سیدھے مواد پر جائیں
Tafsir As-Saadi - Persian · Al-Israa
سورت 17

Al-Israa

یہ عربی کے سوا کسی اور زبان میں ایک تفسیر ہے جیسا Quranic Universal Library (QUL، از Tarteel) کے پاس ہے، QUL کے ڈیٹا کی اس کھلی نقل سے لیا گیا جو spa5k/tafsir_api رکھتا ہے۔ QUL کے اندراج میں یہ نہیں بتایا گیا کہ اسے کس نے لکھا یا ترجمہ کیا اور وہ کس چھپے ہوئے ایڈیشن کی پیروی کرتی ہے، اور متن کے لیے کوئی لائسنس بیان نہیں کیا گیا، اس لیے اسے دکھانے کا حق تصدیق شدہ نہیں۔ کسی نے اسے چھپی ہوئی کتاب سے نہیں ملایا اور کسی عالم نے اس کا جائزہ نہیں لیا۔ ہر حصہ ان آیات کے ساتھ ہے جن پر وہ تبصرہ کرتا ہے، اور وہ آیات Tanzil کا قرآنی متن ہیں، جیسا وہاں ہے۔ سبیل نے اس میں سے کچھ نہیں لکھا اور نہ اس کا ترجمہ کیا۔

متن ماخوذ ازQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMIT2026-10-21 کو لیا گیا

آیات 59–60

وَمَا مَنَعَنَآ أَن نُّرْسِلَ بِٱلْـَٔايَـٰتِ إِلَّآ أَن كَذَّبَ بِهَا ٱلْأَوَّلُونَ ۚ وَءَاتَيْنَا ثَمُودَ ٱلنَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا۟ بِهَا ۚ وَمَا نُرْسِلُ بِٱلْـَٔايَـٰتِ إِلَّا تَخْوِيفًا 59 وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِٱلنَّاسِ ۚ وَمَا جَعَلْنَا ٱلرُّءْيَا ٱلَّتِىٓ أَرَيْنَـٰكَ إِلَّا فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَٱلشَّجَرَةَ ٱلْمَلْعُونَةَ فِى ٱلْقُرْءَانِ ۚ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَـٰنًا كَبِيرًا 60

وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالآيَاتِ إِلاَّ أَن كَذَّبَ بِهَا الأَوَّلُونَ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُواْ بِهَا وَمَا نُرْسِلُ بِالآيَاتِ إِلاَّ تَخْوِيفًا و چيزي ما را از فرستادن معجزات بازنداشت مگر اينکه گذشتگان آن را تکذيب کردند، و به ثمود ماده شتر داديم که نشانه اي روشن بود، پس به آن ستم رو داشتند و ما معجزات را جز براي بيم دادن نمي فرستيم. وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِّلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي القُرْآنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلاَّ طُغْيَانًا كَبِيرًا و به ياد آر آنگاه که به تو گفتيم: «بي گمان پروردگارت به مردم احاطۀ کامل دارد. و رويا و خوابي را که به تو نشان داديم، و درخت نفرين شده در قرآن را جز (مايۀ) آزمايش براي مردم قرار نداديم، ما ايشان را بيم مي دهيم، ولي جز سرکشي وعصيان فراوان چيزي بر آنان نمي افزايد.

(59) خداوند متعال از رحمت گستردۀ خویش خبر می‌دهد، و اینکه معجزاتی را که تکذیب‌کنندگان پیشنهاد می‌کردند، نفرستاده است، و می‌فرماید چیزی او را از فرستادن آن معجزاتِ درخواستی بازنداشت، مگر اینکه خداوند نمی‌پسندد آنها آن را تکذیب کنند؛ زیرا وقتی معجزات را تکذیب کنند، بلافاصله آنها را شکنجه می‌دهد و بدون درنگ، عذاب، آنان را فرا خواهد گرفت. همان‌طور که خداوند با پیشینیانی که معجزات را تکذیب کردند، چنین رفتار نمود. یکی از معجزات بزرگی که خداوند فرستاد، معجزه‌ای بود که برای قوم ثمود، فرستاد و آن ماده شتری بزرگ و شگفت‌انگیزی بود که تمام قبیلۀ ثمود روزی که آن شتر برای نوشیدن آب به چشمۀ آنان می‌رفت، آنان ـ به خاطر ارج نهادن به آن ـ به سر چشمه نمی‌رفتند و از آن آب نمی‌آوردند. ولی با این وجود، آن را تکذیب کردند، و درنتیجه به عذابی که خداوند در کتابش برای ما تعریف نموده است، گرفتار شدند. و اینها هم چنانچه معجزات بزرگی نیز به نزدشان می‌آمد، ایمان نمی‌آوردند؛ زیرا دلیل ایمان نیاوردنشان، این نبود که آنچه پیامبر آورده است پوشیده و پنهان، و حق و باطل بودنش بر آنان مشتبه می‌باشد، بلکه پیامبر با دلایل زیادی پیش آنها آمده که بر صحت آنچه آورده است، دلالت می‌نماید؛ دلایلی که موجب هدایت کسی است که خواهان هدایت باشد. طبعاً معجزات و نشانه‌های دیگر نیز مانند همین نشانه‌ها و دلایل هستند، و آنها حتماً با آن، همان رفتاری را در پیش خواهند گرفت که با دیگر دلایل در پیش گرفتند. پس در این حالت، فرونفرستادن معجزات برایشان بهتر و مفیدتر است. (﴿وَمَا نُرۡسِلُ بِٱلۡأٓيَٰتِ إِلَّا تَخۡوِيفٗا﴾) و هدف از فرستادن معجزات، این نیست که انگیزه و سبب ایمان آوردن باشد؛ زیرا ایمان، بدون مشاهدۀ نشانه و معجزه، محقق نمی‌شود، بلکه هدف از فرستادن نشانه‌ها و معجزات [دراین مورد مخصوص]، ترساندن و بیم دادن است، تا آنها از آنچه که بر آن هستند، باز آیند.

(60) (﴿وَإِذۡ قُلۡنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِٱلنَّاسِ﴾) و به یاد آر آنگاه که به تو گفتیم: پروردگارت با آگاهی و قدرت خویش مردم را از هر جهت در احاطه دارد، و آنها پناهگاهی ندارند که به آن پناه ببرند. و این برای کسی که عقل دارد، کافی است تا از آنچه که خداوند نمی‌پسندد، باز آید. (﴿وَمَا جَعَلۡنَا ٱلرُّءۡيَا ٱلَّتِيٓ أَرَيۡنَٰكَ إِلَّا فِتۡنَةٗ لِّلنَّاسِ وَٱلشَّجَرَةَ ٱلۡمَلۡعُونَةَ فِي ٱلۡقُرۡءَانِ﴾) بیشتر مفسرین بر این باورند که منظور شب اسرا است؛ یعنی ما دیداری را که در شب معراج برای تو میسّر و ممکن کردیم، و [نیز] درخت نفرین شدۀ (زقّوم) -که در ته دوزخ می‌روید و در قرآن ذکر شده است- را جز وسیلۀ آزمایش مردمان قرار نداده‌ایم. این دو چیز مایۀ فتنۀ مردم قرار گرفتند تا جایی که کافران بر کفر خود پافشاری کردند و شرّ آنان بیشتر شد؛ و برخی از افرادی که ایمانشان ضعیف بود، از ایمان خود برگشتند؛ زیرا اموری که پیامبر آنها را خبر داده بود مبنی بر اینکه در یک شب از مسجد الاقصی به سوی آسمان‌ها رفته است، حسب ظاهر و با توجه به امکانات مادی غیرممکن بود. و نیز پیامبر از وجود درختی خبر داده بود که در اعماق جهنم می‌روید، این نیز از چیزهای خلاف عادت بود و باعث شد تا آنها پیامبر را تکذیب کنند. پس چطور بود اگر آیات و امور خارق العادۀ بزرگ را مشاهده می‌کردند؟! آیا [در چنین شرایطی] نیاوردن معجزات بهتر نیست؟! البته که بهتر است؛ زیرا آوردن معجزات بزرگ، سبب می‌شود که شر و بدی آنان بیشتر شود. بنابراین خداوند بر آنها رحم نمود، ومعجزات بزرگ را برای آنها نیاورد. و از اینجا می‌توان دریافت که عدم تصریح به چیزهای بزرگ در قرآن و سنت که در زمان‌های اخیر پدیدار شده است، بسی بهتر است؛ زیرا ممکن بود که مردم آن زمان چنین چیزهایی را نپذیرند، و این باعث می‌شد تا دل‌های برخی از مؤمنان دچار تردید شود و نیز مانعی می‌شد تا کسانی که اسلام نیاورده‌اند، آنها را از ورود به اسلام باز دارد و از اسلام گریزان شوند. خداوند کلمات عام و فراگیری را بیان نموده که تمام آنچه را که رخ می‌دهد، دربر می‌گیرند. (﴿وَنُخَوِّفُهُمۡ فَمَا يَزِيدُهُمۡ إِلَّا طُغۡيَٰنٗا كَبِيرٗا﴾) و ما آنها را با نشانه‌ها و معجزات بیم می‌دهیم، ولی این ترساندن و بیم دادن، جز سرکشی و عصیان فراوان، چیزی بر آنان نمی‌افزاید. و این بیانگر آن است که آنان بی‌نهایت به شرّ متصّف بودند و آن را دوست می‌داشتند، و بی‌نهایت از حق متنفر بودند و به آن پایبند نبودند.