پرش به محتوا
احادیث با شرح

بخشش بلا عوض و پاداش

۹ حدیث

ولی اگر او را به دايی هايت می بخشيدی، پاداشِ بيشتری به تو می رسيد.

عن أم المؤمنين ميمونة بنت الحارث رضي الله عنها : أنها أعتقت وَليدَةً ولم تستأذن النبي صلى الله عليه وسلم فلما كان يَومُها الذي يَدورُ عليها فيه، قالت: أشَعَرْتَ يا رسول الله، أني أعتقت وليدتي؟ قال: «أو فعلت؟» قالت: نعم. قال: «أما إنك لو أعطيتها أخوالك كان أعظم لأجرك».
از ام المؤمنين ميمونه دختر حارث رضی الله عنها روايت است که ايشان کنيزی را آزاد کرد و در این مورد از رسول الله صلى الله عليه وسلم اجازه نگرفت. روزی که نوبتش بود و رسول الله صلى الله عليه وسلم به خانه اش می رفت، عرض کرد: ای رسول خدا، آيا می دانيد که من کنيزم را آزاد کردم؟ رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَوَ فَعلْت؟»: «آيا واقعاً چنين کاری کردی؟» پاسخ داد: بله. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَما إِنَّكِ لو أَعْطَيتِهَا أَخوالَكِ كان أَعظَمَ لأجرِكِ»: «ولی اگر او را به دايی هايت می بخشيدی، پاداشِ بيشتری به تو می رسيد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

ام المومنین میمونه رضی الله عنها کنیزش را آزاد می کند چون فضل آزاد کردن کنیز در راه الله را می داند؛ اما این کار را بدون اطلاع رسول الله صلی الله علیه وسلم یا بدون اینکه از ایشان اجازه بگیرد، انجام می دهد؛ روزی که نوبت سرزدن رسول الله صلی الله علیه وسلم از ایشان است، رسول الله صلی الله علیه وسلم را در جریان کاری که کرده قرار می دهد و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «واقعا چنین کردی؟». ام المومنین می گوید: بله چنین کاری انجام دادم؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم ایشان را به خاطر کاری که انجام داده و جهت انجام آن جویای نظر رسول الله صلی الله علیه وسلم نشده، نکوهش نمی کند جز اینکه به ایشان می گوید: «اگر او را به دايی هايت می بخشيدی، پاداشِ بيشتری به تو می رسيد». یعنی کار نیکی انجام دادی؛ اما اگر آن را به دایی هایت از بنی هلال می بخشیدی، بهتر بود و ثواب و پاداش بیشتری داشت؛ چون در آن صورت هم صدقه به نزدیکان بود و هم صله ی رحم.

مرجع

- رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين؛ للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428ه. - بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين؛ تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي- الطبعة الأولى1418ه. - نزهة المتقين شرح رياض الصالحين؛ تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ. - صحيح البخاري –الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. - صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. - شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن، الرياض، 1426هـ. - كنوز رياض الصالحين»، لحمد بن ناصر العمار، دار كنوز إشبيليا- الطبعة الأولى1430ه مرعاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح - أبو الحسن عبيد الله المباركفوري - إدارة البحوث العلمية والدعوة والإفتاء - الجامعة السلفية - بنارس الهند الطبعة: الثالثة - 1404 هـ، 1984.

این حدیث در HadeethEnc.com

ای رسول خدا، دو همسايه دارم؛ به کداميک از آنها هديه بدهم؟ فرمود: «به آن که درب خانه اش به تو نزديک تر است».

عن عائشة رضي الله عنها قالت: يا رسولَ اللهِ، إِنَّ لِي جَارَيْنِ، فإلى أَيِّهِمَا أُهْدِي؟ قال: «إلى أَقْرَبِهِمَا مِنْكِ بَابًا».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گويد: از رسول الله صلى الله عليه وسلم پرسيدم: ای رسول خدا، دو همسايه دارم؛ به کداميک از آنها هديه بدهم؟ فرمود: «إلى أَقْرَبِهِمَا مِنْكِ بَابًا»: «به آن که درب خانه اش به تو نزديک تر است».
به روایت بخاریدرجهصحیح است
شرح

ام المومنین عایشه رضی الله عنها از رسول الله صلی الله علیه وسلم می پرسد: دو همسایه دارم و به گرامی داشتن همسایه امر شده ام و توانایی هدیه دادن به هر دوی آنها را ندارم، در این صورت به کدامیک از آنها هدیه دهم تا از جمله کسانی باشم که همسایه را گرامی می دارند؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «به آن که درب خانه اش به تو نزديک تر است».

