عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ قَالَ: خَرَجَ مُعَاوِيَةُ عَلَى حَلْقَةٍ فِي الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: مَا أَجْلَسَكُمْ؟ قَالُوا: جَلَسْنَا نَذْكُرُ اللهَ، قَالَ آللَّهِ مَا أَجْلَسَكُمْ إِلَّا ذَاكَ؟ قَالُوا: وَاللهِ مَا أَجْلَسَنَا إِلَّا ذَاكَ، قَالَ: أَمَا إِنِّي لَمْ أَسْتَحْلِفْكُمْ تُهْمَةً لَكُمْ، وَمَا كَانَ أَحَدٌ بِمَنْزِلَتِي مِنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَقَلَّ عَنْهُ حَدِيثًا مِنِّي: وَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ عَلَى حَلْقَةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ، فَقَالَ: «مَا أَجْلَسَكُمْ؟» قَالُوا: جَلَسْنَا نَذْكُرُ اللهَ وَنَحْمَدُهُ عَلَى مَا هَدَانَا لِلْإِسْلَامِ، وَمَنَّ بِهِ عَلَيْنَا، قَالَ: «آللَّهِ مَا أَجْلَسَكُمْ إِلَّا ذَاكَ؟» قَالُوا: وَاللهِ مَا أَجْلَسَنَا إِلَّا ذَاكَ، قَالَ: «أَمَا إِنِّي لَمْ أَسْتَحْلِفْكُمْ تُهْمَةً لَكُمْ، وَلَكِنَّهُ أَتَانِي جِبْرِيلُ فَأَخْبَرَنِي أَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يُبَاهِي بِكُمُ الْمَلَائِكَةَ».
از ابوسعید خُدری ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: معاویه نزد گروهی در مسجد رفت که حلقه زده بودند، پس گفت: چه چیز شما را اینجا نشانده است؟ گفتند: نشستهایم و ذکر و یاد الله میکنیم. گفت: شما را به الله سوگند جز برای این ننشستهاید؟ گفتند: به الله سوگند جز برای این ننشستهایم. وی گفت: من برای این از شما سوگند نخواستم که شما را متهم سازم و کسی کمتر از من از رسول خدا روایت نکرده است؛ رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ از خانه بیرون آمد و نزد حلقهای از اصحابش رفت و فرمود: «مَا أَجْلَسَكُمْ؟»: «چه چیز شما را [اینجا] نشانده است؟» گفتند: نشستهایم تا الله را یاد کنیم و او را برای آنکه ما را به اسلام هدایت کرد و برای آنچه بر ما منت نهاده حمد و ستایش گوییم. فرمود: «آللَّهِ مَا أَجْلَسَكُمْ إِلَّا ذَاكَ؟»: «سوگندتان میدهم به الله که آیا چیزی جز این شما را ننشانده است؟» گفتند: سوگند به الله که چیزی جز این ما را اینجا ننشانده است. آنگاه رسول خدا فرمود: «أَمَا إِنِّي لَمْ أَسْتَحْلِفْكُمْ تُهْمَةً لَكُمْ، وَلَكِنَّهُ أَتَانِي جِبْرِيلُ فَأَخْبَرَنِي أَنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يُبَاهِي بِكُمُ الْمَلَائِكَةَ»: «من از روی اتهام و بدگمانی نسبت به شما قسمتان ندادم، بلکه جبرئیل نزد من آمد و به من خبر داد که الله عزوجل با شما به ملائکه مباهات میکند».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
معاویة بن ابی سفیان ـ رضی الله عنهما ـ نزد کسانی میرود که در مسجد حلقه زدند، و از آنان دربارهی علت جمع شدنشان میپرسد، و آنان میگویند: الله را یاد میکنیم، پس معاویه ـ رضی الله عنه ـ حاضران را سوگند میدهد که نشست و جمع شدنشان جز برای ذکر و یاد الله نیست؟ و آنان نیز برای وی سوگند یاد میکنند که هدفی جز این نداشتند، سپس به آنان میگوید: من از روی متهم ساختن شما به دروغ یا شک و تردید در صدق و راستیتان شما را قسم ندادم؛ سپس به بیان جایگاه خود نسبت به پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ میپردازد و اینکه کسی مانند ایشان به رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نزدیک نبود، زیرا برادر همسر پیامبر یعنی ام حبیبه بود؛ و همچنین کاتب وحی بود، اما با این حال کم حدیث روایت کرده است. و به آنان خبر میدهد که روزی پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از خانهاش بیرون آمد و آنان را دید که در مسجد نشسته و ذکر و یاد الله دارند و او را برای هدایتشان به اسلام و منتی که بر آنان نهاده ستایش میکنند، پس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ همانند معاویه همین سؤال را از آنان پرسید و آنان را سوگند داد، سپس پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ دربارهٔ سبب این پرسش و سوگند دادن آنان فرمود که جبرئیل ـ علیه السلام ـ نزد ایشان آمده و خبر داده که الله عزوجل به سبب شما نزد ملائکه مباهات و افتخار میکند و فضل شما و عمل نیکتان را به آنان نشان میدهد و شما را نزد ملائکه میستاید.
