پرش به محتوا
احادیث با شرح

ممنوعات احرام

۶ حدیث

شخصی هنگام وقوف در عرفات از سوار خود بر زمين افتاد و گردنش شكست (و وفات كرد). پس رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «اغْسِلُوهُ بِمَاءٍ وَسِدْرٍ، وَكَفِّنُوهُ فِي ثوْبَيْنِ، وَلا تُحَنِّطُوهُ، وَلا تُخَمِّرُوا رَأْسَهُ، فَإِنَّهُ يُبْعَث يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُلَبِّيًا»: «او را با آب و سدر غسل دهيد و در دو پارچه كفن كنيد و مواد خوشبو نزنيد و سرش را نپوشانيد. زيرا او روز قيامت لبيك گويان برانگيخته می شود».

عن عبد الله بن عباس رضي الله عنهما قال: «بينما رجل واقف بِعَرَفَةَ، إذ وقع عن راحلته، فَوَقَصَتْهُ -أو قال: فَأوْقَصَتْهُ- فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : اغْسِلُوهُ بماء وسدر، وكَفِّنُوهُ في ثوبيه، ولا تُحَنِّطُوهُ، ولا تُخَمِّرُوا رأسه؛ فإنه يُبْعَثُ يوم القيامة مُلبِّياً».
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: شخصی هنگام وقوف در عرفات از سوار خود بر زمين افتاد و گردنش شكست (و وفات كرد). پس رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «اغْسِلُوهُ بِمَاءٍ وَسِدْرٍ، وَكَفِّنُوهُ فِي ثوْبَيْنِ، وَلا تُحَنِّطُوهُ، وَلا تُخَمِّرُوا رَأْسَهُ، فَإِنَّهُ يُبْعَث يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُلَبِّيًا»: «او را با آب و سدر غسل دهيد و در دو پارچه كفن كنيد و مواد خوشبو نزنيد و سرش را نپوشانيد. زيرا او روز قيامت لبيك گويان برانگيخته می شود».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

مردی از صحابه که احرام داشت و سوار بر شترش مشغول وقوف در عرفات بود، از آن افتاد و گردنش شکست و به همین دلیل هم وفات یافت؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم به صحابه دستور داد وی را همچون دیگران با آب و سدر غسل داده و در ازار و ردایی کفن کنند که با آنها احرام بسته است؛ تا اینکه آثار احرام و عبادت بر او باقی باشد؛ و آنها را از خوشبو کردن وی و پوشاندن سرش نهی کرد و حکمتش را بیان داشت؛ اینکه الله متعال او را در همان حالتی مبعوث می گرداند که وفات کرده است، با تلبیه که شعار حج است.

مرجع

تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق: محمد صبحي حلاق، مكتبة الصحابة، الإمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، الطبعة: العاشرة 1426هـ، 2006م. تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام، محمد بن صالح العثيمين، مكتبة الصحابة، الإمارات، الطبعة: الأولى 1426هـ، 2005م. الإفهام في شرح عمدة الأحكام لابن باز، تحقيق: سعيد القحطاني، مؤسسة عبد العزيز بن باز الخيرية، الرياض، الطبعة: الأولى 1435هـ. خلاصة الكلام شرح عمدة الأحكام، فيصل بن عبد العزيز المبارك، الطبعة: الثانية 1412هـ، 1992م. صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ. صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ. تاج العروس من جواهر القاموس، محمّد أبو الفيض الملقّب بمرتضى الزَّبيدي، نشر: دار الهداية.

این حدیث در HadeethEnc.com

از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که در عرفات خطبه خواند و فرمود: «هر محرمی که کفشی برای پوشیدن نیافت، موزه بپوشد و هر محرمی که ازاری برای پوشیدن نیافت، باید سراویل بپوشد».

