پرش به محتوا
احادیث با شرح

فضایل توحيد

۱۰ حدیث

قبر مرا به محلی برای رفت و آمد در زمانی مخصوص به شیوه ای مخصوص تبدیل نکنید و خانه های تان را به قبرستان تبديل نكنيد و بر من درود بفرستيد؛ زيرا هر جا باشید، درودتان را به من می رسانند.

عن علي بن الحسين: "أنه رأى رجلا يجيء إلى فُرْجَةٍ كانت عند قبر النبي صلى الله عليه وسلم فيدخل فيها فيدعو، فنهاه، وقال: ألا أحدثكم حديثا سمعته من أبي عن جدي عن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال:« لا تتخذوا قبري عيدا، ولا بيوتكم قبورا، وصلوا علي، فإن تسليمكم يبلغني أين كنتم».
از علی بن حسین رضی الله عنهما روایت است: مردی را دیدم که از شکافی در دیوار اطراف قبر رسول الله صلی الله علیه وسلم وارد شده و دست به دعا برداشت؛ او را از این کار باز داشتم و گفتم: آیا حدیثی را برای شما روایت نکنم که آن را از پدرم از جدم شنیدم که می فرماید: «لا تَتَّخِذُوا قَبْرِي عِيدًا، وَلا بُيُوتَكُمْ قُبُورًا، وَصَلُّوا عَليَّ، فَإِنَّ تَسْلِيمَكُمْ يَبْلُغُنِي أَيْنَمَا كُنْتُمْ»: «قبر مرا به محلی برای رفت و آمد در زمانی مخصوص به شیوه ای مخصوص تبدیل نکنید و خانه های تان را به قبرستان تبديل نكنيد و بر من درود بفرستيد؛ زيرا هر جا باشید، درودتان را به من می رسانند».
به روایت ابن ابی شیبهدرجهبر اساس طُرُق و شواهدش صحیح است
شرح

علی بن حسین رضی الله عنهما خبر می دهد: مردی را دیده که نزد قبر رسول الله صلی الله علیه وسلم مشغول دعا بوده است و او را از این کار نهی کرده و بازداشته است؛ و در این زمینه به حدیثی از رسول الله صلی الله علیه وسلم استدلال می کند که در نهی از رفت و آمد مداوم جهت زیارت قبر پیامبر وارد شده است و از اینکه خانه ها از عبادت الله و ذکر و یاد او خالی گشته و چنین وجه اشتراکی با قبرستان داشته باشند، نهی می کند؛ و در ادامه خبر می دهد که سلامِ سلام کننده در هر جایی که باشد به رسول الله صلی الله علیه وسلم خواهد رسید.

مرجع

كتاب التوحيد، للإمام محمد بن عبد الوهاب، ت: د. دغش العجمي، مكتبة أهل الأثر, الطبعة الخامسة, 1435ه. الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد بن عبد العزيز السليمان القرعاوي, ت: محمد بن أحمد سيد, مكتبة السوادي، الطبعة: الخامسة، 1424ه. الملخص في شرح كتاب التوحيد، للشيخ صالح الفوزان, دار العاصمة, الطبعة الأولى، 1422ه. مصنف ابن أبي شيبة، تحقيق: كمال يوسف الحوت، نشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1409ه. تحذير الساجد من اتخاذ القبور مساجد, الألباني, المكتب الإسلامي - الطبعة: الرابعة.

این حدیث در HadeethEnc.com

هيچ رنج، بيماری، نگرانی، ناراحتی، آزار و غم و اندوهی به مسلمان نمی‌رسد، حتی خاری که در پايش فرو می‌رود، مگر اينکه الله متعال [مقداری] از گناهانش را به سبب آن نادیده می‌گیرد

عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ وَعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنهما عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «مَا يُصِيبُ الْمُسْلِمَ مِنْ نَصَبٍ وَلَا وَصَبٍ وَلَا هَمٍّ وَلَا حُزْنٍ وَلَا أَذًى وَلَا غَمٍّ حَتَّى الشَّوْكَةِ يُشَاكُهَا إِلَّا كَفَّرَ اللهُ بِهَا مِنْ خَطَايَاهُ».
از ابوسعید خُدری و ابوهُریره ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَا يُصِيبُ الْمُسْلِمَ مِنْ نَصَبٍ وَلَا وَصَبٍ وَلَا هَمٍّ وَلَا حُزْنٍ وَلَا أَذًى وَلَا غَمٍّ حَتَّى الشَّوْكَةِ يُشَاكُهَا إِلَّا كَفَّرَ اللهُ بِهَا مِنْ خَطَايَاهُ»: «هيچ رنج، بيماری، نگرانی، ناراحتی، آزار و غم و اندوهی به مسلمان نمی‌رسد، حتی خاری که در پايش فرو می‌رود، مگر اينکه الله متعال [مقداری] از گناهانش را به سبب آن نادیده می‌گیرد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان نموده که مسلمان دچار بیماری‌ها و غم و غصه و سختی و مصایب و دشواری و ترس و گرسنگی نمی‌شود - حتی اگر خاری در پایش فرو رود و به درد آید - مگر آنکه همان کفارهٔ گناهان و باعث پاکی خطاهایش می‌شود.

