پرش به محتوا
احادیث با شرح

ايمان به ملائكه

۳۱ حدیث

دعای شخص مسلمان برای برادرش در غيابِ او پذيرفته می شود؛ بالای سرش فرشته ای گماشته شده که هرگاه برای برادرش دعای خير می کند، آن فرشته می گويد: آمين؛ و همانندِ آن نصيب تو باد.

عَن أُمِّ الدَّرْدَاءِ وَ أَبِي الدَّرداءِ رَضيَ اللهُ عنهما أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ كَانَ يَقُولُ: «دَعْوَةُ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ لِأَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ مُسْتَجَابَةٌ، عِنْدَ رَأْسِهِ مَلَكٌ مُوَكَّلٌ كُلَّمَا دَعَا لِأَخِيهِ بِخَيْرٍ، قَالَ الْمَلَكُ الْمُوَكَّلُ بِهِ: آمِينَ وَلَكَ بِمِثْلٍ».
از ام درداء رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «دَعْوَةُ المَرْءِ المُسْلِمِ لأَخيهِ بِظَهْرِ الغَيْبِ مُسْتَجَابَةٌ، عِنْدَ رَأسِهِ مَلَكٌ مُوَكَّلٌ كُلَّمَا دَعَا لأَخِيهِ بِخَيْرٍ قَالَ المَلَكُ المُوَكَّلُ بِهِ: آمِينَ، وَلَكَ بِمِثْلٍ»: «دعای شخص مسلمان برای برادرش در غيابِ او پذيرفته می شود؛ بالای سرش فرشته ای گماشته شده که هرگاه برای برادرش دعای خير می کند، آن فرشته می گويد: آمين؛ و همانندِ آن نصيب تو باد».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

دعای مسلمان در حق برادر مسلمانش و در غیاب او و درحالی که نمی داند، نزد الله متعال مستجاب و پذیرفته است. بنابراین چون مسلمانی برای برادر مسلمانش دعا کند، مَلَکی از ملائکه بالای سر او ایستاده و در پاسخ دعای او می گوید: آمین؛ و در ادامه برای او دعا می کند: به مانند خیری که برای برادرت خواستی، برای تو باشد.

مرجع

صحيح مسلم (4/ 2094) (2733). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (2/ 585). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (2/ 1018). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (6/ 48). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (17/ 510).

این حدیث در HadeethEnc.com

من چيزهايی می بينم که شما نمی بينيد. آسمان به صدا درآمده است و حق دارد که (از سنگينی) صدا کند؛ زيرا حتی جايی به اندازه ی چهار انگشت هم در آن وجود ندارد مگر اينکه مَلَکی پيشانی اش را بر آنجا نهاده و برای الله متعال به سجده رفته است.

عن أبي ذر رضي الله عنه مرفوعاً: «إني أرى ما لا ترون، أطَّتِ السماء وحُقَّ لها أن تَئِطَ، ما فيها موضع أربع أصابع إلا ومَلَكٌ واضع جبهته ساجدا لله تعالى، والله لو تعلمون ما أعلم، لضحكتم قليلا ولبكيتم كثيرا، وما تلذذتم بالنساء على الفُرُشِ، ولخرجتم إلى الصُّعُداتِ تَجْأَرُون إلى الله تعالى».
از ابوذر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنِّي أَرَى ما لا تَرَوْن، أَطَّتِ السَّماءُ وحُقَّ لَهَا أَنْ تَئِطَّ، مَا فِيهَا موْضِعُ أَرْبَعِ أَصَابِعَ إِلاَّ وَمَلَكٌ واضِعٌ جبهتهُ ساجِدًا لله تَعَالى، واللهِ لَوْ تَعْلَمُونَ مَا أَعْلَم، لضَحِكْتمْ قَلِيلاً وَلَبكَيْتُمْ كَثِيرًا، وما تَلَذَّذتُم بِالنِّسَاءِ عَلَى الْفُرُشِ، وَلَخَرجْتُمْ إِلى الصُّعُداتِ تَجْأَرُون إِلى اللَّه تَعَالَى»: «من چيزهايی می بينم که شما نمی بينيد. آسمان به صدا درآمده و حق دارد که (از سنگينی) صدا کند؛ زيرا حتی جايی به اندازه ی چهار انگشت هم در آن وجود ندارد مگر اينکه مَلَکی پيشانی اش را بر آنجا نهاده و برای الله متعال به سجده رفته است. به الله سوگند، اگر آنچه من می دانم شما می دانستيد، کم می خنديدید و زياد گریه می کردید و در بسترها از زنان تان لذت نمی برديد و سر به کوچه و بيابان می گذاشتيد و به پيشگاه الله متعال لابه و زاری می کرديد و از او کمک می خواستيد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمددرجهحسن لغیره است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: من چیزهایی را می بینم و می دانم که شما نمی بینید و نمی دانید؛ آسمان صدایی داد همچون صدای شتری که مردی بر آن سوار می شود و حق دارد که چنین صدایی بدهد؛ چون حتی جایی به اندازه ی چهار انگشت در آسمان نیست مگر اینکه مَلَکی پیشانی اش را بر آن نهاده و برای الله متعال سجده کرده است. به الله سوگند اگر آنچه من در مورد عظمت و بزرگی الله تعالی و شدت انتقامش می دانم می دانستید، از ترس او کم می خندیدید و بسیار گریه می کردید و از شدت ترس در بسترها از زنان لذت نمی بردید و سر به کوچه و بیابان گذاشته و با صدای بلند از الله متعال کمک می خواستید.

