پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ از نذر نهی کردند؛ و نذر آن است که کسی چیزی را بر خودش واجب سازد که شرع او را به آن ملزم نکرده باشد؛ و فرمود: نذر چیزی را جلو و عقب و پس و پیش نمیکند بلکه با آن مقداری از مال بخیل جدا میشود، چون بخیل فقط کاری را انجام میدهد که بر او واجب شده باشد؛ و نذر باعث نمیشود چیزی که برایش مقدر نیست، رخ دهد.
- نذر امر مشروعی نیست، اما اگر کسی نذر کرد، وفای بدان بر او واجب میشود، البته اگر نذر او گناه نباشد.
- علت در این نهی همان است که فرمود: «خیری نخواهد آورد»؛ چون تغییری در قضا و قدر الهی ایجاد نمیکند؛ تا نذر کننده گمان نکند که اجابت خواستهاش به سبب نذر بوده است؛ و الله تعالی از این بینیاز است.
- قرطبی میگوید: مثال این نهی آن است که مثلا بگوید: اگر خداوند بیمارم را شفا داد، بر من لازم است که چنین و چنان صدقه دهم. سبب کراهت آن است که وقتی کسی انجام کاری - که با آن به خداوند تقرب حاصل میشود - به حصول غرضی وابسته میکند، مشخص میشود که نیت او از انجام کار مذکور، نزدیکی و تقرب جستن به الله تعالی نبوده است، بلکه از باب معاوضه و جبران بوده است. و این نیت زمانی خود را بیشتر نشان میدهد که چون بیمارش شفا نیابد، صدقهای را که وابسته به شفای بیمارش کرده بود، نمیپردازد. و این حال و وضع بخیل است که چیزی از مالش جدا نمیشود مگر در مقابل چیزی فوری که معمولا بیشتر از چیزی است که داده است.
صحيح البخاري (8/ 124) (6608). صحيح مسلم (3/ 1261) (1639). خلاصة الكلام شرح عمدة الأحكام، لفيصل آل مبارك (ص353). تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، لعبد الله البسام (ص693).