پرش به محتوا
احادیث با شرح

غذا و نوشيدنى پيامبر صلى الله عليه و سلم

۸ حدیث

دستِ راستِ رسول الله صلى الله عليه وسلم برای وضو گرفتن و غذا خوردن بود و دستِ چپش برای استنجا و دفع آلودگی.

عن عائشة رضي الله عنها قالت: "كَانَت يَدُ رسُولِ الله -صلَّى الله عليه وسلَّم- اليُمنَى لِطُهُورِهِ وطَعَامِهِ، وكَانَت اليُسْرَى لِخَلاَئِهِ، ومَا كَانَ مِنْ أَذَى". عن حفصة رضي الله عنها "أَنَّ رَسُولَ الله -صلَّى الله عليه وسلَّم- كَانَ يَجْعَلُ يَمِينَهُ لِطَعَامِهِ وَشَرَابِهِ وَثِيَابِهِ، وَيَجْعَلُ يَسَارَهُ لِمَا سِوَى ذَلِك".
از عایشه رضی الله عنه روایت است که می گوید: «دستِ راستِ رسول الله صلى الله عليه وسلم برای وضو گرفتن و غذا خوردن بود و دستِ چپش برای استنجا و دفع آلودگی». و از حفصه رضی الله عنها روایت است که می گوید: «رسول الله صلى الله عليه وسلم دستِ راستش را برای خوردن، آشاميدن و پوشيدنِ لباس استفاده می کرد و دست چپش را در ساير کارها».
به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهصحیح است
شرح

عایشه رضی الله عنها مواردی را بیان می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را با دست راست و دست چپ خود انجام می داد؛ اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم کارهایی که اذیت و آزار به همراه داشته اند با دست چپ انجام می داد مانند استنجاء (تمیز کردن محل ادرار و مدفوع با آب) و استجمار (تمیز کردن محل ادرار و مدفوع با سنگ و امثال آن) و استنشاق (آب در بینی کردن) و استنثار (بیرون آوردن آب از بینی) و موارد مشابه؛ بنابراین در همه ی مواردی که با اذیت و آزار همراه بوده، دست چپ استفاده می شده و در سایر موارد دست راست مورد استفاده قرار می گرفته است. و این به دلیل گرامی داشتن دست راست بوده، چون راست برتر از چپ می باشد. و این حدیث بیانگر استحباب مقدم داشتن دست راست بر چپ در مواردی است که احترام و بزرگداشت را می طلبد. اینکه ام المومنین عایشه رضی الله عنها می فرماید: «لطهوره» یعنی زمانی که رسول الله صلی الله علیه وسلم وضو می گرفت، از راست آغاز می کرد چنانکه دست راست را قبل از دست چپ و پای راست را قبل از پای چپ می شست؛ اما دو گوش هر دو یک عضو و جزء سر محسوب می شوند؛ و همه با هم مسح می شوند مگر زمانی که توانایی مسح کردن جز با یک دست میسر نباشد؛ در این صورت به سبب ضرورت، از گوش راست آغاز می شود. و اینکه فرمود: «وطَعَامِهِ» یعنی رسول الله صلی الله علیه وسلم با دست راست غذا می خورد. «وكانت يده اليسرى لخلائه» و از دست چپ برای دور کردن آلودگی و پلیدی و مواردی مانند استنجا و برداشتن سنگ برای تمیز کردن محل ادرار و مدفوع استفاده می کرد. «وما كان من أذى» و از دست چپ برای مواردی که اذیت و آزار به همراه داشت مانند تمیز کردن آب دهان و بینی و شپش و موارد مشابه استفاده می کرد. و حدیث حفصه رضی الله عنها تاکید حدیث عایشه رضی الله عنها در بیان استحباب آغاز کردن اموری با دست راست است که اقتضای احترام و بزرگداشت دارند؛ و تاکید مقدم داشتن دست چپ در مواردی است که با اذیت و آزار و پلیدی همراه هستند مانند استنجا و استجمار و موارد مشابه.

