سیدھے مواد پر جائیں
Tafsir As-Saadi - Persian · An-Nisaa
سورت 4

An-Nisaa

یہ عربی کے سوا کسی اور زبان میں ایک تفسیر ہے جیسا Quranic Universal Library (QUL، از Tarteel) کے پاس ہے، QUL کے ڈیٹا کی اس کھلی نقل سے لیا گیا جو spa5k/tafsir_api رکھتا ہے۔ QUL کے اندراج میں یہ نہیں بتایا گیا کہ اسے کس نے لکھا یا ترجمہ کیا اور وہ کس چھپے ہوئے ایڈیشن کی پیروی کرتی ہے، اور متن کے لیے کوئی لائسنس بیان نہیں کیا گیا، اس لیے اسے دکھانے کا حق تصدیق شدہ نہیں۔ کسی نے اسے چھپی ہوئی کتاب سے نہیں ملایا اور کسی عالم نے اس کا جائزہ نہیں لیا۔ ہر حصہ ان آیات کے ساتھ ہے جن پر وہ تبصرہ کرتا ہے، اور وہ آیات Tanzil کا قرآنی متن ہیں، جیسا وہاں ہے۔ سبیل نے اس میں سے کچھ نہیں لکھا اور نہ اس کا ترجمہ کیا۔

متن ماخوذ ازQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMIT2026-10-21 کو لیا گیا

آیات 145–147

إِنَّ ٱلْمُنَـٰفِقِينَ فِى ٱلدَّرْكِ ٱلْأَسْفَلِ مِنَ ٱلنَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا 145 إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ وَأَصْلَحُوا۟ وَٱعْتَصَمُوا۟ بِٱللَّهِ وَأَخْلَصُوا۟ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ مَعَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ۖ وَسَوْفَ يُؤْتِ ٱللَّهُ ٱلْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا 146 مَّا يَفْعَلُ ٱللَّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَءَامَنتُمْ ۚ وَكَانَ ٱللَّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا 147

إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا ؛ هر آينه منافقان در فروترين طبقات آتش هستند و هرگز برايشان ياوري ، نمي يابي. إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَاعْتَصَمُواْ بِاللّهِ وَأَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلّهِ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا ؛ مگر آنان که توبه کرده اند و از تباهي باز آمده اند و به خدا توسل جسته اند و براي خدا از روي اخلاص به دين گرويده اند اينان در زمره مؤمنانندو خدا به مؤمنان اجري عظيم خواهد داد. مَّا يَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا؛ چرا خدا شما را عذاب کند اگر سپاسگزار باشيد و ايمان آوريد ? در حالي که شکر پذير و داناست.

(145) خداوند از سرانجام منافقان خبر داده و بیان می‌کند که آنها در اعماق جهنم و در پایین‌ترین طبقات عذاب و بدترین حالت‌های آن قرار دارند. پس آنها پایین‌تر از کافران به‌سر می‌برند؛ زیرا آنان در کفر ورزیدن به خدا و دشمنی کردن با پیامبرانش، با کافران مشارکت داشتند، و اضافه بر این، با مؤمنان از راه مکر و فریب و دشمنی درآمدند و در این کار شگردهای عجیب و غریبی به‌کار ‌بردند که کمتر کسی از نیّات پلید آنان اطلاع حاصل می‌کرد. آنان طوری عمل می‌کردند که احکام اسلام بر آنها جاری گردد، و خود را مستحق چیزهایی قرار می‌دادند که مستحق آن نبودند. پس با این کار سزاوار سخت ترین عذاب گردیدند. آنها هیچ نجات دهنده و یاوری نخواهند داشت که بخشی از عذاب را از آنان دور نماید. واین حکم شامل حال هرمنافقی است.

(146) (﴿إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُواۡ﴾) مگر کسانی که خداوند به آنان توفیق داده که از گناهانشان توبه کنند.(﴿وَأَصۡلَحُواۡ﴾) و ظاهر و باطن خود را اصلاح کرده‌اند. (﴿وَٱعۡتَصَمُواۡ بِٱللَّهِ﴾) و به دین خدا چنگ زده، و برای جلب منافع و دور کردن زیان از خود به او پناه برده‌اند. (﴿وَأَخۡلَصُواۡ دِينَهُمۡ لِلَّهِ﴾) و دینشان را -که اسلام و ایمان و احسان است- برای خدا خالص نموده‌اند. پس هدف آنان از اعمال ظاهری و باطنی، جلب رضای خدا بوده و از ریا و نفاق سالم مانده‌اند. و هرکس که به این صفات متصف باشد، (﴿فَأُوۡلَٰٓئِكَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ﴾) ایشان در دنیا و برزخ و روز قیامت با مؤمنان خواهند بود. (﴿وَسَوۡفَ يُؤۡتِ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) و خداوند به آنان پاداشی بزرگ خواهد داد، که ماهیّت و وسعت آن را کسی جز خدا نمی‌داند. نعمت‌هایی را به آنان می‌دهد، که هیچ چشمی آن را ندیده و هیچ گوشی آن را نشنیده و به دل هیچ انسانی خطور نکرده است. بنگر که خداوند چگونه اعتصام و اخلاص را به طور ویژه بیان نمود، با اینکه اعتصام و اخلاص در جملۀ (﴿وَأَصۡلَحُواۡ﴾) داخل است؛ زیرا اعتصام و اخلاص، بخشی از اصلاح و خودسازی است، چون مؤمن شدیداً به توشۀ اعتصام و اخلاص نیاز دارد، به ویژه در این مقام دشوار که نفاق در دل‌ها جای گرفته است و جز با اعتصام و چنگ زدن به خدا و پناه بردن به وی و دراز کردن دست نیاز به سوی او نمی‌توان آن را از بین برد. و اخلاص کاملاً با نفاق متضاد است. پس اعتصام و اخلاص را بیان کرد چون دارای فضیلت و برتری هستند، و اعمال ظاهر و باطن به آن دو بستگی دارد، و در این مقام به شدت به این دو امر نیاز است. و بنگر که خداوند ـ وقتی که بیان نمود اینها با مؤمنان هستند ـ نفرمود: خداوند به آنان پاداش بزرگی می‌دهد، با اینکه سیاق جمله در رابطه با آنان است، بلکه فرمود: (﴿وَسَوۡفَ يُؤۡتِ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَجۡرًا عَظِيمٗا﴾) زیرا خداوند در چندین جای دیگر قرآن، این قاعده را به کار برده است، و آن اینکه هرگاه سیاق جمله در رابطه با بیان بعضی از جزئیات باشد، و خداوند بخواهد پاداش یا عذابی بر آن جزئیات مترتب سازد، پاداش یا عذابی که در بین این «جزئیات» و «جنسی که در برگیرندۀ جزئیات می‌باشد» مشترک است، همواره پاداش یا عقاب را متوجه «جنس» می‌کند نه «جزئیات»، جنسی که هم این امر جزئی و هم غیر از آن را دربر می‌گیرد. نیز تا گمان نرود که این حکم به این امر جزئی اختصاص دارد. و این از اسرار شگفت انگیز قرآن است. پس این گروه از منافقان که توبه کرده و به اصلاح خویشتن پرداخته‌اند، با مؤمنان هستند و پاداش مؤمنان به آنان هم می‌رسد.

(147) سپس خداوند از کمالِ بی‌نیازی و گستردگی بردباری و رحمت و احسانش خبر داد و فرمود: (﴿مَّا يَفۡعَلُ ٱللَّهُ بِعَذَابِكُمۡ إِن شَكَرۡتُمۡ وَءَامَنتُمۡ﴾) خداوند چه نیازی به عذاب شما دارد، اگر شکرگزار وی باشید و ایمان بیاورید؟! و خداوند قدرشناس و داناست و به کسانی که در راه او متحمل دشواری‌های زیادی شده، و آنان‌که همواره اهل عمل هستند، پاداش بزرگ و احسان گسترده‌ای عطا می‌کند. و هر کس چیزی را به خاطر خدا رها کند، خداوند بهتر از آن را به او می‌دهد. خداوند به ظاهر و باطن شما و اعمالتان آگاه است، و اخلاص و صداقت و یا ضد آن را که در اعمالتان وجود دارد، می‌داند. و از شما می‌خواهد که توبه کنید و به سویش بازگردید. پس چنانچه به سوی او برگردید، چه نیازی به تعذیب شما دارد؟! زیرا خداوند برای تسکین خود، شما را عذاب نمی‌دهد، و از عذاب دادن شما سودی به وی نمی‌رسد. بلکه گناهکار جز به خود زیان نمی‌رساند. همان‌طورکه عمل نیک آدمی فقط به نفع اوست. و شکر؛ یعنی فروتنی دل و اعتراف و اقرار به نعمت خدا، و ستایش خدا با زبان، و فرمانبرداری از او با اعضای بدن. شکر؛ یعنی اینکه از نعمت‌های خدا، در راه نافرمانی و ارتکاب گناه استفاده نشود.