عن عبد الله بن عباس رضي الله عنهما قال: «سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يخطب بِعَرَفَاتٍ: من لم يَجِدْ نَعْلَيْنِ فَلْيَلْبَسِ الخُفَّيْنِ، ومن لَمْ يَجِدْ إِزَارًا فَلْيَلْبَسْ السَّرَاوِيلَ -للمحرم-».
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که در عرفات خطبه خواند و فرمود: «مَنْ لَمْ يَجِدِ النَّعْلَيْنِ فَلْيَلْبَسِ الخُفَّيْنِ، وَمَنْ لَمْ يَجِدْ إِزَارًا فَلْيَلْبَسْ سَرَاوِيلَ لِلْمُحْرِمِ» «هر محرمی که کفشی برای پوشیدن نیافت، موزه بپوشد و هر محرمی که ازاری برای پوشیدن نیافت، باید سراویل بپوشد».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

ابن عباس رضی الله عنهما خبر می دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم در روز عرفه در عرفات به ایراد خطبه پرداخت و در صورت عدم وجود کفش، پوشیدن موزه را برای آنها مباح شمرد و ذکری از قطع کردن مقداری از موزه که بالاتر از قوزک هست، به میان نیاورد و پوشیدن سراویل را برای کسی که ازاری نیابد، مباح شمرد و شکافتن آن را شرط نکرد و این تخفیفی از جانب شارع حکیم بود. ازار: پارچه و لباسی که با آن از ناف به پایین پوشیده می شد. سراویل: آنچه در قسمت پایین بدن پوشیده می شود و هر پا به صورت جدا از دیگری پوشیده می شود. شلوار.

مرجع

عمدة الأحكام، تأليف: عبد الغني بن عبد الواحد المقدسي، تحقيق: محمود الأرناؤوط، دار الثقافة العربية ومؤسسة قرطبة، الطبعة الثانية، 1408هـ. تيسير العلام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق محمد صبحي بن حسن حلاق، مكتبة الصحابة ومكتبة التابعين، الطبعة العاشرة، 1426 هـ. تأسيس الأحكام شرح عمدة الأحكام، تأليف: أحمد بن يحي النجمي: نسخة إلكترونية لا يوجد بها بيانات نشر. تنبيه الأفهام شرح عمدة الإحكام، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، مكتبة الصحابة ومكتبة التابعين، الطبعة الأولى: 1426هـ. صحيح البخاري ، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري ، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ صحيح مسلم ، تأليف: مسلم بن الحجاج النيسابوري، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

این حدیث در HadeethEnc.com

پيراهن، عمامه، شلوار، جامه ی کلاه دار و موزه نمی پوشد، مگر کسی که کفشی نيابد؛ چنين کسی می تواند موزه ها را از زير استخوان قوزک پا قطع نمايد و بپوشد.

عن عبد الله بن عمر رضي الله عنهما «أن رجلًا قال يا رسول الله، ما يَلْبَسُ المُحْرِمُ مِنَ الثياب؟ قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : لا يلبسُ القميص، ولا العَمَائِمَ ، وَلاَ السَّرَاوِيلاَتِ، ولا البَرَانِسَ، ولا الخِفَافَ، إلا أحدٌ لا يجِدُ نَعْلَيْنِ، فَلْيَلْبَسْ خُفَّيْنِ، وَلْيَقْطَعْهُمَا أسفلَ من الكعبين، وَلا يَلْبَسْ من الثياب شيئا مَسَّهُ زَعْفَران أوْ وَرْسٌ»، وللبخاري: «ولا تَنْتَقِبُ المرأة، وَلا تلبس الْقُفَّازَيْنِ».
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: مردی گفت: ای رسول خدا، مُحرِم چه لباسی بپوشد؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «لاَ يَلْبَسِ القَمِيصَ، وَلاَ العَمَائِمَ، وَلاَ السَّرَاوِيلاَتِ، وَلاَ البَرَانِسَ، وَلَا الْخِفَافَ، إِلَّا أَحَدٌ لَا يَجِدُ النَّعْلَيْنِ، فَلْيَلْبَسِ ْخُفَّيْنِ، وَلْيَقْطَعْهُمَا أَسْفَلَ مِنَ الْكَعْبَيْنِ، وَلَا يَلْبَسِ مِنَ الثِّيَابِ شَيْئًا مَسَّهُ زَعْفَرَانُ أوْ وَرْسٌ»: «پيراهن، عمامه، شلوار، جامه ی کلاه دار و موزه نمی پوشد، مگر کسی که نعلین (دمپایی) نيابد؛ چنين کسی می تواند موزه ها را از زير استخوان قوزک پا، قطع نمايد و بپوشد. همچنين لباسی را که با عطر يا زعفران آغشته شده، نمی پوشد». و در روایت بخاری آمده است: «وَلاَ تَنْتَقِبِ المَرْأَةُ، وَلاَ تَلْبَسِ القُفَّازَيْنِ»: «و زن نه نقاب می زند و نه دستکش می پوشد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