فواید
  1. بیان فضل الله بر بندگان مؤمنش و رحمتش به آنان که با کمترین زیان و ضرری که به آنان می‌رسد، گناهان‌شان را می‌بخشد.
  2. شایسته‌ی مسلمان است که با هر مصیبتی، امید اجر و پاداش الهی داشته باشد و بر هر مصیبت کوچک و بزرگی صبر کند تا باعث بالا رفتن درجات و بخشیده شدن گناهان او شود.
مرجع

صحيح البخاري (7/ 114) (5641). صحيح مسلم (4/ 1992) (2572). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 489). شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (1/ 242). شرح النووي على مسلم (16/ 126). تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص44). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 96). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمصطفى الخِن وغيره (1/ 70).

این حدیث در HadeethEnc.com

دوست ندارم به اندازه ی کوه احد طلا داشته باشم و سه روز بر من بگذرد و ديناری از آن نزدِ من باقی بماند، جز مقداری که برای پرداخت بدهی نگه می دارم؛ مگر اينکه بگويم آن را در ميان بندگان الله، چنين و چنان و چنان تقسيم کنند.

عن أبي ذر رضي الله عنه قال: كنت أمشي مع النبي صلى الله عليه وسلم في حَرَّةٍ بالمدينة، فاستقبلنا أُحُدٌ، فقال: «يا أبا ذر» قلت: لبيك يا رسول الله. فقال: «ما يَسُرُّنِي أن عندي مثل أُحُدٍ هذا ذهبًا تمضي علي ثلاثة أيام وعندي منه دينارٌ، إلا شيء أرصده لِدَيْنٍ، إلا أن أقولَ به في عباد الله هكذا وهكذا وهكذا» عن يمينه وعن شماله ومن خلفه، ثم سار، فقال: «إن الأكثرين هم الأَقَلُّونَ يوم القيامة إلا من قال بالمال هكذا وهكذا وهكذا» عن يمينه وعن شماله ومن خَلفه «وقليل ماهم». ثم قال لي: «مكانك لا تَبْرح حتى آتيك» ثم انطلق في سوادِ الليل حتى تَوارى، فسمعت صوتًا، قد ارتفع، فَتَخَوَّفْتُ أن يكون أحدٌ عَرض للنبي صلى الله عليه وسلم فأردت أن آتيه فذكرت قوله: «لا تَبْرَحْ حتى آتيك» فلم أبْرَحْ حتى أتاني، فقلت: لقد سمعت صوتًا تَخَوَّفْتُ منه، فذكرت له، فقال: «وهل سمعته؟» قلت: نعم، قال: «ذاك جبريل أتاني فقال: من مات من أُمتك لا يُشرك بالله شيئًا دخل الجنة»، قلت: وإن زنى وإن سرق؟ قال: «وإن زنى وإن سرق».
از ابوذر رضی الله عنه روایت است که می گويد: با رسول الله صلى الله عليه وسلم در ميان يکی از زمين های سنگلاخ مدينه راه می رفتم تا اينکه «اُحُد» پيش روی ما قرار گرفت. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «ای ابوذر». عرض کردم: در خدمتم ای رسول خدا؛ فرمود: «مَا يَسُرُّني أَنَّ عِنْدِي مِثل أَحُدٍ هذا ذَهباً تَمْضِي عَلَيَّ ثَلاثَةُ أَيَّامٍ وعِنْدِي مِنْهُ دِينَار، إِلاَّ شَيْءٌ أَرْصُدُهُ لِدَيْن، إِلاَّ أَنْ أَقُولَ بِهِ في عِبَاد اللَّه هكَذَا وَهَكَذا وَهَكَذا»: «اینکه به اندازه ی کوه احد طلا داشته باشم و سه روز بر من بگذرد و ديناری از آن نزدِ من باقی بماند، خوشحالم نمی کند؛ جز مقداری که برای پرداخت بدهی نگه می دارم؛ مگر اينکه بگويم آن را در ميان بندگان الله، چنين و چنان و چنان تقسيم کنند». و - به نشانه ی نحوه ی بذل و بخشش - به چپ و راست و پشت سرش اشاره کرد. سپس به راهش ادامه داد و فرمود: «إِنَّ الأَكثَرِينَ هُمُ الأَقَلُّونَ يَومَ القيامةِ إِلاَّ مَنْ قَالَ بالمَالِ هكذَا وهكذا وهكذا»: «کسانی که ثروت بيشتری دارند، روز قيامت اجر و پاداش کمتری خواهند داشت، مگر کسانی که چنين و چنان بذل و بخشش می کنند»؛ و با دراز کردن دست به چپ و راست و پشت سرش - نحوه ی انفاق را نشان داد - و افزود: «وَقَليلٌ مَا هُمْ»: «و اينها، اندکند». سپس به من فرمود: «مَكَانَك لا تَبْرَحْ حَتَّى آتيَكَ»: «سرِ جايت بمان و جايی نرو تا نزدت برگردم». سپس در تاريکی شب رفت و از نظر ناپديد شد؛ آنگاه صدای بلندی شنيدم و ترسيدم که کسی به رسول الله صلى الله عليه وسلم - تعرض کرده باشد؛ تصميم گرفتم نزد ایشان بروم، اما به خاطر آوردم که فرمود: «جايی نرو تا نزدت بيايم». لذا جايی نرفتم تا اينکه نزدم آمد. گفتم: ای رسول خدا، صدايی شنيدم و نگران شدم؛ و صدای مذکور را توصیف کردم؛ فرمود: «وَهَلْ سَمِعْتَه؟»: «تو آن را شنيدی؟» گفتم: بله. فرمود: «ذَاكَ جِبريلُ أَتانِي فقال: مَن ماتَ مِنْ أُمَّتِكَ لايُشرِكُ باللَّه شَيئاً دَخَلَ الجَنَّةَ»: «جبرئيل بود، نزدم آمد و گفت: هرکه از امتت درحالی بميرد که هيچ چيز (و هيچکس) را با الله شريک نکرده باشد، وارد بهشت می شود». گفتم: حتی اگر دزدی و زنا کند؟ فرمود: «وَإِنْ زَنَى وَإِنْ سَرَقَ»: «حتی اگر دزدی و زنا کند».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

