پرش به محتوا
احادیث با شرح

نفاق

۱۰ حدیث

سنگين‌ترين نماز براى منافقان نماز عشاء و نماز صبح است؛ و اگر مى‌دانستند در این دو [نماز چه پاداشى] هست، حتی سینه‌خیز هم شده براى ادای آنها به مسجد مى‌آمدند

عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «‌إِنَّ ‌أَثْقَلَ صَلَاةٍ عَلَى الْمُنَافِقِينَ صَلَاةُ الْعِشَاءِ وَصَلَاةُ الْفَجْرِ، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِيهِمَا لَأَتَوْهُمَا وَلَوْ حَبْوًا، وَلَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ آمُرَ بِالصَّلَاةِ فَتُقَامَ، ثُمَّ آمُرَ رَجُلًا فَيُصَلِّيَ بِالنَّاسِ، ثُمَّ أَنْطَلِقَ مَعِي بِرِجَالٍ مَعَهُمْ حُزَمٌ مِنْ حَطَبٍ إِلَى قَوْمٍ لَا يَشْهَدُونَ الصَّلَاةَ، فَأُحَرِّقَ عَلَيْهِمْ بُيُوتَهُمْ بِالنَّارِ».
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «‌إِنَّ ‌أَثْقَلَ صَلَاةٍ عَلَى الْمُنَافِقِينَ صَلَاةُ الْعِشَاءِ وَصَلَاةُ الْفَجْرِ، وَلَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِيهِمَا لَأَتَوْهُمَا وَلَوْ حَبْوًا، وَلَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ آمُرَ بِالصَّلَاةِ فَتُقَامَ، ثُمَّ آمُرَ رَجُلًا فَيُصَلِّيَ بِالنَّاسِ، ثُمَّ أَنْطَلِقَ مَعِي بِرِجَالٍ مَعَهُمْ حُزَمٌ مِنْ حَطَبٍ إِلَى قَوْمٍ لَا يَشْهَدُونَ الصَّلَاةَ، فَأُحَرِّقَ عَلَيْهِمْ بُيُوتَهُمْ بِالنَّارِ»: «سنگين‌ترين نماز براى منافقان نماز عشاء و نماز صبح است؛ و اگر مى‌دانستند در این دو [نماز چه پاداشى] هست، حتی سینه‌خیز هم شده براى ادای آنها به مسجد مى‌آمدند؛ و جدا تصمیم گرفتم كه امر كنم تا نماز برپا شود، سپس به يكى از مردان امر كنم براى مردم نماز بخواند، آنگاه همراه با مردانى كه بسته‌هايى از هيزم به همراه دارند، به سوى کسانی بروم كه براى نماز جماعت حاضر نمى‌شوند، تا خانه‌های‌شان را با آتش بر آنان بسوزانم».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ درباره‌ی منافقان و تنبلی آنان از حضور در نماز به ویژه نماز عشا و صبح خبر می‌دهد؛ و اینکه اگر میزان اجر و ثوابی را می‌دانستند که حضور در این نمازها همراه با جماعت مسلمانان دارد، حتی مانند کودکان سینه‌خیز بر دست و زانو در این نمازها حاضر می‌شدند. و پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ تصمیم گرفتند که امر کنند تا نماز برپا شود و مردی را به عنوان پیش‌نماز به جای خود بگذارند و سپس خود به همراه کسانی با دسته‌هایی از هیزم به سوی مردانی برود که در نماز جماعت حاضر نمی‌شوند و خانه‌های‌شان را با آتش بر آنان بسوزانند؛ و این به سبب شدت گناهی بود که مرتکب می‌شدند، اما چنین نکردند چون در این خانه‌ها زنان و کودکان بی‌گناه و دیگر کسانی هستند که عذر دارند و گناهی ندارند.

