As-Saff
Wannan tafsiri ne da wani harshe ba Larabci ba, kamar yadda yake a Quranic Universal Library (QUL, ta Tarteel), wanda aka ɗauka ta kwafin buɗaɗɗen bayanan QUL da spa5k/tafsir_api ke riƙewa. Bayanan QUL ba su faɗi wanda ya rubuta ko ya fassara shi ba, ko wane bugu da aka buga yake bi, kuma ba su bayyana lasisi ga rubutun ba, saboda haka ba a tabbatar da haƙƙin nuna shi ba. Babu wanda ya kwatanta shi da littafin da aka buga, kuma babu malami da ya duba shi. Kowane sashe yana kusa da ayoyin da yake bayani a kansu, waɗanda rubutun Alƙur’ani ne na Tanzil, kamar yadda yake a can. Sabīl bai rubuta ko ɗaya daga cikinsa ba, kuma bai fassara shi ba.
Rubutu dagaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITan ɗauka 2026-10-21
وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِۦ يَـٰقَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِى وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّى رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيْكُمْ ۖ فَلَمَّا زَاغُوٓا۟ أَزَاغَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمْ ۚ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْفَـٰسِقِينَ 5
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَقَد تَّعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ و موسي به قوم خود گفت : اي قوم من ، چرا مرا مي آزاريد ، حال آنکه مي دانيد که من پيامبر خدا بر شما هستم ? چون از حق رويگردان شدند خدا نيز دلهاشان را از حق بگردانيد و خدا مردم نافرمان را هدايت نمي کند.
(5) (﴿وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوۡمِهِۦ﴾) و هنگامی که موسی آنها را به خاطر عملکردشان و به خاطر اینکه او را آزار میدادند، در حالی که میدانستد او پیامبر خداست سرزنش کرد و گفت: (﴿لِمَ تُؤۡذُونَنِي وَقَد تَّعۡلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيۡكُمۡ﴾) چرا با گفتهها و کارهایتان مرا آزار میدهید، حال آنکه میدانید من فرستادۀ خدا به سوی شما هستم؟! و پیامبر باید مورد بزرگداشت و احترام باشد، و باید از دستورات او اطاعت شود، و هر فرمانی که میدهد بیدرنگ اجرا گردد. آزار دادن پیامبران ـ که احسان آنان نسبت به مردم بعد از احسان خداوند بالاترین احسان است ـ نهایت جسارت و زشتی است، و انحراف از صراط مستقیم است. آنها صراط مستقیم را شناختند امّا آن را رها کردند. بنابراین فرمود: (﴿فَلَمَّا زَاغُوٓاۡ أَزَاغَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمۡ﴾) وقتی عملاً از حقّ رویگردان شدند؛ خداوند دلهایشان را به کیفر این رویگردانی که برای خود انتخاب کرده و به آن خشنود بودند، منحرف ساخت؛ و به آنها توفیق هدایت و راهیابی نداد؛ چون آنان شایستۀ خیر نبودند و فقط سزاوار شرّ بودند. (﴿وَٱللَّهُ لَا يَهۡدِي ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡفَٰسِقِينَ﴾) و خداوند گروه بدکاران را هدایت نمیکند؛ یعنی کسانی را هدایت نمیکند که کار بد تبدیل به صفت همیشگی آنان شده است و قصدی برای هدایت شدن ندارند. این آیۀ کریمه این مطلب را میرساند که گمراه شدن بندگان، ظلمی از جانب خدا نیست؛ و بندگان نمیتوانند دلیل بیاورند که خدا ما را گمراه ساخته است، بلکه به سبب خودشان خداوند آنها را گمراه میسازد، چون آنها کسانی هستند که دروازۀ هدایت را پس از آنکه آن را شناختهاند، به روی خود بستهاند؛ و به سزای این عمل، خداوند آنها را گمراه و منحرف میسازد و دلهایشان را دگرگون میکند. و این عدالت الهی است همانطور که میفرماید:﴿وَنُقَلِّبُ أَفِۡٔدَتَهُمۡ وَأَبۡصَٰرَهُمۡ كَمَا لَمۡ يُؤۡمِنُواۡ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٖ وَنَذَرُهُمۡ فِي طُغۡيَٰنِهِمۡ يَعۡمَهُونَ﴾ و دلها و چشمهایشان را دگرگون میسازیم، همانگونه که نخستین بار به [وحی و حق] ایمان نیاوردند، و آنان را در سرکشیشان -در حالی که سرگردان هستند- رها میکنیم.