مرجع

رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، أبو زكريا محيي الدين النووي، تحقيق ماهر الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى، 1428هـ، 2007م. سنن أبي داود، سليمان بن الأشعث أبوداود، المحقق: شعَيب الأرنؤوط، محَمَّد كامِل قره بلل، الناشر: دار الرسالة العالمية. صحيح أبي داود، محمد ناصر الدين الألباني، الناشر: مؤسسة غراس للنشر والتوزيع، الكويت، الطبعة: الأولى، 1423هـ، 2002م. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، محمد علي بن البكري بن علان، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، الطبعة: الرابعة، 1425هـ. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، سليم بن عيد الهلالي، دار ابن الجوزي، الدمام، الطبعة: الأولى، 1415هـ. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين، مؤسسة الرسالة، بيروت، الطبعة: الرابعة عشر،1407هـ، 1987م. شرح رياض الصالحين، محمد بن صالح العثيمين، دار الوطن، الرياض، الطبعة: 1426هـ. مسند الإمام أحمد بن حنبل، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، تحقيق: شعيب الأرنؤوط و عادل مرشد، وآخرون، تحت إشراف: عبد الله بن عبد المحسن التركي، مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى،1421هـ، 2001م.

این حدیث در HadeethEnc.com

برای رسول الله صلى الله عليه وسلم مقداری شير آوردند که با آب مخلوط شده بود؛ سمت راستِ ایشان صحرانشينی نشسته بود و سمت چپش ابوبکر رضی الله عنه؛ رسول الله صلى الله عليه وسلم پس از اينکه خود از آن شير نوشيد، آن را به صحرانشين داد و فرمود: «راست، سپس راست».

عن أنس بن مالك رضي الله عنه أَنَّ رسولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم أُتِيَ بِلَبَنٍ قد شِيبَ بماءٍ، وعن يمينهِ أَعْرَابِيٌّ، وعن يَسَارِه أبو بكرٍ رضي الله عنه فَشَرِبَ، ثم أَعْطَى الأَعْرَابِيَّ، وقال: «الأَيْمَنَ فَالأَيْمَنَ».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گويد: برای رسول الله صلى الله عليه وسلم مقداری شير آوردند که با آب مخلوط شده بود؛ سمت راستِ ایشان صحرانشينی نشسته بود و سمت چپش ابوبکر رضی الله عنه؛ رسول الله صلى الله عليه وسلم پس از اينکه خود از آن شير نوشيد، آن را به صحرانشين داد و فرمود: «الأَيْمَنَ فَالأَيْمَنَ»: «راست، سپس راست».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

برای رسول الله صلی الله علیه وسلم شیری مخلوط با آب آورده شد؛ درحالی که صحرانشینی در سمت راست ایشان و ابوبکر در سمت چپ ایشان نشسته بود؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم از آن نوشید و سپس آن را به صحرانشین داد و او ظرف را گرفت و از آن نوشید؛ با اینکه ابوبکر برتر از صحرانشین بود اما رسول الله صلی الله علیه وسلم او را بر ابوبکر ترجیح داد، چون در سمت راستش نشسته بود؛ و فرمود: راست سپس راست؛ یعنی کسانی را که در سمت راست هستند مقدم دارید و از سمت راست آغاز کنید.

مرجع

صحيح البخاري، دار ابن كثير، اليمامة، بيروت، الطبعة الثالثة، 1407ه. صحيح مسلم, ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي, دار إحياء التراث العربي, بيروت. تطريز رياض الصالحين، لفيصل بن عبد العزيز المبارك النجدي, تحقيق: عبد العزيز آل حمد, دار العاصمة, الطبعة الأولى، 1423هـ. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415ه. شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين, دار مدار الوطن للنشر، الرياض, الطبعة، 1426هـ. رياض الصالحين، للنووي، تحقيق: ماهر الفحل، دار ابن كثير - بيروت، الطبعة الأولى، 1428ه - 2007م.

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلى الله عليه وسلم - آب و هرگونه - نوشيدنی را با سه نفس می خورد.

عن أنس بن مالك رضي الله عنه أَنَّ رسولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كان يَتَنَفَّسُ في الشَّرَابِ ثَلَاثًا.
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم - آب و هرگونه - نوشيدنی را با سه نفس می خورد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

چون رسول الله صلی الله علیه وسلم نوشیدنی می خورد، آن را با سه نفس می نوشید؛ یک بار می نوشید و ظرف را از دهان مبارک برمی داشت، بار دوم می نوشید و سپس ظرف را از دهان مبارک برمی داشت؛ و بار سوم می نوشید؛ و در ظرف آب نفس نمی کشید.

