عن عبد الله بن عمرو رضي الله عنهما عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «لَيْسَ الْوَاصِلُ بِالْمُكَافِئِ، وَلَكِنِ الْوَاصِلُ الَّذِي إِذَا قُطِعَتْ رَحِمُهُ وَصَلَهَا».
از عبدالله بن عمرو رضی الله عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَيْسَ الْوَاصِلُ بِالْمُكَافِئِ، وَلَكِنِ الْوَاصِلُ الَّذِي إِذَا قُطِعَتْ رَحِمُهُ وَصَلَهَا»: «آنکه پیوند خویشاوندیاش را پیوسته میدارد، آن نیست که مقابله به مثل میکند [و اگر خویشاوندانش با او رابطه داشتند رابطهاش را با آنان حفظ میکند]، بلکه حفظ کنندهٔ صلهٔ رحم آن است که اگر [خویشاوند او] پیوند خویشاوندیاش را با او قطع کند، او این پیوند را پیوسته بدارد [و رابطهاش را قطع نکند]».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلی الله علیه وسلم خبر میدهد که شخصی که صلهٔرحم و نیکی در حق خویشاوندان را کامل ادا میکند، آن نیست که نیکی را با نیکی پاسخ میدهد، بلکه نگهدارندهٔ کامل پیوند خویشاوندی کسی است که اگر دیگران رابطهٔ خویشاوندیشان را با او قطع کنند، او آن را پیوسته میدارد و اگر در حق او بدی کردند، بدیشان را با نیکی پاسخ میدهد.
فواید
- صلهٔ رحم معتبر شرعی آن است که پیوند خویشاوندی را با کسانی که این پیوند را قطع کردهاند، پیوسته دارید؛ و از کسی که به شما ظلم کرده، درگذرید؛ و به کسی که شما را محروم نموده، عطا کنی، نه آنکه رابطهات نوعی مقابله به مثل و جبران نیکی باشد.
- صله رحم با خیر و خوبی رساندن در حد توان میباشد، چه در قالب مالی باشد یا دعا و امر به معروف و نهی از منکر و مانند آن؛ و دور نمودن شر و بدی از آنان در حد توان.
مرجع
صحيح البخاري (8/ 6) (5991).
منار القاري شرح مختصر صحيح البخاري، لحمزة محمد قاسم (5/ 242).
بهجة الناظرين، لسليم الهلالي (1/ 397).
نزهة المتقين، لمصطفى الخن وغيره (1/ 311).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (3/ 190).
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «انْصُرْ أَخَاكَ ظَالِمًا أَوْ مَظْلُومًا». فَقَالَ رَجُلٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَنْصُرُهُ إِذَا كَانَ مَظْلُومًا، أَفَرَأَيْتَ إِذَا كَانَ ظَالِمًا كَيْفَ أَنْصُرُهُ؟ قَالَ: « تَحْجُزُهُ -أَوْ تَمْنَعُهُ- مِنَ الظُّلْمِ؛ فَإِنَّ ذَلِكَ نَصْرُهُ».
از انس بن مالک رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: «انْصُرْ أخاك ظالمًا أو مظلومًا»: «برادرت ظالم باشد یا مظلوم، او را ياری کن». شخصی پرسيد: ای رسول خدا، اگر مظلوم باشد او را ياری می کنم؛ ولی اگر ظالم باشد، چگونه ياری اش نمايم؟ فرمود: «تَحْجِزُهُ -أو تمْنَعُهُ- من الظلم فإنَّ ذلك نَصْرُهُ»: «ياری کردنش این است که او را از ظلم و ستم باز داری».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح
رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: برادرات را ظالم باشد یا مظلوم، یاری کن و او را تنها نگذار. مردی گفت: زمانی که مظلوم باشد با دفع ظلم از وی، او را یاری می کنم؛ اما وقتی ظالم باشد و در حق دیگری تعدی و تجاوز کرده باشد، چگونه او را یاری کنم؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: او را از ظلم کردن به دیگران منع کن؛ یاری وی همین است.
مرجع
صحيح البخاري (3/ 128) (2443).
شرح رياض الصالحين، لابن عثيمين (2/ 589).
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 326).
