پرش به محتوا
احادیث با شرح

فضيلت‌هاى اعمال قلبى

۱۳ حدیث

احترام و گرامی داشتِ پيرمرد مسلمان و حافظ و عالِم قرآن که در آن زياده روی يا کوتاهی نکند و نيز احترام حاکم و صاحب قدرتِ عادل، بخشی از بزرگ داشت و تعظيم الله متعال است.

عن أبي موسى الأشعري رضي الله عنه قَالَ: قالَ رسول اللَّه -صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم-: «إِنَّ مِنْ إِجْلاَلِ الله -تَعَالَى-: إِكْرَامَ ذِي الشَّيْبَةِ المُسْلِمِ، وَحَامِلِ القُرْآنِ غَيرِ الغَالِي فِيه، وَالجَافِي عَنْه، وَإِكْرَام ذِي السُّلْطَان المُقْسِط».
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ مِنْ إِجْلاَلِ الله -تَعَالَى-: إِكْرَامَ ذِي الشَّيْبَةِ المُسْلِمِ، وَحَامِلِ القُرْآنِ غَيرِ الغَالِي فِيه، وَالجَافِي عَنْه، وَإِكْرَام ذِي السُّلْطَان المُقْسِط»: «احترام و گرامی داشتِ پيرمرد مسلمان و حافظ و عالِم قرآن که در آن زياده روی يا کوتاهی نکند و نيز احترام حاکم و صاحب قدرتِ عادل، بخشی از بزرگ داشت و تعظيم الله متعال است».
به روایت ابوداووددرجهحسن است
شرح

این حدیث بیانگر بخشی از مواردی است که با رعایت آنها گرامی داشت و تعظیم و احترام الله متعال حاصل می گردد که عبارتند از: «إِكْرَامَ ذِي الشَّيْبَةِ المُسْلِمِ»: یعنی گرامی داشت پیرمرد مسلمان با رعایت احترام او در مجالس، مهربانی و خوش رفتاری در حق او و مواردی از این قبیل؛ و رعایت همه اینها به دلیل حرمتی که نزد خداوند متعال دارند، بخشی از کمال تعظیم و بزرگ داشت الله متعال می باشند. «وَحَامِلِ القُرْآنِ» یعنی و رعایت احترام و جایگاه حافظ قرآن؛ و به این دلیل حامل قرآن نامیده شده که قرآن در سینه او حمل می شود؛ همچنین این احترام و حفظ جایگاه، کسی را شامل می شود که مشغول قرائت و تفسیر قرآن است. اما حامل قرآن که ذکر آن در این حدیث شریف آمده، با دو وصف متمایز گشته است: 1- «غَيرِ الغَالِي» که غلو، زیاده روی و تجاوز از حد می باشد؛ مراد از آن حامل قرآنی است که در عمل به قرآن و کندوکاو در معانی بخشهایی از قرآن که بر او پنهان مانده و مشتبه می گردد و همچنین در حدود قرائت و مخارج حروفش از حد تجاوز نکند؛ و گفته شده غلو: مبالغه در تجوید یا شتاب در خواندن قرآن است به گونه ای که مانع تدبر در معانی آن گردد. 2- «وَالجَافِي عَنْه»: یعنی حامل قرآنی که از آن دور نبوده و از تلاوت و قرائت نیکوی آن، دقت در معانی آن و عمل به محتوای آن روی گردان نمی باشد؛ و در معنای «الجفاء» گفته شده: یعنی آن را بعد از فراگیری رها کند؛ به ویژه زمانی که از باب تنبلی و روی گردانی، آن را فراموش کند. آخرین موردی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به رعایت احترام او توصیه می کند «ذِي السُّلْطَان المُقْسِط» می باشد؛ یعنی صاحب قدرت و منصبی که موصوف به عدل است که در این صورت رعایت احترام او به سبب نفع عام و خوب بودن او برای رعیت و زیردستانش می باشد.

مرجع

بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415هـ. تطريز رياض الصالحين للشيخ فيصل المبارك، ط1، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة، الرياض، 1423 هـ. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425 هـ. رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428 هـ. رياض الصالحين، ط4، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، 1428هـ. سنن أبي داود، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد، المكتبة العصرية، بيروت. عون المعبود شرح سنن أبي داود، ومعه حاشية ابن القيم: تهذيب سنن أبي داود وإيضاح علله ومشكلاته للعظيم آبادي ط3، دار الكتب العلمية، بيروت، 1415 هـ. كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ. مشكاة المصابيح، للتبريزي. تحقيق الألباني. الناشر : المكتب الإسلامي - بيروت. الطبعة : الثالثة - 1405 – 1985

این حدیث در HadeethEnc.com

حيا نتيجه ای جز خير و خوبی به دنبال ندارد.

