پرش به محتوا
احادیث با شرح

حد زنا

۱۱ حدیث

درحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مسجد بود، مردی از مسلمانان نزد ایشان آمده و او را صدا زد و گفت: ای رسول خدا من زنا کردم.

عن أبي هريرة رضي الله عنه قال: «أَتَى رجل مِنَ المسلمين رسولَ صلى الله عليه وسلم وهو في المسجد فَنَادَاهُ: يا رسول الله، إنِّي زَنَيْتُ، فَأَعْرَضَ عنه، فَتَنَحَّى تِلْقَاءَ وَجْهِهِ فَقَالَ: يا رسول الله، إنِّي زَنَيْت، فأعرض عنه، حَتَّى ثَنَّى ذلك عليه أَرْبَعَ مَرَّاتٍ. فَلَمَّا شَهِدَ عَلَى نَفْسِهِ أَرْبع شهادات: دَعَاهُ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم ، فَقَالَ: أَبِكَ جُنُونٌ؟ قَالَ: لا، قَالَ: فَهَلْ أُحْصِنْت؟ قَالَ: نَعَمْ، فَقَالَ رَسُولُ الله: اذْهَبُوا بِهِ فَارْجُمُوهُ». قَالَ ابْنُ شِهَابٍ: فَأَخْبَرَنِي أَبُو سَلَمَةَ بنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ. سَمِعَ جَابِرَ بنَ عَبْدِ الله يَقُولُ: «كُنْت فِيمَنْ رَجَمَهُ، فَرَجَمْنَاهُ بِالمُصَلَّى، فَلَمَّا أَذْلَقَتْهُ الْحِجَارَةُ هَرَبَ، فَأَدْرَكْنَاهُ بِالحَرَّةِ، فَرَجَمْنَاهُ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که می گوید: درحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مسجد بود، مردی از مسلمانان نزد ایشان آمده و او را صدا زد و گفت: ای رسول خدا، من زنا کردم. پس رسول خدا از او روی گرداند، اما وی روبروی ایشان قرار گرفت و گفت: ای رسول خدا، من زنا کردم. بازهم رسول خدا از وی روی گرداند؛ تا اینکه چهار بار این مساله تکرار شد. وقتی که چهار بار علیه خود شهادت داد، رسول الله صلی الله علیه وسلم او را صدا زد و فرمود: «أَبِكَ جُنُونٌ؟»: «آیا جنون داری؟». وی گفت: نه؛ فرمود: «فَهَلْ أُحْصِنْت؟»: «آیا ازدواج کرده ای؟». گفت: بله؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «اذْهَبُوا بِهِ فَارْجُمُوهُ»: «او را ببرید و سنگسارش کنید». ابن شهاب می گوید: ابوسلمه بن عبدالرحمن به من خبر داد که از جابر بن عبدالله شنیده که می گوید: من در میان کسانی بودم که او را سنگسار می کردند، او را در مصلی سنگسار نمودیم؛ زمانی که سنگ ها با بدن وی تماس پیدا کرد [و گرمای آنها را احساس نمود] پا به فرار گذاشت که او را در حرة گرفتیم و سنگارش کردیم.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

درحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مسجد بود، ماعز بن مالک اسلمی رضی الله عنه نزد ایشان آمد و رسول الله را صدا زده و اعتراف کرد که مرتکب زنا شده است؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم از وی روی گرداند شاید که بازگردد و توبه کند و با توبه این مساله را در بین خود و الله متعال حل و فصل کند. اما ماعز درحالی آمده بود که از دست خود و عملی که مرتکب شده بود بسیار ناراحت بود و تصمیم وی برای پاک شدن از این گناه با اجرای حد آن، قطعی بود؛ بنابراین بار دیگر در برابر رسول الله صلی الله علیه وسلم قرار گرفت و به ارتکاب زنا اعتراف کرد. این بار هم رسول الله صلی الله علیه وسلم از وی روی گرداند تا اینکه ماعز چهار بار علیه خود شهادت داد؛ و به این ترتیب رسول الله صلی الله علیه وسلم وضعیت وی را جویا شد و از او پرسید: آیا جنون داری؟ ماعز گفت: نه؛ و در مورد عقل و هوشیاری وی از خانواده اش پرسید که جز خیر و خوبی در مورد او چیزی نگفتند. سپس از او سوال کرد: آیا ازدواج کرده یا مجرد است که در این صورت حکم وی سنگسار نخواهد بود؛ ماعز پاسخ داد که متاهل است و ازدواج کرده است. همچنین رسول الله صلی الله علیه وسلم از وی سوال نمود: شاید عملی انجام داده که موجب حد شرعی نیست مثلا زنی را لمس کرده یا او را بوسیده است؛ اما ماعز به ارتکاب زنا تصریح داشت؛ وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم از همه ی این موارد اطمینان یافت و در این وضعیت، اقامه ی حد واجب گشته بود، به اصحابش امر نمود که او را ببرند و سنگسارش کنند. بنابراین او را به قبرستان غرقد بردند که محل خواندن نماز جنازه بود و سنگسارش کردند. وقتی ماعز گرمای سنگ ها را احساس نمود، خواست که نجات یابد و از مرگ فرار کند چون نفس بشر تحمل چنین صحنه ای را ندارد؛ بنابراین فرار کرد که او را در حرة گرفتند و سنگسارش کردند تا اینکه فوت شد. رحمت و رضایت الله بر او باد.