مرجع

رياض الصالحين، للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428هـ. رياض الصالحين، ط4، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، 1428هـ. شرح رياض الصالحين، للشيخ ابن عثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض، 1426هـ. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

اگر نزد تو آبی هست که ديشب در مشک بوده - و سرد شده است، بياور تا بنوشيم - وگرنه با دهان مان از جوی آب می نوشيم.

عن جابر بن عبد الله رضي الله عنهما أَنَّ رسولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم دَخَلَ على رجلٍ مِنَ الأَنْصَارِ، ومعه صاحبٌ له، فقال رسولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم : «إِنْ كان عِنْدَكَ مَاءٌ بَاتَ هذه الليلةَ في شَنَّةٍ وإِلَّا كَرَعْنَا».
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم با يکی از يارانش نزدِ مردی از انصار رفت و فرمود: «إِنْ كان عِنْدَكَ مَاءٌ بَاتَ هذه الليلةَ في شَنَّةٍ وإِلَّا كَرَعْنَا»: «اگر نزد تو آبی هست که ديشب در مشک بوده - و سرد شده است، بياور تا بنوشيم - وگرنه با دهان مان از جوی آب می نوشيم».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

جابر رضی الله عنهما می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به همراهی یکی از یارانش که ابوبکر رضی الله عنه بود، نزد مردی از انصار رفت که به او ابوهیثم بن تیهان انصاری رضی الله عنه گفته می شد؛ و از او در مورد آبی که نزد وی در مشک مانده باشد سوال می کند؛ و این در تابستان بوده است؛ چون آبی که در مشک مانده باشد سرد می شود؛ و در ادامه یادآور می شود که: در غیر این صورت با دهان مان و بدون استفاده از ظرف یا دست، از جوی آب می نوشیم.

مرجع

رياض الصالحين، للنووي، نشر: دار ابن كثير للطباعة والنشر والتوزيع، دمشق - بيروت، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، الطبعة الأولى، 1428هـ - 2007م. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لابن علان، نشر دار الكتاب العربي، بدون تاريخ. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الرابعة عشر، 1407هـ - 1987م. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، للهلالي، نشر: دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1418هـ. صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة الأولى، 1422هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلى الله عليه وسلم را ديدم که نشسته و ساق ها و زانوان خود را در بغل گرفته بود و خرما می خورد.

عن أنسٍ رضي الله عنه قال: رَأَيْتُ رسولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم جَالِسًا مُقْعِيًا يَأْكُلُ تَمْرًا.
از انس رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم را ديدم که نشسته و ساق ها و زانوان خود را در بغل گرفته بود و خرما می خورد.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

انس رضی الله عنه می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم را دیدم که نشیمنگاهش بر زمین بود و ساق پاهایش ایستاده بود و خرما می خورد؛ به این صورت نشسته بود تا زیاد نخورد. انسان در این حالت نشستن مطمئنی ندارد بنابراین زیاد نمی خورد.

مرجع

رياض الصالحين، للنووي، نشر: دار ابن كثير للطباعة والنشر والتوزيع، دمشق – بيروت، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، الطبعة الأولى، 1428هـ - 2007م. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الرابعة عشر، 1407ه - 1987م. شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين، نشر: دار الوطن للنشر، الرياض، الطبعة، 1426ه. صحيح مسلم, ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي, دار إحياء التراث العربي, بيروت. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي, دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1418ه.

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلى الله عليه وسلم چند شبِ پياپی گرسنه می خوابيد و خانواده اش نان شب نمی يافتند و بيشترِ نانِ مصرفی آنان، نان جو بود.

عن عبدالله بن عباس رضي الله عنهما قال: كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يبيت الليالي المتتابعة طَاوِياً، وأهلُهُ لا يجِدُون عَشَاءً، وكان أكثر خبزهم خبز الشعير.
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم چند شبِ پياپی گرسنه می خوابيد و خانواده اش نان شب نمی يافتند و بيشترِ نانِ مصرفی آنان، نان جو بود.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمددرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلى الله عليه وسلم و همچنین همسران و خانواده اش چندین شب متوالی بدون غذا می خوابیدند چون غذایی برای شام نمی یافتند و بیشترین نان مصرفی آنان، نان جو بود که زحمت کمتری از نان گندم و مواد خوراکی دیگر داشت.

