پرش به محتوا
احادیث با شرح

خطاهاى نمازگزاران

۱۲ حدیث

به هنگام حاضر بودن غذا و فشار دفع ادرار و مدفوع، نمازی نیست

عن عَائِشَةَ رضيَ الله عنها قالت: إِنِّي سمعْتُ رسولَ الله صلى الله عليه وسلم يقول: «لَا صَلَاةَ بِحَضْرَةِ الطَّعَامِ، وَلَا هُوَ يُدَافِعُهُ الْأَخْبَثَانِ».
از عایشه ـ رضی الله عنها ـ روایت است که گفت: من از رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیدم که می‌فرمود: «لَا صَلَاةَ بِحَضْرَةِ الطَّعَامِ، وَلَا هُوَ يُدَافِعُهُ الْأَخْبَثَانِ»: «به هنگام حاضر بودن غذا و فشار دفع ادرار و مدفوع، نمازی نیست».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ از نماز خواندن به هنگام حاضر بودن غذایی که نمازگزار بدان میل دارد و دلش به دنبال آن است، نهی کردند؛ و همینطور از نماز خواندن با وجود فشار دو پلیدی - یعنی ادرار و مدفوع - نهی کردند، زیرا ذهن او در این حالت مشغول به دفع این دو است.

فواید
  1. شایسته‌ی مسلمان همین است که پیش از وارد شدن به نماز، هر چیزی که او را در نماز مشغول خود می‌کند، از خود دور نماید.
مرجع

صحيح مسلم (1/ 393) (560). شرح النووي على مسلم (5/ 46). تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام (ص96). تنبيه الأفهام شرح عمدة الأحكام، لابن عثيمين (1/ 123).

این حدیث در HadeethEnc.com

هيچيک از سخنان مردم، شايسته ی اين نماز نيست؛ بلکه نماز، عبارت از تسبيح و تکبير و قرائت قرآن است.

عن معاوية بن الحَكم السُّلَمي رضي الله عنه قال: بَيْنَا أنا أُصلِّي مع رسول الله صلى الله عليه وسلم ، إذ عَطَس رجُل من القوم، فقلت: يَرْحَمُكَ الله، فَرَمَانِي القوم بأبْصَارهم، فقلت: وَاثُكْلَ أُمِّيَاهْ، ما شَأنُكُم تنظرون إليَّ؟، فجعلوا يضربون بأيْدِيهم على أفْخَاذِهم، فلما رأيتهم يُصَمِّتُونَنِي لكنِّي سَكَتُّ، فلما صلَّى رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فَبِأَبِي هو وأمِّي، ما رأيت معَلِّما قَبْلَه ولا بَعده أحْسَن تَعليما منه، فوالله، ما كَهَرَنِي وَلَا ضَرَبني وَلَا شَتَمَنِي، قال: «إن هذه الصلاة لا يَصلح فيها شيء من كلام الناس، إنما هو التَّسبيح والتَّكبير وقراءة القرآن»، أو كما قال رسول الله صلى الله عليه وسلم قلت: يا رسول الله، إنِّي حديث عَهد بِجَاهلية، وقد جاء الله بالإسلام، وإن مِنَّا رجَالا يَأتون الكُهَّان، قال: «فلا تَأْتِهِم» قال: ومِنَّا رجَال يَتَطَيَّرُونَ، قال: ذَاك شَيء يَجِدونه في صُدورهم، فلا يَصُدَّنَّهُمْ -قال ابن الصَّبَّاحِ: فلا يَصُدَّنَّكُم- قال قلت: ومِنَّا رجال يَخُطُّونَ، قال: «كان نَبِي من الأنبياء يَخُطُّ، فمن وافق خَطَه فَذَاك»، قال: وكانت لي جَارية تَرعى غَنَما لي قِبَل أُحُدٍ والْجَوَّانِيَّةِ، فَاطَّلَعْتُ ذات يوم فإذا الذِّيب قد ذهب بِشَاة من غَنَمِهَا، وأنا رجُلٌ من بَني آدم، آسَف كما يَأْسَفُونَ؛ لكني صَكَكْتُهَا صَكَّة، فَأَتَيْت رسول الله صلى الله عليه وسلم فَعظَّم ذلك عليَّ، قلت: يا رسول الله أفلا أُعْتِقُهَا؟ قال: «ائْتِنِي بها»، فَأَتَيْتُهُ بها، فقال لها: «أَيْن الله؟» قالت: في السَّماء، قال: «من أنا؟»، قالت: أنت رسول الله، قال: «أَعْتِقْهَا، فَإِنها مُؤْمِنَةٌ».
