عن أنَسُ بنُ مالك رضي الله عنه قال: «أَنَّ جَارِيَةً وُجِدَ رَأْسُهَا مَرْضُوضاً بَيْنَ حَجَرَيْنِ، فَقِيلَ من فَعَلَ هَذَا بِك: فُلانٌ، فُلانٌ؟ حَتَّى ذُكِرَ يَهُودِيٌّ، فَأَوْمَأَتْ بِرَأْسِهَا، فَأُخِذَ الْيَهُودِيُّ فَاعْترف، فَأَمَرَ النَّبِي صلى الله عليه وسلم أَنْ يُرَضَّ رَأْسَهُ بَيْنَ حَجَرَيْنِ».
وَلِمُسْلِمٍ وَالنَّسَائِيَّ «أَنَّ يَهُودِيّاً قَتَلَ جَارِيَةً عَلَى أَوْضَاحٍ، فَأَقَادَهُ رَسُولُ الله».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که می گوید: دختر بچه ای درحالی پيدا شد که سرش بين دو سنگ کوبيده شده بود. به او گفتند: چه کسی با تو چنين کرده است؟ فلانی با تو چنین کرده؟ فلانی چنین نموده؟ تا اينکه نام يک يهودی را آوردند؛ دختر بچه با سرش اشاره کرد که او با من چنين کرده است. پس آن يهودی را گرفتند و به این کار اعتراف کرد؛ سپس رسول الله صلى الله عليه و سلم دستور داد تا سرش بين دو سنگ کوبيده شود.
و در روایت مسلم و نسائی آمده است: يک يهودی دختر بچه ای را برای گرفتن زيور آلات نقره اش کشت که رسول الله صلى الله عليه وسلم او را قصاص کرد و کشت.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم دختربچه ای پیدا شد که سرش بین دو سنگ کوبیده شده بود و هنوز زنده بود؛ از او پرسیدند که چه کسی این بلا را بر سر تو آورده است؛ و اسامی کسانی را برای او ذکر کردند که احتمال می رفت او را کشته باشند؛ تا اینکه اسم فردی یهودی را بردند که با سرش به نشان تایید اشاره نمود که او این بلا را بر سر وی آورده است. بنابراین متهم به قتل دختر شد و او را گرفتند و اعتراف کرد که به خاطر زیورآلات نقره ای که داشته او را کشته است؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم همان کاری را با او کرد که با آن دختربچه کرده بود و سرش در بین دو سنگ کوبیده شد.
مرجع
- صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه.
- صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423 هـ
- عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408 هـ
تأسيس الأحكام للنجمي، ط2، دار علماء السلف، 1414ه
- الإلمام بشرح عمدة الأحكام لإسماعيل الأنصاري، ط1، دار الفكر، دمشق، 1381ه
- تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الأمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426 هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ عَبْدِ اللهِ بنِ مَسْعُودٍ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «أَوَّلُ مَا يُقْضَى بَيْنَ النَّاسِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي الدِّمَاءِ».
از عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «أَوَّلُ مَا يُقْضَى بَيْنَ النَّاسِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي الدِّمَاءِ»: «نخستین چیزی که میان مردم در روز قیامت دربارهٔ آن قضاوت میشود، مسئلهٔ خونهاست».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ بیان داشته که نخستین چیزی که در روز قیامت نسبت به ظلم مردم به یکدیگر قضاوت میشود، مسئلهٔ مربوط به خونهایی است که ریخته شده است، مانند کشتن یا زخمی کردن.
فواید
- بزرگی مسالهی خونهایی که ریخته شده است؛ زیرا هر چه مهمتر باشد زودتر مورد بررسی قرار میگیرد.
- گناهان بر اساس مفسدهای که در پی آن حاصل میشود، بزرگ به حساب میآیند و کشتن بیگناه از بزرگترین مفاسد است و مفسدهای بزرگتر از آن نیست مگر کفر و شرک آوردن به الله تعالی.
مرجع
صحيح البخاري (9/ 2) (6864).
صحيح مسلم (3/ 1304) (1678).
خلاصة الكلام شرح عمدة الأحكام، لفيصل آل مبارك (ص319).
تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام (ص640).
الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري (2/ 103).
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي هُريرة -رضي اللهُ عنه- مرفوعًا: «لو أن رجلا -أو قال: امْرَأً- اطَّلَعَ عليك بغير إِذْنِكَ؛ فَحَذَفْتَهُ بحَصَاةٍ، فَفَقَأْتَ عينه: ما كان عليك جُنَاحٌ».
از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَوْ أَنَّ امْرَأً اطَّلَعَ عَلَيْكَ بِغَيْرِ إِذْنكَ، فَخَذَفْتَهُ بِعَصَاةٍ، فَفَقَأْتَ عَيْنَهُ: ما كان عَلَيْكَ جُنَاحٌ»: «اگر کسی بدون اجازه ات سرک کشید و به داخل خانه ات نگاه کرد و تو سنگ ریزه ای به سوی او پرتاب کردی و سبب کور شدن چشمش شدی، گناهی بر تو نیست».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد که اگر کسی بدون اجازه ی دیگری از پشت درِ خانه اش یا از بالای دیوارش یا به هر طریق دیگری او را بِپاید و سرک بکشد و صاحب خانه با پرتاب سنگ ریزه ای سبب کور شدن چشم آن شخص گردد یا آهنی در چشم او فرو کند، گناه و قصاصی ندارد، چون تعدی و تجاوز از سوی کسی بوده که سرک می کشیده و با این عمل جنایتکار بوده است.
مرجع
1- صحيح البخاري، محمد بن إسماعيل البخاري الجعفي، تحقيق: محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى 1422هـ.
2- صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيري النيسابوري، تحقيق محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، الطبعة: 1423هـ.
3- تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، عبد الله بن عبد الرحمن البسام، تحقيق: محمد صبحي حلاق، مكتبة الصحابة، الإمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، الطبعة: العاشرة 1426هـ.
4- تأسيس الأحكام، أحمد بن يحيى النجمي، دار علماء السلف، الطبعة: الثانية 1414هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عائشة رضي الله عنها قالت: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : "لا يَحِلّ دمُ امرئ مسلم، يشهد أن لا إله إلا الله، وأن محمدًا رسول الله، إلا بإحدى ثلاث: رجل زَنَى بَعْدَ إِحْصَان، فإنه يُرْجَم، ورجل خرج مُحاربًا لله ورسوله، فإنه يُقَتُل، أو يُصلَّبُ، أو يُنفى من الأرض، أو يَقتلَ نفسًا، فيُقتلُ بها".
از ام المومنین عایشه رضی الله عنها روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَا يَحِلُّ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ، يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، إِلَّا بِإِحْدَى ثَلَاثٍ: رَجُلٌ زَنَى بَعْدَ إِحْصَانٍ، فَإِنَّهُ يُرْجَمُ، وَرَجُلٌ خَرَجَ مُحَارِبًا لِلَّهِ وَرَسُولِهِ، فَإِنَّهُ يُقْتَلُ، أَوْ يُصلَّبُ، أَوْ يُنْفَى مِنَ الْأَرْضِ، أَوْ يَقْتُلُ نَفْسًا، فَيُقْتَلُ بِهَا»: «ریختن خون هیچ انسان مسلمانی که گواهی می دهد معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستاده ی اوست، حلال نیست مگر در سه مورد: مسلمانی که بعد از ازدواج کردن مرتکب زنا شود، سنگسار می شود؛ و مسلمانی که راهزنی کند، کشته می شود یا به دار آویخته می شود یا تبعید می شود؛ و مسلمانی که مسلمانی را کشته باشد، در قصاص او کشته می شود».
به روایت نسائی - به روایت ابوداووددرجهصحیح است
شرح
حدیث مذکور بر حرمت خون مسلمانانی دلالت دارد که گواهی می دهند معبود بر حقی جز الله نیست و محمد فرستاده ی الله است؛ و چیزی از نواقض اسلام که با شهادتین در تضاد است، از آنها آشکار نشده باشد. چون شارع حکیم بر حفظ جان ها و امنیت آنها تاکید دارد؛ لذا در شریعت خود قوانینی را جهت حمایت از آنها و پیشگیری از هرگونه تعرضی در این زمینه وضع نموده است؛ چنانکه بعد از شرک ورزیدن به الله متعال، بزرگ ترین گناه را گرفتن جانی معرفی نموده که الله متعال کشتن آن را حرام کرده است؛ و در اینجا کشتن مسلمانی را حرام نموده که به شهادتین اعتراف دارد مگر اینکه مرتکب یکی از این سه مورد شود.
1- با اینکه الله متعال به وی نعمت ازدواج را موهبت کرده و شرمگاه وی را با ازدواج پاک و عفیف نموده، مرتکب زنا شود.
2- عمدا و با ظلم و تعدی مسلمانی را بکشد. عدالت و برابری در چنین قضیه ای اقتضا می کند همان رفتاری با قاتل شود که با مقتول انجام داده است تا حق به حق دار برسد و نفس های سرکش از تعدی و تجاوز باز بمانند.
3- کسی که با راهزنی و ترساندن و اسیر کردن مسلمانان و ایجاد فساد در میان آنها، علیه مسلمانان خروج کرده و بشورد. چنین مسلمانی کشته می شود یا به دار آویخته می شود یا تبعید می گردد تا مردم از شر او در امان بمانند.
این سه نفر کشته می شوند چون ثمره ی کشتن آنها سالم ماندن ادیان و ابدان و آبروها می باشد.
مرجع
- سنن أبي داود , تحقيق: محمد محي الدين, المكتبة العصرية.
- سنن للنسائي, تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة, مكتب المطبوعات الإسلامية الطبعة: الثانية، 1406
- صحيح الجامع الصغير وزيادة للألباني , المكتب الإسلامي
- بلوغ المرام من أدلة الأحكام لابن حجر تحقيق: سمير بن أمين الزهيري, دار الفلق - ط: السابعة، 1424 هـ
- توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام، مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة، الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ
- عون المعبود شرح سنن أبي داود، للعظيم آبادي دار الكتب العلمية - بيروت, الطبعة: الثانية، 1415 هـ
- تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة: الأولى، 1427 هـ 2006 م
- تيسير العلام شرح عمدة الأحكام للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات، مكتبة التابعين، القاهرة، 1426 هـ
- فتح ذي الجلال والاكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية - الطبعة الأولى 1427.
این حدیث در HadeethEnc.comعن قيس بن عباد، قال: انطلقت أنا والأشتر، إلى علي رضي الله عنه فقلنا: هل عَهِدَ إليك رسول الله صلى الله عليه وسلم شيئًا لم يَعْهَدْهُ إلى الناس عامة؟ قال: لا، إلا ما في كتابي هذا، قال مسدد: قال: فأخرج كتابًا، وقال أحمد: كتابا من قِرَابِ سيفه، فإذا فيه «المؤمنون تَكَافَأُ دماؤهم، وهم يد على من سِوَاهم، ويسعى بذِّمَّتِهِم أدناهم، ألا لا يُقتل مؤمن بكافر، ولا ذُو عَهْد في عهده، من أحدث حَدَثَاً فعلى نفسه، ومن أحدث حدثا، أو آوى مُحْدِثاً فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين».
از قیس بن عباد روایت است که می گوید: من و اشتر نزد علی رضی الله عنه رفتیم و گفتیم: آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم برای تو وصیتی نموده که آن را برای عموم مردم توصیه نکرده است؟ علی گفت: نه، چنین چیزی نیست؛ جز آنچه در این کتابم هست. مسدد می گوید: قیس گفت: پس علی کتابی را بیرون آورد. و احمد می گوید: کتابی از غلاف شمشیرش بیرون آورد که در آن نوشته بود: «مومنان در خون های شان یکسان هستند و همگی علیه دشمن شان یکپارچه و متحد می باشند و رعایت امان کسی که از میان آنها کمترین مرتبه را دارد، بر همه ی آنها لازم است؛ بدانید و آگاه باشید که مومن در برابر کافر کشته نمی شود. و کافری که عهد و پیمانی با مسلمانان دارد مادامی که بر عهد و پیمانش پایبند باشد کشته نمی شود. و هرکس عملی را انجام دهد که موجب مجازات است، مجازات آن به خود او بازمی گردد؛ و هرکس بدعتی ایجاد کند یا بدعتگزاری را پناه دهد، لعنت الله و ملائکه و همه ی مردم به دنبال اوست».