مرجع

نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، نشر: مؤسسة الرسالة، الطبعة الرابعة عشر، 1407ه - 1987م. رياض الصالحين للنووي، تحقيق: ماهر ياسين الفحل، دار ابن كثير، دمشق، بيروت، ط1، 1428هـ. رياض الصالحين، للنووي، تحقيق: عصام هادي، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامية القطرية، دار الريان، بيروت، ط4، 1428هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422ه. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين، ط14، مؤسسة الرسالة، 1407هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

زنی پارچه ی بافته شده ای نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم آورد.

عن سهل بن سعد رضي الله عنه : أن امرأةَ جاءت إلى رسولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم بِبُرْدَةٍ مَنسُوجَةٍ، فقالت: نَسَجتُها بيديَّ لأَكْسُوَكَها، فأخذها النبيُّ صلى الله عليه وسلم محتاجاً إليها، فخرجَ إلينا وإنها إزارُهُ، فقال فلانٌ: اكسُنِيها ما أحسَنَها! فقال: "نعم"، فجلسَ النبيُّ صلى الله عليه وسلم في المجلسِ، ثم رجع فطَوَاها، ثم أرسلَ بها إليه، فقال له القومُ: ما أحسَنتَ! لبسها النبيُّ صلى الله عليه وسلم محتاجاً إليها، ثم سألته وعَلِمتَ أنه لا يَرُدَ سائلاً، فقال: إني واللهِ ما سألتُهُ لألبِسَها، إنما سألتُهُ لتكُونَ كَفَنِي. قال سهلٌ: فكانت كَفَنَهُ.
از سهل بن سعد رضی الله عنه روایت است که می گوید: زنی پارچه ی بافته شده ای نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم آورد و گفت: اين را با دستان خود بافته ام که شما بپوشيد. رسول الله صلى الله عليه وسلم که به آن نياز داشت، آن را پذيرفت. پس از مدتی درحالی نزدمان آمد که آن پارچه ازارش بود. شخصی عرض کرد: چقدر خوب و زيباست؛ آن را به من بدهيد. رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «بله» و در مجلس نشست؛ آنگاه - به خانه - برگشت و آن را تا کرد و پيچيد و برای آن شخص فرستاد. مردم به آن شخص گفتند: کارِ خوبی نکردی؛ رسول الله صلى الله عليه وسلم آن را پوشيده بود و به آن نياز داشت و با اينکه می دانستی رسول الله صلى الله عليه وسلم درخواست هيچکس را رد نمی کند، آن را از ايشان طلب کردی. آن مرد گفت: به الله سوگند من آن را برای پوشيدن درخواست نکردم؛ بلکه می خواهم کفنم باشد. سهل رضی الله عنه می گويد: سرانجام اين پارچه کفنِ آن شخص شد.
بخاری به مانند آن روایت کرده استدرجهصحیح است
شرح

این حدیث بیانگر ایثار و از خود گذشتگی رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد؛ چنانکه آن شخص را بر خود ترجیح می دهد و پارچه ای را که خود به آن نیاز دارد و به همین دلیل بلافاصله آن را می پوشد، به او می دهد. زنی نزد ایشان آمده و پارچه ای را به او هدیه می کند؛ چیزی نمی گذرد که مردی نزد پیامبر آمده و از زیبایی آن گفته و آن را از ایشان طلب می کند؛ به این ترتیب رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را از تن بیرون نموده و تا کرده و به وی می بخشد. برخی از شارحان حدیث، یکی از فواید این حدیث را تبرک جستن به آثار صالحان ذکر می کنند؛ که البته عمل مذکور تبرک جستن به ذات پیامبر صلی الله علیه وسلم نیست و دیگران در فضل و صلاح به ایشان قیاس نمی شوند؛ همچنین صحابه چنین رفتاری با کسی جز پیامبر نداشتند چه در حیات ایشان و چه پس از مرگش؛ و اگر در چنین عملی خیری می بود، قطعا آنها در این زمینه بر ما پیشی می گرفتند.