از معاویه بن حَکم سلمی رضی الله عنه روایت است که می گوید: همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز می خواندم که فردی از ميان مردم عطسه زد. من "يرحمک الله" گفتم. پس همه ی مردم با تعجب به من نگاه کردند. پس گفتم: مادرم به عزايم بنشيند، چرا اينگونه به من نگاه می کنيد!؟ آنگاه مردم شروع به زدن دست های شان بر روی ران های شان نمودند. هنگامی که متوجه شدم مرا به سکوت دعوت می کنند، سکوت نمودم. وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم سلام داد ـ پدر و مادرم فدايش باد؛ هيچ معلمی را قبل و بعد از او ندیدم که در آموزش دادن بهتر از ایشان باشدـ به الله سوگند، نه سرم داد کشيد، نه مرا کتک زد و نه بد و بيراه گفت؛ بلکه فرمود: «إِنَّ هَذِهِ الصَّلاَةَ لاَ يَصْلُحُ فِيهَا شَيْءٌ مِنْ كَلاَمِ النَّاسِ، إِنَّمَا هُوَ التَّسْبِيحُ وَالتَّكْبِيرُ وَقِرَاءَةُ الْقُرْآنِ»: «هيچيک از سخنان مردم، شايسته ی اين نماز نيست؛ بلکه نماز، عبارت از تسبيح و تکبير و قرائت قرآن است». يا چيزی شبيه اين فرمود. گفتم: ای رسول خدا، من تازه جاهلیت را پشت سر گذاشتم و تازه مسلمانم؛ و الله اسلام را به ما عنايت نموده است. تعدادی از مردم ما نزد کاهنان (غيبگويان) می روند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «فلا تَأْتِهِم»: «تو نزد کاهنان نرو». گفتم: تعدادی از ما فال می گيرند؟ فرمود: «ذَاكَ شَيْءٌ يَجِدُونَهُ فِي صُدُورِهِمْ فَلاَ يَصُدَّنَّهُمْ - قال ابن الصَّبَّاحِ: فلا يَصُدَّنَّكُم -»: «اين وسوسه ای است که در دل های شان خطور می کند و نبايد آنها را از تصميم و کارِشان باز دارد». گفتم: بعضی از ما با خط کشيدن روی زمين، فال می گيرند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «كَانَ نَبِيٌّ مِنَ الأَنْبِيَاءِ يَخُطُّ، فَمَنْ وَافَقَ خَطَّهُ فَذَاكَ»: «يکی از پيامبران با خط کشيدن، فال می گرفت. پس خط کشيدن هرکس با خط کشيدن آن پيامبر موافق باشد، خوب است (وگرنه جايز نيست و چون هيچکس نمی داند که خط کشيدن او موافق با خط کشيدن آن پيامبر است يا نه؛ لذا درباره ي حرمت خط کشيدن و فال گرفتن اتفاق نظر وجود دارد و اين کار از ويژگی هاي همان پيامبر شمرده می شود)». می گويد: کنيزی داشتم که گوسفندانم را در اطراف کوه احد و جوانيه می چرانيد. روزی متوجه شدم گرگ يکی از گوسفندان کنیز را برده است و از آنجایی که من انسان هستم و مانند ساير انسان ها خشمگين می شوم، يک سيلی به او زدم. پس از آن، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدم. رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را (گناه و اشتباه) بزرگی بحساب آورد. گفتم: يا رسول الله! او را آزاد نکنم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «ائْتِنِي بها»: «او را نزد من بياور». پس او را نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم بردم. رسول الله صلی الله علیه وسلم به او فرمود: «أَيْن الله؟»: «الله کجاست؟» کنيز گفت: «در آسمان است». رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسيد: «من أنا؟»: «من کيستم؟» کنيز گفت: تو پيامبر الله هستی. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم (خطاب به معاويه بن حکم) فرمود: «أَعْتِقْهَا، فَإِنها مُؤْمِنَةٌ»: «او را آزاد کن؛ زيرا او مؤمن است».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

معاویة بن حکم سُلمی رضی الله عنه از جریانی گزارش می دهد که در یکی از نمازهای جماعتش همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم برای او روی داد؛ ماجرا از این قرار است که معاویه صدای عطسه و سپس الحمدلله گفتن شخصی را شنید، درنتیجه در پاسخ به آن مرد "یرحمک الله" گفت. زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: «إِذَا عَطَسَ أَحَدُكُمْ فَلْيَقُلِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ، وَلْيَقُلْ لَهُ أَخُوهُ أَوْ صَاحِبُهُ: يَرْحَمُكَ اللَّهُ»: «وقتی يكی از شما عطسه كند، باید بگويد: "الحمد لله" (ستايش از آن خداست) و باید برادر و يا دوست او نیز در جوابش بگويد: "يرحمك الله" (الله بر تو رحم كند)». اما این صحابی بزرگوار نمی دانست مستحب بودن گفتن یرحمک الله به فردی که عطسه می زند و الحمدلله می گوید، مربوط به خارج از نماز است. معاویه می گوید: «همه ی مردم با تعجب به من نگاه کردند»؛ یعنی بدون اینکه چیزی بگویند با چشم های خود به او اشاره نمودند و با خشم به او نگاه کردند، اما معاویه باز هم دلیل این نگاه و این رفتار آنها را نمی دانست، در نتیجه آنها را اینگونه خطاب نمود که: «مادرم به عزايم بنشيند، چرا اينگونه به من نگاه می کنيد!؟» یعنی چرا با خشم و عصبانیت به من نگاه می کنید؟. "آنها با دست های خود به ران های شان زدند". یعنی: آنها با زدن دست ها بر ران های شان بر انکار خود تاکید نمودند. آنجا بود که منظورشان را فهمید و دانست که از او می خواهند سکوت کند و چیزی نگوید. و او نیز ساکت شد. می گوید: «هنگامی که متوجه شدم مرا به سکوت دعوت می نمايند، سکوت نمودم». یعنی: وقتی دانستم که آنان مرا به سکوت و سخن نگفتن امر می کنند، از نادانی و جهل خود نسبت به رفتاری که مرتکب شدم و غلو آنان در برخورد تندشان تعجب نمودم و تصمیم گرفتم با آنان مجادله نمایم، اما دستور آنان را اطاعت نموده و ساکت شدم، زیرا آنها از من آگاه تر بودند. و به مقتضای خشم خود عمل نکردم و دلیلش را نپرسیدم. "وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز خواند" یعنی: وقتی از نماز فارغ شد. "پدر و مادرم فدایش باد" این عبارت قسم نیست، بلکه فدا نمودن پدر و مادر است. "هيچ معلمی را قبل و بعد از او ندیدم که در آموزش دادن بهتر از ایشان باشدـ" زیرا رسول الله صلی الله علیه وسلم نه از او خشمگین شد و نه سرش داد کشید و نه او را زد، بلکه حکم شرعی را به روشی بیان نمود که پذیرش آن قابل قبول و بهتر باشد. "به الله سوگند سرم داد نزد" و بخاطر اشتباه و مخالفتی که انجام داده بودم، مرا نزد. "و به من دشنام نداد" و با من درشتخویی نکرد، بلکه به نرمی حکم شرعی را برای من بیان نموده و فرمود: "هيچيک از سخنان مردم، شايسته ی اين نماز نيست؛ بلکه نماز، عبارت از تسبيح و تکبير و قرائت قرآن است»؛ یعنی: سخنانی که میان مردم رد و بدل می شود شایسته نماز نیست؛ اگر چه در ابتدای اسلام این کار ایرادی نداشت، اما بعدا منسوخ شد. بلکه چیزی که در نماز است عبارت است از: سبحان الله، الله اکبر و تلاوت قرآن. "گفتم: يا رسول الله، من تازه جاهلیت را پشت سر گذاشتم و تازه مسلمانم»؛ یعنی: نزدیک به دوران جاهلیت هستم. و جاهلیت به دوران پیش از ورود شریعت گفته می شد، زیرا نادانی ها و بزهکاری های زیادی از مردم سر می زد. "و الله اسلام را آورد"؛ یعنی: از کفر به اسلام منتقل شدم و بسیاری از احکام دین را نمی دانم. "در میان ما مردمانی هستند که نزد کاهنان می روند" یعنی در میان یاران و دوستانش کسانی هستند که نزد کاهنان می روند و در مورد امور غیبی که در آینده روی می دهد از آنان سؤال می کنند. "فرمود: نزد آنها مرو" رسول الله صلی الله علیه وسلم از رفتن نزد کاهنان نهی فرمود، چون آنها از امور غیبی سخن می گویند که ممکن است برخی از آنها درست درآید؛ و به همین سبب ترس به فتنه افتادن انسان وجود دارد، زیرا آنها بسیاری از امور شریعت را برای مردم وارونه جلوه می دهند. و در احادیث صحیح متعددی از رفتن نزد کاهنان و تصدیق اقوال آنان و پذیرش مژدگانی های آنان نهی شده است. "وی گفت: «ومِنَّا رجَال يَتَطَيَّرُونَ»: تعدادی از ما فال می گيرند؟" «تطیر» عبارت است از فال بد زدن با دیدن یا شنیدن چیزی یا نسبت به زمان و یا مکانی. این کار نزد عرب ها معروف بود. تا جایی که اگر یکی از آنها قصد انجام کار خیری داشت و پرنده ای را می دید که به سمت چپ یا راست می رود، بنا بر آنچه معتقد بودند، این قصد و اراده را به تاخیر می انداخت. برخی از آنان نیز وقتی صدایی را می شنید و یا شخصی را می دید، فال بد می زد. برخی از آنها ازدواج در ماه شوال را بدشگون می دانستند و برخی روز چهارشنبه، یا ماه صفر را بدشگون می دانستند؛ و شریعت همه اینها را باطل اعلان نمود، زیرا این کارها بر عقل، اندیشه و منش انسان لطمه می زند و انسان نباید به هیچیک از این امور اهمیتی دهد و توکل بر الله همین است. "فرمود: اين وسوسه ای است که در دل های شان خطور می کند و نبايد آنها را از تصميم و کارِشان باز دارد». فال بد زدن چیزی است که ناخواسته در درون خود احساس می کنند و در این رابطه آنها را سرزنشی نیست، زیرا اکتسابی نیست، پس در رابطه با آن تکلیفی ندارند؛ اما این مسئله نباید در کارهای شان ممانعت ایجاد کند؛ این همان چیزی است که بر آن قادر هستند و اکتسابی است و در بر دارنده تکلیف است. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم آنها را از عمل به فال بد و انجام ندادن کارهای خود به خاطر آن نهی فرمود و احادیث متعددی در نهی از بدفالی وارد شده است. آنچه در اینجا از بدفالی مد نظر است، عمل به آن است نه مجرد وسوسه ای که انسان در درون خود احساس می کند، اما به مقتضای آن عمل نمی کند. "می گوید: گفتم: بعضی از ما با خط کشيدن روی زمين، همواره فال می گيرند؟». خط گرفتن نزد عرب از این قرار است که مرد فالگیری در مقابل خود یک پسر بچه را می نشاند و به او می گوید خط های متعددی را روی شن بکشد، سپس به او دستور می دهد که آن خط ها را دو تا دو تا پاک کند، سپس به آخرین خطوط می نگرد، اگر زوج باشد، دلیل رستگاری و موفقیت و پیروزی است، اما چنانچه فرد باشد، دلیل ناکامی و عدم موفقیت است. "رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: يکی از پيامبران با خط کشيدن، فال می گرفت"؛ یعنی خط هایی چون خط های رمالی می کشید و با هوشی که داشت مسائل را در می یافت. گفته شده که این پیامبر ادریس یا دانیال علیهما السلام بوده است. "پس خط کشيدن هرکس با خط کشيدن آن پيامبر موافق باشد، خوب است" یعنی: هرکس خطش موافق آن پیامبر درآید، می تواند چنین کند و این کار برای او مباح است، اما هیچ راهی برای کسب علم یقینی بر این موافقت وجود ندارد؛ پس انجام چنین کاری مباح نیست، یعنی حرام است؛ زیرا تنها با وجود داشتن یقین به موافقت این خط ها با خط آن پیامبر می توان آن را مباح دانست، اما چنین یقینی نزد ما وجود ندارد. ممکن است: چنین چیزی در شرع ما نسخ شده باشد و ممکن است مباح بودن خط با توجه به نبوت آن پیامبر بوده باشد و پس از آن قطع شده و ما نیز از آن کار نهی شده ایم. بنابراین حدیث مذکور بر تحریم عمل کردن به علم خط دلالت دارد، نه بر جواز آن؛ همچنان که بر بطلان روش مردم در علم رمل و رمالی و فاسد بودن آن دلالت دارد؛ زیرا مطابق بودن خط آنها با خط آن پیامبر، علم و آگاهی به آن را می طلبد و علم از دو طریق به دست می آید: اول: نص صریح و صحیح در بیان کیفیت این علم. دوم: نقل متواتر از زمان آن پیامبر تا زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم؛ و هر دوی اینها منتفی است. لازم به ذکر است که پیامبران مدعی علم غیب نبودند و به مردم نمی گفتند که از غیب خبر دارند و اخبار غیبی که به مردم می گفتند، وحی پروردگار بود و آن را به خود نسبت نمی دادند؛ چنانکه الله متعال می فرماید: «عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَدًا * إِلاَّ مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا» [الجن 26، 27] «[الله] دانای غیب است و هیچکس را بر [اسرارِ] غیبِ خود آگاه نمی سازد؛ مگر رسولانی که آنان را پسندیده [و برگزیده] است؛ که بی گمان، از پیش روی او و پشت سرش نگهبانی [از ملائکه برای محافظت از وی] می گمارد». زیرا علم غیب به الله اختصاص دارد و هرکس مدعی علم غیب شود، در واقع مدعی برخی از ویژگی های ربوبیت است و این کاری است که بزرگان این صنعت انجام می دهند و اینگونه دروغ این افراد مبنی بر این ادعا که این پیامبر معلم آنها بوده، مشخص می شود. "می گوید: من کنيزی داشتم که گوسفندانم را در اطراف کوه احد و جوانيه می چرانيد". یعنی: کنیزی داشت که گوسفندانش را در نزدیکی کوه احد می چرانید. "روزی متوجه شدم که گرگ يکی از گوسفندان کنیز را برده است" با اینکه گوسفند مال او می باشد اما می گوید: «گوسفندان کنیز» و مالکیت گوسفند را به آن کنیز نسبت می دهد، زیرا آن کنیز مسؤول نگه داری و چراندنش بود. "و از آنجایی که من انسان هستم و مانند ساير انسان ها خشمگين می شوم" یعنی: به این دلیل که گرگ یکی از گوسفندان را خورد، از کنیز خشمگین شدم و می خواستم محکم او را بزنم؛ زیرا معمولا خشم به چنین رفتاری می انجامد. "پس يک سيلی به او زدم". یعنی تنها به زدن یک سیلی به آن کنیز اکتفا نمودم. "پس از آن، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمدم. رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را (گناه و اشتباه) بزرگی بحساب آورد". پس از سیلی زدن به کنیز نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفته و ماجرا را برای ایشان تعریف می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم این رفتارش را اشتباه و گناه بزرگی قلمداد می کند. وقتی معاویه بن حکم سلمی می بیند که رسول الله صلی الله علیه وسلم از این رفتار بسیار متاثر شده است، می گوید: "گفتم: يا رسول الله، او را آزاد نکنم؟" یعنی نظرتان چیست که بخاطر این ضربه، او را از بردگی آزاد کنم؟ و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: "او را نزد من بياور". و او را نزد ایشان می برد. رسول الله صلی الله علیه وسلم به کنیز می گوید: "الله کجاست؟" یعنی: معبود بر حقی که دارای صفات کمال است کجاست؟ و در روایتی آمده که فرمود: «پروردگارت کجاست؟» رسول الله صلی الله علیه وسلم با این سؤال قصد داشت اطمینان یابد که آن زن موحد است. پس سؤالی از او پرسید که پاسخش، مقصود رسول الله صلی الله علیه وسلم را محقق می گرداند؛ زیرا نشانه موحدین و یکتاپرستان، اعتقادشان به این مهم است که الله در آسمان است. آن زن گفت: "در آسمان"؛ معنی "في السماء" علو است و اینکه الله متعال بالاتر از هر چیزی است و بالای عرش خویش می باشد که سقف مخلوقات است. در ادامه فرمود: "من کیستم؟" گفت: تو رسول الله هستی. فرمود: "او را آزاد کن که مؤمن است". وقتی به علو الله متعال و رسالت رسول الله صلی الله علیه وسلم شهادت داد، فرمان داد که آزادش نماید، زیرا این دلالت بر ایمان و اعتقاد و باور درست و صحیحش داشت.

