عن حُصين بن عبد الرحمن قال: كنتُ عند سعيد بن جُبير فقال: أيكم رأى الكوكب الذي انقَضَّ البارحة؟ فقلتُ: أنا، ثم قلتُ: أما إني لم أكن في صلاة، ولكني لُدغْتُ، قال: فما صنعتَ؟ قلت: ارتقيتُ، قال: فما حَمَلك على ذلك؟ قلت: حديث حدَّثَناه الشعبي، قال: وما حدَّثَكم؟ قلتُ حدثنا عن بريدة بن الحُصيب أنه قال: "لا رُقْية إلا مِن عَيْن أو حُمَة"، قال: قد أحسَن مَن انتهى إلى ما سمع، ولكن حدثنا ابن عباس عن النبي صلى الله عليه وسلم أنه قال:
"عُرضت عليّ الأُمم، فرأيتُ النبي ومعه الرَّهط والنبي ومعه الرجل والرجلان، والنبي وليس معه أحد، إذ رُفع لي سواد عظيم فظننتُ أنهم أمَّتي، فقيل لي: هذا موسى وقومه، فنظرتُ فإذا سواد عظيم، فقيل لي: هذه أمَّتك، ومعهم سبعون ألفا يدخلون الجنة بغير حساب ولا عذاب، ثم نهض فدخل منْزله، فخاض الناس في أولئك؛ فقال بعضهم: فلعلهم الذين صحِبوا رسول الله صلى الله عليه وسلم وقال بعضهم: فلعلهم الذين وُلِدُوا في الإسلام فلم يشركوا بالله شيئا، وذكروا أشياء، فخرج عليهم رسول الله صلى الله عليه وسلم فأخبروه، فقال: هم الذين لا يَسْتَرقون، ولا يَكْتَوُون، ولا يَتَطَيَّرون، وعلى ربهم يتوكلون، فقام عُكاشة بن مِحصَن فقال: ادع الله أن يجعلني منهم، قال: أنت منهم، ثم قام جل آخر فقال: ادع الله أن يجعلني منهم، فقال: سَبَقَك بها عكاشة".
از حصین بن عبدالرحمن روایت است که می گوید: نزد سعيد بن جبير بودم که گفت: چه کسی از شما ستاره ای را دید که ديشب سقوط کرد؟ گفتم: من. سپس گفتم: من مشغول نماز خواندن نبودم بلکه عقربی مرا نيش زده بود. سعيد پرسيد: چه کردی؟ گفتم: رقیه خواندم و دم کردم. پرسيد: چرا چنین کردی؟ گفتم: زيرا شعبی در اين زمينه حديثی برای ما بيان کرد. پرسيد: شعبی چه حديثی بيان کرد؟ گفتم: شعبی به نقل از بريده بن حُصیب گفت: "فقط برای چشم زخم و نيش زدن جانوران زهر دار، رقیه خوانده و دم می شود". سعيد گفت: کسی که به شنيده هايش عمل نمايد، کار بسيار خوبی انجام داده است. اما ابن عباس برای ما از رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت نموده که ایشان فرمودند: «عُرِضَتْ عَلَيَّ الأُمَمُ، فَرَأَيْتُ النَّبِيَّ وَمَعَهُ الرَّهطُ، وَالنَّبِيَّ وَمَعَهُ الرَّجُلُ وَالرَّجُلاَنِ، وَالنَّبِيَّ لَيْسَ مَعَهُ أَحَدٌ، إِذْ رُفِعَ لِي سَوَادٌ عَظِيمٌ فَظَنَنْتُ أَنَّهُمْ أُمَّتِي، فَقِيلَ لِي: هَذَا مُوسَى وَقَوْمُهُ، فَنَظَرْتُ فَإِذَا سَوَادٌ عَظِيمٌ، فَقِيلَ لِي: هَذِهِ أُمَّتُكَ، وَمَعَهُمْ سَبْعُونَ أَلْفًا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ وَلاَ عَذَابٍ»: «امت های مختلف بر من عرضه گرديد. پيامبری را ديدم که جمع اندکی همراه اوست. پيامبر ديگری را ديدم که يک نفر و دو نفر با اوست. و پيامبری را ديدم که هيچکس همراه او نيست. ناگهان جمعی بزرگ ظاهر شد. گمان کردم امتيان من هستند. ولی به من گفته شد: اين موسی و قوم او است. به سوی دیگری نگاه کردم که باز هم جمع بزرگی را مشاهده نمودم. به من گفته شد: اين امت توست و هفتاد هزار نفر از ميان آنان، بدون محاسبه و عذاب وارد بهشت می شوند».
سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم برخاست و به منزلش رفت. مردم درباره ی کسانی که بدون حساب و عذاب وارد بهشت می شوند، با يکديگر به گفتگو پرداختند؛ برخی گفتند: آنها اصحاب رسول الله هستند. و برخی گفتند: آنان کسانی هستند که مسلمان متولد شده اند و هیچگاه به الله شرک نورزيده اند. و نظرات دیگری نيز مطرح کردند. آنگاه رسول الله صلی الله علیه وسلم بيرون آمد و در مورد آنها خبر داد: «هُمُ الَّذِينَ لاَ يَسْتَرْقُونَ، وَلا يَكْتَوُون، وَلاَ يَتَطَيَّرُونَ، وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»: «آنها كسانی هستند كه درخواست دم نمی کنند، (و هنگامی که بيمار می شوند، از کسی) نمی خواهند که آنها را داغ کند، فال نمی گيرند و بر پروردگارشان توكل می نمايند». اینجا بود که عکاشه بن محصن برخاست و گفت: از الله متعال بخواه تا مرا جزو آنان قرار دهد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «أَنْتَ مِنْهُمْ»: «تو از آنان هستی». سپس مرد ديگری برخاست و گفت: از الله متعال بخواه تا مرا نيز جزو آنان قرار دهد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «سَبَقَكَ بِهَا عُكَّاشَةُ»: «عکاشه از تو سبقت گرفت».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
حصین بن عبدالرحمن رحمه الله از گفتگویی خبر می دهد که بین او و سعید بن جبیر رحمه الله در مورد رقیه خواندن صورت گرفت؛ چون حصین را عقرب نیش زده بود و جهت مداوای آن رقیه ی شرعی خوانده بود؛ زمانی که سعید دلیل این کارش را جویا شد، به وی از حدیث شعبی خبر داد که محتوای آن مباح بودن رقیه به خاطر چشم زخم و سم بود؛ بنابراین سعید او را در این زمینه ستایش و تایید کرد. اما برای او حدیثی را روایت کرد که ترک رقیه را کار خوبی معرفی می کرد؛ و آن حدیث ابن عباس رضی الله عنهما و بیانگر چهار صفتی بود که هرکس موصوف به آنها باشد، مستحق بهشت رفتن بدون حساب و عذاب می باشد. و عبارتند از: طلب نکردن رقیه، داغ نکردن، فال نگرفتن و اعتماد صادقانه به الله متعال؛ و زمانی که عکاشه از رسول الله صلی الله علیه وسلم خواست تا برای وی دعا کند از آنها باشد، رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر داد که او از آنان است. و چون مرد دیگری برخاست و همین خواسته را مطرح کرد، رسول الله صلی الله علیه وسلم با خوشرویی پاسخ وی را به گونه ای داد که طرح این سوال و درخواست متوقف شود.
مرجع
-صحيح البخاري، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422ه.
-صحيح مسلم، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي - الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.
-الملخص في شرح كتاب التوحيد، دار العاصمة، الرياض، الطبعة: الأولى، 1422ه - 2001م.
-الجديد في شرح كتاب التوحيد، مكتبة السوادي، جدة، المملكة العربية السعودية، الطبعة: الخامسة، 1424هـ - 2003م.
این حدیث در HadeethEnc.comعن عبد الله بن مسعود رضي الله عنه قال: سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: «إنَّ الرُّقَى والتَمائِمَ والتِّوَلَةَ شِرْكٌ».
از عبدالله بن مسعود ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم که رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ فرمود: «إنَّ الرُّقَى والتَمائِمَ والتِّوَلَةَ شِرْكٌ»: «رقیه و تمیمهها [ی شرک آمیز] و توله شرک است».
به روایت ابوداوود و ابنماجه و احمددرجهصحیح است
شرح
پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ کارهایی را ذکر میکند که انجام آنها شرک است، از جمله:
اولا: رقیه؛ سخنانی است که اهل جاهلیت برای شفا به زبان میآوردند و حاوی سخنان شرکآمیز بود.