مرجع

بهجة شرح رياض الصالحين؛ تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي. تطريز رياض الصالحين؛ تأليف فيصل آل مبارك، تحقيق د. عبدالعزيز آل حمد، دار العاصمة-الرياض، الطبعة الأولى، 1423هـ. تيسير العزيز الحميد في شرح كتاب التوحيد؛ للإمام سليمان بن عبدالله بن محمد بن عبدالوهاب، تحقيق أسامة عطايا، دار الصميعي-الرياض، الطبعة الأولى، 1428هـ. الجمع بين الصحيحين؛ للإمام محمد بن فتوح الحميدي، تحقيق د. علي البواب، دار ابن حزم. دليل الفالحين لطرق رياض الصالحين؛ لمحمد بن علان الشافعي، دار الكتاب العربي-بيروت. رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين؛ للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428هـ. صحيح البخاري –الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبدالله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. فتح الباري بشرح صحيح البخاري؛ للحافظ أحمد بن علي بن حجر العسقلاني، دار المعرفة-بيروت. كنوز رياض الصالحين؛ فريق علمي برئاسة أ.د. حمد العمار، دار كنوز إشبيليا-الرياض، الطبعة الأولى، 1430هـ. نزهة المتقين شرح رياض الصالحين؛ تأليف د. مصطفى الخِن وغيره، مؤسسة الرسالة-بيروت، الطبعة الرابعة عشر، 1407هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

گورخری به رسول الله صلى الله عليه وسلم اهدا کردم.

عن الصعب بن جَثَّامَةَ رضي الله عنه ، قال: أهديتُ رسولَ الله - صلى الله عليه وسلم - حماراً وحشياً، فَرَدَّهُ عَلَيَّ، فلما رأى ما في وجهي، قال: «إنا لم نَرُدَّهُ عليك إلا لأنَّا حُرُمٌ».
از صعب بن جَثامه رضی الله عنه روایت است که می گوید: گورخری به رسول الله صلى الله عليه وسلم هدیه کردم که رسول الله صلى الله عليه وسلم آن را به من بازگرداند؛ اما چون از چهره ام دريافت که به خاطر قبول نکردنِ هديه ام ناراحت شده ام، فرمود: «إنا لم نَرُدَّهُ عليك إلا لأنَّا حُرُمٌ»: «ما تنها به اين دلیل هديه ات را به تو بازگرداندیم (و آن را قبول نکردیم) که در احرام هستيم».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

يکی از ويژگی های اخلاقی رسول الله صلى الله عليه وسلم اين بود که به خاطرِ جلب رضايت ديگران، از دينِ الله کوتاه نمی آمد، در عین حال دل آنها را نیز به دست می آورد؛ به عنوان مثال وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم در حال احرام بود و در مسیر راه، مهمان صعب بن جثامه رضی الله عنه گشت، صعب که تیرانداز و شکارچی ماهری بود برای پذیرایی از رسول الله صلی الله علیه وسلم گورخری شکار کرد و آن را به خدمت پیامبر آورد؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را نپذیرفت؛ این رفتار پیامبر برای صعب گران تمام شد که چگونه رسول الله صلی الله علیه وسلم هدیه وی را رد نموده و نپذیرفت؟ به همین دلیل رنگ چهره اش دگرگون شد؛ رسول الله صلی الله علیه وسلم که متوجه ناراحتی صعب شد، دلش را به دست آورد و به وی خبر داد که دلیل نپذیرفتن هدیه اش، محرم بودن آنهاست و محرم نباید از شکاری که مشخصا برای او شکار شده بخورد.