صحابه رضی الله عنهم می دانستند که وضعیت آنها به هنگام احرام با حالت عادی متفاوت است؛ به همین دلیل مردی از رسول الله صلی الله علیه وسلم در خصوص مواردی سوال می کند که پوشیدن آنها برای محرم مباح است. اما از آنجا که منطقی تر این است از چیزهایی سوال شود که پوشیدن آنها برای محرم درست نیست، چون تعداشان اندک هستند و از طرفی به رسول الله صلی الله علیه وسلم جوامع الکلم (سخنان کوتاه و پر محتوا) داده شده است، پاسخ این سوال را با بیان مواردی می دهد که محرم باید از آنها دوری کند و سایر موارد برای وی حلال می باشند. و به این ترتیب علم زیادی حاصل می گردد. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم مواردی را که پوشیدن آنها برای مردان حرام است، ذکر می کند و می فرماید: نباید پیراهن یا همان قمیص بپوشد؛ و این شامل تمام لباس هایی می شود که به اندازه ی بدن دوخته می شوند. و همچنین نباید عمامه و جامه ی کلاه دار بپوشد و نباید چیزی بپوشد که سر را می پوشاند و با سر در تماس قرار می گیرد؛ همچنان که نباید شلوار و هرچیزی بپوشد که عضوی از بدن را کاملا می پوشاند مانند دستکش و مشابه آن؛ و به طور کلی نباید پوشاکی را استفاده کند که دوخته شده یا کاملا پوشاننده باشد. همچنین نباید موزه یا چیزی مانند آن بپوشد که پاها را به همراه قوزک ها می پوشاند، فرقی نمی کند از جنس پنبه باشد یا پشم یا پوست یا هر چیز دیگری؛ اما کسی که به وقت احرام کفشی برای پوشیدن نیابد، می تواند موزه بپوشد، به شرطی که آنها را از زیر قوزک ها قطع کند تا همچون کفش شوند. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم مواردی را بیان می کند که در سوال نبوده است؛ اما اقتضای بیان آنها در این زمینه وجود دارد؛ بنابراین به مواردی می پردازد که به صورت مطلق برای محرم چه زن و چه مرد، حرام هستند؛ و می فرماید: نباید لباسی بپوشند که با زعفران یا عطر خوشبو شده است، چه دوخته شده باشد یا دوخته نشده باشد؛ و به این ترتیب اشاره می کند که باید از انواع خوشبویی ها دوری کرد؛ سپس آنچه بر زنان رعایت آن واجب است، بیان می کند؛ اینکه برای آنها حرام است صورت شان را بپوشند و دستکش دست کنند و دستان شان را بپوشانند.

مرجع

عمدة الأحكام، تأليف: عبد الغني بن عبد الواحد المقدسي، تحقيق: محمود الأرناؤوط، دار الثقافة العربية ومؤسسة قرطبة، الطبعة الثانية، 1408هـ. تيسير العلام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق محمد صبحي بن حسن حلاق، مكتبة الصحابة ومكتبة التابعين، الطبعة العاشرة، 1426 هـ. تأسيس الأحكام شرح عمدة الأحكام، تأليف: أحمد بن يحي النجمي: نسخة إلكترونية لا يوجد بها بيانات نشر. تنبيه الأفهام شرح عمدة الإحكام، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، مكتبة الصحابة ومكتبة التابعين، الطبعة الأولى: 1426هـ. الإفهام في شرح عمدة الأحكام، للشيخ عبد العزيز بن عبد الله بن باز، تحقيق: سعيد بن علي بن وهف القحطاني، الطبعة الأولى، 1435 هـ خلاصة الكلام على عمدة الأحكام، تأليف: فيصل بن عبد العزيز آل مبارك، الطبعة الثانية، 1412 هـ صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري ، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ صحيح مسلم، تأليف: مسلم بن الحجاج النيسابوري، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