این حدیث در HadeethEnc.comعن عبد الله بن عمر رضي الله عنهما عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «المؤمن الذي يخالط الناس، ويصبر على أذاهم خير من الذي لا يخالط الناس ولا يصبر على أذاهم».
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الْمُؤْمِن الَّذِي يُخَالِط النَّاس وَيَصْبِر عَلَى أَذَاهُمْ خَيْر مِنْ الَّذِي لاَ يُخَالِط النَّاس وَلاَ يَصْبِر عَلَى أَذَاهُمْ»: «مؤمنی که با مردم و در ميان آنها زندگی می کند و بر اذيت و آزارشان شکيباست، بهتر از مؤمنی است که از مردم کناره گيری می کند و در برابر اذيت و آزارشان شکيبايی نمی ورزد».
به روایت ابن ماجه - به روایت ترمذی - به روایت احمددرجهصحیح است
شرح
این حدیث دلیلی بر فضیلت حضور داشتن در میان مردم و تعامل با آنها می باشد؛ و بیان می کند مومنی که در میان مردم است و با آنها تعامل دارد و بر اذیت و آزار آنها به سبب نصیحت و راهنمایی شان، صبر می کند، برتر و بهتر از مومنی است که در میان مردم نیست و تعامل و همنشینی با آنها را ترک نموده و از آنها کناره گیری نموده یا به تنهایی زندگی می کند، چون بر اذیت و آزار آنها صبر نمی کند.
مرجع
سنن الترمذي، لمحمد بن عيسى بن سَوْرة الترمذي، أبو عيسى، تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر (جـ 1، 2)، ومحمد فؤاد عبد الباقي (جـ 3)، وإبراهيم عطوة عوض (جـ 4، 5)، ط شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي – مصر.
سنن ابن ماجه، لابن ماجة أبو عبد الله محمد بن يزيد القزويني، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ط دار إحياء الكتب العربية - فيصل عيسى البابي الحلبي.
صحيح الجامع الصغير وزيادته، لأبي عبد الرحمن محمد ناصر الدين الألباني، ط المكتب الإسلامي.
توضيح الأحكام من بلوغ المرام، الشيخ عبد الله بن عبد الرحمن البسام، ط مكتبة الأسد الإسلامية، الطبعة الخامسة.
منحة العلام في شرح بلوغ المرام، الشيخ عبد الله بن صالح الفوزان، ط دار ابن الجوزي، الطبعة الأولى.
تسهيل الإلمام بفقه الأحاديث من بلوغ المرام، الشيخ صالح الفوزان بن عبد الله الفوزان، طبعة الرسالة
فتح ذي الجلال والإكرام، الشيخ محمد بن صالح العثيمين، ط المكتبة الإسلامية، الطبعة الأولى.
سبل السلام بشرح بلوغ المرام، للإمام محمد بن إسماعيل الصنعاني، ط دار الحديث.
این حدیث در HadeethEnc.comعن أبي موسى الأشعري رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : "إنَّ الأشعريين إذا أرمَلُوا في الغَزْوِ، أو قَلَّ طعامُ عِيالِهم بالمدينةِ، جَمَعُوا ما كان عندهم في ثوبٍ واحدٍ، ثم اقتَسَمُوه بينهم في إناءٍ واحدٍ بالسَّوِيَّةِ، فَهُم مِنِّي وأنا مِنهُم".
از ابو موسی اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إِنَّ الأشعَرِيينَ إِذَا أَرملُوا في الْغَزْوِ، أَو قَلَّ طَعَامُ عِيَالِهِم بالمَدِينَةِ، جَمَعُوا ما كَانَ عِندَهُم في ثَوبٍ وَاحد، ثُمَّ اقتَسَمُوهُ بَيْنَهُم في إِنَاءٍ وَاحِدٍ بالسَّويَّةِ، فَهُم مِنِّي وَأَنَا مِنهُم»: «هنگامی که توشه ی اشعری ها در جنگ تمام می شود يا زمانی که غذای شان در مدينه کاهش می يابد، هرچه دارند در پارچه ای جمع می کنند و سپس آن را با پيمانه ای به طور مساوی در ميان خود تقسيم می نمايند. آنها از من هستند و من از آنها هستم».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
اشعری ها قوم ابوموسی رضی الله عنه بودند که چون غذای شان کم می شد یا در جهاد فی سبیل الله بودند، غذاهایی را که داشتند جمع کرده و به صورت مساوی بین خود تقسیم می کردند؛ به همین دلیل از باب شرف و محبت، استحقاق نسبت یافتن به رسول الله صلی الله علیه وسلم را یافتند؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم در این اخلاق نیک و بزرگ که با ایثار و اطاعت همراه بود، موید ایشان و بر راه و روش آنان بود.