عن عمران بن حصين رضي الله عنهما قَالَ: قَالَ رسولُ اللَّه -صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم-: «الحَيَاءُ لاَ يَأْتِي إِلاَّ بِخَيرٍ». وفي رواية : «الحَيَاءُ خَيرٌ كُلُّهٌ» أو قال: «الحَيَاءُ كُلُّهُ خَيرٌ».
از عمران بن حصین رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الحَيَاءُ لاَ يَأْتِي إِلاَّ بِخَيرٍ»: «حيا نتيجه ای جز خير و خوبی به دنبال ندارد». و در روایتی آمده است: «الحَيَاءُ خَيرٌ كُلُّهٌ» أو قال: «الحَيَاءُ كُلُّهُ خَيرٌ»: «شرم و حيا سراسر خير و نيکی است».
به روایت مسلم - متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

شرم و حیا صفتی درونی است که انسان را به انجام عملی وادار می کند که زیباتر و بهتر است و او را به ترک آنچه پلید و بی ارزش است فرا می خواند؛ بنابراین چیزی جز خیر و خوبی به دنبال ندارد؛ اما سبب ورود حدیث این است که مردی برادرش را در باب شرم و حیا نصیحت می کرد و او وی را از حیا نهی می کرد که رسول الله صلی الله علیه وسلم این سخن را به او فرمود.

مرجع

رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428هـ. شرح رياض الصالحين للشيخ ابن عثيمين، دار الوطن للنشر، الرياض، 1426هـ. صحيح البخاري، ط1، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

هر شخصی با کسی خواهد بود که او را دوست دارد.

عن أبي موسى الأشعري رضي الله عنه مرفوعاً: « المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ ». وفي رواية: قِيلَ لِلنبي صلى الله عليه وسلم : الرَّجُلُ يُحِبُّ القَوْمَ وَلَمَّا يَلْحَق بهم؟ قال: « المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ». عن عبد الله بن مسعود رضي الله عنه قال: جاء رجل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال: يا رسول الله، كَيفَ تَقُولُ فِي رَجُلٍ أحَبَّ قَومًا ولم يَلحَق بِهم؟ فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ».
از ابوموسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ»: «هر شخصی با کسی خواهد بود که او را دوست دارد». و در روایتی آمده است: به رسول الله صلی الله علیه وسلم گفته شد: شخصی گروهی را دوست دارد، ولی در عمل به آنان نمی رسد؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ»: «هر شخصی با کسی خواهد بود که او را دوست دارد». از عبدالله بن مسعود رضی الله عنه روایت است که می گوید: مردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا، درباره ی شخصی که گروهی را دوست دارد، ولی در عمل به آنان نمی رسد، چه می گوييد؟ فرمود: «المَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ»: «هر شخصی با کسی خواهد بود که او را دوست دارد».
هر دو روایت متفق علیه استدرجههر دو روایت آن صحیح است
شرح

انسان در آخرت همراه کسی یا کسانی خواهد بود که آنها را در دنیا دوست دارد. این حدیث به دوست داشتن و محبت نسبت به پیامبر و صالحان و پیروان آنها بر حسب مراتبی که دارند، تشویق نموده و در مورد محبت و دوستی با کسانی هشدار می دهد که در برابر اینان و متضاد ایشان هستند؛ چراکه محبت دلیلی بر میزان ارتباط محب با محبوب و مناسبت اخلاقی میان آنها و اقتدای به محبوب می باشد؛ محبت دلیل بر وجود چنین ارتباطی و بلکه باعث و انگیزه در این زمینه می باشد؛ همچنین هرکس الله متعال را دوست داشته باشد، ذات این دوست داشتن از بزرگ ترین اعمالی است که او را به الله متعال نزدیک می گرداند؛ و الله متعال شکور است و کسی را که برای نزدیکی به او تلاش می کند، چندین برابر تلاشش عطا می نماید. اما لازمه ی اینکه کسی دیگری را دوست داشته باشد، برابری جایگاه و مرتبه در میان آنها نیست؛ زیرا جایگاه و مرتبه ی افراد بنا بر اعمال نیک آنها متفاوت می باشد؛ و معیت و همراهی به مجرد اجتماع در چیزی حاصل می گردد و لازمه ی آنها اشتراک در همه ی موارد نیست؛ بنابراین چون همگی وارد بهشت شوند، معیت مصداق می یابد هرچند درجات متفاوت باشد؛ بنابراین کسی که رسول الله صلی الله علیه وسلم یا یکی از مومنان را دوست داشته باشد، با حسن نیت همراه او در بهشت خواهد بود چرا که حسن نیت اصل بوده و عمل تابع آن است؛ و لازمه ی اینکه همراه آنهاست، این نیست که در مرتبه و منزلت آنها بوده و پاداشی چون پاداش آنها از هر جهت دریافت می کند.