ثانیا: تمیمه آویزهایی از قبیل مهره و مانند آن است که برای دفع چشمزخم از کودکان و حیوانات آویزان میکردند.
ثالثا: تِوَله؛ که برای جلب محبت یکی از زوجین نسبت به دیگری ساخته میشد.
این امور از مصادیق شرک هستند، زیرا سبب قرار دادن چیزی است که سبب شرعی نیست و نه با دلیل ثابت شده است و نه با سببی حسی بر مبنای آزمایش و تجربه. اما اسباب شرعی مانند خواندن قرآن یا اسباب حسی مانند داروهایی که مفید بودن آنها با تجربه ثابت شده، جایز است، البته به این اعتقاد که سبب هستند و نفع و ضرر به دست الله است.
فواید
- محافظت از توحید و عقیده از عواملی که به آن آسیب میزنند.
- تحریم استفاده از رقیههای شرکی و تمیمهها و مهرهها و تعویذ محبت.
- اعتقاد انسان به این اسباب سهگانه شرک اصغر است زیرا چیزی را که سبب نیست به عنوان سبب قرار داده است، اما این اعتقاد که موارد مذکور ذاتا سود و زیان میرسانند شرک اکبر است.
- هشدار نسبت به انجام اسباب شرکی و حرام.
- تحریم رقیه و اینکه از مصادیق شرک است، مگر رقیههایی که مشروع هستند.
- باید وابستگی دل فقط به الله باشد، زیرا سود و زیان تنها از سوی اوست و شریکی در این امر ندارد؛ و خیر نمیآید مگر از سوی الله و کسی جز الله شر را دفع نمیکند.
- رُقیهٔ جایز سه شرط دارد: ۱- این اعتقاد وجود داشته باشد که رُقیه سبب است و جز به اذن الله سود نمیرساند. ۲- باید از قرآن و نامهای الله و صفات او و دعاهای نبوی و دعاهای مشروع باشد. ۳- باید با زبانی مفهوم باشد و حاوی طلسم و جادو و جنبل نباشد.
مرجع
سنن أبي داود (6/ 31) (3883).
سنن ابن ماجه (4/ 554) (3530).
مسند أحمد (6/ 110) (3615).
الجديد في شرح كتاب التوحيد، لمحمد القرعاوي (ص91).
الملخص في شرح كتاب التوحيد، لصالح الفوزان (ص79).
القول المفيد على كتاب التوحيد، لابن عثيمين (1/ 180).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ عَائِشَةَ أُمِّ المؤْمنينَ رَضيَ اللهُ عنها قَالَت: كَانَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِذَا أَتَى الْمَرِيضَ يَدْعُو لَهُ قَالَ: «أَذْهِبِ الْبَاسَ، رَبَّ النَّاسِ، وَاشْفِ أَنْتَ الشَّافِي، لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لَا يُغَادِرُ سَقَمًا».
از مادر مؤمنان عایشه رضی الله عنها روایت است که فرمود: رسول الله صلی الله علیه و سلم هرگاه نزد بیماری میآمدند تا برایش دعا کنند، میفرمودند: «أَذْهِبِ الْبَاسَ، رَبَّ النَّاسِ، وَاشْفِ أَنْتَ الشَّافِي، لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ، شِفَاءً لَا يُغَادِرُ سَقَمًا» (ای پروردگار مردم، این بیماری را ببر و شفا بده که تویی شفادهنده. هیچ شفایی جز شفای تو نیست؛ شفایی که هیچ بیماریای را باقی نگذارد)
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه و سلم هرگاه بیماری را عیادت میکردند، برایش دعا کرده و میفرمودند: خداوندا «أَذْهِبِ» (ببر) و بزدای «الْبَاسَ» (رنج) و شدت بیماری را، «رَبَّ النَّاسِ» (ای پروردگار مردم) و آفریدگار و پرورشدهندهٔ آنان، «وَاشْفِ» (و شفا بده) این بیمار را «أَنْتَ» (تویی) ای منزه «الشَّافِي» (شفادهنده) و به نام شفادهندهات به تو متوسل میشوم، «لَا شِفَاءَ» (هیچ شفایی) برای بیمار حاصل نمیشود «إِلَّا شِفَاؤُكَ» (مگر شفای تو) و عافیتت، «شِفَاءً» (شفایی) مطلق «لَا يُغَادِرُ» (که باقی نمیگذارد) و به جا نمیگذارد «سَقَمًا» (و بیماریِ دیگری).