مرجع
صحيح البخاري , ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي, دار طوق النجاة, الطبعة: الأولى، 1422هـ.
صحيح مسلم, ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي, دار إحياء التراث العربي, بيروت.
فتح الباري لابن حجر العسقلاني ,رقم كتبه وأبوابه وأحاديثه: محمد فؤاد عبد الباقي- قام بإخراجه وصححه وأشرف على طبعه: محب الدين الخطيب- عليه تعليقات العلامة: عبد العزيز بن عبد الله بن باز.دار المعرفة, ط بدون, 1379ه.
شرح مسلم للنووي, دار إحياء التراث, ط2, 1392ه.
تطريز رياض الصالحين لفيصل بن عبد العزيز المبارك النجدي, تحقيق: عبد العزيز آل حمد, دار العاصمة , الطبعة: الأولى، 1423هـ.
بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين لسليم الهلالي, دار ابن الجوزي،الطبعة الأولى 1418ه.
شرح رياض الصالحين لابن عثيمين , دار الوطن للنشر، الرياض, الطبعة: 1426 هـ.
كنوز رياض الصالحين بإشراف حمد العمار, دار كنوز إشبيليا, الطبعة الأولى, 1430ه.
نزهة المتقين شرح رياض الصالحين لمجموعة من الباحثين, مؤسسة الرسالة, الطبعة الرابعة عشرة, 1407ه.
این حدیث در HadeethEnc.comعن سهل بن سعد الساعدي رضي الله عنهما أن رسول الله صلى الله عليه وسلم بَلَغَهُ أن بني عمرو بن عوف كان بينهم شَرٌّ، فخرج رسول الله صلى الله عليه وسلم يصلح بينهم في أناس معه، فحُبِس رسول الله صلى الله عليه وسلم وحَانتِ الصلاة، فجاء بلال إلى أبي بكر رضي الله عنهما ، فقال: يا أبا بكر، إن رسول الله صلى الله عليه وسلم قد حُبِس وحَانت الصلاة فهل لك أن تَؤُمَّ الناس؟ قال: نعم، إن شِئت، فأقام بلال الصلاة، وتقدم أبو بكر فكبَّر وكبَّر الناس، وجاء رسول الله صلى الله عليه وسلم يمشي في الصفوف حتى قام في الصفِّ، فأخذ الناس في التَّصْفيقِ، وكان أبو بكر رضي الله عنه لا يَلْتَفِتُ في الصلاة، فلما أكثر الناس في التَّصْفيقِ الْتَفَتَ، فإذا رسول الله صلى الله عليه وسلم فأشار إليه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرفع أبو بكر رضي الله عنه يَدَهُ فحمد الله، ورجع القَهْقَرَى وراءه حتى قام في الصف، فتقدم رسول الله صلى الله عليه وسلم فصلى للناس، فلما فرغ أقبل على الناس، فقال: «أيها الناس، ما لكم حين نَابكم شيء في الصلاة أخذتم في التصفيق؟! إنما التصفيق للنساء. من نَابه شيء في صلاته فليَقُل: سبحان الله، فإنه لا يسمعه أحد حين يقول: سبحان الله، إلا التَفَتَ، يا أبا بكر: ما مَنَعَك أن تصلي بالناس حين أشَرْتُ إليك؟»، فقال أبو بكر: ما كان ينبغي لابن أبي قُحافة أن يصلي بالناس بين يدي رسول الله صلى الله عليه وسلم .
از سهل بن سعد ساعدی رضی الله عنهما روایت است که می گويد: به رسول الله صلى الله عليه وسلم خبر رسيد که بین بنی عمرو بن عوف اختلاف و دعوايی پديد آمده است؛ از اين رو رسول الله صلى الله عليه وسلم با تعدادی از مردم، جهت ایجاد صلح و آشتی میان آنها نزدشان رفت. آنها رسول الله صلى الله عليه وسلم را نگه داشتند تا از ايشان پذيرايی کنند. وقتِ نماز فرارسيد؛ بلال نزد ابوبکر آمد و گفت: ای ابوبکر، رسول الله صلى الله عليه وسلم را نگه داشته اند و اينک وقتِ نماز است. آيا حاضری برای مردم امامت دهی؟ ابوبکر رضی الله عنه گفت: بله، اگر بخواهی. آنگاه بلال رضی الله عنه اقامه گفت و ابوبکر رضی الله عنه جلو رفت و تکبير گفت و مردم نيز تکبير گفتند (و نماز را آغاز کرد). در اين میان رسول الله صلى الله عليه وسلم درحالی که در ميانِ صف ها حرکت می کرد، تشريف آورد تا اينکه در صفِ اول ايستاد. در این لحظه مردم شروع به دست زدن کردند؛ ولی ابوبکر رضی الله عنه در نمازش به اين سو و آن سو توجه نمی کرد و چون مردم زياد دست زدند، توجه کرد و متوجه شد که رسول الله صلى الله عليه وسلم آمده است. رسول الله صلى الله عليه وسلم به او اشاره کرد (که سرِ جايش بماند) ولی ابوبکر رضی الله عنه دستش را بلند کرد و الحمدلله گفت و عقب آمد و در صف ايستاد. آنگاه رسول الله صلى الله عليه وسلم جلو رفت و برای مردم امامت داد. وقتی نماز تمام شد، رو به مردم کرد و فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ مالَكُمْ حِين نَابَكُمْ شَيْءٌ في الصَّلاَةِ أَخذْتمْ فِي التَّصْفِيق؟! إِنَّما التَّصْفِيقُ لِلنِّسَاء. منْ نَابَهُ شيءٌ فِي صلاتِهِ فَلْيَقلْ: سُبْحَانَ اللَّه، فَإِنَّهُ لا يَسْمعُهُ أَحدٌ حِينَ يَقُول: سُبْحانَ اللَّه، إِلاَّ الْتَفَت. يَا أَبَا بَكْر: ما منعَك أَنْ تُصَلِّيَ بِالنَّاسِ حِينَ أَشرْتُ إِلَيْك؟»: «ای مردم، چرا هنگامِ نماز که مسأله ای پيش می آيد (برای متوجه کردنِ امام) دست می زنيد؟ دست زدن (در چنين مواردی) مخصوص زنان است. هرکس در نماز مسأله ای برايش پيش آمد (که می خواست ديگران را از آن باخبر کند)، سبحان الله بگويد. زيرا هرکس اين کلمه را بشنود، متوجه می شود. و اما تو ای ابوبکر، هنگامی که به سوی تو اشاره کردم، چه چيزی تو را از ادامه ی امامت برای مردم بازداشت؟» ابوبکر رضی الله عنه عرض کرد: سزاوار نيست که پسرِ ابوقحافه در حضور رسول الله صلى الله عليه وسلم برای مردم امامت دهد.
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح
به رسول الله صلی الله علیه وسلم خبر می رسد که بنی عمرو بن عوف دچار اختلاف و نزاع شدند تا جایی که کارشان به جنگ کشیده است؛ بنابراین رسول الله صلی الله علیه وسلم با عده ای از صحابه نزد آنها می رود و بازگشت آنها به تاخیر می افتد و وقت نماز داخل می شود؛ و نماز مذکور، نماز عصر بوده است چنانکه در روایت امام بخاری به آن تصریح شده است: «فَلَمَّا حَضَرَتْ صَلاَةُ العَصْرِ، فَأَذَّنَ بِلاَلٌ وَأَقَامَ، وَأَمَرَ أَبَا بَكْرٍ فَتَقَدَّمَ»: «وقتی نماز عصر فرا می رسد، بلال اذان داده و اقامه می گوید و ابوبکر را به امامت امر نموده و وی برای امامت جلو می رود».