مرجع

- دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لمحمد بن علان الشافعي، دار الكتاب العربي، بيروت. - بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي، دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1418ه. - نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ. - سنن الترمذي، لمحمد بن عيسى، الترمذي، تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر ومحمد فؤاد عبد الباقي وإبراهيم عطوة عوض، شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي - مصر، الطبعة: الثانية، 1395هـ - 1975م. - مسند الإمام أحمد بن حنبل المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2001م. - سنن ابن ماجه :لابن ماجه أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء الكتب العربية - فيصل عيسى البابي الحلبي. - صحيح الجامع الصغير وزياداته، الألباني، دار المكتب الإسلامي.

این حدیث در HadeethEnc.com

نماز هر فرد مسلمان به جماعت، بر نمازی که در خانه و بازار می خواند، بيست و چند درجه برتری دارد.

عن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعًا: «صلاة الرجل في جماعة تَضعُفُ على صلاته في بيته وفِي سُوقِه خمسا وعشرين ضِعفًا، وذلك: أَنَّه إِذَا تَوَضَّأ، فَأَحسَن الوُضُوء، ثمَّ خرج إلى المسجد لاَ يُخرِجُهُ إلاَّ الصلاة؛ لَم يَخْطُ خُطوَةً إِلاَّ رُفِعَت له بِها درجة، وَحُطَّ عَنهُ بها خطيئة، فإذا صلَّى لم تزل الملائكة تُصَلِّي عليه، ما دام في مُصَلاَّه: اللهُمَّ صَلِّ عليه، اللهم اغفِر له، اللهم ارْحَمه، ولا يزال في صلاة ما انتظر الصلاة».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «صَلاةُ الرَّجُلِ في جَمَاعةٍ تُضَعَّفُ عَلَى صَلاتِهِ فِي بَيْتهِ وفي سُوقِهِ خَمْساً وَعِشْرِينَ ضِعْفَاً، وَذلِكَ: أَنَّهُ إذَا تَوَضَّأ، فَأحْسَنَ الوُضُوءَ، ثُمَّ خَرَجَ إلى المَسْجِدِ، لا يُخرِجُهُ إلا الصَّلاةُ، لَمْ يَخْطُ خَطْوَةً إلا رُفِعَتْ لَهُ بِهَا دَرَجَةٌ، وَحُطَّ عَنهُ بِهَا خَطِيئَةٌ، فَإذَا صَلَّى لَمْ تَزَلِ المَلائِكَةُ تُصَلِّي عَلَيْهِ، مَا دَامَ في مُصَلاَّهُ: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيهِ، اللَّهُمَّ اغفِر له، اللَّهُمَّ ارْحَمْهُ، وَلا يَزَالُ في صَلاةٍ مَا انْتَظَرَ الصَّلاَةَ»: «نماز هر فرد مسلمان به جماعت، بر نمازی که در خانه و بازار می خواند، بيست و پنج درجه برتری دارد؛ زيرا هرگاه يکی از شما وضوی درست و کاملی بگيرد و به مسجد برود و و انگيزه ای جز نماز، او را بيرون نياورده باشد، با هر قدمی که برمی دارد، يک درجه بر درجاتش افزود می شود و يکی از گناهانش کم می گردد. و هنگامی که نماز می گزارد، مادامی که در محل نمازش نشسته، ملائکه برای او دعا می کنند و می گويند: يا الله، بر او درود بفرست؛ یا الله، او را بیامرز و ببخش، يا الله، بر او رحم بفرما. و تا زمانی که در انتظار نماز نشسته، گويا در نماز است».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که ثواب و پاداش نماز هر فرد مسلمان به جماعت، تا بیست و پنج درجه بیش از نماز خواندن وی در خانه و بازار به تنهایی می باشد. و اینکه فرمود: «وذلك» اگر مراد از آن فضل نماز جماعت بر نمازی باشد که به تنهایی خوانده می شود، به طور مشخص مقصود «جماعت در مسجد» می باشد. و اینکه فرمود: «أنه» مراد از آن این شأن یا همان فرد مسلمانی است که چون به طور کامل وضو بگیرد و سنت ها و آداب را رعایت کند و سپس به سوی مسجد خارج شود و چیزی جز شرکت در نماز جماعت باعث خروج او نشده باشد – بنابراین در صورتی که چیزی جز نماز او را به مسجد بکشاند یا هدفی همراه نماز باعث خارج شدن وی به سوی مسجد گردد، ثوابی که ذکر می گردد برای او نخواهد بود – هیچ گامی بر نمی دارد مگر اینکه با آن درجه ای بر درجاتش افزوده می شود و گناهی از گناهانش پاک می شود؛ و این در مورد گناهان صغیره ای است که مربوط به حق الله می باشد؛ و چون نماز بخواند مادامی که در مکان نمازش نشسته باشد، همواره ملائکه بر وی درود می فرستند و از خداوند متعال برای او رحمت و طلب مغفرت می خواهند. و احتمال دارد منظور این باشد: مادامی که در محل نمازش - هرچند دراز کشیده - باشد و بی وضو نشود. و مادامی که نمازگزار در انتظار نماز است، گویا در نماز می باشد.