فواید
- شفادهنده خداوند عز و جل است، و اما پزشک و دارو، اسبابی هستند که جز به اذن خدا نه سودی میرسانند و نه زیانی.
- عیادت بیمار از حقوق میان مسلمانان است، و این [حق] در مورد خانواده سزاوارتر است.
- ترغیب کسی که بیمار را عیادت میکند به اینکه برای او با این دعای مبارک و مأثور دعا کند.
- از روش هدایتیِ پیامبر صلی الله علیه و سلم، درمان با رُقْیهٔ شرعی یعنی با قرآن و دعاهای نیکو بوده است. پس ایشان صلی الله علیه و سلم هرگاه بیمار میشدند، خود را رُقیه میکردند و همچنین هر کس از خانوادهشان یا غیر آنان که بیمار میشد، او را رقیه میکردند.
- ابن حجر گفته است: دعا کردن برای شفای بیمار، با وجود آنچه بیماری از جمله اسباب کفارهٔ گناهان و ثواب است - چنانکه احادیث بر آن متفقاند - مورد اشکال قرار گرفته است. و پاسخ این است که: دعا خود عبادت است و با ثواب و کفاره منافاتی ندارد؛ زیرا آن دو [ثواب و کفاره] در همان ابتدای بیماری و با صبر بر آن حاصل میشوند. و دعاکننده میان دو نیکی قرار دارد: یا مقصودش حاصل میشود، یا در عوضِ آن، [دعایش] با جلب نفعی یا دفع ضرری جبران میشود، و همهٔ اینها از فضل خداوند متعال است.
مرجع
صحيح البخاري (7/ 134) (5750).
صحيح مسلم (4/ 1721) (2191).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (2/ 162).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (4/ 477).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (11/ 539).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 687).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي سَعِيدٍ رَضيَ اللهُ عنه: أَنَّ جِبْرِيلَ أَتَى النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ اشْتَكَيْتَ؟ فَقَالَ: «نَعَمْ» قَالَ: «بِاسْمِ اللهِ أَرْقِيكَ، مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللهُ يَشْفِيكَ بِاسْمِ اللهِ أَرْقِيكَ».
از ابوسعید خدری رضی الله عنه روایت است که جبریل نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و گفت: ای محمد، بیمار شده ای؟ فرمود: «بله». جبریل گفت: «بِسْمِ الله أرْقِيكَ، مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللهُ يَشْفِيكَ، بِسمِ اللهِ أُرقِيكَ»: «به نامِ الله بر تو دعای شفا می خوانم (و از او می خواهم) که تو را از آنچه آزارت می دهد و از هر شخص يا چشمِ حسودی در پناه خويش قرار دهد؛ الله تو را شِفا بخشد که به نامِ او، برای تو دعای شِفا و بهبودی می کنم».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
در حدیث ابوسعید خدری رضی الله عنه آمده که جبریل نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و از ایشان می پرسد: آیا بیماری؟ رسول الله در پاسخ می گوید: بله؛ پس جبریل می گوید: «بِسْمِ الله أرْقِيكَ، مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللهُ يَشْفِيكَ، بِسمِ اللهِ أُرقِيكَ» و این دعایی است از جانب اشرف ملائکه برای اشرف پیامبران؛ و اینکه در حدیث آمده که جبریل می پرسد: «اشتکیت: بیمار شدی؟» و رسول الله پاسخ می دهد بله؛ بیانگر این مطلب است که اشکالی ندارد وقتی مردم از بیمار بودن بیمار پرسیدند، به مردم بگوید بیمارم؛ و بیان این مساله از باب شکایت خالق نزد مخلوق نیست که می گوید: الله مرا به این سبب و آن سبب بیمار کرده است؛ و به این ترتیب از خالق نزد مخلوق شکایت می کند که این کار ناجایز است. و بر این اساس است که یعقوب علیه السلام می گوید: «إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللهِ» [یوسف: 86] «شكايت پريشان حالی و اندوه خود را تنها و تنها به (درگاه) خدا می برم».