مرجع

بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415ه. تطريز رياض الصالحين للشيخ فيصل المبارك، ط1، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة، الرياض، 1423 هـ. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425 ه. رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428 هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت. كنوز رياض الصالحين، مجموعة من الباحثين برئاسة حمد بن ناصر العمار، ط1، كنوز إشبيليا، الرياض، 1430هـ. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

طِیَره (شوم انگاری) شرک است، طیره شرک است، طیره شرک است - و این را سه بار تکرار کردند -». و این چیزی است که ناگزیر در دل ما می‌افتد، اما الله عزوجل با توکل آن را از بین می‌برد

عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مَسعودٍ رضي الله عنه عن رَسولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم قال: «الطِّيَرَةُ شِرْكٌ، الطِّيَرَةُ شِرْكٌ، الطِّيَرَةُ شِرْكٌ، -ثلاثًا-»، وَمَا مِنَّا إِلَّا، وَلَكِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يُذْهِبُهُ بِالتَّوَكُّلِ.
از عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «طِیَره (شوم انگاری) شرک است، طیره شرک است، طیره شرک است - و این را سه بار تکرار کردند -». و این چیزی است که ناگزیر در دل ما می‌افتد، اما الله عزوجل با توکل آن را از بین می‌برد.
به روایت ابوداوود و ترمذی و ابن‌ماجه و احمددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نسبت به طیره یعنی شوم‌انگاری به واسطهٔ هر چیزی - شنیدنی باشد یا دیدنی، از پرندگان باشد یا حیوانات یا بیماران یا عددها یا روزها و هر چیز دیگری - هشدار داده‌اند. اما از آنجایی [در شوم انگاری] از طیر (پرنده) نام برده شده که نزد جاهلیت مشهور بود؛ و اصل آن رها کردن پرنده هنگام شروع هر کاری - سفر یا تجارت یا غیر آن - بود. و به این ترتیب اگر پرنده به سمت راست می‌رفت فال خوب می‌زدند و کار و تصمیم‌شان را به انجام و اجرا درمی‌آوردند و اگر به سمت چپ پرواز می‌کرد شوم‌انگاری می‌کردند و از انجام کاری که قصدش را داشتند، دست می‌کشیدند. ایشان خبر داده‌اند که این کار شرک است و شوم‌انگاری از این جهت شرک است که کسی جز الله خیر نمی‌آورد و شر را دور نمی‌کند، بی‌آنکه شریکی در این کار داشته باشد. ابن مسعود ـ رضی الله عنه ـ ذکر نموده که گاهی مقداری از این شوم‌انگاری در دل مسلمان واقع می‌شود، اما باید با توکل بر الله توام با انجام اسباب، آن را از خود دور کند.

فواید
  1. طیره (شوم انگاری) شرک است زیرا در آن تعلق و وابستگی دل به غیر الله رخ می‌دهد.
  2. اهمیت تکرار مسائل مهم برای آنکه به خاطر سپرده شود و در دل استقرار یابد.
  3. توکل بر الله تعالی، طیره را از بین می‌برد.
  4. امر به توکل کردن فقط بر الله و تعلق دل به او سبحانه و تعالی.
مرجع

سنن أبي داود (6/ 54) (3915). سنن ابن ماجه (4/ 560) (3538). سنن الترمذي (3/ 258) (1614). مسند أحمد (6/ 213) (3687). الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص259). الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص233).