فواید
- فضیلت معاویه ـ رضی الله عنه ـ و اشتیاق ایشان برای اقتدا به رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ در تبلیغ علم.
- جایز بودن قسم دادن دیگران بدون متهم ساختن آنان برای نشان دادن اهمیت یک خبر.
- فضیلت مجالس ذکر و علم و اینکه الله تعالی این مجالس را دوست دارد و به سبب آن نزد ملائکه مباهات میکند.
مرجع
صحيح مسلم (4/ 2075) (2701).
نزهة المتقين (2/ 993).
بهجة الناظرين، لسليم الهلالي (2/ 522).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (17/ 271).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أنس بن مالك رضي الله عنه قال: كان أخوانِ على عهد النبي صلى الله عليه وسلم وكان أحدُهما يأتي النبي صلى الله عليه وسلم والآخر يَحتَرِف، فَشَكَا الُمحتَرِف أَخَاه للنبي صلى الله عليه وسلم فقال: «لعَلَّك تُرزَقُ بِهِ».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: دو برادر در دوران پيامبر صلى الله عليه وسلم بودند که يکی از آنها نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم می آمد و ديگری کار می کرد. دومی نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم آمد و از برادرش شکايت کرد که کار نمی کند. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «لَعلَّكَ تُرْزَقُ بِهِ»: «چه بسا تو نيز به برکت او روزی می يابی».
به روایت ترمذیدرجهصحیح است
شرح
انس رضی الله عنه می گوید: دو برادر در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند که یکی از آنها به مجلس ایشان حضور می یافت و بدان پایبند بود تا معارف و آموزه های دینی را کسب نموده و اقوال و افعال پیامبر صلی الله علیه وسلم را بیاموزد؛ اما برادر دیگر مشغول کار و کسب بود؛ این برادر دوم نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم از برادرش که کار نمی کرد - در این زمینه - شکایت کرد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم برای تسلای وی در پاسخ فرمود: چه بسا همین که به امور وی می پردازی، علت کسب رزق و روزی ات به آسانی باشد؛ چون مادامی که بنده در پی یاری برادرش باشد، الله متعال او را یاری می نماید.
مرجع
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي، ط1، دار ابن الجوزي، الدمام، 1415هـ.
تطريز رياض الصالحين للشيخ فيصل المبارك، ط1، تحقيق: عبد العزيز بن عبد الله آل حمد، دار العاصمة، الرياض، 1423هـ.
جامع الترمذي، تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ط2، شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي، مصر، 1395هـ.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425هـ.
صحيح الجامع الصغير وزياداته، للألباني، نشر: المكتب الإسلامي.
رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428هـ.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أنس رضي الله عنه مرفوعاً: «من خَرج في طلب العلم فهو في سَبِيلِ الله حتى يرجع».
انس - رضى الله عنه - روايت مى كند كه: "هر كسى براى آموختن دانش سفر كند، اين كار او در راه الله متعال مى باشد، تا زمانى كه برگردد".
به روایت ترمذیدرجهحسن است
شرح
معناى حديث: هر كسى كه از منزل يا وطن خود براى آموختن علم شرعى بيرون رود و سفر كند، حكم او مانند كسى است كه براى جهاد در راه الله متعال رفته است تا زمانى كه به خانواده خود برگردد؛ زيرا او مانند مجاهدى است كه براى زنده كردن دين، و ذليل كردن شيطان، و خسته كردن نفس عمل مى كند.
فواید
- آموختن دانش جهاد در راه الله متعال است.
- پاداش دانش آموختگان مانند مجاهدان در ميدان هاى جنگ است؛ زيرا هر دو آنان كارى را انجام مى دهند كه شريعت الله متعال را تقويت مى كند، و آنچه را كه از شريعت نيست دور مى دارد.
- در آن اين معنا وجود دارد كه هر كسى براى آموختن دانش بيرون برود، در ذهاب و اياب او تا زمانى كه به خانواده خود برگردد پاداش نهفته است.
مرجع
جامع الترمذي، تحقيق وتعليق:أحمد محمد شاكر وآخرون، مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي، ط2، مصر، 1395هـ.
دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين، لمحمد علي بن محمد بن علان، ط4، اعتنى بها: خليل مأمون شيحا، دار المعرفة، بيروت، 1425ه.
رياض الصالحين للنووي، ط1، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، 1428هـ.
رياض الصالحين، ط4، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، 1428هـ.
صحيح الترغيب والترهيب، للألباني، ط5، مكتبة المعارف – الرياض.
مرعاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، للمباركفوري، الطبعة الثالثة، إدارة البحوث العلمية والدعوة والإفتاء، الجامعة السلفية - بنارس الهند، 1404هـ.
مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، للقاري، ط1، دار الفكر، بيروت، 1422هـ.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي مُوسَى رَضيَ اللهُ عنه عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «مَثَلُ مَا بَعَثَنِي اللَّهُ بِهِ مِنَ الهُدَى وَالعِلْمِ كَمَثَلِ الغَيْثِ الكَثِيرِ أَصَابَ أَرْضًا، فَكَانَ مِنْهَا نَقِيَّةٌ، قَبِلَتِ المَاءَ، فَأَنْبَتَتِ الكَلَأَ وَالعُشْبَ الكَثِيرَ، وَكَانَتْ مِنْهَا أَجَادِبُ، أَمْسَكَتِ المَاءَ، فَنَفَعَ اللَّهُ بِهَا النَّاسَ، فَشَرِبُوا وَسَقَوْا وَزَرَعُوا، وَأَصَابَتْ مِنْهَا طَائِفَةً أُخْرَى، إِنَّمَا هِيَ قِيعَانٌ لاَ تُمْسِكُ مَاءً وَلاَ تُنْبِتُ كَلَأً، فَذَلِكَ مَثَلُ مَنْ فَقُهَ فِي دِينِ اللَّهِ وَنَفَعَهُ مَا بَعَثَنِي اللَّهُ بِهِ، فَعَلِمَ وَعَلَّمَ، وَمَثَلُ مَنْ لَمْ يَرْفَعْ بِذَلِكَ رَأْسًا، وَلَمْ يَقْبَلْ هُدَى اللَّهِ الَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ».
از ابوموسی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «إنَّ مَثَلَ مَا بَعَثَنِي اللهُ بِهِ مِنَ الهُدَى والعِلْمَ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَصَابَ أَرْضًا فكانتْ مِنها طَائِفَةٌ طَيِّبَةٌ، قَبِلَتْ الماءَ فَأَنْبَتَتِ الكَلَأَ والعُشْبَ الكَثِيرَ، وكَان مِنها أَجَادِبُ أَمْسَكَتِ الماءَ فَنَفَعَ اللهُ بها النَّاسَ، فَشَرِبُوا مِنْهَا وسَقَوا وَزَرَعُوا، وأَصَابَ طَائِفَةً مِنها أُخْرَى إنَّما هِي قِيعَانٌ لا تُمْسِكُ مَاءً ولا تُنْبِتُ كَلَأً، فذلك مَثَلُ مَنْ فَقُهَ في دِينِ اللهِ وَنَفَعَهُ بِما بَعَثَنِي اللهُ بِهِ فَعَلِمَ وعَلَّمَ، ومَثَلُ مَنْ لم يَرْفَعْ بِذَلِكَ رَأْسًا ولم يَقْبَلْ هُدَى اللهِ الذي أُرْسِلْتُ بِهِ»: «مثال هدايت و دانشی كه الله مرا با آن مبعوث گردانيده، مانند بارانی است كه بر زمين می بارد؛ زمينی كه حاصلخيز باشد، آب باران را در خود جذب می كند و در نتيجه در آن علف و گياهان فراوانی می رويد. و زمينی كه سخت است، آب را بر روی خود نگه می دارد و الله مردم را از اين آب بهره مند می سازد و از اين آب می نوشند و با آن کشاورزی و آبياری می کنند. اما شوره زار و زمين خشک، بارانی را که در آن می بارد، در خود نگه نمی دارد و هيچ گياهی به بار نمی آورد. زمين حاصلخيز، مثال کسی است که از دانش و بینش دينی برخوردار می شود و الله او را از هدايت و دانشی که مرا با آن برانگيخته، بهره مند می سازد؛ لذا خود می آموزد و به ديگران نيز آموزش می دهد. اما زمين شوره زار، مثال كسی است كه به احكام و علوم دينی توجهی نمی کند و رهنمودهايی را كه از سوی الله آورده ام نمی پذيرد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مَثَلَ مَا بَعَثَنِي اللهُ بِهِ مِنَ الهُدَى والعِلْمَ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَصَابَ أَرْضًا»؛ و کسی که از این علم و هدایت بهره می برد به بارانی تشبیه می کند که بر زمین می بارد؛ و زمین سه نوع می باشد: زمینی که خوب است و این آب را پذیرا می باشد؛ و در قبال آن گیاهان زیادی می رویاند و کشت فراوانی از آن به دست می آید و مردم از محصولات آن بهره مند شده و استفاده می کنند. و زمینی است که چیزی از آن نمی روید اما آب را در خود نگه می دارد و به این ترتیب مردم از آن می نوشند و کشاورزی و آبیاری می کنند. و زمینی است که آبی در خود نگه نمی دارد و چیزی نمی رویاند.
مردم نسبت به علم و هدایتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم با آن مبعوث شده، چنین وضعی دارند؛ برخی از آنها بینش و دانش دینی کسب می کنند و می آموزند و آموزش می دهند؛ و هم خودشان و هم مردم از علم آنها بهره مند شده و استفاده می کنند.