فواید
  1. خطر شرکت نکردن در نماز جماعت و حضور نیافتن در مسجد.
  2. منافقان در انجام عبادت‌های‌شان هدفی جز رياكارى و شهرت نداشتند؛ زیرا آنان براى نماز نمى‌آيند مگر هنگامى كه مردم آنان را ببينند.
  3. بزرگى ثواب ادای نمازهاى عشاء و صبح همراه با جماعت؛ و اينكه آنها سزاوارتر به ادا كردن با جماعت هستند، هرچند شرکت نمودند در آنها با خزيدن به سوى مسجد باشد.
  4. محافظت بر نمازهای عشا و صبح، باعث در امان ماندن از نفاق است و شرکت نکردن در این دو نماز از صفات منافقان است.
مرجع

صحيح مسلم (1/ 451) (651). صحيح البخاري (1/ 132) (657). الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري (1/ 88). تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام (ص107). تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام، لابن عثيمين (1/ 136).

این حدیث در HadeethEnc.com

همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم به سفری رفتيم که مردم سختی های فراوانی در آن ديدند.

عن زيد بن أَرْقَم رضي الله عنه قال: خَرَجْنَا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم في سَفَر أَصَاب الناس فيه شِدَّة، فقال عبد الله بن أُبَيٍّ: لاَ تُنْفِقُوا على من عِندَ رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى يَنْفَضُّوا، وقال: لَئِنْ رَجَعْنَا إلى المدينة لَيُخْرِجَنَّ الأَعَزُّ منها الأَذَلَّ، فَأَتَيْتُ رسول الله صلى الله عليه وسلم فَأَخْبَرْتُه بذلك، فأَرْسَل إلى عبد الله بن أُبي، فاجْتَهَدَ يَمِينَه: ما فعل، فقالوا: كَذَب زَيْدٌ رسول الله صلى الله عليه وسلم فَوَقَعَ في نَفْسِي ممَّا قَاَلُوه شِدَّة حتَّى أَنْزَل الله تعالى تَصْدِيقِي: (إذا جاءك المنافقون) ثم دعاهُم النبي صلى الله عليه وسلم لِيَسْتَغْفِرَ لهم فَلَوَّوْا رُؤُوسَهُم.
از زيد بن ارقم رضی الله عنه روایت است که می گويد: همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم به سفری رفتيم که مردم سختی های فراوانی در آن ديدند. عبدالله بن اُبَی گفت: به آنان که نزد رسول الله هستند، انفاق نکنيد تا پراکنده شوند. و علاوه بر آن گفت: اگر به مدينه بازگرديم، اشراف و عزتمندان، ذليلان و فرومايگان را بيرون می کنند. لذا نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمدم و اين مساله را به اطلاع ايشان رساندم که رسول الله صلى الله عليه وسلم به دنبال عبدالله بن ابی فرستاد. عبدالله بن ابی با تأکيد فراوان سوگند ياد کرد که چنين نگفته است. تا جايی که ديگران گفتند: زيد به رسول الله صلى الله عليه وسلم دروغ گفته است. [زید می گوید:] اين سخن مرا سخت آشفته و غمگين کرد تا اينکه الله متعال در تصديق من «إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ» [يعنی سوره ی «منافقون»] را نازل کرد. سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم آنان را به حضور خواست تا برای شان درخواست آمرزش کند؛ ولی آنان نپذيرفتند و - متکبرانه - روی گرداندند.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