به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
حدیث مذکور بیان می کند که برخی از تابعین مانند ابوجحیفه رضی الله عنه که از صحابه بود، در مناسبت دیگری از علی رضی الله عنه سوال کردند: آیا رسول الله صلی الله علیه وسلم جز قرآن، به طور مشخص چیزی را فقط در اختیار شما قرار داده است؟ و علی رضی الله عنه این ادعا را رد می کند و بیان می کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم چیزی را در اختیار او قرار نداده که دیگران از آن بی خبر باشند و مخصوص او باشد، مگر احکامی که در صحیفه ای از رسول الله صلی الله علیه وسلم نوشته است؛ از جمله اینکه خون مسلمانان در بین خودشان یکسان است چنانکه مسلمان در برابر مسلمانی که در حق او تجاوز کرده و او را بکشد، کشته می شود همچنان که وقتی مسلمانی کافری را بکشد، در برابر آن کشته نمی شود. چون کافر در حرمت خونش با مسلمان یکسان نیست. از دیگر موضوعات آن صحیفه این بوده که عهد و پیمان و امان مسلمانان محترم است؛ فرقی نمی کند از سوی فرد کوچکی باشد یا بزرگ یا مرد یا زن؛ بنابراین چون مسلمانی کسی را امان دهد، امانش پذیرفته می شود، هرچند آنکه به وی امان داده شده، کافر باشد؛ و این به دلیل احترام به عهد و امان مسلمان است. چنانکه کشتن کسی که با عهد و پیمان وارد سرزمین مسلمانان شود، جایز نیست. چون با این عهد و امان خونش محفوظ می گردد.
و هرکس امر منکری را مرتکب شود یا فاعل آن را پناه دهد و کرده ی او را پنهان کند، با این عمل مستوجب لعنت الله و ملائکه و همه ی مردم می شود چنانکه از رحمت الله طرد می شود.
مرجع
سنن أبي داود - سليمان بن الأشعث السِّجِسْتاني تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد: المكتبة العصرية، صيدا – بيروت.
السنن الصغرى للنسائي - أحمد بن شعيب ، النسائي -تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة-مكتب المطبوعات الإسلامية – حلب- الطبعة: الثانية، 1406 – 1986.
مسند الإمام أحمد بن حنبل المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي مؤسسة الرسالة الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م.
إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل /محمد ناصر الدين الألباني - إشراف: زهير الشاويش-المكتب الإسلامي – بيروت-الطبعة: الثانية 1405 هـ - 1985م.
ذخيرة العقبى في شرح المجتبى.المؤلف: محمد بن علي بن آدم بن موسى الإثيوبي الوَلَّوِي
دار المعراج الدولية للنشر و دار آل بروم للنشر والتوزيع الطبعة: الأولى/ 1416 هـ - 1996 م.
عمدة القاري شرح صحيح البخاري/بدر الدين العينى - دار إحياء التراث العربي – بيروت-بدون تاريخ.
- تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، تأليف: صالح بن فوزان بن عبد الله الفوزان، الطبعة: الأولى، 1427 هـ - 2006 م.
فتح ذي الجلال والاكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية - الطبعة الأولى 1427.
توضِيحُ الأحكَامِ مِن بُلوُغ المَرَام، للبسام. مكتَبة الأسدي، مكّة المكرّمة.الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ .
این حدیث در HadeethEnc.comعن عمران بن حصين أن غلامًا لأناس فقراء قطع أذُنَ غُلَامٍ لأناس أغنياء، فأتى أهله النبي صلى الله عليه وسلم ، فقالوا: يا رسول الله، إنا أناس فقراء. «فلم يجعل عليه شيئًا».
از عمران بن حصین رضی الله عنه روایت است که برده ای از مردم فقیر، گوش برده ای از مردم ثروتمند را برید؛ بنابراین اهل برده ای که از آنِ مردم فقیر بود، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و گفتند: ای رسول خدا، ما مردمی فقیر هستیم. و رسول الله صلی الله علیه وسلم برای آنها دیه ای مشخص نکرد.
