Ruka hadi kwenye maudhui
Tafsir As-Saadi - Persian · An-Nisaa
Sura ya 4

An-Nisaa

Hii ni tafsiri kwa lugha isiyo Kiarabu kama ilivyo katika Quranic Universal Library (QUL, ya Tarteel), iliyochukuliwa kupitia nakala huria ya data ya QUL inayohifadhiwa na spa5k/tafsir_api. Rekodi ya QUL haisemi ni nani aliyeiandika au kuitafsiri kwa lugha nyingine wala inafuata toleo gani lililochapishwa, na haitaji leseni kwa matini hiyo, kwa hiyo haki ya kuionyesha haijathibitishwa. Hakuna aliyeilinganisha na kitabu kilichochapishwa, na hakuna mwanazuoni aliyeihakiki. Kila kifungu kipo kando ya aya inazozifafanua, ambazo ni matini ya Qur’ani ya Tanzil, inavyoonekana huko. Sabīl haikuandika wala kutafsiri kwa lugha nyingine chochote kati yake.

Maandishi kutokaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITilichukuliwa 2026-10-21

Aya 97–99

إِنَّ ٱلَّذِينَ تَوَفَّىٰهُمُ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةُ ظَالِمِىٓ أَنفُسِهِمْ قَالُوا۟ فِيمَ كُنتُمْ ۖ قَالُوا۟ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ قَالُوٓا۟ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةً فَتُهَاجِرُوا۟ فِيهَا ۚ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَأْوَىٰهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَآءَتْ مَصِيرًا 97 إِلَّا ٱلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ ٱلرِّجَالِ وَٱلنِّسَآءِ وَٱلْوِلْدَٰنِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا 98 فَأُو۟لَـٰٓئِكَ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ ۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا 99

إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُواْ فِيمَ كُنتُمْ قَالُواْ كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ قَالْوَاْ أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُواْ فِيهَا فَأُوْلَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءتْ مَصِيرًا ؛ کساني هستند که فرشتگان جانشان را مي ستانند در حالي که بر خويشتن ستم ، کرده بودند از آنها مي پرسند : در چه کاري بوديد ? گويند : ما در روي زمين مردمي بوديم زبون گشته فرشتگان گويند : آيا زمين خدا پهناور نبود که در آن مهاجرت کنيد ? مکان اينان جهنم است و سرانجامشان بد. إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلاَ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً؛ مگر مردان و زنان و کودکان ناتواني که هيچ چاره اي نيابند و به هيچ جا راه نبرند. فَأُوْلَـئِكَ عَسَى اللّهُ أَن يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللّهُ عَفُوًّا غَفُورًا ؛ باشد که خداشان عفو کند که خدا عفو کننده و آمرزنده است.