مرجع

- صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ. - صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423هـ. - تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426هـ. - عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408هـ. - الإلمام بشرح عمدة الأحكام لإسماعيل الأنصاري، ط1، دار الفكر، دمشق، 1381هـ. - الإعلام بفوائد عمدة الأحكام لابن الملقن، المحقق: عبد العزيز بن أحمد بن محمد المشيقح، دار العاصمة للنشر والتوزيع، المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1417هـ - 1997م.

این حدیث در HadeethEnc.com

يهودیان نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمده و به ايشان گفتند: يک زن و مرد از آنها با هم زنا کرده اند.

عن عبدُ الله بنُ عمر رضي الله عنهما قال: «إن الْيهود جاءوا إلى رسول الله فَذَكَرُوا لَه: أَنَّ امرأة منهم وَرجلا زنيا. فَقَال لَهُمْ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم : مَا تَجِدُون في التَّوراة، في شأْن الرَّجم؟ فَقَالوا: نَفضحهم وَيُجْلَدُون. قَال عبد الله بن سَلام: كذبتم، فيهَا آية الرَّجْم، فَأَتَوْا بِالتَّوراة فَنَشَرُوهَا، فَوَضعَ أحدهم يَده عَلَى آيَة الرَّجْم فقرأ ما قبلها وما بعدها. فَقَال لَه عبد الله بن سَلام: ارْفَعْ يدَك. فَرَفَعَ يده، فَإذا فيهَا آيَةُ الرَّجم، فَقَال: صدَقَ يا محَمَّد، فأمر بِهِما النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم فَرُجِما. قَال: فرأيت الرَّجلَ: يَجْنَأُ عَلَى المرأة يَقِيهَا الْحجارة».
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: يهودیان نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمده و به ايشان گفتند: يک زن و مرد از آنها با هم زنا کرده اند؛ رسول الله صلى الله عليه وسلم به آنها فرمود: «مَا تَجِدُونَ فِي التَّوْرَاةِ فِي شَأْنِ الرَّجْمِ»: «در تورات درباره ی حکم سنگسار چه آمده است؟». گفتند: آنها را رسوا می کنيم و تازيانه می زنيم. عبدالله بن سلام گفت: دروغ می گوييد؛ در تورات آيه ی رجم و سنگسار وجود دارد. سپس تورات را آورده و آن را باز کردند و يکی از يهوديان دستش را بر روی آيه ی سنگسار گذاشت و قبل و بعد آن را خواند؛ این بود که عبد الله بن سلام به او گفت: دستت را بردار؛ او نيز دستش را برداشت و آيه ی سنگسار در تورات نمایان شد. آن يهودی گفت: ای محمد، عبدالله بن سلام راست می گويد؛ پس از آن رسول الله صلى الله عليه وسلم دستور داد تا مرد و زنی که زنا کرده بودند، سنگسار شوند. عبدالله بن عمر رضى الله عنهما می گوید: هنگام سنگسار آن مرد يهودی را ديدم که خود را به سمت زن يهودی مایل می کرد تا سنگ به او برخورد نکند.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم وقتی زن و مردی یهودی مرتکب زنا می شدند، یهودیان آنها را نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می آوردند تا در مورد آنها قضاوت نموده و حکم کند؛ شاید از این طریق به حکمی آسان تر و خفیف تر از آنچه در تورات در این باره وارده شده (سنگسار)، دست یابند. این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم از ایشان در مورد حکم الله متعال در تورات سوال نمود؛ و قصد ایشان رسوایی آنها بود نه اینکه بدان عمل نماید؛ آنها در پاسخ به دروغ گفتند: در تورات حکم کسانی که زنا کند، رسوا کردن آنها می باشد. این بود که عبدالله بن سلام رضی الله عنه آنها را تکذیب نمود و زمانی که تورات را باز کردند، حکم تورات در مورد زناکاری که متاهل است، رجم و سنگسار یافتند؛ بنابراین به سنگسار شدن آنها دستور داده شد و سنگسار شدند. شریعت ما ناسخ شرایع دیگر می باشد اما در این حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم از یهودیان در مورد حکم تورات در مورد سنگسار می پرسد، تا از کتاب خودشان حجت را بر آنها اقامه کند؛ همان کتابی که وجود حکم سنگسار زناکار متاهل در آن را انکار می کردند؛ و به این ترتیب برای آنها بیان نمود که کتاب های نازل شده از جانب الله متعال، در مورد این حکم جاویدان اتفاق نظر دارند که مفسدان را از کردار زشت شان باز می دارد.