ابوذر رضی الله عنه خبر می دهد که با رسول الله صلی الله علیه وسلم در یکی از زمین های سنگلاخ مدینه با سنگ های سیاه همراه بوده که با کوه احد مواجه می شوند و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «خوشحال نمی شوم که به اندازه ی این کوه احد طلا داشته باشم و سه روز بر من بگذرد و حتی مقداری به اندازه ی یک دینار هم از آن نزد من باقی بماند؛ مگر به اندازه ای که برای بدهی ام نگه دارم؛ اگر مالک مقداری طلای خالص به اندازه ی کوه احد می بودم، همه ی آن را در راه الله انفاق می کردم؛ و مقداری از آن جز به اندازه ی نیازم جهت رسیدگی به حقوقی که بر عهده دارم و پرداخت بدهی ام نگه نمی داشتم؛ و اگر بیش از این چیزی نزدم بماند، مرا خوشحال نمی کند». و این یعنی رسول الله صلی الله علیه وسلم از باتقواترین و پارساترین مردم در دنیا بود. چون به دنبال جمع مال نبود مگر به اندازه ای که بدهی اش را بپردازد. و بلکه درحالی از دنیا رفت که زره اش در برابر مقدار جویی که از فردی یهودی برای خانواده اش گرفته بود، گرو بود. اگر دنیا نزد الله ارزشی داشت، پیامبرش را از آن محروم نمی کرد. بلکه دنیا با آنچه در بردارد ملعون است مگر ذکر و یاد الله متعال و آنچه از مصادیق آن است و عالم و متعلم و آنچه در جهت اطاعت از الله عزوجل باشد. سپس می فرماید: «إِنَّ الأَكثَرِينَ هُمُ الأَقَلُّونَ يَومَ القيامةِ» یعنی کسانی که در دنیا بهره ی بیشتری دارند، در روز قیامت از اعمال نیک کمتری برخوردارند؛ زیرا اغلب کسانی که مال و اموال زیادی در دنیا دارند، بی نیازی و تکبر و روی گردانی آنها از طاعت الهی بیشتر است چون دنیا آنها را فریب می دهد؛ بنابراین در دنیا بهره ی بیشتر و در آخرت بهره ی کمتری دارند. و اینکه فرمود: «إِلاَّ مَنْ قَالَ بالمَالِ هكذَا وهكذا وهكذا» یعنی مالش را در راه الله صرف می کند. سپس فرمود: «وَقَليلٌ مَا هُمْ» یعنی کسانی که در راه الله انفاق می کنند، اندک هستند. در ادامه می فرماید: «مَن ماتَ لايُشرِكُ باللَّه شَيئاً دَخَلَ الجَنَّةَ وَإِنْ زَنَى وَإِنْ سَرَقَ»: «هرکس درحالی بميرد که هيچ چيز (و هيچکس) را با الله شريک نکرده باشد، وارد بهشت می شود هرچند زنا کرده و مرتکب دزدی شده باشد»؛ و این بدان معنا نیست که زنا و دزدی جرم های کوچکی هستند، بلکه از گناهان بزرگ و کبیره می باشند؛ به همین دلیل ابوذر آنها را بزرگ می شمارد و می گوید: حتی اگر زنا و دزدی کند؟ و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هرچند زنا کرده و دزدی کند». حقیقت این است که الله متعال در مورد کسی که با ایمان و گناهان کبیره ای از دنیا برود که از آنها توبه نکرده، می فرماید: «إِنَّ اللهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ»: «بی گمان الله این گناه را که به او شرک آورده شود نمی بخشد و جز آن را برای هرکس که بخواهد می بخشد». گاهی الله متعال چنین کسی را می بخشد و او را در برابر گناهان کبیره اش مجازات نمی کند و گاهی او را نمی بخشد و مجازات می کند؛ و اگر هم او را مجازات کند فرجام وی بهشت است. چون هرکس به الله متعال شرک نورزد و مرتکب هیچ امر کفرآمیزی نشود، سرانجام او بهشت است. اما کسی که مرتکب امر کفرآمیزی شود و بر آن بمیرد، برای همیشه در دوزخ خواهد بود و عمل وی باطل می گردد؛ چون منافقان به رسول الله صلی الله علیه وسلم می گفتند: «نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ»: «ما گواهی می دهیم که یقیناً تو فرستاده ی الله هستی». و ذکر و یاد الله می کردند هرچند اندک بود؛ و نماز می خواندند هرچند «وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى»: «وقتی به نماز برمی خاستند، با سستی و کاهلی بر می خاستند». با این همه در پایین ترین جای دوزخ خواهند بود. و به این ترتیب حدیث مذکور به زهد و پارسایی در مورد دنیا تشویق می کند و اینکه نباید قلب انسان وابسته به آن باشد؛ بلکه دنیا در دستش باشد نه در قلبش؛ تا روی قلبش تنها به سوی الله متعال باشد. و این کمال زهد و پارسایی بوده و به این معنا نیست که انسان چیزی از دنیا نداشته باشد بلکه چیزی از دنیا داشته باشد که برای او حلال است و نصیبش از دنیا را فراموش نکند اما آن را در دستش قرار دهد نه در قلبش؛ و این نکته ی بسیار مهمی است.

