An-Nahl
Wannan tafsiri ne da wani harshe ba Larabci ba, kamar yadda yake a Quranic Universal Library (QUL, ta Tarteel), wanda aka ɗauka ta kwafin buɗaɗɗen bayanan QUL da spa5k/tafsir_api ke riƙewa. Bayanan QUL ba su faɗi wanda ya rubuta ko ya fassara shi ba, ko wane bugu da aka buga yake bi, kuma ba su bayyana lasisi ga rubutun ba, saboda haka ba a tabbatar da haƙƙin nuna shi ba. Babu wanda ya kwatanta shi da littafin da aka buga, kuma babu malami da ya duba shi. Kowane sashe yana kusa da ayoyin da yake bayani a kansu, waɗanda rubutun Alƙur’ani ne na Tanzil, kamar yadda yake a can. Sabīl bai rubuta ko ɗaya daga cikinsa ba, kuma bai fassara shi ba.
Rubutu dagaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITan ɗauka 2026-10-21
وَقَالَ ٱلَّذِينَ أَشْرَكُوا۟ لَوْ شَآءَ ٱللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِۦ مِن شَىْءٍ نَّحْنُ وَلَآ ءَابَآؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن دُونِهِۦ مِن شَىْءٍ ۚ كَذَٰلِكَ فَعَلَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ فَهَلْ عَلَى ٱلرُّسُلِ إِلَّا ٱلْبَلَـٰغُ ٱلْمُبِينُ 35
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ و مشرکان گفتند: «اگر خدا مي خواست نه ما و نه پدران ما به جاي او هيچ چيزي را نمي پرستيديم، و چيزي را بدون فرمان او حرام نمي کرديم، کساني هم که پيش از ايشان بودند اين چنين مي کردند مگر بر پيامبران وظيفه اي جز تبليغ و رساندن آشکار است؟»
(35) مشرکان، شرک خود را توجیه کرده و گفتند: اگر خواست خدا نبود، آنها شرک نمیورزیدند؛ و هیچ چیزی را، از چهارپایانی که خداوند حلال نموده، حرام نمیشمردند، مانند «بحیره» و «حام» و «وصیله» و امثال آن. واین، دلیل باطلی است؛ زیرا اگر این دلیل درست بود، خداوند کسانی را که پیش از ایشان بودهاند، مجازات نمیکرد؛ زیرا پیشینیان وقتی که شرک ورزیدند، خداوند آنها را به شدت مجازات نمود. و اگر خداوند این کار آنها را میپسندید، هرگز آنان را عذاب نمیداد. و مشرکان از این سخن، هدفی جز رد کردن حقی که پیامبران آوردهاند، ندارند. وگرنه آنها میدانند که هیچ دلیلی برای شرک ورزیدنشان ندارند؛ زیرا خداوند آنان را امر و نهی نموده، و به آنها توانایی انجام چیزی را داده است که بدان مکلف شدهاند؛ و کارهایشان، از توانایی و خواستشان سرچشمه میگیرد. پس متوسل شدن به تقدیر و قضای الهی، از پوچترین دلایل است. و همه میدانند که انسان، توانایی انجام هر کاری را دارد؛ و هرچه که بخواهد، انجام میدهد. و این قضیه، جای هیچ نزاع و جدلی نیست. پس مشرکان، هم خدا و هم پیامبرانشان را تکذیب کردند، و هم امور عقلی و حسی را. (﴿فَهَلۡ عَلَى ٱلرُّسُلِ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ﴾) پس آیا پیامبران، وظیفهای جز تبلیغ روشن و آشکار که به دلها میرسد و برای هیچ کس دلیلی باقی نمیگذارد، دارند؟ پس وقتی پیامبران امر و نهی پروردگارشان را به آنان رساندند، اما آنها برای مشرک شدن خود، تقدیر خدا را بهانه کردند، وظیفۀ پیامبران انجام شده، و مسئولیت دیگری ندارند، و حساب مشرکان با خداست.