنکه خداوند آنان‌را از فضل خویش توانگر کند. به کسی که پاکدامنی پیشه نماید، وعده داده شده که به زودی خداوند او را توانگر خواهد کرد، و کارش را آسان خواهد نمود. و به او دستور داده شده تا منتظر فرج و حل مشکل باشد، تا وضعیتی که دارد بر او دشوارتر نیاید. (﴿وَٱلَّذِينَ يَبۡتَغُونَ ٱلۡكِتَٰبَ مِمَّا مَلَكَتۡ أَيۡمَٰنُكُمۡ فَكَاتِبُوهُمۡ إِنۡ عَلِمۡتُمۡ فِيهِمۡ خَيۡرٗا﴾) و کسانی از بردگانتان که خواستار آزادی خود با عقد قرار دادشدند، با ایشان عقد قرار داد ببندید، اگر خیر‌ی را در ایشان سراغ دیدید؛ یعنی هر کس از بردگان و کنیزانتان که از شما طلب کتابت نمود، و خواست خودش را بازخرید نماید، خواستۀ او را بپذیرید، و با او عقد قرار داد ببندید، و بازخریدش نمایید، (﴿إِنۡ عَلِمۡتُمۡ فِيهِمۡ خَيۡرٗا﴾) اگر در کسانی که خواستار بازخرید خود هستند، توانایی کسب و کار و صلاحیت دینی را سراغ دیدید. چون بازخرید و عقد قرار داد دو منفعت دارد: یکی منفعت آزادی، و دیگری مبلغی که در مقابل آزادی پرداخت ‌شده؛ و برده آن را می‌پردازد تا خویشتن‌را از بردگی آزاد نماید. و چه بسا در مدت عقد قرار داد، تلاش نماید و بتواند مال و سرمایه‌ای را برای اربابش جمع کند که در دوران بردگی قادر به جمع آوری و به دست آوردن آن نباشد. پس آقا و ارباب، در اینکه برده‌اش خود را بازخرید نماید، متضرر نمی‌شود. ضمناً برده نیز به فایدۀ بزرگی دست می‌یازد. بنابراین فرمان خداوند مبنی بر عقد کتابت -به صورتی که از آن سخن رفت- فرمان و دستوری لازم و واجب می‌باشد. و این یک امر ظاهر می‌باشد. یا حداقل از این فرمان الهی، معنی «استحباب» را درک می‌کنیم، [و اینکه مستحب است با «عبد» قرار داد نوشته شود تا بر طبق آن خود را آزاد کند] و خداوند دستور داده است اربابانشان، آنها را در عقد کتابت، یاری دهند، چون به آن نیاز دارند؛ زیرا آنان مالی ندارند. پس فرمود: (﴿وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِيٓ ءَاتَىٰكُمۡ﴾) و از مال خداوند که به شما ارزانی داشته است، به آنان بدهید. آقای برده در این امر داخل است، و باید چیزی از آنچه که در قرارداد ثبت شده است، به وی بدهد، یا بخشی از آن را کم نماید. نیز خداوند مردم را فرمان می‌دهد تا به آنها کمک نمایند؛ بنابراین برای بردگانی که از طریق عقد کتابت خود را بازخرید می‌نمایند، بهره‌ای از زکات قرار داده، و مردم را تشویق نموده است که به آنها کمک کنند، که می‌فرماید: (﴿مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِيٓ ءَاتَىٰكُمۡ﴾) از مال خداوند که به شما ارزانی داشته است، به آنان بدهید؛ یعنی همان‌طور که مال از آنِ خداست و آنچه در دست شماست بخششی از جانب خداوند است، پس شما هم با بندگان خدا نیکی نمایید، همان گونه که خداوند با شما نیکی و احسان کرده است. مفهوم آیۀ کریمه این است که برده وقتی کتابت را طلب نکند، آقایش موظف نیست با او عقد کتابت ببندد. و اگر آقا خیری را در او سراغ نداشت، و می‌دانست که توانایی کسب و کار را ندارد، و به سبب آن باری برگردن مردم می‌شود و ضایع می‌گردد، یا ترس آن را داشت که اگر این برده آزاد شود دچار فساد می‌گردد، پس نباید به چنین برده‌ای اجازه داده شود خود را بازخرید نماید. و آقا موظف به بستن عقد کتابت با وی نیست، بلکه از چنین کاری نهی شده است. (﴿وَلَا تُكۡرِهُواۡ فَتَيَٰتِكُمۡ عَلَى ٱلۡبِغَآءِ﴾) و کنیزانتان را وادار به زنا نکنید، (﴿إِنۡ أَرَدۡنَ تَحَصُّنٗا﴾) اگر خواستند پاکدامن باشند؛ چون فقط زمانی «وادار کردن» قابل تصور است که آنان خواهان پاکدامنی نباشند. و اگر کنیز نخواهد پاکدامن باشد، قطعاً زناکار خواهد بود، و بر آقایش واجب است او را از زناکاری باز بدارد. و بدین جهت خداوند از وادار کردنِ کنیز به زنا نهی کرده است که در جاهلیت این کاررا می‌کردند؛ و سید و آقا، کنیزش را به زنا وادار می‌نمود تا پول و مزد این کار را بگیرد؛ یعنی هرچه کنیز به‌دست می‌آورد، مال ارباب می‌شد. بنابراین فرمود: (﴿لِّتَبۡتَغُواۡ عَرَضَ ٱلۡحَيَوٰةِ ٱلدُّنۡيَا﴾) تا بهرۀ زندگانی دنیا را به دست آورید؛ یعنی شایسته نیست که کنیزانتان از شما بهتر و پاکدامن‌تر باشند، و شما به‌خاطر برخورداری از کالای زندگی دنیا -که کالایی اندک است و از بین می‌رود- آنها را وادار به زنا نمایید. پس به دست آوردن پاکی و جوانمردی ـ ‌قطع نظر از پاداش آخرت و سزای آن ‌ـ از به دست آوردن کالای اندک دنیا که فرومایگی و ناجوانمردی را بهرۀ شما می‌نماید، برایتان بهتر است. سپس کسانی را که کنیزان را به زنا وادار می‌کنند، فرا خوانده تا توبه نمایند، و فرمود: (﴿وَمَن يُكۡرِههُّنَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ مِنۢ بَعۡدِ إِكۡرَٰهِهِنَّ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾) و هرکس آنان را بر این کار وادار بنماید، خداوند پس از وادار کردنشان [نسبت به آنها] آمرزگار و مهربان است؛ یعنی چنین کسی باید توبه نماید، و به سوی خداوند بازگردد، و از گناهی که از وی سرزده است، دست بکشد. و وقتی چنین کرد، خداوند گناهانش را می‌آمرزد، و بر او رحم می‌نماید؛ همان‌طور که او با نجات دادن خویشتن از عذاب الهی، به خودش رحم نمود، و به کنیزش نیز رحم نمود، و او را به انجام آنچه به وی زیان می‌رساند، وادار نکرد.