Langkau ke kandungan
Tafsir As-Saadi - Persian · At-Tawba
Surah 9

At-Tawba

Ini ialah sebuah tafsir dalam bahasa selain bahasa Arab seperti yang ada pada Quranic Universal Library (QUL, oleh Tarteel), diambil melalui salinan terbuka data QUL yang disimpan oleh spa5k/tafsir_api. Rekod QUL tidak menyatakan siapa yang menulis atau menterjemahkannya atau edisi cetakan mana yang diikutinya, dan tidak menyatakan lesen bagi teks itu, maka hak untuk memaparkannya belum disahkan. Belum ada sesiapa yang membandingkannya dengan buku bercetak, dan tiada ulama yang menyemaknya. Setiap bahagian berada di sisi ayat-ayat yang diulasnya, iaitu teks Al-Quran daripada Tanzil, dipaparkan seperti yang ada di sana. Sabīl tidak menulis atau menterjemahkan satu pun daripadanya.

Teks daripadaQuranic Universal Libraryspa5k/tafsir_apiMITdiambil pada 2026-10-21

Ayat 117–118

لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِىِّ وَٱلْمُهَـٰجِرِينَ وَٱلْأَنصَارِ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِى سَاعَةِ ٱلْعُسْرَةِ مِنۢ بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ ۚ إِنَّهُۥ بِهِمْ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ 117 وَعَلَى ٱلثَّلَـٰثَةِ ٱلَّذِينَ خُلِّفُوا۟ حَتَّىٰٓ إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ ٱلْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّوٓا۟ أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوٓا۟ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ 118

لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ؛ خدا ، توبه پيامبر و مهاجرين و انصار را که در آن ساعت عسرت همراه اوبودند ، از آن پس که نزديک بود که گروهي را دل از جنگ بگردد ، پذيرفت توبه شان بپذيرفت ، زيرا به ايشان رئوف و مهربان است. وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ؛ و نيز خدا پذيرفت توبه آن سه تن را که از جنگ تخلف کرده بودند ، تا، آنگاه که زمين با همه گشادگيش بر آنها تنگ شد و جان در تنشان نمي گنجيدو خود دانستند که جز خداوند هيچ پناهگاهي که بدان روي آورند ندارند پس خداوند توبه آنان بپذيرفت تا به او باز آيند ، که توبه پذير و مهربان است.

(117) خداوند متعال خبر می‌دهد که او از سرِ لطف و احسان خویش (﴿تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِيِّ وَٱلۡمُهَٰجِرِينَ وَٱلۡأَنصَارِ﴾) توبۀ پیامبرصلی الله علیه وسلم و توبۀ مهاجرین و انصار را پذیرفت. پس، لغزش‌های آنان را بخشید و نیکی‌ها را برای آنان فراوان نمود و آنان را به بالاترین مقام‌ها رساند، و این به سبب انجام دادن کارهای مشکل و دشوار بود. بنابراین فرمود: (﴿ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ﴾) آنهایی که برای پیکار با دشمنان در جنگ تبوک، همراه با پیامبر حرکت کردند. جنگ تبوک در گرمای شدید و به هنگامی روی داد که مسلمانان از نظر توشه و سواری و کثرت دشمنان و وجودِ عواملی که آنان را از جنگ باز می‌داشت، در تنگنا قرار داشتند. اما آنان از خداوند کمک گرفتند ، و این کار را انجام دادند، (﴿مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٖ مِّنۡهُمۡ﴾) بعد از آنکه نزدیک بود دل‌هایشان دگرگون شود، و به نرفتن و نشستن گرایش یابد . اما خداوند آنان را ثابت قدم نمود، و آنها را کمک کرد، و بدانان نیرو بخشید. «زیغ قلب» یعنی منحرف شدن آن از راه راست. پس اگر انحراف در اصل دین باشد، کفر خواهد بود؛ و اگر انحراف در قوانین و شرائع آن باشد، انحراف به اندازۀ قانونی خواهد بود که از آن منحرف شده یا در انجام آن کوتاهی ورزیده است ، یا آن را به غیر از صورت شرعی انجام داده است. (﴿ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس توبۀ آنان را پذیرفت. (﴿إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفٞ رَّحِيمٞ﴾) همانا خداوند نسبت به آنان رئوف و مهربان است. و از جمله مهربانی او این است که توبه کردن را به آنان ارزانی نمود، و آن را از آنان پذیرفت، وآنها را بر آن ثابت قدم کرد.