اینکه در دعای جبریل آمده: «مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللهُ يَشْفِيكَ» یعنی دعا می کنم الله تو را از شر هر بشر و جنی و یا هر جانداری و از شر چشم زخم حسود در پناه خویش قرار دهد؛ زیرا نفس حسود که دوست ندارد الله متعال نعمت هایش را نصیب بندگانش کند، خبیث و شرور است و گاهی چنین نفس خبیث و شروری سبب زیان دیدن محسود می شود؛ و بر این اساس است که جبریل می گوید: "أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللهُ يَشْفِيكَ" یعنی الله متعال آن را از تو دور گرداند و رنجش را از بین ببرد.
و اینکه می فرماید: "بِسمِ اللهِ أُرقِيكَ" درواقع دعا را با بسم الله آغاز نموده و به پایان می برد.
مرجع
صحيح مسلم (4/ 1718) (2186).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (2/ 164).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص538).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (4/ 485).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (11/ 568).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 690).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ عُثْمَانَ بْنِ أَبِي الْعَاصِ الثَّقَفِيِّ رضي الله عنه أَنَّهُ شَكَا إِلَى رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعًا يَجِدُهُ فِي جَسَدِهِ مُنْذُ أَسْلَمَ، فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «ضَعْ يَدَكَ عَلَى الَّذِي تَأَلَّمَ مِنْ جَسَدِكَ، وَقُلْ بِاسْمِ اللهِ ثَلَاثًا، وَقُلْ سَبْعَ مَرَّاتٍ أَعُوذُ بِاللهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ».
از عثمان بن ابی العاص ثقفی رضی الله عنه روایت است که ایشان از دردی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم شکایت نمود که از وقتی مسلمان شده بود در بدن خود احساس میکرد، پس پیامبر صلی الله علیه وسلم به او فرمودند: «ضَعْ يَدَكَ عَلَى الَّذِي تَأَلَّمَ مِنْ جَسَدِكَ، وَقُلْ بِاسْمِ اللهِ ثَلَاثًا، وَقُلْ سَبْعَ مَرَّاتٍ أَعُوذُ بِاللهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ»: «دستت را بر همان جایی از بدنت بگذار که درد میکند و سه بار بسم الله بگو و هفت بار بگو: أَعُوذُ بِاللهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ» (به الله و قدرتش پناه میبرم از دردی که احساس میکنم و از شری که از آن حذر میکنم).
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
عثمان بن ابی العاص رضی الله عنه دچار دردی میشود که نزدیک است او را از پای درآورد، پس پیامبر به عیادت ایشان میرود و به او دعایی را میآموزد که بیماریاش را برطرف سازد؛ به این صورت که دستش را بر محل درد بگذارد و سه بار «بسم الله» بگوید و سپس هفت بار بگوید: أَعُوذُ بِاللهِ وَقُدْرَتِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ. یعنی: پناه میبرم به الله و قدرتش از دردی که در حال حاضر در بدنم حس میکنم و غم و ترسی که میترسم در آینده دچارش شوم یا اینکه بیماریام ادامه یابد و درد آن در بدنم گسترش یابد.
فواید
- مستحب بودن رُقیه خواندن انسان بر خودش، چنانکه در این حدیث آمده است.
- شکایت کردن از درد - بدور از بیصبری و اعتراض - منافاتی با توکل و صبر ندارد.
- دعا از جملهٔ اسباب است، بنابراین باید لفظ و تعداد گفتنش را رعایت نمود.
- این دعا برای هر درد بدنی مناسب است.
- گذاشتن دست بر موضع درد، هنگامی رُقیه خواندن با این دعا.
مرجع
صحيح مسلم (4/ 1728) (2202).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (2/ 163).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (4/ 481).
فيض القدير شرح الجامع الصغير، لعبدالرؤوف المناوي (1/ 284).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 689).
این حدیث در HadeethEnc.comعن عائشة رضي الله عنها : أنَّ النَّبيَّ صلى الله عليه وسلم كَانَ إِذَا اشْتَكى الإنْسَانُ الشَّيْءَ مِنْهُ، أَوْ كَانَتْ بِهِ قَرْحَةٌ أَوْ جُرْح، قالَ النبيُّ صلى الله عليه وسلم بأُصبعِهِ هكذا - ووضع سفيان بن عيينة الراوي سبابته بالأرض ثم رفعها- وقالَ: «بِسمِ اللهِ، تُرْبَةُ أرْضِنَا، بِرِيقَةِ بَعْضِنَا، يُشْفَى بِهِ سَقِيمُنَا، بإذْنِ رَبِّنَا».
از عايشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: هرگاه کسی در عضوی از بدنش دردی داشت يا زخمی چرکين و يا جراحتی برمی داشت، - آن گونه که راوی حديث، سفيان بن عيينه نشان داد و انگشتِ اشاره اش را (پس از خيس کردن با آب دهان) بر زمين ماليد و سپس آن را بلند کرد - رسول الله صلى الله عليه وسلم با انگشت خود همين کار را می کرد (و آن را بر محلّ درد يا زخم می کشيد) و می فرمود: «بِسمِ اللهِ، تُرْبَةُ أرْضِنَا، بِرِيقَةِ بَعْضِنَا، يُشْفَى بِهِ سَقِيمُنَا، بإذْنِ رَبِّنَا»: «به نام الله؛ بيمارمان با اين خاک (که) با آب دهانِ يکی از ما (آغشته است)، به فرمان پروردگارمان بهبود می يابد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
چون کسی بیمار یا زخمی می شد و جراحتی بر می داشت، رسول الله صلی الله علیه وسلم مقداری از آب دهانش را بر انگشت سبابه اش قرار می داد و به خاک می مالید و اندکی خاک بر می داشت و با آن محل زخم یا درد را مسح می کرد و می فرمود: «بِسمِ اللهِ، تُرْبَةُ أرْضِنَا، بِرِيقَةِ بَعْضِنَا، يُشْفَى بِهِ سَقِيمُنَا، بإذْنِ رَبِّنَا»: «به نام الله؛ بيمارمان با اين خاک (که) با آب دهانِ يکی از ما (آغشته است)، به فرمان پروردگارمان بهبود می يابد».
مرجع
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي.
رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين، للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير - دمشق، الطبعة الأولى، 1428هـ.
شرح رياض الصالحين، للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن - الرياض، 1426هـ.
شرح صحيح مسلم، للإمام محي الدين النووي، دار الريان للتراث - القاهرة، الطبعة الأولى، 1407هـ.
صحيح البخاري، للإمام أبي عبدالله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ.
صحيح مسلم، للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبدالباقي، دار عالم الكتب - الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ.
كنوز رياض الصالحين، فريق علمي برئاسة أ.د. حمد العمار، دار كنوز إشبيليا - الرياض، الطبعة الأولى، 1430هـ.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي سعيد الخدري رضي الله عنه قال: كان رسول الله صلى الله عليه وسلم يَتَعَوَّذُ مِنَ الجَانِّ، وعَيْنِ الإنسان، حتى نَزَلَتْ المُعَوِّذتان، فلمَّا نَزَلَتا، أخذ بهما وتركَ ما سواهما.
از ابوسعيد خدری رضی الله عنه روایت است که می گويد: رسول الله صلى الله عليه وسلم از جن و چشم انسان به الله پناه می بُرد تا اينکه مُعَوّذَتين (=سوره های «فلق» و «ناس») نازل شد؛ از آن پس با تلاوت اين دو سوره به الله پناه می بُرد و ساير عبارت ها را ترک نمود.
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت نسائیدرجهصحیح است
شرح
چنانکه در حدیث مذکور آمده است، رسول الله صلی الله علیه وسلم از شر جن و چشم زخم انسان حسود از طریق دعاها و اذکار به الله پناه می جست و می فرمود: «أعوذ بالله من الجان وعين الإنسان»: «به الله پناه می برم از جن و چشم انسان». تا اینکه معوذتین نازل شد و از آن پس اغلب با این دو سوره به الله متعال پناه می برد و سایر دعاها و اذکار و رقیه ها را ترک می کرد. چون این دو سوره در دو بخشِ: "کسی که به او پناه برده می شود و آنچه از آن پناه برده می شود" جامع و مانع بود.
مرجع
1-بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين؛ تأليف: سليم بن عيد الهلالي، الناشر: دار ابن الجوزي ، سنة النشر: 1418 هـ- 1997م
2-الجامع الصحيح –وهو سنن الترمذي-؛ للإمام محمد بن عيسى الترمذي، تحقيق الشيخ أحمد شاكر، مكتبة الحلبي-مصر، الطبعة الثانية، 1388هـ.