این حدیث در HadeethEnc.com

گورخری به رسول الله صلى الله عليه وسلم اهدا کردم.

عن الصعب بن جَثَّامَةَ رضي الله عنه ، قال: أهديتُ رسولَ الله - صلى الله عليه وسلم - حماراً وحشياً، فَرَدَّهُ عَلَيَّ، فلما رأى ما في وجهي، قال: «إنا لم نَرُدَّهُ عليك إلا لأنَّا حُرُمٌ».
از صعب بن جَثامه رضی الله عنه روایت است که می گوید: گورخری به رسول الله صلى الله عليه وسلم هدیه کردم که رسول الله صلى الله عليه وسلم آن را به من بازگرداند؛ اما چون از چهره ام دريافت که به خاطر قبول نکردنِ هديه ام ناراحت شده ام، فرمود: «إنا لم نَرُدَّهُ عليك إلا لأنَّا حُرُمٌ»: «ما تنها به اين دلیل هديه ات را به تو بازگرداندیم (و آن را قبول نکردیم) که در احرام هستيم».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

يکی از ويژگی های اخلاقی رسول الله صلى الله عليه وسلم اين بود که به خاطرِ جلب رضايت ديگران، از دينِ الله کوتاه نمی آمد، در عین حال دل آنها را نیز به دست می آورد؛ به عنوان مثال وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم در حال احرام بود و در مسیر راه، مهمان صعب بن جثامه رضی الله عنه گشت، صعب که تیرانداز و شکارچی ماهری بود برای پذیرایی از رسول الله صلی الله علیه وسلم گورخری شکار کرد و آن را به خدمت پیامبر آورد؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را نپذیرفت؛ این رفتار پیامبر برای صعب گران تمام شد که چگونه رسول الله صلی الله علیه وسلم هدیه وی را رد نموده و نپذیرفت؟ به همین دلیل رنگ چهره اش دگرگون شد؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم که متوجه ناراحتی صعب شد، دلش را به دست آورد و به وی خبر داد که دلیل نپذیرفتن هدیه اش، محرم بودن آنهاست و محرم نباید از شکاری که مشخصا برای او شکار شده بخورد.

مرجع

بهجة شرح رياض الصالحين؛ تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي. تطريز رياض الصالحين؛ تأليف فيصل آل مبارك، تحقيق د. عبدالعزيز آل حمد، دار العاصمة-الرياض، الطبعة الأولى، 1423هـ. رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين؛ للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428هـ. شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن-الرياض، 1426هـ. صحيح البخاري –الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبدالله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبدالباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. فتح الباري بشرح صحيح البخاري؛ للحافظ أحمد بن علي بن حجر العسقلاني، دار المعرفة-بيروت. كنوز رياض الصالحين؛ فريق علمي برئاسة أ.د. حمد العمار، دار كنوز إشبيليا-الرياض، الطبعة الأولى، 1430هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

مواد خوشبوی بدنت را سه بار بشوی و جبه را از تن بيرون كن. سپس، آنچه را كه در حج انجام می دهی، در عمره نيز انجام بده.