مرجع

- صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه - صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423 هـ - عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق ، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408 هـ - تأسيس الأحكام للنجمي، ط2، دار علماء السلف، 1414ه - الإلمام بشرح عمدة الأحكام لإسماعيل الأنصاري، ط1، دار الفكر، دمشق، 1381ه - تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الأمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426 هـ الإعلام بفوائد عمدة الأحكام لابن الملقن المحقق: عبد العزيز بن أحمد بن محمد المشيقح - دار العاصمة للنشر والتوزيع، المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1997 م.

این حدیث در HadeethEnc.com

از رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره ی کنيزی پرسيده شد که قبل از ازدواج مرتکب زنا شود.

عن أبي هُرَيْرة وزَيْدُ بْنُ خَالِدٍ الْجُهَنِيِّ رضي الله عنهما أنه سُئِلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم عَنِ الأَمَةِ إذَا زَنَتْ وَلَمْ تُحْصَنْ؟ قَالَ: «إنْ زَنَتْ فَاجْلِدُوهَا، ثُمَّ إنْ زَنَتْ فَاجْلِدُوهَا، ثُمَّ إنْ زَنَتْ فَاجْلِدُوهَا، ثُمَّ بِيعُوهَا وَلَوْ بِضَفِيرٍ». قالَ ابنُ شِهابٍ: «ولا أَدري، أَبَعْدَ الثَّالِثَةِ أَوِ الرَّابِعةِ».
از ابوهریره رضی الله عنه و زید بن خالد جُهنی رضی الله عنهما روایت است که: از رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره ی کنيزی پرسيده شد که قبل از ازدواج مرتکب زنا شود. فرمود: «إِنْ زَنَتْ فَاجْلِدُوهَا، ثُمَّ إِنْ زَنَتْ فَاجْلِدُوهَا، ثُمَّ إِنْ زَنَتْ فَاجْلِدُوهَا، ثُمَّ بِيعُوهَا وَلَوْ بِضَفِيرٍ»: «اگر مرتکب زنا شد، او را شلاق بزنيد. اگر دوباره هم مرتکب زنا شد، باز هم او را شلاق بزنيد. اگر برای بار سوم مرتکب زنا شد، اين بار نيز او را شلاق بزنيد. و اگر بار ديگر مرتکب زنا شد، او را بفروشيد اگرچه در برابر يک ريسمان باشد». ابن شهاب (يکی از راويان حديث) می گويد: نمی دانم رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور فروش را بعد از سومين بار مطرح نمود يا چهارمين بار.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

از رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد حد و مجازات کنیزی سوال شد که قبل از ازدواج کردن مرتکب زنا می شود؛ مراد کنیزی است که مجرد بوده و ازدواج نکرده است. رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که حد و مجازات وی شلاق و تازیانه است؛ و تعداد شلاق هایی که به وی زده می شود نصف شلاق هایی است که به زن آزاده ی مجردی زده می شود که مرتکب زنا شده است؛ بنابراین حد وی پنجاه ضربه شلاق می باشد. چراکه الله متعال می فرماید: «فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ»: «چون ازدواج کردند، اگر مرتکب زنا شدند، مجازات شان [پنجاه تازیانه، یعنی] نصف مجازات زنان آزاد است». اگر برای بار دوم مرتکب زنا شد، پنجاه ضربه ی دیگر به او زده می شود، شاید که از زنا دست بردارد. و اگر بار سوم زنا کرد و اقامه ی حد او را از این کار باز نداشت و توبه نکرد و ترس رسوایی بود، حد بر وی جاری شده و فروخته می شود و لو اینکه به بهای ریسمانی نازک باشد. چون خیری در نگه داشتن او نیست و امیدی در سر به راه شدن وی وجود ندارد و دوری وی بهتر از نزدیکی وی به انسان می باشد، تا مبادا سبب شر در خانه ای شود که در آن سکونت دارد.

مرجع

صحيح البخاري، للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. صحيح مسلم، للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. الإلمام بشرح عمدة الأحكام، للشيخ إسماعيل الأنصاري -مطبعة السعادة، الطبعة الثانية، 1392هـ. تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، عبد الله البسام، تحقيق محمد صبحي حسن حلاق، مكتبة الصحابة، الشارقة، الطبعة العاشرة- 1426هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

اين زن چنان توبه ای کرده که اگر توبه اش را ميان هفتاد نفر از اهالی مدينه تقسيم کنند، همه ی آنها را دربرمی گيرد. آيا وضعی بهتر از اين ديده ای که خودش را تسليم الله - عز وجل - کرد؟

عن أبي نُجَيد عمران بن حصين الخزاعي رضي الله عنه أن امرأة من جهينة أتت رسول الله - صلى الله عليه وسلم - وهي حُبْلَى من الزنى، فقالت: يا رسول الله، أصبتُ حدًّا فَأَقِمْهُ عليَّ، فدعا نبيُّ الله صلى الله عليه وسلم وَلِيَّهَا، فقال: «أَحْسِنْ إِلَيْهَا، فإذا وَضَعَتْ فَأْتِنِي» ففعل، فأمر بها نبي الله صلى الله عليه وسلم فَشُدَّتْ عليها ثيابها، ثم أمر بها فَرُجِمَتْ، ثم صلى عليها. فقال له عمر: تُصَلِّي عليها يا رسول الله وقد زنت؟ قال: «لقد تابت توبةً لو قُسِمَتْ بين سبعين من أهل المدينة لَوَسِعَتْهُم، وهل وَجَدَتْ أفضل من أن جَادَتْ بنفسها لله عز وجل ؟!».
از ابو نُجَید عمران بن حصین خزاعی رضی الله عنه روایت است که زنی از جهینه نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد که از زنا باردار بود و گفت: ای رسول خدا، سزاوار حد (مجازات شرعی) شده ام؛ آن را بر من اجرا کن. رسول الله صلى الله عليه وسلم ولی (=سرپرست) او را فراخواند و فرمود: «أَحْسِنْ إِلَيْهَا، فإذا وَضَعَتْ فَأْتِنِي»: «به او نیکی کن و هنگامی که وضع حمل کرد، او را نزد من بياور». (و چون وضع حمل کرد،) سرپرستش او را نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم برد؛ به فرمان رسول الله صلى الله عليه وسلم لباسش را محکم بر او پيچيدند و سنگسارش کردند و آنگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم بر او نماز خواند. عمر رضی الله عنه عرض کرد: او زنا کرده و شما بر او نماز می خوانيد؟! رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «لَقَدْ تَابَتْ تَوْبةً لَوْ قُسِمَتْ بَيْن سبْعِينَ مِنْ أَهْلِ المدِينَةِ لَوَسِعَتهُمْ وَهَلْ وَجَدْتَ أَفْضَلَ مِنْ أَنْ جَادَتْ بِنفْسهَا لِلّهِ - عز وجل -؟»: «اين زن چنان توبه ای کرده که اگر توبه اش را ميان هفتاد نفر از اهالی مدينه تقسيم کنند، همه ی آنها را دربرمی گيرد. آيا وضعی بهتر از اين ديده ای که خودش را تسليم الله - عز وجل - کرد؟».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

زنی از جهینه درحالی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد که از زنا باردار بود و اعتراف کرد مرتکب امری شده که موجب حد شرعی می باشد؛ تا رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را بر او جاری نماید؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم ولی و سرپرستش را فراخواند و به او دستور داد به وی نیکی کند و چون وضع حمل نمود، او را نزد ایشان بیاورد؛ زمانی که آن زن وضع حمل نمود، سرپرستش او را نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آورد و لباسش محکم بر وی پیچانده و بسته شد تا مبادا بخشی از عورتش نمایان شود؛ سپس به فرمان رسول الله صلی الله علیه وسلم سنگسار شد تا اینکه فوت شد. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم بر او نماز خوانده و دعای میت را برای او خواند. این بود که عمر رضی الله عنه گفت: ای رسول خدا، با اینکه مرتکب زنا شده بر او نماز می خوانی؟ لذا رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی خبر داد که آن زن - رضی الله عنها - چنان توبه ای کرده بود که اگر بین هفتاد نفر از گناه کاران تقسیم می شد، آنها را دربرمی گرفت و شامل آنها می شد؛ وی خود را به خاطر تقرب به الله عزوجل و رهایی از گناه زنا تسلیم نمود، آیا کاری بزرگ تر از این هست؟

مرجع

- صحيح البخاري -للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. - صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. - شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ. - نزهة المتقين بشرح رياض الصالحين/تأليف مصطفى سعيد الخن-مصطفى البغا-محي الدين مستو-علي الشربجي-محمد أمين لطفي-مؤسسة الرسالة-بيروت –لبنان-الطبعة الرابعة عشرة1407-. -بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين –سليم بن عيد الهلالي دار ابن الجوزي –الطبعة الأولى 1418. - دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين -المؤلف: محمد علي بن محمد بن علان الصديقي-اعتنى بها: خليل مأمون شيحا-دار المعرفة للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت – لبنان-الطبعة: الرابعة، 1425 هـ - 2004 م. -المعجم الوسيط-المؤلف: مجمع اللغة العربية بالقاهرة (إبراهيم مصطفى / أحمد الزيات / حامد عبد القادر / محمد النجار) -دار الدعوة.

این حدیث در HadeethEnc.com

زنی از طايفه ی «جهينه» که زنا کرده و باردار بود، نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد.