این حدیث در HadeethEnc.com

حلال واضح و حرام واضح است

عن النُّعمان بن بَشير رضي الله عنه قال: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ -وَأَهْوَى النُّعْمَانُ بِإِصْبَعَيْهِ إِلَى أُذُنَيْهِ-: «إِنَّ الْحَلَالَ بَيِّنٌ وَإِنَّ الْحَرَامَ بَيِّنٌ، وَبَيْنَهُمَا مُشْتَبِهَاتٌ لَا يَعْلَمُهُنَّ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِدِينِهِ وَعِرْضِهِ، وَمَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ، كَالرَّاعِي يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى يُوشِكُ أَنْ يَرْتَعَ فِيهِ، أَلَا وَإِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى، أَلَا وَإِنَّ حِمَى اللهِ مَحَارِمُهُ، أَلَا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً، إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، أَلَا وَهِيَ الْقَلْبُ».
از نعمان بن بَشیر ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ می‌فرمود: - و در این حال نعمان با انگشتانش به گوش‌هایش اشاره کرد -: «إِنَّ الْحَلَالَ بَيِّنٌ وَإِنَّ الْحَرَامَ بَيِّنٌ، وَبَيْنَهُمَا مُشْتَبِهَاتٌ لَا يَعْلَمُهُنَّ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِدِينِهِ وَعِرْضِهِ، وَمَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ، كَالرَّاعِي يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى يُوشِكُ أَنْ يَرْتَعَ فِيهِ، أَلَا وَإِنَّ لِكُلِّ مَلِكٍ حِمًى، أَلَا وَإِنَّ حِمَى اللهِ مَحَارِمُهُ، أَلَا وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً، إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ، أَلَا وَهِيَ الْقَلْبُ»: «حلال واضح و حرام واضح است؛ و در بين آنها مواردى مشتبه و پوشیده وجود دارد كه بسيارى از مردم از آنها بى‌خبرند؛ پس هر كسى از آن موارد مشتبه دورى جوید، دين و آبرويش را حفاظت کرده است؛ و هر كسى مرتكب شبهات شود، مرتكب حرام می‌شود، مانند: چوپانى كه در نزدیکی منطقهٔ ممنوعه [حیوانات خود را] می‌چراند و هر لحظه امكان دارد در داخل آن علفزار بچرند. بدانيد هر پادشاهى محدودهٔ حمايت شده‌اى دارد و محدودهٔ حمايت شدهٔ الهى محرمات او هستند. بدانيد در بدن تكه گوشتى وجود دارد كه اگر اصلاح گرديد، كليهٔ بدن اصلاح شده است و اگر فاسد گرديد همهٔ بدن فاسد شده است، بدانيد كه آن قلب است».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به بیان قاعده‌ای عام می‌پردازد؛ این قاعده همه چیز را در شریعت به سه بخش تقسیم می‌کند: حلال آشکار و واضح، حرام آشکار واضح، و امور مُشتَبَه که از حیث حلال بودن و حرام بودن واضح نیستند و بیشتر مردم حکم آنها را نمی‌دانند. پس هر که مواردی را که مشتبه هستند ترک نماید، دینش را با دوری از گرفتار شدن به حرام حفظ کرده است و ناموس و‌ آبرویش را از عیبجویی مردم به سبب ارتکاب این مشتبهات در امان نگه داشته است. اما کسی که امور مشتبه [که از وجهی به حلال و از وجهی به حرام شبیه هستند] را ترک نگوید و از آنها دوری نکند، در واقع خود را یا در معرض گرفتار شدن به حرام قرار داده است یا در معرض بی‌آبرو شدن نزد مردم. و پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ مثالی آورده تا وضعیت کسی را که بیان دارد مرتکب شبهات شده است؛ و او را همانند چوپانی دانسته که حیواناتش را در نزدیکی زمینی چرا می‌دهد که صاحبش آن را خط کشی و مرزبندی کرده است و نزدیک است که حیواناتش در آن زمین حفاظت شده بچرند، زیرا نزدیک آن هستند. به همین ترتیب هرکس کاری را انجام دهد که شبهه‌ دارد، با این کار به حرام نزدیک شده و نزدیک است که در آن واقع شود. پس از آن پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر داده که در بدن تکه‌گوشتی است (یعنی قلب) که با اصلاح آن همهٔ بدن صالح می‌شود و با فساد آن همهٔ بدن تباه و فاسد می‌گردد.

فواید
  1. ترغیب و تشویق به ترک امور مشتبه که حکمش واضح نیست.
مرجع

صحيح البخاري (1/ 20) (52). صحيح مسلم (3/ 1219) (1599). التحفة الربانية في شرح الأربعين حديثا النووية (ص18). شرح الأربعين النووية، لابن عثيمين (ص105). فتح القوي المتين في شرح الأربعين وتتمة الخمسين، للعباد (ص41). فتح الباري لابن حجر (4/ 291). شرح النووي على مسلم (11/ 28).

این حدیث در HadeethEnc.com

اگر شما چنانکه شایستهٔ توکل است به الله توکل می‌کردید، بی‌شک همانند پرنده روزی داده می‌شدید که با شکم خالی صبح [از خانه] بیرون می‌رود و با شکم پر بازمی‌گردد

عن عمر بن الخطاب رضي الله عنه قال: إنه سمع نبي الله صلى الله عليه وسلم يقول: «لَو أَنَّكُمْ تَتَوَكَّلُونَ عَلَى اللهِ حَقَّ تَوَكُّلِهِ، لَرَزَقَكُمْ كَمَا يَرْزُقُ الطَّيْرَ، تَغْدُو خِمَاصًا وَتَرُوحُ بِطَانًا».
از عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ روایت است که از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ شنیده است که می‌فرمود: «لَو أَنَّكُمْ تَتَوَكَّلُونَ عَلَى اللهِ حَقَّ تَوَكُّلِهِ، لَرَزَقَكُمْ كَمَا يَرْزُقُ الطَّيْرَ، تَغْدُو خِمَاصًا وَتَرُوحُ بِطَانًا»: «اگر شما چنانکه شایستهٔ توکل است به الله توکل می‌کردید، بی‌شک همانند پرنده روزی داده می‌شدید که با شکم خالی صبح [از خانه] بیرون می‌رود و با شکم پر بازمی‌گردد».
به روایت ترمذی و ابن‌ماجه و احمددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ ما را تشویق می‌کند که در جلب منفعت و دفع ضرر در امور دین و دنیا به الله عزوجل اعتماد و توکل کنیم، زیرا کسی جز الله متعال عطا نمی‌کند و باز نمی‌دارد و سود و زیان نمی‌رساند. و اینکه اسباب جلب منفعت و دفع ضرر را به همراه اعتماد صادقانه به الله تعالی به کار گیریم و هرگاه چنین کنیم، الله چنان به ما روزی می‌دهد که پرندگان صبح‌ها گرسنه از خانه بیرون می‌روند و شامگاه با شکم پر بازمی‌گردند؛ و این کار پرنده نوعی استفاده از اسباب در تلاش برای طلب روزی است، بدون آنکه دچار تواکل و تنبلی شود.