(118) و همچنین خداوند (﴿عَلَى ٱلثَّلَٰثَةِ ٱلَّذِينَ خُلِّفُواۡ﴾) توبۀ آن سه کس را پذیرفت که از بیرون رفتن با مسلمین در آن جنگ، باز ماندند؛ و آن سه نفر کعب بن مالک و دو نفر از دوستانش بودند که داستان آنها در صحاح و سُنن آمده است. (﴿حَتَّىٰٓ إِذَا﴾) تا اینکه بسیار اندوهگین شدند و (﴿ضَاقَتۡ عَلَيۡهِمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ﴾) زمین با همۀ فراخی‌اش بر آنان تنگ آمد، (﴿وَضَاقَتۡ عَلَيۡهِمۡ أَنفُسُهُمۡ﴾) و جان‌هایشان بر آنان تنگ شد، جانی که برای آنها از هر چیزی عزیزتر بود. پس فضای گسترده بر آنان تنگ شد؛ و جان محبوبی که هیچ وقت انسان از آن به تنگ نمی‌آید، بر آنها تنگ شد؛ و این جز به خاطر کاری پریشان کننده نیست که سختی و مشقت آن را نتوان تعبیر کرد، و این بدان خاطر بود که آنها خشنودی خدا و پیامبرش را بر هر چیزی ترجیح دادند. (﴿وَظَنُّوٓاۡ أَن لَّا مَلۡجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّآ إِلَيۡهِ﴾) و از وضعیت و حال خود دانستند و یقین حاصل نمودند که جز خدا هیچ کس آنان را از سختی‌ها نجات نمی‌دهد؛ و نمی‌توان به هیچ کسی جز خداوند یکتا که شریکی ندارد، پناه برد. پس رابطه و تعلق آنها با مخلوق قطع شد و خود را به پروردگارشان واگذار کردند، و از خدا به سوی او فرار کردند. آنها حدوداً پنجاه شب را در این سختی سپری کردند. (﴿ثُمَّ تَابَ عَلَيۡهِمۡ﴾) سپس به آنان اجازۀ توبه داد، و آنان را به انجام دادنش توفیق عطا کرد. (﴿لِيَتُوبُوٓاۡ﴾) تا توبه کنند، و توبۀ آنان را بپذیرد. (﴿إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ﴾) همانا خداوند بسیار توبه را می‌پذیرد و بخشیدن و آمرزیدن و در گذشتن او از لغزش و کوتاهی‌ها بسیار است. (﴿ٱلرَّحِيمُ﴾) و مهربان است و رحمت فراوان او همواره ودر هر وقت و زمانی بر بندگان فرود می‌آید، وامور دینی و دنیوی‌شان بر آن استوار است. از این آیات برمی‌آید که پذیرفتن توبۀ بنده از سوی خدا، بزرگ‌ترین هدف و بالاترین مقصد است؛ چون خداوند آخرین هدف بندگان خاص خویش را این قرار داده که توبه‌شان پذیرفته شود ، و خداوند با پذیرفتن توبۀ بندگان خاص خود، بر آنان منت می‌نهد، و این زمانی است که کارهایی را انجام دهند که خداوند آن را دوست دارد و می‌پسندد. با تأمل در این آیات، نیز درمی‌یابیم که لطف خدا همواره قرین و همراه مؤمنان است؛ و ایمان، آنان را به هنگام سختی‌ها و مصیبت‌های پریشان کننده، استوار و پا بر جا می‌دارد. نیز از این آیات برمی‌آید، عبادتی که بر نفس دشوار است، فضیلت و ویژگی خاصی را دارد که دیگر عبادت‌ها دارای آن نیستند؛ و هر اندازه مشقت بیشتر باشد، پاداش بزرگ‌تر خواهد بود. همچنین پذیرفتن توبۀ بنده از سوی خدا، بر حسب پشیمانی و تأسف شدید اوست؛ و کسی که بر انجام گناه پروایی نداشته، وهر گناهی را انجام دهد ناراحت نگردد، توبۀ او بدون اراده انجام شده و بی محتواست، گر چه او گمان برد که توبه‌اش پذیرفته شده است. با اندیشه کردن در این آیات در می‌یابیم که علامت خیر و دور شدن سختی از بنده، این است که دل به طور کامل به خدا وابسته شود و از مخلوق ببرّد. از جملۀ لطف خداوند نسبت به این سه نفر، این است که صفتی را برای آنان بر شمرد که برای آنها عیب و عار محسوب نمی‌شود. پس فرمود: (﴿خُلِّفُواۡ﴾) بازداشته شدند. فعل به صورت مجهول آمده و اشاره به این نکته است که مؤمنان آنان را پشت سر گذاشتند. یا به این معنی است که آنان به تاخیر افتاده بودند از کسانی که دربارۀ قبول یا رد کردن عذرشان حکم قطعی صادر شده بود. علت باز ماندن آنان از شرکت در جنگ، این نبود که آنان به خیر علاقه‌مند نبودند. بنابراین نفرمود:«تَخَلَّفُوا» از شرکت در جنگ تخلف ورزیدند و بازپس ماندند. نکته‌ای دیگر که از این آیات مستفاد می‌گردد، این است که خداوند صداقت را به آنان ارزانی نمود. بنابراین دستور داد از آنان پیروی شود. پس فرمود: