At-Tawba
Wannan tafsiri ne da wani harshe ba Larabci ba, kamar yadda yake a Quranic Universal Library (QUL, ta Tarteel), wanda aka ɗauka ta kwafin buɗaɗɗen bayanan QUL da spa5k/tafsir_api ke riƙewa. Bayanan QUL ba su faɗi wanda ya rubuta ko ya fassara shi ba, ko wane bugu da aka buga yake bi, kuma ba su bayyana lasisi ga rubutun ba, saboda haka ba a tabbatar da haƙƙin nuna shi ba. Babu wanda ya kwatanta shi da littafin da aka buga, kuma babu malami da ya duba shi. Kowane sashe yana kusa da ayoyin da yake bayani a kansu, waɗanda rubutun Alƙur’ani ne na Tanzil, kamar yadda yake a can. Sabīl bai rubuta ko ɗaya daga cikinsa ba, kuma bai fassara shi ba.
Rubutu dagaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITan ɗauka 2026-10-21
إِنَّمَا ٱلصَّدَقَـٰتُ لِلْفُقَرَآءِ وَٱلْمَسَـٰكِينِ وَٱلْعَـٰمِلِينَ عَلَيْهَا وَٱلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِى ٱلرِّقَابِ وَٱلْغَـٰرِمِينَ وَفِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِ ۖ فَرِيضَةً مِّنَ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ 60
إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ؛ صدقات براي فقيران است و مسکينان و کارگزاران جمع آوري آن و نيز براي ، به دست آوردن دل مخالفان و آزاد کردن بندگان و قرضداران و انفاق در راه خدا و مسافران نيازمند و آن فريضه اي است از جانب خدا و خدا دانا وحکيم است.
(60) منظور از «صدقات» در این آیه، زکاتهای واجب است؛ به دلیل اینکه صدقات مستحب، به هرکس تعلق میگیرد و ویژۀ فرد خاصی نیست. پس فرمود: زکاتها مخصوص این دسته از افراد مذکور میباشد نه کسان دیگر؛ چون خداوند پرداخت زکات را فقط به این افراد اختصاص داده است، و آنها هشت گروه هستند: اول و دوم، فقرا و مساکین هستند، و آنها در اینجا دو گروه متفاوت میباشند، فقیر از مسکین نیازمندتر است؛ چون خداوند با آن آغاز نمود، و ابتدا به آنچه که «مهمتر» است، میپردازد سپس به «مهم». پس فقیر کسی است که هیچ چیزی ندارد، یا اینکه قادر به تأمین کمتر از نصف نیازهایش است. و مسکین کسی است که میتواند نصف نیازهایش یا بیشتر از آن را برآورده سازد، و نمیتواند تمام آنها را بر آورده کند؛ چون اگر او تمام نیازهایش را برآورده نماید، ثروتمند محسوب میگردد. پس به اینها مقداری از زکات داده میشود که بهوسیلۀ آن، فقر و تنگدستی آنان رفع گردد. گروه سوم، کارگزاران زکات میباشند. آنها کسانی هستند که به جمع آوری زکات و امور مربوط به آن میپردازند؛ برخی نگهبان آن بوده، و برخی آن را از صاحبانش میگیرند، یا حفاظت و نگهبانی آن را بر عهده دارند، و یا حامل زکات، یا نویسندۀ آن هستند، و یا کارهایی ازاین قبیلرا انجام میدهند؛ پس به خاطر کاری که انجام میدهند، بخشی از زکات به آنان داده میشود؛ وآنچه به آنان داده میشود، مزد کارشان است. گروه چهارم، دلجوییشوندگان میباشند. و دلجوییشونده، رئیس و سرداری است که قومش از او اطاعت میکنند و امید است اسلام بیاورد. و یا اینکه به منظور مصون ماندن از شر او، به وی زکات داده میشود، و یا با دادن زکات امید میرود که ایمانش قوی گردد، یا فردی مانند او اسلام بیاورد، و یا اینکه زکات را از کسی که آن را نمیدهد، میگیرد، پس چیزی به او داده میشود که سبب جلب محبتش گردد یا مصلحتی به وسیلۀ آن محقق شود. گروه پنجم، بردگان میباشند، آنها بردگانِ مکاتبی هستند که خویشتن را از صاحبان خود خریداری کرده، و برای بهدست آوردن بهای آزادی خویش، تلاش مینمایند. پس برای این امر از زکات به آنان کمک میشود. و آزاد کردن مسلمانی که در زندان کافران است، در این داخل است، بلکه آزاد کردنش اولویت دارد. نیز جایز است که بردهها به طور مستقل با اموال زکات آزاد شوند؛ چون این در (﴿وَفِي ٱلرِّقَابِ﴾) داخل است. گروه ششم، بدهکاران میباشند. آنها دو دسته هستند: اول، کسی که به خاطر صلح و آشتی دادنِ بین مردم بدهکار شده است، به این صورت که میان دو گروه مردم، شر و فتنهای باشد و مردی برای صلح آوردن و آشتی دادن آنها اقدام نموده، و با پرداختن مال به یکی از دو گروه یا به همه، میانشان صلح برقرار نماید. پس برای چنین کسی بهرهای از زکات قرار داده میشود که فعالیتش را بیشتر نماید، و تصمیم و ارادهاش را تقویت گرداند. پس به چنین کسی حتی اگر توانگر هم باشد، از زکات داده میشود. دوم، کسی که برای رفع نیازهای خویش وام گرفته، سپس تنگدست و نادار شده است، به چنین کسی به اندازه ای از زکات داده میشود که وامش را به طور کامل بدهد. گروه هفتم، جنگجویان راه خدا. و آنان جنگجویان داوطلبی هستند که حقوقی نمیگیرند، پس به آنان از زکات داده میشود، تا بتوانند پول و اسلحه یا وسیلۀ سواری یا نفقه و مخارج خود و خانواده را تامین نمایند، و به طور کامل به جهاد بپردازند و اطمینان خاطر داشته باشند. بسیاری از فقها گفتهاند: اگر فردی توانایی کسب و کار داشته باشد ولی به طلب علم بپردازد، از زکات به او داده میشود؛ چون علم، در جهاد کردن راه خدا داخل است. نیز گفتهاند: جایز است از مال زکات به فرد فقیری داده شود که میخواهد حج فرضرا انجام دهد، [واین جای تأمل است]. گروه هشتم، مسافرِ در راه مانده میباشد؛ و او کسی است که در شهری دیگر مانده است. پس به اندازهای زکات به او داده میشود که وی را به شهرش برساند. پس زکات تنها به این هشت گروه داده میشود. (﴿فَرِيضَةٗ مِّنَ ٱللَّهِ﴾) [این] فریضهای است از جانب خدا که آن را معین و مقدر نموده است، و تابع علم و حکمت اوست، (﴿وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٞ﴾) و خداوند دانا و با حکمت است. بدان که این هشت گروه در دو دسته جای میگیرند: اول: کسی که به زکات نیاز دارد، یا به خاطر اینکه به او فایدهای برسد، زکات به وی داده میشود؛ مانند فقیر و مسکین و امثالشان. دوم: کسی که مورد نیاز اسلام است و به وسیلۀ او اسلام بهرهمند میگردد، زکات به او داده میشود، پس خداوند این سهمیه را در اموال ثروتمندان به خاطر برطرف کردن نیازهای خاص و عام و کلی اسلام و مسلمین واجب گردانده است. اگر ثروتمندان زکات اموالشان را به صورت شرعی بپردازند، فقیری در جامعۀ اسلامی باقی نمیماند، و اموالی به دست میآید که به وسیلۀ آن کاستیها برطرف میشود، و مجاهدان جهاد مینمایند، و همۀ مصالح دینی جامعۀ اسلامی تأمین میگردد.