زید بن ارقم رضی الله عنه ذکر می کند که ایشان به همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم در سفری بود که مومنان و منافقان در آن شرکت داشتند و چون مردم از توشه ی اندکی برخوردار بودند، دچار سختی های فراوانی شدند؛ در این شرایط عبدالله بن ابی بن سلول - رئیس و رهبر جبهه ی کفر و نفاق - گفت: «لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنفَضُّوا» [منافقون: 7] «به کسانی که نزد رسول الله هستند [چیزی] انفاق نکنید تا [از گِرد او] پراکنده شوند». یعنی چیزی به آنها انفاق نکنید تا گرسنه شوند و پراکنده گردند و رسول الله صلی الله علیه وسلم را ترک کنند. و همچنین گفت: «لَئِن رَّجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ»: [منافقون: 8] « اگر به مدینه بازگردیم، یقیناً صاحبان عزت، فرومایگان را از آنجا بیرون می کنند». و منظورش از صاحبان عزت، خودش و همراهانش بود و مقصودش از فرومایگان رسول الله صلی الله علیه وسلم؛ وقتی عبدالله بن ابی این سخنان را گفت، زید بن ارقم رضی الله عنه آنها را شنید، پس نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و ایشان را در جریان گذاشت که عبدالله بن ابی چنین و چنان گفته و در مورد او هشدار داد. این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم به دنبال عبدالله بن ابی فرستاد و در این مورد از وی تحقیق نمود؛ اما او سوگندها خورد که چنین نگفته است؛ و این روش و عادت منافقان بود که به دروغ قسم می خوردند. به هر حال قسم خورد که چنین چیزی نبوده است؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم ظاهر آنها را می پذیرفت و باطن شان را به الله واگذار می کرد؛ زمانی که این خبر به زید بن ارقم رسید، برایش گران تمام شد چون عبدالله بن ابی با تاکید فراوان در انکار خبر زید نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم سوگند یاد کرده بود؛ تا جایی که دیگران گفتند: زید بن ارقم خبر دروغی را به رسول الله صلی الله علیه وسلم انتقال داده است. وضعیت به همین صورت بود و زید بن ارقم در تنگنا قرار گرفته بود تا اینکه الله متعال سوره ی منافقون را در تصدیق او نازل کرد. پس از آن بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم منافقان و در راس آنها عبدالله بن ابی را فراخواند تا به خاطر آنچه گفته بودند، برای آنها طلب مغفرت کند، اما آنها متکبرانه و جهت تحقیر رسول الله صلی الله علیه وسلم از اینکه برای آنها نزد الله طلب مغفرت کند، روی برگرداندند.

مرجع

بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415ه. كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ. رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428 هـ. رياض الصالحين، ط4، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، 1428هـ. صحيح البخاري، ط1، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت. دار البيان، دمشق، مكتبة المؤيد، الطائف ، ط 1410 هـ. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ. شرح رياض الصالحين للشيخ ابن عثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض، 1426هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

گمان نمی کنم فلانی و فلانی از دين ما چيزی بدانند.

عن عائشة رضي الله عنها قالت: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «ما أُظُن فُلَانا وفُلَانا يَعْرِفَان من دِيِننَا شَيْئَا». قال اللَّيث بن سعد أحد رُواة هذا الحديث: هذان الرجلان كانا من المنافقين.
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَا أظُنُّ فُلاناً وفُلاناً يَعْرِفانِ مِنْ دِينِنَا شَيْئاً»: «گمان نمی کنم فلانی و فلانی از دين ما چيزی بدانند». ليث بن سعد، يکی از راويان اين حديث می گويد: اين دو مرد از منافقان بودند.
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

ام المومنین عایشه رضی الله عنها روایت می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم به ایشان در مورد دو مردی خبر داده که چیزی از دین اسلام نمی دانند چون اظهار اسلام می کنند و کفر را در باطن پنهان کرده اند. و اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم در غیبت آنها از آنان سخن گفته، از مصادیق غیبتی نیست که از آن نهی شده است؛ بلکه از اموری است که لازم به یادآوری می باشند؛ تا اینکه دیگران ندانسته فریب ظاهر آنها را نخورند. و اینکه می فرماید: «مَا أظُنُّ» "الظن" در اینجا به معنای یقین است. چون رسول الله صلی الله علیه وسلم منافقان را می شناخت و الله متعال در سوره ی براءة، منافقان را به ایشان معرفی کرده بود. ابن عباس رضی الله عنهما می گوید: ما سوره ی براءة را «الفاضحة» به معنای رسوا کننده نامیده بودیم. ابن عباس رضی الله عنهما می گوید: اين سوره همچنان نازل می شد و یکی یکی صفات منافقان را ذکر می کرد.

مرجع

بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415ه. رياض الصالحين، للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428هـ. رياض الصالحين، ط4، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، 1428هـ. صحيح البخاري، ط1، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ. شرح صحيح البخاري، لابن بطال، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ط2، مكتبة الرشد - السعودية، الرياض، 1423هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

هنگامی که آيه ی صدقه نازل شد، ما بر دوش خود بار می کشيديم و مُزد آن را صدقه می داديم. مردی آمد و مال زيادی صدقه داد؛ منافقان گفتند: رياکار است. شخصِ ديگری آمد و يک صاع (يک پيمانه خرما) صدقه داد. گفتند: الله از صدقه ی اندک اين مرد بی نياز است. آنگاه اين آيه نازل شد: «الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ»: «[منافقان] كسانى [هستند] كه از مؤمنانى عیبجویی می کنند كه به خواستِ خویش صدقات [بسیار] می دهند».