مرجع

صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ. معالم السنن (شرح سنن أبي داود)، أبو سليمان حمد بن محمد المعروف بالخطابي، الناشر: المطبعة العلمية، حلب، الطبعة: الأولى 1351هـ، 1932م. إكمال المعلم بفوائد مسلم، عياض بن موسى اليحصبي السبتي، المحقق: يحيى إسماعيل، الناشر: دار الوفاء للطباعة والنشر والتوزيع، مصر، الطبعة: الأولى، 1419هـ، 1998م. المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، أبو زكريا محيي الدين النووي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: الثانية 1392هـ. شرح سنن أبي داود، محمود بن أحمد بدر الدين العيني، تحقيق: خالد بن إبراهيم المصري، الناشر: مكتبة الرشد، الرياض، الطبعة: الأولى، 1420 هـ،1999م. مرقاة المفاتيح، علي بن سلطان القاري ، دار الفكر، بيروت، لبنان، الطبعة: الأولى 1422هـ، 2002م. شرح سنن أبي داود، عبد المحسن بن حمد بن عبد المحسن العباد، نسخة الإلكترونية. كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، كنوز إشبيليا، الرياض، الطبعة: الأولى1430هـ، 2009م. التنجيم والمنجمون وحكم ذلك في الإسلام، عبد المجيد بن سالم المشعبي، الناشر: أضواء السلف، الرياض، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الطبعة: الثانية 1419هـ، 1998م. توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، مكتبة الأسدي، مكة المكرمة، الطبعة الخامِسَة، 1423هـ، 2003 م. تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، اعتنى بإخراجه عبدالسلام بن عبد الله السليمان، الرسالة، بيروت، الطبعة: الأولى 1427هـ، 2006م. فتح ذي الجلال والإكرام شرح بلوغ المرام، محمد بن صالح العثيمين، تحقيق: صبحي بن محمد رمضان، وأم إسراء بنت عرفة، المكتبة الإسلامية، الطبعة: الأولى 1427هـ. القول المفيد على كتاب التوحيد، محمد بن صالح العثيمين، دار ابن الجوزي، المملكة العربية السعودية, الطبعة: الثانية 1424هـ. رياض الصالحين، للنووي، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى 1428هـ. معجم اللغة العربية المعاصرة، أحمد مختار عبد الحميد عمر بمساعدة فريق عمل، الناشر: عالم الكتب، الطبعة: الأولى 1429هـ، 2008م.

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلی الله علیه وسلم از اینکه کسی در حالی نماز بخواند که دستش را بر لگنش بگذارد، نهی کرده است.

عن أبي هريرة رضي الله عنه ، قال: «نهى النبي صلى الله عليه وسلم أن يصلي الرَّجُلُ مُخْتَصِرًا».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم از اینکه کسی در حالی نماز بخواند که دستش را بر لگنش بگذارد، نهی کرده است.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم از اینکه کسی درحالی نماز بخواند که دستش را بر لگنش بگذارد، نهی کرده است.

مرجع

توضيح الأحكام مِن بلوغ المرام، لعبد الله بن عبد الرحمن بن صالح البسام، ط5، مكتبة الأسدي، مكة المكرّمة، 1423 هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423 هـ. منحة العلام في شرح بلوغ المرام، لعبد الله بن صالح الفوزان، ط1، دار ابن الجوزي، 1432 هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

عایشه رضی الله عنها مکروه می دانست کسی درحالی نماز بخواند که دستش را بر لگنش گذاشته است و می فرمود: این عمل یهود است.

عن عائشة رضي الله عنها أنها كانت تكره أن يجعل يده في خَاصِرَتِهِ، وتقول: إن اليهود تفعله.
از عایشه رضی الله عنها روایت است که مکروه می دانست کسی درحالی نماز بخواند که دستش را بر لگنش گذاشته است و می فرمود: این عمل یهود است.
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

حدیث مذکور بیانگر این مطلب است که عایشه رضی الله عنها مکروه می دانست کسی درحال نماز دستش را بر لگنش بگذارد و در بیان علت و سبب این کراهیت آن را عمل یهود معرفی می کند.

مرجع

توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، مكتبة الأسدي، مكة المكرمة، الطبعة الخامِسَة، 1423هـ، 2003م. منحة العلام في شرح بلوغ المرام، عبد الله صالح الفوزان، دار ابن الجوزي، الطبعة: الأولى 1428هـ، 1432هـ. صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

هرگاه یکی از شما به نماز می ایستد، با رحمت الهی مواجه می شود؛ بنابراین سنگریزه ها را جابجا نکند.

عن أبي ذر رضي الله عنه مرفوعًا: «إذا قام أَحَدُكُمْ إلى الصلاة؛ فإنَّ الرَّحمة تُوَاجِهُهُ، فلا يَمْسَح الحَصَى». وعن معيقيب رضي الله عنه أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: في الرجل يُسَوِّي التُّراب حيث يسجُد، قال: «إِنْ كُنْت فاعِلا فَوَاحِدة».
از ابوذر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا قَامَ أَحَدُكُمْ إِلَى الصَّلَاةِ، فَإِنَّ الرَّحْمَةَ تُوَاجِهُهُ، فَلَا يَمْسَحِ الْحَصَى»: «هرگاه یکی از شما به نماز می ایستد، با رحمت الهی مواجه می شود؛ بنابراین سنگریزه ها را جابجا نکند». و از مُعَيْقيب رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم به مردی که خاک محل سجده اش را صاف می کرد، فرمود: «إِنْ كُنْتَ فَاعِلاً فَوَاحِدَةً»: «اگر می خواهی این کار را انجام دهی، یک بار انجام بده».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