دسته ی دوم کسانی هستند که هدایت را با خود دارند و حاملان آن می باشند اما دانش و بینش آنها در این هدایت همچون دسته ی اول نیست؛ و اینان راویان علم و حدیث هستند.
دسته ی سوم کسانی هستند که به علم و هدایتی که رسول الله صلی الله علیه وسلم پیام آور آن بوده، توجهی ندارند؛ و از آن رو گردانده و اهمیتی نمی دهند؛ این دسته نه خود از علم و هدایت نبوی سودی می برند و نه دیگران از ایشان بهره ای.
مرجع
صحيح البخاري (1/ 27) (79).
صحيح مسلم (4/ 1787) (2282).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (2/ 464).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (2/ 294).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (2/ 950).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «مَنْ نَفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ الدُّنْيَا نَفَّسَ اللهُ عَنْهُ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَمَنْ يَسَّرَ عَلَى مُعْسِرٍ يَسَّرَ اللهُ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، وَمَنْ سَتَرَ مُسْلِمًا سَتَرَهُ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، وَاللهُ فِي عَوْنِ الْعَبْدِ مَا كَانَ الْعَبْدُ فِي عَوْنِ أَخِيهِ، وَمَنْ سَلَكَ طَرِيقًا يَلْتَمِسُ فِيهِ عِلْمًا سَهَّلَ اللهُ لَهُ بِهِ طَرِيقًا إِلَى الْجَنَّةِ، وَمَا اجْتَمَعَ قَوْمٌ فِي بَيْتٍ مِنْ بُيُوتِ اللهِ يَتْلُونَ كِتَابَ اللهِ وَيَتَدَارَسُونَهُ بَيْنَهُمْ إِلَّا نَزَلَتْ عَلَيْهِمِ السَّكِينَةُ، وَغَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ، وَحَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ، وَذَكَرَهُمُ اللهُ فِيمَنْ عِنْدَهُ، وَمَنْ بَطَّأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ».
از ابوهُرَیره رضی الله عنه روایت است که گفت: رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ نَفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ الدُّنْيَا نَفَّسَ اللهُ عَنْهُ كُرْبَةً مِنْ كُرَبِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَمَنْ يَسَّرَ عَلَى مُعْسِرٍ يَسَّرَ اللهُ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، وَمَنْ سَتَرَ مُسْلِمًا سَتَرَهُ اللهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، وَاللهُ فِي عَوْنِ الْعَبْدِ مَا كَانَ الْعَبْدُ فِي عَوْنِ أَخِيهِ، وَمَنْ سَلَكَ طَرِيقًا يَلْتَمِسُ فِيهِ عِلْمًا سَهَّلَ اللهُ لَهُ بِهِ طَرِيقًا إِلَى الْجَنَّةِ، وَمَا اجْتَمَعَ قَوْمٌ فِي بَيْتٍ مِنْ بُيُوتِ اللهِ يَتْلُونَ كِتَابَ اللهِ وَيَتَدَارَسُونَهُ بَيْنَهُمْ إِلَّا نَزَلَتْ عَلَيْهِمِ السَّكِينَةُ، وَغَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ، وَحَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ، وَذَكَرَهُمُ اللهُ فِيمَنْ عِنْدَهُ، وَمَنْ بَطَّأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ يُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ». یعنی: «هر کس غمی از غمهای دنیا را از مؤمنی برطرف سازد، خداوند گرفتاری و غمی از غمهای روز قیامت را از او برطرف میسازد، و هر کس بر تنگدستی آسان بگیرد، خداوند در دنیا و آخرت بر او آسان میگیرد، و هر کس [عیب] مسلمانی را بپوشاند، خداوند در دنیا و آخرت [عیب] او را میپوشاند، و خداوند در کمک بنده است تا زمانی که بنده در کمک برادرش باشد، و هر کس راهی را بپیماید که در آن دانشی بجوید، خداوند به وسیلهٔ آن، راهی به سوی بهشت را برایش آسان میگرداند، و هیچ گروهی در خانهای از خانههای خدا گرد هم نمیآیند تا کتاب خدا را تلاوت کنند و آن را میان خود بیاموزند، مگر آنکه آرامش بر آنان نازل میشود، و رحمت آنان را فرامیگیرد، و فرشتگان آنان را در بر میگیرند، و خداوند آنان را نزد کسانی که نزد اویند (فرشتگان مقرب) یاد میکند، و هر کس عملش او را [از رسیدن به درجات عالی] باز دارد، نسبش به سرعت او را [به آن درجات] نخواهد رساند».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه و سلم بیان کردهاند که پاداش مسلمان نزد خداوند، از جنس عملی است که آن مسلمان با دیگر مسلمانان انجام میدهد؛ پس هر کس غمی و سختیای از غمهای دنیا را از مؤمنی برطرف سازد، خداوند در مقابل، غمی از غمهای روز قیامت را از او برطرف میسازد. و هر کس بر تنگدستی آسان بگیرد و کار را بر او سهل کند و سختیاش را برطرف نماید، خداوند در دنیا و آخرت بر او آسان میگیرد. و هر کس [عیب] مسلمانی را بپوشاند، مثلاً از او لغزشها و خطاهایی را ببیند که شایستهٔ آشکار شدن نیست، خداوند در دنیا و آخرت [عیب] او را میپوشاند. و خداوند یاریدهندهٔ بندهٔ خود است، تا زمانی که آن بنده در مسیر یاری رساندن به برادرش در امور دینی و دنیوی او باشد، و این یاری میتواند با دعا، بدن، مال و غیر آن باشد. و هر کس در راه به دست آوردن دانش شرعی گام بردارد و قصدش از آن، رضایت خداوند متعال باشد، خداوند به وسیلهٔ آن، راهی به سوی بهشت را برایش آسان میگرداند. و هیچ گروهی در خانهای از خانههای خدا گرد هم نمیآیند تا کتاب خدا را تلاوت کنند و آن را میان خود بیاموزند، مگر آنکه آرامش و وقار بر آنان نازل میشود، و رحمت خدا آنان را فرامیگیرد و در بر میگیرد، و فرشتگان آنان را احاطه میکنند، و خداوند از آنان نزد مقربان درگاهش ثنا میگوید، و همین شرافت بس که خداوند از بندهاش در ملأ اعلی یاد کند. و هر کس عملش ناقص باشد، [نسبش] او را به مرتبهٔ صاحبان اعمال [کامل] نمیرساند، پس شایسته است که بر شرافت نَسَب و فضیلت پدران تکیه نکند و در عمل کوتاهی نورزد.
فواید
- ابن دقیق العید گفته است: این حدیثی بزرگ و دربردارندهٔ انواع علوم، قواعد و آداب است. در آن فضیلت برآوردن نیازهای مسلمانان و سود رساندن به آنان با هر آنچه ممکن است، از علم، یا مال، یا یاری، یا اشاره به مصلحتی، یا نصیحت، یا غیر آن، بیان شده است.
- ترغیب به آسان گرفتن بر تنگدست [در پس گرفتن بدهی او].
- تشویق به یاری کردن بندهٔ مسلمان، و اینکه خداوند متعال یاریدهنده را به اندازهٔ یاری او به برادرش، یاری میکند.
- از جملهٔ پوشاندن [عیب] مسلمان، پیگیری نکردن لغزشهای اوست، و از یکی از سلف روایت شده که گفته است: گروهی را دیدم که عیبی نداشتند، اما از عیبهای مردم سخن گفتند، پس مردم برای آنان عیبهایی ذکر کردند. و گروهی را دیدم که عیبهایی داشتند، اما از [گفتن] عیبهای مردم خودداری کردند، پس عیبهایشان فراموش شد.
- از لوازم پوشاندن [عیب] مردم، رها کردن منکر و تغییر ندادن آن نیست، بلکه [شخص] هم منکر را تغییر میدهد و هم [انجام دهندهاش را] میپوشاند. و این در حق کسی است که به فساد و زیادهروی در طغیان شناخته شده نیست. اما کسی که به آن معروف است، پوشاندن [عیب] او مستحب نیست، بلکه اگر بیم از مفسدهای نداشته باشد، کارش را به ولی امر ارجاع میدهد؛ زیرا پوشاندن [عیب] او، وی را به فساد تشویق میکند و او را بر آزار بندگان گستاخ میسازد و همچنین دیگر اهل شر و عناد را گستاخ میسازد.
- تشویق به طلب علم و تلاوت و آموزش قرآن.
- نووی گفته است: در این حدیث دلیلی بر فضیلت گرد هم آمدن برای تلاوت قرآن در مسجد است... و ان شاء الله تعالی، گرد هم آمدن در مدرسه و رباط و مانند آن نیز در به دست آوردن این فضیلت، به مسجد ملحق میشود.
- پاداش را خداوند تنها بر اعمال مترتب کرده است، نه بر اصل و نسب.
مرجع
صحيح مسلم (4/ 2074) (2699).
التحفة الربانية، لإسماعيل الأنصاري (ص82).
الأحاديث الأربعون النووية وعليها الشرح الموجز المفيد، لعبد الله المحسن (ص69).
شرح الأربعين النووية ، لابن عثيمين (ص355).
این حدیث در HadeethEnc.comعن معاوية رضي الله عنه قال: سمعت النبي صلى الله عليه وسلم يقول: «مَنْ يُرِدِ اللهُ بِهِ خَيْرًا يُفَقِّهْهُ فِي الدِّينِ، وَإِنَّمَا أَنَا قَاسِمٌ، وَاللهُ يُعْطِي، وَلَنْ تَزَالَ هَذِهِ الْأُمَّةُ قَائِمَةً عَلَى أَمْرِ اللهِ، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ، حَتَّى يَأْتِيَ أَمْرُ اللهِ».
