پرش به محتوا
احادیث با شرح

آيا از كسی شرم نكنم كه ملائکه از او شرم می كنند؟!

عن عائشة قالت: كان رسولُ الله صلى الله عليه وسلم مُضْطجِعًا في بيتي، كاشفًا عن فَخِذَيْه، أو ساقَيْه، فاسْتأذَن أبو بكر فأذِنَ له، وهو على تلك الحال، فتحدَّثَ، ثم اسْتأذَن عُمر، فأذِن له، وهو كذلك، فتحدَّث، ثم اسْتأذَن عثمان، فجلس رسول الله صلى الله عليه وسلم ، وسوَّى ثِيابه -قال محمد: ولا أقول ذلك في يوم واحد- فَدَخَل فتحدَّث، فلمَّا خرج قالت عائشة: دخل أبو بكر فلم تَهْتَشَّ له ولم تُبَالِه، ثم دخل عمر فلم تَهْتَشَّ له ولم تُبَالِه، ثم دخل عثمان فجلستَ وسوَّيتَ ثيابك فقال: «ألا أسْتَحِي من رجل تَسْتَحِي منه الملائكةُ».
از عایشه رضی الله عنها روایت است که می گوید: رسول الله صلى الله عليه وسلم در خانه ی من بر يک پهلو دراز كشيده بود و قسمتی از ران يا ساق پايش برهنه بود؛ در اين هنگام ابوبكر اجازه ی ورود خواست، رسول الله صلى الله عليه وسلم در همان حالتی كه بود به او اجازه ورود داده و او مطلب خود را بيان نمود؛ سپس عمر اجازه ی ورود خواست و رسول الله صلى الله عليه وسلم در همان حالت و وضعیتی که داشت، به او نیز اجازه ی ورود داد و او هم مطلب خود را بيان نمود؛ سپس عثمان اجازه ی ورود خواست، پس رسول الله صلى الله عليه وسلم بر جای خود نشست و لباسش را صاف نمود. - محمد يكی از راويان حديث می گويد: و من نمی گويم رعايت این مساله در يک روز بوده است (يعنی هميشه با آمدن عثمان، رسول الله صلى الله عليه وسلم چنين رفتار می کرد] - آنگاه عثمان وارد شد و مطلب خود را بيان نمود. بعد از اينكه عثمان خارج شد، عايشه رضی الله عنها گفت: هنگامی كه ابوبكر وارد شد، به او توجه و اعتنايی نكرديد، همچنين هنگامی كه عمر وارد شد به او توجه و اعتنايی ننموديد، اما وقتی عثمان وارد شد نشستيد و لباس خود را مرتب نموديد؟! رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «أَلَا أَسْتَحِي مِنْ رَجُلٍ تَسْتَحِي مِنْهُ الْمَلَائِكَةُ»: «آيا از كسی شرم نكنم كه ملائکه از او شرم می كنند؟!»
به روایت مسلمدرجهصحیح است
شرح