مرجع

الإلمام بشرح عمدة الأحكام، إسماعيل بن محمد الأنصاري، دار الفكر، دمشق، الطبعة: الأولى، 1381هـ. تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق: محمد صبحي حلاق، مكتبة الصحابة، الأمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، الطبعة: العاشرة، 1426هـ. تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام، محمد بن صالح العثيمين، مكتبة الصحابة، الإمارات، الطبعة: الأولى، 1426هـ. عمدة الأحكام من كلام خير الأنام -صلى الله عليه وسلم-، لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، الطبعة: الثانية، 1408هـ. صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ. صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

این جبریل است که به تو سلام می دهد.

عن عائشة رضي الله عنها قالت: قال لي رسول الله صلى الله عليه وسلم : «هذا جِبْرِيلُ يَقْرَأُ عليك السَّلام» قالت: قلت: وعليه السلام ورحمة الله وبركاته. وهكذا وقع في بعض روايات الصحيحين: «وبركاته» وفي بعضها بحذفها، وزيادة الثقة مقبولة.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به من فرمود: «هَذَا جِبْرِيلُ يَقْرَأُ عَلَيْكِ السَّلامَ»: «این جبریل است که به تو سلام می دهد». عایشه رضی الله عنها می گوید: گفتم: و بر او باد سلام و رحمت و برکات الله؛ در برخی از روایات صحیحین با «وبرکاته» آمده است و در برخی از روایات، این بخش وجود ندارد؛ و زیادت فرد ثقه مورد قبول می باشد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