مرجع

- رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين؛ للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428ه . - بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين؛ تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي- الطبعة الأولى1418ه - نزهة المتقين شرح رياض الصالحين؛ تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ. - صحيح البخاري ؛ عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. - صحيح مسلم؛ حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. - شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ. - كنوز رياض الصالحين، لحمد بن ناصر العمار، دار كنوز إشبيليا- الطبعة الأولى1430ه - المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج /أبو زكريا محيي الدين يحيى بن شرف النووي، دار إحياء التراث العربي – بيروت الطبعة: الثانية، 1392 - منار القاري شرح مختصر صحيح البخاري تأليف- حمزة محمد قاسم مكتبة دار البيان، دمشق - الجمهورية العربية السورية، مكتبة المؤيد، الطائف - المملكة العربية السعودية 1410 هـ - 1990 م - فتح الباري شرح صحيح البخاري- أحمد بن علي بن حجر العسقلاني الشافعي- دار المعرفة - بيروت، رقم كتبه وأبوابه وأحاديثه: محمد فؤاد عبد الباقي- قام بإخراجه وصححه وأشرف على طبعه: محب الدين الخطيب- عليه تعليقات العلامة: عبد العزيز بن عبد الله بن باز.

این حدیث در HadeethEnc.com

کسی نیست که صادقانه از صمیم دل شهادت دهد که معبود به حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است، مگر آنکه الله او را بر آتش دوزخ حرام می‌سازد

عن أنس بن مالك رضي الله عنه: أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَمُعَاذٌ رَدِيفُهُ عَلَى الرَّحْلِ قَالَ: «يَا مُعَاذُ بْنَ جَبَلٍ»، قَالَ: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ، قَالَ: «يَا مُعَاذُ»، قَالَ: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ، ثَلَاثًا، قَالَ: «مَا مِنْ أَحَدٍ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ صِدْقًا مِنْ قَلْبِهِ إِلَّا حَرَّمَهُ اللهُ عَلَى النَّارِ»، قَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ، أَفَلَا أُخْبِرُ بِهِ النَّاسَ فَيَسْتَبْشِرُوا؟ قَالَ: «إِذًا يَتَّكِلُوا». وَأَخْبَرَ بِهَا مُعَاذٌ عِنْدَ مَوْتِهِ تَأَثُّمًا.
از انس بن مالک ـ رضی الله عنه ـ روایت است که: پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ درحالی که معاذ پشت سر او بر مرکب نشسته بود فرمود: «ای معاذ بن جبل»؛ معاذ گفت: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ. فرمود: «ای معاذ»؛ معاذ گفت: لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ؛ و این را سه بار تکرار کرد. آنگاه رسول خدا فرمود: «مَا مِنْ أَحَدٍ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ صِدْقًا مِنْ قَلْبِهِ إِلَّا حَرَّمَهُ اللهُ عَلَى النَّارِ»: «کسی نیست که صادقانه از صمیم دل شهادت دهد که معبود به حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است، مگر آنکه الله او را بر آتش دوزخ حرام می‌سازد». معاذ گفت: یا رسول الله، آیا از این به مردم خبر ندهم تا خوشحال شوند؟ فرمود: «در این صورت [بر این] تکیه می‌کنند». معاذ در هنگام وفاتش از ترس آنکه [به سبب کتمان علم] گناهکار شود، این حدیث را بازگو کرد.
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

مُعاذ بن جبل ـ رضی الله عنه ـ پشت سر پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بر حیوان ایشان سوار بود که رسول خدا صدایش زد که: ای معاذ؟ و این ندا را سه بار تکرار کرد تا تاکیدی باشد برای اهمیت آنچه قرار است بگوید. و هر بار معاذ ـ رضی الله عنه ـ چنین پاسخ داد که: «لَبَّيْكَ يَا رَسُولَ اللهِ وَسَعْدَيْكَ» یعنی: تو را پاسخ می‌دهم ای رسول الله، پاسخی پی در پی و از اجابت تو خواهان سعادتم. سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به معاذ خبر می‌دهد که کسی نیست که به لا اله الا الله شهادت دهد، یعنی: معبود به حقی نیست جز الله و اینکه محمد فرستادهٔ الله است و این را صادقانه از صمیم دل بگوید نه به دروغ، مگر اینکه چون در این حال بمیرد الله او را بر آتش دوزخ حرام می‌سازد. سپس معاذ ـ رضی الله عنه ـ از پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ می‌خواهد که این مژده را به مردم بدهد تا شاد و شادمان شوند و بشارت خیر دهند. اما پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیم آن داشت که بر همین تکیه کنند و اعمال‌شان کم شود. بنابراین معاذ آن را تا پیش از مرگش به کسی نگفت، سپس از ترس آنکه مبادا مرتکب گناه کتمان علم شود، آن را گفت.