به روایت نسائی - به روایت ابوداوود - به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
حدیث مذکور در مورد برده ای است که از آنِ قومی فقیر می باشد و گوش برده ای را قطع کرده که صاحبان وی ثروتمند هستند؛ لذا صاحبان برده ای که مرتکب این کار شده، نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می آیند و از فقیر بودن خود خبر می دهند؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم برای آنها چیزی به عنوان دیه مشخص نمی کند. و دلیل آن این بوده که فرد جنایتکار کوچک بوده و به همین دلیل بر عمل وی چیزی مترتب نمی شده است. و برخی از علما می گویند: قصاص در این مورد جاری نمی گردد چون این برده پسر بچه ای بیش نبوده است؛ اما دیه در کمتر از قتل نفس بر عهده ی عاقله ی او می باشد؛ و عاقله ی وی فقیر بودند، به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم دیه را از آنها ساقط نمود؛ و از طرفی به اجماع علما جنایتی که کودکی عمدا انجام دهد، در حکم جنایتی است که از روی خطا و اشتباه انجام شده است. و بر عاقله ی وی دیه ای واجب نشد، چون فقیر بودند. و دیه بر عاقله واجب نیست مگر زمانی که ثروتمند باشند. و چه بسا رسول الله صلی الله علیه وسلم دیه ی او را از بیت المال پرداخت کرده باشد.
مرجع
- سنن أبي داود، سليمان بن الأشعث السِّجِسْتاني، تحقيق: محمد محيي الدين عبد الحميد: المكتبة العصرية، صيدا – بيروت.
- السنن الصغرى للنسائي، أحمد بن شعيب النسائي، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، مكتب المطبوعات الإسلامية، حلب، الطبعة: الثانية، 1406 – 1986. - مسند الإمام أحمد بن حنبل، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، مؤسسة الرسالة الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م.
- منحة العلام في شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله الفوزان،طبعة دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى 1428.
- توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله البسام، مكتبة الأسدي –مكة المكرمة –الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م.
- تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام: تأليف الشيخ صالح الفوزان- عناية عبد السلام السليمان - مؤسسة الرسالة الطبعة الأولى.
- فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام، للشيخ ابن عثيمين، المكتبة الإسلامية القاهرة، تحقيق صبحي رمضان وأم إسراء بيومي- الطبعة الأولى 1427.
- ذخيرة العقبى في شرح المجتبى، المؤلف: محمد بن علي بن آدم الإثيوبي الوَلَّوِي، دار المعراج الدولية للنشر ودار آل بروم للنشر والتوزيع الطبعة: الأولى/ 1416 هـ - 1996 م.
- نيل الأوطار، محمد بن علي الشوكاني، تحقيق: عصام الدين الصبابطي، دار الحديث، مصر- الطبعة: الأولى، 1413هـ - 1993م.
- بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عمرو بن شعيب، عن أبيه، عن جده، قال: قضى رسول الله صلى الله عليه وسلم في رجل طعن رجلًا بِقَرْنٍ في رِجْلِهِ، فقال: يا رسول الله، أَقِدْنِي، فقال له رسول الله صلى الله عليه وسلم : "لا تعجل حتى يبرأ جرحك"، قال: فأبى الرجل إلا أن يَسْتَقِيدَ، فَأَقَادَهُ رسول الله صلى الله عليه وسلم منه، قال: فَعَرَجَ المُستَقيدُ، وبَرأ المُستقادُ منه، فأتى المُستَقِيدُ إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فقال له: يا رسول الله، عَرَجْتُ، وبَرَأَ صاحبي؟ فقال له رسول الله صلى الله عليه وسلم : "ألم آمرك ألا تستقيد، حتى يبرأ جرحك؟ فعصيتني فأبعدك الله، وبطل جرحك" ثم أمر رسول الله -صلى الله عليه وسلم، بعد الرجل الذي عرج- من كان به جرحٌ أن لا يستقيد حتى تبرأ جراحته، فإذا برئت جراحته استقاد.