عن عمران بن الحصين رضي الله عنهما : أنَّ امْرَأَةً مِنْ جُهَيْنَةَ أتَت النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم وَهِيَ حُبْلَى مِنَ الزِّنَا، فَقَالَتْ: يَا رسول الله، أصَبْتُ حَدّاً فَأقِمْهُ عَلَيَّ، فَدَعَا رسولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم وَلِيَّها، فقالَ: «أحْسِنْ إِلَيْهَا، فَإذَا وَضَعَتْ فَأتِنِي بِهَا» فَفَعَلَ، فَأمَرَ بها النبيُّ صلى الله عليه وسلم فَشُدَّتْ عَلَيْهَا ثِيَابُهَا، ثُمَّ أمَرَ بِهَا فَرُجِمَت، ثُمَّ صَلَّى عَلَيْهَا.
از عمران بن حصین رضی الله عنهما روایت است که می گوید: زنی از طايفه ی «جهينه» که زنا کرده و باردار بود، نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد و گفت: ای رسول خدا، سزاوار حد (مجازات شرعی) شده ام؛ آن را بر من اجرا کن. پس رسول الله صلى الله عليه وسلم ولی (=سرپرست) او را فراخواند و فرمود: «أَحْسِنْ إِليْهَا، فَإِذَا وَضَعَتْ فَأْتِنِي»: «به او خوبی کن؛ وقتی وضع حمل کرد، او را نزد من بياور». (و چون وضع حمل کرد،) سرپرستش او را نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم برد؛ آنگاه به فرمان رسول الله صلى الله عليه وسلم لباسش را محکم بر او پيچيدند و سنگسارش کردند و رسول الله صلى الله عليه وسلم بر او نماز خواند.
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

در حدیث عمران بن حصین رضی الله عنهما آمده که زنی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد که از زنا باردار شده بود و گفت: ای رسول خدا، من سزاوار حد (مجازات شرعی زنا) شدم؛ آن را بر من جاری کن؛ از رسول الله خواست تا حد زنا را که سنگسار بود، بر او جاری نماید؛ چون متاهل بود؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم سرپرستش را فراخواند و به او گفت: "به این زن نیکی کن و چون وضع حمل نمود او را نزد من بیاور". و از این جهت فرمود: "به او نیکی کن" که در مورد رفتار سرپرستش با او می ترسید؛ چون ننگ و عار عملی که آن زن مرتکب شده بود، متوجه آنها بود و غیرت در مورد ناموس ایشان را می آزرد؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم سرپرستش را در مورد او توصیه نمود تا در مورد برخورد نادرست با آن زن هشدار داده باشد و مهربان تر با وی رفتار شود؛ چون توبه کرده بود؛ و از این جهت به نیکی در حق وی تشویق نمود تا مورد نفرت دیگران قرار نگیرد و سخنان آزار دهنده ای از این و آن نشنود. چنین بود که بعد از وضع حمل وی، سرپرستش با او نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم حاضر شد و رسول الله آن زن را تا پایان شیردهی نوزاد مهلت داد و چون این مدت هم به پایان رسید، نزد پیامبر حاضر شد و حد بر وی جاری شد. رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور داد تا قبل از جاری شدن حد، لباسش را بر او بپیچانند تا هنگام سنگسار حرکتی نداشته باشد و عورتش نمایان نگردد؛ سپس امر نمود تا سنگسارش کنند و بر او نماز خواند.

مرجع

بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين؛ تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين؛ لمحمد بن علان الشافعي، دار الكتاب العربي-بيروت. رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين؛ للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428هـ. شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن-الرياض، 1426هـ. صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبدالباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين؛ تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

سوگند به ذاتی كه جانم در دست اوست، ميان شما طبق كتاب خدا قضاوت می نمايم. گوسفندان و كنيزت به تو برگردانده می شوند و پسرت بايد صد ضربه شلاق زده شود و يک سال تبعيد گردد. ای انيس - مردی از اسلم - فردا صبح نزد همسر اين مرد برو و اگر اعتراف كرد (مرتكب زنا شده)، او را رجم كن.