مرجع

بهجة شرح رياض الصالحين؛ تأليف سليم الهلالي، دار ابن الجوزي. تطريز رياض الصالحين؛ تأليف فيصل آل مبارك، تحقيق د. عبدالعزيز آل حمد، دار العاصمة-الرياض، الطبعة الأولى، 1423هـ. رياض الصالحين من كلام سيد المرسلين؛ للإمام أبي زكريا النووي، تحقيق د. ماهر الفحل، دار ابن كثير-دمشق، الطبعة الأولى، 1428هـ. شرح رياض الصالحين؛ للشيخ محمد بن صالح العثيمين، مدار الوطن-الرياض، 1426هـ. صحيح البخاري –الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبدالله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبدالباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. فتح الباري بشرح صحيح البخاري؛ للحافظ أحمد بن علي بن حجر العسقلاني، دار المعرفة-بيروت. كنوز رياض الصالحين؛ فريق علمي برئاسة أ.د. حمد العمار، دار كنوز إشبيليا-الرياض، الطبعة الأولى، 1430هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

پيامبر صلى الله عليه وسلم شخصی از طايفه ی «اَزد»، به نام «ابن لُتبيّه» را برای جمع آوری زکات فرستاد و چون به مدينه بازگشت، گفت: اينها، (اموال زکات و) مالِ شماست و اين را هم به من هديه داده اند. پيامبر صلى الله عليه وسلم بالای منبر رفت و پس از حمد و ثنای الله فرمود.

عَنْ أَبِي حُمَيْدٍ السَّاعِدِيِّ رَضيَ اللهُ عنه قَالَ: اسْتَعْمَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَجُلًا عَلَى صَدَقَاتِ بَنِي سُلَيْمٍ، يُدْعَى ابْنَ اللُّتْبِيَّةِ، فَلَمَّا جَاءَ حَاسَبَهُ، قَالَ: هَذَا مَالُكُمْ وَهَذَا هَدِيَّةٌ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «فَهَلَّا جَلَسْتَ فِي بَيْتِ أَبِيكَ وَأُمِّكَ، حَتَّى تَأْتِيَكَ هَدِيَّتُكَ إِنْ كُنْتَ صَادِقًا» ثُمَّ خَطَبَنَا، فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنِّي أَسْتَعْمِلُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ عَلَى العَمَلِ مِمَّا وَلَّانِي اللَّهُ، فَيَأْتِي فَيَقُولُ: هَذَا مَالُكُمْ وَهَذَا هَدِيَّةٌ أُهْدِيَتْ لِي، أَفَلاَ جَلَسَ فِي بَيْتِ أَبِيهِ وَأُمِّهِ حَتَّى تَأْتِيَهُ هَدِيَّتُهُ، وَاللَّهِ لاَ يَأْخُذُ أَحَدٌ مِنْكُمْ شَيْئًا بِغَيْرِ حَقِّهِ إِلَّا لَقِيَ اللَّهَ يَحْمِلُهُ يَوْمَ القِيَامَةِ، فَلَأَعْرِفَنَّ أَحَدًا مِنْكُمْ لَقِيَ اللَّهَ يَحْمِلُ بَعِيرًا لَهُ رُغَاءٌ، أَوْ بَقَرَةً لَهَا خُوَارٌ، أَوْ شَاةً تَيْعَرُ» ثُمَّ رَفَعَ يَدَهُ حَتَّى رُئِيَ بَيَاضُ إِبْطِهِ، يَقُولُ: «اللَّهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ» بَصْرَ عَيْنِي وَسَمْعَ أُذُنِي.