در حدیث ابوذر آمده است: «إِذَا قَامَ أَحَدُكُمْ إِلَى الصَّلَاةِ» یعنی هرگاه یکی از شما وارد نماز می شود؛ و اگر کسی قبل از تکبیرة الاحرام این کار را انجام دهد اشکالی ندارد. اما نهی وارده در این حدیث: «فلا يَمْسَح الحَصَى»: «سنگریزه ها را جابجا نکند» یعنی با کمترین کاری از نماز روی نگرداند و غافل نشود؛ چون این کار توجه انسان را از نماز به خود جلب می کند؛ و به این ترتیب رحمتی را از دست می دهد که مسبب آن رو آوردن به نماز بوده است. و این در صورتی است که این کار برای درست کردن محل سجده نباشد، وگرنه انجام دادن آن برای یک بار و به قدر نیاز جایز است. و اینکه به صورت مشخص به سنگریزه اشاره می کند، از این جهت است که اغلب در مساجد آنها وجود داشته است؛ و در این مساله تفاوتی میان آن و خاک و ماسه نیست. و در حدیث معیقیب آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم در پاسخ به مردی که از ایشان سوال نمود: خاک محل سجده اش را در نماز صاف می کند، فرمود: «اگر این کار را انجام می دهی و به آن نیاز داری، یک بار و یا یک دفعه این کار را انجام بده نه بیشتر». و جابجا کردن سنگریزه ها را مکروه می داند مگر اینکه به سبب اختلاف ارتفاع زیاد آنها، مانع سجده شوند و به این ترتیب مقداری از پیشانی که گذاشتن آن بر زمین فرض می باشد، میسر نگردد؛ در این صورت می تواند یک یا دو بار محل سجده اش را صاف کند. چون در این مورد دو روایت وجود دارد؛ در روایتی به یک بار صاف کردن اشاره شده و در روایت دیگر به دو بار انجام دادن این کار اشاره شده است. اما در این بخش از روایت که می فرماید: «فَإِنَّ الرَّحْمَةَ تُوَاجِهُهُ» علت نهی بیان شده است؛ یعنی رحمت الهی بر وی نازل شده و به او روی می آورد؛ به عبارت دیگر برای هیچ عاقلی شایسته نیست که شکر این نعمت بزرگ را با این عمل ناچیز رها کند. چنانکه امام طیبی می گوید. و امام شوکانی می گوید: علت مذکور بر این دلالت می کند که حکمت از نهی وارده، این است که ذهن وی مشغول چیزی نشود که او را از رحمت الهی بی نصیب نماید.

مرجع

سنن أبي داود، سليمان بن الأشعث أبوداود، دار الفكر، تحقيق : محمد محيي الدين عبد الحميد. سنن ابن ماجه، ابن ماجه محمد بن يزيد القزويني، تعليق: محمود خليل، مكتبة أبي المعاطي. المجتبى من السنن ( السنن الصغرى )، أحمد بن شعيب النسائي، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، مكتب المطبوعات الإسلامية، حلب، الطبعة: الثانية 1406هـ، 1986م. سنن الدارمي، تحقيق: حسين سليم أسد الداراني، دار المغني للنشر والتوزيع، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الأولى 1412هـ، 2000م. سنن الترمذي، محمد بن عيسى الترمذي، تحقيق: بشار عواد معروف، دار الغرب الإسلامي، بيروت. صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ. صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ. مسند الإمام أحمد بن حنبل، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، تحقيق أبو المعاطي النوري، عالم الكتب. توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، مكتبة الأسدي، مكة المكرمة، الطبعة الخامِسَة، 1423هـ، 2003 م. منحة العلام في شرح بلوغ المرام، عبد الله صالح الفوزان، دار ابن الجوزي، الطبعة: الأولى 1428هـ، 1432هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد نگاه کردن به اطراف در نماز سوال کردم؛ فرمود: «آن نوعی سرقت شيطان از نماز بنده است».

عن عائشة رضي الله عنها قالت: سَألتُ رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الالتِفَات في الصلاة؟ فقال: «هو اخْتِلاس يَختَلِسُهُ الشَّيطان من صلاة العَبْد».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد نگاه کردن به اطراف در نماز سوال کردم؛ فرمود: «هُوَ اخْتِلاَسٌ يَخْتَلِسُهُ الشَّيْطَانُ مِنْ صَلاَةِ العَبْدِ»: «آن نوعی سرقت شيطان از نماز بنده است».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

عایشه رضی الله عنها از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد حکم نگاه کردن به اطراف در نماز سوال می کند که آیا در نماز اثری دارد و ضرری به آن می رساند؟ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به ایشان توضیح می دهد که این کار نوعی سرقتِ با سرعت و مخفیانه ی شیطان از نماز بنده است تا نمازش را خدشه دار کرده و از ثواب و پاداش آن بکاهد.

مرجع

صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ. سبل السلام شرح بلوغ المرام، تأليف: محمد بن إسماعيل بن صلاح الصنعاني، الناشر: دار الحديث الطبعة: بدون طبعة وبدون تاريخ. المغني، تأليف: أبي محمد موفق الدين عبد الله بن أحمد بن محمد، الشهير بابن قدامة المقدسي، الناشر: مكتبة القاهرة، الطبعة: بدون طبعة. كشاف القناع عن متن الإقناع، تأليف: منصور بن يونس بن صلاح الدين البهوتي الحنبلي، الناشر: دار الكتب العلمية. توضيح الأحكام مِن بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن بن صالح البسام، الناشر: مكتبة الأسدي، مكة المكرّمة الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م. تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة: الأولى، 1427هـ -2006 م. فتح ذي الجلال والإكرام، شرح بلوغ المرام، تأليف: محمد بن صالح بن محمد العثيمين، الناشر: المكتبة الإسلامية، تحقيق: صبحي بن محمد رمضان، وأُم إسراء بنت عرفة. منحة العلام في شرح بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن صالح الفوزان، الناشر: دار ابن الجوزي، الطبعة: الأولى، 1427 هــ 1431هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

وقتی يکی از شما به نماز می ايستد، با پروردگارش مناجات می کند و پروردگارش، ميانِ او و قبله است. پس هيچکس به سوی قبله اش آب دهان نيندازد؛ بلکه آب دهانش را به سمت چپ يا زيرِ پايش بيندازد.