عن أبي هريرة، وزيد بن خالد الجهني رضي الله عنهما ، أنهما قالا: «إن رجلا من الأعراب أتى رسول صلى الله عليه وسلم فقال: يا رسول الله، أَنْشُدُكَ اللهَ إلا قضيتَ بيننا بكتاب الله. فقال الخَصْمُ الآخر -وهو أفْقه منه-: نعم، فاقْضِ بيننا بكتاب الله، وأْذَنْ لي. فقال النبي صلى الله عليه وسلم : قل. فقال: إنَّ ابني كان عَسِيفًا على هذا فزنى بامرأته، وإني أُخبرتُ أن على ابني الرَّجْمَ، فافْتَدَيْتُ منه بمائة شاة ووَلِيدَةٍ، فسألتُ أهل العلم فأخبروني أنما على ابني جَلْدُ مائة وتَغْرِيبُ عام، وأنَّ على امرأة هذا الرَّجْمَ. فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : والذي نفسي بيده لأَقْضِيَنَّ بينكما بكتاب الله، الوَلِيدَةُ والغنم رَدٌّ عليك، وعلى ابنك جَلْدُ مائة وتَغْرِيبُ عام. واغْدُ يا أُنَيْسُ -لرجل مِن أَسْلَم- على امرأة هذا، فإن اعترفتْ فارْجُمْهَا، فَغَدَا عليها فاعترفتْ، فأَمَرَ بها رسول الله صلى الله عليه وسلم فرُجِمَتْ».
از ابوهریره و زید بن خالد جهنی رضی الله عنهما روایت است که می گویند: مردی بادیه نشین نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و گفت: یا رسول الله، تو را به الله سوگند می دهم كه در میان ما بر اساس كتاب الله قضاوت نمايی. طرف ديگر كه مردی داناتر بود، گفت: بله، ميان ما بر اساس كتاب الله قضاوت كن. و اجازه بده تا من سخن بگويم. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «قُل»: «صحبت كن». او گفت: پسرم نزد اين (باديه نشين) كار می كرد و با همسرش مرتكب زنا گرديد. به من گفتند: پسرت بايد رجم شود. من بجای رجم، صد گوسفند و يک كنيز به او فديه دادم. سپس مسأله را از علما پرسيدم. گفتند: پسرت بايد صد ضربه شلاق زده شود و يك سال تبعيد گردد و زن این مرد باید رجم (سنگسار) شود. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لأَقْضِيَنَّ بَيْنَكُمَا بِكِتَابِ اللَّهِ، الْوَلِيدَةُ وَالْغَنَمُ رَدٌّ عليك، وَعَلَى ابْنِكَ جَلْدُ مِائَةٍ وَتَغْرِيبُ عَامٍ، واغْدُ يَا أُنَيْسُ - لرجل مِن أَسْلَم - علی امْرَأَةِ هَذَا، فَإِنِ اعْتَرَفَتْ فَارْجُمْهَا»: «سوگند به ذاتی كه جانم در دست اوست، ميان شما طبق كتاب خدا قضاوت می نمايم. گوسفندان و كنيزت به تو برگردانده می شوند و پسرت بايد صد ضربه شلاق زده شود و يک سال تبعيد گردد. ای انيس - مردی از اسلم - فردا صبح نزد همسر اين مرد برو و اگر اعتراف كرد (مرتكب زنا شده)، او را رجم كن». انيس فردا نزد آن زن رفت و او نيز اعتراف كرد. آنگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم دستور رجم داد و حكم اجرا شد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

حدیث مذکور به ما خبر می دهد که مردی نزد دیگری کار می کرد و با زن آن مرد مرتکب زنا شد. پدر مرد زناکار شنیده بود که هرکس زنا کند باید رجم شود، در نتیجه به عنوان فدیه صد گوسفند و یک کنیز را به شوهر آن زن داد. سپس از برخی اهل علم در این رابطه سؤال نمود، آنها به او خبر دادند که حکم پسرش رجم نیست، بلکه آن زن باید رجم شود و پسرش باید صد ضربه شلاق خورده و یک سال تبعید شود. از این رو شوهر زن زناکار و پدر مرد زانی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم رفتند تا بر اساس کتاب الله میان آنها قضاوت نماید. در نتیجه رسول الله صلی الله علیه وسلم صد گوسفند و کنیز را به پدر مرد زانی بازگرداند و به او خبر داد که پسرش باید صد ضربه شلاق خورده و یک سال تبعید شود، زیرا فرزندش مجرد بوده و همسری نداشته است. و فرمان داد تا اگر زن زناکار اعتراف نمود، او را رجم کنند؛ و او نیز به این گناه اعتراف نمود و در نتیجه رجم شد، زیرا زن مذکور متاهل بود و شوهر داشت.

مرجع

- صحيح البخاري، دار طوق النجاة ط 1422هـ. - صحيح مسلم، ط دار إحياء التراث العربي .تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي - تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426 هـ. - الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري، ط مكتبة السعادة، الطبعة الثانية. - تأسيس الأحكام للنجمي، ط دار المنهاج 1427هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

ریختن خون هیچ انسان مسلمانی که گواهی می دهد معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستاده ی اوست، حلال نیست مگر در سه مورد.

عن عائشة رضي الله عنها قالت: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : "لا يَحِلّ دمُ امرئ مسلم، يشهد أن لا إله إلا الله، وأن محمدًا رسول الله، إلا بإحدى ثلاث: رجل زَنَى بَعْدَ إِحْصَان، فإنه يُرْجَم، ورجل خرج مُحاربًا لله ورسوله، فإنه يُقَتُل، أو يُصلَّبُ، أو يُنفى من الأرض، أو يَقتلَ نفسًا، فيُقتلُ بها".
از ام المومنین عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَا يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، إِلَّا بِإِحْدَى ثَلَاثٍ: رَجُلٌ زَنَى بَعْدَ إِحْصَانٍ، فَإِنَّهُ يُرْجَمُ، وَرَجُلٌ خَرَجَ مُحَارِبًا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ، فَإِنَّهُ يُقْتَلُ، أَوْ يُصلَّبُ، أَوْ يُنْفَى مِنَ الْأَرْضِ، أَوْ يَقْتُلُ نَفْسًا، فَيُقْتَلُ بِهَا»: «ریختن خون هیچ انسان مسلمانی که گواهی می دهد معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستاده ی اوست، حلال نیست مگر در سه مورد: مسلمانی که بعد از ازدواج کردن مرتکب زنا شود، سنگسار می شود؛ و مسلمانی که راهزنی کند، کشته می شود یا به دار آویخته می شود یا تبعید می شود؛ و مسلمانی که مسلمانی را کشته باشد، در قصاص او کشته می شود».
به روایت نسائی - به روایت ابوداووددرجهصحیح است
شرح

