Saba
Kani waa tafsiir ku qoran luqad aan Carabi ahayn sida uu ugu jiro Quranic Universal Library (QUL, ee Tarteel), oo laga qaaday nuqulka furan ee xogta QUL ee spa5k/tafsir_api haysto. Diiwaanka QUL ma sheegayo cidda qortay ama tarjumay ama daabacaadda la daabacay ee uu raacayo, mana caddaynayo shatiga qoraalka, sidaas darteed xaqa muujintiisa lama xaqiijin. Qofna ma barbardhigin buug la daabacay, aqoonyahanna ma dib u eegin. Qayb kasta waxay ag taagan tahay aayadaha ay ka hadlayso, kuwaas oo ah qoraalka Quraanka ee Tanzil, sida uu ugu yaal halkaas. Sabīl wax ka mid ah ma qorin, mana tarjumin.
Qoraalka waxaa laga helayQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITla qaaday 2026-10-21
قُلِ ٱدْعُوا۟ ٱلَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَلَا فِى ٱلْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُۥ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ 22 وَلَا تَنفَعُ ٱلشَّفَـٰعَةُ عِندَهُۥٓ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُۥ ۚ حَتَّىٰٓ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا۟ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا۟ ٱلْحَقَّ ۖ وَهُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْكَبِيرُ 23
قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ ؛ بگو : بخوانيد کساني را که جز خداي يکتا خدا مي پنداريد مالک ذره اي در آسمانها و زمين نيستند و در آفرينش آن دو شرکتي نداشته اند و خدا رادر آفرينش ياري نکرده اند. وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ؛ شفاعت نزد خدا سود نکند ، مگر در باره کسي که او خود اجازت دهد و چون ، بيم از دلهايشان برود ، گويند : پروردگارتان چه گفت ? گويند : سخن حق گفت و او بلند مرتبه و بزرگ است.
(22 - 23) (﴿قُلِ﴾) ای پیامبر! به کسانی که چیزهایی از مخلوقات را شریک خداوند قرار میدهند که فایده و ضرری نمیتوانند برسانند، و بطلان عبادت و عجز و ناتوانی آن چیزها را برایشان بیان نما و بگو: (﴿ٱدۡعُواۡ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ﴾) آنان را که به جای خداوند میپندارید، به فریاد بخوانید؛ یعنی چیزهایی را که گمان میبرید شریک خداوند هستند بخوانید ، اما خواندن شما فایدهای ندارد؛ زیرا آنها کاملاً ناتواناند، و به هیچ صورت قادر به اجابت دعا و فریاد شما نیستند. آنها کوچکترین اختیاری ندارند، (﴿لَا يَمۡلِكُونَ مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَلَا فِي ٱلۡأَرۡضِ﴾) و نه بهطور مستقل و نه بهصورت مشترک مالک ذرّهای در آسمانها و زمین نیستند، و به همین جهت فرمود: (﴿وَمَا لَهُمۡ﴾) و این معبودان خیالی (﴿فِيهِمَا﴾) در آسمانها و زمین، (﴿مِن شِرۡكٖ﴾) هیچ مشارکت زیاد و کمی ندارند. پس آنها نه مُلک و سلطنتی دارند، و نه در آن شراکت دارند. شاید گفته شود با اینکه آنها مالک ذرّهای در آسمانها و زمین نیستند، و هیچ مشارکتی در آفرینش و تدبیر آسمانها و زمین ندارند، اما آنها یاوران مالک و وزیران او هستند، از این رو صدا زدن و به فریاد خواندن آنها مفید خواهد بود ، چون ـ از آنجا که مالک به آنها نیاز دارد ـ نیازهای کسانی را که دست به دامان آنها میشوند برآورده میسازند. پس خداوند این را هم نفی کرد و فرمود: (﴿وَمَا لَهُۥ مِنۡهُم مِّن ظَهِيرٖ﴾) و خداوند یگانۀ قهار از میان آنها هیچ معاون و یاور و وزیر و پشتیبانی ندارد که در فرمانروایی و تدبیر جهان او را یاری دهد. پس چیزی جز شفاعت باقی نماند و آن را هم خداوند نفی کرد و فرمود: (﴿وَلَا تَنفَعُ ٱلشَّفَٰعَةُ عِندَهُۥٓ إِلَّا لِمَنۡ أَذِنَ لَهُۥ﴾) این انواع تعلقاتی است که به وسیلۀ آن مشرکین به بتها و انبازهای خود از قبیل: انسانها و درختان و غیره متوسّل میشوند، و خداوند همۀ این تعلقات را قطع نمود و باطل بودن آن را بیان داشت؛ بیانی که تمامی اصول و مواد شرک را قطع مینماید. چون مشرک که غیر از خداوند را پرستش میکند، بدان جهت است