عایشه رضی الله عنها خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم به ایشان فرمود: «ای عایشه، این جبریل است که به تو سلام می دهد». و در روایتی آمده است: «به تو سلام رسانده است». یعنی به تو سلام داده و با تحیت اسلام تو را مخاطب نموده است. و عایشه رضی الله عنها در پاسخ می گوید: «و بر او باد سلام و رحمت و برکات الله». سنت این است که چون کسی توسط شخصی به دیگری سلام رساند، چنین پاسخ دهد: «وعليه السلام ورحمة الله وبركاته». و دلیل آن ظاهر حدیث عایشه رضی الله عنها می باشد. و اگر کسی چنین پاسخ دهد: «بر تو (کسی که خبر سلام رساندن را آورده) و بر او سلام یا بر او و بر تو سلام و رحمت و برکات الله باد» کار خوبی است. چون کسی که نقل سلام می کند نیکوکار است و جبران نیکی وی با دعا برای او می باشد. اما آیا نقل این سفارش واجب است که مثلا کسی بگوید: از طرف من به فلانی سلام برسان؛ یا اینکه واجب نیست؟ علما در این مورد تفصیل قائل شده و می گویند: اگر به سفارش کننده قول سلام رساندن داده شود، این کار واجب است چون الله متعال می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا» [نساء: 58] «الله به شما فرمان می دهد که امانت ها را [به طور کامل] به صاحبان شان بازگردانید». اما اگر سفارش کننده بگوید: از طرف من به فلانی سلام برسان و سکوت کند، یا اینکه مثلا به او گفته شود: اگر یادم بود سلامت را می رسانم یا جملاتی از این قبیل به او گفته شود، در این حالت فقط زمانی لازم است سفارش وی منتقل شود که فراموش نشود. اما بهتر این است که انسان کسی را مکلف به این امر نکند تا در مشقت نیفتد. بلکه بگوید: سلام مرا به کسی برسان که از من پرسید. این سفارش خوب است؛ اما اینکه کسی وادار به این امر شود، مناسب نیست. چون در این صورت گاهی مخاطب از شرمی که دارد، این مساله را می پذیرد که از طرف دیگری سلام برساند اما فراموش می کند یا مدتی طولانی از آن می گذرد یا مسائلی از این دست رخ می دهد.

مرجع

نزهة المتقين، تأليف جمعٌ من المشايخ، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى: 1397ه. صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. صحيح مسلم، تأليف: مسلم بن الحجاج النيسابوري، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. شرح رياض الصالحين، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، الناشر: دار الوطن للنشر، الطبعة: 1426هـ. رياض الصالحين، تأليف: محيي الدين يحيى بن شرف النووي، تحقيق: د.ماهر بن ياسين الفحل، الطبعة الأولى، 1428هـ. دليل الفالحين، تأليف: محمد بن علان، الناشر: دار الكتاب العربي، نسخة الكترونية، لا يوجد بها بيانات نشر. منار القاري، تأليف: حمزة محمد قاسم، الناشر: مكتبة دار البيان، عام النشر: 1410هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

همانا آفرینش یکی از شما در شکم مادرش در چهل روز نخست گردآوری می‌شود

عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَهُوَ الصَّادِقُ المَصْدُوقُ: «إِنَّ أَحَدَكُمْ يُجْمَعُ خَلْقُهُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا، ثُمَّ يَكُونُ عَلَقَةً مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ يَكُونُ مُضْغَةً مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ يُرْسَلُ إلَيْهِ المَلَكُ فَيَنْفُخُ فِيهِ الرُّوحَ، وَيُؤْمَرُ بِأَرْبَعِ كَلِمَاتٍ: بِكَتْبِ رِزْقِهِ، وَأَجَلِهِ، وَعَمَلِهِ، وَشَقِيٍّ أَوْ سَعِيدٍ؛ فَوَالَّذِي لَا إلَهَ غَيْرُهُ إنَّ أَحَدَكُمْ لَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ الجَنَّةِ حَتَّى مَا يَكُونُ بَيْنَهُ وَبَيْنَهَا إلَّا ذِرَاعٌ فَيَسْبِقُ عَلَيْهِ الكِتَابُ فَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ النَّارِ فَيَدْخُلُهَا، وَإِنَّ أَحَدَكُمْ لَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ النَّارِ حَتَّى مَا يَكُونُ بَيْنَهُ وَبَيْنَهَا إلَّا ذِرَاعٌ، فَيَسْبِقُ عَلَيْهِ الكِتَابُ فَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ الجَنَّةِ فَيَدْخُلُهَا».
از ابوعبدالرحمن، عبدالله بن مسعود، رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم ـ که راستگو و تصدیق‌شده است ـ به ما خبر داد: «همانا آفرینش یکی از شما در شکم مادرش در چهل روز نخست گردآوری می‌شود، سپس به همان اندازه[چهل روز] لخته خون می‌شود، سپس به همان اندازه[چهل روز] تکه گوشتی می‌گردد. آنگاه فرشته به سوی او فرستاده می‌شود و در او روح می‌دمد، و به چهار کلمه فرمان داده می‌شود: نوشتن روزی او، و اجل او، و عمل او، و شقاوت یا سعادتمند بودن او؛ پس سوگند به آنکه جز او خدایی نیست، همانا یکی از شما به عمل اهل بهشت عمل می‌کند، تا آنجا که میان او و بهشت جز یک ذراع فاصله نمی‌ماند، آنگاه نوشته [تقدیر] بر او پیشی می‌گیرد و به عمل اهل دوزخ عمل می‌کند و در آن وارد می‌شود. و همانا یکی از شما به عمل اهل دوزخ عمل می‌کند، تا آنجا که میان او و دوزخ جز یک ذراع فاصله نمی‌ماند، آنگاه نوشته [تقدیر] بر او پیشی می‌گیرد و به عمل اهل بهشت عمل می‌کند و در آن وارد می‌شود.»
به روایت بخاری و مسلمدرجهصحیح است
شرح