سپس بلال نزد ابوبکر می رود و می گوید: ای ابوبکر، رسول الله صلی الله علیه وسلم را نگه داشته اند و وقت نماز فرا رسیده است، آیا برای مردم امامت می دهی؟ و ابوبکر می گوید: بله، اگر بخواهی؛ بنابراین بلال اقامه می گوید و ابوبکر جلو می رود و تکبیر می گوید و مردم تکبیر می گویند؛ سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم آمده و بین صفوف راه می رود. بخاری در روایتی می افزاید: «يَشُقُّهَا شَقًّا»: «صفوف را می شکند» تا اینکه در صف اول قرار می گیرد. چنانکه در روایت مسلم آمده است: «فَخَرَقَ الصُّفُوفَ حَتَّى قَامَ عِنْدَ الصَّفِّ الْمُقَدَّمِ»: «و صفوف را می شکند تا در صف اول قرار می گیرد». وقتی مردم متوجه حضور رسول الله صلی الله علیه وسلم در میان خود می شوند، شروع به دست زدن می کنند. چون نماز خواندن پشت سر رسول الله صلی الله علیه وسلم را بسیار دوست داشتند؛ در این میان ابوبکر صدای دست زدن آنها را می شنود اما علت آن را متوجه نمی شود؛ چون ابوبکر در نمازش به این سو و آن سو نگاه نمی کرد و می دانست از نگاه کردن به این سو و آن سو در نماز نهی شده است؛ و این کار نوعی سرقت شیطان از نماز بنده است؛ چنانکه در روایت ترمذی و دیگران آمده است. اما زمانی که دست زدن ها زیاد می شود، ابوبکر رضی الله عنه توجه نموده و رسول الله صلی الله علیه وسلم را می بیند که در نماز حضور دارد؛ در این وضعیت رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی اشاره می کند که در مقام امامت برای مردم باقی بماند و امامت را ادامه دهد؛ چنانکه در روایتی از بخاری آمده است: «فَأَشَارَ إِلَيْهِ أَنِ امْكُثْ مَكَانَكَ»: «رسول الله صلی الله علیه وسلم به وی اشاره نمود که در جای خود باقی بماند». اما ابوبکر دستش را بالا برده و به سبب رفتار رسول الله صلی الله علیه وسلم با او الحمدلله گفته و به سمت عقب گام برداشته و در صف نمازگزاران می ایستد و رسول الله صلی الله علیه وسلم جلو می رود و به عنوان امام، نماز را با مردم می خواند. زمانی که نماز را تمام می کند، رو به مردم نموده و می فرماید: «ای مردم، چرا هنگامِ نماز که مسأله ای پيش می آيد (برای آگاه کردن امام) دست می زنيد؟ دست زدن (در چنين مواردی) مخصوص زنان است».
سپس عملی را توضیح می دهد که انجام آن در چنین مواردی - که مساله ای پیش می آید - سنت است و می فرماید: «هرکس در نماز مسأله ای برايش پيش آمد (که می خواست ديگران را از آن باخبر کند)، سبحان الله بگويد؛ زيرا هرکس اين کلمه را بشنود، متوجه می شود».
سپس می فرماید: «ای ابوبکر، هنگامی که به سوی تو اشاره کردم، چه چيزی تو را از ادامه ی امامت برای مردم بازداشت؟» ابوبکر رضی الله عنه می گوید: سزاوار نيست که پسرِ ابوقحافه در حضور رسول الله صلى الله عليه وسلم برای مردم امامت دهد. و این از محبت و احترام و بزرگداشت ابوبکر رضی الله عنه نسبت به رسول الله صلی الله علیه وسلم بود.
مرجع
كنوز رياض الصالحين، تأليف: حمد بن ناصر بن العمار ، الناشر: دار كنوز أشبيليا، الطبعة الأولى: 1430هـ.
بهجة الناظرين، تأليف: سليم بن عيد الهلالي، الناشر: دار ابن الجوزي، سنة النشر:1418 هـ - 1997م.
نزهة المتقين، تأليف: جمعٌ من المشايخ، الناشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الأولى: 1397 هـ، الطبعة الرابعة عشر 1407هـ.