از معاویه ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «مَنْ يُرِدِ اللهُ بِهِ خَيْرًا يُفَقِّهْهُ فِي الدِّينِ، وَإِنَّمَا أَنَا قَاسِمٌ، وَاللهُ يُعْطِي، وَلَنْ تَزَالَ هَذِهِ الْأُمَّةُ قَائِمَةً عَلَى أَمْرِ اللهِ، لَا يَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ، حَتَّى يَأْتِيَ أَمْرُ اللهِ»: «هرکه الله نسبت به او ارادهٔ خیر داشته باشد، او را در دین فقیه و فهیم میگرداند؛ و همانا من توزیع کنندهام و آنکه عطا میکند الله است؛ و این امت همواره بر امر الله پابرجا خواهد ماند و مخالفان به آنان زیان نمیرسانند تا آنکه امر الله فرا رسد».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ خبر میدهد که هرکس الله نسبت به او ارادهٔ خیر کند، فهم دینش را به او عطا میکند؛ و اینکه ایشان علیه الصلاة والسلام قاسم هستند و آنچه الله از روزی و علم و دیگر امور به ایشان عطا کرده، توزیع میکند و عطا کنندهٔ حقیقی الله است، اما غیر او اسبابی هستند که جز به اذن الله سود نمیرسانند و این امت همواره بر امر الله استوار است و مخالفان به آنان زیانی نمیرسانند تا آنکه قیامت برپا گردد.
فواید
- عظمت و فضل علم شرعی و آموزش آن و تشویق به آن.
- همواره پرداختن به حق در این امت خواهد بود چنانکه اگر گروهی از آن دست کشند، گروهی دیگر به آن میپردازند.
- تفقه در دین از جملهٔ ارادهٔ خیرِ الله نسبت به بنده است.
- پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ به امر الله و مشیت او عطا میکند و مالک چیزی نیست.
مرجع
صحيح البخاري (1/ 25) (71).
صحيح مسلم (2/ 718) (1037).
توضيح الأحكام من بلوغ المرام، للبسام (7/ 485).
منحة العلام في شرح بلوغ المرام، لعبد الله الفوزان (10/ 324).
فتح ذي الجلال والإكرام، لابن عثيمين (6/ 424).
سبل السلام بشرح بلوغ المرام، للصنعاني (2/ 688).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي أُمَامَةَ البَاهِلِيِّ رَضيَ اللهُ عنه قَالَ: ذُكِرَ لِرَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَجُلاَنِ أَحَدُهُمَا عَابِدٌ وَالآخَرُ عَالِمٌ، فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «فَضْلُ العَالِمِ عَلَى العَابِدِ كَفَضْلِي عَلَى أَدْنَاكُمْ»، ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلاَئِكَتَهُ وَأَهْلَ السَّمَوَاتِ وَالأَرَضِينَ حَتَّى النَّمْلَةَ فِي جُحْرِهَا وَحَتَّى الحُوتَ لَيُصَلُّونَ عَلَى مُعَلِّمِ النَّاسِ الخَيْرَ».
از ابوامامه باهلی رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «فَضْلُ العَالِمِ عَلَى العَابِدِ كَفَضْلِي عَلَى أدْنَاكُمْ»: «برتریِ عالِم بر عابد، همانند برتریِ من نسبت به کمترين شماست»؛ سپس رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «إنَّ اللهَ وَمَلاَئِكَتَهُ وَأهْلَ السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ حَتَّى النَّمْلَةَ في جُحْرِهَا وَحَتَّى الحُوتَ لَيُصَلُّونَ عَلَى مُعَلِّمِي النَّاسِ الخَيْرَ»: «الله و ملائکه و اهل آسمان ها و زمين، حتی مورچه در لانه ی خود و نيز ماهی، بر کسانی که خير و نيکی را به مردم آموزش می دهند، درود می فرستند».
به روایت ترمذیدرجهحسن لغیره است
شرح
این حدیث بیانگر فضل و برتری علم و عالم به علوم شرعی می باشد که عبادت های فرض را به همراه نوافلی که برای او میسر می باشد، انجام می دهد؛ و او را از عابدی که خود را وقف عبادت نموده برتر معرفی می کند. و نسبت این دو را مانند فضل و برتری رسول الله صلی الله علیه وسلم بر کمترین صحابه از نگاه جایگاه و منزلت می داند. به عبارت دیگر شرف عالم نسبت به عابد را مانند شرف رسول الله صلی الله علیه وسلم نسبت به کمترین صحابه از نظر جایگاه و منزلت می داند.
سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «إنَّ اللهَ وَمَلاَئِكَتَهُ وَأهْلَ السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ»؛ که منظور از اهل زمین، انسان ها و جنیان و همه ی حیوانات است؛ «حَتَّى النَّمْلَةَ في جُحْرِهَا» حتی مورچه در لانه اش؛ و حتی ماهی در دریا؛ همگی بر کسانی که خير و نيکی را به مردم آموزش می دهند، درود می فرستند. در اینجا مراد از «خیر»، علم دین و چیزی است که نجات در دنیا و آخرت وابسته به آن است. و درود الله متعال بر بنده اش، ستایش بنده در میان ملائکه می باشد. و درود ملائکه به معنای طلب مغفرت آنان است. و در روز قیامت رتبه و درجه ای بالاتر از مرتبه ی کسی نیست که ملائکه و همه ی مخلوقات برای او طلب مغفرت و آمرزش و دعا می کنند؛ به همین دلیل ثواب و پاداش وی با مرگ او پایان نمی یابد.
مرجع
سنن الترمذي (4/ 416) (2685).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (16/ 481).
مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، لعلي القاري (1/ 298).
فيض القدير شرح الجامع الصغير، للمناوي (4/ 432).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (2/ 469).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص758).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (2/ 954).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي الدرداء رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «مَنْ سَلَكَ طَريقا يَبْتَغي فيه عِلْما سَهَّل الله له طريقا إلى الجنة، وإنَّ الملائكةَ لَتَضَعُ أجْنِحَتها لطالب العلم رضًا بما يَصنَع، وإنَ العالم لَيَسْتَغْفِرُ له مَنْ في السماوات ومَنْ في الأرض حتى الحيتَانُ في الماء، وفضْلُ العالم على العَابِدِ كَفَضْلِ القمر على سائِرِ الكواكب، وإنَّ العلماء وَرَثَة الأنبياء، وإنَّ الأنبياء لم يَوَرِّثُوا دينارا ولا دِرْهَماً وإنما وَرَّثُوا العلم، فَمَنْ أَخَذَهُ أَخَذَ بحَظٍّ وَافِرٍ».
از ابودرداء رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «مَنْ سَلَكَ طَرِيقاً يَبْتَغِي فِيهِ عِلْماً سَهَّلَ اللهُ لَهُ طَريقاً إِلَى الجَنَّةِ، وَإنَّ المَلاَئِكَةَ لَتَضَعُ أجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ العِلْمِ رِضاً بِمَا يَصْنَعُ، وَإنَّ العَالِمَ لَيَسْتَغْفِرُ لَهُ مَنْ فِي السَّماوَاتِ وَمَنْ فِي الأرْضِ حَتَّى الحيتَانُ في المَاءِ، وَفضْلُ العَالِمِ عَلَى العَابِدِ كَفَضْلِ القَمَرِ عَلَى سَائِرِ الكَوَاكِبِ، وَإنَّ العُلَمَاءَ وَرَثَةُ الأنْبِيَاءِ، وَإنَّ الأنْبِيَاءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِينَاراً وَلا دِرْهَماً وَإنَّمَا وَرَّثُوا العِلْمَ، فَمَنْ أَخَذَهُ أَخَذَ بحَظٍّ وَافِرٍ»: «هرکس راهی برای جستجوی علم بپيمايد، الله راهی برای او به سوی بهشت هموار می سازد. و ملائکه بال های شان را برای طالبِ علم می گسترانند؛ زيرا کارش را - که طلب علم است - می پسندند. و همه ی کسانی که در آسمان ها و زمين هستند، حتی ماهيان در آب، برای عالِم درخواست آمرزش می کنند و برتریِ عالم بر عابد مانند برتری ماه بر ساير ستارگان است و علما وارثان پيامبران هستند؛ البته پيامبران درهم و ديناری به ارث نگذاشته اند؛ بلکه تنها علم را به ارث گذاشته اند و هرکس علم کسب کند، بهره ی فراوانی به دست آورده است».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت ابوداوود - به روایت احمد - به روایت دارمیدرجهحسن است
شرح
حدیث مذکور برخی از فضایل طلب علم را توضیح می دهد؛ از جمله اینکه پاداش پیمودن راهی جهت کسب علم و دانش یا جستجوی علم حتی در خانه، آن است که الله متعال راهی به سوی بهشت برای انسان هموار می کند.
پیمودن راه علم، شامل پیمودن حسی راهی می شود که انسان با گام برداشتن آن را طی می کند و هم به معنای راه معنوی می باشد؛ مانند جستجوی علم و فراگیری آن از طریق همنشینی با علما و کندوکاو در کتاب ها برای دست یافتن به حکم مساله ای شرعی؛ یا حاضر شدن در کلاس استادی برای فراگیری از او؛ همه ی این موارد مصداق پیمودن راهی برای کسب علم و دانش می باشد ولو اینکه نشسته باشد.
و از دیگر فضایل وارده در حدیث مذکور، این است که اهل آسمان و زمین و حتی ماهیان در دریا و حیوانات در خشکی، برای علما طلب مغفرت می کنند. و همچنین ملائکه ای که الله متعال آنها را گرامی داشته است، بال های خود را به نشانه ی رضایت از طالب علم جهت راهی که در پیش گرفته است و از باب تواضع و تعظیم علم و اهل آن برای او می گسترانند.
