پرش به محتوا
احادیث با شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از نذر نهی کرده و فرمودند: «إِنَّهُ لَا يَأْتِي بِخَيْرٍ، وَإِنَّمَا يُسْتَخْرَجُ بِهِ مِنَ الْبَخِيلِ»: «نذر خیری نمی‌آورد، بلکه با آن (مقداری) از (مال) بخیل بیرون آورده می‌شود

عَنِ ابْنِ عُمَرَ رضي الله عنهما: عَنِ النَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُ نَهَى عَنِ النَّذْرِ، وَقَالَ: «إِنَّهُ لَا يَأْتِي بِخَيْرٍ، وَإِنَّمَا يُسْتَخْرَجُ بِهِ مِنَ الْبَخِيلِ».
از ابن عمر ـ رضی الله عنهما ـ روایت است که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از نذر نهی کرده و فرمودند: «إِنَّهُ لَا يَأْتِي بِخَيْرٍ، وَإِنَّمَا يُسْتَخْرَجُ بِهِ مِنَ الْبَخِيلِ»: «نذر خیری نمی‌آورد، بلکه با آن (مقداری) از (مال) بخیل بیرون آورده می‌شود».
بخارى و مسلم در روايت آن اتفاق دارنددرجهصحیح است
شرح

پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از نذر نهی کردند؛ و نذر آن است که کسی چیزی را بر خودش واجب سازد که شرع او را به آن ملزم نکرده باشد؛ و فرمود: نذر چیزی را جلو و عقب و پس و پیش نمی‌کند بلکه با آن مقداری از مال بخیل جدا می‌شود، چون بخیل فقط کاری را انجام می‌دهد که بر او واجب شده باشد؛ و نذر باعث نمی‌شود چیزی که برایش مقدر نیست، رخ دهد.

فواید
  1. نذر امر مشروعی نیست، اما اگر کسی نذر کرد، وفای بدان بر او واجب می‌شود، البته اگر نذر او گناه نباشد.
  2. علت در این نهی همان است که فرمود: «خیری نخواهد آورد»؛ چون تغییری در قضا و قدر الهی ایجاد نمی‌کند؛ تا نذر کننده گمان نکند که اجابت خواسته‌اش به سبب نذر بوده است؛ و الله تعالی از این بی‌نیاز است.
  3. قرطبی می‌گوید: مثال این نهی آن است که مثلا بگوید: اگر خداوند بیمارم را شفا داد، بر من لازم است که چنین و چنان صدقه دهم. سبب کراهت آن است که وقتی کسی انجام کاری - که با آن به خداوند تقرب حاصل می‌شود - به حصول غرضی وابسته می‌کند، مشخص می‌شود که نیت او از انجام کار مذکور، نزدیکی و تقرب جستن به الله تعالی نبوده است، بلکه از باب معاوضه و جبران بوده است. و این نیت زمانی خود را بیشتر نشان می‌دهد که چون بیمارش شفا نیابد، صدقه‌ای را که وابسته به شفای بیمارش کرده بود، نمی‌پردازد. و این حال و وضع بخیل است که چیزی از مالش جدا نمی‌شود مگر در مقابل چیزی فوری که معمولا بیشتر از چیزی است که داده است.
مرجع

صحيح البخاري (8/ 124) (6608). صحيح مسلم (3/ 1261) (1639). خلاصة الكلام شرح عمدة الأحكام، لفيصل آل مبارك (ص353). تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، لعبد الله البسام (ص693).

این حدیث در HadeethEnc.com
سوگند و نذر

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com