ابن مسعود رضی الله عنه می‌گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم که در سخنش راستگوست و مصدوق است زیرا الله تعالی او را تصدیق نموده، فرمود: خلقت (نطفهٔ) هریک از شما گردآوری می‌شود؛ به این صورت که وقتی مرد با همسرش همخوابی می‌کند، منی پراکندهٔ او در شکم زن به مدت چهل روز به صورت نطفه می‌ماند، سپس به همان مدت به صورت عَلَقه می‌ماند که خونی است غلیظ و بسته؛ و این دومین چهل روز است، سپس تبدیل به مُضغه می‌شود یعنی تکه گوشتی به اندازه‌ای که جویده شود؛ و این سومین چهل روز است، سپس الله متعال، فرشته را به سوی او می‌فرستد و پس از پایان چهل روزِ سوم در آن روح می‌دمد؛ و آن فرشته به نوشتن چهار چیز امر می‌شود: روزی‌اش، یعنی مقدار نعمتی که در عمرش به دست می‌آورد؛ و اجلش یعنی مدت بقای او در دنیا، و عملش که چیست؟ و بدبخت یا خوشبخت شدنش. سپس پیامبر صلی الله علیه وسلم سوگند یاد می‌کند که کسی عمل اهل بهشت را انجام می‌دهد و اعمالش نیکوست - یعنی چنانکه مردم می‌بینند - و بر همین روند خواهد ماند تا جایی که میان او و بهشت جز یک گز فاصله نمی‌ماند؛ یعنی میان او و رسیدن به بهشت فاصله‌ای نیست مگر به اندازه‌ای که کسی تا جایی یک گز فاصله دارد؛ پس ناگهان تقدیر و آنچه برایش مقدر شده از او پیشی می‌گیرد، پس عمل اهل دوزخ را انجام می‌دهد و خاتمهٔ کارش با آن می‌شود و درنتیجه وارد دوزخ می‌گردد؛ زیرا شرط پذیرش عمل آن است که بر انجام آن پایدار بماند و تغییر نکند. و شخصی دیگر اعمال اهل دوزخ را انجام می‌دهد تا آنکه به افتادن در دوزخ نزدیک می‌شود تا جایی که انگار میان او و دوزخ به اندازهٔ یک گز فاصله مانده باشد، اما تقدیر و آنچه برایش مقدر شده بر او غالب می‌شود و عمل اهل بهشت را انجام می‌دهد و وارد بهشت می‌شود.

فواید
  1. بیان مراحل آفرینش انسان.
  2. ایمان به قضا و قدر.
  3. عاقبت امور به آنچه قضا بر آن سبقت جسته و تقدیر بر آن جاری شده منتهی می‌شود.
  4. هشدار نسبت به فریفته شدن به ظاهر اعمال؛ زیرا ارزش اعمال به پایان آن بستگی دارد.
مرجع

صحيح البخاري (9/ 135) (7454)، (4/ 111) (3208). صحيح مسلم (4/ 2036) (2643). عمدة القاري شرح صحيح البخاري (15/ 130). شرح الأربعين النووية للعثيمين (ص: 84).

این حدیث در HadeethEnc.com

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com