از دیگر فضایلی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در این حدیث ذکر می کند، این است که علما وارثان پیامبران هستند. چراکه علم و عمل را از آنها به ارث می برند چنانکه دعوت به سوی الله و هدایت مردم به سوی الله متعال و دینش را از آنها به ارث می برند.
از دیگر فضایل آن این است که مزیت عالم بر عابد مانند برتری ماه شب چهارده بر سایر ستارگان است. نور عبادت و کمال آن، همواره با عابد می باشد و این نوری مانند نور ستارگان است؛ اما نور علم و کمال آن به دیگران سرایت می کند و غیر از عالِم را هم روشنایی می بخشد. و رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان می کند که پیامبران برای کسانِ بعد از خود چیزی از دنیا به ارث نمی گذارند و درهم و دیناری از آنها به جای نمی ماند؛ بلکه بزرگترین میراثی که ترکش می کنند، علم است که هرکس آن را دریافت کند، به سهم زیاد و فراوانی دست یافته است؛ و ارث حقیقی و سودمند هم همین است.
و نباید هیچ مسلمانی با خود چنین تصور کند که عالم عاری از عمل و عابد عاری از علم است؛ بلکه علم عالم بر عملش و عمل عابد بر علمش غالب است؛ و به همین دلیل علما وارثان پیامبران قرار گرفته اند؛ پیامبرانی که علم و عمل هر دو را به صورت کامل داشته اند. و این راه عارفان به الله و مسیر سالکان به سوی الله می باشد.
مرجع
- الجامع الصحيح -وهو سنن الترمذي-؛ للإمام محمد بن عيسى الترمذي، تحقيق أحمد شاكر وآخرين، مكتبة الحلبي-مصر، الطبعة الثانية، 1388هـ.
- رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين؛ للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428هـ.
- سنن أبي داود؛ للإمام أبي داود سليمان بن الأشعث السجستاني، تعليق عزت الدعاس وغيره، دار ابن حزم-بيروت، الطبعة الأولى، 1418هـ.
- سنن ابن ماجه؛ للحافظ محمد بن يزيد القزويني، حققه محمد فؤاد عبدالباقي، دار إحياء الكتب العربية.
- شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ.
- صحيح الترغيب والترهيب؛ تأليف محمد ناصر الدين الألباني، مكتبة المعارف-الرياض، الطبعة الخامسة.
- كنوز رياض الصالحين؛ فريق علمي برئاسة أ.د. حمد العمار، دار كنوز إشبيليا-الرياض، الطبعة الأولى، 1430هـ.
- نزهة المتقين شرح رياض الصالحين؛ تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ.
- سنن أبي داود, أبو داود سليمان بن الأشعث بن إسحاق بن بشير بن شداد بن عمرو الأزدي السِّجِسْتاني, المحقق: محمد محيي الدين عبد الحميد, المكتبة العصرية، صيدا – بيروت.
- سنن الترمذي، تأليف: محمد بن عيسى الترمذي، تحقيق أحمد شاكر وغيره ، الناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي، الطبعة: الثانية، 1395 هـ.
- مسند الإمام أحمد بن حنبل، تحقيق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2001 م.
- صَحِيحُ التَّرْغِيب وَالتَّرْهِيب, محمد ناصر الدين الألباني, مكتَبة المَعارف لِلنَشْرِ والتوزيْع، الرياض - المملكة العربية السعودية, الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2000 م.
- بهجة الناظرين, سليم بن عيد الهلالي، الناشر: دار ابن الجوزي ، سنة النشر: 1418 هـ- 1997م.
- مفتاح دار السعادة ومنشور ولاية العلم والإرادة, محمد بن أبي بكر بن أيوب بن سعد شمس الدين ابن قيم الجوزية, دار الكتب العلمية – بيروت.
- دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين, محمد علي بن محمد البكري الصديقي الشافعي, اعتنى بها: خليل مأمون شيحا, الناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت – لبنان, الطبعة: الرابعة، 1425 هـ - 2004 م.
- تطريز رياض الصالحين, فيصل بن عبد العزيز بن فيصل ابن حمد المبارك الحريملي النجدي, المحقق: د. عبد العزيز بن عبد الله آل حمد, دار العاصمة للنشر والتوزيع، الرياض, الطبعة: الأولى، 1423 هـ - 2002 م.
- مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، لعلي بن سلطان الملا الهروي القاري، الناشر: دار الفكر، بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2002م.
- حاشية السندي على سنن ابن ماجه = كفاية الحاجة في شرح سنن ابن ماجه, محمد بن عبد الهادي التتوي، أبو الحسن، نور الدين السندي, دار الجيل - بيروت، بدون طبعة.
- تاج العروس من جواهر القاموس, محمّد بن محمّد بن عبد الرزّاق الحسيني، الملقّب بمرتضى، الزَّبيدي, مجموعة من المحققين, الناشر: دار الهداية.
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com