فواید
  1. فضیلت توکل بر الله و اینکه از بزرگ‌ترین اسباب جلب روزی است.
  2. توکل منافی استفاده از اسباب نیست. در اینجا پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان می‌کند که توکل حقیقی با تلاش برای کسب روزی در تضاد نیست.
  3. توجه شریعت به اعمال قلوب، زیرا توکل یک عمل قلبی است.
  4. وابستگی محض به اسباب نقص در دین و ترک اسباب نقص در عقل است.
مرجع

سنن الترمذي (4/ 166) (2344). سنن ابن ماجه (5/ 266) (4164). مسند أحمد (1/ 332) (205). التحفة الربانية في شرح الأربعين حديثًا النووية (ص103). فتح القوي المتين في شرح الأربعين وتتمة الخمسين، للعباد (ص152). الأحاديث الأربعون النووية وعليها الشرح الموجز المفيد، لعبد الله المحسن (ص91).

این حدیث در HadeethEnc.com

ثروت هيچکس به خاطر صدقه دادن کم نمی شود. به هر بنده ای ستم شود و او بر آن صبر نمايد، الله بر عزتش می افزايد. و هيچ بنده ای دربِ گدايی را نمی گشايد مگر اينکه الله دروازه ی فقر را به رويش باز می کند.

عن أبي كبشة عمرو بن سعد الأنماري رضي الله عنه مرفوعاً: «ثلاثة أقسم عليهن، وأحدثكم حديثاً فاحفظوه: ما نقص مال عبد من صدقة، ولا ظلم عبد مظلمة صبر عليها إلا زاده الله عزًا، ولا فتح عبد باب مسألة إلا فتح الله عليه باب فقر -أو كلمة نحوها- وأحدثكم حديثًا فاحفظوه»، قال: «إنما الدنيا لأربعة نفر: عبد رزقه الله مالاً وعلمًا، فهو يتقي فيه ربه، ويَصِلُ فيه رحمه، ويعلم لله فيه حقًا، فهذا بأفضل المنازل. وعبد رزقه الله علما، ولم يرزقه مالاً، فهو صادق النية، يقول: لو أن لي مالا لَعَمِلْتُ بعمل فلان، فهو بنيته، فأجرهما سواء. وعبد رزقه الله مالاً، ولم يرزقه علما، فهو يخبط في ماله بغير علم، لا يتقي فيه ربه، ولا يصل فيه رحمه، ولا يعلم لله فيه حقًا، فهذا بأخبث المنازل. وعبد لم يرزقه الله مالاً ولا علمًا، فهو يقول: لو أن لي مالا لعملت فيه بعمل فلان، فهو بنيته، فوزرهما سواء».
از ابوکبشه عمرو بن سعد انماری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «ثَلاثَةٌ أُقْسِمُ عَلَيهِنَّ، وَأُحَدِّثُكُم حَدِيثًا فَاحْفَظُوه: مَا نَقَصَ مَالُ عَبدٍ مِن صَدَقَةٍ، وَلا ظُلِمَ عَبْدٌ مَظْلَمَةً صَبَرَ عَلَيهَا إِلاَّ زَادَهُ اللَّهُ عِزًّا، وَلا فَتَحَ عَبْدٌ باب مَسأَلَةٍ إِلاَّ فَتَحَ اللَّه عَلَيْهِ باب فَقْرٍ، - أَوْ كَلِمَةً نَحْوَهَا - وَأُحَدِّثُكُم حَدِيثًا فَاحْفَظُوه: إِنَّمَا الدُّنْيَا لأَرْبَعَةِ نَفَر: عَبدٍ رَزَقَه اللَّه مَالاً وَعِلْما، فَهُو يَتَّقي فِيهِ رَبَّه، وَيَصِلُ فِيهِ رَحِمَه، وَيَعْلَمُ لِلَّهِ فِيهِ حَقًّا فَهذَا بأَفضَل المَنازل. وَعَبْدٍ رَزَقَهُ اللَّه عِلْمًا، وَلَمْ يَرْزُقهُ مَالاً فَهُوَ صَادِقُ النِّيَّةِ، يَقُول: لَو أَنَّ لِي مَالاً لَعمِلْتُ بِعَمَل فُلان، فَهُوَ بِنِيَّتِهِ، فَأَجْرُهُمَا سَوَاء. وَعَبْدٍ رَزَقَهُ اللَّهُ مَالا، وَلَمْ يرْزُقْهُ عِلْما، فهُوَ يَخْبِطُ في مالِهِ بِغَير عِلم، لا يَتَّقي فِيهِ رَبَّهُ وَلا يَصِلُ فیه رَحِمَه، وَلا يَعلَمُ للَّهِ فِيهِ حَقًّا، فَهَذَا بأَخْبَثِ المَنَازِل. وَعَبْدٍ لَمْ يرْزُقْهُ اللَّه مَالاً وَلا عِلْما، فَهُوَ يَقُول: لَوْ أَنَّ لِي مَالاً لَعَمِلْتُ فِيهِ بِعَمَل فُلانٍ، فَهُوَ بِنِيَّتِهِ، فَوِزْرُهُمَا سَوَاءٌ»: «سه چيز هست که من درباره ی آنها سوگند می خورم و سخنی به شما می گويم که آن را به ياد داشته باشيد: ثروت هيچکس به خاطر صدقه دادن کم نمی شود. به هر بنده ای ستم شود و او بر آن صبر نمايد، الله بر عزتش می افزايد. و هيچ بنده ای دربِ گدايی را نمی گشايد مگر اينکه الله دروازه ی فقر را به رويش باز می کند. - يا چنين سخنی فرمود.- و سخنی به شما می گويم، آن را حفظ کنيد: دنيا برای چهار نفر است: بنده ای که الله متعال ثروت و عملی به او داده است و او در اين باره تقوای الهی پيشه می سازد و بدين وسيله رابطه ی خويشاوندی اش را حفظ می کند و می داند که الله در آن حقی دارد. چنين بنده ای در بالاترين درجه و بهترين جايگاه می باشد. و بنده ای که الله دانشی به او داده، اما ثروتی به او نداده است و در نيتش صادق است؛ می گويد: اگر ثروتی داشتم، مانندِ فلان کس رفتار می کردم. لذا مطابق نيتش پاداش می يابد و اجر و ثواب هر دو برابر است. و بنده ای که الله ثروتی به او داده، اما دانشی به او نداده است و او بدون علم و دانش در ثروتش تصرف می کند و درباره ی اين ثروت، تقوای الهی را رعایت نمی کند و صله ی رحم به جا نمی آورد و در اين ثروت حقی برای الله نمی شناسد. چنين شخصی در پايين ترين و بدترين جايگاه است. و بنده ای که الله ثروت و دانشی به او نداده است و می گويد: اگر ثروتی داشتم، مانندِ فلان کس رفتار می کردم. لذا مطابق نيتش مجازات می شود و گناه شان يکسان است».
به روایت ترمذیدرجهصحیح است
شرح

