سیدھے مواد پر جائیں
Tafsir As-Saadi - Persian · Al-Maaida
سورت 5

Al-Maaida

یہ عربی کے سوا کسی اور زبان میں ایک تفسیر ہے جیسا Quranic Universal Library (QUL، از Tarteel) کے پاس ہے، QUL کے ڈیٹا کی اس کھلی نقل سے لیا گیا جو spa5k/tafsir_api رکھتا ہے۔ QUL کے اندراج میں یہ نہیں بتایا گیا کہ اسے کس نے لکھا یا ترجمہ کیا اور وہ کس چھپے ہوئے ایڈیشن کی پیروی کرتی ہے، اور متن کے لیے کوئی لائسنس بیان نہیں کیا گیا، اس لیے اسے دکھانے کا حق تصدیق شدہ نہیں۔ کسی نے اسے چھپی ہوئی کتاب سے نہیں ملایا اور کسی عالم نے اس کا جائزہ نہیں لیا۔ ہر حصہ ان آیات کے ساتھ ہے جن پر وہ تبصرہ کرتا ہے، اور وہ آیات Tanzil کا قرآنی متن ہیں، جیسا وہاں ہے۔ سبیل نے اس میں سے کچھ نہیں لکھا اور نہ اس کا ترجمہ کیا۔

متن ماخوذ ازQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMIT2026-10-21 کو لیا گیا

آیات 20–26

وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِۦ يَـٰقَوْمِ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَةَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنۢبِيَآءَ وَجَعَلَكُم مُّلُوكًا وَءَاتَىٰكُم مَّا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِّنَ ٱلْعَـٰلَمِينَ 20 يَـٰقَوْمِ ٱدْخُلُوا۟ ٱلْأَرْضَ ٱلْمُقَدَّسَةَ ٱلَّتِى كَتَبَ ٱللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا۟ عَلَىٰٓ أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا۟ خَـٰسِرِينَ 21 قَالُوا۟ يَـٰمُوسَىٰٓ إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىٰ يَخْرُجُوا۟ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُوا۟ مِنْهَا فَإِنَّا دَٰخِلُونَ 22 قَالَ رَجُلَانِ مِنَ ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمَا ٱدْخُلُوا۟ عَلَيْهِمُ ٱلْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَـٰلِبُونَ ۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓا۟ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ 23 قَالُوا۟ يَـٰمُوسَىٰٓ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَآ أَبَدًا مَّا دَامُوا۟ فِيهَا ۖ فَٱذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَـٰتِلَآ إِنَّا هَـٰهُنَا قَـٰعِدُونَ 24 قَالَ رَبِّ إِنِّى لَآ أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِى وَأَخِى ۖ فَٱفْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ ٱلْقَوْمِ ٱلْفَـٰسِقِينَ 25 قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً ۛ يَتِيهُونَ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْفَـٰسِقِينَ 26

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنبِيَاء وَجَعَلَكُم مُّلُوكًا وَآتَاكُم مَّا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًا مِّن الْعَالَمِينَ و موسي به قوم خود گفت : اي قوم من ، نعمتي را که خدا بر شما ارزاني داشته است ياد کنيد ، که از ميان شما پيامبران و پادشاهاني پديد آورد و به شما چيزهايي عنايت کرد که به هيچ يک از مردم جهان عنايت نکرده است. يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ ؛ اي قوم من ، به زمين مقدسي که خدا برايتان مقرر کرده است داخل شويد و، باز پس مگرديد که زيان ديده باز مي گرديد. قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ؛ گفتند : اي موسي ، در آنجا مردمي جبارند و ما به آن سرزمين در نياييم تاآنگاه که آن جباران بيرون شوند اگر آنان از آن سرزمين بيرون شوند ، بدان داخل شويم. قَالَ رَجُلاَنِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ؛ دو مرد از آنان که پرهيزگاري پيشه داشتند و خدا نعمتشان عطا کرده بود گفتند : از اين دروازه بر آنان داخل شويد ، و چون به شهر در آمديد شما پيروز خواهيد شد و بر خدا توکل کنيد اگر از مؤمنان هستيد. قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ؛ گفتند : اي موسي ، تا وقتي که جباران در آنجايند هرگز بدان شهر داخل ، نخواهيم شد ما اينجا مي نشينيم ، تو و پروردگارت برويد و با آنها نبرد کنيد. قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ ؛ گفت : اي پروردگار من ، من تنها مالک نفس خويش و برادرم هستم ميان من و اين مردم نافرمان جدايي بينداز. قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ؛ خدا گفت : ورود به آن سرزمين به مدت چهل سال برايشان حرام شد و در، آن بيابان سرگردان خواهند ماند پس براي اين نافرمانان اندوهگين مباش.