عن أبي مسعود عقبة بن عمرو الأنصاري البدري رضي الله عنه قال: لما نزلت آية الصدقة كنَّا نُحَامِلُ على ظُهُورِنَا، فجاء رجل فتصدق بشيء كثير، فقالوا: مُراءٍ، وجاء رجل آخر فتصدق بصاع، فقالوا: إن الله لَغَنيٌّ عن صاع هذا!؛ فنزلت: (الذين يلمزون المطوعين من المؤمنين في الصدقات والذين لا يجدون إلا جهدهم).
از ابومسعود عقبة بن عمرو انصاری بدری رضی الله عنه روایت است که می گويد: هنگامی که آيه ی صدقه نازل شد، ما بر دوش خود بار می کشيديم و مُزد آن را صدقه می داديم. مردی آمد و مال زيادی صدقه داد؛ منافقان گفتند: رياکار است. شخصِ ديگری آمد و يک صاع (يک پيمانه خرما) صدقه داد. گفتند: الله از صدقه ی اندک اين مرد بی نياز است. آنگاه اين آيه نازل شد: «الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ»: «[منافقان] كسانى [هستند] كه از مؤمنانى عیبجویی می کنند كه به خواستِ خویش صدقات [بسیار] می دهند و [همچنین فقرا و] افرادی را كه بیش از توان مالی خویش چیزی [برای صدقه] نمی یابند مسخره می کنند».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

ابومسعود رضی الله عنه می گوید: زمانی که آیه ی صدقه نازل شد؛ مراد آیه ای است که در آن به صدقه دادن تشویق شده است؛ حافظ می گوید: گویا به این آیه اشاره می کند: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا»: «از اموال آنان صدقه بگیر تا به این بوسیله، آنان را [از گناه] پاک گردانی و درجات شان را بالا ببری». با نزول این آیه، صحابه رضی الله عنهم به رقابت در صدقه دادن به رسول الله صلی الله علیه وسلم روی آوردند؛ و هریک آنچه در توان داشت به ایشان صدقه می داد. در این میان مردی با صدقه ی زیاد آمد و مردی هم با صدقه ی اندکی در حد وسع خود حاضر شد؛ منافقان با دیدن مردی که صدقه ی زیادی آورد گفتند: این فرد ریاکار است و قصد وی جلب رضایت الله نیست. و چون مردی آمد که صدقه ی اندکی داشت، گفتند: الله از آن بی نیاز است. و چون مردی با یک پیمانه خرما آمد، گفتند: الله از این یک پیمانه تو بی نیاز است. لذا الله متعال این آیه را نازل کرد: «الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ»: «[منافقان] كسانى [هستند] كه از مؤمنانى عیبجویی می کنند كه به خواستِ خویش صدقات [بسیار] می دهند و [همچنین فقرا و] افرادی را كه بیش از توان مالی خویش چیزی [برای صدقه] نمی یابند مسخره می کنند». یعنی همه ی اینها را مسخره می کنند. «فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»: «الله آنان را به تمسخر می گیرد و برای شان عذابى دردناک [در پیش] خواهد بود». پناه بر الله.

مرجع

تطريز رياض الصالحين، فيصل بن عبد العزيز المبارك، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى 1423هـ، 2002م. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين، مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة: الرابعة عشر 1407هـ، 1987م. شرح رياض الصالحين، محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ. صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ. صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

ما هنگامی که نزد حاکمان خويش هستيم، سخنانی بر زبان می رانيم بر خلاف سخنانی که در غيابِ آنها می گوييم. عبدالله رضی الله عنه فرمود: «ما در دوران رسول الله صلى الله عليه وسلم اين را نفاق می دانستيم».

عن محمد بن زيد: أن نَاسًا قالوا لجده عبد الله بن عمر رضي الله عنهما : إنا ندخل على سَلاطِينِنَا فنقول لهم بخلاف ما نتكلم إذا خرجنا من عندهم، قال: كنا نَعُدُّ هذا نفاقا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم .
از محمد بن زید روایت است که می گوید: عده ای از مردم به جدّش عبدالله بن عمر رضی الله عنهما گفتند: ما هنگامی که نزد حاکمان خويش هستيم، سخنانی بر زبان می رانيم بر خلاف سخنانی که در غيابِ آنها می گوييم. عبدالله رضی الله عنه فرمود: «ما در دوران رسول الله صلى الله عليه وسلم اين را نفاق می دانستيم».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: عده ای نزد وی آمده و گفتند: ما نزد حاکمان مان می رویم و به آنها چیزهایی می گوییم بر خلاف آنچه در غيابِ شان می گوييم؛ بنابراین ابن عمر رضی الله عنهما می گوید: ما در عهد رسول الله صلی الله علیه وسلم این رفتار را از مصادیق نفاق می دانستیم؛ چون سخن گفته و دروغ می گویند و در نصیحت و خیرخواهی خیانت می کنند؛ بنابراین بر کسانی که نزد حاکمان و وزیران و پادشاهان و رئیسان می روند، واجب است مطابقِ واقعیت سخن بگویند.

مرجع

رياض الصالحين للنووي، تحقيق: ماهر الفحل، دار ابن كثير، دمشق، ط1، 2007م. صحيح البخاري، بترقيم محمد فؤاد عبد الباقي. نزهة المتقين شرح رياض الصاحين، شرح الدكتور مصطفى الخن وآخرين، مؤسسة الرسالة، ط 1. 1987م. تطريز رياض الصالحين، لفيصل بن عبد العزيز آل مبارك، تحقيق: عبد العزيز آل حمد، دار العاصمة، ط1، الرياض، 2002م. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لابن علان، دار الكتاب العربي، بيروت. شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين، مؤسسة ابن عثيمين الخيرية، مدار الوطن للنشر، الرياض، ط1426هـ. كنوز رياض الصالحين، المجلس العلمي كنوز دار إشبيليا، الرياض، ط1، 2009م.

این حدیث در HadeethEnc.com

(روز قيامت) پروردگار ما ساقش را برهنه می کند و همه مردان و زنان مؤمن برايش سجده می كنند. و کسانی باقی می مانند (و به سجده نمی روند) كه در دنيا به قصد ريا و شهرت سجده می كردند، اینها می خواهند سجده كنند اما پشت شان مانند يک سينی (سخت) می شود.

عن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه مرفوعاً: «يكشِف ربُّنا عن ساقِه، فيسجدُ له كلُّ مؤمنٍ ومؤمنةٍ، فيبقى كلُّ مَن كان يسجدُ في الدنيا رياءً وسُمْعةً، فيذهبُ ليسجدَ، فيعودَ ظهرُه طبقًا واحدًا».
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يَكْشِفُ رَبُّنَا عَنْ سَاقِهِ، فَيَسْجُدُ لَهُ كُلُّ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ، فَيَبْقَى كُلُّ مَنْ كَانَ يَسْجُدُ فِي الدُّنْيَا رِيَاءً وَسُمْعَةً، فَيَذْهَبُ لِيَسْجُدَ فَيَعُودُ ظَهْرُهُ طَبَقًا وَاحِدًا»: «(روز قيامت) پروردگار ما ساقش را برهنه می نمايد و همه مردان و زنان مؤمن، برايش سجده می كنند. و کسانی باقی می مانند (و به سجده نمی روند) كه در دنيا به قصد ريا و شهرت سجده می كردند، اینها می خواهند سجده كنند اما پشت شان مانند يک سينی (سخت) می شود».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

الله متعال در قیامت از ساق کریم خویش پرده بر می دارد و تمام مردان و زنان مؤمن سر به سجده می برند، اما منافقانی که در دنیا برای چشم مردم سجده می کردند، از سجده کردن محروم می شوند و کمرهای آنها همچون سینی سختی می شود و نمی توانند آن را خم نموده و سجده کنند، چون درواقع آنها در دنیا برای الله سجده نمی کردند، بلکه برای اهداف و اغراض دنیوی سجده می کردند. و جایز نیست کلمه ی ساق را به شدت یا سختی یا چیز دیگری تأویل نمود، بلکه واجب است آن را بدون تعیین کیفیت و چگونگی، تشبیه و بدون تحریف و تعطیل، به عنوان صفت الله متعال اثبات نمود.