حدیث مذکور بر حرمت خون مسلمانانی دلالت دارد که گواهی می دهند معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستاده ی الله است؛ و چیزی از نواقض اسلام که با شهادتین در تضاد است، از آنها آشکار نشده باشد. چون شارع حکیم بر حفظ جان ها و امنیت آنها تاکید دارد؛ لذا در شریعت خود قوانینی را جهت حمایت از آنها و پیشگیری از هرگونه تعرضی در این زمینه وضع نموده است؛ چنانکه بعد از شرک ورزیدن به الله متعال، بزرگ ترین گناه را گرفتن جانی معرفی نموده که الله متعال کشتن آن را حرام کرده است؛ و در اینجا کشتن مسلمانی را حرام نموده که به شهادتین اعتراف دارد مگر اینکه مرتکب یکی از این سه مورد شود. 1- با اینکه الله متعال به وی نعمت ازدواج را موهبت کرده و شرمگاه وی را با ازدواج پاک و عفیف نموده، مرتکب زنا شود. 2- عمدا و با ظلم و تعدی مسلمانی را بکشد. عدالت و برابری در چنین قضیه ای اقتضا می کند همان رفتاری با قاتل شود که با مقتول انجام داده است تا حق به حق دار برسد و نفس های سرکش از تعدی و تجاوز باز بمانند. 3- کسی که با راهزنی و ترساندن و اسیر کردن مسلمانان و ایجاد فساد در میان آنها، علیه مسلمانان خروج کرده و بشورد. چنین مسلمانی کشته می شود یا به دار آویخته می شود یا تبعید می گردد تا مردم از شر او در امان بمانند. این سه نفر کشته می شوند چون ثمره ی کشتن آنها سالم ماندن ادیان و ابدان و آبروها می باشد.

مرجع

- سنن أبي داود , تحقيق: محمد محي الدين, المكتبة العصرية. - سنن للنسائي, تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة, مكتب المطبوعات الإسلامية الطبعة: الثانية، 1406 - صحيح الجامع الصغير وزيادة للألباني , المكتب الإسلامي - بلوغ المرام من أدلة الأحكام لابن حجر تحقيق: سمير بن أمين الزهيري, دار الفلق - ط: السابعة، 1424 هـ - توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام، مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة، الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - عون المعبود شرح سنن أبي داود، للعظيم آبادي دار الكتب العلمية - بيروت, الطبعة: الثانية، 1415 هـ - تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة: الأولى، 1427 هـ 2006 م - تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، 1426 هـ - فتح ذي الجلال والاكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية - الطبعة الأولى 1427.

این حدیث در HadeethEnc.com

امورتان را از من بگیرید، مسائل تان را از من بگیرید، الله متعال برای آنها راهی قرار داده است؛ چون پسر و دختر مجرد با هم مرتکب زنا شوند، صد شلاق می خورند و برای یکسال تبعید می شوند و اگر مرد و زن متاهل با هم مرتکب زنا شوند، علاوه بر صد شلاق، سنگسار می شوند.

عن عبادة بن الصامت، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «خُذُوا عني، خُذُوا عني، قد َجَعَلَ الُله لَهُنَّ سبيلا، البِكْرُ بالبِكْر جَلْدُ مِائة ونَفْيُ سَنَةٍ، والثَّيِّبُ بالثيب جلد مائة والرجم».
از عبادة بن صامت روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «خُذُوا عَنِّي، خُذُوا عَنِّي، قَدْ جَعَلَ اللهُ لَهُنَّ سَبِيلًا، الْبِكْرُ بِالْبِكْرِ جَلْدُ مِائَةٍ وَنَفْيُ سَنَةٍ، وَالثَّيِّبُ بِالثَّيِّبِ جَلْدُ مِائَةٍ وَالرَّجْمُ»: «امورتان را از من بگیرید، مسائل تان را از من بگیرید، الله متعال برای آنها راهی قرار داده است؛ چون پسر و دختر مجرد با هم مرتکب زنا شوند، صد شلاق می خورند و برای یکسال تبعید می شوند و اگر مرد و زن متاهل با هم مرتکب زنا شوند، علاوه بر صد شلاق، سنگسار می شوند».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