سه خصلت هستند که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد آنها سوگند یاد می کند و سپس حدیث دیگری را ذکر می کند. اما این سه خصلت عبارتند از: 1- مال هیچ بنده ای از صدقه دادن کم نمی شود. 2- به هر بنده ای ظلم و ستم شود و بر آن صبر کند، الله متعال به عزت و سربلندی او می افزاید. 3- و هیچ بنده ای دروازه ی گدایی از مردم را به روی خود باز نمی کند – نه از روی نیاز و ضرورت، بلکه به قصد ثروت اندوزی – مگر اینکه الله متعال او را فقیرتر و نیازمندتر می کند و دروازه ی فقر را به روی او می گشاید یا نعمتی را از او می گیرد که از آن بهره می برد. سپس ذکر می کند که دنیا از آن چهار نفر می باشد: 1- بنده ای که الله متعال مال و دانشی به وی روزی نموده و تقوای الهی پیشه کرده و این مال را در مسیر درست مصرف می کند و به علمش عمل نموده و پیوند خویشاوندی را رعایت می کند؛ این بنده در برترین مراتب و درجات قرار دارد. 2- بنده ای که الله متعال علم و دانشی را روزی وی نموده و به او مالی نداده است؛ اما در نیتش صادق است و می گوید: اگر مالی می داشتم، مثل بنده ی اول عمل می کردم؛ با وی همچون نیتش رفتار می شود و اجر و پاداش او با بنده ی اول یکسان می باشد. 3- بنده ای که الله متعال مالی روزی وی کرده و دانشی به او نداده است؛ و بدون علم در مالش تصرف می کند و تقوای الهی را در نظر نمی گیرد و رعایت پیوند خویشاوندی نمی کند و حقی در آن برای الله متعال قائل نمی شود؛ این بنده در بدترین مراتب و درجات می باشد. 4- بنده ای که الله متعال مال و علم و دانش در اختیار او قرار نداده و با این همه می گوید: اگر مالی می داشتم، مثل بنده ی سوم عمل می کردم؛ با او بر مبنای نیتش رفتار می شود و گناه این دو بنده یکسان می باشد.