فواید
  1. تواضع پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ که معاذ را پشت سر خود بر مرکبش سوار کرده بود.
  2. روش آموزش پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ که چند بار معاذ را صدا زد تا توجه او را به آنچه می‌گوید جلب کند.
  3. از شروط گواهی دادن به لا اله الا الله و محمد رسول الله آن است که گوینده‌اش صادق باشد و با یقین آن را بگوید نه به دروغ و از روی شک.
  4. اهل توحید در آتش دوزخ جاودانه نمی‌مانند، هرچند به دلیل گناهان‌شان به آن داخل شوند، پس از آنکه پاک شدند خارج می‌شوند.
  5. فضیلت شهادتین برای کسی که صادقانه آن را به زبان بیاورد.
  6. جواز روایت نکردن حدیث در برخی احوال، در صورتی که بیان آن منجر به مفسده‌ای شود.
مرجع

صحيح البخاري (1/ 37) (128). صحيح مسلم (1/ 61) (32). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين (1/ 377). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 487). كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (6/ 496).

این حدیث در HadeethEnc.com

یا رسول الله، هیچ چیز کوچک و بزرگی نیست مگر آنکه انجامش داده‌ام. فرمود: «أَلَيْسَ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ؟»: «مگر چنین نیست که گواهی می‌دهی معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است؟

عَنْ أَنَسٍ رضي الله عنه قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ، مَا تَرَكْتُ حَاجَّةً وَلَا دَاجَّةً إِلَّا قَدْ أَتَيْتُ، قَالَ: «أَلَيْسَ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ؟» ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. قَالَ: نَعَمْ، قَالَ: «فَإِنَّ ذَلِكَ يَأْتِي عَلَى ذَلِكَ».
از انس رضی الله عنه روایت است که گفت: مردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: یا رسول الله، هیچ چیز کوچک و بزرگی نیست مگر آنکه انجامش داده‌ام. فرمود: «أَلَيْسَ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ؟»: «مگر چنین نیست که گواهی می‌دهی معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است؟» و این را سه بار تکرار کرد. وی گفت: آری. فرمود: «فَإِنَّ ذَلِكَ يَأْتِي عَلَى ذَلِكَ»: «این بر آن غالب می‌شود».
به روایت ابویعلی و طبرانی و ضیاء المقدسیدرجهصحیح است
شرح

مردی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: یا رسول الله، من مرتکب همهٔ گناهان و نافرمانی‌ها شده‌ام و هیچ گناه کوچک و بزرگی را رها نکرده‌ام مگر انجامش دادم، آیا بخشیده می‌شوم؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم خطاب به او فرمود: آیا چنین نیست که شهادت می‌دهی معبود [به حقی] جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است؟ و این را سه بار برای او تکرار فرمود، پس آن مرد در پاسخ گفت: آری شهادت می‌دهم. آنگاه پیامبر صلی الله علیه وسلم او را از فضیلت شهادتین خبر داد و اینکه گناهان را پاک می‌کند و توبه آنچه را قبلا بوده از بین می‌برد.

فواید
  1. عظمت و بزرگی شهادتین و برتری آن بر گناهان برای کسی که آن را صادقانه از صمیم دل بگوید.
  2. اسلام آوردن، هر آنچه قبل از آن را نابود می‌کند و از بین می‌برد.
  3. توبهٔ صادقانه هر آنچه قبل از آن بوده را پاک می‌کند.
  4. تکرار برای آموزش از روش‌های پیامبر صلی الله علیه وسلم بود.
  5. فضیلت شهادتین و اینکه سبب نجات از جاودانگی در دوزخ است.
مرجع

مسند أبي يعلى الموصلي (6/ 155) (3433)، المعجم الصغير للطبراني (2/ 201) (1025)، شعب الإيمان (5/404) (7086)، الأحاديث المختارة للضياء المقدسي (5/ 151) (1773)، غريب الحديث للخطابي (1/255)، الترغيب والترهيب (4/55)، النهاية في غريب الحديث والأثر (1/341)، الزواجر لابن حجر الهيتمي (2/961)، جامع العلوم والحكم (1/305).