عن صفوان بن يَعْلَى: أنَّ يَعْلَى قال لعمر رضي الله عنه : أَرِني النبيَّ صلى الله عليه وسلم حِين يُوحَى إليه، قال: «فبيْنَما النبي صلى الله عليه وسلم بالجِعِرَّانة، ومعه نَفَرٌ من أصحابه، جاءه رجل فقال: يا رسول الله، كيف ترى في رجل أحْرَم بعمرة، وهو مُتَضَمِّخٌ بطِيب، فسكت النبيُّ صلى الله عليه وسلم ساعة، فجاءه الوحْي، فأشار عمر رضي الله عنه إلى يَعْلَى، فجاء يَعْلَى وعلى رسول الله صلى الله عليه وسلم ثوْب قد أُظِلَّ به، فأَدخَل رأسه، فإذا رسول الله صلى الله عليه وسلم مُحْمَرُّ الوجه، وهو يَغِطُّ، ثم سُرِّيَ عنه، فقال: «أين الذي سأل عن العمرة؟» فأُتي برجل، فقال: «اغسل الطِّيبَ الذي بِكَ ثلاث مرات، وانزِعْ عنك الجُبَّة، واصنع في عُمرتك كما تصنعُ في حَجَّتك» قلت لعطاء: أراد الإنقاء حين أمره أن يغسل ثلاث مرات؟ قال: «نعم».
از صفوان بن يَعْلَى روایت است که می گوید: یعلی به عمر رضی الله عنه گفت: رسول الله صلى الله عليه وسلم را هنگام نزول وحی به من نشان بده. يعلی می گويد: روزی رسول الله صلى الله عليه وسلم با چند نفر از صحابه رضوان الله عليهم در جعرانه تشريف داشت كه شخصی نزد وی آمد و گفت: يا رسول الله، نظر شما درباره كسی كه برای عمره، احرام بسته و لباسش معطر باشد چيست؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم اندكی سكوت كرد. در آن اثنا، وحی نازل شد. پس عمر رضی الله عنه به یعلی اشاره كرد و یعلی آمد؛ این درحالی بود که پارچه ای بر روی رسول الله صلی الله علیه وسلم سایه ایجاد کرده بود. پس یعلی سرش را زیر پارچه برد و رسول الله صلی الله علیه وسلم را چنان دید که چهره ی مبارک قرمز شده و نفس عميق می كشد و پس از آن به تدریج آثار وحی بر طرف شد و فرمود: «أَيْنَ الَّذِي سَأَلَ عَنِ الْعُمْرَةِ»: «كجا است كسی كه درباره عمره پرسيد؟» آن شخص را نزد ايشان آوردند. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «اغْسِلِ الطِّيبَ الَّذِي بِكَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ، وَانْزِعْ عَنْكَ الْجُبَّةَ، وَاصْنَعْ فِي عُمْرَتِكَ كَمَا تَصْنَعُ فِي حَجَّتِكَ»: «مواد خوشبوی بدنت را سه بار بشوی و جبه را از تن بيرون كن. سپس، آنچه را كه در حج انجام می دهی، در عمره نيز انجام بده»؛ به عطا گفتم: وقتی فرمود سه مرتبه غسل کن، منظورش پاک شدن از آن بود؟ گفت: بله.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

یعلی بن امیه به عمر رضی الله عنهما می گوید: وقتی وحی بر رسول الله صلى الله عليه وسلم نازل شد به من خبر بده تا او را در آن حالت ببینم و شاهد کیفیت نزول وحی بر ایشان باشم. روزی رسول الله صلى الله عليه وسلم با چند نفر از صحابه رضوان الله عليهم در جعرانه - مکانی میان مکه و طائف است؛ مقیمان مکه که اراده عمره دارند از آنجا احرام می بندند - تشريف داشت. در این اثنا شخصی نزد ایشان آمده و خبر می دهد: درحالی برای عمره احرام بسته که لباس و بدنش معطر بوده است، حال باید چه کند؟ پس رسول الله صلى الله عليه وسلم اندكی سكوت می کند و بلافاصله به او پاسخ نمی دهد. در این هنگام وحی نازل می شود و عمر رضی الله عنه با دست به یعلی اشاره می کند تا آمده و کیفیت نزول وحی بر رسول الله صلی الله علیه وسلم را مشاهده نماید. و یعلی درحالی می آید كه صحابه پارچه ای را برای سايه، روی سر رسول الله صلی الله علیه وسلم نگه داشته بودند. و یعلی سرش را زير پارچه برده و رسول الله صلی الله علیه وسلم را درحالی می بیند که چهره ی مباركش قرمز شده و نفس عميق می كشد و صدای نفس هایش شنیده می شود. سپس وحی قطع شده و آثار وحی بر طرف می شود و آرام می گیرد و به کسی که سؤال کرده بود می فرماید: «مواد خوشبوی بدنت را سه بار بشوی» و اینگونه او را به از بین بردن اثر خوشبویی از بدن و لباسش فرمان می دهد و اینکه جبه را از تن بيرون كند، چون دوخته شده بود. و همان کارهایی را در عمره اش انجام دهد که در حج می کند، از جمله: دوری نمودن از مواد خوشبو و غیره. زیرا ممنوعات حج و عمره مشترک می باشند.