از عمرو بن شعیب از پدرش از پدربزرگش روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم در مورد مردی که شاخی را در پای مرد دیگری فرو کرده بود، قضاوت کرد. مردی که آسیب دیده بود گفت: ای رسول خدا، قصاص مرا بگیر. رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی فرمود: «لَا تَعْجَلْ حَتَّى يَبْرَأَ جُرْحُكَ»: «عجله نکن تا زخمت خوب شود». راوی می گوید: وی از صبر کردن خودداری کرده و چیزی جز قصاص نخواست. و رسول الله صلی الله علیه وسلم قصاص او را گرفت؛ راوی می گوید: کسی که قصاص گرفت، لنگ شد و آنکه قصاص شد، خوب شد؛ بنابراین کسی که قصاص گرفت نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و گفت: ای رسول خدا، لنگ شدم و طرف دعوای من خوب شد؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَلَمْ آمُرْكَ أَلَّا تَسْتَقِيدَ، حَتَّى يَبْرَأَ جُرْحُكَ؟ فَعَصَيْتَنِي فَأَبْعَدَكَ اللَّهُ، وَبَطَلَ جُرْحُكَ»: «مگر تو را امر نکردم تا خوب نشدی قصاص نگیر؟ از من نافرمانی کردی، درنتیجه الله متعال شفا یافتن را از تو دور نمود و چون قصاص نمودی، دیه ی زخمی که برداشتی باطل شد». بعد از لنگ شدن این مرد، رسول الله صلی الله علیه وسلم امر نمود که هرکس زخمی برداشت، قصاص نگیرد تا اینکه جراحتش خوب شود؛ وقتی جراحتی که برداشته بود خوب شد، قصاص بگیرد.
به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
حدیث مذکور می گوید: مردی شاخی را به پای مرد دیگری فرو نموده و آنکه آسیب دیده از رسول الله صلی الله علیه وسلم طلب قصاص می کند. اما رسول الله صلی الله علیه وسلم او را دستور می دهد که منتظر بماند تا خوب شود؛ چون نمی داند آیا زخم در همین حد باقی می ماند یا به تمام عضو سرایت می کند یا اینکه تمام بدنش را فراگرفته و باعث مرگش می شود؛ اما وی چیزی جز قصاص نمی خواهد و اصرار بر قصاص دارد. بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم ضارب وی را قصاص می کند که بعد از مدتی ضارب او خوب می شود و آنکه قصاص می خواست، لنگ می شود؛ بنابراین شاکی از وضعیت پیش آمده نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم می آید و رسول الله صلی الله علیه وسلم برای او بیان می کند که تو عجله کردی و راضی به اندکی تاخیر در قصاص نشدی، به همین دلیل با قصاص گرفتن، حق تو از دیه منتفی گردید؛ و به دلیل عجله کردن و نافرمانی از امر ایشان، علیه وی دعا نمود. و پس از آن به تاخیر اقامه ی قصاص در زخم ها تا خوب شدن آن امر نمود.
مرجع
مسند الإمام أحمد بن حنبل، المحقق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد، وآخرون إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، مؤسسة الرسالة، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م.
منحة العلام في شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله الفوزان-طبعة دار ابن الجوزي-الطبعة الأولى 1428.
توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله البسام- مكتبة الأسدي –مكة المكرمة –الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م.
تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام: تأليف الشيخ صالح الفوزان- عناية عبد السلام السليمان - مؤسسة الرسالة الطبعة الأولى.
فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام للشيخ ابن عثيمين- المكتبة الإسلامية القاهرة- تحقيق صبحي رمضان وأم إسراء بيومي- الطبعة الأولى 1427.
الفتح الرباني لترتيب مسند الإمام أحمد بن حنبل الشيباني ومعه بلوغ الأماني من أسرار الفتح الرباني، أحمد بن عبد الرحمن بن محمد البنا الساعاتي - دار إحياء التراث العربي- الطبعة: الثانية.
إرواء الغليل في تخريج أحاديث منار السبيل للألباني، المكتب الإسلامي الطبعة: الثانية 1405 هـ.
معجم اللغة العربية المعاصرة، المؤلف: د أحمد مختار عبد الحميد عمر بمساعدة فريق عمل, الناشر: عالم الكتب. الطبعة: الأولى، 1429 هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أنس أن الرُّبَيِّعَ عمته كَسَرَتْ ثَنِيَّةَ جارية، فطلبوا إليها العفو فأبوا، فعرضوا الأرْشَ فأبَوْا، فأتوا رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبوا إلا القصِاَصَ فأمر رسول الله صلى الله عليه وسلم بالقصاص، فقال أنس بن النضر: يا رسول الله أَتُكْسَرُ ثَنِيَّةُ الرُّبَيِّعِ؟ لا والذي بعثك بالحق لا تُكسر ثنيتها. فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «يا أنسُ، كتابُ اللهِ القصاصُ». فرضي القومُ فَعَفَوْا، فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : «إن من عباد الله من لو أقسم على الله لأبَرَّهُ».