مرجع

الجامع الكبير (سنن الترمذي), تأليف: محمد بن عيسى الترمذي, تحقيق وتعليق:أحمد محمد شاكر ومحمد فؤاد عبد الباقي وإبراهيم عطوة عوض -شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي - مصر الطبعة: الثانية، 1395 هـ - 1975 م صحيح الجامع وزيادته, تأليف: محمد ناصر الدين الألباني, الناشر: المكتب الإسلامي. بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين, تأليف: سليم بن عيد الهلالي, دار ابن الجوزي. مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح, تأليف: علي بن سلطان محمد الملا الهروي القاري, الناشر: دار الفكر, ط1 عام 1422ه.

این حدیث در HadeethEnc.com

الله می فرمايد: هرگاه بنده ام نيت انجام کار بدی نمود تا زمانی که مرتكب آن نشده است، برايش ننويسيد. و اگر مرتكب آن شد، فقط يک بدی برايش بنويسيد. و اگر آن را بخاطر من ترک کرد، برايش يک نيکی ثبت کنيد.

عن أبي هريرة رضي الله عنه مرفوعاً: «يقول اللهُ: إذا أراد عبدي أنْ يعملَ سيئةً، فلا تكتبوها عليه حتى يعملَها، فإنْ عَمِلها فاكتبوها بمثلِها، وإنْ تركها مِن أجلي فاكتبوها له حسنةً، وإذا أراد أنْ يعملَ حسنةً فلم يعملها فاكتبوها له حسنةً، فإنْ عملها فاكتبوها له بعشر أمثالها إلى سبعِ مائة ضِعْفٍ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «يَقُولُ اللَّهُ: إِذَا أَرَادَ عَبْدِي أَنْ يَعْمَلَ سَيِّئةً، فَلا تَكْتُبُوهَا عَلَيْهِ حَتَّى يَعْمَلَهَا، فَإِنْ عَمِلَهَا فَاكْتُبُوهَا بِمِثْلِهَا، وَإِنْ تَرَكَهَا مِنْ أَجْلِي فَاكْتُبُوهَا لَهُ حَسَنَةً، وَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَعْمَلَ حَسَنَةً فَلَمْ يَعْمَلْهَا، فَاكْتُبُوهَا لَهُ حَسَنَةً، فَإِنْ عَمِلَهَا فَاكْتُبُوهَا لَهُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا إِلَى سَبْعِ مِائةِ ضِعْفٍ»: «الله می فرمايد: هرگاه بنده ام نيت انجام کار بدی نمود تا زمانی که مرتكب آن نشده است، برايش ننويسيد. و اگر مرتكب آن شد، فقط يک بدی برايش بنويسيد. و اگر آن را بخاطر من ترک کرد، برايش يک نيکی ثبت کنيد. و اگر قصد انجام عمل نيکی کرد ولی آن را انجام نداد، برايش يک نيکی بنويسيد. و اگر آن را انجام داد، ده تا هفت صد برابر نيکی برايش بنويسد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

در اینجا الله متعال ملائکه موکلی را که مسؤول حفظ و نوشتن اعمال بندگان هستند، مخاطب قرار می دهد. و این حدیث بر فضل و لطف الله متعال بر انسان دلالت دارد. چنانکه می فرماید: "هرگاه بنده ام نيت انجام کار بدی نمود تا زمانی که مرتكب آن نشده، برايش ننويسيد" منظور از عمل، اعمال قلب و نیز اعضا و جوارح است چنانکه از روایت مذکور پیداست؛ زیرا در نصوص دینی آمده که انسان بابت اعمال قلوب نیز مؤاخذه شده و پاداش می گیرد؛ الله متعال می فرماید: «وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ» [الحج: 25] «و هرکس در آنجا با ستمکاری [و گناه] انحراف بخواهد، از عذابى دردناک به او می چشانیم». و در حدیث صحیح آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ فِي النَّارِ»: «هرگاه دو فرد مسلمان (بقصد كشتن يكديگر) با شمشير در برابر هم قرار گيرند، قاتل و مقتول هر دو به دوزخ خواهند رفت». صحابه گفتند: يا رسول الله، دليل دوزخی بودن قاتل معلوم است؛ اما مقتول چرا به دوزخ خواهد رفت؟ فرمود: «إِنَّهُ كَانَ حَرِيصًا عَلَى قَتْلِ أخيه»: «او نيز بر كشتن برادر مسلمانش حریص و مشتاق بود». این نصوص می توانند عمومیت این کلام الهی را تخصیص بزنند که می فرماید: «هرگاه بنده ام نيت کرد که کار بدی انجام دهد تا زمانی که مرتكب آن نشده، برايش ننويسيد». و این مخالف کلامش در رابطه با گناه نیست، آنجا که می فرماید: «برايش ننويسيد»؛ زیرا تصمیم و عزم قلب، عمل است. در ادامه می فرماید: "و اگر مرتكب آن شد، فقط يک بدی برايش بنويسيد" یعنی تنها یک بدی برایش بنویسید. الله متعال می فرماید: «مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ» [انعام: 160] «[در آن روز،] هر [مؤمنی] كه كار نیكى بیاورد، ده برابر آن [پاداش] خواهد داشت و هرکس كار بدى بیاورد، جز مانند آن کیفر نخواهد دید؛ و به آنان ستم نخواهد شد». و می فرماید: «مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ» [غافر: 40] «هرکس کار بدی مرتکب شود، به تناسبِ آن کیفر خواهد دید؛ و مردان و زنان مؤمن و نیکوکار، به بهشت وارد می شوند و در آنجا از نعمتِ بی شمار برخوردار خواهند شد». "و اگر آن را بخاطر من ترک کرد، برايش يک نيکی ثبت کنيد"؛ در اینجا ثبت اجر را منوط به ترک آن به خاطر الله آورده است، یعنی بخاطر ترس و شرم و حیا از الله متعال؛ اما اگر بخاطر ترس از مخلوقات یا ناتوانی یا دلیل دیگری آن را ترک کند، نه تنها برایش نیکی ای نوشته نمی شود، بلکه چه بسا بدی برای او منظور گردد. "و اگر قصد انجام عمل نيکی کرد ولی آن را انجام نداد، برايش يک نيکی بنويسيد" تا پایان. این فضل الله کریم و منان بر بندگانش می باشد. پس او را شکر و ثنا می گوییم. براستی کرم و بخششی بزرگتر از این هست؟ اینکه بخاطر داشتن نیت و قصد انجام کار نیک، یک نیکی کامل ثبت شود و بابت انجام یک نیکی ده تا هفتصد نیکی ثبت گردد. در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم، این سخن را به الله متعال نسبت می دهد که: «الله می فرماید: هرگاه بنده ام اراده کند» و الله متعال را با آن توصیف می کند؛ و این سخن بخشی از شریعت الهی است که شامل وعده ی او به بندگانش و فضل و بخشش او بر آنها می باشد؛ و کلامی غیر قرآن است و مخلوق نیست چراکه کلام الله متعال چیزی جز خلق او می باشد.