این حدیث در HadeethEnc.com

حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده، عذاب ندهد

عَنْ مُعَاذٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، قَالَ: كُنْتُ رِدْفَ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى حِمَارٍ يُقَالُ لَهُ عُفَيْرٌ، فَقَالَ: «يَا مُعَاذُ، هَلْ تَدْرِي حَقَّ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَمَا حَقُّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ؟»، قُلْتُ: اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، قَالَ: «فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى العِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَحَقَّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ أَنْ لا يُعَذِّبَ مَنْ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا»، فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ أَفَلاَ أُبَشِّرُ بِهِ النَّاسَ؟ قَالَ: «لا تُبَشِّرْهُمْ، فَيَتَّكِلُوا».
از مُعاذ رضی الله عنه روایت است که گفت: پشت سر پیامبر صلی الله علیه وسلم بر الاغی که عُفَیر نام داشت سوار بودم که فرمود: «يَا مُعَاذُ، هَلْ تَدْرِي حَقَّ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ، وَمَا حَقُّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ؟»: «ای معاذ، آیا می‌دانی که حق الله بر بندگانش و حق بندگان بر الله چیست؟ گفتم: الله و پیامبر او آگاه‌ترند. فرمود: «فَإِنَّ حَقَّ اللَّهِ عَلَى العِبَادِ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَلا يُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَحَقَّ العِبَادِ عَلَى اللَّهِ أَنْ لا يُعَذِّبَ مَنْ لا يُشْرِكُ بِهِ شَيْئًا»:«حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده، عذاب ندهد». گفتم: یا رسول الله، آیا این را به مردم بشارت ندهم؟ فرمود: «لا تُبَشِّرْهُمْ، فَيَتَّكِلُوا»: «به آنان بشارت نده که [بر همین] اتکا می‌کنند».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم حق الله بر بندگان و حق بندگان بر الله را بیان می‌کند. اینکه حق الله بر بندگان آن است که تنها او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند، و حق بندگان بر الله آن است که موحدانی را عذاب ندهد که چیزی با او شریک نیاورده‌اند. سپس معاذ می‌گوید: یا رسول الله، آیا مردم را بشارت ندهم تا خوشحال شوند و از این فضل الهی شاد گردند؟ اما پیامبر صلی الله علیه وسلم او را از بیم آنکه بر همین تکیه کنند [و در انجام اعمال نیک سستی کنند] از این کار نهی می‌کند.

فواید
  1. بیان حق الله تعالی که بر بندگانش واجب نموده است؛ اینکه او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند.
  2. بیان اینکه حق بندگان بر الله - که الله خود از روی فضل و نعمت بر خود واجب نموده - این است که آنان را وارد بهشت سازد و عذاب‌شان نکند.
  3. این روایت بشارت بزرگی برای موحدانی است که چیزی را با الله تعالی شریک نمی‌آورند که فرجام‌شان وارد شدن به بهشت است.
  4. معاذ از بیم آنکه دچار گناه کتمان حق شود، پیش از مرگش این حدیث را روایت نمود.
  5. هشدار دربارهٔ عدم نشر برخی احادیث نزد برخی از ترس آنکه مبادا معنایش را به خوبی درک نکنند؛ و این در مورد احادیثی است که عملی بر آن مترتب نمی‌گردد و شامل حدی از حدود شریعت نمی‌شوند.
  6. موحدان گناهکار تحت مشیت الهی هستند؛ اگر بخواهد آنان را عذاب می‌دهد و چون بخواهد می‌آمرزد، سپس فرجام‌شان بهشت است.
مرجع

صحيح البخاري (4/ 29) (2856)، صحيح مسلم (1/ 58) (30)، المحكم لابن سيده (10/26)، المفهم لما أشكل من تلخيص كتاب مسلم (1/ 203)، فتح الباري (11/340، البحر المحيط الثجاج في شرح صحيح الإمام مسلم بن الحجاج (1/ 623)، (1/ 627)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري (14/ 148).

این حدیث در HadeethEnc.com

هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک نیاورده، وارد بهشت می‌شود؛ و هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک آورده، وارد دوزخ می‌شود

عَنْ جَابِرٍ رضي الله عنه قَالَ: أَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ، مَا الْمُوجِبَتَانِ؟ فَقَالَ: «مَنْ مَاتَ لَا يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ مَاتَ يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ النَّارَ»
از جابر رضی الله عنه روایت است که گفت: مردی نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: یا رسول الله، دو واجب کننده چه هستند؟ فرمود: «مَنْ مَاتَ لَا يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ مَاتَ يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ النَّارَ»: «هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک نیاورده، وارد بهشت می‌شود؛ و هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک آورده، وارد دوزخ می‌شود».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

مردی از پیامبر صلی الله علیه وسلم دربارهٔ دو خصلتی پرسید که ورود به بهشت و دوزخ را واجب می‌کند؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم به او چنین پاسخ داد: خصلتی که ورود به بهشت را واجب می‌سازد آن است که انسان درحالی بمیرد که تنها الله را عبادت می‌کند و چیزی را با او شریک نمی‌آورد. و خصلتی که دوزخ را واجب می‌سازد این است که انسان درحالی بمیرد که چیزی را به الله شریک می‌آورد و برای او در الوهیت (عبادت) و ربوبیت یا در نام‌ها و صفاتش همتا و همانند قرار می‌دهد.