3-رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين؛ للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428هـ.
4-سنن ابن ماجه؛ للحافظ محمد بن يزيد القزويني، حققه محمد فؤاد عبدالباقي، دار إحياء الكتب العربية.
5-السنن الصغرى للنسائي "المجتبى"، تحقيق: عبد الفتاح أبو غدة، نشر: مكتب المطبوعات الإسلامية – حلب، الطبعة: الثانية، 1406ه – 1986م.
6-كنوز رياض الصالحين؛ فريق علمي برئاسة أ.د. حمد العمار، دار كنوز إشبيليا-الرياض، الطبعة الأولى، 1430هـ.
7-مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح، لعلي بن سلطان الملا الهروي القاري، الناشر: دار الفكر، بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، 1422هـ - 2002م.
8-مشكاة المصابيح؛ تأليف محمد بن عبدالله التبريزي، تحقيق محمد ناصر الدين الألباني، المكتب الإسلامي-بيروت، الطبعة الثانية، 1399هـ.
9-نزهة المتقين شرح رياض الصالحين؛ تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ.
10- دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين, محمد علي بن محمد البكري الصديقي الشافعي, اعتنى بها: خليل مأمون شيحا, الناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت – لبنان, الطبعة: الرابعة، 1425 هـ - 2004 م.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رضي الله عنهما عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «مَنْ عَادَ مَرِيضًا، لَمْ يَحْضُرْ أَجَلُهُ فَقَالَ عِنْدَهُ سَبْعَ مِرَارٍ: أَسْأَلُ اللَّهَ الْعَظِيمَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ أَنْ يَشْفِيَكَ، إِلَّا عَافَاهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ الْمَرَضِ».
از ابن عباس رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «مَنْ عَادَ مَرِيضًا، لَمْ يَحْضُرْ أَجَلُهُ فَقَالَ عِنْدَهُ سَبْعَ مِرَارٍ: أَسْأَلُ اللَّهَ الْعَظِيمَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ أَنْ يَشْفِيَكَ، إِلَّا عَافَاهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ الْمَرَضِ». یعنی: «هر کس بیماری را عیادت کند که اجلش فرا نرسیده است، و نزد او هفت بار بگوید: أَسْأَلُ اللَّهَ الْعَظِيمَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ أَنْ يَشْفِيَكَ، إِلَّا عَافَاهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِكَ الْمَرَضِ (از خداوند بزرگ، پروردگار عرش بزرگ، میخواهم که تو را شفا دهد) مگر آنکه خداوند او را از آن بیماری عافیت میبخشد».
به روایت ابوداوود و ترمذی و احمددرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه و سلم خبر دادهاند که هیچ مسلمانی نیست که مسلمانی دیگر را در بیماریاش که وقت مرگش در آن فرا نرسیده، زیارت کند، سپس عیادتکننده برای بیمار با این سخنش دعا کند: «أَسْأَلُ اللَّهَ الْعَظِيمَ» (از خداوند بزرگ) در ذات، صفات و افعالش، «رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ أَنْ يَشْفِيَكَ» (پروردگار عرش بزرگ، میخواهم که تو را شفا دهد)، و این دعا را هفت بار بر او تکرار کند، مگر آنکه خداوند او را از آن بیماری عافیت میبخشد.
فواید
- مستحب بودن دعا برای بیمار با این دعا، و تکرار کردن آن هفت بار.
- تحقق شفا برای کسی که این دعا نزد او گفته شود، به اذن خداوند متعال، اگر از روی صدق و صلاح صادر شود.
- این دعا را میتوان پنهانی و آشکارا گفت، و همهٔ اینها جایز است، اما اگر به گوش بیمار برساند، بهتر و برتر است؛ زیرا در آن، وارد کردن شادی بر [قلب] او وجود دارد.
مرجع
سنن أبي داود (5/ 22) (3106).
سنن الترمذي (3/ 593) (2083).
السنن الكبرى للنسائي (9/ 385) (10820).
مسند أحمد (4/ 40) (2137).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (2/ 163).
تطريز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص537).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (4/ 483).
كنوز رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (11/ 559).
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 689).
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com