حدیث مذکور بیانگر این مهم است که الله متعال برای هریک از افراد مجرد و متاهل که مرتکب زنا شوند، حکم خاصی در نظر گرفته است؛ چنانکه اگر فرد زناکار مجرد باشد، حکم وی صد ضربه شلاق و تبعید شدن به مدت یکسال خارج از محل زندگی اوست؛ و اگر متاهل باشد، علاوه بر شلاق خوردن، سنگسار می شود تا بمیرد؛ فرقی نمی کند مرد باشد یا زن؛ و این روایت ناسخ آیه ی سوره ی نساء یا بیانگر راهی است که در آن آمده است؛ آنجا که الله متعال می فرماید: «وَاللاَّتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِكُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىَ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللهُ لَهُنَّ سَبِيلاً» [نساء: 15] «و کسانی از زنان شما که مرتکب زنا می شوند، چهار نفر [مرد عادل] از خودتان را بر آنان گواه گیرید؛ پس اگر گواهی دادند، آن زنان را در خانه ها نگه دارید تا مرگ شان فرارسد یا الله راهی برای شان قرار دهد».

مرجع

صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب - الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. منحة العلام في شرح بلوغ المرام، تأليف عبد الله الفوزان، طبعة دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى، 1428ه. توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام، تأليف عبد الله البسام- مكتبة الأسدي، مكة المكرمة، الطبعة الخامِسَة، 1423هـ - 2003م. تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف الشيخ صالح الفوزان- عناية عبد السلام السليمان - مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى. فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين- المكتبة الإسلامية، القاهرة، تحقيق صبحي رمضان وأم إسراء بيومي- الطبعة الأولى، 1427ه. بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية، الطبعة الأولى، 1435هـ - 2014م.

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۱۱
۱۱ حدیث
  1. درحالی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در مسجد بود، مردی از مسلمانان نزد ایشان آمده و او را صدا زد و گفت: ای رسول خدا من زنا کردم.
  2. يهودیان نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمده و به ايشان گفتند: يک زن و مرد از آنها با هم زنا کرده اند.
  3. از رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره ی کنيزی پرسيده شد که قبل از ازدواج مرتکب زنا شود.
  4. اين زن چنان توبه ای کرده که اگر توبه اش را ميان هفتاد نفر از اهالی مدينه تقسيم کنند، همه ی آنها را دربرمی گيرد. آيا وضعی بهتر از اين ديده ای که خودش را تسليم الله - عز وجل - کرد؟
  5. زنی از طايفه ی «جهينه» که زنا کرده و باردار بود، نزد رسول الله صلى الله عليه وسلم آمد.
  6. سوگند به ذاتی كه جانم در دست اوست، ميان شما طبق كتاب خدا قضاوت می نمايم. گوسفندان و كنيزت به تو برگردانده می شوند و پسرت بايد صد ضربه شلاق زده شود و يک سال تبعيد گردد. ای انيس - مردی از اسلم - فردا صبح نزد همسر اين مرد برو و اگر اعتراف كرد (مرتكب زنا شده)، او را رجم كن.
  7. ریختن خون هیچ انسان مسلمانی که گواهی می دهد معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستاده ی اوست، حلال نیست مگر در سه مورد.
  8. امورتان را از من بگیرید، مسائل تان را از من بگیرید، الله متعال برای آنها راهی قرار داده است؛ چون پسر و دختر مجرد با هم مرتکب زنا شوند، صد شلاق می خورند و برای یکسال تبعید می شوند و اگر مرد و زن متاهل با هم مرتکب زنا شوند، علاوه بر صد شلاق، سنگسار می شوند.
  9. زمانی که ماعز بن مالک نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد، ایشان به وی فرمود: «شاید بوسیدی یا اشاره ای کردی و لمس نمودی یا نگاه کردی». ماعز گفت: نه ای رسول خدا (هیچیک از این موارد نبوده است). رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَنِكْتَهَا»: «آیا با وی آمیزش جنسی در محل آلت تناسلی داشتی؟». و ماعز به صراحت این مساله را تایید نمود و با کنایه پاسخ نداد. ابن عباس می گوید: در این هنگام بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم به سنگسار کردن وی دستور داد.
  10. الله محمد صلى الله عليه وسلم را به حق مبعوث نمود و قرآن را بر او نازل فرمود. يکی از مواردی که بر او نازل گرديد، آيه ی رجم (سنگسار) بود. اين آيه را تلاوت کرديم، حفظ نموديم و خوب فهميديم. بر اساس اين آيه رسول الله صلى الله عليه وسلم سنگسار نمود و ما هم بعد از ايشان سنگسار نموديم.
  11. رسول الله صلى الله عليه وسلم (فرد مجردی را که مرتکب زنا شده بود) شلاق زد و تبعید نمود و ابوبکر همین کار را کرد و عمر نیز چنین عمل نمود.

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com