از ابوحمید ساعدی رضی الله عنه روایت است که می گوید: پيامبر صلى الله عليه وسلم شخصی از طايفه ی «اَزد»، به نام «ابن لُتبيّه» را برای جمع آوری زکات فرستاد و چون به مدينه بازگشت، گفت: اينها، (اموال زکات و) مالِ شماست و اين را هم به من هديه داده اند. پيامبر صلى الله عليه وسلم بالای منبر رفت و پس از حمد و ثنای الله فرمود: «أَمَّا بعْدُ، فَإِنِّي أَسْتعْمِلُ الرَّجُلَ مِنْكُمْ على الْعمَلِ مِمَّا ولاَّنِي اللَّه، فَيَأْتِي فَيَقُول: هَذَا لَكُمْ، وَهَذَا هَدِيَّةٌ أُهْدِيَت إِلَيَّ، أَفَلا جلس في بيتِ أَبيهِ أَوْ أُمِّهِ حتَّى تأْتِيَهُ هدیته إِنْ كَانَ صادقاً، واللَّه لا يأْخُذُ أَحدٌ مِنْكُمْ شَيْئًا بِغَيْرِ حقِّهِ إلاَّ لَقِيَ اللَّه تَعالَى، يَحْمِلُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ، فَلا أَعْرفَنَّ أَحداً مِنْكُمْ لَقِيَ اللَّه يَحْمِلُ بعِيرًا لَهُ رغَاء، أَوْ بَقرة لَهَا خُوار، أَوْ شاةً تيْعَرُ»: «اما بعد؛ من يکی از شما را بر کاری می گمارم که الله به من سپرده است؛ او (پس از انجام مأموريش) می آيد و می گويد: اين، از آن شماست و اين را به من هديه داده اند. پس اگر واقعاً راست می گويد، چرا در خانه ی پدر و مادرش نمی نشيند تا هديه اش به او برسد؟ به الله سوگند که هرکس چيزی را به ناحق بخورد، روز قيامت الله را در حالی ملاقات می کند که آن را بر دوشِ خويش حمل می کند؛ مبادا هيچيک از شما را ببينم که الله را در حالی ملاقات کند که شتر يا گاو يا گوسفندی که بانگ می زند، بر روی دوش او باشد». سپس دستانش را به اندازه ای بالا گرفت که سفيدی زيرِ بغلش ديده شد و فرمود: «اللَّهُمَّ هَلْ بَلَّغْتُ»: «يا الله، آيا تبليغ کردم؟».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم مردی از طایفه ی ازد که به وی ابن اللتبیه گفته می شد برای جمع آوری زکات به خدمت گرفت؛ پس از پایان کارش، وقتی به مدینه بازگشت به بخشی از اموال زکاتی که با خود آورده بود اشاره کرد و گفت: ای مسلمانان اینها برای شما هستند؛ و این مقدار را به من هدیه داده اند؛ این بود که رسول الله صلی الله علیه وسلم به منبر رفت تا در این زمینه نکاتی را به مردم بیاموزد و آنها را از این عمل بر حذر دارد؛ پس حمد و ثنای الله متعال گفت و سپس فرمود: «اما بعد، من مردی از میان شما را برای کاری به خدمت می گیرم که الله متعال مرا بدان مکلف کرده و در مورد اموال زکات و غنایم می باشد؛ اما وی پس از انجام ماموریتش می آید و می گوید: این برای شماست و این را به من هدیه داده اند؛ اگر راست می گوید چرا این شخص در خانه ی پدر یا مادرش نمی نشیند تا هدیه اش را بیاورند؛ ای کسانی که مسئولیتی به شما سپرده می شود، به خدا سوگند هیچیک از شما چیزی از آنچه به او داده می شود، به ناحق برای خود نمی گیرد مگر اینکه در روز قیامت الله متعال را درحالی ملاقات می کند که آن را بر دوش حمل می کند چه شتری باشد یا گاوی یا گوسفندی؛ سپس دستانش را چنان بلند نمود که صحابه رضی الله عنهم سفیدی زیر بغلش را دیدند و سه بار فرمود: بارالها آیا ابلاغ نمودم.