(20) پس از آنکه خداوند بر موسی و قومش منّت نهاد و آنان را از فرعون و قومش، و از بردگی و اسارت فرعونیان نجات داد، آنها به سمت وطن و مملکت خود که بیت‌المقدس و اطراف آن بود، رفتند و به نزدیکی‌های بیت‌المقدس رسیدند. آنگاه خداوند جهاد با دشمنان را بر آنها فرض کرد تا دشمن را از سرزمین خود بیرون برانند. بنابراین موسی ـ علیه السلام ـ برای آنها موعظه کرد و به آنها تذکر داد و نعمت‌های الهی را بر آنان یاد آوری نمود تا عزم آنان برای جهاد تقویت گردد. پس موسی گفت: (﴿ٱذۡكُرُواۡ نِعۡمَةَ ٱللَّهِ عَلَيۡكُمۡ﴾) نعمت خدا را با دل و زبانتان یادآوری کنید؛ زیرا یادآوری نعمت خدا به محبت وی می‌انجامد، و در مسیر عبادت خدا به آدمی نیرو می‌بخشد. (﴿إِذۡ جَعَلَ فِيكُمۡ أَنۢبِيَآءَ﴾) آنگاه که در میان شما پیامبرانی را قرار داد که شما را به سوی نور و هدایت فراخواندند، و از زشتی‌ها برحذر داشتند، و شما را برای به‌دست آوردن سعادتِ جاودانگی تشویق و تحریک‌کردند، و چیزهایی را به شما آموختند که نمی‌دانستید. (﴿وَجَعَلَكُم مُّلُوكٗا﴾) و شما را پادشاهانی قرار داد که اختیارتان در دست خودتان است، و دشمن نمی‌تواند شما را بردۀ خود قرار دهد. و اکنون اختیارتان در دست خودتان است و می‌توانید دینتان را اقامه نمایید. (﴿وَءَاتَىٰكُم﴾) و به شما نعمت‌های دینی و دنیوی [فراوانی] بخشیده است، (﴿مَّا لَمۡ يُؤۡتِ أَحَدٗا مِّنَ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾) که به هیچ‌یک از جهانیان نداده است؛ زیرا بنی‌اسرائیل ـ در آن زمان ـ برگزیده‌ترین و بهترین و محترم‌ترین مردم نزد خدا بودند، و خداوند به آنها نعمت‌هایی بخشیده بود که دیگران نداشتند. پس نعمت‌های دینی و دنیوی را به آنان یادآور شد؛ نعماتی که شایسته بود نهال ایمان و استقامت و پایداری بر جهاد را در دل آنان بکارد.

(21) بنابراین فرمود: (﴿يَٰقَوۡمِ ٱدۡخُلُواۡ ٱلۡأَرۡضَ ٱلۡمُقَدَّسَةَ﴾) ای قوم من! به سرزمین مقدس و پاکی وارد شوید، (﴿ٱلَّتِي كَتَبَ ٱللَّهُ لَكُمۡ﴾) که خداوند آن را برایتان مقرّر نموده است. پس خداوند خبری اطمینان بخش به آنان داد ـ‌اگر مؤمن واقعی باشند و خبر خدا را تصدیق کنند، و به آن ایمان داشته باشندـ و آن خبر عبارت است از اینکه خداوند به آنان وعده داده است که به سرزمین مقدّس وارد خواهند شد و بر دشمنشان پیروز خواهند گشت. (﴿وَلَا تَرۡتَدُّواۡ عَلَىٰٓ أَدۡبَارِكُمۡ فَتَنقَلِبُواۡ خَٰسِرِينَ﴾) و برنگردید، که زیانکار خواهید گشت؛ زیرا با از دست دادن پیروزی بر دشمنان، و فتح شدن سرزمینتان، در دنیا دچار زیان شدید، و پاداش و ثواب اخروی را از دست دادید و با ارتکاب گناهان، مستحق عقاب و عذاب گشتید.