(97) این وعید شدید برای کسانی است که با وجود توانایی و قدرت، هجرت نکنند تا اینکه بمیرند. پس فرشتگانی که روح آنان را قبض می‌کنند، این‌گونه آنان را به شدت توبیخ می‌نمایند، و به آنها می‌گویند: (﴿فِيمَ كُنتُمۡ﴾) در چه حالی بودید؟ و با چه چیزی خودتان را از مشرکان جدا ساختید؟ چراکه شما انبوه و سیاهی مشرکان را افزودید و چه بسا آنان را کمک نمودید تا بر مسلمین چیره گردند، و خیر فراوان و جهاد در رکاب پیامبر و همراه بودن با مسلمانان و یاری کردن آنها بر ضد دشمنانشان را از دست دادید. (﴿قَالُواۡ كُنَّا مُسۡتَضۡعَفِينَ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) گفتند: ما ضعیف و ناتوان و ستمدیده بودیم، و توانایی هجرت را نداشتیم، و آنها در این گفتارشان راست نمی‌گویند، چون خداوند آنها را سرزنش نموده و تهدید کرده است. و خداوند هیچ‌کس را مکلف نمی‌کند، مگر به اندازۀ توانش. و خداوند ناتوانان و مستضعفان واقعی را استثنا نموده است، بنابراین فرشتگان به آنها می‌گویند: (﴿قَالُوٓاۡ أَلَمۡ تَكُنۡ أَرۡضُ ٱللَّهِ وَٰسِعَةٗ فَتُهَاجِرُواۡ فِيهَا﴾) آیا سرزمین خدا وسیع نبود که در آن هجرت کنید؟ و این استفهام به منظور تقریر و تثبیت است؛ یعنی هرکسی می‌داند و برای هر انسانی ثابت است که زمین خدا وسیع و پهناور است. پس اگر بنده در جایی باشد که نمی‌تواند دینش را اظهار نماید، زمین برای او گسترده و وسیع است و می‌تواند در گوشه‌ای دیگر به عبادت خدا بپردازد. همان‌طور که خداوند متعال فرموده است:﴿يَٰعِبَادِيَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاۡ إِنَّ أَرۡضِي وَٰسِعَةٞ فَإِيَّٰيَ فَٱعۡبُدُونِ﴾ ای بندگان مؤمن من! بی‌گمان زمین من وسیع است، پس فقط مرا بپرستید. خداوند در مورد این دسته از اشخاص که عذری ندارند، می‌فرماید: (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَأۡوَىٰهُمۡ جَهَنَّمُۖ وَسَآءَتۡ مَصِيرًا﴾) پس ایشان جایگاهشان جهنم است و بسیار بد سرانجامی است. و همان‌طور که گذشت، این بیانِ سببی است که موجب سزا می‌گردد، که گاهی مقتضای این سبب در صورتِ وجود شرایط و منتفی شدن موانع آن ترتب پیدا می‌کند، و گاهی مانعی از به وجود آمدن مقتضای سبب جلوگیری می‌نماید. و این آیه بیانگر آن است که هجرت از بزرگ‌ترین واجبات است، و هجرت نکردن، از امور حرام و از بزرگ‌ترین گناهان کبیره می‌باشد. نیز این آیه بیانگر آن است که هرکس وفات کند، رزق و روزی و زمان مرگ و عملی را که برای او مقدر شده است، به طور کامل دریافته است، و این از کلمۀ «تَوَفَّی» استنباط می‌شود؛ زیرا کلمه «تَوَفَّی» بر آن دلالت می‌نماید، چون اگر چیزی از روزی یا عمل یا از اجل و زمان مرگش باقی مانده باشد، او متوفی نخواهد بود و نمی‌میرد. و در این آیه به ایمان آوردن به فرشتگان اشاره شده است، و فرشتگان مورد ستایش قرار گرفته‌اند؛ چون خداوند در این آیه و در قالب موافقت با رفتار و عملکرد فرشتگان، خطاب را از زبان آنان نقل می‌کند.

(98 - 99) سپس خداوند متعال ناتوانان حقیقی، و کسانی که به هیچ صورت توانایی هجرت را ندارند، استثنا کرده و فرموده است: (﴿وَلَا يَهۡتَدُونَ سَبِيلٗا﴾) و چاره‌ای ندارند. پس خداوند درمورد ایشان فرموده: (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَعۡفُوَ عَنۡهُمۡۚ وَكَانَ ٱللَّهُ عَفُوًّا غَفُورٗا﴾) شاید خداوند اینها را عفو کند، و خداوند عفوکننده و بخشنده است. و هرگاه کلمۀ (﴿عَسَى﴾) و امثال آن به‌کار رود، بدان معنی است که انجام آن کار به مقتضای بزرگواری و بخشش خداوند بر او واجب است. و اینکه در خصوص این دسته از اشخاص گفته است:«امید است این دسته از افراد، پاداش و ثوابی را به‌دست آورند»، بدان جهت است که آنان کارشان را به طور کامل و آن گونه که شایسته است، انجام نمی‌دهند، بلکه در انجام آن کوتاهی می‌ورزند، بنابراین مستحق آن پاداش نمی‌گردند. و خدا داناترین است. و آیۀ شریفه نیز بیانگر آن است که هرکس توان انجام دادن کاری را نداشته باشد که به آن مأمور شده است، از قبیل: واجب و غیره، او معذور است، همان‌طور که خداوند در مورد کسانی که از رفتن به جهاد ناتوان‌اند، فرموده است:﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلۡأَعۡمَىٰ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡأَعۡرَجِ حَرَجٞ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرِيضِ حَرَجٞ﴾ بر کور و لنگ و مریض گناهی نیست. و به صورت عام فرموده است:﴿فَٱتَّقُواۡ ٱللَّهَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُمۡ﴾ به اندازه‌ای که می‌توانید، از خدا بترسید. و پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:(إذَا أمَرتُکُم بِأمرٍ فَأتُوا مِنهُ مَااستَطَعتُم)«هرگاه شما را به کاری دستور دادم، به اندازه‌ای که می‌توانید آن را انجام دهید.» اما انسان معذور قرار نمی‌گیرد، مگر اینکه تلاش خود را بکند ولی هیچ راه و چاره‌ای را نیابد؛ زیرا خداوند فرموده است: (﴿لَا يَسۡتَطِيعُونَ حِيلَةٗ﴾) مستضعفانی که هیچ راه چاره‌ای ندارند. و در آیه به این مطلب نیز اشاره شده است که وجود راهنما در حج و عمره و مسافرت‌هایی از این قبیل از شروط «استطاعت» و توانایی است.