مرجع

صحيح البخاري، نشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422ه. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. شرح كتاب التوحيد من صحيح البخاري، لعبد الله بن محمد الغنيمان، الناشر: مكتبة الدار، المدينة المنورة، الطبعة: الأولى، 1405 هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۱۳
۱۳ حدیث
  1. احترام و گرامی داشتِ پيرمرد مسلمان و حافظ و عالِم قرآن که در آن زياده روی يا کوتاهی نکند و نيز احترام حاکم و صاحب قدرتِ عادل، بخشی از بزرگ داشت و تعظيم الله متعال است.
  2. حيا نتيجه ای جز خير و خوبی به دنبال ندارد.
  3. هر شخصی با کسی خواهد بود که او را دوست دارد.
  4. طِیَره (شوم انگاری) شرک است، طیره شرک است، طیره شرک است - و این را سه بار تکرار کردند -». و این چیزی است که ناگزیر در دل ما می‌افتد، اما الله عزوجل با توکل آن را از بین می‌برد
  5. حلال واضح و حرام واضح است
  6. اگر شما چنانکه شایستهٔ توکل است به الله توکل می‌کردید، بی‌شک همانند پرنده روزی داده می‌شدید که با شکم خالی صبح [از خانه] بیرون می‌رود و با شکم پر بازمی‌گردد
  7. ثروت هيچکس به خاطر صدقه دادن کم نمی شود. به هر بنده ای ستم شود و او بر آن صبر نمايد، الله بر عزتش می افزايد. و هيچ بنده ای دربِ گدايی را نمی گشايد مگر اينکه الله دروازه ی فقر را به رويش باز می کند.
  8. الله می فرمايد: هرگاه بنده ام نيت انجام کار بدی نمود تا زمانی که مرتكب آن نشده است، برايش ننويسيد. و اگر مرتكب آن شد، فقط يک بدی برايش بنويسيد. و اگر آن را بخاطر من ترک کرد، برايش يک نيکی ثبت کنيد.
  9. کارها شش [دسته] است و مردم [چهار] دسته، [کارها چنین است:] دو واجب کننده و مثل در مقابل مثل؛ و هر نیکی به اندازهٔ ده برابر آن، و یک حسنه به هفتصد تا
  10. کسی که قرآن را علنی می‌خواند مانند کسی است که صدقه را علنی می‌دهد و کسی که قرآن را پنهانی می‌خواند مانند کسی است که صدقه را پنهانی می‌دهد
  11. الله تعالی هیچ عملی را نمی‌پذیرد مگر آنکه خالص باشد و برای خشنودی او باشد
  12. حلال واضح و حرام واضح است
  13. اگر شما بر خداوند آن‌گونه که شایسته توکل بر اوست توکل می‌کردید، بی‌تردید همان‌گونه که پرندگان را روزی می‌دهد، شما را نیز روزی می‌داد؛ [پرندگان] صبحگاهان گرسنه بیرون می‌روند و شامگاهان سیر بازمی‌گردند

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com