(22) اما آنها سخنی را بر زبان آوردند که بر ضعف دل‌هایشان و سستی آنها و عدم اهتمامشان به دستور خدا و پیامبرش دلالت می‌نمود. پس گفتند: (﴿قَالُواۡ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّ فِيهَا قَوۡمٗا جَبَّارِينَ﴾) ای موسی! در آن سرزمین قومی سرکش و زورمند و دلیر وجود دارد؛ یعنی وجود چنین قومی، یکی از موانعی است که ما نمی‌توانیم وارد آن شویم . (﴿وَإِنَّا لَن نَّدۡخُلَهَا حَتَّىٰ يَخۡرُجُواۡ مِنۡهَا فَإِن يَخۡرُجُواۡ مِنۡهَا فَإِنَّا دَٰخِلُونَ﴾) و ما تا آنها از آن بیرون نروند وارد آنجا نمی‌شویم، پس اگر بیرون روند ما داخل خواهیم شد. و این به خاطر بزدلی و عدم یقین آنان بود، و اگر آنان بینش و بصیرتی داشتند، در می‌یافتند که همۀ آنها فرزندان آدم، و انسان هستند، و نیرومند و قوی کسی است که خداوند او را با قدرت خویش یاری کند؛ زیرا هیچ توانایی و حرکتی، جز با کمک خدا انجام نمی‌شود. و می‌دانستند که آنها بر دشمن پیروز خواهند شد، چون خدا به آنان وعدۀ پیروزی داده بود.

(23) (﴿قَالَ رَجُلَانِ مِنَ ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَيۡهِمَا﴾) دو نفر از مردان خدا ترس که خداوند نعمت گفتار حق را در جایی به آنها داده بود که به این‌گونه اظهارات بسیار نیاز بود. و نعمت صبر و یقین را به آنها داده بود، درحالی که قومشان‌را بر جنگیدن با دشمن و اشغال شهرهایشان تشویق و تحریک می‌کردند، گفتند: (﴿ٱدۡخُلُواۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡبَابَ فَإِذَا دَخَلۡتُمُوهُ فَإِنَّكُمۡ غَٰلِبُونَ﴾) یعنی پیروزی‌تان مشروط به این است که قاطعانه به رویارویی با آنها تصمیم بگیرید، و از دروازه بر آنها وارد شوید. پس هر گاه شما وارد شدید، آنها شکست خواهند خورد. پس آنها را دستور دادند که بهترین آمادگی را داشته باشند و گفتند: (﴿وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓاۡ إِن كُنتُم مُّؤۡمِنِينَ﴾) و بر خدا توکل کنید اگر شما مؤمن هستید؛ زیرا توکل بر خدا، به خصوص در چنین مواقعی، کار را آسان می‌نماید، و باعث پیروزی بر دشمن می‌شود. و این بر واجب بودن توکلِ برخدا دلالت می‌کند. نیزدلالت می‌نماید که توکلِ بنده، به اندازۀ ایمانش خواهد بود.

(24) این سخن در آنها اثر مفیدی برجای نگذاشت، و سرزنش در مورد آنها کارساز واقع نشد، پس آنان سخنِ خوارترین مردمان را بر زبان آوردند و گفتند: (﴿قَالُواۡ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّا لَن نَّدۡخُلَهَآ أَبَدٗا مَّا دَامُواۡ فِيهَا فَٱذۡهَبۡ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَٰتِلَآ إِنَّا هَٰهُنَا قَٰعِدُونَ﴾) «ای موسی! تا وقتی که آنها در آنجا هستند ما هرگز وارد آن نمی‌شویم. پس تو و پروردگارت بروید و بجنگید، ما اینجا نشسته‌ایم.» چه سخن زشتی است که بر زبان آوردند! و در این تنگنا و موقعیت بحرانی که می‌بایست پیامبرشان را یاری کرده و عزت و افتخار را برای خود رقم بزنند، چه زشت با پیامبرشان روبرو شدند! از اینجا تفاوت امت محمد صلی الله علیه وسلم و سایر امت‌ها آشکار می‌گردد؛ چرا که پیامبر صلی الله علیه وسلم وقتی که با یاران خود در مورد جنگ بدر مشورت کرد، با وجود اینکه ایشان نفرمودند حتماً باید در این جنگ مرا همراهی کنید. گفتند:«ای پیامبر خدا! اگر ما را از این دریا عبور دهی، عبور خواهیم کرد، اگر به سمت «برک غماد»[: شهر حبشه] حرکت کنی، همراه شما خواهیم آمد، و هیچ یک از ما از تو جدا نخواهد شد. ما هرگز سخن قوم موسی را که به او گفتند:[بروید شما و خدایتان بجنگید، ما اینجا نشسته‌ایم] به شما نخواهیم گفت، بلکه می‌گوییم:«تو و پروردگارت بروید بجنگید، و ما هم همراه شما می‌جنگیم، و از جلو و عقب و چپ و راست به جنگ و دفاع خواهیم پرداخت.»