فواید
  1. فضیلت توحید و اینکه هرکس درحالی بمیرد که مومن باشد و شریکی برای الله نیاورده باشد، وارد بهشت می‌شود.
  2. خطر شرک و اینکه اگر کسی درحالی بمیرد که به الله شرک ورزیده است، وارد دوزخ می‌شود.
  3. گناهکاران موحد تحت مشیت الله هستند؛ اگر بخواهد آنان را عذاب می‌دهد و چون بخواهد آنان را می‌بخشد، اما (در هر صورت) فرجام‌شان بهشت است.
مرجع

صحيح مسلم (1/ 94) (93)، إكمال المعلم بفوائد مسلم (1/ 363)، شرح النووي على مسلم (2/96) المفهم للقرطبي (1/290)، تطريز رياض الصالحين (ص 281)، الكوكب الوهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج (3/63).

این حدیث در HadeethEnc.com

کارها شش [دسته] است و مردم [چهار] دسته، [کارها چنین است:] دو واجب کننده و مثل در مقابل مثل؛ و هر نیکی به اندازهٔ ده برابر آن، و یک حسنه به هفتصد تا

عَنْ خُرَيْمِ بْنِ فَاتِكٍ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «الْأَعْمَالُ سِتَّةٌ، وَالنَّاسُ أَرْبَعَةٌ، فَمُوجِبَتَانِ، وَمِثْلٌ بِمِثْلٍ، وَحَسَنَةٌ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا، وَحَسَنَةٌ بِسَبْعِ مِائَةٍ، فَأَمَّا الْمُوجِبَتَانِ: فَمَنْ مَاتَ لَا يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ مَاتَ يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ النَّارَ، وَأَمَّا مِثْلٌ بِمِثْلٍ: فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ حَتَّى يَشْعُرَهَا قَلْبُهُ، وَيَعْلَمَهَا اللهُ مِنْهُ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةً، وَمَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً، كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةً، وَمَنْ عَمِلَ حَسَنَةً فَبِعَشْرِ أَمْثَالِهَا، وَمَنْ أَنْفَقَ نَفَقَةً فِي سَبِيلِ اللهِ فَحَسَنَةٌ بِسَبْعِ مِائَةٍ، وَأَمَّا النَّاسُ، فَمُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا مَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَمَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا مُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَمَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، وَمُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ».
از خُرَیْم بن فاتِک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الْأَعْمَالُ سِتَّةٌ، وَالنَّاسُ أَرْبَعَةٌ، فَمُوجِبَتَانِ، وَمِثْلٌ بِمِثْلٍ، وَحَسَنَةٌ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا، وَحَسَنَةٌ بِسَبْعِ مِائَةٍ، فَأَمَّا الْمُوجِبَتَانِ: فَمَنْ مَاتَ لَا يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ مَاتَ يُشْرِكُ بِاللهِ شَيْئًا دَخَلَ النَّارَ، وَأَمَّا مِثْلٌ بِمِثْلٍ: فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ حَتَّى يَشْعُرَهَا قَلْبُهُ، وَيَعْلَمَهَا اللهُ مِنْهُ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةً، وَمَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً، كُتِبَتْ عَلَيْهِ سَيِّئَةً، وَمَنْ عَمِلَ حَسَنَةً فَبِعَشْرِ أَمْثَالِهَا، وَمَنْ أَنْفَقَ نَفَقَةً فِي سَبِيلِ اللهِ فَحَسَنَةٌ بِسَبْعِ مِائَةٍ، وَأَمَّا النَّاسُ، فَمُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا مَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَمَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا مُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الْآخِرَةِ، وَمَقْتُورٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، وَمُوَسَّعٌ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ»: «کارها شش [دسته] است و مردم [چهار] دسته، [کارها چنین است:] دو واجب کننده و مثل در مقابل مثل؛ و هر نیکی به اندازهٔ ده برابر آن، و یک حسنه به هفتصد تا؛ اما دو واجب کننده این است که: هرکس درحالی بمیرد که به الله چیزی را شریک نیاورده، وارد بهشت می‌شود؛ و هرکس درحالی بمیرد که چیزی را با او شریک نموده، وارد دوزخ می‌شود؛ اما مثل به مثل آن است که هرکس تصمیم جدی به انجام کار نیکی بگیرد تا آنکه دلش آن را احساس کند و الله آن را از او بداند (قصدش برای انجامش جدی است)، برایش یک حسنه در برابر آن نوشته می‌شود؛ و هرکس در راه الله انفاقی کند هر نیکی هفتصد برابر نوشته می‌شود؛ اما [دسته‌های] مردم چنین است: یکی در دنیا برایش گشایش است و در آخرت دچار تنگنا می‌شود و یکی در دنیا دچار تنگاست و در آخرت گشایش می‌یابد و یکی در دنیا و آخرت دچار تنگناست و یکی که در دنیا و آخرت از گشایش برخوردار است».
به روایت احمددرجهحسن است
شرح

پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر می‌دهد که اعمال بر شش نوع است و مردم بر چهار دسته هستند. اعمال شش‌گانه چنین است: اولا: هرکس درحالی بمیرد که چیزی را برای الله شریک نیاورده است، بهشت بر او واجب می‌شود. و دوم: هرکس درحالی بمیرد که به الله چیزی را شریک آورده باشد، آتش دوزخ بر او واجب می‌گردد که در آن جاودانه خواهد بود. این‌ها دو واجب کننده بود. و سوم: کار نیکی که نیتش را کرده است. چنانکه هرکس نیت کار نیکی کند و در نیتش صادق باشد تا جایی که در دلش آن را احساس کند و الله به این نیتش پی ببرد، سپس پیش‌آمدی باعث شود تا نتواند آن را انجام دهد، برایش یک نیکی کامل نوشته می‌شود. و چهارم: کار بدی که انجام شده است. کسی که کار بدی را انجام دهد، برایش یک گناه نوشته می‌شود. و این دو: مثل به مثل است یعنی چند برابر نمی‌شوند. و پنجم: حسنه‌ای که به اندازهٔ ده حسنهٔ همانند آن است: هرکس نیت کار خوبی کند و انجامش دهد، برایش ده حسنه نوشته می‌شود. و ششم: حسنه‌ای که به اندازهٔ هفتصد نیکی نوشته می‌شود و مثال آن کسی است که در راه الله یک انفاق نماید، پس این نیکی برای او به اندازهٔ هفتصد نیکی نوشته می‌شود و این از فضل الله تبارک وتعالی و کرم او بر بندگانش می‌باشد. اما دسته‌های چهارگانهٔ مردم به این صورت است: نخست: کسی که روزی او در دنیا زیاد است و در ناز و نعمت است و هرچه بخواهد می‌یابد، اما در آخرت دچار تنگنا می‌شود و فرجامش به سوی دوزخ است، یعنی کافر ثروتمند. و دوم: کسی که روزی‌اش در دنیا تنگ است، اما در آخرت برایش گشایش است و فرجامش بهشت است، یعنی مؤمن فقیر. و سوم: کسی که در دنیا و آخرت دچار تنگناست، یعنی کافر فقیر. و چهارم: کسی که در دنیا و آخرت در گشایش و فراخی است و او مؤمن ثروتمند است.

فواید
  1. فضل عظیم الله تعالی بر بندگانش و چند برابر کردن نیکی‌های آنان.
  2. عدل الله و کرم او؛ چنانکه در بدی‌ها عادلانه با ما رفتار کرده است و جزای هر بدی، یک گناه است.
  3. بزرگی (گناه) شرک ورزیدن به الله، زیرا باعث محروم شدن از بهشت است.
  4. بیان فضل انفاق در راه الله.
  5. چند برابر شدن ثواب انفاق در راه الله از هفتصد برابر شروع می‌شود زیرا به اعلای کلمة الله کمک می‌کند.
  6. بیان گروه‌های مردم و اختلاف آنان.
  7. در دنیا برای مؤمن و غیر مؤمن گشایش حاصل می‌شود، اما در آخرت تنها برای مؤمن گشایش رخ می‌دهد.
مرجع

مسند أحمد (31/ 196) (18900)، (31/ 384)، الفتح الرباني لترتيب مسند أحمد بن حنبل الشيباني (19/198).

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۱۰
۱۰ حدیث
  1. قبر مرا به محلی برای رفت و آمد در زمانی مخصوص به شیوه ای مخصوص تبدیل نکنید و خانه های تان را به قبرستان تبديل نكنيد و بر من درود بفرستيد؛ زيرا هر جا باشید، درودتان را به من می رسانند.
  2. هيچ رنج، بيماری، نگرانی، ناراحتی، آزار و غم و اندوهی به مسلمان نمی‌رسد، حتی خاری که در پايش فرو می‌رود، مگر اينکه الله متعال [مقداری] از گناهانش را به سبب آن نادیده می‌گیرد
  3. دوست ندارم به اندازه ی کوه احد طلا داشته باشم و سه روز بر من بگذرد و ديناری از آن نزدِ من باقی بماند، جز مقداری که برای پرداخت بدهی نگه می دارم؛ مگر اينکه بگويم آن را در ميان بندگان الله، چنين و چنان و چنان تقسيم کنند.
  4. کسی نیست که صادقانه از صمیم دل شهادت دهد که معبود به حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است، مگر آنکه الله او را بر آتش دوزخ حرام می‌سازد
  5. یا رسول الله، هیچ چیز کوچک و بزرگی نیست مگر آنکه انجامش داده‌ام. فرمود: «أَلَيْسَ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللهِ؟»: «مگر چنین نیست که گواهی می‌دهی معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستادهٔ الله است؟
  6. حق الله بر بندگان آن است که او را عبادت کنند و چیزی را با او شریک نیاورند و حق بندگان بر الله آن است که هرآنکه چیزی را با او شریک نیاورده، عذاب ندهد
  7. هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک نیاورده، وارد بهشت می‌شود؛ و هرکه درحالی بمیرد که چیزی را با الله شریک آورده، وارد دوزخ می‌شود
  8. کارها شش [دسته] است و مردم [چهار] دسته، [کارها چنین است:] دو واجب کننده و مثل در مقابل مثل؛ و هر نیکی به اندازهٔ ده برابر آن، و یک حسنه به هفتصد تا
  9. الله در روز قیامت و در برابر خلایق، مردی از امت مرا برخواهد گزید
  10. لا اله الا الله بگو تا روز قیامت برایت به آن شهادت دهم

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com