مرجع

صحيح البخاري (9/ 28) (6979). صحيح مسلم (3/ 1463) (1832). جمهرة اللغة، أبوبكر الأزدي (2/ 1067). المعجم الوسيط، مجمع اللغة العربية (2/ 1065). بهجة الناظرين شرح رياض الصالحين، لسليم الهلالي (1/ 305). تطرز رياض الصالحين، لفيصل آل مبارك (ص166). نزهة المتقين شرح رياض الصالحين، لمجموعة من الباحثين (1/ 234).

این حدیث در HadeethEnc.com

آن را نَخَر و در پیِ بازپس گيریِ صدقه ات نباش؛ هرچند آن را به يک درهم به تو بدهد؛ زيرا کسی که هدیه ی خود را پس می گيرد، مانند کسی است که استفراغ خود را می خورد.

عن عمر بن الخطاب رضي الله عنه قال: «حَمَلْتُ على فرس في سبيل الله، فأضاعه الذي كان عنده، فأردت أن أشتريه، وظننت أنه يبيعه بِرُخْصٍ، فسألت النبي صلى الله عليه وسلم ؟ فقال: لا تَشْتَرِهِ، ولا تعد في صدقتك؛ فإن أَعْطَاكَهُ بِدِرْهَمٍ؛ فإن العَائِدَ في هِبَتِهِ كالعَائِدِ في قَيْئِهِ».
از عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که می گوید: اسبی را به يکی از مجاهدان راهِ الله بخشيدم؛ ولی او در نگهداری از آن کوتاهی کرد. لذا با اين گمان که آن را به قيمتی ارزان می فروشد، تصميم گرفتم آن را بخرم. پس از رسول الله صلى الله عليه وسلم در این مورد پرسيدم؛ فرمود: «لا تَشْتَرِهِ، وَلا تَعُدْ فِي صَدَقَتِكَ، وإنْ أعْطَاكَهُ بِدِرْهَمٍ؛ فَإنَّ العَائِدَ في هِبَتِهِ كَالعَائِدِ في قَيْئِهِ»: «آن را نَخَر و در پیِ بازپس گيریِ صدقه ات نباش؛ هرچند آن را به يک درهم به تو بدهد؛ زيرا کسی که هدیه ی خود را پس می گيرد، مانند کسی است که استفراغ خود را می خورد».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

عمر بن خطاب رضی الله عنه مردی را برای جهاد در راه الله کمک نموده و اسبی به وی می بخشد تا با آن جهاد کند؛ اما فرد مذکور در رسیدگی به آن کوتاهی می کند و به خوبی از آن مراقبت نمی کند؛ و چنان حیوان را خسته می کند که لاغر و ضعیف می شود؛ به این ترتیب عمر رضی الله عنه تصمیم می گیرد آن را از او بخرد، چون می داند به سبب لاغری و ضعف اسب، آن را به قیمت ارزانی می فروشد؛ اما قبل از اینکه برای خرید آن اقدام کند، در این مورد با رسول الله صلی الله علیه وسلم مشورت می کند، چون در این مورد چیزی در دل دارد؛ و رسول الله صلی الله علیه وسلم او را از خریدن آن ولو با کمترین قیمت نهی می کند؛ چون آن را در راه الله بخشیده است و نباید نفسش به دنبال آن بوده و وابسته به آن باشد؛ تا مبادا صاحب آن متوجه این مساله شود و آن را به او ببخشد؛ و به این ترتیب به چیزی که بخشیده باز گردد؛ چون از تصرف وی خارج شده و کفاره ی گناهانش گردیده و خباثت و پلیدی را از او بیرون کرده است؛ بنابراین شایسته نیست به آن بازگردد و آن را بازپس گیرد. و به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم خریدن آن را بازگشت به صدقه می نامد، با وجود اینکه آن را به قیمتش می خرد؛ و این کار را به بازگشت به استفراغ تشبیه می کند و مانند خوردن استفراغ زشت و قبیح و منفور معرفی می نماید.

مرجع

تيسير العلام شرح عمدة الأحكام، للبسام، حققه وعلق عليه وخرج أحاديثه وصنع فهارسه: محمد صبحي بن حسن حلاق، ط10، مكتبة الصحابة، الإمارات - مكتبة التابعين، القاهرة، 1426هـ. الإلمام بشرح عمدة الأحكام، لإسماعيل الأنصاري، ط1، دار الفكر، دمشق، 1381هـ. عمدة الأحكام من كلام خير الأنام صلى الله عليه وسلم، لعبد الغني المقدسي، دراسة وتحقيق: محمود الأرناؤوط، مراجعة وتقديم: عبد القادر الأرناؤوط، ط2، دار الثقافة العربية، دمشق ، بيروت، مؤسسة قرطبة، 1408 هـ. صحيح البخاري، تحقيق: محمد زهير بن ناصر الناصر، ط1، دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم: محمد فؤاد عبد الباقي)، 1422هـ. صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، دار إحياء التراث العربي، بيروت، 1423هـ.

این حدیث در HadeethEnc.com

کسی که بخشش خود را پس می گيرد، مانند کسی است که استفراغ خود را می خورد.