مرجع

صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422ه. عمدة القاري شرح صحيح البخاري، لمحمود بن أحمد بن موسى الحنفى بدر الدين العينى، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، لعلي بن سلطان الملا الهروي القاري، الناشر: دار الفكر، بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2002م. شرح كتاب التوحيد من صحيح البخاري، لعبد الله بن محمد الغنيمان، الناشر: مكتبة الدار، المدينة المنورة، الطبعة: الأولى، 1405 هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

بیشتر منافقین امت مرا قاریان آن تشکیل می دهند.

عن عبد الله بن عمرو بن العاصي رضي الله عنهما قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: «إنَّ أكثرَ مُنافِقي أُمَّتي قُرَّاؤها».
از عبدالله بن عمرو بن عاص رضی الله عنهما روایت است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند: «إنَّ أكثرَ مُنافِقي أُمَّتي قُرَّاؤها»: «بیشتر منافقین امت مرا قاریان آن تشکیل می دهند».
به روایت احمددرجهصحیح است
شرح

این حدیث به نکوهش آن دسته از قاریان قرآن می پردازد که قرآن را تاویل و تفسیر نادرست می کنند و آن را در جای خود به کار نمی برند؛ یا قرآن را از روی تقیه حفظ می کنند تا تهمت را از خود دور نمایند و بدان عمل نکرده و بلکه خلاف آن را معتقد هستند. اینها بیشترین منافقین این امت را تشکیل می دهند. همچنین در معنای این حدیث گفته شده: در این حدیث نفاق عملی منظور است نه نفاق اعتقادی؛ زیرا منافق ایمانش به الله را اظهار می نماید و کفر را در باطن پنهان می دارد تا اینگونه خون و مالش در امان باشد؛ و آن قاری که با عملش آخرت خواهی را نشان دهد، اما در باطن به دنبال مدح و ستایش مردم و دنیا باشد، نیز چنین است؛ این دو در مخالفت باطن با ظاهرشان یکسان هستند.

مرجع

- مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقيق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2001م. - فيض القدير شرح الجامع الصغير، للمناوي، المكتبة التجارية الكبرى – مصر، الطبعة: الأولى. - سلسلة الأحاديث الصحيحة وشيء من فقهها وفوائدها، تأليف محمد ناصر الدين الألباني، الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض، الطبعة: الأولى، لمكتبة المعارف. - التيسير بشرح الجامع الصغير, زين الدين محمد المدعو بعبد الرؤوف بن تاج العارفين بن علي بن زين العابدين الحدادي ثم المناوي, مكتبة الإمام الشافعي – الرياض, الطبعة: الثالثة، 1408هـ - 1988م. - الفتح الرباني لترتيب مسند الإمام أحمد بن حنبل الشيباني ومعه بلوغ الأماني من أسرار الفتح الرباني, أحمد بن عبد الرحمن بن محمد البنا الساعاتي, دار إحياء التراث العربي, الطبعة: الثانية. - شرح الطيبي على مشكاة المصابيح المسمى بـ (الكاشف عن حقائق السنن), شرف الدين الحسين بن عبد الله الطيبي, المحقق: د. عبد الحميد هنداوي, الناشر: مكتبة نزار مصطفى الباز، مكة المكرمة - الرياض، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1997 م.

این حدیث در HadeethEnc.com

مثال منافق همانند گوسفندی است که بین دو گله حیران است، گاه به سوی این می‌رود و گاه به سوی آن