عن أنس بن مالك رضي الله عنه أن النبي صلى الله عليه وسلم رأى نُخْامَة في القِبْلَة، فَشَقَّ ذلك عليه حتى رُئِي في وجْهِه، فقام فَحَكَّه بِيَده، فقال: «إن أحدكم إذا قام في صلاته فإنه يُنَاجِي رَبَّه، أو إن رَبَّه بينه وبين القِبْلَة، فلا يَبْزُقَنَّ أحدُكم قِبَل قِبْلتِه، ولكن عن يَسَاره أو تحت قَدَمَيه» ثم أخذ طَرف رِدَائِه، فَبَصَقَ فيه ثم ردَّ بَعْضَهُ على بعض، فقال: «أو يفعل هكذا».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم آبِ دهانی را در جهتِ قبله مشاهده کرد و از اين کار به اندازه ای ناراحت شد که آثار ناراحتی در چهره اش نمايان گشت. پس برخاست و آن را با دست خود پاک کرد و فرمود: «إنَّ أحَدَكُم إذا قَام في صَلاتِهِ فَإنَّهُ يُنَاجِي ربَّهُ، وإنَّ ربَّهُ بَينَهُ وبَينَ القِبْلَةِ، فَلا يَبْزُقَنَّ أَحدُكُم قِبَل قِبْلتِه، ولكِن عَنْ يَسَارِهِ أوْ تحْتَ قدَمَیهِ»: «وقتی يکی از شما به نماز می ايستد، با پروردگارش مناجات می کند و پروردگارش، ميانِ او و قبله است. پس هيچکس به سوی قبله اش آب دهان نيندازد؛ بلکه آب دهانش را به سمت چپ يا زيرِ پايش بيندازد». سپس گوشه ای از ردايش را گرفت و در آن آب دهان انداخت و دو سويش را به هم ماليد و فرمود: «أَوْ يَفْعَلُ هَكَذَا»: «يا چنين کند».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلى الله عليه وسلم آبِ دهانی را در دیوار مسجد و در جهت قبله می بیند و این کار بر ایشان گران تمام می شود تا جایی که اثر ناراحتی ناشی از دیدن آن در چهره ی مبارک نمایان می گردد؛ پس خود برخاسته و اثر آن را با دست شریفش از بین می برد و اینگونه به امتش آموزش داده و در برابر پروردگارش تواضع می کند؛ سپس یادآور می شود که هرگاه بنده به نماز می ایستد، درواقع با ذکر و دعا و تلاوت آیات به مناجات با پروردگارش روی آورده است، بنابراین شایسته است خشوع در نماز را رعایت کرده و عظمت و بزرگی کسی را به یاد آوَرَد که با او مناجات نموده و با قلب خود به او روی آورده است. و از هرگونه بی ادبی در برابر الله متعال دوری کند و در جهت قبله آب دهان نیندازد. سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم صحابه را راهنمایی نموده و آموزش می دهد که هرکس در حین نماز ناچار به انداختن آب دهان شد، در سمت چپش یا زیر پایش آب دهان بیندازد یا آن را در گوشه ی لباسش خالی کند و برای از بین رفتن آن لباسش را به هم بمالد. و بر نمازگزار لازم است که روی آوردن خود به الله متعال و روی آوردن الله متعال به او را در نظر داشته و با تمام وجود آن را احساس کند؛ هرچند الله متعال در آسمان و بالای عرش می باشد، اما روبروی نمازگزار است. چون الله متعال بر همه چیز احاطه دارد و «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ» [شوری: 11] «هیچ چیز همانند الله نیست و شنوایِ بیناست». و این بدان معنا نیست که الله متعال آمیخته با مردم است یا در مکانی است که نمازگزار می باشد؛ الله متعال از این مفاهیم پاک و مبراست؛ بلکه الله متعال نزدیک نمازگزار و کسی است که او را می خواند؛ و این نزدیکی چنان است که شایسته و لایق جلال و عظمت او می باشد و نزدیکی او مانند نزدیکی مخلوق به مخلوق نیست بلکه نزدیکی خالق به مخلوق است که تماما متفاوت می باشد؛ مثال آن در میان مخلوقات، خورشید است که بالای سر ماست و با این همه در وقت طلوع و غروب در برابر ما قرار دارد. و مثال برتر برای الله متعال است.

مرجع

صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ. صحيح مسلم، تأليف: مسلم بن الحجاج النيسابوري، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. معجم لغة الفقهاء، تأليف: محمد رواس قلعجي - حامد صادق قنيبي، الناشر: دار النفائس للطباعة والنشر والتوزيع، الطبعة: الثانية، 1408 هـ - 1988م. مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، تأليف: علي بن سلطان القاري، الناشر: دار الفكر، الطبعة: الأولى، 1422هـ. سبل السلام شرح بلوغ المرام، تأليف: محمد بن إسماعيل بن صلاح الصنعاني، الناشر: دار الحديث الطبعة: بدون طبعة وبدون تاريخ. مرعاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، تأليف: عبيد الله بن محمد المباركفوري، الناشر: إدارة البحوث العلمية والدعوة والإفتاء، الطبعة: الثالثة - 1404 هـ. توضيح الأحكام مِن بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن عبد الرحمن بن صالح البسام، الناشر: مكتبة الأسدي، مكة المكرّمة الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م. تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة: الأولى، 1427 هـ _ 2006 م. فتح ذي الجلال والإكرام، شرح بلوغ المرام، تأليف: محمد بن صالح بن محمد العثيمين، الناشر: المكتبة الإسلامية، تحقيق: صبحي بن محمد رمضان، وأُم إسراء بنت عرفة. شرح رياض الصالحين، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، الناشر: دار الوطن للنشر، الطبعة: 1426هـ. منحة العلام في شرح بلوغ المرام، تأليف: عبد الله بن صالح الفوزان، الناشر: دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى ، 1427 هـ ـ 1431هـ. بهجة الناظرين، تأليف: سليم بن عيد الهلالي، الناشر: دار ابن الجوزي، سنة النشر: 1418 هـ- 1997م.