عن عبد الله بن عباس رضي الله عنهما مرفوعاً: "العائد في هِبَتِهِ، كالعائد في قَيْئِهِ". وفي لفظ: "فإن الذى يعود في صدقته: كالكلب يَقِئ ُثم يعود في قيئه".
از عبدالله بن عباس رضی الله عنهما روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «العائِدُ في هِبَتِهِ كالعائِدِ في قَيْئِهِ»: «کسی که بخشش خود را پس می گيرد، مانند کسی است که استفراغ خود را می خورد». و در لفظی آمده است: «فَإِنَّ الَّذِيْ يَعُودُ في صَدَقَتِهِ كَالْكَلْبِ يَقِيءُ ثُمَّ يَعُودُ في قَيْئِهِ»: «کسی که به صدقه و بخششی که کرده باز می گردد، مانند سگی است که استفراغ می کند و به استفراغش باز می گردد (و آن را می خورد)».
متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

رسول الله صلی الله علیه وسلم برای بازگشت به هدیه، مثال بسیار زشت و قبیحی می زند تا قباحت این کار را بیان کند؛ اینکه چنین فردی مانند سگی است که استفراغ می کند و سپس به استفراغش بازگشته و آن را می خورد؛ و این مثال بیانگر قباحت و زشتی این کار و پستی و فرومایگی کسی است که مرتکب آن می شود.

مرجع

- صحيح البخاري –الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. - صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. - تيسير العلام شرح عمدة الأحكام-عبد الله البسام-تحقيق محمد صبحي حسن حلاق- مكتبة الصحابة- الشارقة- الطبعة العاشرة- 1426ه. - منحة العلام في شرح بلوغ المرام:تأليف عبد الله الفوزان-طبعة دار ابن الجوزي-الطبعة الأولى 1428. - فتح ذي الجلال والإكرام بشرح بلوغ المرام للشيخ ابن عثيمين- المكتبة الإسلامية القاهرة- تحقيق صبحي رمضان وأم إسراء بيومي- الطبعة الأولى 1427.

این حدیث در HadeethEnc.com

رسول الله صلی الله علیه وسلم برای کسی که مال و اموالی به او بخشیده شده بود، به عُمْرَى قضاوت نمود.

عن جابر بن عبد الله رضي الله عنهما قال: «قضى رسول الله صلى الله عليه وسلم بالعُمْرَى لمن وهبت له». وفي لفظ: «من أُعمِر عمرى له ولعقبه؛ فإنها للذي أعطيها، لا ترجع إلى الذي أعطاها؛ لأنه أعطى عطاء وقعت فيه المواريث». وقال جابر: «إنما العمرى التي أجازها رسول الله صلى الله عليه وسلم ، أن يقول: "هي لك ولعقبك"، فأما إذا قال: "هي لك ما عشت"؛ فإنها ترجع إلى صاحبها». وفي لفظ لمسلم: «أمسكوا عليكم أموالكم ولا تفسدوها، فإنه من أُعمِر عمرى فهي للذي أُعمِرها حيًّا وميتًا ولعقبه».
از جابر بن عبدالله رضی الله عنهما روایت است که می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم برای کسی که مال و اموالی به او بخشیده شده بود، به عُمْرَى قضاوت نمود. و در روایتی آمده است: «مَنْ أُعْمِرَ عُمْرَى لَهُ وَلِعَقِبِهِ، فَإِنَّهَا لِلَّذِي أُعْطِيَهَا، لا تَرْجِعُ إلَى الَّذِي أَعْطَاهَا؛ لأَنَّهُ أعطى عَطَاءٌ وَقَعَتْ فِيهِ الْمَوَارِيثُ»: «به هرکس چیزی بخشیده شد، برای او و فرندانش خواهد بود و به کسی که آن را بخشیده باز گردانده نمی شود چون چیزی که بخشیده وارد ارث می شود». و جابر می گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم به بخششی که برای دیگری و وارثش باشد، اجازه داده است اما اینکه بخشش مذکور فقط تا زمان زنده بودن فردی باشد که چیزی به او بخشیده شده، پس از آن به صاحبش بازگردانده می شود. و در روایت مسلم آمده است: «أَمْسِكُوا عَلَيْكُمْ أَمْوَالَكُمْ وَلاَ تُفْسِدُوهَا، فَإِنَّهُ مَنْ أُعْمِرَ عُمْرَى فَهِيَ لِلَّذِي أُعْمِرَهَا، حَيًّا وَمَيِّتًا، وَلِعَقِبِهِ»: «از اموال تان نگهداری کنيد و آنها را تلف نکنید؛ زيرا هرکس چيزی را به صورت عمری هبه کند، در زندگی وی و پس از مرگ به موهوب له و نسلش تعلق می گيرد».
به روایت مسلم - متفق علیهدرجهصحیح است
شرح