مرجع

سنن الترمذي, تأليف: محمد بن عيسى الترمذي, تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر ومحمد فؤاد عبد الباقي وإبراهيم عطوة عوض، شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي، مصر الطبعة: الثانية، 1395هـ - 1975م. سنن ابن ماجه: لابن ماجه أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء الكتب العربية، فيصل عيسى البابي الحلبي. مسند الإمام أحمد بن حنبل المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي مؤسسة الرسالة الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م. مختصر الشمائل المحمدية, تأليف: محمد بن عيسى الترمذي, الناشر: المكتبة الإسلامية, تحقيق: محمد ناصر الدين الألباني. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين, تأليف: سليم بن عيد الهلالي, دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى 1418هـ. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين, تأليف: محمد علي بن محمد البكري الصديقي, دار الكتاب العربي-بيروت، بدون تاريخ.

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلی الله علیه وسلم از فردی یهودی غذایی خرید و سپر آهنی خود را در برابر آن گرو گذاشت.

عن عائشة بنت أبي بكر رضي الله عنهما أن رسول الله -صلى الله عليه وسلم اشترى من يهودي طعاما، ورهنه دِرْعًا من حديد.
از عایشه رضی الله عنها دختر ابوبکر صدیق رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم از فردی یهودی غذایی خرید و سپر آهنی خود را در برابر آن گرو گذاشت.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم از فردی یهودی مقداری جو خریداری می کند و در مقابل آن چیزی را به گرو می گذارد که برای جهاد در راه الله و اعلای کلمه اش به آن نیاز دارد؛ سپرش را نزد یهودی به رهن می گذارد که در جنگ ها آن را می پوشد؛ تا بعد از حمایت و حفاظت الله متعال، از سلاح و نیرنگ دشمن در امان بماند.

مرجع

صحيح البخاري -للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. - صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. - الإلمام بشرح عمدة الأحكام للشيخ إسماعيل الأنصاري-مطبعة السعادة-الطبعة الثانية 1392ه. - تيسير العلام شرح عمدة الأحكام-عبد الله البسام-تحقيق محمد صبحي حسن حلاق- مكتبة الصحابة- الشارقة- الطبعة العاشرة- 1426ه.

این حدیث در HadeethEnc.com

صدای رسول الله صلى الله عليه وسلم را خيلی ضعيف و آهسته شنيدم و گمان می کنم علتش گرسنگی است. آيا نزد تو چيزی برای خوردن يافت می شود؟ ام سليم پاسخ داد: بله.