این حدیث در HadeethEnc.com

چه شده است گروهی را که در نمازشان چشمان خود را به سوی آسمان بالا می‌برند؟». پس سخن ایشان در این باره شدید شد تا جایی که فرمودند: «باید حتماً از این کار دست بکشند، وگرنه چشمانشان ربوده خواهد شد

عَن أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَرْفَعُونَ أَبْصَارَهُمْ إِلَى السَّمَاءِ فِي صَلاَتِهِمْ»، فَاشْتَدَّ قَوْلُهُ فِي ذَلِكَ، حَتَّى قَالَ: «لَيَنْتَهُنَّ عَنْ ذَلِكَ أَوْ لَتُخْطَفَنَّ أَبْصَارُهُمْ».
از انس بن مالک رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: «مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَرْفَعُونَ أَبْصَارَهُمْ إِلَى السَّمَاءِ فِي صَلَاتِهِمْ»، فَاشْتَدَّ قَوْلُهُ فِي ذَلِكَ، حَتَّى قَالَ: «لَيَنْتَهُنَّ عَنْ ذَلِكَ أَوْ لَتُخْطَفَنَّ أَبْصَارُهُمْ». یعنی: «چه شده است گروهی را که در نمازشان چشمان خود را به سوی آسمان بالا می‌برند؟». پس سخن ایشان در این باره شدید شد تا جایی که فرمودند: «باید حتماً از این کار دست بکشند، وگرنه چشمانشان ربوده خواهد شد».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم به کسانی که در نماز، به هنگام دعا یا در حالات دیگر آن، چشمان خود را به سوی آسمان بلند می‌کنند، هشدار دادند. سپس توبیخ و تهدید ایشان بر کسی که این کار را انجام دهد، شدیدتر شد و فرمودند که بیم آن می‌رود چشمانشان از آنان ربوده شود و به سرعت و ناگهانی گرفته شود, به طوری که ناگهان خود را در حالی بیابند که نعمت بینایی را از دست داده‌اند.

فواید
  1. این روش، زیباییِ دعوت و بیان حق از سوی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم را نشان می‌دهد؛ زیرا ایشان فردِ خطاکار را معرفی نکردند. مقصود اصلی، بیان حکمِ حق بود که حاصل شد و افزون بر آن، این کار باعث پوشاندن [خطای] فرد و تأثیرگذاریِ بیشترِ سخن می‌شد.
  2. نهی اکید و تهدید شدید بر کسی که در نماز به سوی آسمان می‌نگرد.
  3. در [کتاب] عون المعبود آمده است: و علت آن این است که هرگاه چشمش را به سوی آسمان بلند کند، از جهت قبله و از هیئت نماز خارج و رویگردان شده است.
  4. بلند کردن چشم با خشوع در نماز منافات دارد.
  5. بزرگیِ شأن نماز، و اینکه بر نمازگزار واجب است که در آن، در کمال ادب با خداوند عزوجل باشد.
مرجع

صحيح البخاري (1/ 150) (750). كشاف القناع عن متن الإقناع، لمنصور بن يونس البهوتي (2/ 404). توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام، لعبد الله البسام (2/ 101). فتح ذي الجلال والإكرام شرح بلوغ المرام، لابن عثيمين (1/ 587). منار القاري شرح مختصر صحيح البخاري، لحمزة قاسم (2/ 159).

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۱۲
۱۲ حدیث
  1. به هنگام حاضر بودن غذا و فشار دفع ادرار و مدفوع، نمازی نیست
  2. هيچيک از سخنان مردم، شايسته ی اين نماز نيست؛ بلکه نماز، عبارت از تسبيح و تکبير و قرائت قرآن است.
  3. رسول الله صلی الله علیه وسلم از اینکه کسی در حالی نماز بخواند که دستش را بر لگنش بگذارد، نهی کرده است.
  4. عایشه رضی الله عنها مکروه می دانست کسی درحالی نماز بخواند که دستش را بر لگنش گذاشته است و می فرمود: این عمل یهود است.
  5. هرگاه یکی از شما به نماز می ایستد، با رحمت الهی مواجه می شود؛ بنابراین سنگریزه ها را جابجا نکند.
  6. از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد نگاه کردن به اطراف در نماز سوال کردم؛ فرمود: «آن نوعی سرقت شيطان از نماز بنده است».
  7. وقتی يکی از شما به نماز می ايستد، با پروردگارش مناجات می کند و پروردگارش، ميانِ او و قبله است. پس هيچکس به سوی قبله اش آب دهان نيندازد؛ بلکه آب دهانش را به سمت چپ يا زيرِ پايش بيندازد.
  8. چه شده است گروهی را که در نمازشان چشمان خود را به سوی آسمان بالا می‌برند؟». پس سخن ایشان در این باره شدید شد تا جایی که فرمودند: «باید حتماً از این کار دست بکشند، وگرنه چشمانشان ربوده خواهد شد
  9. رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز را با تکبير و قرائت را با «الحَمْدُ لله ربِّ العَالمين» آغاز می نمود و هنگامی که رکوع می کرد نه سرش را بالا می گرفت و نه پايين؛ بلکه تعادل را در این بین رعايت می نمود.
  10. در یک شب دو نماز وتر نیست.
  11. کسی که نمازی را فراموش کرد، پس هرگاه به یادش آورد باید ادایش کند و [این کارش] کفاره‌ای جز این ندارد
  12. بدترین دزد از میان مردم، دزدی است که نمازش را می‌دزدد». گفتند: چگونه نمازش را می‌دزدد؟ فرمود: «لَا يُتِمُّ رُكُوعَهَا، وَلَا سُجُودَهَا»: «رکوع و سجودش را کامل نمی‌کند

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com