مرجع

- صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422ه. - صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. - عمدة القاري شرح صحيح البخاري، لمحمود بن أحمد بن موسى الحنفى بدر الدين العينى، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. - منار القاري شرح مختصر صحيح البخاري، لحمزة محمد قاسم، راجعه: الشيخ عبد القادر الأرناؤوط، عني بتصحيحه ونشره: بشير محمد عيون، الناشر: مكتبة دار البيان، دمشق - الجمهورية العربية السورية، مكتبة المؤيد، الطائف - المملكة العربية السعودية، عام النشر: 1410 هـ - 1990 م. - معجم لغة الفقهاء، المؤلف: محمد رواس قلعجي - حامد صادق قنيبي، الناشر: دار النفائس للطباعة والنشر والتوزيع، الطبعة: الثانية، 1408 هـ - 1988 م. - المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، للنووي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، الطبعة: الثانية، 1392ه.

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلی الله علیه وسلم در حالی با وی ازدواج کرده که حلال بوده است.

عن يَزِيد بن الأصمِّ قال: حدَّثَتْني مَيْمونَة بنت الحارث رضي الله عنها «أن رسول الله صلى الله عليه وسلم تَزَوَّجها وهو حلال»، قال: «وكانت خالَتي، وخالةَ ابنِ عباس».
از یزید بن اصم روایت است که می گوید: میمونه دختر حارث رضی الله عنها برای من روایت نمود و گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم در حالی با وی ازدواج کرده که حلال بوده است. یزید بن اصم می گوید: میمونه خاله ی من و خاله ی ابن عباس بود.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

یزید بن اصم ذکر می کند که ام المومنین میمونه دختر حارث رضی الله عنها به وی خبر داده که رسول الله صلی الله علیه وسلم درحالی با ایشان ازدواج کرده که از احرامش بیرون آمده است و در حین ازدواج با ایشان احرام حج یا عمره نداشته است. سپس نسبت خود با میمونه رضی الله عنها را ذکر می کند که ایشان خاله ی او و ابن عباس رضی الله عنهما بوده است. و این نزدیکی او به صاحب داستان را می رساند و اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم به هنگام ازدواج با میمونه رضی الله عنها محرم نبوده، چنانکه ابن عباس می گوید.

مرجع

صحيح مسلم، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، للنووي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، الطبعة الثانية، 1392ه. مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، لعلي بن سلطان الملا الهروي القاري، الناشر: دار الفكر، بيروت – لبنان، الطبعة الأولى، 1422هـ - 2002م. توضيح الأحكام مِن بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن بن صالح البسام، الناشر: مكتبة الأسدي، مكة المكرّمة، الطبعة الخامِسَة، 1423هـ - 2003م. تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة الأولى، 1427ه - 2006م. فتح ذي الجلال والإكرام شرح بلوغ المرام، لمحمد بن صالح بن محمد العثيمين، تحقيق: صبحي بن محمد رمضان، وأُم إسراء بنت عرفة، ط1، المكتبة الإسلامية، مصر، 1427ه. منحة العلام في شرح بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن صالح الفوزان، الناشر: دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1427هـ - 1431هــ.

این حدیث در HadeethEnc.com

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com