عن أنس قال: قال أبو طَلحَة لأم سليم: قد سمعت صوت رسول الله صلى الله عليه وسلم ضعيفًا أعرف فيه الجُوع، فهل عندك من شيء؟ فقالت: نعم، فَأَخْرَجَت أَقْرَاصًا من شَعير، ثم أَخَذْتْ خِمَارًا لها، فَلفَّت الخُبْزَ بِبَعْضِه، ثم دسَّتْهُ تحت ثوبي ورَدَّتني ببعضِه، ثم أرسَلَتني إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فَذَهَبَتُ به، فوجدت رسول الله صلى الله عليه وسلم جالسًا في المسجد، ومعه الناس، فَقُمتُ عليهم، فقال لي رسول الله صلى الله عليه وسلم : «أرسلك أبو طلحة؟» فقلت: نعم، فقال: « أَلِطَعَام؟» فقلت: نعم، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «قوموا» فانْطَلَقُوا وانطَلَقتُ بين أيديهم حتى جئت أبا طَلَحة فَأَخْبَرتُهُ، فقال أبو طلحة: يا أم سليم، قد جاء رسول الله صلى الله عليه وسلم بالناس وليس عندنا ما نُطعِمُهُم؟ فقالت: الله ورسوله أعلم. فانطلق أبو طلحة حتى لقي رسول الله صلى الله عليه وسلم فأقبل رسول الله صلى الله عليه وسلم معه حتى دخلا، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : « هَلُمِّي ما عندك يا أم سليم» فأتت بذلك الخبز، فأمر به رسول الله صلى الله عليه وسلم فَفُتَّ، وَعَصَرَتْ عليه أم سليم عُكَّةً فَآدَمَتْهُ ، ثم قال فيه رسول الله صلى الله عليه وسلم ما شاء الله أن يقول، ثم قال: «ائْذن لعشرة» فَأَذِنَ لَهُم فأكلوا حتى شَبِعُوا ثم خرجوا، ثم قال: «ائْذَن لعشرة» فأذن لهم حتى أكل القُوم كلُّهم وشَبِعُوا والقوم سبعون رجلا أو ثمانون. متفق عليه. وفي رواية: فما زال يَدخُل عشرة، ويخرج عشرة حتى لم يبق منهم أحد إلا دخل، فأكل حتى شَبِع، ثم هَيَّأهَا فإذا هي مِثْلُهَا حين أكلوا منها. وفي رواية: فأكلوا عشرة عشرة، حتى فعل ذلك بثمانين رجلا، ثم أكل النبي صلى الله عليه وسلم بعد ذلك وأهل البيت، وتركوا سُؤْرَا. وفي رواية: ثم أفْضَلُوا ما بَلَغُوا جِيرانهم. وفي رواية عن أنس، قال: جئت رسول الله صلى الله عليه وسلم يوما، فوجدته جالسا مع أصحابه، وقد عَصَبَ بَطنه، بِعُصَابة، فقلت لبعض أصحابه: لِم عَصَبَ رسول الله صلى الله عليه وسلم بطنه؟ فقالوا: من الجُوع، فذهبت إلى أبي طلحة، وهو زوج أم سليم بنت مِلْحَان، فقلت: يا أبَتَاه، قد رأيت رسول الله صلى الله عليه وسلم عَصَبَ بطنه بِعِصَابَة، فسألت بعض أصحابه، فقالوا: من الجُوع. فدخل أبو طلَحَة على أمي، فقال: هل من شيء؟ قالت: نعم، عندي كِسَرٌ من خُبزٍ وتمرات، فإن جاءنا رسول الله صلى الله عليه وسلم وحده أشْبَعنَاه، وإن جاء آخر معه قَلَّ عنهم... وذكر تمام الحديث.
از انس رضی الله عنه روایت است که می گوید: ابوطلحه به ام سُلَيم گفت: صدای رسول الله صلى الله عليه وسلم را خيلی ضعيف و آهسته شنيدم و گمان می کنم علتش گرسنگی است. آيا نزد تو چيزی برای خوردن يافت می شود؟ ام سليم پاسخ داد: بله؛ آنگاه چند نان جو آورد و نان را در قسمتی از چارقدش پيچيد و سپس آن را زير لباسم پنهان کرد و قسمت ديگر چارقد را روی من انداخت و مرا نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم فرستاد. من بسته ی نان را نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم بردم و ديدم که ايشان با تعدادی از مردم در مسجد نشسته اند. بالای سرشان ايستادم. رسول الله صلى الله عليه وسلم به من فرمود: «أَرْسَلَكَ أَبُو طَلْحَة؟»: «آيا ابوطلحه تو را فرستاده است؟» گفتم: بله. پرسيد: «أَلِطَعَام»: «آيا برای غذا؟» گفتم: بله. رسول الله صلى الله عليه وسلم به مردم فرمود: «قُومُوا»: «برخيزيد». و همه به راه افتادند و من پيشاپيش آنها رفتم تا اينکه نزد ابوطلحه آمدم و به او خبر دادم (که رسول الله صلى الله عليه وسلم با تعدادی از مردم می آيند). ابوطلحه گفت: ای ام سُلَيم! رسول الله صلى الله عليه وسلم با مردم می آید حال آنکه غذایی نداريم که از آنها پذيرايی کنيم. ام سليم گفت: الله و پيامبرش داناترند. پس ابوطلحه به استقبال رسول الله صلى الله عليه وسلم رفت تا اينکه ايشان را ديد و با هم آمدند و وارد خانه شدند. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «هَلُمِّي ما عِندَكِ يا أُمَّ سُلَيْمٍ»: «ای ام سليم! آن چه داری بياور». و ام سليم همان نان را آورد و رسول الله صلى الله عليه وسلم دستور داد که نان را خُرد کنند. ام سليم خيک روغن را فشار داد و نان را چرب کرد. سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم دعايی که الله می داند بر روی نان چرب خواند و فرمود: «ائذَن لِعَشَرَةٍ»: «به ده نفر اجازه ی ورود بده». و ابوطلحه به آنها اجازه ی ورود داد و آنها وارد خانه شدند، شکمِ سير غذا خوردند و بيرون رفتند. سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «ائذَن لِعَشَرَةٍ»: «به ده نفرِ ديگر اجازه ی ورود بده». ابوطلحه ده نفر را به داخل خانه خواند؛ آنها نيز سير خوردند و بيرون رفتند و بدين ترتيب همه ی همراهان رسول الله صلى الله عليه وسلم که هفتاد يا هشتاد نفر بودند، غذا خوردند و سير شدند. متفق علیه و در روایت دیگری آمده است: مرتب ده نفر وارد می شدند و ده نفر بيرون می رفتند تا اينکه کسی از آنها باقی نماند، مگر آن که وارد خانه شده و شکم سير غذا خورده بود. سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم آن غذا را جمع کرد و ديد که تغييری نکرده و مثلِ زمانی است که از آن خوردند. و در روایتی آمده است: ده نفر ده نفر غذا خوردند و به همين ترتيب به هشتاد نفر غذا داد و سپس خودِ رسول الله صلى الله عليه وسلم و خانواده ی ابوطلحه غذا خوردند و غذايی به اندازه ی غذای يک ميهمانی باقی گذاشتند. در روایتی آمده است: به اندازه ای غذا گذاشتند که از اين غذا به همسايه ها نيز دادند. و در روایتی از انس رضی الله عنه آمده است که می گوید: روزی نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمدم و ديدم که با يارانش نشسته و شکمش را با پارچه ای بسته است. از يارانش پرسيدم: چرا رسول الله صلى الله عليه وسلم شکمش را بسته است؟ گفتند: به علت گرسنگی. لذا نزد ابوطلحه رفتم که شوهرِ مادرم، ام سليم دختر ملحان بود و گفتم: ای پدر! رسول الله صلى الله عليه وسلم را ديدم که با پارچه ای شکمش را بسته بود. علتش را از يارانش پرسيدم، گفتند: به علت گرسنگی است. پس ابوطلحه نزد مادرم رفت و گفت: آيا چيزی برای خوردن هست؟ مادرم گفت: بله؛ چند پاره نان و چند دانه خرما. اگر رسول الله صلى الله عليه وسلم تنها نزدمان بيايد، می توانيم از ايشان پذيرایی کنيم تا سير شوند؛ اما اگر کسی ديگر با او بيايد، برای شان کم است. و سپس بقيه ی حديث را ذکر کرد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم به شدت گرسنه بود و ابوطلحه رضی الله عنه از طریق صدای ضعیف رسول الله صلی الله علیه وسلم متوجه وضعیت ایشان شد، از این رو ماجرا را به همسرش ام سلیم گفت و او را در جریان حال رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار داد و از وی پرسید: آیا چیزی برای خوردن داری؟ ام سلیم گفت: بله، یعنی در حدی که گرسنگی رسول الله صلی الله علیه وسلم را رفع نماید داریم، در نتیجه چند قرص نان جو بیرون آورد، سپس آنها را در بخشی از چارقدی پیچید و زیر لباس انس رضی الله عنه گذاشت و باقی آن چارقد را به عنوان ردائی برای پوشش او قرار داد. وقتی انس رضی الله عنه نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفت، ایشان را در میان یارانش دید. پس بالای سر آنها ایستاد. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او گفت: ابوطلحه تو را فرستاده است؟ انس گفت: بله. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: آیا برای غذا؟ یعنی آیا تو را فرستاده تا ما را به صرف غذا دعوت نمایی؟ انس گفت: بله. و انس رضی الله عنه نتوانست غذا را به رسول الله صلی الله علیه وسلم بدهد، زیرا تعداد زیادی از اصحاب پیرامون ایشان بودند و عادت رسول الله صلی الله علیه وسلم را می دانست که خودش را بر اصحابش ترجیح نمی دهد. درنتیجه در پاسخ به این سوال که آیا برای دعوت به غذا اینجا آمده ای؟ گفت: بله، تا اینکه ایشان به تنهایی بلند شود و به خانه ابوطلحه بیاید و آنها به هدف خود، یعنی غذا دادن به رسول الله صلی الله علیه وسلم برسند. اینجا بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم خطاب به اصحاب خود فرمود: «بلند شوید» در نتیجه همگی براه افتادند؛ انس می گوید: من پیشاپیش آنها می رفتم. و در روایتی آمده که انس گفت: من بخاطر تعداد زیادی که همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند، نگران بودم. تا اینکه به ابوطلحه رسیدم و او را در جریان گذاشتم. ابوطلحه گفت: ای ام سلیم، رسول الله صلی الله علیه وسلم همراه با مردم در حال آمدن است و ما چیزی نداریم تا از آنان پذیرایی کنیم؟ ام سلیم گفت: الله و رسولش بهتر می دانند. ام سلیم رضی الله عنها موضوع را به الله و رسولش می سپارد. گویا می داند رسول الله صلی الله علیه وسلم عمدا این کار را کرده تا کرامتی از ایشان در باب افزایش غذا نمایان گردد. و این نشان از زیرکی ام سلیم و هوش بالای او دارد. بنابراین ابوطلحه به استقبال رسول الله صلی الله علیه وسلم می رود و همراه یکدیگر وارد خانه ابوطلحه می شوند و رسول الله صلی الله علیه وسلم به ام سلیم می گوید: «آنچه داری بیاور». و در روایتی آمده است که: ابوطلحه به استقبال رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و گفت: یا رسول الله جز یک قرص نان که ام سلیم درست کرده چیز دیگری نداریم. و در روایتی آمده: ابوطلحه گفت: فقط یک قرص نان است. و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إن الله سَيُبَارك فيه»: «الله در آن برکت قرار خواهد داد». و در روایتی آمده: ابوطلحه گفت: یا رسول الله، من انس را فرستادم تا فقط شما را دعوت کند و ما به اندازه ای غذا نداریم تا کسانی را که می بینم سیر کند. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ادخل فإن الله سَيُبَارك فيما عندك»: «وارد شو، زیرا خداوند در آنچه داری برکت قرار خواهد داد». وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد خانه ابوطلحه شد، فرمود: «ای ام سلیم آنچه داری بیاور». و ام سلیم نیز آن نان را آورد و رسول الله صلى الله عليه وسلم دستور داد که نان را خُرد کنند. و ام سليم خيک روغن را فشار داد و نان را چرب کرد. سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم دعايی که الله می داند بر روی نان چرب خواند، یعنی دعا کرد که خداوند در این غذای اندک برکت نهد. و در روایتی آمده است: آن را آوردم، ایشان گره را باز کرد و فرمود: «بسم الله اللهم أعْظِمْ فيها البركة»: «به نام الله، پروردگارا در آن برکت بسیاری قرار بده». سپس فرمود: «به ده نفر اجازه ورود بده». و ابوطلحه به آنها اجازه ی ورود داد و از غذا خوردند تا اینکه سیر شدند، سپس بیرون رفتند؛ آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «به ده نفر دیگر اجازه ورود بده». و به آنها اجازه داد، وارد شدند؛ و در نهایت همگی از آن خوردند و سیر شدند و تعداد آنها هفتاد یا هشتاد نفر بود. متفق علیه و در روایتی آمده است: پیوسته این افراد وارد شده و خارج می شدند تا اینکه هیچکس باقی نماند، مگر اینکه همگی غذا خوردند و سیر شدند. سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم غذای مذکور را جمع کرد که تغييری نکرده و همچون زمانی بود که از آن می خوردند. و در روایتی آمده است: ده نفر ده نفر از آن غذا خوردند، تا اینکه هشتاد مرد از آن خوردند. و سپس خودِ رسول الله صلى الله عليه وسلم و خانواده ی ابوطلحه غذا خوردند و غذايی به اندازه ی غذای يک ميهمانی باقی گذاشتند. در روایتی آمده است: به اندازه ای غذا گذاشتند که از اين غذا به همسايه ها نيز دادند.

مرجع

بهجة الناظرين، تأليف: سليم بن عيد الهلالي، الناشر: دار ابن الجوزي، سنة النشر: 1418 هـ- 1997م. كنوز رياض الصالحين، تأليف: حمد بن ناصر بن العمار، الناشر: دار كنوز أشبيليا، الطبعة الأولى: 1430 هـ. نزهة المتقين، تأليف: جمعٌ من المشايخ، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى: 1397 هـ الطبعة الرابعة عشر 1407 هـ. صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422ه.ـ صحيح مسلم، تأليف: مسلم بن الحجاج النيسابوري، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. رياض الصالحين، تأليف: محيي الدين يحيى بن شرف النووي، تحقيق: د. ماهر بن ياسين الفحل، الطبعة: الأولى، 1428 هـ. دليل الفالحين، تأليف: محمد بن علان، الناشر: دار الكتاب العربي، نسخة الكترونية، لا يوجد بها بيانات نشر.

این حدیث در HadeethEnc.com

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com