شرح رياض الصالحين، تأليف: محمد بن صالح العثيمين، الناشر: دار الوطن للنشر، الطبعة: 1426هـ.
صحيح مسلم، تأليف: مسلم بن الحجاج النيسابوري، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
دليل الفالحين، تأليف: محمد بن علان، الناشر: دار الكتاب العربي، نسخة الإلكترونية، لا يوجد بها بيانات نشر.
صحيح البخاري، تأليف: محمد بن إسماعيل البخاري، تحقيق: محمد زهير الناصر، الناشر: دار طوق النجاة الطبعة: الأولى، 1422هـ.
این حدیث در HadeethEnc.comعَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «إِنَّ اللهَ يَرْضَى لَكُمْ ثَلَاثًا، وَيَكْرَهُ لَكُمْ ثَلَاثًا، فَيَرْضَى لَكُمْ: أَنْ تَعْبُدُوهُ، وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَأَنْ تَعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا، وَيَكْرَهُ لَكُمْ: قِيلَ وَقَالَ، وَكَثْرَةَ السُّؤَالِ، وَإِضَاعَةِ الْمَالِ».
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت است که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ يَرْضَى لَكُمْ ثَلَاثًا، وَيَكْرَهُ لَكُمْ ثَلَاثًا، فَيَرْضَى لَكُمْ: أَنْ تَعْبُدُوهُ، وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئًا، وَأَنْ تَعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا، وَيَكْرَهُ لَكُمْ: قِيلَ وَقَالَ، وَكَثْرَةَ السُّؤَالِ، وَإِضَاعَةِ الْمَالِ». یعنی: «همانا خداوند سه چیز را برای شما میپسندد و سه چیز را برای شما ناپسند میدارد. پس برای شما میپسندد: اینکه او را بپرستید و چیزی را با او شریک نگردانید، و اینکه همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید. و برای شما ناپسند میدارد: قیل و قال (گفتگوهای بیهوده)، و پرسش زیاد، و تباه کردنِ مال را».
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم خبر دادهاند که خداوند سه خصلت را از بندگانش دوست دارد و سه خصلت را از آنان ناپسند میدارد. پس از آنان دوست دارد: اینکه او را به یگانگی بپرستند و چیزی را با او شریک نگردانند، و اینکه همگی به پیمان خدا و قرآن و سنت پیامبرش چنگ زنند و از جماعت مسلمانان جدا نشوند. و برای آنان ناپسند میدارد: سخنان بیهوده و اضافی در آنچه به آنان مربوط نیست، و پرسش از آنچه هنوز رخ نداده، یا درخواست کردنِ اموال مردم و آنچه در دست آنان است و آنچه نیازی به آن نیست، و تباه کردن مال و خرج کردن آن در راههای غیر شرعی و در معرض نابودی قرار دادنش را.
فواید
- خداوند متعال اخلاص در عبادتش را از بندگانش دوست دارد و کفر ورزیدن به خود را دشمن میدارد.
- تشویق به چنگ زدن و تمسک به ریسمان خداوند متعال؛ برای اجتماع و همبستگی که در آن است.
- تشویق به جماعت، و امر به پایبندی به آن و متحد کردن صفوف آن، و نهی از ضد آن یعنی تفرقه و اختلاف.
- نهی از بسیار سخن گفتن در آنچه سودی ندارد؛ زیرا اگر مباح باشد، تباه کردن وقت است، و اگر حرام باشد، موجب گناهان بسیار است.
- ترک کندوکاو در اخبار مردم و پیگیری احوالشان و نقل حرفها و کارهایشان.
- نهی از بسیار درخواست کردنِ اموال مردم.
- حرام بودنِ تباه کردنِ مال، و تشویق به محافظت از آن در آنچه سودمند است.
مرجع
صحيح مسلم (3/ 1340) (1715).
البحر المحيط الثجاج في شرح صحيح الإمام مسلم بن الحجاج (30/ 85).
إكمال المعلم بفوائد مسلم (5/ 568).
این حدیث در HadeethEnc.comهر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همانگونه که HadeethEnc.com منتشر میکند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمیآورد. ترجمهها و شرحها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان میکنند؛ بازبینان سبیل آنها را بررسی نکردهاند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com