از انس رضی الله عنه روایت است که رُّبَيِّع عمه ی وی دندان های پیشین دختر جوانی را شکست. بنابراین از آن دختر طلب بخشش کردند که نپذیرفت؛ و به او پیشنهاد ارش (بهای ما به التفاوت دندان های سالم و آسیب دیده) دادند که باز هم نپذیرفت. و تنها خواسته ی آنها قصاص بود؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم به قصاص دستور داد؛ این بود که انس بن نضر رضی الله عنه گفت: ای رسول خدا، آیا دندان های پیشین رُّبَيِّع شکسته می شوند؟ نه به خداوندی که تو را به حق مبعوث کرده، دندان های پیشین وی شکسته نمی شوند. پس رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «يَا أَنَسُ كِتَابُ اللَّهِ القِصَاصُ»: «ای انس، حکم کتاب الله قصاص است». این بود که قوم آن دختر راضی شدند و بخشیدند. و رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «إِنَّ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ مَنْ لَوْ أَقْسَمَ عَلَى اللَّهِ لَأَبَرَّهُ»: «از میان بندگان الله کسانی هستند که چون به الله سوگند یاد کنند، الله متعال سوگندشان را تحقق می بخشد».
متفق علیه، این لفظ بخاری استدرجهصحیح است
شرح
حدیث مذکور می گوید: رُّبَيِّع رضی الله عنها برخی از دندان های پیشین دختر جوانی از انصار را شکست و رسول الله صلی الله علیه وسلم به خواست آن دختر قصد داشت قصاص را بر او جاری کند و دندان های رُّبَيِّع شکسته شود. لذا انس بن نضر که برادر رُّبَيِّع می باشد، برخاسته و به صورت استفهامی و نه جهت انکار حکم الله سوال می کند و از باب حسن ظن به الله متعال سوگند یاد می کند که دندان های رُّبَيِّع شکسته نمی شود؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم برای او یادآور می شود که حکم الله در این زمینه قصاص است؛ وقتی آن دختر و قومش این وضعیت را می بینند، به دیه رضایت داده و از قصاص گذشت می کنند. اینجاست که رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می دهد: از میان بندگان الله کسانی هستند که اگر سوگند یاد کنند الله متعال آن را تحقق می بخشد و این به دلیل خوبی آنها و اطمینان شان به الله متعال است.
مرجع
صحيح البخاري -الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ.
صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ.
منحة العلام في شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله الفوزان-طبعة دار ابن الجوزي-الطبعة الأولى 1428.
توضيح الأحكام شرح بلوغ المرام: تأليف عبد الله البسام- مكتبة الأسدي - مكة المكرمة - الطبعة: الخامِسَة، 1423 هـ - 2003 م.
تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام:تأليف الشيخ صالح الفوزان- عناية عبد السلام السليمان - مؤسسة الرسالة الطبعة الأولى
فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام للشيخ ابن عثيمين- المكتبة الإسلامية القاهرة- تحقيق صبحي رمضان وأم إسراء بيومي- الطبعة الأولى 1427-
فتح الباري شرح صحيح البخاري- أحمد بن علي بن حجر العسقلاني الشافعي- دار المعرفة - بيروت،رقم كتبه وأبوابه وأحاديثه: محمد فؤاد عبد الباقي- قام بإخراجه وصححه وأشرف على طبعه: محب الدين الخطيب- عليه تعليقات العلامة: عبد العزيز بن عبد الله بن باز.
البدرُ التمام شرح بلوغ المرام/ الحسين بن محمد بن سعيد ، المعروف بالمَغرِبي - المحقق: علي بن عبد الله الزبن: دار هجر الطبعة: الأولى- 1414 هـ - 1994 م.
- بلوغ المرام من أدلة الأحكام، لابن حجر، دار القبس للنشر والتوزيع، الرياض - المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1435 هـ - 2014 م.
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com