که از او امید نفع و فایده دارد، و همین امیدواری است که او را دچار شرک گردانده است. پس اگر کسی را که به فریاد میخواند غیر از خدا باشد و هیچ نفع و ضرری را نداشته باشد، و با مالک [=خدا] شریک نباشد و به وی هیچ کمک و مساعدتی نرساند، و نتواند بدون اذن و اجازۀ او شفاعت نماید، این فراخوانی و عبادت از نظر عقل گمراهی محسوب شده، و شرع نیز آن را باطل به حساب میآورد. بلکه آنچه مشرک میخواهد، عکس آن واقع میشود! او میخواهد از معبود باطلش فایدهای بهدست آورد، اما خداوند باطل و بیفایده بودن آن را بیان نمود. و در آیات دیگر زیان آن را برای کسانی که به عبادت آن مشغول شدند، بیان کرده و میفرماید: در روز قیامت آنها به همدیگر کفر میورزند، و یکدیگر را نفرین میکنند، و جایگاه همه آتش جهنّم است:﴿وَإِذَا حُشِرَ ٱلنَّاسُ كَانُواۡ لَهُمۡ أَعۡدَآءٗ وَكَانُواۡ بِعِبَادَتِهِمۡ كَٰفِرِينَ﴾ و هنگامی که مردم در قیامت گرد آورده میشوند، آنان دشمن ایشان میگردند و پرستش آنان را انکار مینمایند. عجیب است فرد مشرک که متکبرانه از اطاعت پیامبران روی بر میتابد با این استدلال که اینها انسان هستند؛ اما راضی است که درخت و سنگ را بپرستد و به فریاد بخواند و از عبادت خالصانۀ خداوند مهربان متکبرانه روی برتابد، و به پرستش چیزی راضی است که زیانش بیشتر از فایدهاش میباشد. و اینگونه از سرسختترین دشمن خود که شیطان است اطاعت میکند. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمۡ قَالُواۡ مَاذَا قَالَ رَبُّكُمۡۖ قَالُواۡ ٱلۡحَقَّ﴾) احتمال دارد که ضمیر در اینجا به مشرکین برگردد چون آنها در عبارت ذکر شدهاند و قاعده در مورد ضمیرها این است که به نزدیکترین کلمۀ مذکور برگردند. در این حالت معنی اینطور میشود: در روز قیامت وقتی که ترس و اضطراب از دلهای مشرکین دور شد و عقلشان سر جایش آمد، از حالتشان در دنیا و تکذیب حقی که پیامبران آورده بودند مورد سؤال واقع خواهند شد؛ و آنها اقرار و اعتراف میکنند کفر و شرکی که آنها بر آن بودند باطل بود، و آنچه که خدا فرموده بود و پیامبرانش از آن خبر دادند حق است. ﴿بَلۡ بَدَا لَهُم مَّا كَانُواۡ يُخۡفُونَ مِن قَبۡلُ﴾ پس آنچه را که قبلاً پنهان میکردند، برایشان آشکار میگردد؛ و خواهند دانست که حق از آن خداست، و به گناهان خود اعتراف میکنند. (﴿وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ﴾) و ذات خداوند برتر و بالاتر است، و او فراتر از همۀ مخلوقات است، و بر آنها چیره میباشد، و مقامش والا و دارای صفاتی بزرگ است. (﴿ٱلۡكَبِيرُ﴾) و در ذات و صفات خود بزرگ است. و از مصادیق والا بودن او این است که فرمان خدا رفیع است، و مردم در برابر آن سر تسلیم فرود میآورند، حتی متکبران و مشرکان آن را میپذیرند. و این معنی آشکارتر است، و سیاق بر همین دلالت مینماید. و احتمال دارد که ضمیر به فرشتگان برگردد، چون خداوند وقتی سخن بگوید فرشتگان آن را میشنوند و سجده کنان فرو میافتند. و اولین فرشتهای که سر بلند میکند جبرئیل است، و خداوند از وحی خویش آنچه میخواهد به او میگوید؛ و چون بیهوشی و اضطراب از دلهای فرشتگان بهدر رود، از یکدیگر در مورد این سخن الهی که از آن بیهوش گشتند میپرسند و میگویند: پروردگارتان چه گفت؟ پس آنان به یکدیگر میگویند: خداوند حق فرمود. بنابراین آنها یا بهطور اجمالی میگویند:«خداوند حق میگوید»، چرا که میدانند خداوند جز حق نمیگوید، و یا اینکه وارد جزئیات شده، و مصادیق صداقت و راستگویی و حقگویی خدا را بیان میکنند. پس معنی اینطور میشود: مشرکانی که معبودان باطل را پرستش کردهاند که ناتوانی و نقص آنها و بیفایده بودنشان را برای شما بیان داشتیم، چگونه از عبادت پروردگار بزرگ و والا مقام روی برتافتهاند، درحالی که فرشتگان و آنهایی که مقرب خداوند هستند چنان در برابر او فروتن میباشند که به هنگام شنیدن سخن او بیهوش میافتند و همه اقرار میکنند که خداوند جز حق چیزی نمیگوید؟! این مشرکان را چه شده که از عبادت کسی روی گرداندهاند که چنین عظمت و شکوهی دارد! بسی والا و برتر است خداوند والا مقام از شرک مشرکین و از تهمت و دروغشان.