عَنِ ابْنِ عُمَرَ رضي الله عنهما عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «مَثَلُ الْمُنَافِقِ، كَمَثَلِ الشَّاةِ الْعَائِرَةِ بَيْنَ الْغَنَمَيْنِ تَعِيرُ إِلَى هَذِهِ مَرَّةً وَإِلَى هَذِهِ مَرَّةً».
از ابن عمر رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَثَلُ الْمُنَافِقِ، كَمَثَلِ الشَّاةِ الْعَائِرَةِ بَيْنَ الْغَنَمَيْنِ تَعِيرُ إِلَى هَذِهِ مَرَّةً وَإِلَى هَذِهِ مَرَّةً»: «مثال منافق همانند گوسفندی است که بین دو گله حیران است، گاه به سوی این می‌رود و گاه به سوی آن».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم حال و وضع منافق را بیان نموده که همانند گوسفندی حیران و متردد است که نمی‌داند از کدام گله پیروی کند، گاه به سوی این گله می‌رود و گاه به سوی آن یکی. زیرا منافقان میان ایمان و کفر حیران و سرگشته‌اند، درنتیجه نه در ظاهر و باطن با مؤمنان همراهند و نه در ظاهر و باطن همراه کافرانند؛ بلکه ظاهرشان با مومنان است و درون‌شان پر از شک و تردید؛ لذا گاه به سوی اینها مایل می‌شوند و گاه به سوی آنها.

فواید
  1. یکی از روش‌های پیامبر صلی الله علیه وسلم، مثال زدن برای درک بهتر معانی بوده است.
  2. بیان حال و وضع منافقان که دچار تردید و شک و عدم استقرار هستند.
  3. هشدار نسبت به حال منافقان و تشویق به راستی و عزم و قاطعیت در ایمانِ ظاهری و باطنی.
مرجع

صحيح مسلم (4/ 2146) (2784)، إكمال المعلم بفوائد مسلم (8/ 313)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري (16/ 69).

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۱۰
۱۰ حدیث
  1. سنگين‌ترين نماز براى منافقان نماز عشاء و نماز صبح است؛ و اگر مى‌دانستند در این دو [نماز چه پاداشى] هست، حتی سینه‌خیز هم شده براى ادای آنها به مسجد مى‌آمدند
  2. همراه رسول الله صلى الله عليه وسلم به سفری رفتيم که مردم سختی های فراوانی در آن ديدند.
  3. گمان نمی کنم فلانی و فلانی از دين ما چيزی بدانند.
  4. هنگامی که آيه ی صدقه نازل شد، ما بر دوش خود بار می کشيديم و مُزد آن را صدقه می داديم. مردی آمد و مال زيادی صدقه داد؛ منافقان گفتند: رياکار است. شخصِ ديگری آمد و يک صاع (يک پيمانه خرما) صدقه داد. گفتند: الله از صدقه ی اندک اين مرد بی نياز است. آنگاه اين آيه نازل شد: «الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ»: «[منافقان] كسانى [هستند] كه از مؤمنانى عیبجویی می کنند كه به خواستِ خویش صدقات [بسیار] می دهند».
  5. ما هنگامی که نزد حاکمان خويش هستيم، سخنانی بر زبان می رانيم بر خلاف سخنانی که در غيابِ آنها می گوييم. عبدالله رضی الله عنه فرمود: «ما در دوران رسول الله صلى الله عليه وسلم اين را نفاق می دانستيم».
  6. (روز قيامت) پروردگار ما ساقش را برهنه می کند و همه مردان و زنان مؤمن برايش سجده می كنند. و کسانی باقی می مانند (و به سجده نمی روند) كه در دنيا به قصد ريا و شهرت سجده می كردند، اینها می خواهند سجده كنند اما پشت شان مانند يک سينی (سخت) می شود.
  7. بیشتر منافقین امت مرا قاریان آن تشکیل می دهند.
  8. مثال منافق همانند گوسفندی است که بین دو گله حیران است، گاه به سوی این می‌رود و گاه به سوی آن
  9. چهار [خصلت] است که اگر در کسی باشد منافقی خالص است و هرکس خصلتی از آن در وی باشد، خصلتی از نفاق در اوست تا آنکه ترکش کند: چون سخن گوید دروغ گوید و چون پیمان ببندد پیمان شکند و چون وعده دهد خلاف وعده کند و چون دشمنی کند از حد به در رود و حق کشی کند
  10. چهار [خصلت] است که اگر در کسی باشد منافقی خالص است و هرکس خصلتی از آن در وی باشد، خصلتی از نفاق در اوست تا آنکه ترکش کند: چون سخن گوید دروغ گوید و چون پیمان ببندد پیمان شکند و چون وعده دهد خلاف وعده کند و چون دشمنی کند از حد به در رود و حق کشی کند

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com