«العُمْرى» و مانند آن «الرُّقْبى» دو نوع بخشش می باشند که در جاهلیت رواج داشتند. به این صورت که فردی با این کلمات خانه یا هر چیز دیگری را به دیگری می بخشید: «أعمرتك إياها»: «آن را به تو بخشیدم» یا «أعطيتكها عمرك أو عمري»: «آن را تا زنده بودن تو یا خودم به تو بخشیدم». و به این ترتیب مراقب مرگ کسی بودند که چیزی به وی بخشیده شده بود، تا به آنچه بخشیده بودند، دوباره دست یابند. چنین بود که شریعت بخشش کردن را تایید نمود و شرطی را که در این زمینه رواج داشت و بازگشتن به بخشش بود، باطل اعلام کرد. چون کسی که به بخشش خود باز می گردد مانند سگی است که استفراغ می کند و سپس به استفراغ خود بازمی گردد. به همین دلیل رسول الله صلی الله علیه وسلم به حفظ اموال شان دستور می دهد و اینکه گمان نکنند این شرط لازم الاجرا بوده و مراجعه آنها به چیزی که بخشیدند، مباح است؛ لذا می فرماید: «از اموال تان نگهداری کنيد و آنها را تلف نکنید؛ زيرا هرکس چيزی را به صورت عمری هبه کند، در زندگی وی و پس از مرگ، به موهوب له و نسلش تعلق می گيرد».

مرجع

- صحيح البخاري –الجامع الصحيح-؛ للإمام أبي عبد الله محمد بن إسماعيل البخاري، عناية محمد زهير الناصر، دار طوق النجاة، الطبعة الأولى، 1422هـ. - صحيح مسلم؛ للإمام مسلم بن الحجاج، حققه ورقمه محمد فؤاد عبد الباقي، دار عالم الكتب-الرياض، الطبعة الأولى، 1417هـ. - الإلمام بشرح عمدة الأحكام للشيخ إسماعيل الأنصاري-مطبعة السعادة-الطبعة الثانية 1392ه. - تيسير العلام شرح عمدة الأحكام-عبد الله البسام-تحقيق محمد صبحي حسن حلاق- مكتبة الصحابة- الشارقة- الطبعة العاشرة- 1426ه.

این حدیث در HadeethEnc.com
۸ از ۹
۹ حدیث
  1. ولی اگر او را به دايی هايت می بخشيدی، پاداشِ بيشتری به تو می رسيد.
  2. ای رسول خدا، دو همسايه دارم؛ به کداميک از آنها هديه بدهم؟ فرمود: «به آن که درب خانه اش به تو نزديک تر است».
  3. زنی پارچه ی بافته شده ای نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم آورد.
  4. گورخری به رسول الله صلى الله عليه وسلم اهدا کردم.
  5. پيامبر صلى الله عليه وسلم شخصی از طايفه ی «اَزد»، به نام «ابن لُتبيّه» را برای جمع آوری زکات فرستاد و چون به مدينه بازگشت، گفت: اينها، (اموال زکات و) مالِ شماست و اين را هم به من هديه داده اند. پيامبر صلى الله عليه وسلم بالای منبر رفت و پس از حمد و ثنای الله فرمود.
  6. آن را نَخَر و در پیِ بازپس گيریِ صدقه ات نباش؛ هرچند آن را به يک درهم به تو بدهد؛ زيرا کسی که هدیه ی خود را پس می گيرد، مانند کسی است که استفراغ خود را می خورد.
  7. کسی که بخشش خود را پس می گيرد، مانند کسی است که استفراغ خود را می خورد.
  8. رسول الله صلی الله علیه وسلم برای کسی که مال و اموالی به او بخشیده شده بود، به عُمْرَى قضاوت نمود.
  9. آزاد کردن برده برای کسی است که صاحب نعمت آزاد کردن آن است.

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com