عایشه رضی الله عنها حکایت می کند که روزی رسول الله صلى الله عليه وسلم در خانه اش بر يک پهلو دراز كشيده بود و قسمتی از ران ها يا ساق های پايش برهنه بود؛ در اين هنگام ابوبكر رضی الله عنه اجازه ی ورود خواست و رسول الله صلى الله عليه وسلم در همان وضعیتی كه بود به او اجازه ی ورود داده و او مطلب خود را بيان نمود؛ سپس عمر رضی الله عنه اجازه ی ورود خواست و رسول الله صلى الله عليه وسلم در همان وضعیتی که بود، به او نيز اجازه ی ورود داد و او هم مطلب خود را بيان نمود؛ سپس عثمان رضی الله عنه اجازه ی ورود خواست که رسول الله صلى الله عليه وسلم نشست و لباسش را صاف نمود و ران ها یا ساق هایش را پوشاند، سپس به او اجازه ی ورود داد. آنگاه عثمان رضی الله عنه وارد شد و مطلب خود را بيان نمود. بعد از اينكه عثمان رضی الله عنه خارج شد، عايشه رضی الله عنها گفت: هنگامی كه ابوبكر وارد شد به او توجه و اعتنايی نكرديد، همچنين هنگامی كه عمر داخل شد به او توجه و اعتنايی ننموديد، اما وقتی عثمان وارد شد نشستيد و لباس خود را مرتب نموديد و ران ها یا ساق های خود را پوشاندید؟! رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: «آيا از كسی شرم نكنم كه ملائکه از او شرم می كنند؟!»؛ یعنی: ملائکه ی خداوند رحمان از عثمان حیا و شرم می کنند، چطور من از او شرم نکنم؟ نمی توان به این حدیث استدلال نمود که ران عورت نیست، زیرا چیزی که مکشوف و برهنه بوده و در حدیث آمده، در مورد آن شک و تردید وجود دارد و مشخص نیست ساق برهنه بوده یا ران. پس نمی توان با استدلال به این حدیث بطور قطع به جواز کشف ران قائل شد. همچنین احادیثی که در آنها بحث برهنه نمودن ران آمده، احادیث فعلی بوده نه قولی، یعنی اصحاب فعل ایشان را در این خصوص ذکر کرده اند و راویان آن، اصحاب کم و سن و سال هستند؛ اما احادیثی که ران را عورت می دانند به احتیاط نزدیک تر بوده و بزرگان صحابه آنها را روایت نموده اند و جزو احادیث قولی است و قول بر فعل مقدم است و فعل می تواند در بر دارنده احتمالاتی باشد؛ و فتوای کمیته دائمی فتوا نیز ران را عورت می داند.

مرجع

- صحيح مسلم، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. - إكمال المعلم بفوائد مسلم لعياض بن موسى بن عياض اليحصبي السبتي، المحقق: الدكتور يحيى إسماعيل، الناشر: دار الوفاء للطباعة والنشر والتوزيع، مصر، الطبعة: الأولى، 1419 هـ - 1998 م. - المنهاج شرح صحيح مسلم بن الحجاج، للنووي، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، الطبعة: الثانية، 1392ه. - الصحاح تاج اللغة وصحاح العربية, أبو نصر إسماعيل بن حماد الجوهري الفارابي, تحقيق: أحمد عبد الغفور عطار, دار العلم للملايين – بيروت, الطبعة: الرابعة 1407 هـ‍ - 1987 م. - عمدة القاري شرح صحيح البخاري، لمحمود بن أحمد الحنفى بدر الدين العينى، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت. - التوضيح لشرح الجامع الصحيح, ابن الملقن سراج الدين أبو حفص عمر بن علي الشافعي, ت: دار الفلاح للبحث العلمي وتحقيق التراث, دار النوادر، دمشق – سوريا, الطبعة: الأولى، 1429 هـ - 2008 م. - فتاوى اللجنة الدائمة - المجموعة الأولى, اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء, جمع وترتيب: أحمد بن عبد الرزاق الدويش, الناشر: رئاسة إدارة البحوث العلمية والإفتاء - الإدارة العامة للطبع – الرياض. - فيض القدير شرح الجامع الصغير, زين الدين محمد المدعو بعبد الرؤوف بن تاج العارفين المناوي القاهري، الناشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر, الطبعة: الأولى، 1356.

این حدیث در HadeethEnc.com
برتبری صحابه رضى الله عنهم

هر حدیث، درجه، شرح و فایده در اینجا دقیقاً همان‌گونه که HadeethEnc.com منتشر می‌کند، بر پایهٔ شرایط بازنشر آن، نشان داده شده است. درجه نام کسی را که حکم داده است نمی‌آورد. ترجمه‌ها و شرح‌ها از نویسندگان خودِ آن است و برخی احکامی را بیان می‌کنند؛ بازبینان سبیل آن‌ها را بررسی نکرده‌اند. حدیث عربی، متن اصلی است. منبع: HadeethEnc.com