(25) وقتی که موسی ـ علیه السلام ـ سرکشی و عناد آنان را مشاهده کرد، (﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي لَآ أَمۡلِكُ إِلَّا نَفۡسِي وَأَخِي﴾) گفت: «پروردگارا ! من تنها اختیار خود و برادرم را دارم.» و ما توان پیکار با آنها را نداریم و نمی‌توانیم آنان را با زور به میدان جنگ بکشانیم. (﴿فَٱفۡرُقۡ بَيۡنَنَا وَبَيۡنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ﴾) پس خدایا ! میان ما و آنها داوری کن، به این صورت سزا وعقوبتی را که حکمت تو اقتضا می‌نماید، بر آنها فرود آر. و این دلالت می‌نماید که سخن و کردار آنها، از گناهان کبیره و موجب فسق است.

(26) (﴿قَالَ﴾) خداوند دعای موسی را پذیرفت و فرمود: (﴿فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيۡهِمۡۛ أَرۡبَعِينَ سَنَةٗۛ يَتِيهُونَ فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) «آن سرزمین چهل سال بر آنها ممنوع است، و در بیابان‌ها سرگردان می‌گردند.» یعنی سزای آنها این است که وارد شدن به این شهر، که ورود به آن را به آنان وعده داده بودیم، به مدت چهل سال برای آنان حرام و ممنوع گردید. و آنها در این مدت در بیابان‌ها سرگردان می‌شو‌ند و راهی نمی‌یابند و آسایش و اطمینان خاطر ندارند. این سزای دنیوی است، و شاید خداوند این سزا را، کفارۀ گناهان آنان قرار داده و سزای بزرگ‌تری را از آنان دور نموده است. این دلیلی است بر اینکه سزا و مجازات گناه، گاهی با از بین رفتن برخی از نعمت‌های موجود خواهد بود و گاهی با دفع یا به تأخیر انداختن بلایی صورت می‌گیرد که سبب انعقاد آن ـ بلا ـ فراهم شده است. و شاید فلسفه و حکمت سرگردانی چهل سالۀ آنان، این است که در این مدت، بیشتر کسانی که این سخن را گفته بودند، بمیرند. دل‌هایی که هیچ صبر و استقامتی در آن نبود، بلکه به بردگی برای دشمن انس گرفته، و همّت و اراده‌ای در آن نبود که آنها را به جایگاهی از سربلندی و مجد و عظمت برساند، و به ظهور و سر بر آوردن نسل جدیدی بینجامد که خرد و اندیشۀ آنان، بر چیره شدن بر دشمنان، و عدم پذیرش بردگی که مانع رسیدن به خوشبختی است، پرورش یابد. و از آنجا که خداوند می‌دانست موسی نسبت به مردم -به ویژه نسبت به قوم خودش- بی‌نهایت مهربان است و چه بسا دلش به حال آنها بسوزد، و مهربانی و عطوفتش او را وادار کند به خاطر گرفتاری به این عقوبت و سزا، برای آنها غم بخورد، یا دست دعا بلند نماید که خدا این عقوبت و عذاب را از آنها دور کند، با وجود اینکه خداوند، این عقوبت را بر آنان قطعی نمود و قابل برگشت نمی‌باشد، فرمود: (﴿فَلَا تَأۡسَ عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡفَٰسِقِينَ﴾) برای قوم فاسق متأسف مباش، و غم مخور؛ زیرا آنان فساد و تباهی کرده، و گناه و فسقشان مقتضی آن است که به چنین عذابی گرفتار شوند، و این ستمی از جانب خدا نیست.